←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233);...» ایجاد کرد) |
(←منابع) |
||
| (۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = مهاجرین | |||
| عنوان مدخل = مهاجرین | |||
| مداخل مرتبط = [[مهاجرین در قرآن]] - [[مهاجرین در نهج البلاغه]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
'''مهاجران''' به اولین مسلمانانی کسانی که در سختترین شرایط به [[خداوند]] و [[پیامبر]] {{صل}} [[ایمان]] آورده و بهدلیل فشار و [[آزار]] [[مشرکان]] و در راه [[دین]] و [[عقیده]] همراه با [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[مکه]] به [[مدینه]] [[هجرت]] کردند، مهاجرین اطلاق میشود. | |||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
در بحث [[هجرت]] درباره [[جایگاه]] این اصل سخن گفته شده است؛ اما با ترکیب اسمی این کلمه، که در سورههای مکی به کار رفته، زمینه [[فرهنگسازی]] آن در داستان [[لوط]] پس از [[ایمان آوردن]] به [[ابراهیم]] مطرح شده است: {{متن قرآن|فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«آنگاه لوط به او گروید و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم هجرت میکنم که اوست که پیروزمند فرزانه است» سوره عنکبوت، آیه ۲۶.</ref> و گویا منظور از [[مهاجرت]] به سوی [[پروردگار]]، دوری از [[وطن]]، و بیرون شدن از بین [[قوم]] و [[فامیل]] [[مشرک]]، و رفتن به [[سرزمین]] [[غربت]] برای [[خدا]] به کار رفته است، یعنی من این زحمتها را [[تحمل]] میکنم، تا در [[غربت]] کسی [[مانع]] یکتاپرستیم نشود، بنابراین [[مهاجرت]] را، [[مهاجرت]] به سوی [[خدا]] [[خواندن]] - نه [[مهاجرت]] به شهری دیگر - نوعی مجاز [[عقلی]] است. و منظور از اینکه فرمود: {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}} این است که: او عزیزی است که هر کس را [[یاری]] کند [[خوار]] نمیشود و حکیمی است که هر کس را [[حفظ]] کند ضایع و [[ذلیل]] نمیشود و حکیمی است که هر کس جانب او را رعایت کند او تنها و بیکسش نمیگذارد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۱۸۱.</ref>. بنابراین، توجه به این اصل و زمینهسازیهای آن از حرکت [[انبیا]] در گذشته و [[تشویق]] [[پیامبر]] به کوچ [[نخستین مسلمانان]] به [[حبشه]] شکل گرفته است. | در بحث [[هجرت]] درباره [[جایگاه]] این اصل سخن گفته شده است؛ اما با ترکیب اسمی این کلمه، که در سورههای مکی به کار رفته، زمینه [[فرهنگسازی]] آن در داستان [[لوط]] پس از [[ایمان آوردن]] به [[ابراهیم]] مطرح شده است: {{متن قرآن|فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«آنگاه لوط به او گروید و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم هجرت میکنم که اوست که پیروزمند فرزانه است» سوره عنکبوت، آیه ۲۶.</ref> و گویا منظور از [[مهاجرت]] به سوی [[پروردگار]]، دوری از [[وطن]]، و بیرون شدن از بین [[قوم]] و [[فامیل]] [[مشرک]]، و رفتن به [[سرزمین]] [[غربت]] برای [[خدا]] به کار رفته است، یعنی من این زحمتها را [[تحمل]] میکنم، تا در [[غربت]] کسی [[مانع]] یکتاپرستیم نشود، بنابراین [[مهاجرت]] را، [[مهاجرت]] به سوی [[خدا]] [[خواندن]] - نه [[مهاجرت]] به شهری دیگر - نوعی مجاز [[عقلی]] است. و منظور از اینکه فرمود: {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}} این است که: او عزیزی است که هر کس را [[یاری]] کند [[خوار]] نمیشود و حکیمی است که هر کس را [[حفظ]] کند ضایع و [[ذلیل]] نمیشود و حکیمی است که هر کس جانب او را رعایت کند او تنها و بیکسش نمیگذارد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۱۸۱.</ref>. بنابراین، توجه به این اصل و زمینهسازیهای آن از حرکت [[انبیا]] در گذشته و [[تشویق]] [[پیامبر]] به کوچ [[نخستین مسلمانان]] به [[حبشه]] شکل گرفته است. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا میدهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگتر است اگر میدانستند» سوره نحل، آیه ۴۱.