بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
== واژهشناسی لغوی == | == واژهشناسی لغوی == | ||
تقرّب مصدر باب تفعّل و از ریشه «ق ـ رـ ب» است. قُرب در لغت خلاف بُعد<ref>لسان العرب، ج ۱۱، | [[تقرّب]] مصدر باب تفعّل و از ریشه «ق ـ رـ ب» است. قُرب در لغت خلاف بُعد<ref>لسان العرب، ج ۱۱، ص۸۲؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص۸۰؛ مفردات، ص۶۶۳، «قرب».</ref>. و به معنای نزدیکی است<ref>ترتیب العین، ج ۳، ص۱۴۵۴؛ الصحاح، ج ۱، ص۱۹۸؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص۲۱۱، «قرب».</ref>؛ خواه مادی یا [[معنوی]]<ref>التحقیق، ج ۹، ص۲۲۶،«قرب».</ref>، بنابراین در موارد گوناگونی مانند نزدیکی از حیث [[زمان]]، مکان، نسبت، [[منزلت]] و... به کار میرود<ref>مفردات، ص۶۶۳؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۲۵۳؛ نثر طوبی، ص۲۹۳ - ۲۹۴، «قرب».</ref>. گفته شده است: [[قرب]] در مکان و قربت در منزلت و [[قربی]] و [[قرابت]] در [[خویشاوندی]] استعمال میشوند<ref>المصباح، فیومی، ص۴۹۵، «قرب».</ref>. به [[اعتقاد]] برخی واژه قرب ابتدا درباره پدیدههای [[جسمانی]] به اعتبار نسبت مکانی آنها به کار میرفت؛ ولی پس از آن [[توسعه]] یافت و در غیر مکان مانند نزدیکی از جهت زمان نیز استعمال شد و سپس مجدداً گسترش یافت و در [[حقایق]] غیر جسمانی نیز به کار رفت<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۰.</ref>. تقرّب در لغت به معنای [[طلب]] نزدیکی است<ref>القاموس المحیط، ج ۱، ص۲۱۱.</ref>. | ||
در فرهنگ | در [[فرهنگ اسلامی]]، تقرّب به معنای طلب نزدیک شدن به [[خداوند]] با انجام دادن عملی است<ref>الصحاح، ج ۱، ص۱۹۹؛ لسان العرب، ج ۱، ص۶۶۴؛ تاج العروس، ج ۲، ص۳۰۸، «قرب».</ref> و کسانی که به [[قرب الهی]] رسیدهاند "مُقَرَّب" نامیده میشوند و از آنجا که در [[حقیقت]] [[خدا]] [[بنده]] خویش را به خود نزدیک میسازد، یکی از [[اسماء الهی]] "مُقَرِّب"<ref>المقام الاسنی، ص۹۵؛ المصباح، کفعمی، ص۳۵۸.</ref> است. | ||
تقرّب و قرب در علوم گوناگون اسلامی خصوصاً عرفان کاربرد فراوان دارند؛ عارفان قرب را به صورتهای گوناگونی تعریف کردهاند؛ مانند استغراق وجود سالک در عین جمع "مقام جمع"، با غیبت از جمیع صفات خود، تا جایی که از صفت قرب، استغراق و غیبت خود هم غایب شود، از میان برداشتن هرچه پیش آید، اطاعت خدا<ref>مصباح الهدایه، | تقرّب و قرب در [[علوم]] گوناگون [[اسلامی]] خصوصاً [[عرفان]] کاربرد فراوان دارند؛ [[عارفان]] قرب را به صورتهای گوناگونی تعریف کردهاند؛ مانند استغراق وجود سالک در عین جمع "[[مقام]] جمع"، با [[غیبت]] از جمیع صفات خود، تا جایی که از صفت قرب، استغراق و غیبت خود هم غایب شود، از میان برداشتن هرچه پیش آید، [[اطاعت خدا]]<ref>مصباح الهدایه، ص۴۱۷ - ۴۱۸؛ خلاصة شرح تعرّف، ص۳۳۵ - ۳۳۶؛ فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۶۳۷.</ref>، [[نزدیکی به خدا]] با [[مکاشفه]] و [[مشاهده]]<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۳۱۳.</ref> و [[انقطاع]] از غیر [[خدا]]<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۳۱۳.</ref>. | ||
در فلسفه | در [[فلسفه]] [[اخلاق]]، برخی [[قرب به خدا]] را مطلوب نهایی [[انسان]] و ملاک [[ارزشمند]] بودن فعل [[اخلاقی]] را تأثیر آن در نزدیک کردن صاحبش به خدا دانستهاند<ref>فلسفه اخلاق، ص۱۸۲.</ref>. | ||
در علم | در [[علم فقه]]، [[قصد قربت]]، شرط [[صحت]] [[عبادات]] دانسته شده<ref>الروضة البهیه، ج ۱، ص۳۲۱؛ روض الجنان، ص۲۷.</ref>. و [[وجوب]] آن در عبادات با [[آیات]]، [[روایات]] و [[اجماع]] [[ثابت]] شده است<ref>مدارک الاحکام، ج ۱، ص۱۸۶؛ ج ۳، ص۳۱۰؛ ریاض المسائل، ج ۱، ص۱۸؛ مستند الشیعه، ج ۲، ص۴۵.</ref>؛ ولی [[فقیهان]] در [[تفسیر]] قصد قربت مفاهیم دیگری به جز [[قرب]] [[روحانی]] را ارائه کرده اند<ref>ذخیرة المعاد، ص۲۴؛ مفتاح الکرامه، ج ۲، ص۳۱۲ - ۳۱۳؛ مستند الشیعه، ج ۲، ص۴۸.</ref>. یکی از بزرگترین [[فقیهان امامیه]]، [[قصد قرب]] روحانی را از غایات و انگیزههای قصد [[امتثال]] دانسته و گفته است: قصد قرب روحانی قطعاً [[واجب]] نیست و [[اثبات]] وجوب آن با آیات و روایات ناممکن است<ref>جواهر الکلام، ج ۲، ص۸۶ - ۸۸؛ ج ۹، ص۱۵۷.</ref>. | ||
برای قرب تقسیماتی ذکر شده است که مهمترین | برای قرب تقسیماتی ذکر شده است که مهمترین آنها تقسیم به قرب [[فرایض]] و [[نوافل]] است. [[عارفان]] با اقتباس از [[حدیث مشهور]] [[نبوی]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۳۵۲؛ کنزالعمال، ج ۷، ص۷۷۰.</ref> این تقسیم را ارائه کرده و در توضیح آن گفتهاند: قرب فرایض هنگام فنای ذات [[بنده]] در [[ذات خداوند]] حاصل میشود و نتیجه آن این است که بنده، گوش و چشم و [[دست خدا]] میگردد و قرب نوافل، هنگام فنای صفات وی در [[صفات الهی]] حاصل میشود و نتیجه آن این است که خدا، گوش و چشم بنده میگردد، بنابراین رتبه قرب فرایض از قرب نوافل [[برتر]] است<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۵۰ - ۳۵۱؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۳۱۳؛ فرهنگ نوربخش، ج ۶، ص۲۴۲ - ۲۴۳.</ref>؛ ولی برخی مرتبه قرب نوافل را برتر دانستهاند<ref>شرح توحید صدوق، ج ۱، ص۲۹؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص۱۳۱۳.</ref>. | ||
برپایه تقسیم دیگری، قرب یا با علم نظری به دست | برپایه تقسیم دیگری، [[قرب]] یا با [[علم]] نظری به دست میآید یا با علم کشفی یا با عمل و قسم سوم، خود یا با ادای [[واجبات]] حاصل میشود یا با انجام دادن [[مستحبات]] و [[برترین]] قرب، علم کشفی [[توحید]] است<ref>رسالههای شاه نعمت الله ولی، ج ۲، ص۱۷۹.</ref>. | ||
== تقرّب در قرآن == | == [[تقرّب]] در [[قرآن]] == | ||
قرآن کریم در آیات بسیاری با واژهها و تعبیرهایی گوناگون، به گونهای بر تقرّب و مسائل آن تأکید کرده است؛ مانند: | [[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیاری با واژهها و تعبیرهایی گوناگون، به گونهای بر تقرّب و مسائل آن تأکید کرده است؛ مانند: | ||
# '''مشتقات قرب:''' {{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا }}<ref> و او را از سوی راست (کوه) طور ندا دادیم و او را رازگویان (به خویش) نزدیک کردیم؛ سوره مریم، آیه:۵۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ }}<ref> و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت:بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد؛ سوره مائده، آیه:۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک میکند، داراییها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کردهاند پاداش دو چندان است و آنها در کوشکهای بهشتی آسودهاند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}<ref> و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ }}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref>. | # '''مشتقات قرب:''' {{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا}}<ref> و او را از سوی راست (کوه) طور ندا دادیم و او را رازگویان (به خویش) نزدیک کردیم؛ سوره مریم، آیه:۵۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref> و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت:بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد؛ سوره مائده، آیه:۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک میکند، داراییها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کردهاند پاداش دو چندان است و آنها در کوشکهای بهشتی آسودهاند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref>. | ||
# '''[[طلب وسیله]]:''' {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه:۳۵.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا }}<ref> آن کسانی که (مشرکان به پرستش) میخوانند خود به سوی پروردگارشان دستاویز میجویند تا کدام یک (به خداوند) نزدیکتر گردند و به بخشایش او امید میبرند و از عذاب وی میهراسند؛ بیگمان عذاب پروردگارت پرهیختنی است؛ سوره اسراء، آیه:۵۷.</ref>؛ | # '''[[طلب وسیله]]:''' {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه:۳۵.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}}<ref> آن کسانی که (مشرکان به پرستش) میخوانند خود به سوی پروردگارشان دستاویز میجویند تا کدام یک (به خداوند) نزدیکتر گردند و به بخشایش او امید میبرند و از عذاب وی میهراسند؛ بیگمان عذاب پروردگارت پرهیختنی است؛ سوره اسراء، آیه:۵۷.</ref>؛ | ||
# '''[[لقاء الله]]:''' {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ }}<ref> و گفتند: چرا نشانههایی از سوی پروردگارش بر او فرو فرستاده نمیشود؟ بگو: جز این نیست که نشانهها نزد خداوند است و من تنها بیمدهندهای آشکارم؛ سوره عنکبوت، آیه: ۵۰.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا }}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref><ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج ۵، | # '''[[لقاء الله]]:''' {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}<ref> و گفتند: چرا نشانههایی از سوی پروردگارش بر او فرو فرستاده نمیشود؟ بگو: جز این نیست که نشانهها نزد خداوند است و من تنها بیمدهندهای آشکارم؛ سوره عنکبوت، آیه: ۵۰.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref><ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج ۵، ص۵۵۰؛ المیزان، ج ۱۳، ص۴۰۶؛ ج ۱۶، ص۱۰۲؛ چهل حدیث، ص۴۵۳ ـ ۴۵۴، ۶۰۱.</ref>؛ | ||
# '''[[طلب وجه الهی]]:''' {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ }}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه ما روزی آنان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند و به نیکی، بدی را دور میدارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه:۲۲.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا }}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن (با هم) به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد؛ سوره بقره، آیه:۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ }}<ref> بنابراین، حقّ خویشاوند و بینوا و در راه مانده را بپرداز که این برای آنان که خواستار خشنودی خداوندند بهتر است و آنانند که رستگارند. و هر آنچه ربا بدهید تا (بهره شما را) در داراییهای مردم بیفزاید نزد خدا نمیافزاید و آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۸ - ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا}}<ref> با خود میگویند: شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الأَعْلَى}}<ref> و کاری جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد)؛ سوره لیل، آیه:۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ }}<ref> و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران، نه هیچ از حساب آنان بر گردن تو و نه هیچ از حساب تو بر گردن آنهاست تا برانیشان و از ستمگران گردی؛ سوره انعام، آیه:۵۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref> و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن؛ سوره کهف، آیه:۲۸.</ref><ref>تفسیر فرات الکوفی، | # '''[[طلب وجه الهی]]:''' {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند و نماز را برپا میدارند و از آنچه ما روزی آنان کردهایم پنهان و آشکار میبخشند و به نیکی، بدی را دور میدارند؛ فرجام (نیک) آن سرای است؛ سوره رعد، آیه:۲۲.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن (با هم) به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان میکردید آشکار کرد؛ سوره بقره، آیه:۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ}}<ref> بنابراین، حقّ خویشاوند و بینوا و در راه مانده را بپرداز که این برای آنان که خواستار خشنودی خداوندند بهتر است و آنانند که رستگارند. و هر آنچه ربا بدهید تا (بهره شما را) در داراییهای مردم بیفزاید نزد خدا نمیافزاید و آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۸ - ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا}}<ref> با خود میگویند: شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الأَعْلَى}}<ref> و کاری جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد)؛ سوره لیل، آیه:۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}<ref> و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران، نه هیچ از حساب آنان بر گردن تو و نه هیچ از حساب تو بر گردن آنهاست تا برانیشان و از ستمگران گردی؛ سوره انعام، آیه:۵۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref> و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن؛ سوره کهف، آیه:۲۸.</ref><ref>تفسیر فرات الکوفی، ص۵۶۸؛ التبیان، ج ۷، ص۳۵؛ المیزان، ج ۱۳، ص۳۰۲.</ref>. | ||
# '''[[عندیت]]:''' {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ }}<ref> در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند؛ سوره قمر، آیه:۵۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ }}<ref> بگو آیا (میخواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستانهایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست آنان که میگویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آوردهایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ }}<ref> سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که میکردند یار آنان است؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref> و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آوردهاند، نزد پروردگار خویش همان راستگویان و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند دوزخیاند؛ سوره حدید، آیه:۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ }}<ref> آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران میگویند: بیگمان این جادوگری آشکار است؛ سوره یونس، آیه:۲.</ref><ref>مفردات، | # '''[[عندیت]]:''' {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ}}<ref> در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند؛ سوره قمر، آیه:۵۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref> بگو آیا (میخواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستانهایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست آنان که میگویند: پروردگارا! به راستی ما ایمان آوردهایم پس، از گناهان ما درگذر و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref> سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که میکردند یار آنان است؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref> و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آوردهاند، نزد پروردگار خویش همان راستگویان و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند دوزخیاند؛ سوره حدید، آیه:۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ}}<ref> آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران میگویند: بیگمان این جادوگری آشکار است؛ سوره یونس، آیه:۲.</ref><ref>مفردات، ص۵۹۰، «عند»؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۲۲۶؛ المیزان، ج ۸، ص۳۸۳؛ ج ۱۴، ۲۶۵.</ref>؛ | ||
# '''[[مقام محمود]]:''' {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا }}<ref> و پارهای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد؛ سوره اسراء، آیه:۷۹.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، | # '''[[مقام محمود]]:''' {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا}}<ref> و پارهای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد؛ سوره اسراء، آیه:۷۹.</ref><ref>نمونه، ج ۱۲، ص۲۲۵.</ref>؛ | ||
# '''[[توبه به سوی خدا]]:''' {{متن قرآن|وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ }}<ref> و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهرهای نیکو بهرهمند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم؛ سوره هود، آیه:۳.</ref>، {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ }}<ref> و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید؛ سوره هود، آیه:۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ}}<ref> و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهندهای است نزدیک؛ سوره هود، آیه:۶۱.</ref> {{متن قرآن|وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ }}<ref> و از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید، بیگمان پروردگار من بخشایندهای دوستدار است؛ سوره هود، آیه:۹۰.</ref><ref>راهنما، ج ۸، | # '''[[توبه به سوی خدا]]:''' {{متن قرآن|وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ}}<ref> و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهرهای نیکو بهرهمند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم؛ سوره هود، آیه:۳.</ref>، {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ}}<ref> و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید؛ سوره هود، آیه:۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ}}<ref> و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهندهای است نزدیک؛ سوره هود، آیه:۶۱.</ref> {{متن قرآن|وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ}}<ref> و از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید، بیگمان پروردگار من بخشایندهای دوستدار است؛ سوره هود، آیه:۹۰.</ref><ref>راهنما، ج ۸، ص۱۴.</ref>. با این توضیح که در این [[آیات]] به [[استغفار]] و سپس [[توبه]] [[فرمان]] داده شده است و چون استغفار[[توبه]] از [[گناهان]] را در بردارد، میتوان گفت مقصود از توبه در این آیات، توبه کردن از گناهان نیست، بلکه حرکت و [[تقرّب]] به سوی خداست<ref>راهنما، ج ۸، ص۱۴.</ref>. | ||
# '''[[رفتن به سوی خدا]]:''' {{متن قرآن|وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ }}<ref> و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم میروم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد؛ سوره صافات، آیه:۹۹.</ref><ref>جامع البیان، ج ۲۳، | # '''[[رفتن به سوی خدا]]:''' {{متن قرآن|وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}}<ref> و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم میروم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد؛ سوره صافات، آیه:۹۹.</ref><ref>جامع البیان، ج ۲۳، ص۸۹؛ التبیان، ج ۸، ص۵۱۵؛ الصافی، ج ۴، ص۲۷۴.</ref>. | ||
# '''[[آمدن نزد خدا]]:''' {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ }}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref> | # '''[[آمدن نزد خدا]]:''' {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref> | ||
# '''[[دنو]]:''' {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى }}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد. آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید؛ سوره نجم، آیه: ۸ - ۹.</ref><ref>راهنما، ج ۱۵، | # '''[[دنو]]:''' {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد. آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید؛ سوره نجم، آیه: ۸ - ۹.</ref><ref>راهنما، ج ۱۵، ص۴۱۷.</ref>. | ||
# '''صعود:''' {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ }}<ref> هر که عزّت میخواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد و آنان که نیرنگهای بد میبازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه:۱۰.</ref>. | # '''صعود:''' {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref> هر که عزّت میخواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد و آنان که نیرنگهای بد میبازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه:۱۰.