←آموزش روش صحیح تفسیر
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۰: | ||
در روایتی که از [[امام حسین]]{{ع}} در تفسیر «الصمد» نقل کردهاند، به [[سیاق]] استناد شده است؛ زیرا [[روایت]] کردهاند که آن [[حضرت]] در پاسخ [[نامه]] [[اهل بصره]] که در آن معنای {{متن قرآن|الصَّمَدُ}}<ref>«خداوند صمد است» سوره اخلاص، آیه ۲.</ref> را پرسیدند، نگاشت: {{متن حدیث|وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقَالَ {{متن قرآن|اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ}}<ref>«بگو او خداوند یگانه است * خداوند صمد است» سوره اخلاص، آیه ۱-۲.</ref> ثُمَ فَسَّرَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref>«نه زاده است و نه او را زادهاند * و نه هیچ کس او را همانند است» سوره اخلاص، آیه ۳-۴.</ref>}}<ref>صدوق، التوحید، ص۹۱.</ref>؛ | در روایتی که از [[امام حسین]]{{ع}} در تفسیر «الصمد» نقل کردهاند، به [[سیاق]] استناد شده است؛ زیرا [[روایت]] کردهاند که آن [[حضرت]] در پاسخ [[نامه]] [[اهل بصره]] که در آن معنای {{متن قرآن|الصَّمَدُ}}<ref>«خداوند صمد است» سوره اخلاص، آیه ۲.</ref> را پرسیدند، نگاشت: {{متن حدیث|وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقَالَ {{متن قرآن|اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ}}<ref>«بگو او خداوند یگانه است * خداوند صمد است» سوره اخلاص، آیه ۱-۲.</ref> ثُمَ فَسَّرَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref>«نه زاده است و نه او را زادهاند * و نه هیچ کس او را همانند است» سوره اخلاص، آیه ۳-۴.</ref>}}<ref>صدوق، التوحید، ص۹۱.</ref>؛ | ||
ضمن روایتی از [[امام سجاد]]{{ع}} نقل شده که در بیان معنای {{متن قرآن|وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً}}<ref>«و بسا شهرهایی را در هم کوفتیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و پس از آنها گروهی دیگر پدید آوردیم» سوره انبیاء، آیه ۱۱.</ref> فرمود: جز این نیست که از قریه اهل آن را قصد کرده است؛ زیرا | ضمن روایتی از [[امام سجاد]]{{ع}} نقل شده که در بیان معنای {{متن قرآن|وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً}}<ref>«و بسا شهرهایی را در هم کوفتیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و پس از آنها گروهی دیگر پدید آوردیم» سوره انبیاء، آیه ۱۱.</ref> فرمود: جز این نیست که از قریه اهل آن را قصد کرده است؛ زیرا در ادامۀ [[آیه]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ}}<ref>«و بسا شهرهایی را در هم کوفتیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و پس از آنها گروهی دیگر پدید آوردیم» سوره انبیاء، آیه ۱۱.</ref><ref>کلینی، روضة الکافی، ج۸، ص۵۲، ح۲۹؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۱۱ (تفسیر آیات ۱۱-۱۵ سوره انبیاء، ح۵).</ref>. | ||
در این [[تفسیر]] نیز برای بیان اینکه از قریه اهل آن [[اراده]] شده، به [[سیاق آیه]] استناد گردیده است. | در این [[تفسیر]] نیز برای بیان اینکه از قریه اهل آن [[اراده]] شده، به [[سیاق آیه]] استناد گردیده است. | ||
| خط ۱۱۶: | خط ۱۱۶: | ||
