اهل بیت در حدیث

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۹ اوت ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اهل بیت در لغت: از سخنان لغت شناسان به دست می آید که اهل بر نوعی رابطه و پیوند میان یک انسان با انسان یا چیز دیگری دلالت می کند ، همسر یک مرد اهل وی می باشد ، چنان که نزدیک ترین افراد به او نیز اهل او هستند ، امت هر پیامبری اهل او به شمار می روند. ساکنان خانه یا شهر و آبادی ، اهل خانه یا شهر و آبادی اند. پیروان هر دین و آیینی اهل آن دین اند. فرد یا افرادی که دانش و هنر و حرفه ای را دارند ، اهل آن دانش و هنر و حرفه محسوب می شوند. (معجم المقاییس فی اللغة ، ج۱ ص۹۳ ; المصباح المنیر ، ج۱ ، ص۳۷ ; لسان العرب ، ج۱ ، ص۱۸۶ ; اقرب الموارد ، ج۱ ، ص۲۳ ; المفردات فی غریب القرآن ، ص۲۹ ; المعجم الوسیط ، ج۱ ، ص۳۱) بنابراین ، اهل بیت در لغت به معنای ساکنان یک خانه است ، ولی در عرف مسلمانان معنای خاصی دارد که بیان خواهد شد. (المفردات فی غریب القرآن ، ص۲۹). واژهآل نیز در اصلاهل بوده است ، حرف هاء به همزه و سپس به الف تبدیل شده است (لسان العرب ، ج۱ ، ص۱۸۶). کاربرد واژه آل از واژه اهل محدودتر است ، زیرا آل به زمان و مکان و حرفه و مانند آن اضافه نمی شود. و به انسان اختصاص دارد ; در مورد انسان نیز تنها به انسان هایی که جایگاه ویژه ای اعم از مثبت یا منفی دارند ، اضافه می شود مانند: آل ابراهیم ، آل عمران ، آل فرعون (المفردات ، ص۳۰). اهل بیت در قرآن: کلمه اهل بیت در قرآن در سه آیه به کار رفته است: یکی در آیه۷۳سوره هود که مربوط به حضرت ابراهیم(ع) و همسر اوست. فرشتگان ، خطاب به همسر ابراهیم گفتند: (رَحْمة اللّه وبرکاته علیکم أهل البیت إنّه حمید مجید) ; رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان باد بی گمان او ستوده ای بزرگوار است. دیگری در آیه ۱۲ قصص که مربوط به خاندان موسی(ع) است. خواهر حضرت موسی(ع) به درباریان گفت: (هل أدلّکم علی أهل بیت یکفلونه لکم) ; آیا شما را بر خانواده ای راهنمایی کنم که برای شما از وی سرپرستی کند: آیا شما را به خانواده ای راهنمایی کنم که این کودک (موسی) را برای شما نگهداری می کنند. و سوم در آیه ۳۳۳ سوره احزاب که به آیه تطهیر معروف است. خداوند خطاب به پیامبر و خاندان او فرموده است: (إِنّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرِّجس أهل البیت ویطهّرکم تطهیراً) ; خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند، درباره این که مقصود از اهل بیت در آیه چه کسانی اند اقوال مختلفی مطرح شده است. دیدگاه مورد قبول شیعه و جمع کثیری از اهل سنت این است که مقصود اهل کساء می باشد ، یعنی پیامبر (ص) ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین (علیهم السلام) (ر.ک: مدخل آیه تطهیر). اهل بیت در روایات: واژه اهل بیت در احادیث نبوی چهار کاربرد مختلف دارد که می توان آنها را کاربردهای: اعم ، عام ، خاص و أخصّ نامید. کاربرد اعم آن کسانی که هیچ گونه پیوند خویشاوندی نسبی یا سببی با پیامبر ندارند را شامل می شود. آنان مسلمانانی اند که در پیروی از پیامبر(ص)) صادق و ثابت قدمند. چنان که پیامبر (ص) سلمان فارسی (مناقب ابن شهرآشوب ، ج۱ ، ص۸۵۵ ; الصواعق المحرقة ، ص۲۸۱)وابوذر غفاری (مکارم الاخلاق ، ص۴۵۹۹) را از اهل بیت به شمار آورده است ، در برخی روایات اهل بیت بر افراد دیگری نیز اطلاق شده است که اسامة بن زید (الصواعق المحرقة ، ص۲۸۱) و واثلة بن اسقع (تفسیر طبری ، ج۲۲ ، ص۱۲) از آن جمله است. کاربرد عام اهل بیت همه خویشاوندان نسبی پیامبر (ص)) را دربرمی گیرد ، کسانی که صدقه واجب (زکات) بر آنان حرام شده است. (صحیح مسلم ، ج۴ ، ص۱۸۷۳ ، باب فضائل علی بن ابوطالب ، حدیث۷۷).در حدیث دیگری ، تعبیر اهل بیت در خصوص عباس عموی پیامبر و فرزندان او به کار رفته است (الصواعق ، ص۲۸۱). کاربرد خاصّ اهل بیت مربوط به همسران پیامبر (ص)) است. بدون شک ، همسران پیامبر (ص)) مطابق معنای لغوی و عرفی ، اهل بیت پیامبرند ، مقصود از بیت در این جا ، بیت سُکنی (محل سکونت) است ، نه بیت نَسَب یا نبوت. در یکی از احادیث مربوط به شأن نزول آیه تطهیر (احزاب:۳۳) آمده است که ام سلمه به پیامبر (ص)) گفت:آیا من نیز از اهل البیت هستم ، پیامبر ، پاسخ داد: آری. (المسند ، ج۱۸ ، ص۲۵۸۸). گفتنی است که در سایر احادیثی که از امّ سلمه نقل شده ، پیامبر (ص) به پرسش امّ سلمه از او که آیا من از اهل بیت یعنی کسانی که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده ، هستم؟ پاسخ مثبت نداد. ولی میان این دو دسته روایات منافاتی نیست ، زیرا آن روایات مربوط به قبل از نزول آیه تطهیر در حق اهل بیت و پیش از دعای پیامبر (ص)) در حق آنان است ، و این حدیث ، مربوط به پس از نزول آیه تطهیر و دعای پیامبر (ص)) در مورد اهل بیت است. (مشکل الآثار ، ج۱۱ ، ص۳۳۵ ; الصواعق ، ص۲۸۱۱). کاربرد أخصّ اهل بیت به گروهی از خاندان پیامبر (ص)) اختصاص دارد که از ویژگی عصمت برخوردارند. مصداق آن در روایات مربوط به آیه تطهیر و آیه مباهله ، اصحاب کساء (علی ، فاطمه ، حسن و حسین (علیهم السلام) ) است ( مدخل آیه تطهیر ; مشکل الآثار ، ج۱۱ ، ص۳۳۲ـ ۳۳۹ ; الصواعق المحرقه ، ص۲۸۱۱). و در احادیثی مانند حدیث ثقلین ، حدیث سفینه و مانند آنها که بر وجود اهل البیت در همه زمان ها دلالت دارد ، علاوه بر اصحاب کساء ، امامان معصوم از دودمان امام حسین(ع) می باشد. توضیح آن پس از این خواهد آمد. شمس الدین سخاوی مصری از کسانی است که به کاربردهای مختلف اهل البیت در احادیث نبوی توجه کرده است. وی گفته است: اهل البیت دو کاربرد اعمّ و اخصّ دارد. کاربرد اعمّ آن همسران پیامبر ، خویشاوندان نسبی اوکسانی که صدقه (زکات) بر آنان حرام شده است و صحابه ای چون سلمان که در پیروی از پیامبر (ص) صادق بودند را شامل می شود. و کاربرد اخصّ آن به کسانی که آیه تطهیر در شأن آنان نازل شده است (اصحاب کساء) اختصاص دارد (الصواعق ، ص۲۸۱). در احادیث امامان اهل بیت (علیهم السلام) نیز اهل بیت در سه معنا بکار رفته است:کاربرد عامّ که مؤمنان راستین را شامل می شود چنان که امام صادق فرموده است:هر کس پرهیزکار و صالح باشد از ما اهل بیت است (دعائم الإسلام ، ج۱ ، ص۶۲۲). امام(ع) به دو آیه از قرآن کریم بر این معنا استشهاد کرده است: (ومن یتولّهم منکم فإنّه منهم) ; و هر کس از شما آنها را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود (مائده:۵۱) ، (فمن تبعنی فإنّه منّی) ; پس هر که از من پیروی کند، بی گمان او از من است (ابراهیم:۳۶۶). کاربرد خاصّ آن به خویشاوندان پیامبر (ص)) اختصاص دارد. چنان که امیرالمؤمنین فرموده است:هرگاه در جنگ با دشمنان اسلام ، کار سخت می شد و مردم از مقابله با دشمن خودداری می کردند ، پیامبر (ص)) اهل بیت خود را به کارزار می فرستاد ، عبیدة بن حارث در جنگ بدر ، حمزه در احد و جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسیدند (نهج البلاغه ،نامه۹۹). و کاربرد اخصّ آن به آن دسته از خویشاوندان پیامبر (ص)) اختصاص دارد که از مقام و منزلت ویژه ای برخوردارند و گفتار و رفتار آنان ملاک حق و راهنمای حقیقت است. چنان که امیرالمؤمنین(ع) فرموده است:به اهل بیت پیامبرتان بنگرید و به سمت و سوی حرکت آنان ملتزم باشید و از آنان پیروی کنید ، زیرا آنان هرگز شما را از مسیر هدایت خارج نکرده و به گمراهی باز نمی گردانند ، نه از آنان پیشی بگیرید که گمراه خواهید شد ، و نه از آنان فاصله بگیرید که هلاک خواهید شد (نهج البلاغه ، خطبه۹۷). امام حسن مجتبی(ع) خطاب به اهل عراق فرمود:ما اهل بیتی هستیم که خداوند آیه مبارکه تطهیر (احزاب:۳۳) را درباره آنان نازل فرموده است (تفسیر ابن کثیر ، ج۵ ، ص۴۵۸۸). روایات در این خصوص بسیار است. از کاربردهای چهارگانه اهل بیت در روایات اسلامی ، دو کاربرد اخیر متداول است و هرگاه اهل بیت بدون قرینه به کار