بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
با [[مردم]] به گونهای برخورد کنید که اگر از میان آنان رفتید از نبودنتان ناراحت باشند و اگر دوباره به میانشان بازگشتید شادمان شوند. | با [[مردم]] به گونهای برخورد کنید که اگر از میان آنان رفتید از نبودنتان ناراحت باشند و اگر دوباره به میانشان بازگشتید شادمان شوند. تا میتوانید به انسانهای [[شریف]] با [[احترام]] و گذشت و با کسانی که به نظر شما از راه درست منحرفاند، به [[لطف]] و [[مدارا]] برخورد کنید. خطای مردم را به رُخِشان نکشید. در غیاب هیچ کس بدگویی نکنید و به سخن بدگویان در باره هیچ کس گوش ندهید. هرگز با دیگران بگو مگو نکنید، خواه [[عاقل]] باشند یا [[جاهل]]؛ زیرا به قول [[امام علی]]{{ع}} [[کلام]] بهسان مرد است و جوابش به منزله [[زن]]. وقتی که زن و مرد به هم بپیوندند ناچار ثمرهای خواهد داشت. بدیهی است که این ثمره شبیه [[والدین]] خویش است. | ||
تا میتوانید به انسانهای [[شریف]] با [[احترام]] و گذشت و با کسانی که به نظر شما از راه درست منحرفاند، به [[لطف]] و [[مدارا]] برخورد کنید. خطای مردم را به رُخِشان نکشید. | |||
در غیاب هیچ کس | |||
هرگز با دیگران بگو مگو نکنید، خواه [[عاقل]] باشند یا [[جاهل]]؛ زیرا به قول [[امام علی]]{{ع}} [[کلام]] بهسان مرد است و جوابش به منزله [[زن]]. وقتی که زن و مرد به هم بپیوندند ناچار ثمرهای خواهد داشت. بدیهی است که این ثمره شبیه [[والدین]] خویش است | |||
خود را از دیگران [[برتر]] ندانید و به دنبال جلب احترام و [[ستایش]] آنان هم نباشید. | [[پناهگاه]] [[امن]] مردم باشید. برای رفع نیازهای آنان و برای [[شادکردن]] دلهایشان تلاش کنید. تا میتوانید سائلان [[آبرومند]] را رد نکنید، چون اینان سفیران [[خداوند]] به سوی شمایند. دیگران را با سخن خود [[آزار]] ندهید. پیش از شنیدن عذر یا دلیل دیگری، او را تخطئه نکنید. سخن دیگران را هم پیش از تمام شدن قطع نکنید. با مردم خوش سخن باشید. [[احسان]] به گفتار، آسانترین و پسندیدهترین نوع احسان است. {{متن قرآن|وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا}}<ref>«و با مردم سخن خوب بگویید» سوره بقره، آیه ۸۳.</ref>. | ||
مراقب باشید که [[خانواده]]، [[خویشاوندان]] و [[همسایگان]] از آزار شما در [[امان]] باشند و از اینکه با شما در ارتباط هستند، [[احساس]] [[خرسندی]] نمایند. | |||
بلند نخندید و صدایتان را تا حدی بلند کنید که به [[وقار]] شما لطمهای نخورد. | خود را از دیگران [[برتر]] ندانید و به دنبال جلب احترام و [[ستایش]] آنان هم نباشید. مراقب باشید که [[خانواده]]، [[خویشاوندان]] و [[همسایگان]] از آزار شما در [[امان]] باشند و از اینکه با شما در ارتباط هستند، [[احساس]] [[خرسندی]] نمایند. بلند نخندید و صدایتان را تا حدی بلند کنید که به [[وقار]] شما لطمهای نخورد. | ||
در نزد دیگران پایتان را دراز نکنید. اگر مخاطبتان از شما بزرگتر است، به چیزی تکیه نکنید و بر روی مبل یا صندلی | |||
