کاربر:لیاقتی/ حب لقاء الله و ذم الفرار من الموت
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 125
آیه اول
﴿قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ﴾[۱]
تفسیر
﴿خالِصَةً ﴾ أي خاصة بكم و الخطاب لليهود لقولهم ﴿لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً﴾
﴿فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ﴾ لأنه من أيقن أنه من أهل الجنة اشتاقها و أحب التخلص إليها من الدار ذات الشوائب
﴿بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ﴾ أي من موجبات النار و روي أنهم لو تمنوا الموت لغص كل إنسان بريقه فمات مكانه و ما بقي على وجه الأرض يهودي
﴿وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا﴾ أي أحرص منهم أو خبر مبتداء محذوف صفته
﴿يَوَدُّ أَحَدُهُمْ﴾ أي و منهم ناس يود أحدهم و على هذا أيضا يحتمل أن يكون المراد بالمشركين اليهود لقولهم عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ و الزحزحة التبعيد و يحتمل أن يكون المراد عذاب الآخرة أو الأعم فيكون الزحزحة كناية عن رفعه عنهم إذ بمقدار زيادة العمر يبعد عنهم عذاب البرزخ
ترجمه فارسی آیه
اى پيامبر، به يهوديان بگو: اگر نزد خدا و به حكم او نيكبختى سراى آخرت به شما اختصاص دارد و مردم ديگر از آن محرومند، چنانچه راست مى گوييد، آرزوى مرگ كنيد تا هرچه زودتر از اين زندگى آميخته با ناكامىها به آن سراى سعادت درآييد. (94) ولى آنان در اثر گناهانى كه به دست خود پيش فرستاده اند، هرگز آرزوى مرگ نمى كنند، و خدا به حال ستمكاران داناست. (95) گواه اينكه يهوديان در بند سراى آخرت نيستند اين است كه آنان را آزمندترين مردم به اين زندگى ناچيز دنيا مى يابى. آنان حتى از مشركان كه سراى آخرت را باور ندارند به زندگى دنيا آزمندترند. هريك از آنان دوست دارد كه هزار سال عمرش دهند، و حقيقت اين است كه عمر هزار ساله يافتن هم او را از عذاب دور نمى كند، و خدا به آنچه انجام مى دهند بيناست. (96)[۲]
نمایههای آیه
واسطی
نمایههای اصلی
- آزمون صداقت مدعیان انحصار آخرت
- رابطه اعمال ناشایست با ترس از مرگ
- حرص شدید به زندگی دنیا در متظاهران به دینداری
- بیاثر بودن عمر طولانی در رهایی از عذاب
- علم و بصیرت الهی به اعمال انسانها
نمایههای فرعی
- تناقض بین ادعا و عمل در مدعیان
- مقایسه حرص دینداران دروغین با مشرکان
- ارزشگذاری نادرست عمر طولانی
- معیار صداقت در ایمان
- چالشهای الهی برای آشکار کردن حقیقت درون
انزابی
- انسان / جوامع انسانی-- انبیاء / امت ها / امت انبیا/ قوم یهود/ ادعای اختصاص جایگاه های ویژه الهی برای یهود
- انسان/ اخلاق / خودبرتربینی/ خودبرتربینی قومی (در مقابل فردی)/ خودبرترپنداری قوم یهود/ادعای اختصاص جایگاه های ویژه الهی برای یهود
- انسان/ اخلاق/ خود برتربینی/ علاج خودبرتربینی / توجه به مرگ - آرزوی مرگ
- انسان/ اخلاق/ کمالات اخلاقی/ آرزوی لقاء الله / تمنی و درخواست موت نشانه صدق آرزوی لقاء الله
- معاد/ موت/ حقیقت موت/ موت، انتقال از دنیا برای رسیدن به لقاءالله
- انسان/ کمالات معنوی/ جایگاه ویژه در پیشگاه خداوند/ تمنی و درخواست موت نشانه صدق ادعای داشتن جایگاه ویژه نزد خداوند
- انسان/ خصائص روحی و روانی/ ترس / ترس از امور آینده و عقوبت اعمال/ عدم استقبال از مرگ به جهت اعمال ظالمانه
- انسان/ خصائص غریزی / علاقه شدید به دنیا/ حرص شدید بر زندگی (طول عمر) دنیوی
- معاد/ لزوم شناخت و اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ/ آثار عدم شناخت/حرص شدید بر زندگی (طول عمر) دنیوی
- ثواب و عقاب/ عدم امکان فرار از ثواب و عقاب اعمال/ نا مطلوب بودن آرزو و درخواست طول عمر در دنیا جهت فرار از آتش عذاب الهی
- توحید/ صفات الهی/ علم خداوند به مخلوقات/ علم خداوند به اعمال بندگان، هرچند مهلت و طول عمر زیاد در دنیا داشته باشند
- معاد/ اعتقاد به معاد/ نشانه های وجود اعتقاد اولیه/ ترس از موت به جهت فرار از عقوبت اعمال ظالمانه
نمایه ها:
- موت، انتقال از دنیا برای رسیدن به لقاءالله
- ادعای اختصاص جایگاه های ویژه الهی برای یهود
- تمنی و درخواست موت نشانه صدق ادعای داشتن جایگاه ویژه نزد خداوند
- عدم استقبال از مرگ به جهت اعمال ظالمانه
- حرص شدید بر زندگی (طول عمر) دنیوی
- آرزو و درخواست طول عمر در دنیا جهت فرار از آتش عذاب الهی
- علم خداوند به اعمال بندگان، هرچند مهلت و طول عمر زیاد در دنیا داشته باشند
- از نشانه های اعتقاد اولیه به معاد ترس از موت به جهت فرار از عقوبت اعمال ظالمانه
فرقانی
- وجود سرای آخرت
- علم خدا به اعمال ظالمان
- استحقاق عذاب برای ظالمان
- یهود حریص ترین امتها به زندگی مادی
- قطعی بودن عذاب و استحقاق آن برای یهودیان
- آروزی های دراز یهود در طول عمر
- محال بودن فرار از عذاب الهی حتی با وجود طول عمر
لیاقتی
- انحصارگرایی نژادی در عقاید یهود حتی نسبت به نعمتهای اخروی
- میل به حیات اخروی و بقاء نشانه باور به حقانیت عقیده
- دنیادوستی نشانه عدم باورمندی معاد در نزد یهود
- حرص به دنیا و زندگی مادی نشانه عدم ایمان به معاد
- یهودیان حریص ترین مردمان به زندگی دنیوی
- عمر هر چند بلند باشد پایانی دارد به نام مرگ
- در هدایت ناپذیری انسان، حرص به دنیا مانع قویتریست نسبت به عدم باور به معاد
آیه دوم
﴿وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ﴾[۳]
تفسیر
﴿وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ﴾ أي الحرب فإنها من أسباب الموت أو الموت بالشهادة و هو توبيخ لمن لم يشهد بدرا و تمنى الجهاد ثم شهد أحدا و فرّ
ترجمه فارسی آیه
- شما مرگ در راه خدا را پيش از اينكه با آن روبه رو شويد، آرزو مى كرديد؛ ولى در جنگ احد آن را حاضر يافتيد و در حالى كه آن را مى نگريستيد به آن تن نداديد. [۴]
- و مرگ (در راه خداوند) را پيش از آنكه با آن روياروى گرديد نيك آرزو مى كرديد (اكنون كه) آن را (در ميدان جنگ) ديدهايد تنها (در آن) مى نگريد.[۵]
نمایههای آیه
واسطی
نمایههای اصلی
- آرزوی مرگ پیش از مواجهه با آن
- رویارویی با واقعیت مرگ در میدان نبرد
