طلا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۳٬۳۹۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ ژوئن ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۳: خط ۳:
| موضوع مرتبط = طلا
| موضوع مرتبط = طلا
| عنوان مدخل  = [[طلا]]
| عنوان مدخل  = [[طلا]]
| مداخل مرتبط = [[طلا در قرآن]] - [[طلا در حدیث]] - [[طلا در کلام اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[طلا در قرآن]] - [[طلا در حدیث]] - [[طلا در فقه اقتصادی]]
| پرسش مرتبط  = طلا (پرسش)
| پرسش مرتبط  = طلا (پرسش)
}}
}}
خط ۴۹: خط ۴۹:
#[[قارون]] که از [[قوم موسی]] بود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ}}«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن ‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref> با [[زر و زیور]] در میان [[قوم]] خود ظاهر شد. [[دنیاطلبان]] [[آرزو]] کردند همانند او از [[دنیا]] بهره‌مند باشند؛ ولی [[عالمان دینی]]، [[ایمان]] و [[پاداش اخروی]] را [[برتر]] دانستند. کسانی که [[زر و زیور]] [[قارون]] [[چشم]] آنان را پر کرده بود، از [[مشاهده]] [[حقایق]] [[غافل]] بودند و از همین رو [[نکوهش]] شدند<ref>{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ * وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ}}«آنگاه با زیورهایش در پیش [[قوم]] خویش آشکار شد؛ کسانی که [[زندگی]] این [[جهان]] را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است * و [[دانشوران]] گفتند: وای بر شما! [[پاداش]] [[خداوند]] برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به [[شکیبایان]] فرا نیاموزند» [[سوره قصص]]، [[آیه]] ۷۹-۸۰.</ref>. گفته شده بخشی از زینت‌های او مانند زین استر و نیز [[زینت]] مرکب‌های کنیزانش از طلا بوده است<ref>كنز الدقائق، ج ‌۱۰، ص۹۹.</ref>.
#[[قارون]] که از [[قوم موسی]] بود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ}}«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن ‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref> با [[زر و زیور]] در میان [[قوم]] خود ظاهر شد. [[دنیاطلبان]] [[آرزو]] کردند همانند او از [[دنیا]] بهره‌مند باشند؛ ولی [[عالمان دینی]]، [[ایمان]] و [[پاداش اخروی]] را [[برتر]] دانستند. کسانی که [[زر و زیور]] [[قارون]] [[چشم]] آنان را پر کرده بود، از [[مشاهده]] [[حقایق]] [[غافل]] بودند و از همین رو [[نکوهش]] شدند<ref>{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ * وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ}}«آنگاه با زیورهایش در پیش [[قوم]] خویش آشکار شد؛ کسانی که [[زندگی]] این [[جهان]] را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است * و [[دانشوران]] گفتند: وای بر شما! [[پاداش]] [[خداوند]] برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به [[شکیبایان]] فرا نیاموزند» [[سوره قصص]]، [[آیه]] ۷۹-۸۰.</ref>. گفته شده بخشی از زینت‌های او مانند زین استر و نیز [[زینت]] مرکب‌های کنیزانش از طلا بوده است<ref>كنز الدقائق، ج ‌۱۰، ص۹۹.</ref>.
#به گفته برخی [[مفسران]]، هدیه‌ای که [[ملکه سبأ]] برای [[آزمودن]] سلیمان{{ع}} فرستاد و در آیه ۳۵ [[سوره نمل]] به آن اشاره شده، مشتمل بر [[غلامان]] و کنیزان با لباس‌های زربفت، دستبندها، طوق‌ها و گوشواره‌های طلایی و مقدار فراوانی خشت طلا بوده است<ref>تفسیر اثنا عشری، ج ‌۱۰، ص۴۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref>
#به گفته برخی [[مفسران]]، هدیه‌ای که [[ملکه سبأ]] برای [[آزمودن]] سلیمان{{ع}} فرستاد و در آیه ۳۵ [[سوره نمل]] به آن اشاره شده، مشتمل بر [[غلامان]] و کنیزان با لباس‌های زربفت، دستبندها، طوق‌ها و گوشواره‌های طلایی و مقدار فراوانی خشت طلا بوده است<ref>تفسیر اثنا عشری، ج ‌۱۰، ص۴۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref>
== کارکردهای [[طلا]]==
طلا در دنیا کارکردهایی گوناگون دارد و در [[آخرت]] نیز از وسایل زینتی و مورد استفاده [[بهشتیان]] است که به برخی از آنها اشاره می‌شود.
