راسخ در علم در حدیث
راسخان در علم در روایات
- دو دسته از روایات اسلامی در منابع فریقین در معناشناسی راسخون در علم مفید به نظر میرسد:[۱]
- دستۀ اول: روایاتی که رسوخ در علم را به معنایی سلبی و حاکی از پایبندیهای علمی و عملی شمرده و بر پرهیز راسخان در علم از ورود به عرصههای ژرف و ناپیدا و شبههزای معارف تأکید میکند. در روایت مشهوری از پیامبر(صلی الله علیه و آله) به نقل تنی چند از صحابه، فضیلتهای اخلاقی و روحی ملاک صدق رسوخ درعلم شمرده شده که میتواند در همین زمینه ارزیابی شود:[۲] «إِنَّ الرَّاسِخَ مَنِ اسْتَقَامَ قَلْبُهُ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ وَ بُرَّتْ يَمِينُهُ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُه؛ کسی که دستش به نیکی و زبانش به راستی و دلش به استواری و شکمش به عفّت و پاکی متّصف باشد، راسخ درعلم است.»[۳] در منابع شیعی نیز روایاتی از اهل بیت(علیهم السلام) همان وجه سلبی را تأیید میکند: امیرالمؤمنین(علیه السلام) در پاسخ مردی که از ایشان درخواست کرد تا خدا را چنان توصیف کند که محبت و معرفتش چنان افزون شود که گویی به طور مستقیم به او مینگرد، با خشم و غضب مردم را به مسجد فرا خوانده و در بخشی از خطبه خویش چنین میفرماید:[۴] «وَ اعْلَم أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ فَمَدَحَ اللَّه اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهَالِكِين؛ بدان که «راسخان در علم» کسانی هستند که اقرار به جهل نسبت به آنچه در پردۀ غیب نهان است، آنان را از فرو افتادن در پس این پردهها بینیاز ساخته است. پس خداوند نیز اعتراف آنها را به ناتوانی از دستیابی به آنچه در قلمرو دانش ایشان نیست، ستوده و ترک ژرف کاوی را در آنچه به پیجویی در عمق آن وادار نشدهاند، «رسوخ» نامیده است. پس تو نیز به همان بسنده کن و عظمت خداوند سبحان را با میزان عقل خود مسنج تا از تباهان نباشی.»[۵]
- دستۀ دوم: روایاتی که از رسوخ در علم معنایی ایجابی و ناظر به ویژگیهای علمی راسخان به دست داده و به طور خاص با تطبیق مفهوم «الراسخون فی العلم» بر پیشوایان معصوم دین در منابع شیعی و برخی صحابه در منابع سنی، این معنا را نشان میدهند.[۶] در این زمینه امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند:[۷] «أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُم؛ کجایند آنان که به دروغ و تجاوز گمان بردهاند که آنها راسخان در علم اند، نه ما؟ آنها از این رو، به این گمان رفتهاند که خداوند ما را رفعت بخشیده وآنان را پایین نشانده است.»[۸]
روایات راسخ در علم بودن امامان
- برخی از احادیث بیانگر آنند که راسخین در علم، که از تأویل قرآن آگاهند و علمشان به تأویل در کنار علم خدا قرار گرفته، همان امامان(علیهم السلام) هستند و همان هایند که خداوند در کتاب محکم خویش دربارۀ آنها میگوید:[۹] «بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ».[۱۰] در اصول کافی[۱۱] بابی وجود دارد با عنوان: «بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ»[۱۲] برخی از این روایات عبارتند از:
- امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند:[۱۳] «کجایند کسانی که گمان کردهاند راسخان در علم آنهایند نه ما؟ آنان دروغ میگویند و به حق ما تجاوز میکنند. خداوند، ما را بالا برده و آنها را پست کرده است و به ما بخشیده و آنها را محروم ساخته است.»[۱۴]
- برید از یکی از صادقین(علیهما السلام) دربارۀ تفسیر آیۀ: «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»[۱۵] روایت کرد که فرمودند:[۱۶] «برترین راسخان در علم رسول خدا است که خداوند تمام آنچه را که بر او نازل کرده تنزیل و تأویلش را نیز به او تعلیم داده است و چنین نیست که خداوند چیزی را به او نازل کند و تاویل آن را به او نیاموزد و اوصیای آن حضرت تمامی آن را میدانند. بعد فرمود: قرآن عام و خاص، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ دارد، و راسخون در علم آن را میدانند.»[۱۷]
- رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) دربارۀ امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند:[۱۸] «علی پس از من تأویل آنچه را مردم از قرآن نمیدانند، به آنها میآموزد.»[۱۹]
- امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند: «ما راسخان در علم هستیم.»[۲۰]
- یعقوب ابن یزید از ابن ابی عمیر از سیف ابن عمیره از ابی صباح کنانی روایت کرده است، امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «ای اباصباح! ما قومی هستیم که خداوند طاعتمان را واجب کرد و انفال و اموال برگزیده برای ماست و ما راسخان در علم هستیم و ما مورد حسد مردم هستیم همانطور که خداوند فرمود: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه»»[۲۱]
- امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۲۲] «راسخون در علم امیرالمؤمنین(علیه السلام) و امامان بعد از اویند.»[۲۳]
- امیرالمؤمنین(علیه السلام) دربارۀ آیۀ: «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»[۲۴] می فرمایند «آگاه باشید که ذکر رسول خداست و ما اهل او هستیم، ماییم راسخان در علم، ماییم چراغ هدایت و پرچمهای پرهیزگاری.»[۲۵]
- امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «ای ابو صباح! ما قومی هستیم که خداوند، اطاعت و فرمانبری از ما را واجب ساخته (...) و ماییم راسخان در علم.»[۲۶]
- امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۲۷] «وَ عَجَزَ كُلُ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ عَنْ مَعْرِفَةِ تَأْوِيلِ كِتَابِهِ غَيْرَهُمْ لِأَنَّهُمْ هُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ الْمَأْمُونُونَ عَلَى تَأْوِيلِ التَّنْزِيل.»[۲۸]
- ابوبصیر می گوید: شنیدم امام صادق(علیه السلام) می فرمود:[۲۹] «إِنَ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ يَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ يَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِيهِ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْكَمُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَدِينُ بِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا يَعْمَلُ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا»[۳۰] وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ آلُ مُحَمَّد.»[۳۱]
پانویس
- ↑ الجامع لأحکام القرآن، ج۴، ص۱۹
- ↑ تفسير القرآن العظيم، ج ۲، ص ۵۹۹؛ الاتقان، ج ۲، ص۵۰۵؛ جامع البيان، ج ۳، ص۱۸۵
- ↑ ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معنا شناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش 53
- ↑ نهج البلاغه، خ ۹۱؛ نيز ر.ک. التوحيد، ص ۴۸، ح ۱۳؛ تفسير العیاشی، ج ۱، ص۱۶۳
- ↑ ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معنا شناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش 53
- ↑ ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معنا شناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش 53
- ↑ نهج البلاغه، خ ۲۰۱
- ↑ ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معنا شناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش 53
- ↑ سورۀ عنکبوت، آیۀ 49
- ↑ ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 69؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص 23 ـ 27
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 213
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگی ها، ابعاد و مبادی آن، ص 199
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۴۴، مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۲۸۵ و غرر الحکم ش ۲۸۲۶
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگی ها، ابعاد و مبادی آن، ص 199؛ منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص 184 ـ 193
- ↑ سورۀ آل عمران، آیۀ 7
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۱۳، ح ۲
- ↑ ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 69؛ مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگی ها، ابعاد و مبادی آن، ص 199؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 142؛ حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی(علیه السلام)، ص 76؛ افسردیر، حسین، فضلی نژاد، مرضیه، بررسی مصادیق راسخان در علم در نگاه مفسران، ص 23 ـ 27؛ میرشمسی، صدیقه، تاویل در قرآن، فصلنامه پژوهشنامه متین، ش 15 و 16، ص 217
- ↑ شواهد التنزیل، ج 1، ص 39
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت، ویژگی ها، ابعاد و مبادی آن، ص 199
- ↑ ر.ک. حسینی، سیدحسین، هادیان در کلام امام هادی(علیه السلام)، ص 76
- ↑ ر.ک. منصورآبادی، محمد، راسخان در علم از دیدگاه فریقین، ص 184 ـ 193
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 213
- ↑ ر.ک. باقری، سیدمحمدفائز، بررسی علم اولیای الهی، ص 60
- ↑ سورۀ نحل، آیۀ 43
- ↑ ر.ک. ناصحیان، علی اصغر، تاویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش 11، ص 143 ـ 146
- ↑ ر.ک. ناصحیان، علی اصغر، تاویل و راسخان در علم، ماهنام، علوم حدیث، ش 11، ص 143 ـ 146
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۶۶، ص ۸۰.
- ↑ ر.ک. رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت(علیهم السلام)
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۲۳، ص ۱۹۱.
- ↑ سورۀ ال عمران، آیۀ 7
- ↑ ر.ک. رضاداد، علیه، علم به تاویل آیات قرآن کریم و ائمه معصومین انحصار یا عدم انحصار؟، پایگاه تخصصی معارف اهل بیت(علیهم السلام)