ویژگی‌های خلیفة‌اللهی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۳ اوت ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۷: خط ۱۷:
#'''غیر قابل [[سلب]] بودن:''' همان‌گونه که قبلاً بیان شد "[[خلافت]] [[انسان]]" در [[زمین]] جنبه عمومی و همگانی دارد و همگان در دارا بودن آن و [[حقوق]] مربوط به آن با هم برابرند. از این دو مقدمه می‌توان نتیجه گرفت که نمی‌توان [[حق]] [[خلافت]] در [[زمین]] را در هیچ یک از ابعاد آن ([[سیاسی]]، [[حقوقی]]، [[اقتصادی]] و...) از کسی [[سلب]] کرد. به عنوان نمونه یکی از ابعاد آن [[استخلاف]] در [[طبیعت]] و [[ثروت]] است که [[حق]] [[مالکیت خصوصی]] را به دنبال دارد، نمی‌توان [[حق]] [[مالکیت خصوصی]] را از کسی [[سلب]] کرد. در [[امور سیاسی]] نیز همین‌گونه است. مثلا یکی از جنبه‌های آن [[حق نظارت]] و مشارکت در [[حکومت]] است و این [[حق]] را نمی‌توان از کسی [[سلب]] نمود.
#'''غیر قابل [[سلب]] بودن:''' همان‌گونه که قبلاً بیان شد "[[خلافت]] [[انسان]]" در [[زمین]] جنبه عمومی و همگانی دارد و همگان در دارا بودن آن و [[حقوق]] مربوط به آن با هم برابرند. از این دو مقدمه می‌توان نتیجه گرفت که نمی‌توان [[حق]] [[خلافت]] در [[زمین]] را در هیچ یک از ابعاد آن ([[سیاسی]]، [[حقوقی]]، [[اقتصادی]] و...) از کسی [[سلب]] کرد. به عنوان نمونه یکی از ابعاد آن [[استخلاف]] در [[طبیعت]] و [[ثروت]] است که [[حق]] [[مالکیت خصوصی]] را به دنبال دارد، نمی‌توان [[حق]] [[مالکیت خصوصی]] را از کسی [[سلب]] کرد. در [[امور سیاسی]] نیز همین‌گونه است. مثلا یکی از جنبه‌های آن [[حق نظارت]] و مشارکت در [[حکومت]] است و این [[حق]] را نمی‌توان از کسی [[سلب]] نمود.
#'''غیر قابل انتقال بودن:''' این [[خلافت]] به دو [[دلیل]] غیر قابل انتقال است، اولاً همه دارای [[حق]] [[خلافت]] برابرند و [[حق]] دخالت آنها در [[امور جامعه]] یکسان می‌باشد. پس انتقال آن از کسی به دیگری بی‌معنا است و ثانیاً انتقال [[حق]] [[خلافت]] از کسی به دیگری به معنای این است که او دیگر بر [[سرنوشت]] خود، [[جامعه]] و [[طبیعت]] [[حاکم]] نیست و تحت [[سلطه]] دیگران قرار دارد و این امر برابر است با از بین رفتن [[آزادی]] او.
#'''غیر قابل انتقال بودن:''' این [[خلافت]] به دو [[دلیل]] غیر قابل انتقال است، اولاً همه دارای [[حق]] [[خلافت]] برابرند و [[حق]] دخالت آنها در [[امور جامعه]] یکسان می‌باشد. پس انتقال آن از کسی به دیگری بی‌معنا است و ثانیاً انتقال [[حق]] [[خلافت]] از کسی به دیگری به معنای این است که او دیگر بر [[سرنوشت]] خود، [[جامعه]] و [[طبیعت]] [[حاکم]] نیست و تحت [[سلطه]] دیگران قرار دارد و این امر برابر است با از بین رفتن [[آزادی]] او.
#'''زیربنا و اساس [[حکومت]]:''' [[مردم]] با دارا بودن [[حق]] [[خلافت]] در [[زمین]] است که میتوانند با [[تشکیل حکومت]] [[اداره امور]] [[جامعه]] را به دست گیرند، زیرا مادامی که [[مردم]] همه، [[حق]] دخالت در [[سرنوشت]] [[جامعه]] خود را نداشته باشند، نمی‌توانند به [[تشکیل حکومت]] [[اقدام]] کنند: "از همین رو مسئله [[خلافت]] [[انسان]]، از دیدگاه [[قرآن]]، در [[حقیقت]] شالوده [[حکومت]] [[انسان]] بر هستی است. بدین ترتیب [[حکومت]] [[انسان]] بر خود هم بر این پایه درست می‌شود. چنان‌که [[حکومت]] [[مردم]] بر [[مردم]]، یعنی [[حق حاکمیت]] ملی نیز به عنوان [[خلیفة‌الله]] بودن [[انسان‌ها]] می‌تواند [[مشروع]] و قانونی باشد: {{عربی|...و شرعية ممارسة الجماعة البشرية حكم نفسها بوصفها خليفة عن الله}}<ref>محمدباقر صدر، خلافت انسان و گواهی فرشتگان، ترجمه: سید جمال موسوی، ص۱۰.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۷۷-۸۳.</ref>
#'''زیربنا و اساس [[حکومت]]:''' [[مردم]] با دارا بودن [[حق]] [[خلافت]] در [[زمین]] است که میتوانند با [[تشکیل حکومت]] [[اداره امور]] [[جامعه]] را به دست گیرند، زیرا مادامی که [[مردم]] همه، [[حق]] دخالت در [[سرنوشت]] [[جامعه]] خود را نداشته باشند، نمی‌توانند به [[تشکیل حکومت]] [[اقدام]] کنند: "از همین رو مسئله [[خلافت]] [[انسان]]، از دیدگاه [[قرآن]]، در [[حقیقت]] شالوده [[حکومت]] [[انسان]] بر هستی است. بدین ترتیب [[حکومت]] [[انسان]] بر خود هم بر این پایه درست می‌شود. چنان‌که [[حکومت]] [[مردم]] بر [[مردم]]، یعنی [[حق حاکمیت]] ملی نیز به عنوان [[خلیفة‌الله]] بودن [[انسان‌ها]] می‌تواند [[مشروع]] و قانونی باشد: {{عربی|...و شرعية ممارسة الجماعة البشرية حكم نفسها بوصفها خليفة عن الله}}<ref>محمدباقر صدر، خلافت انسان و گواهی فرشتگان، ترجمه: سید جمال موسوی، ص۱۰.</ref>.<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۷۷-۸۳.</ref>
 


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش