بحث:وحی در لغت
مقدمه
وحی در لغت عبارت است از اشاره، نوشتار، رسالت، الهام، کلام پنهانی و هر چیزی که آن را به دیگری القا کنند. ابن انباری میگوید: وحی را وحی نامند؛ چون فرشته آن را از دیگر مخلوقات پنهان کرد و به پیامبری که برانگیخته شد، اختصاص داد[۱].
دستهبندی وحی
- وحی به وسیله فرشتهای صورت میگیرد که دیده میشود و کلامش شنیده میشود؛ مانند رساندن وحی به دست جبرئیل برای حضرت محمد (ص) در زمانهای معین.
- وحی به صورت کلامی نامعین شنیده میشود؛ مثل موسی (ع) که کلام خداوند را میشنید.
- وحی با القا در قلب صورت میگیرد.
- پیام، از راه الهام رسانده میشود؛ چنان که خداوند، پیامش را با الهام به مادر موسی رساند[۲].
- وحی به صورت تسخیر و غریزه است[۳].
- گاهی وحی در حالت خواب و رؤیاست[۴].[۵]
پانویس
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۱۵، ص۲۳۹ - ۲۴۲؛ تاج العروس، بیروت، دارالفکر، ج۲۰، ص۲۷۹.
- ↑ نک: راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق: صفوان عدنان، دمشق، دار القلم، ۱۹۹۲ م، ج۱، ص۸۵۹؛ تاج العروس همین مطلب را از راغب نقل کرده است، ج۲۰، ص۲۸.
- ↑ نک: تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۵۰، ح۲۲۱.
- ↑ نک: طبرسی، مجمع البیان، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۷م، چ ۱، ج۳، ص۳۴۴ و ج۷، ص۳۳۰. ذیل آیه ﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا﴾ «زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۵.
- ↑ علیمردی، محمد مهدی، در ساحل وحی ص ۱۱.