هرثمة بن اعین: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[هرثمة بن اعین در تراجم و رجال]] - [[هرثمة بن اعین در تاریخ اسلامی]] - [[هرثمة بن اعین در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[هرثمة بن اعین در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
 
== آشنایی اجمالی ==
== مقدمه ==
برای دست‌یابی به چهره [[واقعی]] هرثمة بن اعین، به این گزارشات توجه کنید:
برای دست‌یابی به چهره [[واقعی]] هرثمة بن اعین، به این گزارشات توجه کنید:


سرگذشت هرثمة بن اعین از ابتدای [[خلافت عباسی]] تا پایان [[زندگی]]: وی یکی از عاملان و [[کارگزاران]] [[منصور عباسی]]، دومین [[خلیفه عباسی]] در [[خراسان]] بود که در [[سال ۱۶۸ هجری]] قمری، به [[دستور]] [[مهدی عباسی]]، به [[جنگ]] فردی به نام [[یاسین]] در [[موصل]] رفت و وی را [[شکست]] داد. [[هرثمه]] از فرماندهانی بود که به [[هارون]] نزدیک شده و از اطرافیان و طرفداران او به شمار می‌رفت و در جریان به [[خلافت]] رسیدن هارون، پس از [[مرگ]] [[هادی عباسی]]، به همراه [[یحیی بن خالد برمکی]] [[کوشش]] فراوان نمود. از این‌رو [[هارون‌الرشید]] او را به عنوان [[حاکم]] به [[آفریقا]] فرستاد. وی پس از ورود به منطقه، با [[یاران]] [[ابن جارود]] جنگ کرد و گروهی از آنان را کشت و ابن جارود را نیز دستگیر کرد و به [[بغداد]] فرستاد. در [[سال ۱۸۰ هجری]] قمری، هرثمه پس از ورود به قیروان در آنجا قصر بزرگی ساخت که در آن ایام بر سر زبان‌ها افتاد و باروی [[شهر]] طرابلس [[غرب]] را هم او بنا نمود. در [[سال ۱۸۷ هجری]] قمری، در پی [[شورش]] گروهی در [[مصر]] بر عامل خود [[اسحاق بن سلیمان]]، به [[فرمان]] هارون، هرثمه که در [[فلسطین]] [[حکومت]] داشت به دفع [[شورشیان]] پرداخت. در [[سال ۱۹۱ هجری]] قمری، هارون، [[علی بن عیسی بن ماهان]] را از حکومت خراسان [[عزل]] کرد و هرثمة بن اعین را به آنجا فرستاد. در [[سال ۱۹۳ هجری]] قمری، هرثمه برای جنگ با [[رافع بن لیث]] به [[سمرقند]] رفت. در [[سال ۱۹۶ هجری]] قمری، [[مأمون]]، هرثمه را با لشکری به طرف [[عراق]] فرستاد و نامه‌ای توسط او برای [[طاهر بن حسین]] روانه کرد. در این [[نامه]] مأمون به طاهر فرمان داده بود که منطقه را به هرثمه واگذار نماید و خود به سوی [[اهواز]] روانه شود. در این سال، بین [[سپاه]] [[امین]] و هرثمه [[جنگ]] شد و [[فرمانده سپاه]] [[امین]] - [[علی بن محمد بن عیسی]] -[[اسیر]] و به نزد [[مأمون]] فرستاده شد. در [[سال ۱۹۷ هجری]] قمری، [[طاهر]] و [[هرثمه]] پس از رسیدن به [[بغداد]]، [[شهر]] را محاصره کردند و در [[سال ۱۹۸ هجری]] قمری، هرثمه از طرف [[شرق]] بغداد وارد این شهر شد و [[سپاه]] امین را [[شکست]] داد. در [[سال ۲۰۰ هجری]] قمری، هرثمه [[کوفه]] را محاصره و جنگ را آغاز کرد. [[ابوالسرایا]] پس از فرار از کوفه به [[خوزستان]] رفت و در آنجا دستگیر شد، سپس در بغداد [[اعدام]] گردید. هنگامی که جریان ابوالسرایا پایان یافت و او در بغداد به امر [[حسن بن سهل]] کشته شد، هرثمه از آنجا که اختلاف‌هایی با حسن بن سهل [[برادر]] [[فضل بن سهل]]، [[وزیر]] مأمون داشت، بدون بازگشت به [[کاخ]] حسن بن سهل، از طریق [[نهروان]] عازم [[خراسان]] شد. با این که در بین راه نامه‌هایی از مأمون دریافت کرد که به [[شام]] یا [[حجاز]] برود، ولی او بی‌توجه به [[نامه‌ها]] راه خراسان را در پیش گرفت و پس از ورود به [[مرو]]، با اقدام‌هایی که پیشاپیش فضل بن سهل انجام داده بود، مأمون بر وی [[خشمگین]] شد و پس از سه [[روز]] [[حبس]]، سرانجام در [[محرم]] [[سال ۲۰۱ هجری]] قمری، در [[زندان]] [[وفات]] یافت<ref>تاریخ خلیفه، ص۳۸۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۵۳؛ تاریخ طبری، ج۷، ص۱۲۹؛ راویان امام رضا {{ع}} در مسندالرضا {{ع}} ص۵۰۴-۵۱۵؛ عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۰۷.</ref>.