===کارکردهای طلا در دنیا===
====[[تزیین]]====
از کاربردهای رایج طلا در دوره‌های [[تاریخی]]، بهره‌گیری از آن در تزیین بوده است:
#در آیه ۱۷ [[سوره رعد]] از به دست آوردن [[زیور]] و زینت همانند طلا و [[نقره]] از راه ذوب سنگ‌ها و مواد گرانبها سخن به میان آمده است:{{متن قرآن|...وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ...}}<ref>«از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد و سیلاب با خویش کفی انبوه فرا آورد و آنچه در آتش می‌گدازند تا زینتی یا کالایی به دست آورند، (نیز) کفی همانند آن (کف سیلاب) است؛ بدین‌گونه خداوند درست و نادرست را مثل می‌زند؛ باری، کف، کنار می‌رود اما آنچه مردم را سودمند افتد در زمین باز می‌ماند؛ بدین‌گونه خداوند مثل می‌زند» سوره رعد، آیه ۱۷.</ref>. [[مفسران]]{{متن قرآن|ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ}} (به‌دست آوردن [[زیور]] و [[زینت]]) را به طلا و [[نقره]] مثال زده‌اند<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۴۴۱؛ المیزان، ج ‌۱۱، ص۳۳۶؛ الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، ص۳۲۹.</ref>.
#گزارش‌های [[تاریخی]] از [[قوم بنی‌اسرائیل]] نیز بیانگر [[دلبستگی]] شدید آنان به زیورآلات برای [[تزیین]] است<ref>قاموس كتاب مقدس، ص‌۴۵۴.</ref>. در میان این [[قوم]] سنگ‌ها و فلزهای قیمتی کاربردهای متعدّد [[دینی]] داشتند. [[آراستن]] [[بت‌ها]]<ref>قاموس كتاب مقدس، ص‌۸۸۶.</ref> و [[لباس]] [[کاهنان]] با سنگ‌های تزیینی و قیمتی گوناگون<ref>قاموس كتاب مقدس، ص‌۴۴۱.</ref> از این دست است.
#در [[آیات]] ۳۳ – ۳۵ [[سوره زخرف]]، به‌گونه‌ای دیگر به کارکرد زینتی طلا و دیگر زیورآلات اشاره شده و [[خدا]] فرموده است اگر [[بیم]] آن نبود که همه [[مردم]] یکپارچه [[کافر]] شوند، سقف خانه‌های [[کافران]]، نردبان‌ها، درها و نیز تخت‌هایی را که بر آن تکیه می‌کنند از نقره می‌ساختیم و افزون بر آن برای خانه‌هایشان زیوری در نهایت [[زیبایی]] قرار می‌دادیم:{{متن قرآن|وَلَوْلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًۭا مِّن فِضَّةٍۢ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَٰبًۭا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِـُٔونَ * وَزُخْرُفًۭا...}}<ref>«و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد می‌شدند بی‌گمان برای خانه‌های کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر می‌ورزند بام‌هایی سیمین و نردبان‌هایی که از آنها فرا روند قرار می‌دادیم * و برای خانه‌هایشان درهایی می‌ساختیم و تخت‌هایی می‌نهادیم که بر آن پشت دهند * و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه ۳۳-۳۵.</ref>؛ ولی بلافاصله هشدار می‌دهد که همه اینها جز متاع ناپایدار [[دنیا]] نیست و نزد [[پروردگار]]، [[آخرت]] از آنِ [[پرهیزگاران]] است:{{متن قرآن|وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه۳۵.</ref>. برخی [[مفسران]]، [[زخرف]] در [[آیه]] یاد شده را به [[طلا]] [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>تفسیر سمر قندی، ج ‌۳، ص۲۵۷؛ البحر المحیط، ج ‌۹، ص۳۷۲؛ البحر المدید، ج ‌۵، ص۲۴۷.</ref>.