در روایتی که از [[امام باقر]]{{ع}} در بیان دلالت آیه {{متن قرآن|وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ}}<ref>«و چون به سفر میروید اگر میهراسید کافران شما را بیازارند گناهی بر شما نیست که از نماز بکاهید؛ بیگمان کافران برای شما دشمنی آشکارند» سوره نساء، آیه ۱۰۱.</ref> بر [[وجوب]] [[قصر]] [[خواندن نماز]] در [[سفر]] نقل شده است، هم به آیه {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا}}<ref>«بیگمان صفا و مروه از نشانههای (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> تنظیر شده و هم به [[عمل]] [[رسول خدا]]{{صل}} (به اینکه وی [[نماز]] را در [[سفر]] قصر میخوانده است) استناد گردیده و از [[آیه]] به قرینه عمل رسول خدا{{صل}} [[وجوب]] استنباط شده است<ref>ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۱۵ (ذیل آیه ۱۰۱ سوره نساء، ح۶).</ref>. | در روایتی که از [[امام باقر]]{{ع}} در بیان دلالت آیه {{متن قرآن|وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ}}<ref>«و چون به سفر میروید اگر میهراسید کافران شما را بیازارند گناهی بر شما نیست که از نماز بکاهید؛ بیگمان کافران برای شما دشمنی آشکارند» سوره نساء، آیه ۱۰۱.</ref> بر [[وجوب]] [[قصر]] [[خواندن نماز]] در [[سفر]] نقل شده است، هم به آیه {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا}}<ref>«بیگمان صفا و مروه از نشانههای (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> تنظیر شده و هم به [[عمل]] [[رسول خدا]]{{صل}} (به اینکه وی [[نماز]] را در [[سفر]] قصر میخوانده است) استناد گردیده و از [[آیه]] به قرینه عمل رسول خدا{{صل}} [[وجوب]] استنباط شده است<ref>ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۱۵ (ذیل آیه ۱۰۱ سوره نساء، ح۶).</ref>. | ||
همچنین نقل شده که [[عمرو بن عبید]] در محضر [[امام باقر]]{{ع}} آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى}}<ref>«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref> را ذکر کرد و از آن [[حضرت]] پرسید: منظور از این [[غضب]] چیست؟ فرمود: {{متن حدیث|هُوَ الْعِقَابُ يَا عَمْرُو إِنَّهُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَالَ مِنْ شَيْءٍ إِلَى شَيْءٍ فَقَدْ وَصَفَهُ صِفَةَ مَخْلُوقٍ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْتَفِزُّهُ شَيْءٌ وَ لَا يُغَيِّرُهُ}}<ref>حویزی، نور الثقلین، ج۳، ص۳۸۶ (ح ۸۹ سوره نساء).</ref>؛ «ای [[عمرو]]، آن | همچنین نقل شده که [[عمرو بن عبید]] در محضر [[امام باقر]]{{ع}} آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى}}<ref>«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref> را ذکر کرد و از آن [[حضرت]] پرسید: منظور از این [[غضب]] چیست؟ فرمود: {{متن حدیث|هُوَ الْعِقَابُ يَا عَمْرُو إِنَّهُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَالَ مِنْ شَيْءٍ إِلَى شَيْءٍ فَقَدْ وَصَفَهُ صِفَةَ مَخْلُوقٍ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْتَفِزُّهُ شَيْءٌ وَ لَا يُغَيِّرُهُ}}<ref>حویزی، نور الثقلین، ج۳، ص۳۸۶ (ح ۸۹ سوره نساء).</ref>؛ «ای [[عمرو]]، آن غضب [[کیفر]] است؛ زیرا کسی که [[گمان]] کند [[خدای عزّ و جلّ]] از حالتی به حالت دیگر [[تغییر]] مییابد، او را به صفت مخلوق توصیف کرده است؛ قطعا خدای عزّ و جلّ را هیچچیز برنمیانگیزد و تغییر نمیدهد». | ||
