حدیث غدیر از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۳ ژوئن ۲۰۲۳
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶۲: خط ۶۲:
افزون بر [[روایت]] صحیح السندی که از [[خطیب بغدادی]] در بحث [[آیه اکمال]] آمده است، [[روایات صحیح]] السند فراوانی در کتاب‌های [[اهل سنت]] وجود دارد که [[بیعت]] [[عمر]] را در [[روز غدیر]] ثابت می‌کنند؛ برای نمونه [[ابن عساکر]] [[شافعی]] به [[سند صحیح]]، ماجرای تبریک گفتن عمر را چنین نقل می‌کند:
افزون بر [[روایت]] صحیح السندی که از [[خطیب بغدادی]] در بحث [[آیه اکمال]] آمده است، [[روایات صحیح]] السند فراوانی در کتاب‌های [[اهل سنت]] وجود دارد که [[بیعت]] [[عمر]] را در [[روز غدیر]] ثابت می‌کنند؛ برای نمونه [[ابن عساکر]] [[شافعی]] به [[سند صحیح]]، ماجرای تبریک گفتن عمر را چنین نقل می‌کند:
{{عربی|أبو بكر محمد بن عبد الباقي، أنا أبو الحسن علي بن إبراهيم بن عيسى المقريء الباقلاني قراءة عليه و أنا حاضر، نا أبو بكر بن مالك إملاء، نا بن صالح الهاشمي، نا هدبة بن خالد، حدثني حماد بن سلمة، عن علي بن زيد بن جدعان، عن عدي بن ثابت و أبي هارون العبدي، عن البراء بن عازب قال: كنا مع رسول الله{{صل}} في [[حجة الوداع]] فكسح الرسول [[الله]]{{صل}} تحت شجرتين و نودي في [[الناس]] إن الصلاة [[جامعة]] فدعا علياً فأقامه. و أخذ بيده عن يمينه فقال: {{متن حدیث|أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا بلى. قال: أ لست أولى بكل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى وفي أحد الحديثين: أ ليس أزواجي أمهاتكم؟ قالوا بلى. قال هذا ولي و أنا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه}}! فقال له [[عمر]]: هنيئا لك يا علي أصبحت مولاي و مولى كل [[مؤمن]]}}<ref>تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ج۴۲، ص۲۲۱.</ref>.
{{عربی|أبو بكر محمد بن عبد الباقي، أنا أبو الحسن علي بن إبراهيم بن عيسى المقريء الباقلاني قراءة عليه و أنا حاضر، نا أبو بكر بن مالك إملاء، نا بن صالح الهاشمي، نا هدبة بن خالد، حدثني حماد بن سلمة، عن علي بن زيد بن جدعان، عن عدي بن ثابت و أبي هارون العبدي، عن البراء بن عازب قال: كنا مع رسول الله{{صل}} في [[حجة الوداع]] فكسح الرسول [[الله]]{{صل}} تحت شجرتين و نودي في [[الناس]] إن الصلاة [[جامعة]] فدعا علياً فأقامه. و أخذ بيده عن يمينه فقال: {{متن حدیث|أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا بلى. قال: أ لست أولى بكل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى وفي أحد الحديثين: أ ليس أزواجي أمهاتكم؟ قالوا بلى. قال هذا ولي و أنا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه}}! فقال له [[عمر]]: هنيئا لك يا علي أصبحت مولاي و مولى كل [[مؤمن]]}}<ref>تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ج۴۲، ص۲۲۱.</ref>.
[[براء]] بن عاذب می‌گوید: در [[حجه الوداع]] همراه [[رسول خدا]] بودیم که زیر درخت‌ها را تمیز کردند. [[فرمان]] [[اقامه نماز]] [[جماعت]] صادر شد؛ سپس رسول خدا{{صل}} دست علی{{ع}} را گرفت و سمت راستش قرار داد و فرمود: «آیا من نسبت به [[مؤمنان]] از [[جان]] آنان به خودشان [[برتر]] نیستم»؟ گفتند: «آری». فرمود: «آیا [[همسران]] من [[مادران]] شما نیستند»؟ گفتند «آری». فرمود: «این علی{{ع}} [[رهبر]] است و من رهبر اویم. خداوندا! [[دوست]] بدار آنکه علی{{ع}} را دوست بدارد و [[دشمن]] بدار دشمن او را». عمر گفت: «مبارک باشد بر تو ای علی! تو اکنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستی».<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۷.</ref>
[[براء]] بن عاذب می‌گوید: در [[حجه الوداع]] همراه [[رسول خدا]] بودیم که زیر درخت‌ها را تمیز کردند. [[فرمان]] [[اقامه نماز]] [[جماعت]] صادر شد؛ سپس رسول خدا{{صل}} دست علی{{ع}} را گرفت و سمت راستش قرار داد و فرمود: «آیا من نسبت به [[مؤمنان]] از [[جان]] آنان به خودشان [[برتر]] نیستم»؟ گفتند: «آری». فرمود: «آیا [[همسران]] من [[مادران]] شما نیستند»؟ گفتند «آری». فرمود: «این علی{{ع}} [[رهبر]] است و من رهبر اویم. خداوندا! [[دوست]] بدار آنکه علی{{ع}} را دوست بدارد و [[دشمن]] بدار دشمن او را». عمر گفت: «مبارک باشد بر تو ای علی! تو اکنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستی».<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۸۷.</ref>


===بررسی سند روایت===
===بررسی سند روایت===
خط ۷۶: خط ۷۶:
بر پایه [[قواعد]] رجالی [[اهل سنت]] هر کس در [[صحیح بخاری]] و مسلم روایتی نقل کرده باشد، [[وثاقت]] و عدالتش [[قطعی]] است؛ چنان‌که [[ابن حجر عسقلانی]] در فتح [[الباری]] می‌نویسد: «ابن دقیق العید از ابن [[مفضل]] که استاد پدرش بوده، است، [[نقل حدیث]] دارد که می‌گفت: کسی که در طریق [[راویان]] بخاری باشد، از پل عبور کرده است»<ref>فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۳۱، ص۴۵۷. {{عربی|و قد نقل بن دقيق العيد عن بن المفضل و كان شيخ والده انه كان يقول فيمن خرج له في الصحيحين هذا جاز القنطرة}}.</ref>.
