←رویکرد دانشمندان اسلامی درباره علم امامان {{عم}}
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== رویکرد [[دانشمندان اسلامی]] درباره علم امامان {{عم}} == | == رویکرد [[دانشمندان اسلامی]] درباره علم امامان {{عم}} == | ||
# [[شیخ صدوق]]، [[محمد بن بابویه]] (م ۳۸۱): وی امامان معصوم را دلیل و طریق به سوی [[خداوند]] و موضع [[علم]] و مبین [[وحی]] او میداند<ref>محمد بن علی بن الحسین بابویه القمی، اعتقادات الصدوق، باب ۳۵.</ref>. از واژههایی که او در عبارتش به کار برده، به خوبی استفاده میشود که علم امام از نگاه وی [[علم خطاناپذیر]] و ویژهای است که تفسیر و تبیین وحی را شامل میشود و دلیل و [[راهنما]] به سوی خداوند است. | # '''[[شیخ صدوق]]، [[محمد بن بابویه]] (م ۳۸۱):''' وی امامان معصوم را دلیل و طریق به سوی [[خداوند]] و موضع [[علم]] و مبین [[وحی]] او میداند<ref>محمد بن علی بن الحسین بابویه القمی، اعتقادات الصدوق، باب ۳۵.</ref>. از واژههایی که او در عبارتش به کار برده، به خوبی استفاده میشود که علم امام از نگاه وی [[علم خطاناپذیر]] و ویژهای است که تفسیر و تبیین وحی را شامل میشود و دلیل و [[راهنما]] به سوی خداوند است. | ||
# [[محمد بن نعمان]]، معروف به [[شیخ مفید]] (م ۴۱۳): [[امامان]]{{عم}} قائم مقام [[انبیا]] در اجرا و برپا داشتن [[احکام]]، [[اجرای حدود]]، نگهداری [[قوانین]] و [[آموزش]] و [[تعلیم]] [[مردم]] هستند و همانند انبیا معصوماند و در هیچ حکمی از [[احکام دین]]، [[سهو]] و نسیان بر آنان عارض نمیشود<ref>محمد بن محمد بن النعمان العکبری (شیخ مفید)، اوائل المقالات، ص۱۹. </ref>. سخن شیخ مفید نیز صراحت دارد که [[علم امامان]]{{عم}} در احکام و [[معارف دین]]، [[علمی]] [[خطاناپذیر]] است. | # '''[[محمد بن نعمان]]، معروف به [[شیخ مفید]] (م ۴۱۳):''' [[امامان]]{{عم}} قائم مقام [[انبیا]] در اجرا و برپا داشتن [[احکام]]، [[اجرای حدود]]، نگهداری [[قوانین]] و [[آموزش]] و [[تعلیم]] [[مردم]] هستند و همانند انبیا معصوماند و در هیچ حکمی از [[احکام دین]]، [[سهو]] و نسیان بر آنان عارض نمیشود<ref>محمد بن محمد بن النعمان العکبری (شیخ مفید)، اوائل المقالات، ص۱۹. </ref>. سخن شیخ مفید نیز صراحت دارد که [[علم امامان]]{{عم}} در احکام و [[معارف دین]]، [[علمی]] [[خطاناپذیر]] است. | ||
# [[سید مرتضی علم الهدی]] (م ۴۳۶): موارد بسیاری در [[کتاب و سنت]] وجود دارد که دانشمندان در فهم آن [[ناتوان]] ماندهاند؛ از این رو [[وجود امام]] برای [[تفسیر]] و [[تبیین دین]] و [[قرآن]]، بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ضروری است<ref>علم الهدی سید مرتضی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۷۹-۱۸۰.</ref>. | # '''[[سید مرتضی علم الهدی]] (م ۴۳۶):''' موارد بسیاری در [[کتاب و سنت]] وجود دارد که دانشمندان در فهم آن [[ناتوان]] ماندهاند؛ از این رو [[وجود امام]] برای [[تفسیر]] و [[تبیین دین]] و [[قرآن]]، بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ضروری است<ref>علم الهدی سید مرتضی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۷۹-۱۸۰.