محمد بن سعد کاتب واقدی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸: خط ۸:


[[ابن سعد]] سرانجام در سال ۲۳۰هـ در [[بغداد]] درگذشت و در [[قبرستان]] باب [[الشام]] [[دفن]] شد.<ref> تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۲.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۶۵۰.</ref>
[[ابن سعد]] سرانجام در سال ۲۳۰هـ در [[بغداد]] درگذشت و در [[قبرستان]] باب [[الشام]] [[دفن]] شد.<ref> تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۲.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۶۵۰.</ref>
==محمد بن سعد==
[[محمد بن سعد بن منیع زهری بصری]] مشهور به کاتب الواقدی از [[موالی]] است<ref>کتاب کوچکی با نام سعد و طبقاته از عزالدین عمر موسی توسط دارالغرب (۱۴۰۷) چاپ شده</ref> اصل وی از [[بصره]] است، اما‌اندکی بعد به [[بغداد]] آمد و در کنار [[واقدی]] به عنوان کاتب او به تحصیل پرداخت. وی همانند سایر [[مورخان]]، کمابیش مورد [[طعن]] [[اصحاب]] [[حدیث]] است. این در حالی است که او [[سنی]] متعصبی است واین به وضوح از کتاب طبقات وی به دست می‌‌‌‌آید. [[یحیی بن معین]] و[[احمد بن حنبل]] وی را [[تکذیب]] کرده‌اند، در حالی که [[ابن ندیم]]، [[ابوحاتم]]، [[خطیب]]، [[ذهبی]] و [[ابن حجر]] اورا [[صدوق]] دانسته‌اند. وی از [[عالمان]] برجسته سه دهه نخست [[قرن سوم]] بوده و زمانی که [[مأمون]] به سال ۲۱۸ اعلام کرد که همه باید به مسأله [[خلق قرآن]] [[اعتراف]] کنند، وی نیز همراه یک گروه هفت نفری دیگر به [[رقه]] فراخوانده شد و در آنجا همراه دیگران به خلق قرآن اعتراف کرد<ref>دیگر افراد عبارت بودند از: ابو مسلم مستملی یزید بن‌هارون، یحیی بن معین، زهیر بن معین، زهیر بن حرب، اسماعیل بن داود، اسماعیل بن ابی مسعود ابواسحاق کاتب القوادی، احمد بن الدورقی. نک: تاریخ الطبری، ج۸، ص۴۳۴، الکامل، ج۶، ص۴۲۳، البدایه والنهایة، ج۱۰، ص۲۷۲، مقدمه السلمی بر طبقات الکبری، الطبقه الخامسة، ص۲۷. از نکات جالب در مصدر اخیر که مؤلف خود از تحصیل کرده‌های عربستان است که این کار آنها را با استناد به آیه ۲۸ آل عمران، حمل بر تقیه کرده</ref>
مشهورترین کار وی [[طبقات الکبری]] است که [[حاجی خلیفه]] آن را بزرگترین نوشته در طبقات روا دانسته است<ref>کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۹۹</ref> این کتاب، برای نخستین بار آگاهی‌های جامع و گسترده‌ای را درباره [[صحابه]] و [[تابعین]] و عالمان، تازمان خود ارائه داد<ref>تاریخ الادب العربی، ج۳ ص۳۲۰</ref> شمار [[مشایخ]] او در طبقات قریب دویست و پنجاه نفر است که سلیمی نام نود و نه نفر یاد شده در بخش الطبقة الخامسة را با شرح حال کوتاه آنها آورده است<ref>الطبقات، الطبقة الخامسة، صص ۳۲ ۵۴</ref> کتاب [[ابن سعد]] از طریق دو [[شاگرد]] وی [[حارث بن محمد بن ابی اسامه]] (م ۲۸۲) و [[حسین بن محمد بن فهم]] (م ۲۸۹) به دست ما رسیده است. مطالب آن بسیار قابل توجه و در موارد فراوانی منحصر به فرداست. وی