</ref>. | ||
# '''[[اتخاذ سبیل]]:''' {{متن قرآن|قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا }}<ref> بگو: برای این (پیامبری) از شما مزدی نمیخواهم جز این که هر کس بخواهد به سوی پروردگار خویش راهی پیش گیرد؛ سوره فرقان، آیه:۵۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا}}<ref> بیگمان این یک پند است و هر که خواهد راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد؛ سوره مزمل، آیه:۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا}}<ref> بیگمان این یک پند است پس هر که خواهد، راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد؛ سوره انسان، آیه:۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> و راههای خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند مینماییم و بیگمان خداوند با نیکوکاران است؛ سوره عنکبوت، آیه:۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ }}<ref> راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند؛ سوره فاتحه، آیه: ۶ - ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref> و چگونه کفر میورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما میخوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۱.</ref><ref>الصافی، ج ۴، | # '''[[اتخاذ سبیل]]:''' {{متن قرآن|قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا}}<ref> بگو: برای این (پیامبری) از شما مزدی نمیخواهم جز این که هر کس بخواهد به سوی پروردگار خویش راهی پیش گیرد؛ سوره فرقان، آیه:۵۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا}}<ref> بیگمان این یک پند است و هر که خواهد راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد؛ سوره مزمل، آیه:۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا}}<ref> بیگمان این یک پند است پس هر که خواهد، راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد؛ سوره انسان، آیه:۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref> و راههای خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند مینماییم و بیگمان خداوند با نیکوکاران است؛ سوره عنکبوت، آیه:۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ}}<ref> راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند؛ سوره فاتحه، آیه: ۶ - ۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و چگونه کفر میورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما میخوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۱.</ref><ref>الصافی، ج ۴، ص۲۱؛ ج ۵، ص۲۴۳، ۲۶۶؛ المیزان، ج ۲۰، ص۶۹؛ ج ۱، ص۳۳.</ref>. | ||
# '''[[ولایت]]:''' {{متن قرآن|أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند؛ سوره یونس، آیه:۶۲.</ref><ref>شرح فصوص الحکم، | # '''[[ولایت]]:''' {{متن قرآن|أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند؛ سوره یونس، آیه:۶۲.</ref><ref>شرح فصوص الحکم، ص۴۴۰ ـ ۴۴۱.</ref>. | ||
# ''' | # '''رفع:''' {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref> آنگاه خداوند فرمود: ای عیسی! من بازگیرنده تو و فرابرنده تو سوی خویش و رهاییبخش تو از گروه کافرانم و پیروان تو را تا روز رستخیز بر کافران برتر میگمارم سپس بازگشت شما به سوی من است و در آنچه اختلاف میداشتید میان شما داوری خواهم کرد؛ سوره آل عمران، آیه:۵۵.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۴۵۷.</ref>. | ||
# '''[[عمل صالح]]:''' {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا }}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۶، | # '''[[عمل صالح]]:''' {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۷۷۰.</ref>. | ||
# '''[[نسک]]:''' {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> بگو: بیگمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است؛ سوره انعام، آیه:۱۶۲.</ref><ref>روح البیان، ج ۳، | # '''[[نسک]]:''' {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref> بگو: بیگمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است؛ سوره انعام، آیه:۱۶۲.</ref><ref>روح البیان، ج ۳، ص۱۲۸ - ۱۲۹.</ref>. | ||
# '''[[تسلیم چهره به سوی خدا]]:''' {{متن قرآن|وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ}}<ref> و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است؛ سوره لقمان، آیه:۲۲.</ref>؛ {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بیگمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمیشوند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً }}<ref> و بهدینتر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درستآیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت؛ سوره نساء، آیه:۱۲۵.</ref><ref>روح البیان، ج ۸، | # '''[[تسلیم چهره به سوی خدا]]:''' {{متن قرآن|وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ}}<ref> و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است؛ سوره لقمان، آیه:۲۲.</ref>؛ {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref> آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بیگمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمیشوند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً}}<ref> و بهدینتر از آن کس که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهد در حالی که نکوکار باشد و از آیین ابراهیم درستآیین پیروی کند، کیست؟ و خداوند، ابراهیم را دوست (خود) گرفت؛ سوره نساء، آیه:۱۲۵.</ref><ref>روح البیان، ج ۸، ص۵۰۲.</ref>. | ||
# '''مشتقات [[اخلاص]]:''' {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه) | # '''مشتقات [[اخلاص]]:''' {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد؛ سوره نساء، آیه:۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ}}<ref> ما این کتاب را به حقّ به سوی تو فرو فرستادهایم، از این روی خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میداری بپرست؛ سوره زمر، آیه:۲.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ}}<ref> بگو: آیا درباره خداوند با ما چون و چرا میکنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست و ما برای او یکرنگیم؛ سوره بقره، آیه:۱۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref> بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید؛ سوره اعراف، آیه:۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}<ref> و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار و استوار؛ سوره بینه، آیه:۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ}}<ref> که بیگمان خدای شما یگانه است؛ سوره صافات، آیه:۴.</ref> عمل [[خالص]]، عملی است که هیچ [[انگیزه]] ای جز [[طلب]] [[قرب الهی]] در آن نیست<ref>محجة البیضاء، ج ۸، ص۱۲۹؛ التبیان فی آداب حملة القرآن، ص۳۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۹۸.</ref> در [[روایات]]<ref>الکافی، ج ۱، ص۱۸۷ - ۱۸۸؛ ج ۲، ص۷۴ - ۷۵، ۸۰، ۱۹۶؛ کنزالعمال، ج ۳، ص۲۴.</ref> و [[ادعیه]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۵۴۵؛ المعجم المفهرس لالفاظ صحیفة السجادیه، ص۴۶۸ - ۴۷۰.</ref> نیز به [[تقرّب]]، توجّهی ویژه شده است. | ||
== مفهوم تقرّب == | == مفهوم تقرّب == | ||
نزدیکی بنده به خدا دو گونه است: عام و خاص. قرب عام آن است که هر انسانی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلاقِيهِ}}<ref> ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید؛ سوره انشقاق، آیه:۶.</ref> بلکه هر موجودی {{متن قرآن|صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأُمُورُ }}<ref> راه خداوندی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز میگردد؛ سوره شوری، آیه:۵۳.</ref> پیوسته به سوی خدا نزدیک شده، سرانجام به اسمای لطف یا قهر او | [[نزدیکی بنده به خدا]] دو گونه است: [[عام و خاص]]. [[قرب]] عام آن است که هر [[انسانی]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلاقِيهِ}}<ref> ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید؛ سوره انشقاق، آیه:۶.</ref> بلکه هر موجودی {{متن قرآن|صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأُمُورُ}}<ref> راه خداوندی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز میگردد؛ سوره شوری، آیه:۵۳.</ref> پیوسته به سوی [[خدا]] نزدیک شده، سرانجام به اسمای [[لطف]] یا [[قهر]] او میرسد<ref>المیزان، ج ۱، ص۲۸؛ ج ۳، ص۱۹۵.</ref>. در [[قرآن کریم]] [[آیات]] فراوانی با تعبیرهایی گوناگون نظیر [[رجوع]]{{متن قرآن|أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ}}<ref> آیا جز دین خداوند را باز میجویند با آنکه آنان که در آسمانها و زمینند خواهناخواه گردن نهاده فرمان اویند و به سوی او بازگردانده میشوند؛ سوره آل عمران، آیه:۸۳.</ref>، صیرورت{{متن قرآن|وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref> و فرمانفرمایی آسمانها و زمین از آن خداوند است و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره نور، آیه:۴۲.</ref>، [[حشر]]{{متن قرآن|وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ}}<ref> و هیچ جنبندهای در زمین نیست و نیز هیچ پرندهای که با دو بال خود میپرد، جز اینکه گروههایی همچون شما هستند؛ ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم، سپس (همه) به سوی پروردگارشان گرد آورده میشوند؛ سوره انعام، آیه:۳۸.</ref>، انتهاء{{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى}}<ref> و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست؛ سوره نجم، آیه:۴۲.</ref> و ایاب{{متن قرآن|إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ}}<ref> بیگمان بازگشتشان به جانب ماست؛ سوره غاشیه، آیه:۲۵.</ref> بر این مطلب دلالت دارند؛ اما [[قرب]] خاص آن است که تنها انسانهای [[مؤمن]] هر یک به اندازه درجه [[ایمان]] و [[عمل صالح]] خود به [[خدا]] نزدیک میشوند{{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref>و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه:۹۹.</ref> و در نهایت، تنها برخی به [[لقای الهی]] میرسند{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ثُلَّةٌ مِّنَ الأَوَّلِينَ وَقَلِيلٌ مِّنَ الآخِرِينَ}}<ref> آنانند که نزدیکان (به خداوند)اند. در بهشتهای پرنعمت. دستهای بسیار از پیشینیانند. و اندکی از پسینیان؛ سوره واقعه، آیه: ۱۱ - ۱۴.</ref>. محور بحث در این مقاله قرب خاص و [[طلب]] آن است. | ||