- مشاهده عینی آنچه قبلاً آرزو میشد
- تناقض میان آرزو و رفتار هنگام مواجهه
نمایههای فرعی
- دشواری عمل به آرمانهای اعلام شده
- تفاوت تصور ذهنی با واقعیت مرگ
- آزمون الهی برای سنجش صداقت مدعیان
- ضعف انسان در عمل به ادعاهای خود
انزابی
محور اصلی این آیه و آیه بعدی تمنی مرگ در مقام جهاد و شهادت و نکوهش فرار از جهاد و مرگ است نه نکوهش فرار از مرگ یا تمنی موت مطلق
- انسان/ اخلاق/ رذائل اخلاقی/ کذب/ نمونه هایی از کذب/ ادعای کاذب استقبال از مرگ
- انسان/ فضائل اخلاقی/ شجاعت/ نشانه های شجاعت/ ادعای استقبال از مرگ نشانه عمق شجاعت
- انسان/ ایمان و کفر/ نشانه های ضعف ایمان/ فرار از مرگ
- ایمان و کفر/ امتحان ایمان بندگان/ امتحان ایمان با آرزوی حقیقی مرگ
- جهاد/ فرار از جهاد/ توبیخ فرار از جهاد (و استقبال مرگ) (با توجه به تفسیر و شأن نزول)
- معاد/ موت/ اعتقاد به حقیقت موت (لقاء الله)/ اعتقاد عملی/ استقبال از مرگ نشانه اعتقاد عملی به لقاء الله
- انسان/ خصائص معنوی/ عشق و محبت حقیقی/ شوق لقاء الله / استقبال از مرگ نشانه اشتیاق به لقاء الله
نمایه ها:
- ادعای کاذب استقبال از مرگ
- ادعای استقبال از مرگ نشانه عمق شجاعت
- فرار از مرگ ، نشانه ضعف ایمان
- امتحان ایمان با آرزوی حقیقی مرگ
- توبیخ فرار از جهاد (و استقبال مرگ) (با توجه به تفسیر و شأن نزول)
- استقبال از مرگ نشانه اعتقاد عملی به لقاء الله
- استقبال از مرگ نشانه اشتیاق به لقاء الله
فرقانی
- حق بودن مرگ (اثبات مرگ)
- صادق بودن وعدههای الهی (تحقق مرگ)
- آروزی مرگ پس از علم به درجات شهدای بدر
- خوف از مرگ هنگام مواجهه با آن
لیاقتی
- مواجهه عملی، معیار صداقت انسان در باور به عقیده
- مرگ امری مهیب برای همه ولو مومنین و مجاهدین
- دیدن مرگ کنایه از حس کردن و دریافت وجدانی آن در ادبیات قرآنی
- وجود مرگ و حس کردن و باور داشتن آن توسط انسانها
آیه سوم
﴿ الَّذِينَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ﴾[۶]
ترجمه فارسی آیه
همان كسانى كه برجاى نشستند و به سوى كارزار بيرون نرفتند و درباره برادرانشان كه در راه خدا كشته شدند گفتند: اگر از ما پيروى مى كردند و در اينجا مى ماندند كشته نمى شدند. به آنان بگو: اگر راست مى گوييد، مرگ را از خويشتن دور كنيد.[۷]
نمایههای آیه
واسطی
نمایههای اصلی
- ادعای منافقان درباره پیشگیری از شهادت مجاهدان
- ناتوانی انسان در دفع مرگ
- چالش الهی برای آزمون صداقت مدعیان
- سرزنش قاعدین و متخلفان از جهاد
نمایههای فرعی
- ارتباط ایمان با شجاعت در میدان نبرد
- تسلط تقدیر الهی بر زمان مرگ
- روانشناسی توجیهگری افراد ترسو
- تقابل دیدگاه مادی و الهی به مرگ
- حکمت الهی در آزمونهای سخت
انزابی
محور اصلی این آیه و آیه قبل تمنی مرگ در مقام جهاد و شهادت و نکوهش فرار از جهاد و مرگ است نه نکوهش فرار از مرگ یا تمنی موت مطلق
- ایمان و کفر/ایمان وکفر عملی/اطاعت از غیر خدا/نکوهش دعوت به اطاعت از خود در مقابل اطاعت از خدا و رسولش
- معاد/اعتقاد به معاد/ کوته اندیشی به جهت ضعف ایمان و عدم آگاهی و ایمان به زندگی پس از مرگ و سعادت با شهادت
- جهاد /مجاهد /ارزشمندی جهاد و شهادت در راه خدا/جهل نسبت به سعادت پس از مرگ با شهادت
- جهاد/لزوم و وجوب شرکت در جهاد/نکوهش فرار از جهاد
- جهاد/ وجوب شرکت در جهاد /تشویق و عدم تشویق به جهاد/نکوهش تشویق دیگران به عدم شرکت در جهاد بر علیه کفار
- معاد/موت/عدم قدرت بر فرار از موت مقدر الهی
- توحید/قضا و قدر الهی /عدم قدرت بر فرار از موت مقدر الهی
- توحید/توحید در صفات و توحید افعالی /محیی و ممیت فقط خداست /کاذب بودن کسانی که فکر میکنند موت و حیاتشان را خودشان تدبیر میکنند
نمایه ها:
- نکوهش دعوت به اطاعت از خود در مقابل اطاعت از خدا و رسولش
- کوته اندیشی به جهت ضعف ایمان و عدم آگاهی و ایمان به زندگی پس از مرگ و سعادت با شهادت
- نکوهش فرار از جهاد
- نکوهش تشویق دیگران به عدم شرکت در جهاد بر علیه کفار
- عدم قدرت بر فرار از موت مقدر الهی
- کاذب بودن کسانی که فکر میکنند موت و حیاتشان را خودشان تدبیر میکنند
فرقانی
- عدم قدرت انسان بر فرار از مرگ
لیاقتی
- سرزنش فرارکنندگان از نبرد به جهت ترس از مرگ
- مرگ امر و حقیقت محتوم و شدنی
- وجود فرهنگ سرزنش شهدا و مجاهدان در دوره صدر اسلام در بین مردم
- سست بودن منطق دنیا دوستان و حریصان در برابر منطق شهادت طلبی و مجاهدان (مقاومت)
- مواجهه عملی با حقایق معیار صداقت و ایمان
آیه چهارم
﴿أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ[۸]﴾[۹]
ترجمه فارسی آیه
هر کجا باشید هر چند در قلعه های مرتفع و استوار، مرگ شما را درمی یابد.
نمایههای آیه
واسطی
نمایههای اصلی
- حتمیت مرگ برای همه انسانها
- ناتوانی از فرار از مرگ
- بیتأثیر بودن استحکامات و دژهای محکم
- فراگیری مرگ در تمام مکانها
نمایههای فرعی
- تقدیر الهی حاکم بر سرنوشت انسان
- بیهودگی تلاش برای جاودانگی دنیوی
- آمادگی برای مرگ به جای فرار از آن
- نقد توهم امنیت مطلق در دنیا
- مرگ به عنوان پدیده فراگیر هستی
انزابی
- معاد/موت/ اختیاری یا غیر اختیاری بودن موت/ عدم امکان فرار از موت حتمی
- توحید/ قضای الهی/ عدم امکان فرار از قضای حتمی الهی/ عدم امکان فرار از موت حتمی
- انسان/ خصائص ذاتی/ امربین امرین (جبر و اختیار)/ محدودیت قدرت و اختیار/ عجز از انجام یا امتناع از واقع شدن در یک امر/ عدم توان فرار از عوامل مرگ
- انسان/ دنیازدگی / وابستگی بیش از حد به دنیا/ نفی توهم امکان فرار از موت با صعود به مکان و بُرجهای مرتفع و مستحکم
- معاد/ موت/ توهم عدم ادراک موت/ توهم جاودانگی در دنیا/ توهم امکان فرار از موت با صعود به مکان و بُرجهای مرتفع و مستحکم
نمایه ها:
- عدم امکان فرار از موت حتمی
- نفی توهم امکان فرار از موت با صعود به مکان و بُرجهای مرتفع و مستحکم
فرقانی
- محدودیت عمر انسان
- فانی بودن دنیا و ابدی نبودن انسان در دنیا
- عدم قدرت انسان بر فرار از مرگ
- قدرت مطلق الهی و تسلط او بر جهان
- علم الهی به مخفیگاه انسانها (حتی در صورت مخفی شدن در برجها و ...)