رفته باشد ، یکی از آن دو مقصود است ، و اصطلاح رایج در مورد اوّل اصحاب و در مورد دوم ، ازواج است. بدین جهت در مجامع حدیثی و در باب فضایل اصطلاح اصحاب ، ازواج و اهل بیت به صورت جداگانه مطرح شده اند. از دو معنای اخیر ، در کتاب های شیعه ، معنای دوم رایج تر است و هرگاه اهل بیت بدون قرینه مطرح شود ، معنای اخصّ آن مقصود است ، و مباحث بعدی این نوشتار ناظر به همین معناست. عصمت اهل بیت بارزترین ویژگی اهل بیت به معنای أخصّ آن ، عصمت است. این ویژگی از آیه تطهیر به روشنی به دست می آید ، زیرا در این آیه از اهل بیت به عنوان کسانی یاد شده است که خداوند اراده کرده است هرگونه پلیدی را از آنان دور سازد. کلمه إنّما که از ادوات حصر است ، و روایات شأن نزول بیانگر این است که این مسئله از ویژگی های اهل بیت است ، و به آنان اختصاص دارد ، بنابراین ، نمی توان اراده در آیه را اراده تشریعی دانست ، زیرا اراده تشریعی به زدودن پلیدی از افراد همگانی است. بنابراین ، اراده در آیه اراده تکوینی است ، و اراده تکوینی خداوند تخلّف ناپذیر است. بنابراین ، پاکی اهل بیت از هرگونه پلیدی ، تخلف ناپذیر و حتمی است ، در نتیجه ، آنان از هرگونه پلیدی پیراسته و معصوم اند. ( مدخل آیه تطهیر). حدیث ثقلین نیز که از احادیث متواتر است و در سند آن تردیدی وجود ندارد (نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار ، جلد اوّل) بر عصمت اهل بیت پیامبر (ص)) (به معنای اخصّ آن) دلالت می کند ، زیرا در این حدیث ، اهل بیت به عنوان ثقل اصغر در کنار قرآن که ثقل اکبر است قرار گرفته و دو میراث گرانبهای پیامبر (ص)) به شمار آمده که از یکدیگر جدا نخواهند شد و اگر مسلمانان به آن دو تمسک جویند گمراه نخواهند شد. بدون شک ، قرآن کریم کلام خداوند است و هیچ گونه خطا و انحرافی در آن راه ندارد: (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه) ; هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر به سویش نمی آید (فصلت:۴۲) ، بنابراین ، اهل بیت پیامبر (ص)) نیز که در کنار قرآن قرار گرفته و تمسک به آن مانع گمراه شدن انسان است ، هیچ گونه خطا و انحرافی در آن راه نخواهد داشت. برخی از محققان اهل سنّت نیز دلالت حدیث ثقلین را بر طهارت و پیراستگی اهل بیت از آلودگی و خطا پذیرفته اند. عبدالرؤوف مناوی گفته است: در این حدیث ، پیامبر (ص)) امت را توجیه کرده است که در زمینه دین به کتاب و عترت تمسک جویند ، با آن دو به نیکویی عمل کنند و حق آنها را بر خود مقدم دارند. این دستور درباره قرآن به این جهت است که معدن علوم دینی و اسرار و حکمت های شرعی است ، و درباره عترت به این جهت است که هرگاه عنصر پاک باشد بر فهم دین کمک می کند ، و از طرفی ، پاکی عنصر به نیکویی اخلاق می انجامد ، و نیکویی اخلاق به صفای قلب و پیراستگی و طهارت آن منتهی می گردد (فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر ، ج۳ ، ص۱۸ـ۱۹). زرقانی در (شرح المواهب اللدنیة ، ج۸ ، ص۲) وسندی در (دراسات اللبیب ، ص۲۳۳) نیز این مطلب را باز گفته اند. (نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار ، ج۲ ، ص۲۶۶ـ۲۶۹). به اعتقاد برخی از عالمان اهل سنّت در عصمت اخلاقی و عملی اهل بیت (حضرت زهرا و امامان دوازده گانه شیعه (علیهم السلام) ) شکی نیست ، و جز انسان نادانی که منکر اسلام باشد در آن تردید نمی کند ، آنچه مورد اختلاف است ، عصمت علمی آنان است (النبراس ، ص۵۳۲۲ ، حاشیه بحرالعلوم) ، ولی با توجه به این که حدیث ثقلین تمسک به اهل بیت در حوزه دین را مانع از ضلالت می داند ، عصمت علمی آنان نیز به روشنی به دست می آید. برتری اهل بیت از حدیث ثقلین برتری اهل بیت پیامبر (ص)) بر دیگران نیز به روشنی به دست می آید ، زیرا پیامبر (ص)) آنان را در کنار قرآن قرار داده است ، قرآن را ثقل اکبر و اهل بیت را ثقل اصغر نامیده است ، و فرد دیگری را در ردیف قرآن قرار نداده است. بنابراین همان گونه که