آیات و روایات | [[آیات]] و [[روایات]] [[تقرّب]]، برخی از [[فرقههای اسلامی]] را به [[اندیشه]] تجسم کشانده است؛ ولی همه [[مفسران]] با واکنش جدی به این رویکرد تصریح کردهاند که نزدیکی [[بندگان]] به [[خداوند]]، نزدیکی مکانی<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۴۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص۲۴.</ref> یا زمانی<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص۲۴.</ref> نیست و قول مشبّهه که از نزد [[خدا]] بودن [[فرشتگان]]{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref> بیگمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمیورزند و او را پاک میخوانند و برای او سجده میکنند؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۶.</ref> چنین برداشت کردهاند که خدا مکان و جهت دارد [[باطل]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref>؛ اما در اینکه نزدیک شدن بندگان به خداوند که در [[آیات]] متعددی مانند {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref> آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از خویش نوید میدهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیکشدگان (به خداوند) است؛ سوره آل عمران، آیه:۴۵.</ref>؛ {{متن قرآن|لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْدًا لِّلَّهِ وَلاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا}}<ref> مسیح از اینکه بنده خداوند باشد هرگز سر باز نمیزند و فرشتگان مقرّب نیز؛ و هر که از بندگی او سر باز زند و سرکشی کند زودا که آنان همه را (روز رستخیز) نزد خویش گرد آورد؛ سوره نساء، آیه:۱۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک میکند، داراییها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کردهاند پاداش دو چندان است و آنها در کوشکهای بهشتی آسودهاند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref> آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بیگمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود؛ سوره ص، آیه:۲۵.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن مینگرند؛ سوره مطففین، آیه:۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref> به آن اشاره شده است، [[حقیقی]] است یا مجازی، [[اختلاف]] نظر هست. | ||
برخی با رویکردی | برخی با رویکردی [[فلسفی]]، نزدیکی [[بندگان]] به [[خداوند]] را حقیقی و آن را [[قرب]] ذاتی، [[معنوی]]<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص۲۴؛ التحقیق، ج ۹، ص۲۲۸، «قرب».</ref>. و [[روحانی]]<ref>مفردات، ص۶۶۵، «قرب»؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۲۵۴.</ref> دانستهاند که واقع شدن [[بنده]] در معرض شمول [[رحمت الهی]]<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۱.</ref> و اتصاف به [[صفات الهی]]، مانند [[حکمت]]، [[علم]]، [[حلم]]، [[رحمت]] و غناست، گرچه متصف شدن [[انسانها]] به این صفات، مانند اتصاف خداوند به آنها نیست<ref>مفردات، ص۶۶۴ - ۶۶۵؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۲۵۴.</ref>. خداوند [[کمال مطلق]] و نامحدود است و از طرفی، [[حقیقت]] وجود، مساوی با کمالی است و هر کمال [[واقعی]] مانند علم، [[قدرت]]، [[حیات]]، [[اراده]] و... به حقیقت وجود باز میگردد. موجودات در اصل [[آفرینش]] "[[قوس نزول]]" یا در مرحله [[بازگشت به سوی خدا]] "قوس صعود" به هر نسبت که از وجودی کاملتر "قویتر و شدیدتر" برخوردار باشند، همان اندازه به خداوند که وجود محض و کمال صرف است نزدیکترند. | ||
انسان به حکم مرتبه وجودی خود باید این بازگشت را با اختیار و عمل خویش انجام دهد. وی با پیمودن طریق طاعت | [[انسان]] به [[حکم]] مرتبه وجودی خود باید این بازگشت را با [[اختیار]] و عمل خویش انجام دهد. وی با پیمودن طریق [[طاعت]] [[پروردگار]]، واقعاً مراتب و مراحل هستی را طی کرده، به کانون نامتناهی هستی نزدیک میشود<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۹۲، «ولاها و ولایتها».</ref>. | ||
بعضی با دیدگاهی اخلاقی ـ عرفانی پس از آنکه قرب به خداوند را تخلّق به اخلاق الهی از لحاظ علمی و عملی و حقیقت آن را فنای فی الله و بقای بالله دانستهاند که پس از حصول | بعضی با دیدگاهی [[اخلاقی]] ـ [[عرفانی]] پس از آنکه [[قرب به خداوند]] را [[تخلّق]] به [[اخلاق الهی]] از لحاظ [[علمی]] و عملی و حقیقت آن را [[فنای فی الله]] و [[بقای بالله]] دانستهاند که پس از حصول [[ملکه]]، [[استقامت]] و [[تمکین]] به دست میآید، هرگونه [[قربی]] حتی ذاتی را [[نفی]] کردهاند<ref>اسرار الحکم، ص۵۱۴.</ref>. | ||
در مقایسه میان دیدگاه فلسفی و عرفانی | در مقایسه میان دیدگاه [[فلسفی]] و [[عرفانی]] میتوان گفت دیدگاه فلسفی بر مبنای تشکیک در وجود است که بر اساس آن [[مخلوقات]] دارای اصالت و وجودند، گرچه وجود آنها [[ضعیف]] و عین ربط به خداست، بنابراین نزدیک شدن آنان به [[خدا]] ذاتی و [[معنوی]] است؛ ولی بر اساس دیدگاه عرفانی تنها خدا دارای اصالت و وجود است و [[آفریدگان]] تنها [[مظهر]] وجود و نمودی از آویند، پس حتی [[قرب]] ذاتی نیز [[تصور]] کردنی نیست. | ||
در برابر معتقدان به حقیقی بودن قرب | در برابر [[معتقدان]] به [[حقیقی]] بودن [[قرب الهی]]، برخی [[مفسران]] با رویکردی [[کلامی]]، نزدیک شدن به [[خداوند]] را مجازی و آن را نزدیک شدن به [[بهشت]] و [[نعمتهای بهشتی]] و برخورداری هرچه بیشتر از آنها<ref>ر ک: مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۹۱، «ولاها و ولایتها».</ref> یا نزدیک شدن به [[ثواب]] و [[کرامت الهی]]<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۴۹؛ ج ۱۰، ص۷۸۳؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۲۷.</ref> و فضل و [[رحمت خداوند]]<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> یا قرب به [[شرف]] نظیر نزدیک بودن [[وزیر]] به [[پادشاه]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> دانستهاند. | ||
بعضی در تفسیر نزد خدا بودن فرشتگان{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref> بیگمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمیورزند و او را پاک میخوانند و برای او سجده میکنند؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۶.</ref> گفتهاند: فرشتگان در مکانی هستند که خداوند به آن مکان کرامت و شرافت بخشیده است<ref>مجمع البیان، ج ۴، | بعضی در [[تفسیر]] نزد خدا بودن [[فرشتگان]]{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref> بیگمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمیورزند و او را پاک میخوانند و برای او سجده میکنند؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۶.</ref> گفتهاند: فرشتگان در مکانی هستند که خداوند به آن مکان [[کرامت]] و [[شرافت]] بخشیده است<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۱۱.</ref> و برخی نیز هر گونه قرب [[حسی]] و [[عقلی]] میان ممکنات و خداوند را نفی کرده و نسبت میان جمیع ممکنات و [[واجب]] را نسبت بُعد و مباینت صرف معنوی دانستهاند<ref>احیای حکمت، ج ۲، ص۵۱۵.</ref>. | ||
== عوامل تقرب == | == عوامل [[تقرب]] == | ||
قرآن کریم مقرَّب بودن را، هم صفت برخی از انسانها{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ }}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref> و هم ویژگی برخی فرشتگان{{متن قرآن|لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْدًا لِّلَّهِ وَلاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا}}<ref> مسیح از اینکه بنده خداوند باشد هرگز سر باز نمیزند و فرشتگان مقرّب نیز؛ و هر که از بندگی او سر باز زند و سرکشی کند زودا که آنان همه را (روز رستخیز) نزد خویش گرد آورد؛ سوره نساء، آیه:۱۷۲.</ref> دانسته است، پس مقام قرب همیشه مقامی اکتسابی | [[قرآن کریم]] مقرَّب بودن را، هم صفت برخی از [[انسانها]]{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref> و هم ویژگی برخی [[فرشتگان]]{{متن قرآن|لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْدًا لِّلَّهِ وَلاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا}}<ref> مسیح از اینکه بنده خداوند باشد هرگز سر باز نمیزند و فرشتگان مقرّب نیز؛ و هر که از بندگی او سر باز زند و سرکشی کند زودا که آنان همه را (روز رستخیز) نزد خویش گرد آورد؛ سوره نساء، آیه:۱۷۲.</ref> دانسته است، پس [[مقام قرب]] همیشه مقامی اکتسابی نیست؛ زیرا فرشتگان [[مقامات]] خود را کسب نمیکنند، بلکه این [[مقام]] برای آنان غیر اکتسابی "وَهْبی" است؛ ولی [[انسانها]] باید با عمل آن رابه دست آورند<ref>المیزان، ج ۳، ص۱۹۵.</ref> [[قرب الهی]] تنها با [[پاک]] کردن [[پلیدیها]]<ref>مفردات، ص۶۶۵؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۲۵۴.</ref>، [[دوری از دنیا]] و [[شرور]] آن<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص۲۴.</ref>، [[نفی]] [[صفات ناپسند]] و [[خودبینی]] و حصول [[تسلیم]] صرف و فنای کامل و [[عبودیت]] تام<ref>التحقیق، ج ۹، ص۲۲۸، «قرب».</ref> به دست میآید و این به معنای در آمدن تحت [[ولایت الهی]] است، از این رو [[مقربان]]، [[اولیای الهی]] هستند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۱.</ref>. | ||
تنها مقرِّب حقیقی خداست و اوست که برخی انسانها را به خود نزدیک میکند، چنان که در آیاتی این امر را به خود نسبت داده است: {{متن قرآن|وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا}}<ref>او را رازگویان (به خویش) نزدیک کردیم؛ سوره مریم، آیه:۵۲.</ref> و این مطلب از به کار رفتن صیغه اسم مفعولِ "مقرَّبون" در آیاتی دیگر {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ }}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن مینگرند؛ سوره مطففین، آیه:۲۱.</ref> نیز فهمیده میشود؛ ولی تلاش انسانها نیز در طول مقرِّب بودن خداوند میتواند در نزدیک ساختن آنان به خدا مؤثر باشد. | تنها مقرِّب [[حقیقی]] خداست و اوست که برخی انسانها را به خود نزدیک میکند، چنان که در آیاتی این امر را به خود نسبت داده است: {{متن قرآن|وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا}}<ref>او را رازگویان (به خویش) نزدیک کردیم؛ سوره مریم، آیه:۵۲.</ref> و این مطلب از به کار رفتن صیغه اسم مفعولِ "مقرَّبون" در آیاتی دیگر {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref>، {{متن قرآن|يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن مینگرند؛ سوره مطففین، آیه:۲۱.</ref> نیز فهمیده میشود؛ ولی تلاش انسانها نیز در طول مقرِّب بودن [[خداوند]] میتواند در نزدیک ساختن آنان به [[خدا]] مؤثر باشد. | ||
