ویژگی‌ها و شرایط برای وکیلان چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{پرسش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات پرسش | موضوع اصلی = مهدویت (پرسش)|بانک جامع...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|' به '{{عربی|')
خط ۲۰: خط ۲۰:
::::::«بدیهی است که وکلا به دلیل شایستگی و لیاقت، به این سِمت می‌رسیدند و این شایستگی به دلیل وجود صفاتی بود که آن‌ها را در انجام امور مربوط به وکالت کمک می‌کرد. مهم‌ترین ویژگی‌های لازم برای وکالت، عبارتند از:
::::::«بدیهی است که وکلا به دلیل شایستگی و لیاقت، به این سِمت می‌رسیدند و این شایستگی به دلیل وجود صفاتی بود که آن‌ها را در انجام امور مربوط به وکالت کمک می‌کرد. مهم‌ترین ویژگی‌های لازم برای وکالت، عبارتند از:
::::#'''بهره‌مندی از عدالت و پرهیزگاری:''' جایگاه وکالت [[امام]]، جایگاهی مهم و حساس است و وکلا افرادی بودند که مورد اعتماد [[امام]] و امت بودند. بدیهی است که برای چنین موقعیتی، صفت [[تقوا]] و [[عدالت]]، ضرورت دارد و وکیل باید انسانی مؤمن، مؤدّب به آداب الهی و متخّلق به اخلاق اسلامی باشد. مطالعه شرح حال وکلای [[امامان]]{{عم}} نشان می‌دهد که در میان آن‌ها کسانی که دارای مرتب بالای [[ایمان]] و پرهیزگاری باشند، فراوان بوده‌اند و در مواردی به دلیل همین شایستگی، مورد تکریم و تعظیم [[امامان]] واقع شده‌اند.
::::#'''بهره‌مندی از عدالت و پرهیزگاری:''' جایگاه وکالت [[امام]]، جایگاهی مهم و حساس است و وکلا افرادی بودند که مورد اعتماد [[امام]] و امت بودند. بدیهی است که برای چنین موقعیتی، صفت [[تقوا]] و [[عدالت]]، ضرورت دارد و وکیل باید انسانی مؤمن، مؤدّب به آداب الهی و متخّلق به اخلاق اسلامی باشد. مطالعه شرح حال وکلای [[امامان]]{{عم}} نشان می‌دهد که در میان آن‌ها کسانی که دارای مرتب بالای [[ایمان]] و پرهیزگاری باشند، فراوان بوده‌اند و در مواردی به دلیل همین شایستگی، مورد تکریم و تعظیم [[امامان]] واقع شده‌اند.
::::#'''برخورداری از صفت امانتداری:''' از آنجا که وکیل [[امام]] نماینده آن حضرت در میان مردم، و واسطه میان ایشان و [[امام]] بود، بایستی انسانی امین و درستکار می‌بود؛ زیرا تنها در این صورت بود که مورد اعتماد و اطمینان پیروان [[امام]] قرار می‌گرفت. البتّه این امانتداری و وثاقت (= قابل اطمینان بودن) در همه امور مربوط به وکالت، اهمیت داشت؛ هم در انجام امور مالی و دریافت اموال شیعیان و رساندن آن‌ها به [[امام]]{{ع}} و هم در مواردی که وکلا علاوه بر امور مالی، پناهگاه علمی شیعیان به شمار می‌رفتند و مؤمنان به سخن آن‌ها همچون سخن [[امام]]{{ع}} اعتماد می‌کردند. در مورد اخیر، معمولاً [[امامان]]{{عم}} به وثاقت وکیل تصریح نموده، آن را به شیعیان اعلام می‌کردند؛ چنانکه [[امام عسکری]]{{ع}} دربارۀ [[عثمان بن سعید]] و پسرش [[محمد بن عثمان]] فرمود: {{عربی|اندازه=150%|" الْعَمْرِيُ‏ وَ ابْنُهُ‏ ثِقَتَانِ فَمَا أَدَّيَا إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّيَانِ "}}؛<ref>عمری و پسرش، هر دو ثقه و امین هستند؛ آنچه را آن دو از من نقل کنند [و به من استناد دهند] از من نقل می‌نمایند؛ کافی، ج ۱، ص ۳۲۹.</ref>. گفتنی است که وثاقت وکیل، ویژگی بسیار مهمی است که هم در ابتدای گزینش او به سمت وکالت و هم در استمرار این مقام برای او ضرورت دارد و چنانچه وکیلی در ادامۀ حیات خود، گرفتار لغزش می‌شد و از مسیر امانتداری بیرون می‌رفت، از سازمان وکالت اخراج و به وسیله [[امام]]{{ع}} یا وکلای ارشد به شیعیان معرفی می‌شد، این امر، حکایت از نظارت مستمر رهبری بر سازمان وکالت دارد. یکی از وکلای معروف، [[احمد بن هلال کرخی]] است که با وجود سابقه وکالت برای [[امام رضا]] و [[امام جواد]] و [[امام هادی]]{{عم}} در زمان وکالتش برای [[امام عسکری]]{{ع}} گرفتار خیانت مالی شد و آن حضرت در نامه‌ای، او را لعن و نفرین کرد.<ref> ر.ک: رجال کشی، ص ۵۳۵.</ref> [[احمد بن هلال]] در عصر [[غیبت صغرا]] نیز به معارضه با نایب دوم [[امام مهدی|امام زمان]] پرداخت و بار دیگر از سوی ناحیه مقدسه [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}}، توقیعی درباره او صادر شد و امام آشکارا از او بیزاری جُست.<ref> ر.ک: غیبت طوسی، ص ۳۹۸.</ref> بنابراین وثاقت، شرط اساسی وکالت [[امامان]]{{عم}} چه در شروع وکالت و چه در ادامه آن بوده است و حتّی برخی وکلای با سابقه گرفتار انحراف شده و بدعاقبت گردیدند.<ref> این بدعاقبتی در میان مسلمانان صدر اسلام نیز نمونه‌های متعددی داشته است و این، هشداری است که همگان باید به آن توجه داشته باشند و از آن به خدا پناه ببرند.</ref>
::::#'''برخورداری از صفت امانتداری:''' از آنجا که وکیل [[امام]] نماینده آن حضرت در میان مردم، و واسطه میان ایشان و [[امام]] بود، بایستی انسانی امین و درستکار می‌بود؛ زیرا تنها در این صورت بود که مورد اعتماد و اطمینان پیروان [[امام]] قرار می‌گرفت. البتّه این امانتداری و وثاقت (= قابل اطمینان بودن) در همه امور مربوط به وکالت، اهمیت داشت؛ هم در انجام امور مالی و دریافت اموال شیعیان و رساندن آن‌ها به [[امام]]{{ع}} و هم در مواردی که وکلا علاوه بر امور مالی، پناهگاه علمی شیعیان به شمار می‌رفتند و مؤمنان به سخن آن‌ها همچون سخن [[امام]]{{ع}} اعتماد می‌کردند. در مورد اخیر، معمولاً [[امامان]]{{عم}} به وثاقت وکیل تصریح نموده، آن را به شیعیان اعلام می‌کردند؛ چنانکه [[امام عسکری]]{{ع}} دربارۀ [[عثمان بن سعید]] و پسرش [[محمد بن عثمان]] فرمود: {{عربی|" الْعَمْرِيُ‏ وَ ابْنُهُ‏ ثِقَتَانِ فَمَا أَدَّيَا إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّيَانِ "}}؛<ref>عمری و پسرش، هر دو ثقه و امین هستند؛ آنچه را آن دو از من نقل کنند [و به من استناد دهند] از من نقل می‌نمایند؛ کافی، ج ۱، ص ۳۲۹.</ref>. گفتنی است که وثاقت وکیل، ویژگی بسیار مهمی است که هم در ابتدای گزینش او به سمت وکالت و هم در استمرار این مقام برای او ضرورت دارد و چنانچه وکیلی در ادامۀ حیات خود، گرفتار لغزش می‌شد و از مسیر امانتداری بیرون می‌رفت، از سازمان وکالت اخراج و به وسیله [[امام]]{{ع}} یا وکلای ارشد به شیعیان معرفی می‌شد، این امر، حکایت از نظارت مستمر رهبری بر سازمان وکالت دارد. یکی از وکلای معروف، [[احمد بن هلال کرخی]] است که با وجود سابقه وکالت برای [[امام رضا]] و [[امام جواد]] و [[امام هادی]]{{عم}} در زمان وکالتش برای [[امام عسکری]]{{ع}} گرفتار خیانت مالی شد و آن حضرت در نامه‌ای، او را لعن و نفرین کرد.<ref> ر.ک: رجال کشی، ص ۵۳۵.</ref> [[احمد بن هلال]] در عصر [[غیبت صغرا]] نیز به معارضه با نایب دوم [[امام مهدی|امام زمان]] پرداخت و بار دیگر از سوی ناحیه مقدسه [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}}، توقیعی درباره او صادر شد و امام آشکارا از او بیزاری جُست.<ref> ر.ک: غیبت طوسی، ص ۳۹۸.</ref> بنابراین وثاقت، شرط اساسی وکالت [[امامان]]{{عم}} چه در شروع وکالت و چه در ادامه آن بوده است و حتّی برخی وکلای با سابقه گرفتار انحراف شده و بدعاقبت گردیدند.<ref> این بدعاقبتی در میان مسلمانان صدر اسلام نیز نمونه‌های متعددی داشته است و این، هشداری است که همگان باید به آن توجه داشته باشند و از آن به خدا پناه ببرند.</ref>
::::#'''رازداری و پنهان‌کاری:''' از آنجا که سازمان وکالت در طول زمان فعالیّت، به شدّت از سوی حاکمان ستم‌گر تحت تعقیب قرار داشت وکلا بایستی انسان‌هایی رازدار می‌بودند، تا اسرار این سازمان و فعالیت‌های آن از نگاه تیز جاسوسان حکومتی پنهان بماند؛ زیرا افشای فعالیت‌های سازمان می‌توانست برای [[امام]] و نیز شیعیان و به ویژه شبکه گسترده وکالت، دردسرهای فراوان ایجاد کند؛ به همین منظور، وکلا به شدّت اهل پنهان کاری بودند و ارتباطات سازمانی خود را مخفی نگه می‌داشتند. در [[غیبت صغرا]] این شیوه بیشتر دیده می‌شود؛ به گونه‌ای که نایب اول و دوم در پوشش روغن فروشی با [[امام]] و شیعیان ارتباط برقرار می‌کردند»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۲ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۲، ص ۱۰۰ - ۱۰۲.</ref>.
::::#'''رازداری و پنهان‌کاری:''' از آنجا که سازمان وکالت در طول زمان فعالیّت، به شدّت از سوی حاکمان ستم‌گر تحت تعقیب قرار داشت وکلا بایستی انسان‌هایی رازدار می‌بودند، تا اسرار این سازمان و فعالیت‌های آن از نگاه تیز جاسوسان حکومتی پنهان بماند؛ زیرا افشای فعالیت‌های سازمان می‌توانست برای [[امام]] و نیز شیعیان و به ویژه شبکه گسترده وکالت، دردسرهای فراوان ایجاد کند؛ به همین منظور، وکلا به شدّت اهل پنهان کاری بودند و ارتباطات سازمانی خود را مخفی نگه می‌داشتند. در [[غیبت صغرا]] این شیوه بیشتر دیده می‌شود؛ به گونه‌ای که نایب اول و دوم در پوشش روغن فروشی با [[امام]] و شیعیان ارتباط برقرار می‌کردند»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۲ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۲، ص ۱۰۰ - ۱۰۲.</ref>.