لیاقتی
- دسترسی مرگ به انسانها در هر شرایطی (پناهی از مرگ نیست)
- همه انسانها با مرگ مواجهه میشوند
- انسان هیچ مانعی از مرگ نمیتواند ایجاد کند ولو ساختمانهای مرتفع و مستحکم
- ادراک مرگ کنایه از موجود بودن مرگ است
آیه پنجم
﴿إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ آياتِنا غافِلُونَ أُولئِكَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ﴾[۱۰]
ترجمه فارسی آیه
«مسلماً کسانی که دیدارِ [قیامتِ] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شدهاند و به آن آرام یافتهاند و آنانکه از آیات ما بیخبرند * آنانند که به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می شدند، جایگاهشان آتش است»
تفسیر
﴿لا يَرْجُونَ لِقاءَنا﴾ أي لا يتوقعونه لإنكارهم البعث أو لا يخافون عقابنا إذ قد يكون الرجاء بمعنى الخوف
نمایههای آیه
واسطی
نمایههای اصلی
- عدم امید به لقای الهی
- رضایت و اطمینان به زندگی دنیا
- غفلت از آیات الهی
- آتش جایگاه دنیاگرایان غافل
- رابطه اعمال با سرنوشت اخروی
نمایههای فرعی
- آثار دنیازدگی در نگرش انسان
- پیامدهای غفلت از یاد خدا
- اهمیت امید به دیدار الهی
- معیارهای سنجش ایمان حقیقی
- ناپایداری دلبستگیهای دنیوی
انزابی
- دنیا/ غفلت آوری دنیا نسبت به معاد و نسبت به حضور در محضر الهی/ تلازم و همسانی رضایت و اطمینان به دنیای فانی و غفلت از آیات الهی با عدم آرزو و علاقه به لقاء الله و موتی که منجر به لقاء الهی می شود.
- نظام عالَم/ ربط تکوینی ظاهر و باطن اشیاء و اعمال/ باطن تکوینی آتش برای عدم اعتقاد و اشتیاق به زندگی پس از مرگ و اطمینان و رضایت به دنیا و غفلت از خدا
- معاد/ ظهور باطن اشیاء و اعمال و عقاید در قیامت / ظهور باطن تکوینی آتش برای عدم اعتقاد و اشتیاق به زندگی پس از مرگ و اطمینان و رضایت به دنیا و غفلت از خدا
- نظام عالَم/ رابطه اعمال و اعتقادات با عاقبت و آثار آنها/ تلازم و اثر امور سه گانه (عدم اعتقادو عدم اشتیاق به لقاء الهی- اطمینان و دلبستگی به دنیا- غفلت از آیات الهی)، با سوء عمل و سوء عمل با آتش
- هدایت و ضلالت / هدایت جهت اصلاح عمل و نجات از آتش/ تشویق به اشتیاق به لقاء الهی و عدم اطمینان به دنیا و فرار از غفلت با معرفی اثر آنها یعنی عمل سوء و عاقبت آتش جهنم(مفهوم آيه)
- معاد/ اعتقاد/ ضرورت اعتقاد به معاد/ آثار عدم اعتقاد/ لوازم انکار معاد و بعث (سوءعمل و عذاب آتش)
- معاد/ اعتقاد به معاد/ عوامل انکار معاد/ انکار معاد از آثار و لوازم اطمینان به دنیا
- معاد/ اعتقاد به معاد/ عوامل انکار معاد/ انکار معاد از آثار و لوازم عدم معرفت و رابطه حبّی با خدا و اشتیاق به لقاء او
- معاد/ اعتقاد به معاد/ عوامل انکار معاد/ بدی رفتار و اعمال از آثار عدم اعتقاد به معاد و حضور و جوابدهی در پیشگاه الهی
نمایه ها:
- تلازم و همسانی رضایت و اطمینان به دنیای فانی و غفلت از آیات الهی با عدم آرزو و علاقه به لقاء الله و موتی که منجر به لقاء الهی می شود.
- باطن تکوینی آتش برای عدم اعتقاد و اشتیاق به زندگی پس از مرگ و اطمینان و رضایت به دنیا و غفلت از خدا
- اثر عدم اعتقاد و اشتیاق به زندگی پس از مرگ و اطمینان و رضایت به دنیا و غفلت از خدا در بدی کردار و رفتار و اعمال
- تلازم امور سه گانه (عدم اشتیاق به لقاء الهی- اطمینان و دلبستگی به دنیا- غفلت از آیات الهی)، با سوء عمل و سوء عمل با آتش
- (مفهوم کلام): تشویق به اشتیاق به لقاء الهی و عدم اطمینان به دنیا و فرار از غفلت با معرفی اثر آنها یعنی عمل سوء و عاقبت آتش جهنم
- لوازم انکار معاد و بعث
- انکار معاد از آثار و لوازم اطمینان به دنیا
- انکار معاد از آثار و لوازم عدم معرفت و رابطه حبّی با خدا و اشتیاق به لقاء او
- بدی رفتار و اعمال از آثار عدم اعتقاد به معاد و حضور و جوابدهی در پیشگاه الهی
فرقانی
- جهنم جایگاه دنیازدگان
- جهنم جایگاه غافلان از آیات الهی
- جهنم جایگاه منکران قیامت
- جهنم جایگاه خوشنودان به دنیا
- استحقاق عذاب جهنم برای غافلان از آیات الهی، دنیازدگان، ...
- جهنم عاقبت اعمال شخصی فرد
لیاقتی
- باور به معاد با دنیاباوری و دنیادوستی قابل جمع نیست
- غفلت از نشانه های الهی و توحید اثر دنیادوستی
- اعمال انسان تابع باورهای اعتقادی
- رضایت به حیات دنیا افق کوتاه در برابر افق بلند لقاء الله است.
- آتش جهنم در برابر اکتسابات عملی افراد نه صرف اعتقاد
- رضایت به دنیا و اطمینان بدان نشانه عدم باور به معاد
آیه ششم
﴿قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا﴾[۱۱]
ترجمه فارسی آیه
«بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، گریز شما هرگز سودتان نمی دهد، و در این صورت [اگر هم سودتان دهد، از این زندگی زودگذر فانی] جز اندکی برخوردار نخواهید شد»
نمایههای آیه
واسطی
نمایههای اصلی
- بیفایده بودن فرار از مرگ یا کشته شدن
- محدودیت بهرهمندی از زندگی پس از فرار
- حتمیت مرگ علیرغم تلاش برای گریز
- هشدار الهی درباره ناکارآمدی ترس
نمایههای فرعی
- فلسفه شجاعت در میدان نبرد
- کوتاهی عمر دنیا حتی با فرار از خطر
- تقدیر الهی در تعیین اجل انسان
- بیهودگی دلبستگی به زندگی زودگذر
انزابی
- جهاد/فرار از جهاد/ فرارکنندگان از جهاد فقط بهره ی کمی از زندگی می برند
- جهاد/تشویق به جهاد و شهادت با توجه به نفع فراوان اخروی آن (مفهوم آیه)
- معاد/ موت/ موت حتمی و موت معلق/ عدم امکان فرار دائمی از مرگ
- معاد / موت / اشتیاق به مرگ / نتیجه فرار از مرگ فقط بهره کمی از دنیاست.