در قرآن کریم از آنچه انسان را به خدا نزدیک میکند با واژههایی نظیر "قربان"، "وسیله"، "نُسُک" و "قربة" یاد شده است. قربان گرچه در اصل مصدر است؛ ولی به معنای هر چیزی است که با آن به سوی خدا تقرّب جویند و در عرف مسلمانان معمولاً برای قربانی به کار میرود<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، | در [[قرآن کریم]] از آنچه [[انسان]] را به خدا نزدیک میکند با واژههایی نظیر "قربان"، "وسیله"، "نُسُک" و "قربة" یاد شده است. قربان گرچه در اصل مصدر است؛ ولی به معنای هر چیزی است که با آن به سوی [[خدا]] [[تقرّب]] جویند و در [[عرف]] [[مسلمانان]] معمولاً برای [[قربانی]] به کار میرود<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۵۰؛ مفردات، ص۶۶۴؛ بصائر ذوی المتییز، ج ۴، ص۲۵۳.</ref>. انجام دادن کاری [[نیک]] به قصد تقرّب به خدا امری [[فطری]] است و قدمتی به درازای [[تاریخ]] [[انسان]] دارد. دو فرزند [[آدم]] هر یک فعلی را به قصد تقرّب به خدا انجام دادند<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۲۵۴ - ۲۵۷؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۲۸۲؛ تفسیر مجاهد، ج ۱، ص۳۰۶.</ref>؛ ولی تنها [[عمل]]فرزند [[پرهیزگار]] پذیرفته شد: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}}<ref> و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت:بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد؛ سوره مائده، آیه:۲۷.</ref> گفته شده است: قربان در امتهای گذشته مانند صدقهها و زکاتها در [[امت اسلامی]] است؛ علامت قبول یا رد شدن آن در زمانهای گذشته این بود که آنچه پذیرفته میشده با آتشی میسوخته است؛ ولی در [[امت]] ما قربان، [[اعمال پسندیده]] مانند [[نماز]]، [[روزه]]، [[صدقه]] و [[زکات]] است و در [[دنیا]] نمیتوان فهیمد کدام یک از قربانها پذیرفته شدهاند<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۲۶۰.</ref> طبق آیهای [[یهودیان]] ادعا کردهاند که [[خداوند]] با آنان [[عهد]] بسته که به هیچ [[پیامبری]] [[ایمان]] نیاورند، مگر صدقه<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۲۶۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۸۹؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۴۰۶.</ref> یا [[عمل نیک]]<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۹۰۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۱۰.</ref> دیگری جهت تقرّب به خدا بیاورد و [[آتش]] آن را بسوزاند. آنان از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز چنین درخواستی داشتند: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ}}<ref> کسانی که گفتند: خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستادهای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانییی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد؛ سوره آل عمران، آیه:۱۸۳.</ref> در آیهای به [[مؤمنان]] [[فرمان]] داده شده است که به سوی [[خدا]] وسیله بجویند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه:۳۵.</ref> بر اساس آیهای دیگر از میان [[اولیای الهی]] آنان که به خدا نزدیکترند در پی وسیلهای برای [[تقرّب]] هرچه بیشتر به او هستند[۶۵] یا آنکه اولیای الهی در پی وسیله ای هستند تا دانسته شود کدام یک به خدا نزدیک ترند<ref>الصافی، ج ۳، ص۱۹۸؛ فتح القدیر، ج ۳، ص۲۳۷.</ref>: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}}<ref> آن کسانی که (مشرکان به پرستش) میخوانند خود به سوی پروردگارشان دستاویز میجویند تا کدام یک (به خداوند) نزدیکتر گردند و به بخشایش او امید میبرند و از عذاب وی میهراسند؛ بیگمان عذاب پروردگارت پرهیختنی است؛ سوره اسراء، آیه:۵۷.</ref> | ||
بر اساس احتمالی، مراد از این دو آیه جستن وسیلهای است که انسان را به خدا نزدیک میکند<ref>مجمع البیان، ج ۶، | بر اساس احتمالی، مراد از این دو [[آیه]] جستن وسیلهای است که [[انسان]] را به خدا نزدیک میکند<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۶۵۱.</ref> و این وسیله مفهوم وسیعی دارد و هر [[کار نیک]] و [[شایسته]] و هر صفت پسندیدهای را در بر میگیرد که از جمله آنها [[توسل]] به [[مقربان]] [[الهی]] برای بهرهمندی از [[شفاعت]] آنان است<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۶۹؛ الصافی، ج ۲، ص۳۳؛ المیزان، ج ۱۳، ص۱۲۸.</ref>، چنان که در روایاتی "وسیله" به [[امام]] [[تفسیر]] شده است<ref>نمونه، ج ۱۲، ص۱۶۵.</ref>. | ||
در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه:۳۵.</ref>، پیش از طلب وسیله به تقوا امر شده است که از آن برمی آید در طلب وسیله نیز باید تقوای الهی را رعایت کرد و نباید از هر وسیلهای برای تقرّب به خدا بهره جست<ref>تفسیر قمی، ج ۱، | در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه:۳۵.</ref>، پیش از [[طلب]] وسیله به [[تقوا]] امر شده است که از آن برمی آید در طلب وسیله نیز باید [[تقوای الهی]] را رعایت کرد و نباید از هر وسیلهای برای [[تقرّب]] به [[خدا]] بهره جست<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۹۵؛ الصافی، ج ۲، ص۳۳.</ref> بر اساس احتمالی دیگر در [[آیات]] یاد شده واژه "وسیله" خود به معنای [[قرب]] و مفاد آیات، طلب [[قرب الهی]] است<ref>راهنما، ج ۴، ص۳۶۷ - ۳۶۸.</ref>. | ||
قرآن کریم در آیاتی تنها عامل تقرّب به خدا را ایمان و عمل صالح میشناساند: {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک میکند، داراییها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کردهاند پاداش دو چندان است و آنها در کوشکهای بهشتی آسودهاند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref> این برداشت در صورتی است که استثنا در آیه منفصل و مفاد آیه آن باشد که تنها ایمان و عمل صالح انسان را به خدا نزدیک میسازند<ref>جامع البیان، ج ۱۵، | [[قرآن کریم]] در آیاتی تنها عامل تقرّب به خدا را [[ایمان]] و [[عمل صالح]] میشناساند: {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک میکند، داراییها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کردهاند پاداش دو چندان است و آنها در کوشکهای بهشتی آسودهاند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref> این برداشت در صورتی است که استثنا در [[آیه]] منفصل و مفاد آیه آن باشد که تنها ایمان و عمل صالح[[انسان]] را به خدا نزدیک میسازند<ref>جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۳۳؛ التبیان، ج ۳، ص۵۰۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۸۱.</ref>؛ شاید استثنا متصل باشد، در نتیجه [[اموال]] و [[فرزندان]] انسان نیز در صورت برخورداری وی از ایمان و عمل صالح، مایه تقرّب او به خدا هستند<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۶۱۵؛ التبیان، ج ۸، ص۳۹۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۱۹۵.</ref>. | ||
در آیهای ایمان وسیله دستیابی به مقام قرب خدا معرفی شده است<ref>جامع البیان، ج ۲۲، | در آیهای ایمان وسیله دستیابی به [[مقام قرب]] خدا معرفی شده است<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۶۱۵؛ الصافی، ج ۴، ص۲۲۲.</ref>: {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ}}<ref> آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران میگویند: بیگمان این جادوگری آشکار است؛ سوره یونس، آیه:۲.</ref>. و در آیهای دیگر از صعود "کلم [[طیب]]" به سوی [[خدا]] و اینکه [[عمل صالح]] آن را بالا میبرد سخن رفته است: {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref> هر که عزّت میخواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد و آنان که نیرنگهای بد میبازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه:۱۰.</ref> مقصود از صعود، [[تقرّب]] به خدا و مقصود از کلم طیب، [[اعتقادات]] حقی است که [[انسان]] با پذیرش آنها و عمل بر اساس آنها [[سعادتمند]] میشود و از آنجا که هر [[اعتقادی]] [[قائم]] به معتقِد آن است، تقرّب [[اعتقاد]] به خدا همان تقرّب معتقِد به [[خداوند]] است. عمل صالح نیز اعتقاد[[حق]] را در صعود به سوی خدا [[یاری]] کرده، آن را بالا میبرد؛ زیرا هر چه عمل بر اساس اعتقاد تکرار شود، [[باور]] راسختر و روشنتر و تأثیر آن بیشتر میگردد<ref>راهنما، ج ۷، ص۳۶۷.</ref>. | ||
در آیه ای نیز به کسی که امید دارد به لقای پروردگارش برسد دستور عمل صالح و پرهیز از شرک در عبادت داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا }}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref>. | در [[آیه]] ای نیز به کسی که [[امید]] دارد به لقای پروردگارش برسد دستور عمل صالح و [[پرهیز]] از [[شرک در عبادت]] داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref>. | ||
در آیاتی متعدد به اموری اشاره شده است که مایه تقرّب انسان به خداست؛ مانند انفاق: {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}<ref> و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۸، | در آیاتی متعدد به اموری اشاره شده است که مایه [[تقرّب]] [[انسان]] به خداست؛ مانند [[انفاق]]: {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۲۳۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۹۸؛ نثر طوبی، ص۲۹۴.</ref>؛ [[زکات]]: {{متن قرآن|وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ}}<ref> آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۸ - ۳۹.</ref>؛ [[اطعام]] [[فقیران]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا}}<ref> با خود میگویند: شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref>؛ [[صبر]]: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ}}<ref> و آنان را که در پی خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه میکنند؛ سوره رعد، آیه:۲۲.</ref>؛ [[امید به لقای الهی]]: {{متن قرآن|مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ}}<ref> هر کس لقای خداوند را امید میدارد (بداند که) زمان (مقرر کرده) خداوند آمدنی است؛ سوره عنکبوت، آیه:۵.</ref>؛ [[تقوا]]: {{متن قرآن|لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>، [[دعا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref> و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران؛ سوره انعام، آیه:۵۲.</ref>؛ دعای [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: {{متن قرآن|وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ}}<ref> و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۹۶؛ المیزان، ج ۹، ص۳۷۱.</ref>؛ [[نماز]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ}}<ref> پس برای پروردگارت نماز بگزار؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷؛ نمونه، ج ۲۷، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص۱۲۸.</ref>؛ [[سجده]]: {{متن قرآن|كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref> هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!؛ سوره علق، آیه:۱۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۸۳؛ تفسیر ثعالبی، ج ۳، ص۵۰۴.</ref>؛ کشته شدن در [[راه خدا]]: {{متن قرآن|وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref> و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۶۹.</ref>، [[قربانی]]: {{متن قرآن|فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ}}<ref>پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن!؛ سوره کوثر، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۸۳۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ}}<ref> آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردنهای آنها آغازید؛ سوره ص، آیه:۳۳.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۷۴۱.</ref>، [[التزام]] به [[آیات الهی]] و [[پرهیز]] از [[دنیاگرایی]] و [[هواپرستی]]: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و خبر آن کسی را برای آنان بخوان که (دانش) آیات خویش را بدو ارزانی داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد. و اگر میخواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا میبردیم اما او به دنیاگرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی لهله میزند و اگر او را وانهی (باز) لهله میزند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند؛ سوره اعراف، آیه:۱۷۵ - ۱۷۶.</ref><ref>راهنما، ج ۶، ص۳۴۴.</ref>، [[پاکی]] [[دل]] از مرضهای [[روحی]] و [[اخلاقی]]: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref><ref>راهنما، ج ۱۵، ص۴۱۸.</ref>، ادای [[شهادت]]: {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ}}<ref> گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ سوره طلاق، آیه:۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۶۰.</ref> و [[تذکر]]: {{متن قرآن|قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ... لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref> سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست؛ سوره انعام، آیه: ۱۲۷.</ref> [[روایات]] نیز برای [[تقرّب]] به [[خدا]] عوامل گوناگونی برمیشمرند؛ مانند [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و [[اولواالامر]]<ref>الکافی، ج۱، ص۱۸۷ - ۱۸۸؛ ج۲، ص۷۴ - ۷۵.</ref>، [[دوری از گناهان]]، [[زهد]]، [[گریه]] از [[ترس]] خدا<ref>الکافی، ج ۲، ص۸۰، ۴۸۳.</ref>، تلاش برای برآوردن [[حاجت]] [[مؤمن]]<ref>الکافی، ص۱۹۶.</ref>، [[دشمنی]] با [[اهل]] [[معاصی]] و دوری از آنان<ref>کنز العمال، ج ۳، ص۶۵.</ref>[[تعقل]]<ref>کنز العمال، ص۳۸۴.</ref>. | ||
قرآن کریم در کنار عوامل حقیقی تقرّب به خدا، به پندارهایی اشاره میکند که بر خلاف گمان برخی، در نزدیک ساختن انسان به خدا هیچ اثری ندارند. | [[قرآن کریم]] در کنار عوامل [[حقیقی]] تقرّب به خدا، به پندارهایی اشاره میکند که بر خلاف [[گمان]] برخی، در نزدیک ساختن [[انسان]] به خدا هیچ اثری ندارند. مهمترین این امور، [[پرستش]] آلههای به جز خداست. [[مشرکان]]، آنها را به این [[انگیزه]] میپرستیدند که آنان را به خدا نزدیک ساخته، در نیازهایشان [[شفیع]] آنان باشند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى}}<ref> و خداوند میان آنان که به جای او سرورانی گرفتهاند (و میگویند) ما اینان را جز برای آنکه ما را به خداوند، نیک نزدیک گردانند نمیپرستیم؛ سوره زمر، آیه:۳.</ref><ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۲۲۷ - ۲۲۸.</ref>، چنان که یکی از عوامل [[پرستش]] [[بتها]] میان [[قوم عاد]]، همین امر دانسته شده است: {{متن قرآن|وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ}}<ref> و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد؛ سوره هود، آیه:۵۳.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۲۵۸.</ref>، لکن این [[آلهه]] به هنگام نیاز [[مشرکان]] و [[نزول عذاب الهی]] برای مشرکان هیچ سودی نداشته<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۳۹.</ref>، نمیتوانند آنان را [[یاری]] کنند: {{متن قرآن|فَلَوْلا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً}}<ref> پس چرا آن خدایانی که (کافران) به جای خداوند، برای تقرّب (به خداوند به پرستش) گرفته بودند یاریشان نکردند؟؛ سوره احقاف، آیه:۲۸.</ref>، بلکه در آن هنگام گم میشوند؛ یعنی رابطه [[الوهیت]] و عبودیتی که مشرکان میپنداشتند میگسلد: {{متن قرآن|بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ}}<ref> بلکه از نظرشان ناپدید شدند؛ سوره احقاف، آیه:۲۸.</ref><ref>المیزان، ج ۱۸، ص۲۱۴.</ref>. | ||
در آیه دیگری عامل تقرّب بودن اموالی که برخی به آن افتخار میکنند و فرزندانی که به آنان تکبر میورزند، نفی شده است: {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک میکند، داراییها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کردهاند پاداش دو چندان است و آنها در کوشکهای بهشتی آسودهاند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref><ref>جامع البیان، ج ۲۲، | در [[آیه]] دیگری عامل [[تقرّب]] بودن اموالی که برخی به آن [[افتخار]] میکنند و فرزندانی که به آنان [[تکبر]] میورزند، [[نفی]] شده است: {{متن قرآن|وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref> و چیزی که شما را به ما نزدیک میکند، داراییها و فرزندانتان نیست مگر کسانی که ایمان آورده و کاری شایسته کرده باشند، که آنان را برای آنچه کردهاند پاداش دو چندان است و آنها در کوشکهای بهشتی آسودهاند؛ سوره سبأ، آیه:۳۷.</ref><ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۲۱.</ref>. | ||
بر اساس آیاتی یهودیان و نصارا خود را فرزندان و دوستان خدا و از مقربان الهی میپنداشتند<ref>مجمع البیان، ج ۳، | بر اساس آیاتی [[یهودیان]] و [[نصارا]] خود را [[فرزندان]] و [[دوستان]] [[خدا]] و از [[مقربان]] [[الهی]] میپنداشتند<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۷۲؛ تفسیر غریب القرآن، ص۹۳؛ المیزان، ج ۵، ص۲۴۹.</ref>: {{متن قرآن|نَحْنُ أَبْنَاء اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ}}<ref> ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم؛ سوره مائده، آیه:۱۸.</ref> و در آیهای از یهودیان خواسته شده است اگر در ادعای خود بر [[ایمان]] و [[قرب به خدا]] صادقاند آرزوی [[مرگ]] کنند و به این ترتیب، [[دروغ]] بودن ادعای آنان برای همگان آشکار میشود: {{متن قرآن|قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}}<ref> بگو، اگر راست میگویید که از میان همه مردم، سرای واپسین نزد خداوند، ویژه شماست پس آرزوی مرگ کنید؛ سوره بقره، آیه:۹۴.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۹۶.</ref> | ||
== اهمّیت و آثار تقرّب == | == اهمّیت و آثار [[تقرّب]] == | ||
مطلوب نهایی انسان<ref>فلسفه اخلاق، | مطلوب نهایی [[انسان]]<ref>فلسفه اخلاق، ص۱۸۲.</ref> و [[غایت]] همه [[عبادتها]]<ref>اسرار الحکم، ص۵۱۴.</ref> رسیدن به [[قرب الهی]] است و در میان [[اولیاء الله]]، بالاترین [[مقام]] از آنِ [[مقربان]] است<ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۱۳۷.</ref>. برخی [[حقیقت]] [[جهنم]] را وسیله [[دوری از خدا]] و حقیقت [[بهشت]] را ابزار [[نزدیکی به خدا]] دانستهاند<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۴، ص۲۶۴.</ref>. | ||
در قرآن تمام آیات تقرّب و | در [[قرآن]] تمام [[آیات]] تقرّب و [[قرب]]، به گونهای بر اهمیت قرب الهی دلالت و به آن [[تشویق]] میکنند. تلاش برای [[تقرب]] به سوی [[خدا]] در کنار [[تقوا]] و [[جهاد]] میتواند انسان را به [[سعادت]] و [[رستگاری]] برساند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره مائده، آیه:۳۵.</ref> بر اساس احتمالی در [[آیه]] {{متن قرآن|قُل لّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ}}<ref> بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمیخواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را؛ سوره شوری، آیه:۲۳.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[اجر رسالت]] خویش را تنها آن نهاده است که [[مؤمنان]] با خدا [[دوستی]] کرده، با [[اعمال نیک]] به سوی او تقرب جویند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۳۴ - ۳۵؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۴۳؛ زادالمسیر، ج ۷، ص۲۸۵.</ref>، گرچه با توجه به [[سیاق آیه]] و [[روایات]] فراوان [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، این آیه درباره دوستی با [[اهل بیت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۴۵ - ۴۶.</ref>. | ||
از آنجا که تقرب به معنای نزدیک شدن واقعی به کانون | از آنجا که تقرب به معنای نزدیک شدن [[واقعی]] به کانون بینهایت هستی یعنی [[خداوند]] است لازمِ آن، شدت و قوت و [[کمال یافتن]] وجود است که مساوی است با فزونی و استکمال در [[کمالات وجودی]]؛ مانند [[علم]] و [[قدرت]] و [[حیات]] و [[اراده]] و [[مشیت]] و ازدیاد دایره [[نفوذ]] و تصرّف<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۹۲، «ولاها و ولایتها».</ref> [[عارفان]] معمولاً [[قرب]] را مقدم بر [[اطاعت]] و علت آن و نیز [[اطاعت از خدا]] را از آثار قرب دانستهاند<ref>خلاصة شرح تعرف، ص۳۳۵؛ دایرة المعارف فارسی، ج ۲، ص۲۵۳۳.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] آثار گوناگونی برای قرب بر شمرده است؛ از جمله | [[قرآن کریم]] آثار گوناگونی برای قرب بر شمرده است؛ از جمله [[مقربان]]، کتاب [[ابرار]] را [[مشاهده]] میکنند که درجه آنها [[پایینتر]] از مقربان است و در آن کتاب جزای ابرار نوشته شده است: {{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است. و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟ کارنامهای است نگاشته، که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن مینگرند؛ سوره مطففین، آیه:۱۸ - ۲۱.</ref><ref>المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۵.</ref> و طبق [[آیه]] دیگری [[اهل یقین]]، [[جهنم]] را میبینند: {{متن قرآن|كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ}}<ref> هرگز! اگر به «دانش بیگمان» بدانید، به راستی دوزخ را خواهید دید؛ سوره تکاثر، آیه:۵ - ۶.</ref> و چون دیدن [[جهنم]] همسنگ مشاهده کتاب ابرار است، مقربان، [[اهل]] یقیناند<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۵.</ref>. در [[تفسیر آیات]] ۱۸ - ۲۱ مطّففین آرای دیگری نیز هست<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص۱۷۳؛ الدرالمنثور، ج ۸، ص۴۴۸ - ۴۴۹؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۴۰۲.</ref>. | ||
دیگر آثار قرب | دیگر آثار [[قرب الهی]]، دوری از [[تکبر]] نسبت به [[عبادت]] [[خداوند]] و خسته نشدن از عبادت: {{متن قرآن|وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلا يَسْتَحْسِرُونَ}}<ref> و هر کس که در آسمانها و زمین است از آن اوست و آن کسان که نزد اویند از پرستش وی سر باز نمیزنند و خسته نمیشوند؛ سوره تکاثر، آیه:۱۹.</ref><ref>راهنما، ج ۱۱، ص۳۲۵.</ref> و برخورداری از [[هدایت الهی]] است: {{متن قرآن|وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}}<ref> و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم میروم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد؛ سوره صافات، آیه:۹۹.</ref> و نیز از آثار [[پرداخت زکات]] با قصد تقّرب، زیاد شدن [[مال]] در [[دنیا]] و [[ثواب]] در [[آخرت]] است: {{متن قرآن|وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ}}<ref> آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۴۷۹؛ الصافی، ج ۴، ص۱۳۴؛ المیزان، ج ۱۶، ص۱۸۵.</ref> و از دیگر آثار مهم [[قرب]] [[خداوند]]، [[آسایش]] و [[راحتی]] [[مقربان]] هنگام [[احتضار]] و بهرهمندی از روزی [[بهشتی]] است: {{متن قرآن|فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ}}<ref> اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد، پس (او را) آسایش و روزی و بهشتی پر نعمت است؛ سوره واقعه، آیه:۸۸ - ۸۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۷۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۲۱ - ۳۲۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۳۹.</ref> در [[تفسیر]] این [[آیه]] آرای دیگری نیز هست<ref>التبیان، ج ۹، ص۵۱۴؛ زادالمسیر، ج ۸، ص۱۵۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۲۳۲ - ۲۳۳.</ref>. | ||
مقربان در برزخ نیز از رحمت ویژه الهی بیبهره نیستند، چنان که کشته شدگان راه | مقربان در [[برزخ]] نیز از [[رحمت ویژه الهی]] بیبهره نیستند، چنان که کشته شدگان [[راه خدا]]، نزد پروردگارشان زنده بوده، روزی میخورند و به آنچه خداوند از فضل خویش نصیبشان ساخته است، شادماناند: {{متن قرآن|بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ}}<ref> و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۶۹ -۱۷۰.</ref> مهمترین اثر قرب خداوند، برخورداری مقربان از [[رحمت الهی]]، [[بهشت]] مخصوص و [[نعمتهای ویژه]] بهشتی است. خداوند[[بادیه]] نشینانی را که با [[انفاق]] خویش [[تقرب]] به سوی [[خدا]] را میخواهند، مشمول [[رحمت]] خود قرار داده، وارد بهشت خواهد ساخت<ref>جامع البیان، ج ۱۱، ص۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۹۶؛ تفسیر جلالین، ص۲۵۸.</ref>: {{متن قرآن|وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه: ۹۹.</ref> [[قرآن کریم]] [[بهشت]] [[مقربان]] را "[[جنت]] نعیم" نامیده است: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}<ref> آنانند که نزدیکان (به خداوند)اند. در بهشتهای پرنعمت؛ سوره واقعه، آیه: ۱۱ - ۱۲.</ref>. {{متن قرآن|فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ}}<ref>پس (او را) آسایش و روزی و بهشتی پر نعمت است؛ سوره واقعه، آیه:۸۹.</ref> که برخی آن را درجه بالای بهشت<ref>التبیان، ج ۹، ص۴۹۰؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۵۸.</ref> و بعضی بهشت [[ولایت]] دانستهاند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۱.</ref> مقربان به سوی [[ثواب]] و [[رحمت الهی]] و بهشت از دیگر [[بهشتیان]] پیشی میگیرند: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند. در بهشتهای پرنعمت؛ سوره واقعه، آیه: ۱۱ - ۱۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۲۵؛ زادالمسیر، ج ۸، ص۱۵۶؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۱۴۸.</ref>. | ||
خداوند از نعمتهای گوناگون مقربان در بهشت نعیم چنین یاد میکند: {{متن قرآن|عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ لا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا يُنزِفُونَ وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ وَحُورٌ عِينٌ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِيمًا إلاَّ قِيلا سَلامًا سَلامًا }}<ref> بر تختهایی گوهرنشان. روبهروی هم بر آنها پشت میدهند خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان میگردند. با جامها و آبریزها و پیالهای از شرابی روان. که نه از آن سردرد گیرند و نه مستی یابند. و میوه، آنچه بگزینند. و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند. و سیاهدیده زنانی درشت چشم. همانند مروارید فرو پوشیده. به پاداش آنچه انجام میدادهاند. در آن سخن یاوه و گناهآلودی نمیشنوند. هیچ سخنی نشنوند جز گفته: درود، درود؛ سوره واقعه، آیه:۱۵ - ۲۶.</ref> | [[خداوند]] از نعمتهای گوناگون مقربان در بهشت نعیم چنین یاد میکند: {{متن قرآن|عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ لا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا يُنزِفُونَ وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ وَحُورٌ عِينٌ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِيمًا إلاَّ قِيلا سَلامًا سَلامًا}}<ref> بر تختهایی گوهرنشان. روبهروی هم بر آنها پشت میدهند خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان میگردند. با جامها و آبریزها و پیالهای از شرابی روان. که نه از آن سردرد گیرند و نه مستی یابند. و میوه، آنچه بگزینند. و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند. و سیاهدیده زنانی درشت چشم. همانند مروارید فرو پوشیده. به پاداش آنچه انجام میدادهاند. در آن سخن یاوه و گناهآلودی نمیشنوند. هیچ سخنی نشنوند جز گفته: درود، درود؛ سوره واقعه، آیه:۱۵ - ۲۶.</ref> | ||
بر اساس برخی آیات نیز در بهشت چشمهای به نام تسنیم هست که تنها مقربان از آن به صورت خالص مینوشند؛ ولی ابرار از شرابی ممزوج با تسنیم | بر اساس برخی [[آیات]] نیز در [[بهشت]] چشمهای به نام [[تسنیم]] هست که تنها [[مقربان]] از آن به صورت [[خالص]] مینوشند؛ ولی [[ابرار]] از شرابی ممزوج با تسنیم مینوشند: {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آری، نیکان در ناز و نعمتی بیشماراند. نشسته بر تختها (به هر سو) مینگرند، شادابی نعمت را در سیمای آنان باز میشناسی، به آنان از شرابی دست ناخورده مینوشانند، که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبتکنندگان باید رغبت کنند. و آمیخته آن از (آب) تسنیم است، چشمهای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن مینوشند؛ سوره مطففین، آیه:۲۲ - ۸.</ref><ref>جامع البیان، ج ۳۰، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۴۰۴؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref> برخی مقصود از چشمه تسنیم را [[معرفت خدا]] و [[محبت]] و [[لذت]] لقای او دانستهاند<ref>روح البیان، ج ۱۰، ص۳۷۲.</ref>. | ||
== مقربان == | == مقربان == | ||
مقربان هم در میان فرشتگان مصداق دارند{{متن قرآن|لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْدًا لِّلَّهِ وَلاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا }}<ref> مسیح از اینکه بنده خداوند باشد هرگز سر باز نمیزند و فرشتگان مقرّب نیز؛ و هر که از بندگی او سر باز زند و سرکشی کند زودا که آنان همه را (روز رستخیز) نزد خویش گرد آورد؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۲.</ref> و هم در میان انسانها. {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ }}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref> فرشتگان | مقربان هم در میان [[فرشتگان]] مصداق دارند{{متن قرآن|لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْدًا لِّلَّهِ وَلاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا}}<ref> مسیح از اینکه بنده خداوند باشد هرگز سر باز نمیزند و فرشتگان مقرّب نیز؛ و هر که از بندگی او سر باز زند و سرکشی کند زودا که آنان همه را (روز رستخیز) نزد خویش گرد آورد؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۲.</ref> و هم در میان [[انسانها]]. {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند؛ سوره واقعه، آیه:۱۱.</ref> [[فرشتگان مقرب]]، فرشتگانیاند که [[خداوند]] آنان را به خود نزدیک کرده و بر دیگر [[مخلوقات]] خود [[برتری]] داده است<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۵۰؛ مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص۲۲۵.</ref>. گفته شده است: فرشتگان مقرب ۴ [[فرشته]] [[جبرئیل]]، [[میکائیل]]، [[عزرائیل]] و [[اسرافیل]] هستند<ref>فرشتگان، ص۱۰۱؛ معجم اعلام القرآن، ص۹۹.</ref>. و از میان آنان جبرئیل مقربتر است<ref>اعلام قرآن، ص۲۷۸؛ اعلام القرآن، ص۲۴۱؛ کشف الاسرار، ج ۱، ص۲۹۰.</ref>. برخی، [[آیات]] {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد. آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید؛ سوره نجم، آیه: ۸ - ۹.</ref> را درباره نزدیک شدن [[جبرئیل]] به [[خدا]] دانستهاند<ref>جامع البیان، ج ۲۷، ص۶۲؛ زادالمسیر، ج ۸، ص۶۶.</ref>. [[قرب]] جبرئیل را میتوان از آیات {{متن قرآن|ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ}}<ref> توانمندی که نزد آن دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان)، جایگاهی بلند دارد، آنجا فرمانگزاری امین است؛ سوره تکویر، آیه:۲۰ - ۲۱.</ref> نیز فهمید. انسانهای [[مقرب]] کسانیاند که از دیگران در راه [[بازگشت به سوی خدا]] پیشی گرفتهاند<ref>المیزان، ج ۳، ص۱۹۵.</ref>. میان آنان و پروردگارشان هیچ [[حجاب]] [[قلبی]] مانند [[گناه]]، [[جهل]] و [[شک]] نیست<ref>المیزان، ج ۱، ص۲۷۳.</ref> و درجات ایشان نزد خدا بالا و مراتبشان در [[بهشت]] عالی است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۷، ص۲۴.</ref>. آنان در [[دنیا]] به سوی [[اطاعت الهی]]، [[ایمان]]، [[هجرت]]، نمازهای پنج گانه، [[جهاد]]، [[توبه]] و [[اعمال نیک]] و هر آنچه خدا به سوی آن فرا خوانده است پیشی میگیرند: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> آنانند که نزدیکان به خداونداند. در بهشتهای پرنعمت؛ سوره واقعه، آیه: ۱۱ - ۱۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۲۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۲۹؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۱۴۸.</ref>. بر اساس روایتی، "[[سابقون]]" ۴ نفرند: [[هابیل]] فرزند [[حضرت آدم]]{{ع}}، [[مؤمن آل فرعون]] در [[امت]] [[حضرت موسی]]{{ع}}، [[حبیب نجار]] در امت [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} در امت [[پیامبر|محمد]]{{صل}}<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۲۵؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۴۶۵.</ref>. در [[روایت]] دیگری "سابقون" [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[شیعیان]] وی دانسته شدهاند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۲۰۹.</ref>. | ||
قرآن کریم درباره عدد مقربان فرموده است: بسیاری از آنان از پیشینیان و کمی از ایشان از پسینیان هستند: {{متن قرآن|ثُلَّةٌ مِّنَ الأَوَّلِينَ وَقَلِيلٌ مِّنَ الآخِرِينَ }}<ref> دستهای بسیار از پیشینیانند. و اندکی از پسینیان؛ سوره واقعه، آیه:۱۳ - ۱۴.</ref>؛ یعنی بسیاری از مقربان از | [[قرآن کریم]] درباره عدد [[مقربان]] فرموده است: بسیاری از آنان از پیشینیان و کمی از ایشان از پسینیان هستند: {{متن قرآن|ثُلَّةٌ مِّنَ الأَوَّلِينَ وَقَلِيلٌ مِّنَ الآخِرِينَ}}<ref> دستهای بسیار از پیشینیانند. و اندکی از پسینیان؛ سوره واقعه، آیه:۱۳ - ۱۴.</ref>؛ یعنی بسیاری از [[مقربان]] از امتهای پیش از [[امت اسلامی]] و کمی از آنان از امت اسلامی اند<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۵۹؛ التبیان، ج ۹، ص۴۹۰؛ جامع البیان، ج ۲۷، ص۲۲۳.</ref>. برخی گفتهاند: مقصود آن است که بسیاری از مقربان از [[مسلمانان]] [[صدر اسلام]] و کمی از آنان از بقیه امت اسلامی هستند<ref>زادالمسیر، ج ۸، ص۱۳۴ - ۱۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۳۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۱۵.</ref>. | ||
قرآن کریم به مقرب بودن برخی پیامبران {{عم}} تصریح کرده است؛ ولی هیچ کس | [[قرآن کریم]] به [[مقرب]] بودن برخی [[پیامبران]]{{عم}} تصریح کرده است؛ ولی هیچ کس مقربتر از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیست. چگونگی نزدیک شدن پیامبر اکرم{{صل}} به [[خدا]]<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۴۳؛ المیزان، ج ۱۹، ص۲۸؛ زادالمسیر، ج ۸، ص۶۶.</ref> هنگام [[معراج]] چنین بیان شده است: {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد. آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید؛ سوره نجم، آیه: ۸ - ۹.</ref> [[مفسران]] این دو [[آیه]] را به صورتهایی گوناگون [[تفسیر]] کردهاند<ref>جامع البیان، ج ۲۷، ص۵۹ - ۶۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۵۹ - ۶۱؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۱۰۶.</ref>. | ||
عارفان در تقسیمی مقربان را ۴ نوع دانستهاند: | [[عارفان]] در تقسیمی مقربان را ۴ نوع دانستهاند: | ||
#کسی که تنها صاحب قرب نوافل است؛ | #کسی که تنها صاحب [[قرب]] [[نوافل]] است؛ | ||
#کسی که فقط صاحب قرب فرایض است؛ | #کسی که فقط صاحب قرب [[فرایض]] است؛ | ||
#کسی که جامع میان دو قرب با هم است و این شخص، صاحب مرتبه جمع و دارای مقام "قاب قوسین" است؛ | #کسی که جامع میان دو قرب با هم است و این شخص، صاحب مرتبه جمع و دارای [[مقام]] "قاب قوسین" است؛ | ||
#کسی که به هیچ یک از مقامات سه گانه مقید نیست، بلکه به گونهای است که در هر یک از | #کسی که به هیچ یک از [[مقامات]] سه گانه [[مقید]] نیست، بلکه به گونهای است که در هر یک از آنها ظهور مییابد و میان آنها جمع میکند، بیآنکه به هیچ یک از آنها مقید شود و این شخص، صاحب مرتبه [[احدیت]] جمع و دارای مقام "اَو اَدنی" است و این مقام، [[بالاصاله]] به [[رسول اکرم]]{{صل}}اختصاص دارد<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۵۱.</ref> بدین ترتیب، پیامبر اکرم{{صل}} در معراج تمام مراحل قرب را به دست آوردهاند. | ||
از دیگر پیامبرانی که قرآن کریم مقرب بودن آنان را اعلام کرده عبارتاند از [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ }}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref>؛ [[حضرت عیسی]] {{ع}}: {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref> آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از خویش نوید میدهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیکشدگان (به خداوند) است؛ سوره آل عمران، آیه:۴۵.</ref><ref>راهنما، ج ۲، | از دیگر پیامبرانی که قرآن کریم مقرب بودن آنان را اعلام کرده عبارتاند از [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref> که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد؛ سوره صافات، آیه:۸۴.</ref>؛ [[حضرت عیسی]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref> آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمهای از خویش نوید میدهد (که) نامش مسیح پسر مریم است، در این جهان و در جهان واپسین آبرومند و از نزدیکشدگان (به خداوند) است؛ سوره آل عمران، آیه:۴۵.</ref><ref>راهنما، ج ۲، ص۴۵۷.</ref>، [[حضرت موسی]]{{ع}}{{متن قرآن|وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا}}<ref>او را رازگویان (به خویش) نزدیک کردیم؛ سوره مریم، آیه:۵۲.</ref>، [[حضرت داوود]]{{ع}}: {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref> آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بیگمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود؛ سوره ص، آیه:۲۵.</ref>، [[حضرت سلیمان]]{{ع}}{{متن قرآن|وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref> و بیگمان نزد ما او را نزدیکی و سرانجامی نیک بود؛ سوره ص، آیه: 40.</ref> و [[حضرت یوسف]]{{ع}}: {{متن قرآن|إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref> او از بندگان ناب ما بود؛ سوره یوسف، آیه:۲۴.</ref>. | ||
== تقرب در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱== | ==[[تقرب]] در فرهنگنامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]] ج۱== | ||
#{{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}<ref>«که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیه ۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«و او در افق فراتر بود * سپس نزدیک شد و فروتر آمد * آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۷-۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref> | #{{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}<ref>«که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیه ۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«و او در افق فراتر بود * سپس نزدیک شد و فروتر آمد * آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۷-۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref> | ||
#{{متن قرآن|كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref>«هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۱۹.</ref> | #{{متن قرآن|كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref>«هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۱۹.</ref> | ||
'''نتیجه''': در این دو [[آیه]] [[تقرب]] | '''نتیجه''': در این دو [[آیه]] [[تقرب]] پیامبر به [[خداوند]] این گونه مطرح گردیده است: | ||
# [[پیامبر]] از [[مقربان]] پیشگاه [[خداوند]] اعلام شده است: «براساس این احتمال که کلمه - دَنی - به معنی نزدیک شدن | # [[پیامبر]] از [[مقربان]] پیشگاه [[خداوند]] اعلام شده است: «براساس این احتمال که کلمه - دَنی - به معنی نزدیک شدن پیامبر به [[خدای عزوجل]] باشد: «[[قرب]] [[شهودی]] و [[معنوی]]» آن گونه که بعضی از [[مفسرین]] گفتهاند: {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى}}<ref>«سپس نزدیک شد و فروتر آمد» سوره نجم، آیه ۸.</ref> {{متن قرآن|فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> | ||
# [[سجده]] و [[خضوع]] | # [[سجده]] و [[خضوع]] محمد به پیشگاه خداوند باعث [[تقرب]] او به خداوند میشود: {{متن قرآن|وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref>«هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۱۹.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص۳۲۷.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||