هرگز نخواهید که راحتی و [[خوشی]] شما به بهای [[رنج]] و [[زحمت]] دیگران تمام شود. در همین رابطه خیلی مواظب مادر و پدرتان باشید. آنان یک عمر غمخوار شمایند. | در نزد دیگران پایتان را دراز نکنید. اگر مخاطبتان از شما بزرگتر است، به چیزی تکیه نکنید و بر روی مبل یا صندلی راحتی هم لم ندهید. هرگز نخواهید که راحتی و [[خوشی]] شما به بهای [[رنج]] و [[زحمت]] دیگران تمام شود. در همین رابطه خیلی مواظب مادر و پدرتان باشید. آنان یک عمر غمخوار شمایند. در [[داوری]] بین عزیزان خود و دیگران از جاده [[انصاف]] خارج نشوید و یکجانبه از نزدیکانتان طرفداری نکنید، شاید [[حق]] با دیگران باشد. معالوصف خیلی از اوقات به راحتی میتوان از حق مسلم خود گذشت و [[رضایت خدا]] را طلب کرد. | ||
در [[داوری]] بین عزیزان خود و دیگران از جاده [[انصاف]] خارج نشوید و یکجانبه از نزدیکانتان طرفداری نکنید، شاید [[حق]] با دیگران باشد. معالوصف خیلی از اوقات به | |||
حال اگر میخواهید همه شما را [[دوست]] بدارند، این نکات مهم را به کار بندید: | حال اگر میخواهید همه شما را [[دوست]] بدارند، این نکات مهم را به کار بندید: | ||
#از صمیم [[قلب]] دیگران را دوست بدارید. | # از صمیم [[قلب]] دیگران را دوست بدارید. | ||
#همیشه [[لبخند]] بزنید. | # همیشه [[لبخند]] بزنید. | ||
#همواره یادتان باشد که نام هر کس برای خودش شیرینترین کلمه است. | # همواره یادتان باشد که نام هر کس برای خودش شیرینترین کلمه است. | ||
#شنونده خوبی باشید، دیگران را [[تشویق]] به [[سخن گفتن]] درباره خودشان نمایید، اما آنان را وادار به [[خودستایی]] نکنید. | # شنونده خوبی باشید، دیگران را [[تشویق]] به [[سخن گفتن]] درباره خودشان نمایید، اما آنان را وادار به [[خودستایی]] نکنید. | ||
#همواره از آنچه مورد علاقه دیگری است، حرف بزنید. | # همواره از آنچه مورد علاقه دیگری است، حرف بزنید. | ||
# سعی کنید از صمیم قلب، اهمیت دیگری را برای خودش بهویژه در نزد دیگران نمایان سازید. | # سعی کنید از صمیم قلب، اهمیت دیگری را برای خودش بهویژه در نزد دیگران نمایان سازید. | ||
#در ابراز [[معرفت]] خویش، ولو بیش از دیگران باشد | # در ابراز [[معرفت]] خویش، ولو بیش از دیگران باشد اصرار نکنید. | ||
#تا میتوانید کمتر حرف بزنید، چون [[پرحرف]] پرخطاست. | # تا میتوانید کمتر حرف بزنید، چون [[پرحرف]] پرخطاست. | ||
#آنچه برای خود میپسندید برای دیگران هم بپسندید. | # آنچه برای خود میپسندید برای دیگران هم بپسندید. | ||
#آنچه بر خود روا نمیدارید بر دیگران هم روا مدارید<ref>ر.ک: آداب معاشرت - اصول.</ref>.<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۵۰۶</ref> | # آنچه بر خود روا نمیدارید بر دیگران هم روا مدارید<ref>ر.ک: آداب معاشرت - اصول.</ref>.<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۵۰۶.</ref> | ||
== | == انگیزهها == | ||
[[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: | [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: حکیمان گذشته گفتهاند: لازم است [[آدمی]] از روی ده انگیزه با دیگر مکانها و اشخاص رابطه داشته باشد: | ||
# [[خانه خدا]]، برای انجام [[عبادت]] و [[ادای حق]] و [[واجبات]]. | # [[خانه خدا]]، برای انجام [[عبادت]] و [[ادای حق]] و [[واجبات]]. | ||
# [[خانه]] فرمانروایانی که [[اطاعت]] آنان در راستای [[اطاعت خداوند]] است و رعایت حقشان لازم و منفعتشان فراوان و ضررشان سهمگین است. | # [[خانه]] فرمانروایانی که [[اطاعت]] آنان در راستای [[اطاعت خداوند]] است و رعایت حقشان لازم و منفعتشان فراوان و ضررشان سهمگین است. | ||
#محضر دانشمندانی که [[علوم]] آنان نفع [[دینی]] و [[دنیوی]] دارد. | # محضر دانشمندانی که [[علوم]] آنان نفع [[دینی]] و [[دنیوی]] دارد. | ||
# خانه [[اهل]] [[جود]] و [[بخشش]] که اموالشان را برای [[شکرگزاری از خداوند]] و به [[امید]] [[پاداش اخروی]] [[انفاق]] میکنند. | # خانه [[اهل]] [[جود]] و [[بخشش]] که اموالشان را برای [[شکرگزاری از خداوند]] و به [[امید]] [[پاداش اخروی]] [[انفاق]] میکنند. | ||
#آنان که اگرچه از [[خرد]] بهره زیادی ندارند اما در حوادث و پیشامدها به وجودشان نیاز است و برای [[رفع گرفتاریها]] از ایشان کمک گرفته میشود. | # آنان که اگرچه از [[خرد]] بهره زیادی ندارند اما در حوادث و پیشامدها به وجودشان نیاز است و برای [[رفع گرفتاریها]] از ایشان کمک گرفته میشود. | ||
# خانه اشراف و بزرگانی که [[پناهگاه]] مردماند و [[حاجات]] [[نیازمندان]] را بر میآورند. | # خانه اشراف و بزرگانی که [[پناهگاه]] مردماند و [[حاجات]] [[نیازمندان]] را بر میآورند. | ||
#کسانی که [[فکر]] و اندیشهشان و نیز [[مشورت]] با آنان باعث [[رشد فکری]] [[انسان]] میشود. | # کسانی که [[فکر]] و اندیشهشان و نیز [[مشورت]] با آنان باعث [[رشد فکری]] [[انسان]] میشود. | ||
# [[برادران ایمانی]] که پیوند و رعایت حقوقشان [[واجب]] است. | # [[برادران ایمانی]] که پیوند و رعایت حقوقشان [[واجب]] است. | ||
#دشمنانی که [[شر]] آنان با [[مدارا]] و | # دشمنانی که [[شر]] آنان با [[مدارا]] و نرمی کردن و [[مهربانی]] نسبت به آنان برطرف میشود. | ||
#کسانی که | # کسانی که دیدار و گفتگو با آنان بر [[ادب]] و [[فرهنگ]] آدمی میافزاید<ref>آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۷۰.</ref>.<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۵۰۸.</ref> | ||
== [[تبسم]] == | |||
بنابر یک مثل معروف چینی: «هر که متبسم نیست، [[حق]] ورود به هیچ مکانی را ندارد»، [[ارزش]] تبسّم بیش از آن است که ما میپنداریم: [[تبسم]] خرجی ندارد ولی پر فایده است. [[لبخند]] [[ثروت]] است، اما اگر آن را به دیگران [[هدیه]] کردیم، چیزی از ما کم نمیشود. ای بسا به این وسیله چیزی هم بر سرمایههایمان افزوده شود. دارا و نادار، روی خندان را [[دوست]] میدارند. | |||
لبخند، بیشتر از چند لحظه دوام ندارد ولی خاطرهاش دیرپای است. [[خوشرویی]] باعث [[خوشبختی]] [[خانواده]] و جلب [[محبت]] و [[دوستی]] [[مردم]] است. تبسم مانند [[نور]] [[امید]] در مقابل [[ناامیدی]] بهسان [[شادی]] در برابر [[غم]] و بالاخره بهترین دارو برای درمان بسیاری از [[مشکلات]] [[زندگی]] است. | |||