در ابتدا آگاهی‌هایی در مورد [[نسب]] شخص به دست می‌‌‌‌دهد که از این جهت بسیار مغتنم است. پس از نقل [[اخبار]] مربوط به شخص، از قیافه و وضعیت هیکل و [[آرایش]] [[لباس]] وی نیز سخن می‌‌‌‌گوید. این قبیل [[آگاهی‌ها]] به ندرت در منابع دیگر یافت می‌‌‌‌شود. در واقع باید گفت میان آثار موجود، کهن‌ترین آگاهی‌های شمائل شناسانه نسبت به [[پیامبر]]{{صل}} و [[صحابه]] و [[تابعین]] از طبعات [[ابن سعد]] است<ref> نشأة علم التاریخ عند العرب، ص۳۲</ref>
ابن سعد جدای از دو جزء نخست که در [[سیره رسول خدا]]{{صل}} است، در مجلدات دیگر که [[تراجم]] صحابه و تابعین است شیوه خاصی را [[انتخاب]] کرده است. وی در وهله نخست بخشی را به مردان و بخشی را به [[زنان]] اختصاص داده است. جزء اخیر کتاب اختصاص به زنان دارد. نخستین مجلدات ویژه صحابه است که وی آنها را به پنج طبقه تقسیم کرده ومبنای او تقدم آنها در [[ایمان]] و فضل و [[شرف]] آنها در [[مسلمانی]] بودهخ است. نخستین طبقه [[اصحاب بدر]] هستند که در داخله آن از افرادی که به پیامبر نزدیکند ([[بنی‌هاشم]]) آغاز کدره و دیگران را در ادامه می‌‌‌‌آورد. در مورد هر خانوداده ابتدا افراد اصلی آن تیره را نوشته و سپس همپیمانان و [[موالی]] آنها را ثبت می‌‌‌‌کند. پس از تمام شدن [[مهاجران]] [[بدری]]، به سراغ [[انصار]] می‌رود؛ ابتدا [[اوسی‌ها]] و سپس [[خزرجی‌ها]] را یاد می‌‌‌‌کند. طبقه دوم صحابه، [[صحابیان]] قدیمی‌اند که در [[بدر]] شرکت نداشتند. ازجمله آنها مهاجران حبشه‌اند. صحابه شرکت‌کنندگان در [[خندق]] هستند تا [[مسلمان]] شده‌های [[فتح مکه]]. طبقه چهار مسلمان شده‌های فتح مکه‌اند و طبقه پنجم کسانی‌اند که در [[وقت]] [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[خردسال]] بوده‌اند و در هیچ یک از [[جنگ‌ها]] شرکت نداشته‌اند<ref>الطبقات الطبقة الخمسة ص۶۴</ref>
سبک وی همان سبک [[حدیثی]] است و لذا نوع اخبار وی به صورت [[مسند]] ارائه می‌‌‌‌شود طبقات به قدری از نظر اطلاعات [[اجتماعی]] و فردی اهمیت دارد که بدون آن نمی‌‌‌‌توان [[قرن اول]] و دوم [[هجری]] را [[شناخت]]. افزون بر همه اینها، کتاب طبقات به لحاظ ساختار، اطلاعاتی درباره شهرهای مختلف و حضور [[صحابه]] و [[تابعین]] در آنها و نیزمهاجرت برخی از [[قبائل]] به [[شهرها]] بسیار مفید است. کتاب طبقات را باید کتاب رجالی به معنای مصطلح آن نیز دانست؛ زیرا در ضمن شرح حال‌ها به [[مدح]] و [[ذم]] و [[ثقه]] و غیر ثقه بودن [[عالمان]] و [[محدثان]] نیز می‌‌‌‌پدازند.
بخش نخست کتاب طبقات، [[سیره پیامبر]]{{صل}} عنوانش [[اخبار]] النبی{{صل}} است. این بخش از اصل طبقات جدا بوده و بعدها توسط احمد بن معروف [[خشاب]] به طبقات ملحق گردید، <ref>المغازی الاولی و مولفوها، ص۱۲۷</ref> وی به اختصاراز [[انبیا]] پیشین و [[تاریخ]] [[زندگی]] آنها سخن گفته و با [[سرعت]] تمام به [[اسلام]] رسیده است. در این قسمت هم به طور مختصر به مسائل پردخته و تفصیل [[ابن اسحاق]] یا [[واقدی]] راندارد.
[[ابن ندیم]] طبقات وی را برگرفته از آثار واقدی، کلبی، [[هیثم بن عدی]] و مداینی دانسته است. نگاهی به اسناد موجود درکتاب، نشان می‌‌‌‌دهد که واقدی سهم عمده‌ای در آن دار است. وی در جای جای کتاب نام واقدی را می‌‌‌‌برد و اصولا هم در تألیف دو جزء نختس و طبقات هم، بمانند استاد خود دست به تألیف زده است؛ زیرا واقدی هم [[مغازی]] داشته و هم طبقات. گفته شده که هشتاد درصد ازنقلهای دو جزء نخست [[کتاب مغازی]] داشته و هم طبقات. گفته شده که هشتاد درصد از نقلای دو جزء نخست کتاب طبقات به نقل از واقدی است<ref>اسهامات مؤ رخی البصرة فی الکتابة التاریخیخة، ص۵۵ (بغداد، ۱۹۹۰)</ref> سلیمی نوشته است که در بخش الطبقة الخامسة سهم واقدی بیست و شش درصد است. شیخ بعدی او [[فضل بن دکین]] است که ده درصد نقلها از اوست<ref>مقدمه الطبقات، الطبقة الخامسة، ص۳۳</ref> [[ابن سعد]] از آثار مکتوب [[موسی بن عقبه]] و [[ابو معشر عبدالرحمان بن نجیح]]، [[ولید بن مسلم اموی]] (م ۱۹۵)، [[فضل بن دکین]] نیز در [[سیره]] بهره گرفته است<ref>مثلا نک: طبقات الکبری، ج۴، ص۱۲۹. سیره ابومعشر مورد استفاده خلیفة ب خیاط هم بوده است. نک: مقدمه تاریخ خلیفة بن خیاط، ۱۸</ref>
ابن سعد مقدی است تا سند نقلها را ذکر کند. این مطلب حتی در جزئیات نیز که درباره توصیف خصایص شخصی افراد است، [[رعایت]] شده گرچه داخل کردن اسناد از [[خطیب]] خواسته است تا گفته یحیی بن معین را که نسبت [[کذب]] به او داده به [[واقدی]] برگردانده و در همه حال اورا قابل [[اعتماد]] معرفی کند. <ref>تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۱. میزان الاعتدال، ج۳، ص۵۶۰</ref> کتاب دیگری نیز با عنوان طبقات الصغیر از وی باقی مانده است.
طبقات نخست بار د لیدن در نه مجلد به چاپ رسید. مجلدات یک دو سه و چهار هفت و نه هر کدام در دو جزء مرتب شده است. پس ازآن، چاپ دیگری با مقدم [[احسان]] عباس توسط دار صادر بیروت چاپ شد که از لحاظ مقدار چاپ شده و داشتن [[نقص]] تفاوتی با چاپ لیدن ندارد. هردوی این چاپ‌ها ناقص بوده و در ۱۴۰۸ بخش از طبقات که شامل [[تابعین مدنی]] از ربع طبقه سوم تانیمه طبقه ششم بود به چاپ رسید<ref>مدینه، مکتبة العلوم والحکم</ref> پس از آن شرح حال [[امام حسن]] و [[امام حسین]] علیهما [[سلام]] توسط استاد مرحوم [[سید عبدالعزیز طباطبائی]] در مجله تراثنا (شماره ۱۰و۱۱) چاپ شد. انتشارات دارالکتاب العلمیه بیروت چاپ جدید را از طبقات ارائه داد که مشتمل بر جزء [[متمم]] زیاد محمد منصور نیز بود. در سال ۱۴۱۴ محمد بن صامل السلیمی، قسمت دیگری از بخش چاپ ناشده طبقات را که شامل شرح حال طبقه پنجم [[صحابه]] بود در دو مجلد به چاپ رساند. مجلد اول شرح حال [[اولاد]] عباس و [[حسنین]] علیهما سلام است و مجلد دوم نیز [[عبدالله بن زبیر]] و شماری دیگر<ref>طائف، مکتبة الصدیق، ۱۴۱۴</ref> السلیمی نوشته است که بخش الطبقة الرابعة من [[الصحابه]] را [[دوست]] او [[عبدالعزیز السلومی]] تحقیق کرده‌اند. چهار مجلد از طبقات به [[فارسی]] [[مهدوی]] دامغانی [[ترجمه]] شده و [[امید]] می‌‌‌‌رود که دیگر مجلدات آن نیز به فارسی انتشار یابد. <ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۹۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:IM010927.jpg|22px]] [[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|'''منابع تاریخ اسلام''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۱٬۹۹۰

ویرایش