#در آیه ۳۱ [[سوره]] نور<ref>{{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَـٰتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـٰرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّـٰبِعِينَ غَيْرِ أُو۟لِى ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ ٱلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا۟ عَلَىٰ عَوْرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}«و به [[زنان]] [[مؤمن]] بگو دیدگان (از نگاه [[حرام]]) فرو دارند و [[پاکدامنی]] ورزند و [[زیور]] خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا [[پدران]] شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم [[آیین]]) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به [[زن]]) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان [[آگاهی]] ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای [[مؤمنان]]! به درگاه [[خداوند]] [[توبه]] کنید، باشد که [[رستگار]] گردید» [[سوره نور]]، آیه ۳۱.</ref><ref>الکشاف، ج ‌۳، ص۲۳۰؛ تفسیر بغوی، ج ‌۳، ص۴۰۳؛ نیز نک: التفسیر الکبیر، ج ‌۲۳، ص۳۶۴.</ref> و [[آیه]] ۱۸ [[سوره زخرف]]<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در زیور پرورش می‌یابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> به استفاده [[زنان]] از طلا برای [[تزیین]] اشاره شده است. (=> همین مقاله، [[احکام]] طلا)
#در [[قصه]] [[موسی و خضر]] آمده است که [[خضر]] دیواری را تعمیر کرد که زیر آن گنجی پنهان شده بود:{{متن قرآن|...وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌۭ لَّهُمَا...}}<ref>«و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۸۲.</ref>. بنا به روایتی [[لوح]] زرینی بوده که مواعظی در باره یاد [[معاد]] و [[قضا و قدر الهی]] بر آن نوشته شده بود<ref>البرهان، ج ‌۳، ص۶۴۷.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۸.</ref>
====استفاده از [[طلا]] (سکه) در [[معاملات]]====
از کارکردهای طلا در طول [[تاریخ]]، استفاده از آن به عنوان [[پول]] و سکه در معاملات بوده است. در آیه ۷۵ [[سوره]] آل‌عمران<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًۭا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَيْسَ عَلَيْنَا فِى ٱلْأُمِّيِّـۧنَ سَبِيلٌۭ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}«و از [[اهل کتاب]] کسی هست که اگر [[دارایی]] فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس می‌دهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان می‌گویند: درباره بی‌سوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر [[خداوند]] [[دروغ]] می‌بندند با آنکه خود می‌دانند» [[سوره آل‌عمران]]، [[آیه]] ۷۵.</ref> در [[مقام]] [[نکوهش]] گروهی از [[اهل کتاب]] گفته شده اگر دیناری به [[امانت]] نزد آنان گذاشته شود، [[امانتدار]] آن نخواهند بود. دینار و درهم جدای از اینکه دو واحد وزنی شمرده می‌‌شدند، در مورد سکه‌‌های طلا و [[نقره]] به کار می‌‌رفتند<ref>نک: مفردات، ص۳۱۲، «درهم»؛ مجمع البحرین، ج ۳، ص۳۰۴، «دنر»؛ ج ۶، ص۶۱.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۹.</ref>
====ساختن ظرف====