</ref>. | ||
# [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] (م ۴۱۵): [[امیر مؤمنان]]{{ع}} در باب [[دانش]] به علومی دست یافته بود که دیگران به آن دست نیافته بودند... فضل عالم در اوقات مختلفی همچون هنگام تعلیم و پاسخ به [[پرسشها]] ظاهر میگردد و آنچه در این مقام از آن بزرگوار ظاهر گشته، بیشتر است و از دقت در [[خطبهها]]، [[اندرزها]] و مناظرات آن حضرت به خوبی آشکار است... اصول [[توحید]]، [[عدل]] و... از او اخذ شده و هیچ کس در این [[علوم]] با او همسان نیست. [[عبدالجبار معتزلی]] روایاتی را از [[امام]]{{ع}} ذکر میکند که فرموده است: «نزد من علومی است که حاملانی برای آن نمییابم تا آن علوم را به آنان انتقال دهم». سپس میگوید: مجالی برای [[انکار]] این مطلب نیست که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} دارای [[علم]] ویژهای بوده است و [[تجربه]]، [[شاهد]] بر [[صدق]] و صحت آن است؛ زیرا هر مسئلهای از [[اصول دین]] و اصل [[شرع]] و فروع آنکه از حضرت سؤال میشد، پاسخ میداد و هرگز در پاسخ آن باز نمیماند<ref>قاضی عبدالجبار معتزلی، المغنی فی التوحید و العدل، ج۲۰، ص۱۳۶- ۱۳۸.</ref>. | # '''[[قاضی عبدالجبار معتزلی]] (م ۴۱۵):''' [[امیر مؤمنان]]{{ع}} در باب [[دانش]] به علومی دست یافته بود که دیگران به آن دست نیافته بودند... فضل عالم در اوقات مختلفی همچون هنگام تعلیم و پاسخ به [[پرسشها]] ظاهر میگردد و آنچه در این مقام از آن بزرگوار ظاهر گشته، بیشتر است و از دقت در [[خطبهها]]، [[اندرزها]] و مناظرات آن حضرت به خوبی آشکار است... اصول [[توحید]]، [[عدل]] و... از او اخذ شده و هیچ کس در این [[علوم]] با او همسان نیست. [[عبدالجبار معتزلی]] روایاتی را از [[امام]]{{ع}} ذکر میکند که فرموده است: «نزد من علومی است که حاملانی برای آن نمییابم تا آن علوم را به آنان انتقال دهم». سپس میگوید: مجالی برای [[انکار]] این مطلب نیست که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} دارای [[علم]] ویژهای بوده است و [[تجربه]]، [[شاهد]] بر [[صدق]] و صحت آن است؛ زیرا هر مسئلهای از [[اصول دین]] و اصل [[شرع]] و فروع آنکه از حضرت سؤال میشد، پاسخ میداد و هرگز در پاسخ آن باز نمیماند<ref>قاضی عبدالجبار معتزلی، المغنی فی التوحید و العدل، ج۲۰، ص۱۳۶- ۱۳۸.</ref>. | ||
# [[فخر رازی]] (م ۶۰۶): هر کس در [[دین]]، [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را پیشوای خود قرار دهد، همانا [[رستگار]] شده است؛ زیرا [[حضرت پیامبر]]{{صل}} فرموده است: «پروردگارا [[حق]] را بر محور وجود علی بچرخان». در جای دیگر میگوید: «هر کس در دینش علی بن ابی طالب{{ع}} را پیشوای خود قرار دهد، به [[یقین]] به دستگیره محکم [[خداوند]] تمسک جسته است»<ref>فخر الدین محمد بن عمر الرازی، التفسیر الکبیر، ج۱، ص۲۰۵.</ref>. وی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را سررشته همه [[علوم]] و [[معارف دینی]] دانسته، [[دلایل]] گوناگون [[عقلی]] و [[نقلی]] بر این امر تقریر کرده است؛ از جمله این [[روایت]] که از [[رسول اکرم]]{{صل}} رسیده است: {{متن حدیث|أَقْضَاكُمْ عَلِيٌّ}}؛ علی{{ع}} در [[دانش]] [[قضاوت]]، داناترین شماست. او میگوید: قضاوت نیازمند جمیع انواع علوم است؛ بنابراین [[برتری امام]]{{ع}} در قضاوت بر دیگران، [[برتری]] آن حضرت در تمام علوم است<ref>فخر الدین محمد بن عمر الرازی، الاربعین فی اصول الدین، ص۴۶۵ - ۴۶۸ و ۴۷۷.</ref>. | # '''[[فخر رازی]] (م ۶۰۶):''' هر کس در [[دین]]، [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را پیشوای خود قرار دهد، همانا [[رستگار]] شده است؛ زیرا [[حضرت پیامبر]]{{صل}} فرموده است: «پروردگارا [[حق]] را بر محور وجود علی بچرخان». در جای دیگر میگوید: «هر کس در دینش علی بن ابی طالب{{ع}} را پیشوای خود قرار دهد، به [[یقین]] به دستگیره محکم [[خداوند]] تمسک جسته است»<ref>فخر الدین محمد بن عمر الرازی، التفسیر الکبیر، ج۱، ص۲۰۵.</ref>. وی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را سررشته همه [[علوم]] و [[معارف دینی]] دانسته، [[دلایل]] گوناگون [[عقلی]] و [[نقلی]] بر این امر تقریر کرده است؛ از جمله این [[روایت]] که از [[رسول اکرم]]{{صل}} رسیده است: {{متن حدیث|أَقْضَاكُمْ عَلِيٌّ}}؛ علی{{ع}} در [[دانش]] [[قضاوت]]، داناترین شماست. او میگوید: قضاوت نیازمند جمیع انواع علوم است؛ بنابراین [[برتری امام]]{{ع}} در قضاوت بر دیگران، [[برتری]] آن حضرت در تمام علوم است<ref>فخر الدین محمد بن عمر الرازی، الاربعین فی اصول الدین، ص۴۶۵ - ۴۶۸ و ۴۷۷.</ref>. | ||
#اخوان الصفا<ref>این گروه در قرن چهارم هجری میزیستهاند. موطن آنها در بصره بود و گروهی از آنان در بغداد بودند. اسامی و مشخصات آنان به صورت روشن و قابل اعتمادی ثبت نشده است. برخی افراد ذیل را جزو این جماعت دانستهاند: ابوسلیمان محمد بن معشر البستی، ابوالحسن بن معاوون الزنجانی، ابو احمد الهرجانی (مقدمه رسائل اخوان الصفا).</ref>: این گروه از حکمای اسلامی، [[امامان]] را دارای [[علمی]] ویژه و [[الهی]] میدانند که دیگران در چنین علمی با آنان [[شریک]] نیستند. [[ولایت]]، مخصوص [[خاندان رسالت]] است. آنها در این امر نیازمند [[مدبر]] و عالم از غیر خودشان نیستند. [[مردم]] بر [[اسرار]] آنان دست نمییابند. آنان از علم و عمل ویژهای برخوردارند و به واسطه همین [[معرفت]] و عمل ویژه، از [[عالمان]] دیگر تمایز مییابند و از همین رو در خور [[ریاست]] و خلافتاند<ref>رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا، ج۴، ص۳۷۵-۳۷۶.</ref>. | # '''اخوان الصفا'''<ref>این گروه در قرن چهارم هجری میزیستهاند. موطن آنها در بصره بود و گروهی از آنان در بغداد بودند. اسامی و مشخصات آنان به صورت روشن و قابل اعتمادی ثبت نشده است. برخی افراد ذیل را جزو این جماعت دانستهاند: ابوسلیمان محمد بن معشر البستی، ابوالحسن بن معاوون الزنجانی، ابو احمد الهرجانی (مقدمه رسائل اخوان الصفا).</ref>: این گروه از حکمای اسلامی، [[امامان]] را دارای [[علمی]] ویژه و [[الهی]] میدانند که دیگران در چنین علمی با آنان [[شریک]] نیستند. [[ولایت]]، مخصوص [[خاندان رسالت]] است. آنها در این امر نیازمند [[مدبر]] و عالم از غیر خودشان نیستند. [[مردم]] بر [[اسرار]] آنان دست نمییابند. آنان از علم و عمل ویژهای برخوردارند و به واسطه همین [[معرفت]] و عمل ویژه، از [[عالمان]] دیگر تمایز مییابند و از همین رو در خور [[ریاست]] و خلافتاند<ref>رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا، ج۴، ص۳۷۵-۳۷۶.</ref>. | ||
# [[ابن عربی]]: وی میگوید: «علی از [[اصحاب]] [[دانش]] و از کسانی است که [[دانش الهی]] دارد؛ به گونهای که هیچ کس دیگری غیر از او از چنین دانشی برخوردار نیست»<ref>ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۱، ص۳۶۰.</ref>. او [[معتقد]] است: وقوف بر [[علم غیب]] در مدت [[زمان]] خاصی، از جمله چیزهایی است که [[امام]] در امر [[هدایت]] و [[امامت]] بدان نیازمند است و پیش از آنکه پدیدهای در عرصه وجود ظهور یابد، امام به [[اراده]] [[حق]] از آن [[آگاهی]] مییابد. اگر آن چیز به نفع [[مردم]] باشد، [[خدا]] را بدان [[سپاس]] گوید و اگر از سنخ [[عقوبت]] و [[بلا]] بر شخصی معین باشد، بر اثر [[تضرع]] و شفاعت امام، از او منصرف میگردد<ref>ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۳۳۷- ۳۳۸.