بر پایه [[قواعد]] رجالی [[اهل سنت]] هر کس در [[صحیح بخاری]] و مسلم روایتی نقل کرده باشد، [[وثاقت]] و عدالتش [[قطعی]] است؛ چنان‌که [[ابن حجر عسقلانی]] در فتح [[الباری]] می‌نویسد: «ابن دقیق العید از ابن [[مفضل]] که استاد پدرش بوده، است، [[نقل حدیث]] دارد که می‌گفت: کسی که در طریق [[راویان]] بخاری باشد، از پل عبور کرده است»<ref>فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۳۱، ص۴۵۷. {{عربی|و قد نقل بن دقيق العيد عن بن المفضل و كان شيخ والده انه كان يقول فيمن خرج له في الصحيحين هذا جاز القنطرة}}.</ref>.
‌[[ابن تیمیه حرانی]] درباره صحیح بخاری و مسلم می‌گوید: «محتوای صحیح بخاری و مسلم در بین [[پیشوایان]] [[حدیث]] پذیرفته شده و مورد قبول است و همگان بر این مطلب [[اجماع]] دارند که به طور قطع و [[یقین]] [[احادیث]] موجود در این دو کتاب از [[رسول خدا]]{{صل}} است»<ref>قاعدة جلیلة فی التوسل والوسیلة، أحمد بن عبد الحلیم أبو العباس ابن تیمیة، ج۱، ص۸۷. {{عربی|ولكن جمهور متون الصحيحين متفق عليها بين أئمة الحديث تلقوها بالقبول و أجمعوا عليها و هم يعلمون علما قطعيا أن النبي قالها}}.</ref>.
‌[[ابن تیمیه حرانی]] درباره صحیح بخاری و مسلم می‌گوید: «محتوای صحیح بخاری و مسلم در بین [[پیشوایان]] [[حدیث]] پذیرفته شده و مورد قبول است و همگان بر این مطلب [[اجماع]] دارند که به طور قطع و [[یقین]] [[احادیث]] موجود در این دو کتاب از [[رسول خدا]]{{صل}} است»<ref>قاعدة جلیلة فی التوسل والوسیلة، أحمد بن عبد الحلیم أبو العباس ابن تیمیة، ج۱، ص۸۷. {{عربی|ولكن جمهور متون الصحيحين متفق عليها بين أئمة الحديث تلقوها بالقبول و أجمعوا عليها و هم يعلمون علما قطعيا أن النبي قالها}}.</ref>.
بنابراین [[سند حدیث]] از [[حماد بن سلمة]] تا [[براء بن عازب]]، همان [[سند روایت]] ابن ماجه قزوینی از براء بن عازب درباره [[غدیر]] است که [[البانی]] آن را تصحیح کرده است<ref>سنن ابن ماجه، ج۱، ص۴۳، ح۱۱۶؛ سنن ابن ماجه بتعلیق الألبانی، ج۱، ص۲۶، ح۱۱۳.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلائل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلائل انتصابی بودن آن]] ص ۲۹۲.</ref>
بنابراین [[سند حدیث]] از [[حماد بن سلمة]] تا [[براء بن عازب]]، همان [[سند روایت]] ابن ماجه قزوینی از براء بن عازب درباره [[غدیر]] است که [[البانی]] آن را تصحیح کرده است<ref>سنن ابن ماجه، ج۱، ص۴۳، ح۱۱۶؛ سنن ابن ماجه بتعلیق الألبانی، ج۱، ص۲۶، ح۱۱۳.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۹۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۷۳٬۳۸۶

ویرایش