در این [[روایت]] نیز در [[تفسیر]] غضب به کیفر به قرینۀ [[عقلی]] اینکه غضب بهمعنای معروفش مستلزم تغییر یافتن از حالتی به حالت دیگر است و چنین تغییری در ساحت [[خدای متعال]] راه ندارد، استناد شده است. | در این [[روایت]] نیز در [[تفسیر]] غضب به کیفر به قرینۀ [[عقلی]] اینکه غضب بهمعنای معروفش مستلزم تغییر یافتن از حالتی به حالت دیگر است و چنین تغییری در ساحت [[خدای متعال]] راه ندارد، استناد شده است. | ||
| خط ۱۲۷: | خط ۱۲۷: | ||
#تفسیر صحیح یا دستکم تفسیر کامل [[تفسیری]] است که مستند و مستدل باشد. | #تفسیر صحیح یا دستکم تفسیر کامل [[تفسیری]] است که مستند و مستدل باشد. | ||
#در تفسیر باید به [[سیاق]]، [[آیات]] دیگر [[قرآن]]، [[سنت]] و [[عمل]] [[پیامبر]]{{صل}}، معلومات عقلی و جز اینها توجه شود و معنای آیات با توجه به آن امور به دست آید؛ البته معلوم نیست که این گونه [[تفسیرها]] برای [[آموزش]] روش صحیح تفسیر از آن بزرگواران صادر شده باشد، ولی به هر حال چگونگی تفسیرهای آنان در آشنا شدن افراد به روش صحیح تفسیر مؤثر بوده است و اکنون نیز میتوان با مطالعه و دقت در چگونگی و ویژگیهای تفسیرهای [[مأثور]] از آنان، روش صحیح تفسیر را آموخت و یا دستکم به آن نزدیک شد؛ بنابراین، میتوان یکی از نقشهای مؤثر آنان در تفسیر را آموزش روش صحیح تفسیر بیان کرد، بهویژه که در برخی روایات نقل شده از آنان، رهنمودهای کلی برای [[فهم]] معنا و [[تفسیر قرآن]] بیان شده است؛ برای نمونه: | #در تفسیر باید به [[سیاق]]، [[آیات]] دیگر [[قرآن]]، [[سنت]] و [[عمل]] [[پیامبر]]{{صل}}، معلومات عقلی و جز اینها توجه شود و معنای آیات با توجه به آن امور به دست آید؛ البته معلوم نیست که این گونه [[تفسیرها]] برای [[آموزش]] روش صحیح تفسیر از آن بزرگواران صادر شده باشد، ولی به هر حال چگونگی تفسیرهای آنان در آشنا شدن افراد به روش صحیح تفسیر مؤثر بوده است و اکنون نیز میتوان با مطالعه و دقت در چگونگی و ویژگیهای تفسیرهای [[مأثور]] از آنان، روش صحیح تفسیر را آموخت و یا دستکم به آن نزدیک شد؛ بنابراین، میتوان یکی از نقشهای مؤثر آنان در تفسیر را آموزش روش صحیح تفسیر بیان کرد، بهویژه که در برخی روایات نقل شده از آنان، رهنمودهای کلی برای [[فهم]] معنا و [[تفسیر قرآن]] بیان شده است؛ برای نمونه: | ||
از امام رضا{{ع}} [[روایت]] کردهاند که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۶۱ (باب ۲۸ {{عربی|فی ما جاء عن الامام علی بن موسی الرضا{{ع}} من الاخبار المتفرقة}}، ح۲۹). سند: این حدیث به واسطه «ابو حیّون» مجهول است. در ذیل این حدیث آمده است: {{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ إِنَّ فِي أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْكَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا}}</ref>؛ کسی که [[متشابه]] [[قرآن]] را به محکم آن بازگرداند | از امام رضا{{ع}} [[روایت]] کردهاند که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۶۱ (باب ۲۸ {{عربی|فی ما جاء عن الامام علی بن موسی الرضا{{ع}} من الاخبار المتفرقة}}، ح۲۹). سند: این حدیث به واسطه «ابو حیّون» مجهول است. در ذیل این حدیث آمده است: {{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ إِنَّ فِي أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْكَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا}}</ref>؛ کسی که [[متشابه]] [[قرآن]] را به محکم آن بازگرداند [[تأویل]] کند به [[راه مستقیم]] [[هدایت]] شده است». از این [[روایت]] استفاده میشود که در [[تفسیر قرآن]] باید [[محکمات]] را اصل قرار داد و متشابه را بهگونهای که با معنای [[آیات محکم]] سازگار باشد، معنا کرد. | ||