زمانی که [[برادران یوسف]] آذوقه و وسایل سفرشان به [[فرمان]] یوسف در [[مصر]] آماده شد، جام آبخوری (سِقایه) [[پادشاه]] را که همان پیمانه شاهی (صُواع) نیز بود در بار (رَحْل) برادرش [[بنیامین]] قرار دادند. سپس نداکننده‌ای از [[کارگزاران]] یوسف به آنان گفت شما دزد هستید<ref>{{متن قرآن|قَالُوا۟ نَفْقِدُ صُوَاعَ ٱلْمَلِكِ وَلِمَن جَآءَ بِهِۦ حِمْلُ بَعِيرٍۢ وَأَنَا۠ بِهِۦ زَعِيمٌۭ}}«گفتند: پیمانه (زرّین) شاه را گم کرده‌ایم و (یوسف گفت) هر که آن را بیاورد یک بار شتر (جایزه) خواهد داشت و من بدین (وعده) ضامنم» سوره یوسف، آیه ۷۲.</ref>. گفته شده ظرف یاد شده از جنس طلا بوده است<ref>جامع البیان، ج ‌۱۳، ص۱۲؛ زاد المسیر، ج ‌۲، ص۴۵۷؛ کنز الدقائق، ج ‌۶، ص۳۴۱.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۹.</ref>
====[[بت سازی]]====
پس از رفتن [[حضرت موسی]]{{ع}} به [[میقات]]، [[قوم]] او از زیورهای خود، مجسمه گوساله‌ای از جنس طلا<ref>التبیان، ج ‌۴، ص۵۴۴؛ مقتنیات الدرر، ج ‌۵، ص۲۲.</ref> و نقره<ref>مقتنیات الدرر، ج ‌۵، ص۲۲.</ref> ساختند که صدای گوساله هم می‌داد:{{متن قرآن|وَٱتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌ...}}<ref>«و [[قوم موسی]] در نبود او، از زیورهای (زراندود) خود گوساله‌ای ساختند، پیکری که بانگی داشت، آیا ندیدند که با آنان سخن نمی‌گوید و راهی به آنان نمی‌نماید؟ آن را (به [[پرستش]]) گرفتند و [[ستمکار]] بودند» [[سوره اعراف]]، [[آیه]] ۱۴۸.</ref> در [[تورات]] نیز گزارش شده که با جمع‌آوری گوشواره‌های طلا از میان [[بنی‌اسرائیل]]، تندیس گوساله ساخته شد<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۸، ص۲۹۲.</ref>. سازنده اصلی گوساله، [[سامری]] بود و نسبت ساختن آن به قوم موسی به سبب [[همکاری]] آنان با اوست<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۱۹۲؛ نک: التحریر و التنویر، ج ‌۸، ص۲۹۲.</ref>. سامری پس از رفتن [[موسی]] به میقات با ساختن مجسمه زرین گوساله و [[دعوت]] بنی‌اسرائیل به پرستش آن، باعث [[گمراهی]] آنان شد<ref>نک: جامع البیان، ج۱۶، ص۱۴۹؛ تفسیر ثعلبى، ج ۶، ص۲۵۷؛ التبیان، ج ۷، ص۱۹۶.</ref>:{{متن قرآن|وَلَـٰكِنَّا حُمِّلْنَآ أَوْزَارًۭا مِّن زِينَةِ ٱلْقَوْمِ فَقَذَفْنَـٰهَا فَكَذَٰلِكَ أَلْقَى ٱلسَّامِرِىُّ * فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌۭ فَقَالُوا۟ هَـٰذَآ إِلَـٰهُكُمْ وَإِلَـٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِىَ}}<ref>«گفتند: ما در وعده تو به خودی خود خلاف نورزیدیم بلکه بارهایی (گران) از زیورهای قوم (فرعون) بر دوش ما نهاده شد (ه بود) که (در آتش) انداختیم آنگاه سامری (نیز) این چنین (طرح) افکند * آنگاه گوساله‌ای برای آنان برآورد، پیکری (بی‌روح) که بانگ گاو داشت و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است که از یاد برده است» سوره طه، آیه ۸۷-۸۸.</ref>. آنان توجه نکردند گوساله‌ای که می‌پرستند از [[سخن گفتن]] و [[راهنمایی]] آنان، [[ناتوان]] است<ref>{{متن قرآن|وَٱتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّهُۥ لَا يُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا ٱتَّخَذُوهُ وَكَانُوا۟ ظَـٰلِمِينَ}}«و قوم موسی در نبود او، از زیورهای (زراندود) خود گوساله‌ای ساختند، پیکری که بانگی داشت، آیا ندیدند که با آنان سخن نمی‌گوید و راهی به آنان نمی‌نماید؟ آن را (به پرستش) گرفتند و ستمکار بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۸. {{متن قرآن|أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًۭا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًۭا}}«آیا نمی‌دیدند که (آن گوساله) به آنان پاسخی نمی‌دهد و هیچ زیان و سودی برای آنان در بر ندارد؟» سوره طه، آیه ۸۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۹.</ref>
====گنجینه کردن [[اموال]] ====