سرگذشت هرثمة بن اعین از ابتدای [[خلافت عباسی]] تا پایان [[زندگی]]: وی یکی از عاملان و [[کارگزاران]] [[منصور عباسی]]، دومین [[خلیفه عباسی]] در [[خراسان]] بود که در سال ۱۶۸ هجری قمری، به [[دستور]] [[مهدی عباسی]]، به [[جنگ]] فردی به نام [[یاسین]] در [[موصل]] رفت و وی را [[شکست]] داد. [[هرثمه]] از فرماندهانی بود که به [[هارون]] نزدیک شده و از اطرافیان و طرفداران او به شمار می‌رفت و در جریان به [[خلافت]] رسیدن هارون، پس از [[مرگ]] [[هادی عباسی]]، به همراه [[یحیی بن خالد برمکی]] [[کوشش]] فراوان نمود. از این‌رو [[هارون‌الرشید]] او را به عنوان [[حاکم]] به [[آفریقا]] فرستاد. وی پس از ورود به منطقه، با [[یاران]] [[ابن جارود]] جنگ کرد و گروهی از آنان را کشت و ابن جارود را نیز دستگیر کرد و به [[بغداد]] فرستاد. در سال ۱۸۰ هجری قمری، هرثمه پس از ورود به قیروان در آنجا قصر بزرگی ساخت که در آن ایام بر سر زبان‌ها افتاد و باروی [[شهر]] طرابلس [[غرب]] را هم او بنا نمود. در سال ۱۸۷ هجری قمری، در پی [[شورش]] گروهی در [[مصر]] بر عامل خود [[اسحاق بن سلیمان]]، به [[فرمان]] هارون، هرثمه که در [[فلسطین]] [[حکومت]] داشت به دفع [[شورشیان]] پرداخت. در سال ۱۹۱ هجری قمری، هارون، [[علی بن عیسی بن ماهان]] را از حکومت خراسان [[عزل]] کرد و هرثمة بن اعین را به آنجا فرستاد. در سال ۱۹۳ هجری قمری، هرثمه برای جنگ با [[رافع بن لیث]] به [[سمرقند]] رفت. در سال ۱۹۶ هجری قمری، [[مأمون]]، هرثمه را با لشکری به طرف [[عراق]] فرستاد و نامه‌ای توسط او برای [[طاهر بن حسین]] روانه کرد. در این [[نامه]] مأمون به طاهر فرمان داده بود که منطقه را به هرثمه واگذار نماید و خود به سوی [[اهواز]] روانه شود. در این سال، بین [[سپاه]] [[امین]] و هرثمه [[جنگ]] شد و [[فرمانده سپاه]] [[امین]] - [[علی بن محمد بن عیسی]] -[[اسیر]] و به نزد [[مأمون]] فرستاده شد. در سال ۱۹۷ هجری قمری، [[طاهر]] و [[هرثمه]] پس از رسیدن به [[بغداد]]، [[شهر]] را محاصره کردند و در سال ۱۹۸ هجری قمری، هرثمه از طرف [[شرق]] بغداد وارد این شهر شد و [[سپاه]] امین را [[شکست]] داد. در سال ۲۰۰ هجری قمری، هرثمه [[کوفه]] را محاصره و جنگ را آغاز کرد. [[ابوالسرایا]] پس از فرار از کوفه به [[خوزستان]] رفت و در آنجا دستگیر شد، سپس در بغداد [[اعدام]] گردید. هنگامی که جریان ابوالسرایا پایان یافت و او در بغداد به امر [[حسن بن سهل]] کشته شد، هرثمه از آنجا که اختلاف‌هایی با