جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
زمعه فرزند [[اسود بن مطّلب بن اسد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب قرشی اسدی]]<ref>النسب، ص ۲۰۵.</ref> کنیهاش ابوحکیمه است.<ref> انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۶۸؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۶۴۸.</ref> او و شماری از [[قریش]] را "ازواد الرکب" میگفتند، زیرا در سفرها به همراهان خود اجازه [[خرج]] کردن [[مال]] نمیدادند و همه هزینه [[سفر]] را میپرداختند.<ref>جمهرة نسب قریش، ص ۴۶۴؛ المحبر، ص ۱۳۷؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۷۰.</ref> [[پدر]] وی اسود بن مطّلب است که از مستهزئان [[پیامبر گرامی]]{{صل}} بود و به [[نفرین]] آن [[حضرت]] [[نابینا]] شد.<ref>المنمق، ص ۳۶۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۶۸.</ref> نام مادرش را [[أروی بنت حذیفة بن مهشّم بن سعید بن سهم]] ذکر کردهاند.<ref>جمهرة نسب قریش، ص ۴۶۵.</ref> از برادرانش [[حارث بن اسود]] و [[عقیل بن اسود]] هم در ماجرای [[روز]] [[بدر]] نام بردهاند که به دست [[عمار یاسر]] و [[حمزه]] [[سیدالشهداء]] و [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} کشته شدند؛ همچنین [[هبّار بن اسود]] که شاعر بوده است.<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۷۰۹؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۱۸؛ الروض الانف، ج ۵، ص ۳۰۳.</ref> نام [[همسر]] وی را [[قریبه]] کبرا دختر [[امیه مخزومی]]، [[خواهر]] [[ام سلمه]] همسر پیامبر گرامی{{صل}} ذکر کردهاند.<ref> المحبر، ص ۱۰۲؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۵۷۴؛ الاصابه، ج ۴، ص ۸۳.</ref> نام فرزندانش چنین است: [[حارث بن زمعه]] (در [[جنگ بدر]] به دست [[حضرت علی]]{{ع}} کشته شد)،<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۶۸، ۳۵۷.</ref> [[یزید بن زمعه]] (یکی از [[مهاجران به حبشه]] که در [[جنگ حنین]] در رکاب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[شهادت]] رسید)،<ref>الطبقات، ج ۴، ص ۹۰؛ اسد الغابه، ج ۴، ص ۷۱۳.</ref> [[وهب بن زمعه]]، [[عبداللّه بن زمعه]]<ref>جمهرة نسب قریش، ص ۴۷۰ - ۴۷۲؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۱۹.</ref> (یکی از [[راویان]] پیامبر اکرم{{صل}} و [[شیعه]] [[امام علی]]{{ع}}).<ref> رجال الطوسی، ص ۴۳؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱۳، ص ۲۲.</ref> [[سوده دختر زمعة بن قیس]] از [[طایفه]] [[عامر بن لؤی]] ([[همسر رسول خدا]])<ref>الاستیعاب، ج ۳، ص ۱۳۵۲؛ الاصابه، ج ۴، ص ۸۳.</ref> هیچ ربطی به زمعة بن اسود قرشی ندارد. | زمعه فرزند [[اسود بن مطّلب بن اسد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب قرشی اسدی]]<ref>النسب، ص ۲۰۵.</ref> کنیهاش ابوحکیمه است.<ref> انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۶۸؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۶۴۸.</ref> او و شماری از [[قریش]] را "ازواد الرکب" میگفتند، زیرا در سفرها به همراهان خود اجازه [[خرج]] کردن [[مال]] نمیدادند و همه هزینه [[سفر]] را میپرداختند.<ref>جمهرة نسب قریش، ص ۴۶۴؛ المحبر، ص ۱۳۷؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۷۰.</ref> [[پدر]] وی اسود بن مطّلب است که از مستهزئان [[پیامبر گرامی]] {{صل}} بود و به [[نفرین]] آن [[حضرت]] [[نابینا]] شد.<ref>المنمق، ص ۳۶۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۶۸.</ref> نام مادرش را [[أروی بنت حذیفة بن مهشّم بن سعید بن سهم]] ذکر کردهاند.<ref>جمهرة نسب قریش، ص ۴۶۵.