قرآن کریم که کلام الهی است ، بر مسلمانان برتری دارد ، اهل بیت نیز که در کنار قرآن و ملازم با آن هستند ، بر دیگران برترند. سعدالدین تفتازانی در این باره گفته است: مفاد آیه تطهیر و حدیث ثقلین برتری اهل بیت بر دیگران است ، و ملاک برتری آنان ، صرف انتساب آنها به پیامبر نیست ، زیرا بر اساس کتاب و سنت و اجماع ، ملاک برتری علم و تقواست ، این ملاک در اهل بیت وجود دارد ، این مطلب از قرار گرفتن آنان در کنار قرآن و وجوب تمسک به آنان به دست می آید ، زیرا تمسک به قرآن جز عمل به علم و هدایت قرآن نیست ، همین گونه است تمسک به عترت. (شرح المقاصد ، ج۵ ، ص۳۰۱ـ ۳۰۳). آیه مباهله نیز بر برتری اهل کساء بر دیگر صحابه پیامبر دلالت می کند ، زیرا بر اساس این آیه پیامبر (ص) از جانب خداوند مأموریت یافته است تا از میان کودکان ، مردان و زنان مسلمان افرادی را برای مباهله با نصرانی های نجران با خود همراه نماید. و پیامبر (ص) از مردان ، حضرت علی(ع) و از زنان ، حضرت زهرا (علیها السلام و از کودکان ، حسن و حسین (علیهما السلام) را برگزید.بدون شک برای مباهله کسانی برگزیده می شوند که از نظر ایمان و قرب به خداوند از جایگاه بالایی برخوردار باشند ، و در مباهله ای که یکی از افراد آن پیامبر (ص)) است ، باید کسانی با او همراه شوند که یا در مرتبه او باشند ، و یا از دیگران نسبت به مقام او نزدیک تر باشند ، و از طرفی ، اگر غیر از افراد یاد شده ، فرد دیگری از مسلمانان نیز از چنان جایگاه بالای ایمانی و معنوی برخوردار بود ، پیامبر (ص)) او را نیز برمی گزید ، زیرا در مورد رفتار پیامبر (ص)) احتمال کوچک ترین کار خلاف عدل و حکمت وجود ندارد. (نهج الحق وکشف الصدق ، ص۱۷۹و ۲۱۵ ۲۱۶ ; اللوامع الإلهیة ، ص۵۱۵ ; دلائل الصدق ، ج۲ ، ص۱۳۲ـ ۱۳۳۳). ابوریاح ، خدمت کار امّ سلمه از پیامبر (ص)) روایت کرده که اگر در روی زمین افرادی گرامی تر از علی ، فاطمه ، حسن و حسین (ع) وجود می داشت خداوند به من دستور می داد که به واسطه آنان مباهله کنم ، لکن خداوند به من دستور داد که به کمک آنان مباهله کنم ، آنان برترین افرادند. (ینابیع المودة ، ص۲۸۷) برتری اهل بیت از آیات و روایات دیگری مانند آیه مودت (شوری:۲۳) حدیث سفینه ، حدیث باب الحطة ، حدیث نجوم و مانند آنها نیز به دست می آید. چنان که در خصوص برتری هر یک از آنان نیز دلایلی وجود دارد که در مدخل های مخصوص هر یک خواهد آمد. مرجعیت علمی اهل بیت حدیث ثقلین بیانگر مرجعیت علمی اهل بیت است ، زیرا پیامبر (ص)) از مسلمانان خواسته است که به قرآن و عترت او تمسک جویند تا گمراه نشوند. نخستین و اساسی ترین منبع و مرجع علمی مسلمانان قرآن کریم است و پس از آن سنّت پیامبر (ص) قرار دارد ، و نقش اهل بیت در این باره این است که ترجمان قرآن و حافظان و ناقلان سنّت پیامبرند ، پیامبر گرامی (ص)) مأموریت داشت تا حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کنند ، اما او به مقتضای حکمت و مصلحت ، این کار را به صورت تدریجی انجام داد. بدون شک او بخش عظیمی از حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کرد ، ولی بخش دیگری را که شرایط بیان آنها فراهم نبود ، یا مصلحت این بود که در زمان های بعد بیان شود را به عترت معصوم خود سپرد تا آنان آن را بیان کنند. (اصل الشیعة واصولها ، ص۱۶۲) حاصل آن که : حفظ کامل آنچه توسط پیامبر (ص)) بیان شده بود و تبیین آنچه بیان نشده بود به اهل بیت پیامبر سپرده شد. راه شناخت درست قرآن و سنت پیامبر (ص) تمسک به اهل بیت پیامبر (ص)) است ، و بدین صورت آنان مرجع علمی مسلمانان در شناخت معارف و احکام دین می باشند. ملاعلی قاری گفته است:اهل بیت غالباً به صاحب بیت و احوال او از دیگران آگاه ترند ، بنابراین ، مراد از اهل بیت دانشمندان آنان و آگاهان به سیره پیامبر (ص) و واقفان بر راه و روش او ، و دانایان به حکم و حکمت او می باشد ، به این جهت است که شایستگی آن را دارند که دوشادوش کتاب خدای سبحان قرار گیرند (المرقاة ، ج۵ ، ص۶۰۰) ابن حجر نیز گفته است: پیامبر (ص) بدان جهت قرآن و عترت را ثِقل نامیده است که ثِقل به چیزی که گرانبها و دارای اهمیت است گفته می شود ، و قرآن و عترت این گونه اند ، زیرا هر دو معدن علوم لدنی و اسرار و حکمت های عالی و احکام شرعی اند ، بدین جهت بر تمسک به آن دو و فراگیری معرفت از آن دو تحریض و تأکید شده است. این تشویق و تأکید در مورد عترت مخصوص کسانی است که کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) را می شناسند ، و آنها هستند که تا قیامت از قرآن جدا نخواهند شد (الصواعق المحرقة ، ص ۱۸۹). قرآن کریم اهل بیت پیامبر (ص)) را به عنوان کسانی که خداوند آنان را از هرگونه پلیدی پاک کرده است ، معرفی نموده است (احزاب:۳۳) و از سوی دیگر یادآور شده است که حقایق متعالی و معارف مکنون قرآن را جز انسان های مطهّر از پلیدی ها درک نمی کنند: (إِنَّهُ لَقُرآنٌ کریم* فِی کتاب مَکنُون* لا یمَسُّهُ الاّ الْمُطهّرون) ; که این ] پیام [ قطعاً قرآنی است کریم، در کتابونهفته که جز پاک شدگان بر آن دست نزنند (واقعه:۷۷ـ۷۹۹) همان گونه که طهارت شرعی ، شرط تماس بدن انسان با ظاهر قرآن است ، طهارت روح و جان از رذایل نیز شرط فهم معارف و حقایق قرآن است ، و هر چه معارف و حقایق لطیف تر و عمیق تر باشد ، فهم آن به طهارت روحی بالاتر و عمیق تری نیاز دارد ، و عالی ترین آن ملازم با عصمت است. (المیزان فی تفسیر القرآن ، ج۱۹ ، ص۱۳۷) بنابراین ، معارف و حقایق قرآن را به طور کامل و عمیق جز پیامبر (ص)) و اهل بیت معصوم او کسی نمی داند ، و برای درک این حقایق باید به آنان رجوع کرد. امام صادق(ع) فرموده است:حقایق مربوط به گذشته و آینده و احکامی که حق و باطل را در مورد زندگی بشر از هم جدا می سازد ، در قرآن وجود دارد ، و ما آن را می دانیم. (اصول کافی ، ج۱ ، باب الرد إلی الکتاب والسنّة ، حدیث۹). همچنین فرموده است:ما راسخان در علم هستیم و تأویل قرآن را می دانیم (همان ، باب الراسخین فی العلم ، حدیث۱) ، احادیثی که از امامان اهل بیت (علیهم السلام در این باره روایت شده ، فراوان است. وجوب پیروی از اهل بیت از حدیث ثقلین ، وجوب پیروی از اهل بیت نیز به روشنی به دست می آید ، زیرا در این حدیث ،. نجات امت از گمراهی منوط به تمسک به کتاب خدا و اهل بیت پیامبر (ص)) گردیده است ، تمسّک به معنای درآویختن است ، درآویختن به قرآن به شناخت دستورات قرآن و پیروی از آنهاست ، همین گونه است درآویختن به اهل بیت ، یعنی نخست باید دستورهای آنان را شناخت ، سپس آنها را بکار بست. خداوند اطاعت از خود و رسول خود و اولی الأمر را واجب کرده است: (أَطیعُوا اللّهَ وأَطیعُوا الرَّسُول وَأُولی الأمر مِنکم) ; خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاء امر خود را (نساء:۵۹۹). با توجه به این که اولی الأمر بر الرسول عطف شده است ، بدون این که فعل أطیعوا تکرار شود ، معلوم می شود که ملاک وجوب اطاعت از اولی الأمر همان ملاک وجوب اطاعت از رسول خدا (ص)) است. اطاعت رسول خدا بدان جهت که رهبری الهی است و از مقام عصمت برخوردار است ، واجب است ، اگر او معصوم نبود ، اطاعت از او بدون هیچ قید و شرطی واجب نمی شد ، این مطلب در مورد اولی الأمر نیز جاری است ، و آنان نیز به دلیل این که از صفت عصمت برخوردارند ، باید به صورت مطلق اطاعت شوند. ( ر.ک: آیه اولی الأمر). بنابراین ، آیه اولی الأمر بر معصوم بودن کسانی که پس از پیامبر (ص)) در رهبری جامعه اسلامی جانشین او می باشند ، و بر وجوب اطاعت از آنان دلالت می کند ، و از طرفی ، آیه تطهیر و روایات مربوط به آن مصادیق اولی الأمر معصوم را معرفی کرده است ، آنان چنان که گذشت اصحاب کساء هستند. پس ، اطاعت از اهل بیت معصوم پیامبر (ص) به عنوان متولیان امر هدایت و رهبری امت اسلامی ، پس از آن حضرت ، واجب است. حدیث سفینه نوح نیز بر وجوب پیروی از اهل بیت دلالت می کند ، زیرا در این حدیث پیامبر (ص)) اهل بیت خود را به کشتی نوح تشبیه کرده است که هر کس داخل آن شد از طوفان نجات یافت ، و هر کس از داخل شدن در آن سرباز زد هلاک گردید ، بنابراین ، هر کس از اهل بیت پیامبر (ص)) پیروی کند ، از گمراهی نجات خواهد یافت ، و هر کس از پیروی از آنان سرباز زند ، گمراه خواهد شد. ابن حجر مکی گفته است: وجه تشبیه آنان به کشتی نوح این است که هر کس به خاطر تشکر از کسی که این شرافت را به آنان اعطا کرده است ، آنها را دوست بدارد و عظیم بشمارد و هدایت دانشمندان آنان را بگیرد و به کار بندد از تاریکی مخالفت ها نجات یافته است و هر کس با آنان مخالفت کند ، در دریای کفران نعمت و پرتگاه های طغیان هلاک خواهد شد. (الصواعق المحرقة ، ص۱۹۱). وی درباره سند حدیث سفینه گفته است: این حدیث از طرق مختلف که برخی از آنها برخی دیگر را تقویت می کند ، روایت شده است (همان). برای آگاهی از سند حدیث سفینه ( نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار ، جلد چهارم).

مودّت و محبّت اهل بیت در وجوب محبّت اهل بیت پیامبر (ص) نمی توان تردید کرد. در آیه (قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی) (شوری/۲۳) دوستی خویشاوندان پیامبر (ص)) به عنوان مزد رسالت آن حضرت به شمار آمده است. مقصود از قربی (خویشاوندان) در این آیه همان کسانی اند که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده است ، چنان که حاکم نیشابوری روایت کرده است که حسن بن علی (علیهما السلام) پس از شهادت علی بن ابوطالب(ع) برای مردم سخنرانی کرد و به معرفی خود پرداخت و گفت: من از اهل بیتی هستم که جبرئیل به سوی آنان فرود می آمد ، ومن از اهل بیتی هستم که خداوند هرگونه پلیدی را از آنان دور ساخته است. و من از اهل بیتی هستم که خداوند مودّت آنان را بر هر مسلمانی واجب کرده و فرموده است: (قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی ومن یقترف حسنة نزد له فیها حُسناً) ; بگو: به ازای آن ] رسالت [ پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشاوندان و هر کس نیکی به جای آورد برای او در ثواب آن خواهیم افزود.اقتراف حسنه ، مودت ما اهل بیت است (المستدرک علی الصحیحین ، ج۳ ، ص۱۷۲). به نقل خوارزمی از ابن عباس ، هنگامی که آیه المودّة فی القربی نازل شد ، کسانی به پیامبر (ص) گفتند: این خویشاوندان تو که مودّت آنان بر ما واجب شده ، چه کسانی اند؟ پیامبر (ص) پاسخ داد: علی ، فاطمه و دو پسر آنها (المناقب ، حدیث ۲۶۳). طبری از ابودیلم روایت کرده که هنگامی که علی بن الحسین (علیهما السلام) را به صورت اسیر وارد دمشق کردند ، مردی شامی برپا خاست و از کشته شدن امام حسین(ع) و یارانش و اسیر شدن زن و فرزندانش اظهار خوشحالی کرد. حضرت سجاد(ع) به او گفت: آیا آیه(قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی) را قرائت کرده ای؟ آن مرد گفت: آیا مقصود از قُربی شما هستید ، امام(ع) پاسخ داد:آری. (تفسیر طبری ، ج۲۵ ، ص۱۶ـ۱۷۷). ابن عساکر از امام حسین(ع) روایت کرده که فرمود: قرابتی که خداوند آن را عظیم شمرده و رعایت آن را واجب کرده ، و اجر رسالت قرار داده ، قرابت ما اهل بیت است (شواهد التنزیل ، ج۲ ، ص۱۴۴۴ ،تعلیقه). حافظ ابوعبداللّه گنجی از طبرانی روایت کرده که پیامبر (ص) فرمود: خداوند پیامبران را از درخت های گوناگونی (سرچشمه های مختلفی) آفرید و من و علی را از یک درخت (منشأ) آفرید. من ریشه آن درخت و علی شاخه آن ، فاطمه لقاح و حسن و حسین میوه های آن است. هر کس به یکی از آنها درآویزد نجات یافته و هر کس روی برگرداند ، سقوط خواهد کرد. و اگر فردی سه هزار سال میان صفا و مروه عبادت کند و محبت ما را نداشته باشد ، خداوند او را به دوزخ خواهد افکند ، سپس آیه (قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی) را تلاوت کردند (کفایة الطالب ، ص۱۳۱۷۷) ابوعبداللّه گنجی درباره سند حدیث گفته است: هذا حدیث حسن عال. ابونعیم اصفهانی از زاذان روایت