نمایه ها:
- تشویق به جهاد و شهادت با توجه به نفع فراوان اخروی آن (مفهوم آیه)
- عدم امکان فرار دائمی از مرگ
- نتیجه فرار از مرگ فقط بهره کمی از دنیاست.
فرقانی
- عدم امکان فرار از مرگ
- عدم منفعت یا رسیدن به منفعت قلیل در فرار از مرگ
- دوئیت مرگ و قتل
- حق بودن مرگ
لیاقتی
- سرزنش فرار از مرگ به بهانه دست یابی به بقاء ولو در غیر جنگ (مطلق)
- سرزنش فرار از مرگ در میدان نبرد برای فرار از مرگ یا کشته شدن (مقید به میدان جنگ)
- تفصیل بین مرگ و کشته شدن (قتل) نشانه تفاوت آنهاست
- ارزش والای مرگ یا کشته شدن در میدان در برابر حیات محدود
آیه هفتم
﴿قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ﴿◆﴾ وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ﴿◆﴾قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾[۱۲]
تفسیر
﴿فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ﴾ الخطاب و إن توجه ظاهرا إلى اليهود لكنه تعريض عام لكل من يدعي ولاية الله و يكره الموت.
ترجمه فارسی آیه
«بگو: ای یهودیان! اگر گمان می کنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید [چون دوستان خدا برای رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند.] * ولی آنان به سبب گناهانی که مرتکب شده اند هرگز آروزی مرگ نمی کنند، و خدا به ستمکاران داناست. * بگو: بی تردید مرگی را که از آن می گریزید با شما دیدار خواهد کرد، سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می شوید، پس شما را به اعمالی که همواره انجام می دادید، آگاه خواهد کرد.»
نمایههای آیه
واسطی
نمایههای اصلی
- آزمون صداقت یهودیان با تمنای مرگ
- ترس از مرگ به دلیل اعمال ناشایست
- حتمیت ملاقات با مرگ علیرغم فرار
- بازگشت به سوی عالم غیب و شهادت
- آگاهی از اعمال دنیوی پس از مرگ
- علم الهی به ظالمان
نمایههای فرعی
- نقد ادعای برگزیدگی قومی یهودیان
- رابطه مستقیم میان اعمال و میزان ترس از مرگ
- مرگ به عنوان معیار سنجش صداقت ایمان
انزابی
- اقوام و امت ها/ قوم یهود/ خصائص و ادعاهای بزرگان یهود/ ادعای اختصاص ولایت الهی (اولیاءالله بودن) برای ایشان
- انسان/ مدارج و کمالات معنوی/ مقام ولایت الهی / علائم و خصوصیات اولیاءالهی / تنافی ادعای ولایت الهی با عدم تمنی موت و اشتیاق لقاء الله
- معاد/ موت/ اشتیاق به موت/ آرزوی موت (و لقاء الله ) از نشانه های اولیاء الهی
- معاد/ موت/ ترس از موت / ترس از لقاء الله و پرهیز از تمنای موت به جهت اعمال سوء
- انسان/ فضایل اخلاقی / عدالت / عدالت در اعتقادات ، آرزوها و عمل/ سوءعمل و عدم تمنای لقاء الهی و موت، از مصادیق ظلم
- معاد/ موت/ عدم امکان فرار از موت و ملاقات حتمی موت با همگان
- معاد/ موت/ احوالات بعداز موت (اجمالا)/ حضور در پیشگاه خداوندی به نهان آشکارتان آگاه است و آنچه را انجام داده اید به شما خبر می دهد
نمایه ها:
- ادعای اختصاص ولایت الهی (اولیاءالله بودن) برای بزرگان یهود
- تنافی ادعای ولایت الهی با عدم تمنی موت و اشتیاق لقاء الله
- آرزوی موت (و لقاء الله ) از نشانه های اولیاء الهی
- ترس از لقاء الله و پرهیز از تمنای موت به جهت اعمال سوء
- سوءعمل و عدم تمنای لقاء الهی و موت، از مصادیق ظلم
- عدم امکان فرار از موت و ملاقات حتمی موت با همگان
- احوالات بعداز موت (اجمالا):حضور در پیشگاه خداوندی به نهان آشکارتان آگاه است و آنچه را انجام داده اید به شما خبر می دهد
فرقانی
- حس برتری طلبی یهود بر دیگر اقوام
- عدم امکان فرار از مرگ
- خبر قرآن از مرگ و معاد
- بازگشت همگان به سوی خدا پس از مرگ
- دانایی خدا به نهان و آشکار
لیاقتی
- خود برتربینی یهود (یا اهل کتاب) نسبت به سایر موحدین و اهل ادیان
- انحصارگرایی نژادی در عقاید یهود (یا اهل کتاب) حتی نسبت به نعمتهای اخروی
- میل به حیات اخروی و بقاء نشانه باور به حقانیت عقیده
- دنیادوستی نشانه عدم باورمندی معاد در نزد یهود (یا اهل کتاب)
- گنهکار بودن یهودیان (یا اهل کتاب) عامل ترس آنها از مرگ و علاقه به دنیا
- فرار از مرگ برای هیچ کسی ممکن نیست
- مرگ مسیر رسیدن به عالم غیب و شهادت
- عالم غیب و شهادت عالم خبردار شدن از حقایق بویژه اعمال و مکتسبات انسانها
- معیار برشمردن افراد از اولیاء الله، میزان علاقه وی به لقاء الله و مقوله مرگ است
حدیث اول
تفسير القمي ﴿فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ﴾ قَالَ إِنَّ فِي التَّوْرَاةِ مَكْتُوبٌ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ يَتَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ ثُمَّ قَالَ ﴿إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ.﴾[۱۳]
ترجمه حدیث
آیه: «پس اگر راست میگویید، آرزوی مرگ کنید» حضرت میفرماید: در تورات نوشته شده است که اولیای خدا آرزوی مرگ میکنند. سپس فرمود: «مرگی که از آن فرار میکنید، قطعاً شما را ملاقات خواهد کرد»
نمایههای حدیث
واسطی
نمایههای اصلی
- تأیید محتوای تورات درباره آرزوی مرگ توسط اولیای خدا
- تناقض ادعا و عمل یهودیان با کتاب مقدسشان
- حتمیت ملاقات با مرگ علیرغم فرار
نمایههای فرعی
- اشتراکات محتوایی تورات و قرآن
- ویژگیهای اولیای الهی در ادیان ابراهیمی
- مرگ به عنوان معیار سنجش صداقت
- نسبت میان ادعا و عمل در دینداری
- بیاثر بودن تلاش برای فرار از مرگ
انزابی
- انسان/مقامات معنوی/ ولایت الهی/خصائص اولیاء الهی / آمادگی و آرزوی موت (به قصد لقاء الله)
- معاد/موت/ مطلوبیت، انتظار، استقبال، بلکه آرزوی موت (جهت آغاز زندگی ابدی و رسیدن به لقاء الله)
- معاد/موت/ فرار از موت/عدم امکان فرار از موت
- توحید/قضای الهی/ قضای حتمی بر موت / عدم امکان فرار از قضای حتمی بر موت
نمایه ها:
- آمادگی و آرزوی موت (به قصد لقاء الله)
- مطلوبیت، انتظار، استقبال، بلکه آرزوی موت (جهت آغاز زندگی ابدی و رسیدن به لقاء الله)
- عدم امکان فرار از موت
- عدم امکان فرار از قضای حتمی بر موت
فرقانی
- تمنای مرگ، نشانه صداقت انسان (مومن)
لیاقتی
- آرزوی مرگ و لقاء الله، معیار شناخت اولیاء الله
- اشتراک ادیان الهی در باورمندی به معاد
- علم ائمه علیهم السلام به تورات (اگر عبارت تفسیر عینا از روایت اخذ شده باشد)
حدیث دوم
كتاب حسين بن سعيد و النوادر ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَيْمَنَ عَنْ دَاوُدَ الْأَبْزَارِيِّ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: يُنَادِي مُنَادٍ كُلَّ يَوْمٍ لِدْ لِلْمَوْتِ وَ اجْمَعْ لِلْفَنَاءِ وَ ابْنِ لِلْخَرَابِ.»[۱۴]
ترجمه حدیث
از امام ابو جعفر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «هر روز ندا دهندهای ندا میدهد که به سوی مرگ روید، و برای فنا گردآوری کن و برای ویرانی بنا کن.»