</ref> از برادرانش [[حارث بن اسود]] و [[عقیل بن اسود]] هم در ماجرای [[روز]] [[بدر]] نام بردهاند که به دست [[عمار یاسر]] و [[حمزه]] [[سیدالشهداء]] و [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} کشته شدند؛ همچنین [[هبّار بن اسود]] که شاعر بوده است.<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۷۰۹؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۱۸؛ الروض الانف، ج ۵، ص ۳۰۳.</ref> نام [[همسر]] وی را [[قریبه]] کبرا دختر [[امیه مخزومی]]، [[خواهر]] [[ام سلمه]] همسر پیامبر گرامی {{صل}} ذکر کردهاند.<ref> المحبر، ص ۱۰۲؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۵۷۴؛ الاصابه، ج ۴، ص ۸۳.</ref> نام فرزندانش چنین است: [[حارث بن زمعه]] (در [[جنگ بدر]] به دست [[حضرت علی]] {{ع}} کشته شد)،<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۶۸، ۳۵۷.</ref> [[یزید بن زمعه]] (یکی از [[مهاجران به حبشه]] که در [[جنگ حنین]] در رکاب [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به [[شهادت]] رسید)،<ref>الطبقات، ج ۴، ص ۹۰؛ اسد الغابه، ج ۴، ص ۷۱۳.</ref> [[وهب بن زمعه]]، [[عبداللّه بن زمعه]]<ref>جمهرة نسب قریش، ص ۴۷۰ - ۴۷۲؛ جمهرة انساب العرب، ص ۱۱۹.</ref> (یکی از [[راویان]] پیامبر اکرم {{صل}} و [[شیعه]] [[امام علی]] {{ع}}).<ref> رجال الطوسی، ص ۴۳؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱۳، ص ۲۲.</ref> [[سوده دختر زمعة بن قیس]] از [[طایفه]] [[عامر بن لؤی]] ([[همسر رسول خدا]])<ref>الاستیعاب، ج ۳، ص ۱۳۵۲؛ الاصابه، ج ۴، ص ۸۳.</ref> هیچ ربطی به زمعة بن اسود قرشی ندارد. | ||
او از اشراف، تجار و سخنوران <ref>جمهرة نسب قریش، ص ۴۶۶؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۳؛ المفصل، ج ۴، ص ۱۰۴.</ref>[[قریش]] در [[جاهلیت]] به شمار میآمد. با این حال مردی [[شجاع]] و [[دلاور]] بود که شمشیرش به "لسان الکلب" معروف بود <ref>المنمق، ص ۴۱۶ - ۴۱۷.</ref> که در دوران بعد از [[بعثت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از جمله مستهزئان و آزاردهندگان آن [[حضرت]] به شمار میرفت و [[پیامبر]]{{صل}} را با درخواستها و سؤالات خود (مانند [[نزول]] [[فرشته]] همراه آن حضرت، درخواست دو نیم کردن ماه یا جاری ساختن چشمهای از [[زمین]]) [[آزار]] میداد.<ref> التکمیل والاتمام، ص ۱۳۳؛ البدایة والنهایه، ج ۳، ص ۱۲۰؛ الدر المنثور، ج ۶، ص ۱۳۳.</ref> [[خانه]] وی در [[دوران جاهلیت]] مرکز [[فحشا]] و [[فساد اخلاقی]] بود و از این [[راه]] درآمد کسب میکرد.<ref>تفسیر مقاتل، ج ۲، ص ۴۰۸؛ جامع البیان، ج ۱۸، ص ۹؛ روض الجنان، ج ۱۴، ص ۸۳.</ref> در ماجرای [[نوشتن]] [[پیماننامه]] علیه [[بنیهاشم]] حضور داشت و بنابر [[نقلی]]، پیماننامه نزد وی به [[امانت]] بود یا اینکه یکی از نگهبانان آن بود، اگرچه بعدا در [[مشاجره]] لفظی با [[ابوجهل]]، مخالفتش را با [[سختگیری]] بیش از اندازه بر بنیهاشم در [[شعب ابیطالب]] اعلام داشت و پس از خورده شدن پیماننامه به وسیله موریانه و [[ثابت]] شدن [[حقانیت]] [[رسول خدا]]{{صل}}، همراه شماری از [[قریش]] به [[دیدار]] بنیهاشم شتافت و رسما آنها را از محاصره بیرون آورد.<ref>الکامل، ج ۲، ص ۸۹؛ البدایة والنهایه، ج ۳، ص ۸۵، ۹۶.</ref> | او از اشراف، تجار و سخنوران <ref>جمهرة نسب قریش، ص ۴۶۶؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۳؛ المفصل، ج ۴، ص ۱۰۴.</ref>[[قریش]] در [[جاهلیت]] به شمار میآمد. با این حال مردی [[شجاع]] و [[دلاور]] بود که شمشیرش به "لسان الکلب" معروف بود <ref>المنمق، ص ۴۱۶ - ۴۱۷.