از روش‌های کهن [[حفظ اموال]]، تبدیل آن به طلا و [[نقره]] و مخفی کردن آن زیر [[زمین]] به صورت گنج بوده است، چنان‌که در [[قصه]] [[موسی و خضر]] آمده است که [[خضر]] دیواری را تعمیر کرد که زیر آن گنجی پنهان شده بود:{{متن قرآن|وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌۭ لَّهُمَا}}<ref>«و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۸۲.</ref>. بنا به روایتی، مراد از آن [[لوح]] زرینی بوده که مواعظی در باره یاد [[معاد]] و [[قضا و قدر الهی]] بر آن نوشته شده بود<ref>البرهان، ج ‌۳، ص۶۴۷؛ نیز نک: جامع البیان، ج۱۶، ص۵.</ref>. [[آیه]] ۳۴ [[سوره توبه]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْأَحْبَارِ وَٱلرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلْبَـٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}«ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، دارایی‌های مردم را به نادرستی می‌خورند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را می‌انبارند و آن را در راه خداوند نمی‌بخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.</ref> زراندوزانی را [[نکوهش]] کرده است که طلا و [[نقره]] را به صورت گنج در آورده و در [[راه خدا]] [[انفاق]] نمی‌کنند. برخی [[مفسران]] تعبیر {{متن قرآن|ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ}} در آیه یادشده را اشاره به دینار و درهم دانسته‌‌اند<ref>نک: جامع البیان، ج ۱۰، ص۸۳؛ نک: مجمع البیان، ج ۵، ص۴۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۰.</ref>
===کارکردهای طلا در [[بهشت]]===
مؤمنانی که کارهای شایسته کرده‌اند، پس از ورود به بهشت با دستبندهایی از طلا و گردنبندهایی از مروارید آراسته می‌شوند:{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ يُدْخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ}}<ref>«به [[یقین]] [[خداوند]] کسانی را که [[ایمان]] آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویبارها جاری است، در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته می‌گردند و تنپوش آنان در آنجا پرند است» [[سوره حج]]، آیه ۲۳.</ref>؛ همچنین به [[پرهیزگاران]] با [[اکرام]] و [[احترام]] گفته می‌شود وارد بهشت شوید و افزون بر [[وعده]] [[آرامش]] و [[شادمانی]]، [[بشارت]] بهره‌مندی از نعمت‌های بهشت به آنها داده می‌شود و [[خادمان]] [[بهشتی]] با ظرف‌های بزرگی که از جنس طلایند از آنان [[پذیرایی]] می‌کنند:{{متن قرآن|يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍۢ مِّن ذَهَبٍۢ...}}<ref>«بر گرد آنان قدح ‌های زرین و جام ‌هایی را به گردش درمی‌آورند و در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref>؛ همچنین بر پایه روایتی که در [[تفسیر آیه]] ۲۰ [[سوره زمر]]<ref>{{متن قرآن|لَـٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌۭ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌۭ مَّبْنِيَّةٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ وَعْدَ ٱللَّهِ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ ٱلْمِيعَادَ}}«اما آنان که از پروردگارشان پروا کردند غرفه‌هایی خواهند داشت که بر فراز آنها غرفه‌هایی دیگر ساخته‌اند، از بن آنها جویبارها روان است؛ بنابر وعده خداوند، خداوند در وعده خلاف نمی‌ورزد» سوره زمر، آیه ۲۰.</ref> وارد شده، سقف غرفه‌های [[پرهیزگاران]] و [[اولیای خدا]] از طلاست<ref>کنز الدقائق، ج ‌۱۱، ص۲۹۳.</ref>، چنان‌که از جمله پاداش‌های [[بندگان]] [[برگزیده خدا]]، استفاده از دستبندهای زرین است<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۲۲، ص۱۶۷.</ref>:{{متن قرآن|جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تن‌پوششان در آن پرند است» سوره فاطر، آیه ۳۳.</ref>. در روایتی [[نبوی]] در تفسیر آیه یادشده از آراسته شدن [[مؤمن]] هنگام ورود به جایگاه خود در [[بهشت]] با انواع لباس‌های زربفت و زیورآلاتی از طلا و [[نقره]] [[و]] مانند آن سخن رفته است<ref>نور الثقلین، ج ‌۴، ص۳۶۶.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۰.</ref>