حسن بن سهل [[برادر]] [[فضل بن سهل]]، [[وزیر]] مأمون داشت، بدون بازگشت به [[کاخ]] حسن بن سهل، از طریق [[نهروان]] عازم [[خراسان]] شد. با این که در بین راه نامه‌هایی از مأمون دریافت کرد که به [[شام]] یا [[حجاز]] برود، ولی او بی‌توجه به [[نامه‌ها]] راه خراسان را در پیش گرفت و پس از ورود به [[مرو]]، با اقدام‌هایی که پیشاپیش فضل بن سهل انجام داده بود، مأمون بر وی [[خشمگین]] شد و پس از سه [[روز]] [[حبس]]، سرانجام در [[محرم]] سال ۲۰۱ هجری قمری، در [[زندان]] [[وفات]] یافت<ref>تاریخ خلیفه، ص۳۸۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۵۳؛ تاریخ طبری، ج۷، ص۱۲۹؛ راویان امام رضا {{ع}} در مسندالرضا {{ع}} ص۵۰۴-۵۱۵؛ عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۰۷.</ref>.


[[منابع تاریخی]] آمدن هرثمه به مرو و کشته شدن وی را در زندان یادآور شده‌اند، با این حال، هیچ‌کدام به محل دقیق [[دفن]] وی اشاره نکرده‌اند. در این بین، تنها [[ابن قتیبه]] می‌گوید: «پس از آنکه هرثمه مدتی را در زندان گذراند، [[بدن]] مرده‌اش را در کیسه‌ای قرار داده و از زندان خارج نمودند و در محل خندقی که برای [[زندانیان]] در مرو قرار داشت، دفن گردید»<ref>المعارف، ص۲۱۹.</ref>.
[[منابع تاریخی]] آمدن هرثمه به مرو و کشته شدن وی را در زندان یادآور شده‌اند، با این حال، هیچ‌کدام به محل دقیق [[دفن]] وی اشاره نکرده‌اند. در این بین، تنها [[ابن قتیبه]] می‌گوید: «پس از آنکه هرثمه مدتی را در زندان گذراند، [[بدن]] مرده‌اش را در کیسه‌ای قرار داده و از زندان خارج نمودند و در محل خندقی که برای [[زندانیان]] در مرو قرار داشت، دفن گردید»<ref>المعارف، ص۲۱۹.</ref>.
خط ۱۰: خط ۹:
برخی از منابع تاریخی هم چون [[عیون اخبار الرضا]] {{ع}}، وی را از [[یاران]] و [[راویان]] [[شهادت امام رضا]] {{ع}} دانسته‌اند: گزارش [[هرثمه]]، در جلد دوم، باب ۶۴ از صفحه ۶۰۲ تا صفحه ۶۱۳ آمده است که نحوه [[شهادت امام]] {{ع}} به وسیله انار و انگور زهرآلود و همچنین به [[مراسم]] تغسیل و [[تدفین]] [[امام]] {{ع}} اشاره شده است.
برخی از منابع تاریخی هم چون [[عیون اخبار الرضا]] {{ع}}، وی را از [[یاران]] و [[راویان]] [[شهادت امام رضا]] {{ع}} دانسته‌اند: گزارش [[هرثمه]]، در جلد دوم، باب ۶۴ از صفحه ۶۰۲ تا صفحه ۶۱۳ آمده است که نحوه [[شهادت امام]] {{ع}} به وسیله انار و انگور زهرآلود و همچنین به [[مراسم]] تغسیل و [[تدفین]] [[امام]] {{ع}} اشاره شده است.


آنچه در [[تاریخ]] به ثبت رسیده این است که هرثمة بن اعین در [[سال ۲۰۰ هجری]] قمری، به [[دستور]] [[مأمون]] کشته شده است. همچنین همه مورخین سال ورود [[امام رضا]] {{ع}} به [[خراسان]] را [[سال ۲۰۱ هجری]] و سال [[شهادت]] ایشان را [[سال ۲۰۳ هجری]] قمری می‌دانند. بنابراین، با توجه به سال درگذشت هرثمه، و سال شهادت امام رضا {{ع}}، بدون هیچ تأملی می‌توان گفت که هرثمة بن اعین از [[یاران امام رضا]] {{ع}} نبوده (چه در [[مدینه]] و در خراسان)، او تقریباً ۳ سال [[قبل از هجرت]] امام رضا {{ع}} به خراسان، کشته شده بود و نمی‌توانسته شاهدی بر شهادت امام رضا {{ع}} در سال ۲۰۳هجری باشد.
آنچه در [[تاریخ]] به ثبت رسیده این است که هرثمة بن اعین در سال ۲۰۰ هجری قمری، به [[دستور]] [[مأمون]] کشته شده است. همچنین همه مورخین سال ورود [[امام رضا]] {{ع}} به [[خراسان]] را سال ۲۰۱ هجری و سال [[شهادت]] ایشان را سال ۲۰۳ هجری قمری می‌دانند. بنابراین، با توجه به سال درگذشت هرثمه، و سال شهادت امام رضا {{ع}}، بدون هیچ تأملی می‌توان گفت که هرثمة بن اعین از [[یاران امام رضا]] {{ع}} نبوده (چه در [[مدینه]] و در خراسان)، او تقریباً ۳ سال [[قبل از هجرت]] امام رضا {{ع}} به خراسان، کشته شده بود و نمی‌توانسته شاهدی بر شهادت امام رضا {{ع}} در سال ۲۰۳هجری باشد.


[[علی اکبر]] مروج می‌گوید: «[[شایسته]] است که در این [[مقام]]، شهادت [[حضرت رضا]] {{ع}} را از [[اباصلت]] ذکر کنیم نه از هرثمة بن اعین؛ زیرا هرثمه از کارکنان و طرفداران [[هارون]] و مأمون بوده است و شرح حالش در [[دولت عباسی]] مضبوط است و بالاخره مأمون بر وی غضبناک شد و در سال ۲۰۰ هجری قمری که دو با سه سال تقریباً قبل از شهادت [[حضرت]] بوده، کشته شد؛ چنانکه در کتب تاریخ مذکور است. از جمله در [[حبیب]] السیر و در کتاب مجمل فصیحی، کشته شدن هرثمه را در سال ۲۰۱ هجری قمری ذکر کرده و در تاریخ [[یعقوبی]] که قبل از سنه سیصد نوشته شد، گوید: در سال ۲۰۱ هجری قمری، مأمون بر هرثمة خشمناک گردید و او را [[حبس]] کرد و او سه [[روز]] در حبس بود تا بمرد. و نیز کشته شدن هرثمه صحیح است؛ به جهت این که حضرت رضا {{ع}} از کشته شدن هرثمه خبر داده بود، چنانکه در [[عیون اخبار الرضا]] {{ع}} از [[موسی بن هارون]] [[روایت]] شده: دیدم [[حضرت رضا]] {{ع}} در [[مدینه]] نگاهی به هرثمة بن اعین نمود و فرمودند: گویا می‌بینم همین [[هرثمه]] را به [[مرو]] برده و گردنش را زده‌اند و چنان شد که فرموده بود<ref>کرامات الرضویه، به نقل از عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۰۷.</ref>.
[[علی اکبر]] مروج می‌گوید: «[[شایسته]] است که در این [[مقام]]، شهادت [[حضرت رضا]] {{ع}} را از [[اباصلت]] ذکر کنیم نه از هرثمة بن اعین؛ زیرا هرثمه از کارکنان و طرفداران [[هارون]] و مأمون بوده است و شرح حالش در [[دولت عباسی]] مضبوط است و بالاخره مأمون بر وی غضبناک شد و در سال ۲۰۰ هجری قمری که دو با سه سال تقریباً قبل از شهادت [[حضرت]] بوده، کشته شد؛ چنانکه در کتب تاریخ مذکور است. از جمله در [[حبیب]] السیر و در کتاب مجمل فصیحی، کشته شدن هرثمه را در سال ۲۰۱ هجری قمری ذکر کرده و در [[تاریخ یعقوبی]] که قبل از سنه سیصد نوشته شد، گوید: در سال ۲۰۱ هجری قمری، مأمون بر هرثمة خشمناک گردید و او را [[حبس]] کرد و او سه [[روز]] در حبس بود تا بمرد. و نیز کشته شدن هرثمه صحیح است؛ به جهت این که حضرت رضا {{ع}} از کشته شدن هرثمه خبر داده بود، چنانکه در [[عیون اخبار الرضا]] {{ع}} از [[موسی بن هارون]] [[روایت]] شده: دیدم [[حضرت رضا]] {{ع}} در [[مدینه]] نگاهی به هرثمة بن اعین نمود و فرمودند: گویا می‌بینم همین [[هرثمه]] را به [[مرو]] برده و گردنش را زده‌اند و چنان شد که فرموده بود<ref>کرامات الرضویه، به نقل از عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۰۷.</ref>.


[[علامه]] ممقانی نیز آورده است که «.... [[اهل]] [[تاریخ]]، هرثمه را از [[فرماندهان]] [[مأمون]] به شمار آورده‌اند و تصریح کرده‌اند که او به [[فرمان]] [[حسن بن سهل]] با [[محمد بن محمد بن زید]] جنگید و وی را پس از [[اسیر]] نمودن به نزد مأمون فرستاد و به زهر مأمون به [[قتل]] رسید»<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۹۱.</ref>.
[[علامه]] ممقانی نیز آورده است که «.... [[اهل]] [[تاریخ]]، هرثمه را از [[فرماندهان]] [[مأمون]] به شمار آورده‌اند و تصریح کرده‌اند که او به [[فرمان]] [[حسن بن سهل]] با [[محمد بن محمد بن زید]] جنگید و وی را پس از [[اسیر]] نمودن به نزد مأمون فرستاد و به زهر مأمون به [[قتل]] رسید»<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۹۱.</ref>.
خط ۲۰: خط ۱۹:


محمّدحسن خان اعتمادالسلطنه در کتاب مطلع‌الشمس به تاریخ ۱۳۰۳ هجری قمری برابر با ۱۲۶۱ [[هجری شمسی]]، می‌گوید: «در نیم فرسخی [[قلعه]] [[خواجه]] [[اباصلت]]، در طرف جنوب، قبرخواجه مراد است و [[مردم]] به [[زیارت]] آن [[مزار]] می‌روند و نذرها می‌دهند و حوایج ایشان برآورده می‌شود. این [[قبر]] در دره‌ای در کمرکوهی واقع است. [[تکلف]] و بنایی ندارد، جز اتاق محقری که از سنگ بر روی قبر ساخته‌اند. چند درخت بلند در اینجا هست، اما بدون وجود آب، و اگر کسی در اینجا محتاج به آب شود، باید برود به دره‌ای که در پشت این دره واقع است و پس از طی سه هزار قدم به چشمه کوچکی می‌رسد که چند درخت نیز در حوالی آن می‌باشد»<ref>مطلع الشمس، ج۲.</ref>.
محمّدحسن خان اعتمادالسلطنه در کتاب مطلع‌الشمس به تاریخ ۱۳۰۳ هجری قمری برابر با ۱۲۶۱ [[هجری شمسی]]، می‌گوید: «در نیم فرسخی [[قلعه]] [[خواجه]] [[اباصلت]]، در طرف جنوب، قبرخواجه مراد است و [[مردم]] به [[زیارت]] آن [[مزار]] می‌روند و نذرها می‌دهند و حوایج ایشان برآورده می‌شود. این [[قبر]] در دره‌ای در کمرکوهی واقع است. [[تکلف]] و بنایی ندارد، جز اتاق محقری که از سنگ بر روی قبر ساخته‌اند. چند درخت بلند در اینجا هست، اما بدون وجود آب، و اگر کسی در اینجا محتاج به آب شود، باید برود به دره‌ای که در پشت این دره واقع است و پس از طی سه هزار قدم به چشمه کوچکی می‌رسد که چند درخت نیز در حوالی آن می‌باشد»<ref>مطلع الشمس، ج۲.</ref>.