</ref> که در دوران بعد از [[بعثت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از جمله مستهزئان و آزاردهندگان آن [[حضرت]] به شمار میرفت و [[پیامبر]] {{صل}} را با درخواستها و سؤالات خود (مانند [[نزول]] [[فرشته]] همراه آن حضرت، درخواست دو نیم کردن ماه یا جاری ساختن چشمهای از [[زمین]]) [[آزار]] میداد.<ref> التکمیل والاتمام، ص ۱۳۳؛ البدایة والنهایه، ج ۳، ص ۱۲۰؛ الدر المنثور، ج ۶، ص ۱۳۳.</ref> [[خانه]] وی در [[دوران جاهلیت]] مرکز [[فحشا]] و [[فساد اخلاقی]] بود و از این [[راه]] درآمد کسب میکرد.<ref>تفسیر مقاتل، ج ۲، ص ۴۰۸؛ جامع البیان، ج ۱۸، ص ۹؛ روض الجنان، ج ۱۴، ص ۸۳.</ref> در ماجرای [[نوشتن]] [[پیماننامه]] علیه [[بنیهاشم]] حضور داشت و بنابر [[نقلی]]، پیماننامه نزد وی به [[امانت]] بود یا اینکه یکی از نگهبانان آن بود، اگرچه بعدا در [[مشاجره]] لفظی با [[ابوجهل]]، مخالفتش را با [[سختگیری]] بیش از اندازه بر بنیهاشم در [[شعب ابیطالب]] اعلام داشت و پس از خورده شدن پیماننامه به وسیله موریانه و [[ثابت]] شدن [[حقانیت]] [[رسول خدا]] {{صل}}، همراه شماری از [[قریش]] به [[دیدار]] بنیهاشم شتافت و رسما آنها را از محاصره بیرون آورد.<ref>الکامل، ج ۲، ص ۸۹؛ البدایة والنهایه، ج ۳، ص ۸۵، ۹۶.</ref> | ||
در [[تاریخ]] [[سیاسی]] از کسانی است که در [[دارالندوه]] حضور داشت که در آنجا پیامبر اکرم{{صل}} را شاعر خطاب کردند.<ref> سیره ابن اسحاق، ص ۱۶۶؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۷۰ - ۳۷۱؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۸۱.</ref> وی در طرح [[ترور]] نافرجام پیامبر{{صل}} در لیلة المَبیت شخصاً حاضر شد.<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۱۷۶؛ المنتظم، ج ۳، ص ۴۹.</ref> او در [[جنگ بدر]] [[فرمانده]] سوارکاران و به [[نقلی]] فرمانده [[میسره]] [[لشکر]] و نخستین کسی بود که با اسب به سوی [[لشکر اسلام]] [[حمله]] کرد.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۸ - ۵۹.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} وی و پدرش را [[نفرین]] کرد <ref> المغازی، ج ۱، ص ۴۶؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۶۷-۱۶۸؛ امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۱۰۱.</ref> و به دست [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} <ref> اعلام الوری، ج۱، ص ۱۷۰؛ تاریخ حبیب السیر، ج ۱، ص ۳۴۰.</ref> یا [[ثابت بن جذع]] کشته شد. بنا بر قولی، [[حمزه]] [[سیدالشهداء]] و [[علی بن ابیطالب]] و ثابت بن جذع در کشتن او [[مشارکت]] داشتند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۷۰۹.</ref>.<ref>[[سید محمد مهدی تقوی دامغانی|تقوی دامغانی، سید محمد مهدی]]، [[زمعة بن اسود (مقاله)|مقاله «زمعة بن اسود»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref> | در [[تاریخ]] [[سیاسی]] از کسانی است که در [[دارالندوه]] حضور داشت که در آنجا پیامبر اکرم {{صل}} را شاعر خطاب کردند.<ref> سیره ابن اسحاق، ص ۱۶۶؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۷۰ - ۳۷۱؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۸۱.</ref> وی در طرح [[ترور]] نافرجام پیامبر {{صل}} در لیلة المَبیت شخصاً حاضر شد.<ref>الطبقات، ج ۱، ص ۱۷۶؛ المنتظم، ج ۳، ص ۴۹.</ref> او در [[جنگ بدر]] [[فرمانده]] سوارکاران و به [[نقلی]] فرمانده [[میسره]] [[لشکر]] و نخستین کسی بود که با اسب به سوی [[لشکر اسلام]] [[حمله]] کرد.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۸ - ۵۹.</ref> [[رسول خدا]] {{صل}} وی و پدرش را [[نفرین]] کرد <ref> المغازی، ج ۱، ص ۴۶؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۶۷-۱۶۸؛ امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۱۰۱.