از [[امام علی]]{{ع}} ضمن روایت مفصّلی نقل شده که فرمود: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا هَلَكَ النَّاسُ فِي الْمُتَشَابِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ يَقِفُوا عَلَى مَعْنَاهُ وَ لَمْ يَعْرِفُوا حَقِيقَتَهُ فَوَضَعُوا لَهُ تَأْوِيلًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بِآرَائِهِمْ وَ اسْتَغْنَوْا بِذَلِكَ عَنْ مَسْأَلَةِ الْأَوْصِيَاءِ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۳، ص۱۲، این روایت از تفسیر نعمانی نقل شده و از نظر سند مجهول است.</ref>؛ | از [[امام علی]]{{ع}} ضمن روایت مفصّلی نقل شده که فرمود: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا هَلَكَ النَّاسُ فِي الْمُتَشَابِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ يَقِفُوا عَلَى مَعْنَاهُ وَ لَمْ يَعْرِفُوا حَقِيقَتَهُ فَوَضَعُوا لَهُ تَأْوِيلًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بِآرَائِهِمْ وَ اسْتَغْنَوْا بِذَلِكَ عَنْ مَسْأَلَةِ الْأَوْصِيَاءِ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۳، ص۱۲، این روایت از تفسیر نعمانی نقل شده و از نظر سند مجهول است.</ref>؛ | ||
| خط ۱۴۱: | خط ۱۴۱: | ||
از این [[روایت]] نیز استفاده میشود که در [[تفسیر قرآن]] نباید [[آیات]] را به همان افرادی که آیه درباره آنها نازل شده، اختصاص داد، بلکه باید به افرادی که صفات و رفتارشان مشابه آن افراد است نیز تعمیم داد. | از این [[روایت]] نیز استفاده میشود که در [[تفسیر قرآن]] نباید [[آیات]] را به همان افرادی که آیه درباره آنها نازل شده، اختصاص داد، بلکه باید به افرادی که صفات و رفتارشان مشابه آن افراد است نیز تعمیم داد. | ||
با [[سند معتبر]] از [[امام صادق]]{{ع}} روایت شده که فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَ الْقُرْآنُ بِإِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَةُ}}<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۲، ص۶۰۲ {{عربی|کتاب فضل القرآن باب النوادر}}، ح۱۴.</ref>؛ قرآن به | با [[سند معتبر]] از [[امام صادق]]{{ع}} روایت شده که فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَ الْقُرْآنُ بِإِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَةُ}}<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۲، ص۶۰۲ {{عربی|کتاب فضل القرآن باب النوادر}}، ح۱۴.</ref>؛ قرآن به روش تو را به ظاهر قصد میکنم، و ای [[همسایه]] بشنو، نازل شده است». | ||
از این روایت نیز استفاده میشود که در [[تفسیر آیات]] باید توجه داشت در مواردی صورت ظاهر خطابهای قرآن مراد جدی نیست، بلکه منظور تأثیر در غیر مخاطبان است؛ بنابراین، پس نباید خطابهای قرآن را همهجا طبق ظاهر [[تفسیر]] کرد. | از این روایت نیز استفاده میشود که در [[تفسیر آیات]] باید توجه داشت در مواردی صورت ظاهر خطابهای قرآن مراد جدی نیست، بلکه منظور تأثیر در غیر مخاطبان است؛ بنابراین، پس نباید خطابهای قرآن را همهجا طبق ظاهر [[تفسیر]] کرد. | ||