مرحوم حاج [[شیخ عباس قمی]] در کتاب تحفة الطوسیه که آن را در [[سال ۱۳۳۶ هجری]] قمری برابر با ۱۲۹۴ [[هجری شمسی]] نگاشته، می‌گوید: «.... و قریب نیم فرسخی [[خواجه]] [[اباصلت]]، [[قبر]] خواجه مراد است که [[مردم]] به [[زیارت]] او بسیار می‌روند و گوسفند [[نذری]] می‌برند»<ref>به نقل از: تحفة الطوسیه.</ref>.
مرحوم حاج [[شیخ عباس قمی]] در کتاب تحفة الطوسیه که آن را در سال ۱۳۳۶ هجری قمری برابر با ۱۲۹۴ [[هجری شمسی]] نگاشته، می‌گوید: «.... و قریب نیم فرسخی [[خواجه]] [[اباصلت]]، [[قبر]] خواجه مراد است که [[مردم]] به [[زیارت]] او بسیار می‌روند و گوسفند [[نذری]] می‌برند»<ref>به نقل از: تحفة الطوسیه.</ref>.


از سخنان این دو [[شاهد]] معتبر، نتیجه‌ای که به دست می‌آید این است که از [[سال ۱۲۶۱ هجری]] شمسی وجود قبری به نام خواجه مراد حتمی بوده است، ولی هیچ گزارشی از [[مزار]] هرثمة بن اعین و عبارت [[نصب]] شده بر طلیعه مزار خواجه مراد داده نمی‌شود.
از سخنان این دو [[شاهد]] معتبر، نتیجه‌ای که به دست می‌آید این است که از سال ۱۲۶۱ هجری شمسی وجود قبری به نام خواجه مراد حتمی بوده است، ولی هیچ گزارشی از [[مزار]] هرثمة بن اعین و عبارت [[نصب]] شده بر طلیعه مزار خواجه مراد داده نمی‌شود.
[[محمّد]] احتشام کاویانیان در کتاب شمس‌الشموس یا انیس‌النفوس می‌گوید: «در [[سال ۱۳۰۳ هجری]] شمسی [[سید]] [[محسن]] [[طلبه]]، که [[اهل]] قائنات و ملای قریه طرق بود، مرحوم [[آیت اللّه]] میرزا محمّد آقازاده [[خراسانی]] و [[حجت]] [[اسلام]] شیخ [[فاضل]] بسطامی و حاج سید [[علی]] سید العراقین را برای صرف ناهار به قریه طرق [[دعوت]] کرده بودند. در سر سفره ناهار نسبت به خواجه مراد صحبت به میان آمد. مرحوم آقازاده از سید محسن [[هویت]] خواجه مراد را استعلام فرمودند؛ او پاسخ داد: شنیده‌ام خواجه مراد، هرثمة بن اعین است. همان [[روز]] عصر، با [[راهنمایی]] سید محسن، همگی به مزار خواجه مراد رفتیم. در سینه‌کش [[کوه]]، مزاری با بقعه محقری دیده شد. در نزدیک مزار چشمه‌ای بود که چند درخت کهن را مشروب می‌کرد. در آن [[تاریخ]]، در مزار مزبور، کاشی‌هایی که به نام هرثمة بن اعین باشد، نصب نبود، آن کاشی‌ها را بعد از مراجعت ما به [[شهر]]، سید محسن یا دیگری، روی [[تصور]] خود تهیه و نصب نموده، به همین جهت اخیراً به [[مدفن]] هرثمة بن اعین اشتهار یافته است. به نظر می‌رسد خواجه مراد، پیر [[زاهد]] مورد توجه [[زمان]] خود بوده و اصل هویت او مجهول است. چون هرثمة بن اعین در [[زندان]] [[مرو]] کشته شده، خیلی بعید به نظر می‌رسد، جنازه او را از مرو به اینجا آورده و در [[کوه]] قریه طرق [[دفن]] نموده باشند»<ref>به نقل از: شمس‌الشموس.</ref>.
[[محمّد احتشام کاویانیان]] در کتاب شمس‌الشموس یا انیس‌النفوس می‌گوید: «در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی [[سید]] [[محسن]] [[طلبه]]، که [[اهل]] قائنات و ملای قریه طرق بود، مرحوم [[آیت اللّه]] میرزا [[محمّد آقازاده خراسانی]] و [[حجت]] [[اسلام]] شیخ [[فاضل بسطامی]] و حاج [[سید علی سید العراقین]] را برای صرف ناهار به قریه طرق [[دعوت]] کرده بودند. در سر سفره ناهار نسبت به خواجه مراد صحبت به میان آمد. مرحوم آقازاده از سید محسن [[هویت]] خواجه مراد را استعلام فرمودند؛ او پاسخ داد: شنیده‌ام خواجه مراد، هرثمة بن اعین است. همان [[روز]] عصر، با [[راهنمایی]] سید محسن، همگی به مزار خواجه مراد رفتیم. در سینه‌کش [[کوه]]، مزاری با بقعه محقری دیده شد. در نزدیک مزار چشمه‌ای بود که چند درخت کهن را مشروب می‌کرد. در آن [[تاریخ]]، در مزار مزبور، کاشی‌هایی که به نام هرثمة بن اعین باشد، نصب نبود، آن کاشی‌ها را بعد از مراجعت ما به [[شهر]]، سید محسن یا دیگری، روی [[تصور]] خود تهیه و نصب نموده، به همین جهت اخیراً به [[مدفن]] هرثمة بن اعین اشتهار یافته است. به نظر می‌رسد خواجه مراد، پیر [[زاهد]] مورد توجه [[زمان]] خود بوده و اصل هویت او مجهول است. چون هرثمة بن اعین در [[زندان]] [[مرو]] کشته شده، خیلی بعید به نظر می‌رسد، جنازه او را از مرو به اینجا آورده و در [[کوه]] قریه طرق [[دفن]] نموده باشند»<ref>به نقل از: شمس‌الشموس.</ref>.


مرحوم [[علی اکبر]] مروّج، در کتاب [[کرامات]] رضویه به [[سال ۱۳۸۱ هجری]] قمری، برابر با ۱۳۳۹ [[هجری شمسی]] می‌گوید: «قبری که تقریباً نیم فرسخ از [[قبر]] [[اباصلت]] دور است و پهلوی کوه واقع شده است و برخی از [[نادانان]] نسبت به [[هرثمة]] داده‌اند و چند سالی است که بر سر در [[قبه]] آنجا، بیجا هرثمة بن [[اعین]] نوشته‌اند، و بعضی نسبت [[دروغ]] به این حقیر داده که مروج چنین گفته است و حال آنکه نسبت قبر به هرثمة و این که حقیر چنین گفته‌ام هر دو بی‌پایه و اصل است. بلکه معروف است که اینجا قبر خواجه مراد است و بسیاری از [[مردم]] به خصوص اهالی قریه‌های اطراف هر سال به [[زیارت]] آنجا می‌روند و نذورات و [[خیرات]] می‌نمایند و بسا بشود که به [[حاجات]] خود برسند، لکن ما تاکنون احوالش را در جایی ندیده و نشنیده‌ایم و ندانستیم او چه کسی و در چه زمانی بوده است. و [[اللّه]] [[اعلم]]»<ref>به نقل از: کرامات رضویه.</ref>.