</ref> و به دست [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} <ref> اعلام الوری، ج۱، ص ۱۷۰؛ تاریخ حبیب السیر، ج ۱، ص ۳۴۰.</ref> یا [[ثابت بن جذع]] کشته شد. بنا بر قولی، [[حمزه]] [[سیدالشهداء]] و [[علی بن ابیطالب]] و ثابت بن جذع در کشتن او [[مشارکت]] داشتند<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص ۷۰۹.</ref>.<ref>[[سید محمد مهدی تقوی دامغانی|تقوی دامغانی، سید محمد مهدی]]، [[زمعة بن اسود (مقاله)|مقاله «زمعة بن اسود»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref> | ||
==[[زمعة بن اسود]] در [[شأن نزول]]== | == [[زمعة بن اسود]] در [[شأن نزول]] == | ||
#میتوان گفت زمعة بن اسود از نخستین کسانی بود که [[شکایت]] از [[پیامبر]]{{صل}} را نزد [[ابوطالب]] بردند و گفتند: چرا [[محمد]] از [[خدایان]] ما به [[بدی]] یاد میکند و درصدد [[تطمیع]] آن [[حضرت]] برآمدند که در [[آیه]]{{متن قرآن|وَانْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ}}<ref>«و سرکردگان آنان راه افتادند (و به همراهان خود گفتند): بروید و در (پرستش) خدایان خود شکیبا باشید که این چیزی است که (از شما) میخواهند» سوره ص، آیه ۶.</ref> آمده است.<ref>تفسیر سمعانی، ج ۴، ص ۴۲۵.</ref> | # میتوان گفت زمعة بن اسود از نخستین کسانی بود که [[شکایت]] از [[پیامبر]] {{صل}} را نزد [[ابوطالب]] بردند و گفتند: چرا [[محمد]] از [[خدایان]] ما به [[بدی]] یاد میکند و درصدد [[تطمیع]] آن [[حضرت]] برآمدند که در [[آیه]]{{متن قرآن|وَانْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ}}<ref>«و سرکردگان آنان راه افتادند (و به همراهان خود گفتند): بروید و در (پرستش) خدایان خود شکیبا باشید که این چیزی است که (از شما) میخواهند» سوره ص، آیه ۶.</ref> آمده است.<ref>تفسیر سمعانی، ج ۴، ص ۴۲۵.</ref> | ||
#آنان پس از [[ناامیدی]] از تطمیع آن حضرت به [[تخریب]] [[شخصیت]] وی روی آوردند و او را با شیوههای گوناگون مسخره میکردند. زمعة بن اسود از مستهزئان بود که [[خدای متعال]] پیامبرش را در آیه {{متن قرآن|إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسندهایم» سوره حجر، آیه ۹۵.</ref> درباره این موضوع [[دلداری]] میدهد.<ref>المحبر، ص ۱۶۰؛ التعریف والاعلام، ص ۱۶۲-۱۶۳؛ مبهمات القرآن، ج ۲، ص ۹۶.</ref> | # آنان پس از [[ناامیدی]] از تطمیع آن حضرت به [[تخریب]] [[شخصیت]] وی روی آوردند و او را با شیوههای گوناگون مسخره میکردند. زمعة بن اسود از مستهزئان بود که [[خدای متعال]] پیامبرش را در آیه {{متن قرآن|إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسندهایم» سوره حجر، آیه ۹۵.</ref> درباره این موضوع [[دلداری]] میدهد.<ref>المحبر، ص ۱۶۰؛ التعریف والاعلام، ص ۱۶۲-۱۶۳؛ مبهمات القرآن، ج ۲، ص ۹۶.</ref> | ||
#به نقلی روزی زمعة بن اسود همراه شماری از [[مشرکان]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} گفتند: اگر خداوند به همراه تو فرشتهای فروفرستد که با [[مردم]] سخن بگوید، به تو [[ایمان]] میآوریم که آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ}}<ref>«و گفتند: چرا بر او فرشتهای فرو فرستاده نشد؟ و اگر فرشتهای میفرستادیم کار تمام بود و دیگر مهلت نمییافتند» سوره انعام، آیه ۸.</ref> در همین باره نازل شد <ref> تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۴، ص ۱۲۶۵؛ الدر المنثور، ج، ص ۵.</ref>. | # به نقلی روزی زمعة بن اسود همراه شماری از [[مشرکان]] به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} گفتند: اگر خداوند به همراه تو فرشتهای فروفرستد که با [[مردم]] سخن بگوید، به تو [[ایمان]] میآوریم که آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ}}<ref>«و گفتند: چرا بر او فرشتهای فرو فرستاده نشد؟ و اگر فرشتهای میفرستادیم کار تمام بود و دیگر مهلت نمییافتند» سوره انعام، آیه ۸.</ref> در همین باره نازل شد <ref> تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۴، ص ۱۲۶۵؛ الدر المنثور، ج، ص ۵.</ref>. | ||
#وی و شماری از مشرکان از رسول خدا{{صل}} خواستند که ماه را به دو نیم قسمت کند که آن [[حضرت]] این خواسته را برآورده کرد که [[آیه]] {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.</ref> به آن اشاره دارد.<ref>الدر المنثور، ج ۶، ص ۱۳۳؛ التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص ۱۶۳.</ref> | # وی و شماری از مشرکان از رسول خدا {{صل}} خواستند که ماه را به دو نیم قسمت کند که آن [[حضرت]] این خواسته را برآورده کرد که [[آیه]] {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.</ref> به آن اشاره دارد.<ref>الدر المنثور، ج ۶، ص ۱۳۳؛ التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص ۱۶۳.</ref> | ||
#نیز درخواست کردند که چشمهای از آب از [[زمین]] بجوشاند که در آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا}}<ref>«و گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا برای ما از زمین چشمهای فرا جوشانی» سوره اسراء، آیه ۹۰.</ref> آمده است.<ref> تفسیر بغوی، ج ۳، ص ۱۳۶؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص ۶۱۶؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۷۸.</ref> | # نیز درخواست کردند که چشمهای از آب از [[زمین]] بجوشاند که در آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا}}<ref>«و گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا برای ما از زمین چشمهای فرا جوشانی» سوره اسراء، آیه ۹۰.</ref> آمده است.<ref> تفسیر بغوی، ج ۳، ص ۱۳۶؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص ۶۱۶؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۷۸.</ref> | ||
#وی از جمله مقتسمین (تقسیم کنندگان [[مال]]) [[مشرکان]] بود<ref> المحبر، ص ۱۶۰.</ref> که در موسم [[حج]] اموالی را به [[زائران]] میبخشیدند تا به سوی [[رسول خدا]]{{صل}} نروند و از آن حضرت روی برگردانند که آیه {{متن قرآن|كَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ}}<ref>«همچنان که (عذاب را) بر بخشکنندگان | # وی از جمله مقتسمین (تقسیم کنندگان [[مال]]) [[مشرکان]] بود<ref> المحبر، ص ۱۶۰.</ref> که در موسم [[حج]] اموالی را به [[زائران]] میبخشیدند تا به سوی [[رسول خدا]] {{صل}} نروند و از آن حضرت روی برگردانند که آیه {{متن قرآن|كَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ}}<ref>«همچنان که (عذاب را) بر بخشکنندگان فرو فرستادیم» سوره حجر، آیه ۹۰.</ref> به آن اشاره دارد. | ||
#او در ماجرای [[دارالندوه]] و طراحی [[قتل پیامبر]]{{صل}} و نیز در [[تهمت]] زدن به آن حضرت با سران [[شرک]] [[همراهی]] میکرد که [[قرآن کریم]] در [[آیات]] {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ میباختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ میباختند و خداوند تدبیر میکرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است» سوره انفال، آیه ۳۰.</ref>.<ref>تفسیر بغوی، ج ۲، ص ۲۴۳-۲۴۴؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۴۶؛ روض الجنان، ج ۹، ص ۱۰۱.</ref> و {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا}}<ref>«هنگامی که به (سخن) تو گوش میسپارند ما به آنچه آنان بدان گوش میدهند داناتریم و (نیز) هنگامی که با هم رازگویی میکنند، آنگاه که ستمگران میگویند: شما جز از مردی جادو شده پیروی نمیکنید» سوره اسراء، آیه ۴۷.</ref> به این حادثه اشاره میکند.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۴۶؛ زبدة التفاسیر، ج ۴، ص ۴.</ref> | # او در ماجرای [[دارالندوه]] و طراحی [[قتل پیامبر]] {{صل}} و نیز در [[تهمت]] زدن به آن حضرت با سران [[شرک]] [[همراهی]] میکرد که [[قرآن کریم]] در [[آیات]] {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ میباختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ میباختند و خداوند تدبیر میکرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است» سوره انفال، آیه ۳۰.</ref>.<ref>تفسیر بغوی، ج ۲، ص ۲۴۳-۲۴۴؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۴۶؛ روض الجنان، ج ۹، ص ۱۰۱.</ref> و {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا}}<ref>«هنگامی که به (سخن) تو گوش میسپارند ما به آنچه آنان بدان گوش میدهند داناتریم و (نیز) هنگامی که با هم رازگویی میکنند، آنگاه که ستمگران میگویند: شما جز از مردی جادو شده پیروی نمیکنید» سوره اسراء، آیه ۴۷.</ref> به این حادثه اشاره میکند.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۴۶؛ زبدة التفاسیر، ج ۴، ص ۴.</ref> | ||
#در رخداد [[بدر]] از جمله مُطْعِمین (طعام دهندگان) [[کفار]] بود که آیات {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ}}<ref>«بیگمان کافران داراییهای خود را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا میبخشند؛ به زودی (همه) آن را خواهند بخشید آنگاه برای آنان مایه دریغ خواهد بود سپس مغلوب میگردند و کافران به سوی دوزخ گرد آورده میشوند» سوره انفال، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا}}<ref>«پس آیا در زمین نگشتهاند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟» سوره محمد، آیه ۱۰.</ref> در [[مذمت]] ایشان نازل شد.<ref>اسباب النزول، ص ۲۴۰؛ کشف الاسرار، ج ۴، ص ۴۳؛ ج ۹، ص ۱۷۷؛ روض الجنان، ج ۹، ص ۱۱۳.</ref> | # در رخداد [[بدر]] از جمله مُطْعِمین (طعام دهندگان) [[کفار]] بود که آیات {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ}}<ref>«بیگمان کافران داراییهای خود را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا میبخشند؛ به زودی (همه) آن را خواهند بخشید آنگاه برای آنان مایه دریغ خواهد بود سپس مغلوب میگردند و کافران به سوی دوزخ گرد آورده میشوند» سوره انفال، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا}}<ref>«پس آیا در زمین نگشتهاند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟» سوره محمد، آیه ۱۰.</ref> در [[مذمت]] ایشان نازل شد.<ref>اسباب النزول، ص ۲۴۰؛ کشف الاسرار، ج ۴، ص ۴۳؛ ج ۹، ص ۱۷۷؛ روض الجنان، ج ۹، ص ۱۱۳.</ref> | ||
#برخی [[تفاسیر]] او را از جمله [[شیاطین]] الانس ذکر کردهاند و آیه {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۱۲.</ref> را درباره امثال وی میدانند<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۴۶۱؛ البحر المحیط، ج ۴، ص ۶۲۴.</ref>.<ref>[[سید محمد مهدی تقوی دامغانی|تقوی دامغانی، سید محمد مهدی]]، [[زمعة بن اسود (مقاله)|مقاله «زمعة بن اسود»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref> | # برخی [[تفاسیر]] او را از جمله [[شیاطین]] الانس ذکر کردهاند و آیه {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۱۲.</ref> را درباره امثال وی میدانند<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۴۶۱؛ البحر المحیط، ج ۴، ص ۶۲۴.</ref>.<ref>[[سید محمد مهدی تقوی دامغانی|تقوی دامغانی، سید محمد مهدی]]، [[زمعة بن اسود (مقاله)|مقاله «زمعة بن اسود»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||