==[[احکام]] طلا==
[[قرآن کریم]] [[زراندوزی]] و [[احتکار]] طلا و نقره و خودداری از [[انفاق]] آن در [[راه خدا]] را به شدت [[نکوهیده]] و [[زراندوزان]] را به عذابی دردناک [[تهدید]] کرده است<ref>زبدة البیان، ص۱۸۰.</ref>:{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}<ref>«ای [[مؤمنان]]! بسیاری از [[دانشوران]] [[دینی]] ([[اهل کتاب]]) و [[راهبان]]، دارایی‌های [[مردم]] را به نادرستی می‌خورند و (مردم را) از راه [[خداوند]] باز می‌دارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را می‌انبارند و آن را در راه خداوند نمی‌بخشند به عذابی دردناک نوید ده!» [[سوره توبه]]، [[آیه]] ۳۴.</ref>. این آیه در [[حرمت]] گنجینه کردن طلا و نقره ظهور و ضمناً به [[اجمال]] به [[وجوب]] [[زکات]] آنها اشاره دارد<ref>زبدة البیان، ص۱۸۱.</ref>. بر اساس [[روایات]]<ref>الكافی، ج‌۳، ص۵۰۹.</ref> و [[فقه شیعه]]، زکات در ۹ چیز از جمله طلا و [[نقره]] [[واجب]] است<ref>نک: المقنعه، ص۲۳۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۱۴؛ كنز العرفان، ج ‌۱، ص۲۲۲.</ref>. [[اهل سنت]] نیز زکات طلا و نقره را واجب می‌دانند<ref>أحكام القرآن، جصاص، ج‌۴، ص۳۰۱؛ نک: أحكام القرآن، ابن عربی، ج ‌۲، ص۹۲۸.</ref>؛ همچنین بر پایه روایات [[شیعی]]، [[خمس]] [[معدن]] [[طلا]] واجب است<ref>الكافی، ج ‌۱، ص۵۴۴، ۵۴۶.</ref>. بر اساس آیه‌۳۲‌ [[سوره اعراف]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ}}«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> استفاده از زینت‌ها و از جمله مهم‌ترین آنها که طلا و جواهرند [[مباح]] است:{{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ...}}. اضافه [[زینت]] به {{متن قرآن|ٱللَّهِ}} در این [[آیه]] برای [[نیکو]] شمردن آن و [[منت نهادن]] [[خداوند]] بر [[بندگان]] است<ref>المنار، ج ‌۸، ص‌۳۸۸.</ref> و نشان می‌دهد زینت‌های [[الهی]] چنانچه در جای [[مشروع]] و در راه [[عبادت خدا]] به کار روند، مباح‌اند و [[اهل]] [[ایمان]] سزاوار بهره‌برداری از این زینت‌ها هستند<ref>المنار، ج ۸، ص‌۳۹۰.</ref>، چنان‌که زینت‌های به‌دست آمده از دریا (لؤلؤ و مرجان) به عنوان [[نعمت الهی]] و شایسته [[سپاس]] یاد شده‌اند<ref>{{متن قرآن|وَهُوَ ٱلَّذِى سَخَّرَ ٱلْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا۟ مِنْهُ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُوا۟ مِنْهُ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}«و اوست که دریا را [[رام]] (شما) کرد تا از آن گوشتی‌تر و تازه بخورید و از آن زیوری (چون مروارید) بیرون آورید که آن را می‌پوشید و کشتی‌ها را در آن می‌نگری که آب شکاف‌اند و (چنین کرد) تا از [[بخشش]] او (روزی خود را) فرا چنگ آورید و باشد که [[سپاس]] گزارید» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۱۴. {{متن قرآن|وَمَا يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَـٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥ وَهَـٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ وَمِن كُلٍّۢ تَأْكُلُونَ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}«و دو دریا برابر نیستند، این نوشین گواراست که نوشیدنش خوشگوار است و آن [[شور]] تلخ؛ از هر یک گوشت‌تر و تازه می‌خورید و زیوری بیرون می‌کشید که آن را می‌پوشید و کشتی‌ها را در آن می‌نگری که آب شکافند تا از بخشش او (روزی خود را) فرا چنگ آورید و باشد که سپاس گزارید» [[سوره فاطر]]، آیه ۱۲.