کرده که علی(ع) فرمود:درباره ما آل حم ، این مطلب مقرر شده است که مودّت ما را جز مؤمنان رعایت نخواهند کرد ، سپس آیه (قل لا أسألکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی) را تلاوت کرد. (تاریخ اصفهان ، ج۲ ، ص۱۶۵۵). ابن حجر مکی پس از نقل روایات مربوط به وجوب محبّت اهل بیت گفته است: از احادیث پیشین وجوب محبّت اهل بیت و حرمت شدید بغض نسبت به آنان ، معلوم شد. بیهقی و بغوی و دیگران بر وجوب محبت آنان تصریح کرده اند ، و شافعی در ابیاتی که از او نقل شده به آن تصریح کرده است ، چنان که گفته است: یا أهل بیت رسول اللّه حبّکم * فرض من اللّه فی القرآن أنزله (الصواعق المحرقه ، ص۲۱۷) وی ، پس از نقل حدیث ، إنّما مثل أهل بیتی فیکم مثل باب حطّة فی بنی إسرائیل من دخله غفر له گفته است: وجه تشبیه اهل بیت به باب حطّه این است که خداوند داخل شدن از آن در که در أریحا بود ، را به بیت المقدس با تواضع و استغفار ، سبب آمرزش بنی اسرائیل و مودّت اهل بیت را سبب آمرزش امت اسلامی قرار داد. (همان ، ص۱۹۰ـ۱۹۱ فخرالدین رازی بر وجوب محبت اهل بیت این گونه استدلال کرده است:شکی نیست که پیامبر (ص)) علی ، فاطمه ، حسن و حسن (علیهم السلام را دوست می داشت ، بر این اساس ، این عمل بر همه امت واجب است زیرا خداوند فرموده است (واتَّبعوه لعلّکم تهتدون) ; و از او پیروی کنید تا هدایت شوید (اعراف۱۵۸). و نیز فرموده است: (قُلْ إن کنتم تحبّون اللّه فاتّبعونی یحببکم اللّه) ; بگو: اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد. و نیز فرموده است: (لقد کان لکم فی رسول اللّه أُسوة حسنة) . (التفسیر الکبیر ، ج۲۷ ، ص۱۶۶۶). وی ، آل محمد (ص)) را به علی ، فاطمه ، حسن و حسین تفسیر کرده و گفته است: آل محمد کسانی اند که نسبت آنان به پیامبر (ص)) باز می گردد ، بنابراین ، هر کس نسبتش با پیامبر شدیدتر و کامل تر باشد ، آل او خواهد بود. و شکی نیست که فاطمه ، علی ، حسن وحسین (علیهم السلام) با پیامبر (ص)) شدیدترین تعلق را داشتند. بنابراین ، آنان آل پیامبرند. آن گاه به روایتی استشهاد کرده است که زمخشری نقل کرده که هنگامی که آیه مودت نازل شد ، از پیامبر (ص)) پرسیدند اقربای شما که محبّت آنها بر ما واجب است ، چه کسانی اند ، پیامبر (ص)) فرمود: علی ، فاطمه و دو پسر آنان است (همان). اشکال:در آیات قرآن تأکید شده است که پیامبران الهی بر تبلیغ رسالت خداوند از مردم درخواست مزد نمی کردند ، و این یکی از ویژگی های پیامبران بوده است ، آنان تأکید می کردند که مزدشان بر خداوند است و نه دیگری (إِنْ أجری إلاّ علی اللّه) ; پاداش من جز برعهده خدا نیست. در این صورت ، چگونه می توان مودّت اهل بیت پیامبر (ص) را مزد رسالت او به شمار آورد؟ پاسخ: از مجموع آیات مربوط به مزد رسالت پیامبر (ص) به دست می آید که وی هیچ گونه مزد مادی و غیر مادی که به خود او باز گردد از مسلمانان نخواسته است: (قُل ما أسألکم علیه من أجر وما أنا من المتکلّفین) ; بگو مزدی بر این ] رسالت [ از شما طلب نمی کنم و من از متکلّفین نیستم (ص:۸۶۶). و اگر هم مودّت اهل بیت خود را به عنوان مزد رسالت خویش مطرح کرده است ، در واقع به خود آنان باز می گردد:(قل ما سألتکم من أجر فهو لکم إن أجری إلاّ علی اللّه) ; بگو: هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام برای خود شما است اجر من تنها بر خداوند است (سبأ:۴۷) ، مزدی که پیامبر (ص)) از مردم خواسته است و در واقع به خود آنان باز می گردد این است که آیین او را بپذیرند و به آن عمل کنند ، چرا که آیین او راه خدا است ، و برگزیدن راه خدا مایه سعادت مندی انسان خواهد بود (قل ما أسألکم علیه من أجر إلاّ من شاء أن یتّخذ إلی ربّه سبیلاً) ; بگو: در برابر آن هیچ گونه پاداشی از شما نمی طلبم مگر کسی که بخواهد راهی بسوی پروردگارش برگزیند (فرقان:۵۷۷). امّا پیمودن راه خدا در گرو شناخت آن است ، و شناخت راه خدا به راه شناسی نیاز دارد که هم راه را به خوبی بشناسد و هم در پیمودن آن کوشا و راسخ قدم باشد ، این راهنمایان همان اهل بیت معصوم پیامبرند. بدیهی است کسی که بخواهد از راهنمایی آنان به طور کامل بهره ببرد ، قبل از هر چیز باید آنان را دوست بدارد و به آنان با دیده تکریم و تعظیم بنگرد تا شخصیت آنان برای او جذّاب و تأثیرگذار باشد. این مطلب در آیه مودت قُربی آمده است. ولایت و رهبری اهل بیت ولایت و رهبری اهل بیت دلایل عقلی و نقلی بسیاری دارد. از نظر عقل و با توجه به فلسفه امامت ، عصمت یکی از مهم ترین شرایط امام است. آیاتی از قرآن نیز بر این مطلب دلالت می کند (ر.ک: آیه اولی الأمر وآیه صادقین). از سوی دیگر ، از بحث های گذشته به دست آمد که اهل بیت از ویژگی عصمت برخوردارند ، بنابراین ، امامت و رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی (ص)) به آنان اختصاص دارد. علاوه بر این ، اطاعت از اهل بیت چنان که گذشت واجب است. دلایل وجوب پیروی از اهل بیت اطلاق دارد و همه بایدها و نبایدهای مربوط به زندگی مسلمانان را شامل می شود و در این جهت تفاوتی میان مسایل عبادی ، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی وجود ندارد. به عنوان مثال در آیه اولی الأمر ، اطاعت از اولی الأمر همان جایگاه و گستره ای را دارد که اطاعت از پیامبر (ص)) دارد.اولی الأمر چنان که بیان گردید از ویژگی عصمت برخوردارند ، و این ویژگی به اهل بیت پیامبر (ص)) اختصاص دارد. از مباحث مربوط به مودت اهل بیت نیز روشن شد که مودت جنبه طریقی دارد ، و غرض اصلی این است که مردم راه حق را بشناسند و با پیمودن آن به سعادت و رستگاری برسند ، شناخت راه حق و پیمودن آن نیز همه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی ، عبادی و سیاسی را دربرمی گیرد. نکته درخور توجه در این باره این است که در بسیاری از نقل های حدیث ثقلین ، هم تمسک به اهل بیت بیان شده است و هم ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) . به عبارت دیگر ، در جریان غدیر خم ، پیامبر گرامی (ص) هم درباره عترت و اهل بیت خود سخن گفت و مسلمانان را به پیروی از آنان سفارش کرد ، و هم امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان ولی و رهبر امت اسلامی پس از خود معرفی کرد. (ینابیع المودة ، ص۳۶ـ ۴۰)پیامبر (ص)) با این کار نشان داد که ولایت و رهبری امیرالمؤمنین(ع) نخستین گام در جهت تحقق بخشیدن به مفاد حدیث ثقلین است. نکتـه دیگـر این که در بـرخی از نقـل هـای حـدیث ثقلیـن ، از قـرآن و اهـل بیت بـا عنـوان خلیفتیـن تعبیـر شـده اسـت:إنّـی تـرکت فیکـم خلیفتین: کتـاب اللّه وأهـل بیتی (المسند ، ج۵ ، ص۱۸۱ ; مجمع الزوائد ، ج۹ ، ص۱۶۳ ; فیض القدیر ، ج۳ ، ص۱۴ ; کنزالعمال ، ج۱ ، ص۱۶۶ ; نفحات الأزهار ، ج۲ ، ص۲۸۴ـ ۲۸۵) ، مطابق این حدیث ، اهل بیت ، جانشینان پیامبرند ، و جانشینی آنان همه جانبه است. در حدیث دیگری پس از بیان این که پیامبر (ص) قرآن و عترت را به عنوان دو میراث گرانبهای خود برای امت اسلامی معرفی کرده است ، این مطلب بیان شده است که زمین هیچ گاه از اهل بیت خالی نخواهد بود ، زیرا اگر چنان شود ، زمین بر اهلش خشم خواهد گرفت سپس فرمود: خدایا تو هرگز زمین را از حجت خود خالی نخواهی گذاشت ، آنان از نظر تعداد اندک و از نظر منزلت در پیشگاه خداوند بزرگ ترین مقام را دارند (ینابیع المودّة ، ص۲۷). بنابراین ، اهل بیت ، حجت های خداوند بر زمین اند ، و امامت و رهبری از آن حجت های خداوند است. گواه دیگر بر این که حدیث ثقلین بر امامت اهل بیت (ع) دلالت می کند ، این است که امیرالمؤمنین(ع) در مواردی به آن احتجاج کرده است که روز شوری از آن جمله است. (مناقب ابن مغازلی ، ص۱۱۲۲). مورد دیگر ، احتجاج با طلحه ، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابووقّاص است (ینابیع المودة ، ص۴۳) ، و مورد دیگر ، احتجاج وی در زمان خلافت عثمان و در مسجد پیامبر ، در برابر جمعی از صحابه است (همان ، ص۱۳۷).