</ref>. '''نکته''': {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً}} در [[شأن نزول]] این [[آیه]] نوشتهاند: [[آیه]] نخست، درباره کسانی نازل شده است که در [[مکه]] دچار [[شکنجه]] شدند، مثل [[صهیب]] و [[عمار]] و [[بلال]] و خباب که [[خداوند]] به آنان در [[مدینه]] [[قدرت]] بخشید. [[نقل]] کردهاند که: [[صهیب]] به [[اهل مکه]] گفت: من پیر مردی هستم. اگر با شما باشم سودی به حال شما ندارم و اگر با [[پیامبر]] باشم، ضرری برای شما ندارم. [[مال]] مرا بگیرید و مرا [[آزاد]] گذارید. آنها مالش را دادند و او به [[مدینه]] آمد. [[ابوبکر]] گفت: معامله [[صهیب]]، سودمند بود! [[روایت]] شده است که [[عمر بن الخطاب]]، هر گاه بیکی از [[مهاجران]]، چیزی میداد، میگفت: بگیر. این [[اجر]] دنیای تو است. آنچه [[خداوند]] در [[آخرت]] برای تو [[ذخیره]] کرده، [[افضل]] است. سپس این [[آیه]] را میخواند<ref>مجمع البیان، ج۱۳، ص۲۶۲.</ref>. | #{{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا میدهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگتر است اگر میدانستند» سوره نحل، آیه ۴۱.</ref>. '''نکته''': {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً}} در [[شأن نزول]] این [[آیه]] نوشتهاند: [[آیه]] نخست، درباره کسانی نازل شده است که در [[مکه]] دچار [[شکنجه]] شدند، مثل [[صهیب]] و [[عمار]] و [[بلال]] و خباب که [[خداوند]] به آنان در [[مدینه]] [[قدرت]] بخشید. [[نقل]] کردهاند که: [[صهیب]] به [[اهل مکه]] گفت: من پیر مردی هستم. اگر با شما باشم سودی به حال شما ندارم و اگر با [[پیامبر]] باشم، ضرری برای شما ندارم. [[مال]] مرا بگیرید و مرا [[آزاد]] گذارید. آنها مالش را دادند و او به [[مدینه]] آمد. [[ابوبکر]] گفت: معامله [[صهیب]]، سودمند بود! [[روایت]] شده است که [[عمر بن الخطاب]]، هر گاه بیکی از [[مهاجران]]، چیزی میداد، میگفت: بگیر. این [[اجر]] دنیای تو است. آنچه [[خداوند]] در [[آخرت]] برای تو [[ذخیره]] کرده، [[افضل]] است. سپس این [[آیه]] را میخواند<ref>مجمع البیان، ج۱۳، ص۲۶۲.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref>«و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>. | #{{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref>«و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>. | ||
==نکات== | == نکات == | ||
در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است: | در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است: | ||
# | # یاری پیامبر از [[اهداف]] [[مسلمان]] [[مهاجر]]: {{متن قرآن|لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ...}} | ||
# [[پیروی]] [[مهاجران]] در [[سختیها]] و دشواریها از [[پیامبر]] سبب [[رأفت]] [[خداوند]] بر آنان: {{متن قرآن|لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}؛ | # [[پیروی]] [[مهاجران]] در [[سختیها]] و دشواریها از [[پیامبر]] سبب [[رأفت]] [[خداوند]] بر آنان: {{متن قرآن|لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}؛ | ||
#جواز [[ازدواج پیامبر]] با دخترعموها، دخترعمهها، دخترداییها و دخترخالههای [[مهاجر]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ... وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ...}}؛ | # جواز [[ازدواج پیامبر]] با دخترعموها، دخترعمهها، دخترداییها و دخترخالههای [[مهاجر]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ... وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ...}}؛ | ||
# [[مهاجرین]] پیشگام در [[ایمان به خدا]] و [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ...}}؛ | # [[مهاجرین]] پیشگام در [[ایمان به خدا]] و [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ...}}؛ | ||
# [[مهاجران]] به سوی [[خدا]] و [[رسول]]، مشمول غفران [[الهی]]: {{متن قرآن|وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}؛ | # [[مهاجران]] به سوی [[خدا]] و [[رسول]]، مشمول غفران [[الهی]]: {{متن قرآن|وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}؛ | ||
# [[هجرت]] [[بلال حبشی]] و [[عمار یاسر]] و... به علت [[حفظ دین]] و | # [[هجرت]] [[بلال حبشی]] و [[عمار یاسر]] و... به علت [[حفظ دین]] و پیروی از پیامبر به جهت [[رهایی]] از [[ستم]] [[مشرکان]] [[مکه]]: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا...}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۸۵۱.</ref>. | ||
== | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
==پانویس== | |||
{{ | |||
[[رده: | [[رده:مفاهیم در قرآن]] | ||