</ref>. در روایتی رویش طلا و دیگر سنگ‌های قیمتی در [[کوه‌ها]] مصداقی از نعمت‌های روییدنی [[خدا]] شمرده شده که در آیه ۱۹ [[سوره حجر]]<ref>{{متن قرآن|وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَـٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْزُونٍۢ}}«و زمین را گستراندیم و در آن کوه‌های پابرجا درافکندیم و در آن از هر چیز سنجیده‌ای رویاندیم» سوره حجر، آیه ۱۹.</ref> آمده است<ref>البرهان، ج ‌۳، ص۳۳۶؛ كنز الدقائق، ج ‌۷، ص۱۱۲.</ref>؛ همچنین در آیه ۱۷ [[سوره]] رعد<ref>{{متن قرآن|أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌۢ بِقَدَرِهَا فَٱحْتَمَلَ ٱلسَّيْلُ زَبَدًۭا رَّابِيًۭا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ زَبَدٌۭ مِّثْلُهُۥ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْحَقَّ وَٱلْبَـٰطِلَ فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَآءًۭ وَأَمَّا مَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى ٱلْأَرْضِ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْأَمْثَالَ}}«از [[آسمان]] آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد و سیلاب با خویش کفی انبوه فرا آورد و آنچه در [[آتش]] می‌گدازند تا زینتی یا کالایی به دست آورند، (نیز) کفی همانند آن (کف سیلاب) است؛ بدین‌گونه [[خداوند]] درست و نادرست را مثل می‌زند؛ باری، کف، کنار می‌رود اما آنچه [[مردم]] را سودمند افتد در [[زمین]] باز می‌ماند؛ بدین‌گونه [[خداوند]] مثل می‌زند» [[سوره رعد]]، [[آیه]] ۱۷.</ref> از به دست آوردن [[زیور]] و [[زینت]] از راه ذوب سنگ‌ها و مواد گرانبها همانند طلا و [[نقره]] به عنوان [[نعمت الهی]] سخن به میان آمده است:{{متن قرآن|وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ}}. [[مفسران]]{{متن قرآن|ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ}} (به‌دست آوردن زیور و زینت)‌را به طلا و نقره مثال زده‌اند<ref>مجمع البیان، ج ‌۶، ص۴۴۱؛ المیزان، ج ‌۱۱، ص۳۳۶؛ الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، ص۳۲۹.</ref>. این [[آیات]] نشان می‌دهند که مطلق بهره‌برداری از [[طلا]] [[حرام]] نیست و همه زینت‌ها در [[اسلام]] جز آنچه مستثنا و حرام شمرده‌شده، [[مباح]] به شمار می‌روند<ref>التفسیر الكبیر، ج ‌۱۶، ص۳۵-۳۶.</ref>. در [[فقه شیعه]] به تناسب بحث از [[احکام]] [[وضو]] و [[خوردن و آشامیدن]]، از ظروف سخن رفته است. بر مبنای [[روایات]]<ref>الكافی، ج ‌۶، ص۲۶۷، ۳۸۵.</ref> و فتوای [[فقیهان]]، استفاده از ظروف طلا و نقره برای خوردن و آشامیدن<ref>رساله محشی، ج ۱، ص۴۸۲؛ ج ۲، ص۴۴۴.</ref> و وضو گرفتن برای مردان و [[زنان]] جایز نیست<ref>رساله محشی، ج ۱، ص۱۶۷.</ref>، چنان‌که [[سجده]] بر طلا و نقره جایز نیست<ref>الكافی، ج ‌۳، ص۳۳۲.</ref>. استفاده از ظروف طلا و نقره در [[بهشت]] بر خلاف [[دنیا]] جایز است<ref>نمونه، ج ۱۴، ص۵۷؛ نک: المنیر، ج ۱۷، ص۱۸۵.</ref> و چنان‌که در آیه ۳۲ [[سوره اعراف]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ}}«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> به آن اشاره شده، استفاده از این فلز گرانبها در [[آخرت]] به [[مؤمنان]] اختصاص دارد.