مرحوم [[علی اکبر]] مروّج، در کتاب [[کرامات]] رضویه به سال ۱۳۸۱ هجری قمری، برابر با ۱۳۳۹ [[هجری شمسی]] می‌گوید: «قبری که تقریباً نیم فرسخ از [[قبر]] [[اباصلت]] دور است و پهلوی کوه واقع شده است و برخی از [[نادانان]] نسبت به [[هرثمة]] داده‌اند و چند سالی است که بر سر در [[قبه]] آنجا، بیجا هرثمة بن [[اعین]] نوشته‌اند، و بعضی نسبت [[دروغ]] به این حقیر داده که مروج چنین گفته است و حال آنکه نسبت قبر به هرثمة و این که حقیر چنین گفته‌ام هر دو بی‌پایه و اصل است. بلکه معروف است که اینجا قبر خواجه مراد است و بسیاری از [[مردم]] به خصوص اهالی قریه‌های اطراف هر سال به [[زیارت]] آنجا می‌روند و نذورات و [[خیرات]] می‌نمایند و بسا بشود که به [[حاجات]] خود برسند، لکن ما تاکنون احوالش را در جایی ندیده و نشنیده‌ایم و ندانستیم او چه کسی و در چه زمانی بوده است. و [[اللّه]] [[اعلم]]»<ref>به نقل از: کرامات رضویه.</ref>.


'''نتیجه''':
'''نتیجه''':
با توجه به شواهد [[تاریخی]] سرگذشت و [[زمان]] کشته شدن هرثمة بن أعین و همچنین گواهانی که از قبر خواجه مراد دیدن کرده‌اند، باید گفت که به هیچ عنوان این [[شخصیت]]، خواجه مراد نبوده و اصلاً از [[یاران امام رضا]] {{ع}} محسوب نمی‌شده و به هیچ‌وجه نمی‌توانسته [[شاهد]] ماجرای [[شهادت امام رضا]] {{ع}} بوده باشد. این که [[مزار]] خواجه مراد، به هرثمة نسبت داده شده، بی‌اساس و روایاتی که از هرثمة بن اعین بیان شده بی‌اعتبار است. احتمالاً «حاج کربلایی محمّدعلی [[درویش]]، ملقّب به [[نور]] علیشاه، که از خیّرین و از افراد بانفوذ [[مشهد]] بوده، به هزینه شخصی خود، بعد از بازسازی مزار [[خواجه]] اباصلت، مزار خواجه مراد را نیز بازسازی کرد و بدون توجه به گزارشات تاریخی، به احتمال این که این دو شخصیت که در نزدیکی یکدیگر مدفون هستند، هر دو از یاران امام رضا {{ع}} می‌باشند، نام هرثمة بن اعین را بر [[مزار]] خواجه مراد نهاده، و آن را تحت [[مراقبت]] و [[حفاظت]] خود قرار داده است.
با توجه به شواهد [[تاریخی]] سرگذشت و [[زمان]] کشته شدن هرثمة بن أعین و همچنین گواهانی که از قبر خواجه مراد دیدن کرده‌اند، باید گفت که به هیچ عنوان این [[شخصیت]]، خواجه مراد نبوده و اصلاً از [[یاران امام رضا]] {{ع}} محسوب نمی‌شده و به هیچ‌وجه نمی‌توانسته [[شاهد]] ماجرای [[شهادت امام رضا]] {{ع}} بوده باشد. این که [[مزار]] خواجه مراد، به هرثمة نسبت داده شده، بی‌اساس و روایاتی که از هرثمة بن اعین بیان شده بی‌اعتبار است. احتمالاً «حاج کربلایی محمّدعلی [[درویش]]، ملقّب به [[نور]] علیشاه، که از خیّرین و از افراد بانفوذ [[مشهد]] بوده، به هزینه شخصی خود، بعد از بازسازی مزار [[خواجه]] اباصلت، مزار خواجه مراد را نیز بازسازی کرد و بدون توجه به گزارشات تاریخی، به احتمال این که این دو شخصیت که در نزدیکی یکدیگر مدفون هستند، هر دو از یاران امام رضا {{ع}} می‌باشند، نام هرثمة بن اعین را بر [[مزار]] خواجه مراد نهاده، و آن را تحت [[مراقبت]] و [[حفاظت]] خود قرار داده است.


خط ۴۰: خط ۴۰:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:هرثمة بن اعین]]
[[رده:دشمنان اهل بیت]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش