جز
جایگزینی متن - 'لام' به 'لام'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
جز (جایگزینی متن - 'لام' به 'لام') |
||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
یکی از رسالتهای مهم [[امامان معصوم]] {{عم}} [[تفسیر قرآن]] بوده است. [[خدای متعال]] آنها را [[برگزیده]] تا مطالبی از کتابش را که دیگران از [[فهم]] و تفسیر آن ناتوانند، برای بندگانش تبیین کنند و از طریق آنان به [[معارف]] پنهان و نیازمند تبیین کتابش دست یابند. آنان به همۀ [[معانی قرآن]] [[آگاه]] بوده و توان تفسیر همۀ معانی و معارف ظاهر و [[باطن]] آن را داشتهاند و هر سؤال [[تفسیری]] را پاسخ گفتهاند. از [[روایات]] استفاده میشود در فرصتهایی که پیش میآمده، معارف عمیق و معانی دقیق [[آیات]] را به افراد مستعد میآموخته و دامنه تفسیر را به معانی و مصادیق فوق فهم عرف توسعه میدادهاند. [[نقاش]]<ref>وی ابو بکر محمد بن حسن معروف به نقّاش موصلی متوفای سنه ۳۵۱ هجری مؤلف شفاء الصدور فی تفسیر القرآن الکریم است (ر. ک: حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۵۰).</ref> از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} به من فرمود: ابن عباس، وقتی [[نماز]] عشا را خواندی در صحرا به نزد من آی. ابن عباس میگوید: نماز خواندم و به محضر آن [[حضرت]] رسیدم. شبی مهتابی بود. حضرت به من فرمود: تفسیر الف {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} و همه {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ چیزی نمیدانستم که پاسخ دهم. پس یک [[ساعت]] تمام در تفسیر آن سخن گفت. | یکی از رسالتهای مهم [[امامان معصوم]] {{عم}} [[تفسیر قرآن]] بوده است. [[خدای متعال]] آنها را [[برگزیده]] تا مطالبی از کتابش را که دیگران از [[فهم]] و تفسیر آن ناتوانند، برای بندگانش تبیین کنند و از طریق آنان به [[معارف]] پنهان و نیازمند تبیین کتابش دست یابند. آنان به همۀ [[معانی قرآن]] [[آگاه]] بوده و توان تفسیر همۀ معانی و معارف ظاهر و [[باطن]] آن را داشتهاند و هر سؤال [[تفسیری]] را پاسخ گفتهاند. از [[روایات]] استفاده میشود در فرصتهایی که پیش میآمده، معارف عمیق و معانی دقیق [[آیات]] را به افراد مستعد میآموخته و دامنه تفسیر را به معانی و مصادیق فوق فهم عرف توسعه میدادهاند. [[نقاش]]<ref>وی ابو بکر محمد بن حسن معروف به نقّاش موصلی متوفای سنه ۳۵۱ هجری مؤلف شفاء الصدور فی تفسیر القرآن الکریم است (ر. ک: حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۵۰).</ref> از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} به من فرمود: ابن عباس، وقتی [[نماز]] عشا را خواندی در صحرا به نزد من آی. ابن عباس میگوید: نماز خواندم و به محضر آن [[حضرت]] رسیدم. شبی مهتابی بود. حضرت به من فرمود: تفسیر الف {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} و همه {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ چیزی نمیدانستم که پاسخ دهم. پس یک [[ساعت]] تمام در تفسیر آن سخن گفت. | ||
سپس فرمود: تفسیر | سپس فرمود: تفسیر لام {{متن قرآن|الْحَمْدُ}}چیست؟ عرض کردم: نمیدانم. پس در تفسیر آن نیز یک ساعت تمام سخن گفت. در ادامه فرمود: تفسیر حای {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ گفتم: نمیدانم. در تفسیر آن نیز یک ساعت تمام سخن گفت. بعد فرمود: تفسیر دال {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ گفتم: | ||
نمیدانم. پس در تفسیر آن تا سپیدهدم سخن گفت و به من فرمود: [[ابن عباس]]، برخیز به [[منزلت]] برو و برای فریضهات مهیّا شو. ابن عباس میگوید: برخاستم درحالیکه همۀ آنچه فرموده بود، فراگرفته بودم. سپس با خود اندیشیدم در این هنگام [[علم]] خود را به [[قرآن]] در برابر علم علی {{ع}} مانند قراره (آبی که در دیگ ریزند تا طعام ته دیگ نسوزد) در برابر منعنجر (وسط دریا) دانستم<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵.</ref>. | نمیدانم. پس در تفسیر آن تا سپیدهدم سخن گفت و به من فرمود: [[ابن عباس]]، برخیز به [[منزلت]] برو و برای فریضهات مهیّا شو. ابن عباس میگوید: برخاستم درحالیکه همۀ آنچه فرموده بود، فراگرفته بودم. سپس با خود اندیشیدم در این هنگام [[علم]] خود را به [[قرآن]] در برابر علم علی {{ع}} مانند قراره (آبی که در دیگ ریزند تا طعام ته دیگ نسوزد) در برابر منعنجر (وسط دریا) دانستم<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵.</ref>. | ||