</ref>. همو در جای دیگر میگوید: [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[معصوم]] و [[علم]] او از طریق تنزیل و افاضه الهی است نه از طرق معمولی و قیاس... حضرت مهدی{{ع}} با اینکه دانش قیاس را میداند، هرگز بدان [[حکم]] نمیکند، بلکه تنها به چیزی حکم میکند که [[فرشتگان الهی]] از سوی [[خداوند]] به وی القا کردهاند<ref>ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۳۳۷- ۳۳۸.</ref>. از مجموع گفتههای «ابن عربی» در باب علم امام نکات ذیل استفاده میشود: | # '''[[ابن عربی]]:''' وی میگوید: «علی از [[اصحاب]] [[دانش]] و از کسانی است که [[دانش الهی]] دارد؛ به گونهای که هیچ کس دیگری غیر از او از چنین دانشی برخوردار نیست»<ref>ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۱، ص۳۶۰.</ref>. او [[معتقد]] است: وقوف بر [[علم غیب]] در مدت [[زمان]] خاصی، از جمله چیزهایی است که [[امام]] در امر [[هدایت]] و [[امامت]] بدان نیازمند است و پیش از آنکه پدیدهای در عرصه وجود ظهور یابد، امام به [[اراده]] [[حق]] از آن [[آگاهی]] مییابد. اگر آن چیز به نفع [[مردم]] باشد، [[خدا]] را بدان [[سپاس]] گوید و اگر از سنخ [[عقوبت]] و [[بلا]] بر شخصی معین باشد، بر اثر [[تضرع]] و شفاعت امام، از او منصرف میگردد<ref>ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۳۳۷- ۳۳۸.</ref>. همو در جای دیگر میگوید: [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[معصوم]] و [[علم]] او از طریق تنزیل و افاضه الهی است نه از طرق معمولی و قیاس... حضرت مهدی{{ع}} با اینکه دانش قیاس را میداند، هرگز بدان [[حکم]] نمیکند، بلکه تنها به چیزی حکم میکند که [[فرشتگان الهی]] از سوی [[خداوند]] به وی القا کردهاند<ref>ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۳۳۷- ۳۳۸.</ref>. از مجموع گفتههای «ابن عربی» در باب علم امام نکات ذیل استفاده میشود: | ||
## امام باید [[اعلم]] مردم باشد. | ## امام باید [[اعلم]] مردم باشد. | ||
## امام در امامتش نیازمند علم غیب است. | ## امام در امامتش نیازمند علم غیب است. | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
## [[دانش امام]] از طرق ویژهای افاضه میگردد. | ## [[دانش امام]] از طرق ویژهای افاضه میگردد. | ||
## [[شریعت]] [[حقیقی]] محمدی{{صل}} صرفاً همان چیزی است که امام بیان میکند. | ## [[شریعت]] [[حقیقی]] محمدی{{صل}} صرفاً همان چیزی است که امام بیان میکند. | ||
# [[ابن خلدون]]: این مورخ نامدار [[جهان اسلام]] که در بسیاری از علوم اسلامی تبحر داشت، [[اهل بیت]] [[رسول]] گرامی{{صل}} را دارای [[علوم الهی]] و خاص میدانست. او معتقد بود که طریق دستیابی اهل بیت{{عم}} به چنین علومی، [[ولایت]] و [[کرامت]] آن بزرگواران است. | # '''[[ابن خلدون]]:''' این مورخ نامدار [[جهان اسلام]] که در بسیاری از علوم اسلامی تبحر داشت، [[اهل بیت]] [[رسول]] گرامی{{صل}} را دارای [[علوم الهی]] و خاص میدانست. او معتقد بود که طریق دستیابی اهل بیت{{عم}} به چنین علومی، [[ولایت]] و [[کرامت]] آن بزرگواران است. | ||
وی دستیابی عموم [[بشر]] به [[علم غیب]] را ممنوع میشمارد؛ مگر کسانی که از طریق امر [[ولایت]] و [[رؤیای صادق]]، بر آن دست یازند و خاندان رسول خدا{{صل}} از کسانیاند که از دو طریق نامبرده به علم غیب رسیدهاند. | وی دستیابی عموم [[بشر]] به [[علم غیب]] را ممنوع میشمارد؛ مگر کسانی که از طریق امر [[ولایت]] و [[رؤیای صادق]]، بر آن دست یازند و خاندان رسول خدا{{صل}} از کسانیاند که از دو طریق نامبرده به علم غیب رسیدهاند. | ||