[[ | |||
[[ | |||
مع الوصف آن را نمیتوان خرید. تصنعیاش بیفایده است. اگر گل لبخند در عمق [[جان]] ریشه نداشته باشد ارزشی ندارد. | مع الوصف آن را نمیتوان خرید. تصنعیاش بیفایده است. اگر گل لبخند در عمق [[جان]] ریشه نداشته باشد ارزشی ندارد. | ||
وقتی کسی از فرط [[گرفتاری]] | وقتی کسی از فرط [[گرفتاری]] قادر به لبخند زدن نبود، شما با او [[خوشرو]] باشید؛ زیرا خستهدلان بیش از دیگران به دیدن چهره خندان و گشاده محتاجاند<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۵۰۹.</ref>. | ||
== ترجیح پسر بر دختر == | |||
در نگاه [[خالق]] [[حکیم]] و [[خیرخواه]]، [[شرف]] [[آدمی]] به جنسیت او نیست. به انسانیتی است که ریشه در [[ایمان به خدا]] و گفتار و [[کردار نیک]] دارد. اگر در خانوادهای، به گونهای برخورد شود که نشان از ترجیح پسر بر دختر دهد، با این برخورد ضربه بزرگی به [[روحیه]] لطیفتر از گل [[دختران]] وارد میشود. در [[زندگی]] این شیوه [[رفتاری]]، موجب [[رشد]] [[کبر]] و [[غرور]] در پسران خواهد شد. در نهایت پیامد ناگوار این نگاه [[جاهلانه]]، که [[شرمندگی]] در محضر [[پروردگار]] [[مهربان]] است، دامنگیر [[والدین]] خواهد شد<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۵۱۰.</ref>. | |||
== | == [[دروغگویی]] == | ||
در | در مقابل وقایعی که در زندگی پیش میآید باید خیلی صریح [[حقیقت]] را بگوییم تا بچهها، درس دروغگویی از ما نیاموزند. بدتر آن است که برای [[تأیید]] سخن [[باطل]] خود [[سوگند]] هم بخوریم، اینجاست که دو [[عادت]] بد را به فرزندانمان یاد دادهایم: یکی دروغگویی و دیگری سوگند ناروا خوردن. همین دو صفت ناروا برای آنکه سقف و ستون [[ایمان]] را بر سر آنان خراب کند کافی است<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۵۱۰.</ref>. | ||
==[[ | == [[غیبت کردن]] == | ||
در | در [[قرآن مجید]]، غیبت کردن به خوردن گوشت [[برادر]] مرده تشبیه شده است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ}} «ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست میدارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند میدارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبهپذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۲.</ref>. | ||
وقتی پدر و مادر، [[عیب]] و نقصهای رفتاری و [[اخلاقی]] را در حضور [[فرزندان]] به آشنایان و همکاران نسبت میدهند، و این همه را بچهها میشنوند آیا آنان از این [[رفتار]] ما چه چیزی یاد میگیرند؟ به [[یقین]] این بدآموزیها برای [[آینده]] آنان ذخیره خواهد شد. به این طریق، [[کژراهه]] [[بدخواهی]] و [[بدگویی]] تا [[سقوط]] در دره هولناک [[دوزخ]] ادامه خواهد یافت<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۵۱۰.</ref>. | |||
وقتی | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۷۶: | خط ۶۷: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:معاشرت]] | |||
[[رده:سبک زندگی]] | [[رده:سبک زندگی]] | ||