استفاده [[زنان]] از طلا و دیگر زیورآلات برای [[تزیین]] جایز است؛ ولی [[آشکار کردن]] آن نزد [[نامحرم]] جایز نیست:{{متن قرآن|وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ...وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ}}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref> <ref>الكشاف، ج ‌۳، ص‌۲۳۰.</ref>. [[زینت]] شامل زیورآلات، مانند [[انگشتر]]، گوشواره، گردنبند و [[خلخال]] (که ممکن است از طلا و [[نقره]] باشند) می‌شود<ref>الكشاف، ج ‌۳، ص۲۳۰؛ تفسیر بغوی، ج ‌۳، ص۴۰۳؛ نیز نک: التفسیر الکبیر، ج ‌۲۳، ص۳۶۴.</ref>. برخی [[مفسران]] با استناد به [[آیه]] ۱۸ [[سوره زخرف]]<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در زیور پرورش می‌یابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> که در آن به علاقه شدید [[زن]] به زیورآلات اشاره شده:{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}} استفاده از زینت‌ها از جمله طلا را برای [[زنان]] جایز و برای مردان [[حرام]] دانسته‌اند<ref>التفسیر الكبیر، ج ۲۷، ص۶۲۴؛ نیز نک: الكشاف، ج ‌۴، ص۲۴۳؛ المنیر، ج ‌۲۵، ص۱۳۲.</ref>. این آیه ضمن دلالت بر [[مباح]] بودن تزیین برای زنان، آن را برای مردان مایه [[عیب]] و نقصان می‌داند<ref>التفسیر الكبیر، ج ۲۷، ص۶۲۴؛ نیز نک: الكشاف، ج ‌۴، ص۲۴۳.</ref>. برخی با استناد به آیه یادشده بر این باورند که [[زنان]] اغلب از جهت [[عاطفی]] از مردان قوی‌تر‌ند و از روشن‌ترین نشانه‌های [[قدرت]] عاطفی آنان علاقه شدید به [[زر و زیور]] است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۹۰.</ref>. البته برخی این صفت راه صفت غالب [[زنان]] دانسته‌اند نه همه آنها<ref>نمونه، ج ۲۱، ص۲۸.</ref>. بر اساس [[آیه]] ۲۰ [[سوره]] نساء<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ زَوْجٍۢ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًۭا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان [[دارایی]] فراوانی داده بوده‌اید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با [[دروغ]] بافتن و گناهی آشکار آن را باز می‌ستانید!» [[سوره نساء]]، آیه ۲۰.</ref> مهریه قرار دادن طلا حتی اگر به اندازه قِنْطار (مقدار فراوان طلا) <ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.</ref> باشد جایز است و اگر کسی خواست [[همسر]] پیشین خود را رها کند و همسری دیگر برگزیند و مهریه همسر پیشین به اندازه قنطار نیز باشد، باید آن را بپردازد<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص۴۲؛ كنز الدقائق، ج‌۳، ص۳۶۰.</ref>:{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا}}<ref>«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بوده‌اید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز می‌ستانید!» سوره نساء، آیه ۲۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش