برهان حفظ دین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۰: خط ۱۰:
یکی از [[براهین]] مشهور که از دیر باز در کتاب‌های کلامی مطرح و برای [[ضرورت وجود امام]] و نیز [[اثبات عصمت امام]] به آن [[تمسک]] می‌شده است، «[[برهان حفظ شریعت]]» است<ref>به این برهان هم «برهان لطف» و هم «برهان حفظ شریعت» گفته می‌شود. نکته‌ای که لازم است بدان توجه شود این است که در اصطلاح متکلمین، برهان لطف ناظر به اصل نیازمندی بشر به هدایت آسمانی و الهی است؛ در حالی که آنچه در اینجا به عنوان برهان حفظ شریعت مطرح می‌باشد، ناظر به استمرار هدایت و بقاء آن است. چرا که در برهان لطف در حقیقت عدم کارایی ابزارهای موجود در بین بشر مانند عقل و تجربه و غیره برای سعادت انسان و نیز وجود زمینه‌های انحراف و ضلالت مدّ نظر است؛ ولی حفظ شریعت در مرحله دوم و بعد از تحقق لطف الهی در هدایت انسان و برای حفظ و نگهداری و بهره‌برداری همه انسان‌ها از این هدایت است. به عبارت دیگر حفظ شریعت لطفی بعد از لطف است؛ لطف اول فراهم نمودن بستر هدایت برای بشر و لطف دوم محافظت و نگهداری از لطف اول است. آنچه باید تداوم و استمرار داشته باشد حفظ دین و معارف هدایت‌آمیز است نه اصل دریافت احکام و شرایع آسمانی. (...) لذا به نظر می‌رسد برهان لطف اصطلاحی - لطف اول - نمی‌تواند استمرار امامت را اثبات نماید و رسالت آن همان اثبات لطف خداوند در ارسال انبیاء است. بنابراین آنچه در این بخش می‌توان مطرح و مورد کنکاش قرار داد لطف دوم، یعنی «حفظ شریعت» است.</ref>. حاصل [[برهان]] این است که مقتضای [[خاتمیت]] این است که [[شریعت اسلام]] تا [[قیامت]] در میان افراد [[بشر]] محفوظ بماند و این محفوظ ماندن، در گرو وجود انسانی است که [[شریعت]] را به طور جامع و کامل می‌داند و افراد [[بشر]] بتوانند [[شریعت اسلام]] را به صورت صحیح از او بیاموزند؛ بنابراین وجود پیشوای [[معصوم]] در هر زمان [[واجب]] است<ref>تفصیل این مقدمه در مباحث نبوت عامه مطرح می‌گردد. ر. ک: تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۴۶؛ تعالیم اسلام، ص۳۳ و ۸۳.</ref>.
یکی از [[براهین]] مشهور که از دیر باز در کتاب‌های کلامی مطرح و برای [[ضرورت وجود امام]] و نیز [[اثبات عصمت امام]] به آن [[تمسک]] می‌شده است، «[[برهان حفظ شریعت]]» است<ref>به این برهان هم «برهان لطف» و هم «برهان حفظ شریعت» گفته می‌شود. نکته‌ای که لازم است بدان توجه شود این است که در اصطلاح متکلمین، برهان لطف ناظر به اصل نیازمندی بشر به هدایت آسمانی و الهی است؛ در حالی که آنچه در اینجا به عنوان برهان حفظ شریعت مطرح می‌باشد، ناظر به استمرار هدایت و بقاء آن است. چرا که در برهان لطف در حقیقت عدم کارایی ابزارهای موجود در بین بشر مانند عقل و تجربه و غیره برای سعادت انسان و نیز وجود زمینه‌های انحراف و ضلالت مدّ نظر است؛ ولی حفظ شریعت در مرحله دوم و بعد از تحقق لطف الهی در هدایت انسان و برای حفظ و نگهداری و بهره‌برداری همه انسان‌ها از این هدایت است. به عبارت دیگر حفظ شریعت لطفی بعد از لطف است؛ لطف اول فراهم نمودن بستر هدایت برای بشر و لطف دوم محافظت و نگهداری از لطف اول است. آنچه باید تداوم و استمرار داشته باشد حفظ دین و معارف هدایت‌آمیز است نه اصل دریافت احکام و شرایع آسمانی. (...) لذا به نظر می‌رسد برهان لطف اصطلاحی - لطف اول - نمی‌تواند استمرار امامت را اثبات نماید و رسالت آن همان اثبات لطف خداوند در ارسال انبیاء است. بنابراین آنچه در این بخش می‌توان مطرح و مورد کنکاش قرار داد لطف دوم، یعنی «حفظ شریعت» است.</ref>. حاصل [[برهان]] این است که مقتضای [[خاتمیت]] این است که [[شریعت اسلام]] تا [[قیامت]] در میان افراد [[بشر]] محفوظ بماند و این محفوظ ماندن، در گرو وجود انسانی است که [[شریعت]] را به طور جامع و کامل می‌داند و افراد [[بشر]] بتوانند [[شریعت اسلام]] را به صورت صحیح از او بیاموزند؛ بنابراین وجود پیشوای [[معصوم]] در هر زمان [[واجب]] است<ref>تفصیل این مقدمه در مباحث نبوت عامه مطرح می‌گردد. ر. ک: تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۴۶؛ تعالیم اسلام، ص۳۳ و ۸۳.</ref>.


== اثبات ضرورت امامت ==
=== اثبات ضرورت امامت ===
{{اصلی|اثبات ضرورت امامت}}
{{اصلی|اثبات ضرورت امامت}}
مرحوم علامه طباطبایی گاه سخن از [[لطف]]، عنایت و [[مهربانی]] ویژه [[خداوند]] در ایجاد مسیری نو در مقابل [[بشر]] برای [[سعادت]] سخن می‌گوید، و گاه بر حفظ و ابقاء آموزه‌های سعادت‌بخش [[انبیاء]] تأکید می‌کند و از مجموع این دو، [[لزوم]] [[امامت]] را بهره‌برداری می‌کند. لذا گرچه ایشان تصریح به تعدد یا [[وحدت]] این دو نکرده و اصلا اشاره‌ای به عناوین «[[برهان لطف]]» یا «[[برهان حفظ شریعت]]» ندارد و چه بسا برداشت بعضی نیز [[وحدت]] این دو [[برهان]] باشد؛ ولی با عنایت به آنچه گفته شده و تعابیر علامه در این زمینه، نویسنده به این نتیجه رسید که مباحث را در قالب «[[برهان حفظ شریعت]]» تدوین نماید.
مرحوم علامه طباطبایی گاه سخن از [[لطف]]، عنایت و [[مهربانی]] ویژه [[خداوند]] در ایجاد مسیری نو در مقابل [[بشر]] برای [[سعادت]] سخن می‌گوید، و گاه بر حفظ و ابقاء آموزه‌های سعادت‌بخش [[انبیاء]] تأکید می‌کند و از مجموع این دو، [[لزوم]] [[امامت]] را بهره‌برداری می‌کند. لذا گرچه ایشان تصریح به تعدد یا [[وحدت]] این دو نکرده و اصلا اشاره‌ای به عناوین «[[برهان لطف]]» یا «[[برهان حفظ شریعت]]» ندارد و چه بسا برداشت بعضی نیز [[وحدت]] این دو [[برهان]] باشد؛ ولی با عنایت به آنچه گفته شده و تعابیر علامه در این زمینه، نویسنده به این نتیجه رسید که مباحث را در قالب «[[برهان حفظ شریعت]]» تدوین نماید.
خط ۳۰: خط ۳۰:
بسیاری از [[متکلمین]] نامدار [[شیعه]]، مثل [[شیخ مفید]]، [[علامه حلی]] و [[شیخ صدوق]] به این [[دلیل]] [[تمسک]] کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که [[امام]] [[حافظ شریعت]] است و اگر [[معصوم]] نباشد [[شریعت]] از زیاده و نقصان در [[امان]] نیست<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.</ref>.
بسیاری از [[متکلمین]] نامدار [[شیعه]]، مثل [[شیخ مفید]]، [[علامه حلی]] و [[شیخ صدوق]] به این [[دلیل]] [[تمسک]] کرده‌اند و به دو صورت اجمالی و تفصیلی آن را بیان کرده‌اند؛ بدین صورت که [[امام]] [[حافظ شریعت]] است و اگر [[معصوم]] نباشد [[شریعت]] از زیاده و نقصان در [[امان]] نیست<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰؛ کشف المراد، ص۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۸؛ الالفین، ص۷۰؛ معانی الأخبار، ص۱۳۳-۱۳۴؛ شرح تجرید (زنجانی)، ص۳۹۰.</ref>.


==== تقریر شیخ صدوق ====  
==== تقریر [[شیخ صدوق]] ====  


شیخ صدوق در بیان این [[برهان]] می‌فرماید: هر [[کلامی]] که از ناقل [[نقل]] شود محتمل وجوهی است ـ [[قرآن]] و اکثر [[سنت]] در [[شریعت اسلام]]، مجمع علیه بر این است که، صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و [[تغییر]] نپذیرفته است ـ لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و [[مفسر]] آنها، صادق و معصوم باشد، تا از [[کذب]] و غلط مصون باشد و از مقصود [[خدا]] و [[رسول اکرم]] در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس [[امیال]] فرقه‌ای به نفع [[مذهب]] خود [[تفسیر]] می‌کنند، پس اگر [[خداوند]] امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن [[مردم]] به سوی [[اختلاف]] و [[تأویل]] مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به [[جهل]] بر خداوند [[قبیح]] است، لذا [[واجب]] است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و [[تبیین]] گردد و از زیاده و نقصان آن را [[حفظ]] کند<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.
شیخ صدوق در بیان این [[برهان]] می‌فرماید: هر [[کلامی]] که از ناقل [[نقل]] شود محتمل وجوهی است ـ [[قرآن]] و اکثر [[سنت]] در [[شریعت اسلام]]، مجمع علیه بر این است که، صحیح است و زیاده و نقصان ندارد و تبدیل و [[تغییر]] نپذیرفته است ـ لذا قرآن و سنت، چون برای معانی و وجوه مختلف، محتمل است، پس لازم است که مخبر و [[مفسر]] آنها، صادق و معصوم باشد، تا از [[کذب]] و غلط مصون باشد و از مقصود [[خدا]] و [[رسول اکرم]] در قرآن و سنت خبر دهد. چون خلایق بر اساس [[امیال]] فرقه‌ای به نفع [[مذهب]] خود [[تفسیر]] می‌کنند، پس اگر [[خداوند]] امام معصومی را قرار ندهد تا شریعت را کما هو تفسیر کند، لازمه‌اش، سوق دادن [[مردم]] به سوی [[اختلاف]] و [[تأویل]] مختلف است و لازمه این اختلاف در تأویل، عمل به متناقضات است، چون این اغراء به اختلاف و اغراء به [[جهل]] بر خداوند [[قبیح]] است، لذا [[واجب]] است امامی معصوم، در هر عصری باشد تا قرآن و سنت، طبق خواست خدا تفسیر و [[تبیین]] گردد و از زیاده و نقصان آن را [[حفظ]] کند<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref>.
خط ۴۲: خط ۴۲:
در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد [[عصمت امام]] باشد، مگر در بخش محدود [[علمی]]، آن هم در [[زمان]] امامت.
در نتیجه این بیان نمی‌تواند بیانگر ابعاد [[عصمت امام]] باشد، مگر در بخش محدود [[علمی]]، آن هم در [[زمان]] امامت.


====تقریر شیخ مفید====
====تقریر [[شیخ مفید]]====


[[شیخ مفید]] در بیان این [[دلیل]] چنین می‌فرماید: در [[روایات]] ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و [[ائمه اطهار]] {{عم}} از ابتدای [[تولد]] مانند [[حضرت عیسی]] {{ع}} و حضرت [[یحیی]] {{ع}} دارای [[صفات کمال]] بودند و هیچ‌گونه [[جهل]] و [[نقص]] در آنها وجود نداشت؛ این خبر را [[عقل]] جایز می‌داند. در دوران [[نبوت]] و امامت هم [[اطمینان]] داریم که [[عصمت]] تا لحظه [[مرگ]] برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها [[حافظ شریعت]] بودند و اگر [[معصوم]] نبودند [[شریعت]] نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.</ref>.
[[شیخ مفید]] در بیان این [[دلیل]] چنین می‌فرماید: در [[روایات]] ما آمده است که حضرت خاتم الانبیا و [[ائمه اطهار]] {{عم}} از ابتدای [[تولد]] مانند [[حضرت عیسی]] {{ع}} و حضرت [[یحیی]] {{ع}} دارای [[صفات کمال]] بودند و هیچ‌گونه [[جهل]] و [[نقص]] در آنها وجود نداشت؛ این خبر را [[عقل]] جایز می‌داند. در دوران [[نبوت]] و امامت هم [[اطمینان]] داریم که [[عصمت]] تا لحظه [[مرگ]] برای وجود آنها لازم بود؛ چون آنها [[حافظ شریعت]] بودند و اگر [[معصوم]] نبودند [[شریعت]] نیز از زیاده و نقصان ایمن نبود<ref>النکت الاعتقادیه، ص۴۰؛ تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۰.</ref>.
۱۵٬۳۹۸

ویرایش