←روایات پیامبر اکرم{{صل}} و امیر المؤمنین{{ع}}
(صفحهای تازه حاوی «{{سیره معصوم}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''اهل بیت''' است. "'''علمآموزی اهل بیت'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
==[[روایات]] وارده از [[معصومان]]{{ع}} در این موضوع== | ==[[روایات]] وارده از [[معصومان]]{{ع}} در این موضوع== | ||
===[[روایات | ===[[روایات]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امیر المؤمنین]]{{ع}}=== | ||
شواهد [[روایی]] نشان میدهند که [[رسول خدا]]{{صل}} اهتمام ویژهای به [[آموزش]] امیر المؤمنین{{ع}}، [[علی بن ابی طالب]]، [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] خود داشتند. روایات متعددی از این دو [[معصوم]] دلالت بر آن دارند که امیر المؤمنین{{ع}}، [[علوم ویژه]] و بسیاری را از [[پیامبر]] آموخت. تعابیر این روایات، به خوبی رابطه [[تعلیم و تعلم]] بین آن دو را نشان میدهد. بنا بر روایتی، امیر المؤمنین{{ع}} این گونه درباره رابطه [[علمی]] خود با رسول خدا{{صل}} سخن گفتهاند: | شواهد [[روایی]] نشان میدهند که [[رسول خدا]]{{صل}} اهتمام ویژهای به [[آموزش]] امیر المؤمنین{{ع}}، [[علی بن ابی طالب]]، [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] خود داشتند. روایات متعددی از این دو [[معصوم]] دلالت بر آن دارند که امیر المؤمنین{{ع}}، [[علوم ویژه]] و بسیاری را از [[پیامبر]] آموخت. تعابیر این روایات، به خوبی رابطه [[تعلیم و تعلم]] بین آن دو را نشان میدهد. بنا بر روایتی، امیر المؤمنین{{ع}} این گونه درباره رابطه [[علمی]] خود با رسول خدا{{صل}} سخن گفتهاند: | ||
تمام [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} این گونه نبودند که از او درباره چیزی بپرسند تا بفهمند. برخی از آنان میپرسیدند؛ اما قصد فهمیدن (دقیق) نداشتند. تا جایی که [[دوست]] داشتند [[بادیه نشین]] یا فردی از راه برسد و از رسول خدا{{صل}} بپرسد تا آنان بشنوند؛ در حالی که من هر [[روز]] بر رسول خدا{{صل}} وارد میشدم؛ یک بار هنگام روز و یک بار در شب. در آن اوقات، [پیامبر{{صل}}] با من [[خلوت]] میکرد. [در مباحث] میگردیدم، هر جا که ایشان میگشت. [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} میدانند که ایشان این کار را با هیچ کسی غیر از من انجام نمیداد. گاهی در [[خانه]] بودم و ایشان به خانهام میآمد. بیشتر [این جلسات] در خانه من بود. گاهی که من در برخی از خانههای ایشان بر ایشان وارد میشدم، با من خلوت میکرد و زنانش را خارج میساخت. پس نزد او غیر از من کسی نمیماند. و زمانی که برای خلوت با من به منزلم میآمد، [[فاطمه]] و نه هیچ کدام از فرزندانم، از نزد من برنمیخاستند. هنگامی که از او میپرسیدم، پاسخم را میداد و هنگامی که ساکت میشدم و پرسشهایم تمام میشد، خود شروع به [[سخن گفتن]] برایم میکرد. | تمام [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} این گونه نبودند که از او درباره چیزی بپرسند تا بفهمند. برخی از آنان میپرسیدند؛ اما قصد فهمیدن (دقیق) نداشتند. تا جایی که [[دوست]] داشتند [[بادیه نشین]] یا فردی از راه برسد و از رسول خدا{{صل}} بپرسد تا آنان بشنوند؛ در حالی که من هر [[روز]] بر رسول خدا{{صل}} وارد میشدم؛ یک بار هنگام روز و یک بار در شب. در آن اوقات، [پیامبر{{صل}}] با من [[خلوت]] میکرد. [در مباحث] میگردیدم، هر جا که ایشان میگشت. [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} میدانند که ایشان این کار را با هیچ کسی غیر از من انجام نمیداد. گاهی در [[خانه]] بودم و ایشان به خانهام میآمد. بیشتر [این جلسات] در خانه من بود. گاهی که من در برخی از خانههای ایشان بر ایشان وارد میشدم، با من خلوت میکرد و زنانش را خارج میساخت. پس نزد او غیر از من کسی نمیماند. و زمانی که برای خلوت با من به منزلم میآمد، [[فاطمه]] و نه هیچ کدام از فرزندانم، از نزد من برنمیخاستند. هنگامی که از او میپرسیدم، پاسخم را میداد و هنگامی که ساکت میشدم و پرسشهایم تمام میشد، خود شروع به [[سخن گفتن]] برایم میکرد. | ||