←دلیل نخست: واکاوی شخصیت پیامبر {{صل}}
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
نگرش منصفانه به [[صدق]] و [[ایمان]] و [[اخلاص]] [[پیامبر]] {{صل}}، همچنین: [[امانتداری]]، [[پاکی]] و [[طهارت روح]]، از دنیاطلبی و فریبکاری، به اعتقاد راسخ به [[نبوت]] خویش، [[پایداری]] و [[ازخودگذشتگی]] در راه [[رسالت الهی]]، هرگونه ترید در [[صدق]] [[پیامبر]] {{صل}} در دعوی خویش را میزداید<ref>ر. ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص۱۶۹.</ref>. | نگرش منصفانه به [[صدق]] و [[ایمان]] و [[اخلاص]] [[پیامبر]] {{صل}}، همچنین: [[امانتداری]]، [[پاکی]] و [[طهارت روح]]، از دنیاطلبی و فریبکاری، به اعتقاد راسخ به [[نبوت]] خویش، [[پایداری]] و [[ازخودگذشتگی]] در راه [[رسالت الهی]]، هرگونه ترید در [[صدق]] [[پیامبر]] {{صل}} در دعوی خویش را میزداید<ref>ر. ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص۱۶۹.</ref>. | ||
=== دلیل دوم: [[گواهی پیامبران بر نبوت پیامبر خاتم|بشارتهای پیامبران پیشین]] === اولاً:''' در همان بخش اندکی از متون یهودیان و مسیحیان که اصالت خود را حفظ کردهاند، تعابیری وجود دارد که متضمن بشارت به [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]] است. یکی از صریحترین بشارتها، بشارت به ظهور فارقلیط است که به معنای "شخص ستوده شده" (احمد یا محمود) میباشد<ref>ر. ک. [[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص۱۱۶ - ۱۱۷.</ref>. | === دلیل دوم: [[گواهی پیامبران بر نبوت پیامبر خاتم|بشارتهای پیامبران پیشین]] === | ||
اولاً:''' در همان بخش اندکی از متون یهودیان و مسیحیان که اصالت خود را حفظ کردهاند، تعابیری وجود دارد که متضمن بشارت به [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]] است. یکی از صریحترین بشارتها، بشارت به ظهور فارقلیط است که به معنای "شخص ستوده شده" (احمد یا محمود) میباشد<ref>ر. ک. [[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص۱۱۶ - ۱۱۷.</ref>. | |||
در باب چهل و دوم از کتاب اشعیا به نکاتی اشاره شده است مثل اینکه: "[[شریعت]] او زود منتشر میشود... احکام مخصوص دارد... که اقصای عالم میرود..." در فرازی از این کتاب آمده: "بیابان و شهرهایش و قریههای مسکون قیدار" که قیدار فرزند [[حضرت اسماعیل]] و جد [[پیامبر خاتم|خاتم الانبیا]]، شهرهای مسکون قیدار، مکه و مدینه و طائف و جاهایی است که اعراب فرزندان اسماعیل ساکن بودند. مراد از بیابان، عربستان است وگرنه معنا ندارد که بگویند: "بیابان و شهرهایش" اما "عربستان و شهرهایش" ممکن است گفت... . | در باب چهل و دوم از کتاب اشعیا به نکاتی اشاره شده است مثل اینکه: "[[شریعت]] او زود منتشر میشود... احکام مخصوص دارد... که اقصای عالم میرود..." در فرازی از این کتاب آمده: "بیابان و شهرهایش و قریههای مسکون قیدار" که قیدار فرزند [[حضرت اسماعیل]] و جد [[پیامبر خاتم|خاتم الانبیا]]، شهرهای مسکون قیدار، مکه و مدینه و طائف و جاهایی است که اعراب فرزندان اسماعیل ساکن بودند. مراد از بیابان، عربستان است وگرنه معنا ندارد که بگویند: "بیابان و شهرهایش" اما "عربستان و شهرهایش" ممکن است گفت... . | ||