نمایههای حدیث
واسطی
نمایههای اصلی
- هشدار منادی روزانه درباره سرانجام اعمال دنیوی
- فرزندآوری و سرانجام مرگ
- جمعآوری اموال و عاقبت فنا
- ساخت و ساز و نتیجه خرابی
نمایههای فرعی
- تناقض ظاهری میان تلاشهای انسان و سرانجام آنها
- بیهودگی دلبستگی به امور فناپذیر
- یادآوری مستمر مرگ و نابودی
- دنیا به مثابه گذرگاه نه قرارگاه
- فلسفه هستی در پرتو فناپذیری امور
انزابی
- معاد/موت/موت، انتهای زندگی دنیا
- معاد/موت/عوامل تذکر و یادآوری موت/ منادی الهی (و تمام دنیا) ندا می دهند و یادآوری می کنند که پایان کار دنیا موت است
- عالم/ نظام وخصوصیات عوالم /فنا پذیری تمام امور دنیوی و مادی
- انسان/اخلاق/ دلبستگی ها و علاقه های انسان/ توجه و دلبستگی به دنیا/لزوم توجه به خصوصیت فناپذیری دنیا
نمایه ها:
- موت،انتهای زندگی دنیا
- منادی الهی (و تمام دنیا) ندا می دهند و یادآوری می کنند که پایان کار دنیا موت است
- فنا پذیری تمام امور دنیوی و مادی
- لزوم توجه به خصوصیت فناپذیری دنیا
فرقانی
- فانی بودن دنیا و ما فیها از جمله انسان
- حقانیت مرگ
- اثبات معاد
- یادآوری و هشدار روزانه مرگ توسط ملک
لیاقتی
- خارج از اختیار بودن عواقب قهری اعمال انسان مانند مرگ برای زاد و ولد و ....
- انقطاع آثار اعمال در دنیا
- باطن دنیا همراه با هشدارها و انذار الهی
حدیث سوم
كتاب حسين بن سعيد و النوادر ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِّثْنِي بِمَا أَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ مَا أَكْثَرَ ذِكْرَ الْمَوْتِ إِنْسَانٌ إِلَّا زَهِدَ فِي الدُّنْيَا.»[۱۵]
ترجمه حدیث
ابوعبیده میگوید: «من به ابوجعفر گفتم: فدایت شوم، برایم چیزی بگو که از آن بهرهمند شوم؛ پس او گفت: ای ابیعبیده، هر انسانی که زیاد مرگ را به یاد آورد، از دنیا کنارهگیری میکند.»
نمایههای حدیث
واسطی
نمایههای اصلی
- تأثیر یاد مرگ بر زهد دنیوی
- کارکرد تربیتی ذکر مرگ
- رابطه مستقیم یادآوری مرگ و بیرغبتی به دنیا
نمایههای فرعی
- حقیقت دنیا
- روشهای عملی برای تهذیب نفس
- ابزارهای معرفتی برای اصلاح جهانبینی
- راهکارهای کاربردی برای معنویت روزمره
- نسبت میان معرفتشناسی مرگ و سبک زندگی
- مرگاندیشی به عنوان پادزهر دنیادوستی
انزابی
- انسان/ تکامل معنوی/ عوامل معرفتی و اعتقادی انسان ساز/ یاد مرگ
- معاد/ موت / ضرورت اعتقاد به موت/ مطلوبیت یاد مرگ
- معاد/ موت/ یاد مرگ / آثار یاد مرگ/ زهد(بی رغبتی به دنیا)، از آثار توجه به معاد و یاد مرگ
نمایه ها:
- مطلوبیت یاد مرگ
- یاد معاد و موت از توصیه های نافع برای مومنان
- زهد(بی رغبتی به دنیا)، از آثار توجه به معاد و یاد مرگ
فرقانی
- سفارش به کثرت یاد مرگ
- زهد در دنیا، ثمره کثرت یاد مرگ
- سازنده بودن یاد مرگ (بما انتفع به)
لیاقتی
- سنت درخواست موعظه از معصومین علیهم السلام و اجابت آن توسط امام
- یاد مرگ از مواعظ مورد انتفاع در زندگی دنیوی
- زهد در دنیا از آثار کثرت یاد مرگ
- زهد در دنیا عامل انتفاع در زندگی
حدیث چهارم
كتاب حسين بن سعيد و النوادر عَلِيُّ بْنُ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ دَاوُدَ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ الزُّهْرِيِّ
«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَوْتَ الْمَوْتَ جَاءَ الْمَوْتُ بِمَا فِيهِ جَاءَ بِالرَّوْحِ وَ الرَّاحَةِ وَ الْكَرَّةِ الْمُبَارَكَةِ إِلَى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ لِأَهْلِ دَارِ الْخُلُودِ الَّذِينَ كَانَ لَهَا سَعْيُهُمْ وَ فِيهَا رَغْبَتُهُمْ وَ جَاءَ الْمَوْتُ بِمَا فِيهِ جَاءَ بِالشِّقْوَةِ وَ النَّدَامَةِ وَ الْكَرَّةِ الْخَاسِرَةِ إِلَى نَارٍ حَامِيَةٍ لِأَهْلِ دَارِ الْغُرُورِ الَّذِينَ كَانَ لَهَا سَعْيُهُمْ وَ فِيهَا رَغْبَتُهُمْ.»[۱۶]
ترجمه فارسی حدیث
امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ به نقل از رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود: مرگ! مرگ! مرگ فرا رسيد با آنچه كه در پِى دارد، مرگ آمد براى نجات از اندوه و خستگى؛ و بازگشت با بركت به سوى بهشت والا، براى ساكنين منزلگاه جاويد، (براى آن دسته) افرادى كه جهت بهشت تلاش كرده و به آن اميد بسته اند. مرگ آمد با آنچه كه در پِى دارد، آمد همراه سختى، پشيمانى، بازگشت زيان آور به سمت آتشى سوزان، براى اهل منزلگاه (دنياى) غرور آفرين، آن دسته اشخاصى كه سعى و تلاششان جهت دنيا و اشتياقشان بر آن بوده است.[۱۷]
واسطی
نمایههای اصلی
- اهمیت والای توجه به مرگ
- ارمغان مرگ برای اهل بهشت
- ارمغان مرگ برای اهل دوزخ
- تقابل دارالخلود و دارالغرور
- رابطه سعی و رغبت با سرنوشت اخروی
نمایههای فرعی
- مرگ به مثابه دروازه انتقال
- تجسم عمل در قالب سرنوشت
- معیار ارزش عمل بر اساس نیت
- دنیا به عنوان سرای فریب
انزابی
- معاد/موت/لزوم مدنظر بودن موت در برنامه ریزی و تصمیمات و هدفگذاری های زندگی/ تأکید بر توجه و یادآوری موت و مدنظر داشتن امور پس از موت
- معاد/موت/فراگیر بودن موت/ موت به سراغ همگان خواهد آمد
- معاد/موت/احوال و موقعیت افراد بعد از موت/ اموری که مرگ برای اهل آخرت به ارمغان می آورد: آرامش - راحتی- بازگشت بابرکت به جایگاه عالی بهشتی
- معاد/موت/احوالات پس از موت/ چگونگی مرگ برای اهل آخرت (بازگشت مبارک به بهشت )
- معاد/یاد معاد و آخرت/نقش توجه به آخرت در زندگی/خصائص اهل آخرت : سعیشان برای آخرت بوده- علاقه و تمایلات و گرایشاتشان به امور اخروی بوده
- معاد/موت/احوالات پس از موت/ چگونگی مرگ برای اهل دنیا: (بازگشت به آتش سوزان)
- انسان/کمالات معنوی/ وابستگی به دنیا/ خصوصیتی از دنیا که اهل دنیا را اهل آتش سوزان می کند: (دارالغرور بودن)
- عالم/دنیا/خصائص دنیا/خصوصیتی از دنیا که اهل دنیا را اهل آتش سوزان می کند: (دارالغرور بودن)
- انسان/کمالات معنوی/ وابستگی به دنیا/اموری که مرگ برای اهل دارغرور دنیا به همراه می آورد: بدبختی - پشیمانی- بازگشت به آتش سوزان
- معاد/یاد معاد و آخرت/نقش عدم توجه به آخرت در زندگی/ اموری که مرگ برای اهل دارغرور دنیا به همراه می آورد: بدبختی - پشیمانی- بازگشت به آتش سوزان
- انسان/.../اهل دنیا بودن/خصائص اهل دار غرور دنیا: سعیشان برای دنیا و علاقه و تمایلات و گرایشاتشان به دنیا بوده
نمایه ها:
- تأکید بر توجه و یادآوری موت و مدنظر داشتن امور پس از موت
- موت به سراغ همگان خواهد آمد
- اموری که مرگ برای اهل آخرت به ارمغان می آورد: آرامش - راحتی- بازگشت بابرکت به جایگاه عالی بهشتی
- چگونگی مرگ برای اهل آخرت (بازگشت مبارک به بهشت )
- خصائص اهل آخرت : سعیشان برای آخرت بوده- علاقه و تمایلات و گرایشاتشان به امور اخروی بوده
- چگونگی مرگ برای اهل دنیا: (بازگشت به آتش سوزان)
- خصوصیتی از دنیا که اهل دنیا را اهل آتش سوزان می کند: (دارالغرور بودن)
- خصوصیتی از دنیا که اهل دنیا را اهل آتش سوزان می کند: (دارالغرور بودن)
- اموری که مرگ برای اهل دارغرور دنیا به همراه می آورد: بدبختی - پشیمانی- بازگشت به آتش سوزان
- اموری که مرگ برای اهل دارغرور دنیا به همراه می آورد: بدبختی - پشیمانی- بازگشت به آتش سوزان
- خصائص اهل دار غرور دنیا: سعیشان برای دنیا و علاقه و تمایلات و گرایشاتشان به دنیا بوده
فرقانی
- مرگ واقعیتی محتوم
- علم غیب امام به عالم آخرت و اثرات مرگ
- نسبی بودن آثار مرگ نسبت به مومن و کافر (در راحتی و سختی، ...)
لیاقتی
- نسبی بودن مواجهه با مرگ برای انسانها مومن و غیرمومن
- مرگ برای مومن واجد نشاط و راحتی
- مرگ برای مومن مرحله ای مبارک به سوی بهشت والا
- بهشت قرارگاه ماندنی و ابدی
- بهشت پاداش جویندگان و علاقه مندان کوشا
- مرگ برای غیرمومن واجد سختی و پشیمانی
- مرگ برای غیرمومن مرحله ای ناگوار به سوی مقر آتشین
- جهنم قرارگاه فریب خوردگان
- جهنم جزای حویندگان آتش و علاقه مندان تلاشگر
- ولایت شیطان برابر با شقاوت و بدبختی
- آرزوی زیاد، توطئه شیطان برای فراموشی مرگ
- کثرت یاد مرگ و آمادگی برای آن (باهم) نشانه دوراندیشی مومن
- میزان توجه مومن و یاد مرگ و تلاش برای آن عامل برتری مومن بر مومنین دیگر
حدیث پنجم
«وَ قَالَ: إِذَا اسْتَحَقَّتْ وِلَايَةُ الشَّيْطَانِ وَ الشَّقَاوَةُ جَاءَ الْأَمَلُ بَيْنَ الْعَيْنَيْنِ وَ ذَهَبَ الْأَجَلُ وَرَاءَ الظَّهْرِ.»[۱۸]
ترجمه روایت
«وقتی انسان مستحق ولایت شیطان و شقاوت شود، امید بین دو چشم پدید میآید و اجل از پشت سر میرود.»
واسطی
نمایههای اصلی
- رابطه ولایت شیطان با استحقاق شقاوت
- طول امل اهل شقاوت و ولایت شیطان
- غفلت از مرگ نزد اشقیا و اولیای شیطان
نمایههای فرعی
- آثار روانشناختی تسلط شیطان بر انسان
- طول امل به عنوان راهبرد شیطان
- تغییر اولویتهای انسان در حالت شقاوت
- دنیازدگی و فراموشی آخرت
- نشانهشناسی ولایت شیطان در رفتار انسان
- رابطه معکوس میان توجه به آرزوها و یاد مرگ
انزابی
- .../شیطان/مراحل نفوذ شیطان در انسان /ولایت شیطان بر انسان /از آثار ولایت شیطان: توجه به آرزوهای دنیوی و عدم توجه به معاد و موت
- انسان/ سعادت و شقاوت انسان/ همراهی ولایت شیطان با بدبختی
- معاد/موت/ یاد مرگ/ فراموشی مرگ، نتیجه ولایت شیطان و بدبختی
- انسان/ولایت پذیری/ولایت شیطان/آثار استقرار ولایت شیطان در وجود انسان : توجه به آرزوهای پی دپی دنیوی - عدم توجه به مرگ
نمایه ها:
- از آثار ولایت شیطان: توجه به آرزوهای دنیوی و عدم توجه به معاد و موت
- همراهی ولایت شیطان با بدبختی
- فراموشی مرگ، نتیجه ولایت شیطان و بدبختی
فرقانی
- دشمن شناسی امام
- تبعات پذیرش ولایت شیطان
لیاقتی
- ولایت شیطان برابر با شقاوت و بدبختی
- آرزوی زیاد، توطئه شیطان برای فراموشی مرگ
حدیث ششم
«قَالَ وَ قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَيُّ الْمُؤْمِنِينَ أَكْيَسُ قَالَ أَكْثَرُهُمْ ذِكْراً لِلْمَوْتِ وَ أَشَدُّهُمُ اسْتِعْدَاداً لَهُ.»[۱۹]
ترجمه حدیث
«از رسول خدا سوال شد که کدامیک از مؤمنان زیرکترند؟» حضرت فرمود: اکثر آنان که بیشترین یاد مرگ را دارند و برای آن به شدیدترین صورت آماده میشوند.»
واسطی
نمایههای اصلی
- معیار کیاست بالای مؤمن
- یادکرد مرگ
- آمادگی برای مرگ
- معیار برتری در ایمان
نمایههای فرعی
- عاقبتاندیشی
- دوراندیشی ایمانی
- مرگآگاهی
- زیرکی معنوی
- ارتباط یادآوری مرگ و هوشیاری
انزابی
- ایمان و کفر/مومن/خصوصیات مومن/زیرک بودن/یاد معاد نشانه زیرک بودن مومن (خصوصیت مومن زیرک: کثرت یاد مرگ - آمادگی برای مرگ)
- ایمان و کفر/ لوازم ایمان /رابطه ایمان با یاد معاد و آمادگی برای مرگ
- معاد/موت/ اعتقاد به موت/یاد معاد نشانه زیر. بودن مومن
نمایه ها:
- یاد معاد نشانه زیرک بودن مومن
- رابطه ایمان با یاد معاد و آمادگی برای مرگ
فرقانی
- کثرت یاد مرگ و آماده شدن برای آن، معیار زیرکی مومن
- زیرکترین مومنان
- اهمیت کثرت یاد مرگ
- لزوم کثرت یاد مرگ و آماده شدن برای آن
- رابطه ایمان و کثرت یاد مرگ
لیاقتی
- کثرت یاد مرگ و آمادگی برای آن (باهم) نشانه دوراندیشی مومن
- میزان توجه مومن و یاد مرگ و تلاش برای آن عامل برتری مومن بر مومنین دیگر
حدیث هفتم
« وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَيُّهَا النَّاسُ كُلُّ امْرِئٍ لَاقٍ فِي فِرَارِهِ مَا مِنْهُ يَفِرُّ وَ الْأَجَلُ مَسَاقُ النَّفْسِ إِلَيْهِ وَ الْهَرَبُ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ.»[۲۰].[۲۱].[۲۲]
أقول سيأتي شرحه في باب شهادة أمير المؤمنين ع.
واسطی
نمایههای اصلی
- حتمیت مرگ
- ناگزیری از سرنوشت
- تناقض گریز از مرگ
نمایههای فرعی
- تقابل گریز و مواجهه
- مسیر حتمی عمر
- حکمت تقدیر الهی
- بیهودگی گریز از تقدیر
- فلسفه اجل
انزابی
- توحید/قضای الهی/ عدم امکان فرار از قضای حتمی خداوند/ عدم امکان فرار از مرگ
- معاد/موت/حتمی بودن موت موجودات و انسان/عدم امکان فرار از موت- فرار از موت موجب ملاقات با موت می شود.
- انسان/مدت عمر دنیوی انسان / مهلت عمر، انسان را به سوی مرگ می کشاند
نمایه ها:
- عدم امکان فرار از مرگ
- فرار از موت موجب ملاقات با موت می شود.
- مهلت عمر، انسان را به سوی مرگ می کشاند
فرقانی
- حتمی بودن مرگ
- عدم امکان فرار از مرگ
- فرار از مرگ مساوی با مواجهه با آن
- بقای روح با مرگ
- ارتباط اجل با روح انسان
لیاقتی
- فراگیری مرگ نسبت به همه انسانها
- فرار از مرگ امر شایع در همه انسانها
- حتمی بودن مرگ برای همه انسانها
- مواجهه قطعی با امور محتوم الهی
- اجل انسان به مثابه تلاقی نفس و مرگ
- اجل انسان زمان رسیدن مرگ به نفس
- تلاش برای گریختن از مرگ همان رسیدن به مرگ
- هر فعالیتی از انسان گامی به سوی مرگ
حدیث هشتم
الأمالي للصدوق الدَّقَّاقُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مِحْصَنٍ عَنِ ابْنِ ظَبْيَانَ
«عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ: لَمَّا أَرَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبْضَ رُوحِ إِبْرَاهِيمَ ع أَهْبَطَ اللَّهُ مَلَكَ الْمَوْتِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إِبْرَاهِيمُ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ أَ دَاعٍ أَمْ نَاعٍ قَالَ بَلْ دَاعٍ يَا إِبْرَاهِيمُ فَأَجِبْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَهَلْ رَأَيْتَ خَلِيلًا يُمِيتُ خَلِيلَهُ قَالَ فَرَجَعَ مَلَكُ الْمَوْتِ حَتَّى وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ فَقَالَ إِلَهِي قَدْ سَمِعْتَ مَا قَالَ خَلِيلُكَ إِبْرَاهِيمُ فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ اذْهَبْ إِلَيْهِ وَ قُلْ لَهُ هَلْ رَأَيْتَ حَبِيباً يَكْرَهُ لِقَاءَ حَبِيبِهِ إِنَّ الْحَبِيبَ يُحِبُّ لِقَاءَ حَبِيبِهِ.»[۲۳]
واسطی
نمایههای اصلی
- خلت ابراهیمی
- مقام محبت الهی
- فلسفه مرگ
- دیدار محبوب
- حکمت جدایی و وصال
نمایههای فرعی
- گفتگوی انبیا با ملک الموت
- اشتیاق به دیدار خداوند
- رابطه محبت و مرگ
- کیفیت قبض روح انبیا
- مواجهه عارفانه با مرگ
انزابی
- انبیاء/خصائص/رابطه انبیاء به فرشتگان /نحوه ملاقات فرشته مرگ با انبیاء
- انبیاء/ زندگی و مرگ انبیاء/ نحوه ملاقات فرشته مرگ با انبیاء
- معاد/موت/حقیقت موت/ دفع شبهه اینکه موت نابودی و دوری از خدا نیست بلکه ملاقات خداست
- معاد/موت /محبوبیت مرگ برای مومنان به جهت رسیدن به لقاء محبوبشان
- انسان/اخلاق/تکامل معنوی /لقاء الله/لقاء الله بعد از موت
نمایه ها:
- نحوه ملاقات فرشته مرگ با انبیاء
- دفع شبهه اینکه موت نابودی و دوری از خدا نیست بلکه ملاقات خداست
- محبوبیت مرگ برای مومنان به جهت رسیدن به لقاء محبوبشان
- لقاء الله بعد از موت
فرقانی
- خلیل الله بودن ابراهیم
- حتمیت مرگ و فنای در دنیا برای همه مخلوقات حتی انبیا
- قبض روح توسط ملک الموت
- احترام ملک الموت به ابراهیم و گفتگو با او قبل از قبض روح
- مرگ به منزله دیدار مومن با محبوب خود
- تعابیر صحیح از مرگ
- علم امام به احوال گذشتگان
لیاقتی
- علم ائمه به زندگی انبیاء سابق و خبر دادن از آن
- قبض روح برخی افراد (مثل انبیاء بزرگ) توسط خود ملک الموت
- گفتگوی ملک الموت با انسان (یا انبیاء خاصة)
- اعلام خبر مرگ، یکی از وظایف ملک الموت
- مقام خلت ابراهیم (خلیل الله )
- گفتگوی عاشقانه انبیاء با خداوند متعال (مقام دلال یا ادلال)
- مرگ در گام اول برای همه مکروه است ولو انبیاء اما وعده الهی آنرا شیرین میکند
- اشتیاق خداوند به ملاقات بندگان محبوبش
حدیث نهم
الخصال ابْنُ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ جَدِّهِ عَنِ السَّكُونِيِّ
«عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: أَتَى النَّبِيَّ ص رَجُلٌ فَقَالَ: مَا لِي لَا أُحِبُّ الْمَوْتَ. فَقَالَ لَهُ: أَ لَكَ مَالٌ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: فَقَدَّمْتَهُ؟ قَالَ: لَا. قَالَ: فَمِنْ ثَمَّ لَا تُحِبُّ الْمَوْتَ.»[۲۴]
واسطی
نمایههای اصلی
- رابطه مال دنیا و ترس از مرگ
- فلسفه کراهت از موت
- آمادگی برای آخرت
- پیشفرستادن اعمال صالح
نمایههای فرعی
- دلبستگی دنیوی
- سنجه محبت مرگ
- رابطه انفاق و نجات
- تشخیص پیامبرانه علل روحی
- وابستگی مالی
انزابی
- ایمان/ خصائص مومن/ توجه به معاد /نگرانی مومن از اینکه چرا مرگ را دوست ندارد.
- معاد/موت/ ضرورت اعتقاد به موت/ ضرورت دوست داشتن موت(جهت لقاءالله یا زندگی جاوید اخروی یا نعمتهای بهشتی)/نگرانی مومن از اینکه چرا مرگ را دوست ندارد
- ایمان و کفر/ خصائص مومن / تعلقات قلبی مومن/عدم دلبستگی و وابستگی قلبی مومن به دنیا- محبت موت برای زنگی اخروی
- ایمان و کفر/ حب و بغض / حب و بغض های متقابل /تقابل دلبستگی به دنیا با دوستی آخرت و موت
- انسان/اخلاق/ انفاق و صدقه مالی/ انفاق و صدقه مالی، راه علاج عدم دلبستگی به دنیا
- انسان/ اخلاق/ رذائل اخلاقی/ راهکارهای اصلاح رذایل اخلاقی/ انفاق و صدقه مالی، راه علاج عدم دلبستگی به دنیا
- معاد/موت/ لزوم و ضرورت توجه و علاقه به زندگی اخروی /راهکار توجه و علاقه به موت و زندگی اخروی/ انفاق و صدقه مالی، راهگشای توجه و دوستی به موت و زندگی اخروی
نمایه ها:
- نگرانی مومن از اینکه چرا مرگ را دوست ندارد
- تقابل دوستی دنیا با دوستی آخرت و موت
- انفاق و صدقه مالی، راه علاج عدم دلبستگی به دنیا
- انفاق و صدقه مالی، راهگشای توجه و دوستی به موت و زندگی اخروی
فرقانی
- رابطه کراهت از مرگ با ترک صدقه واجب
- ترک صدقه علت کراهت از مرگ
لیاقتی
- ناپسند بودن مرگ برای انسانها
- تقابل دلبستگی به مال (مظاهر دنیا) با دوست داشتن مرگ
- راه جمع بین دو دلبستگی (انفاق و هزینه مال در راه خیر )
- گروکشی علائق دنیوی از انسان
حدیث دهم
الخصال أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمْ يَخْلُقِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقِيناً لَا شَكَّ فِيهِ أَشْبَهَ بِشَكٍّ لَا يَقِينَ فِيهِ مِنَ الْمَوْتِ.» [۲۵]
ترجمه فارسی حدیث
حمزة بن حمران گفت:امام صادق(عليه السّلام)فرمود:خداوند،يقينى را كه شك در آن نباشد،همچون شكى كه يقين در آن نباشد مانند مرگ نيافريده است.(همه به مرگ يقين دارند ولى در عمل به آن اعتنا نمىكنند و مانند امر مشکوک برخورد میکنند.) جعفری، ترجمه خصال،جلد ۱، صفحه ۲۹
واسطی
نمایههای اصلی
- یقین و شک در مرگ
- تناقضنمای معرفتی مرگ
- حقیقت دوگانه موت
نمایههای فرعی
- روانشناسی انکار مرگ
- مراتب یقین
- شک عملی در برابر یقین نظری
- نسبت معرفت و عمل
- غفلت از حتمیات
انزابی
- معرفت شناسی/ طرق کسب معرفت/طرق دستیابی به یقین/ مخلوق خدا و افاضی بودن یقین
- معاد/موت/اعتقاد به موت/ یقینی بودن موت (یقین از راه وجدان یا مشاهده و تجربه)
- انسان/قوای ادراکی و تحریکی/ عقل نظری و عقل عملی /عدم هماهنگی دانسته ها با اراده و عمل/ یقین به مرگ و عدم تطابق عمل با مقتضای یقین
نمایه ها:
- مخلوق خدا و افاضی بودن یقین
- یقینی بودن موت (یقین از راه وجدان یا مشاهده و تجربه)
- یقین به مرگ و عدم تطابق عمل با مقتضای یقین
فرقانی
- مخلوق بودن مرگ
- حتمی بودن مرگ
لیاقتی
- مخلوق بودن مرگ
- مرگ مساله یقینی برای همه انسانها
- تردید پذیری مرگ در باور انسانها و فراموشی آن
- تردید در امر یقینی موجب تغییر باور انسان و تبدیل آن به امر مشکوک میشود
حدیث یازدهم
الخصال الْفَامِيُّ وَ ابْنُ مَسْرُورٍ مَعاً عَنِ ابْنِ بُطَّةَ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ
«عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ: سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِمَا ذَا أَحْبَبْتَ لِقَاءَ اللَّهِ قَالَ لَمَّا رَأَيْتُهُ قَدِ اخْتَارَ لِي دِينَ مَلَائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ أَنْبِيَائِهِ عَلِمْتُ أَنَّ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِهَذَا لَيْسَ يَنْسَانِي فَأَحْبَبْتُ لِقَاءَهُ.» [۲۶]
واسطی
نمایههای اصلی
- اشتیاق به لقاء الله
- برگزیدگی دین الهی
- فراموش نکردن خدا بندگان را
- رابطه اکرام الهی با محبت بنده
نمایههای فرعی
- راز حب لقاءالله
- یقین به یادکرد الهی
- رابطه شناخت و محبت
انزابی
این فرمایش درصورتی مربوط به بحث معاد و موت میشود که ملازمه موت با لقاء الله به آن افزوده شود
چون برخی مراتب لقاء الله قبل از موت ظاهری ازدنیا هم قابل دستیابی است.
- انسان/رابطه انسان با خداوند/ رابطه حبّی/ محبوب بودن لقاء الله
- انسان/رابطه انسان با خداوند/ رابطه حبّی/ محبوب بودن لقاء الله /چرایی محبوب بودن لقاء الله (یکی از دلایل)
- دین / نعمت بودن دین و هدایت الهی / ثمرات توجه به نعمت بودن دین / توجه به نعمت دین الهی،موجب محبوبیت لقاء الهی
- انسان/ رابطه انسان باخدا/ کرامت های خداوند نسبت به انسان/ اعطای دین، تکریم شأن انسانی از جانب خداوند
- هدایت عامه انسانها/خداوند بندگانش را فراموش نمیکند/ ارائه دین فرشتگان و انبیاء دلیل توجه خداوند به بندگان
- توحید/ صفات جمال و جلال/ کارکردهای صفات جمال در نظام ربوبی/ صفات جمال عامل جذب حبی و قلبی انسان / محبوبیت لقاء به دلیل صفت لطف و کرم (صفات جمال بنده را به لقاء جمیل مشتاق می کند)
- امام شناسی/ رابطه حبی امام با خدا/ کیفیت سلوک معرفتی - حبی امام / توجه به نعمت بودن دین الهی عامل محبوبیت لقاء الله
نمایه ها:
- محبوب بودن لقاء الله
- چرایی محبوب بودن لقاء الله (یکی از دلایل)
- توجه به نعمت دین الهی،عامل محبوبیت لقاء الهی
- اعطای دین، تکریم شأن انسانی از جانب خداوند
- ارائه دین فرشتگان و انبیاء دلیل توجه خداوند به بندگان
- محبوبیت لقاء به دلیل صفت لطف و کرم (صفات جمال بنده را به لقاء جمیل مشتاق میکند)
فرقانی
- حب امام به لقاء الله
- یکی بودن حقیقت همه ادیان
- کرامت بخشی به انسان با دین
- عدم فراموشی انسان توسط خدا
لیاقتی
- لقاء الله (ملاقات و دیدار با خدا) تعبیر زیبا از مرگ برای مومن
- لقاء الله میتواند محبوب باشد یا غیر محبوب
- نقش و اختیار انسان در تبدیل شده لقاء الله و مرگ به امر محبوب
- اسلام همان دین پیامبران و ملائکه است (یکی بودن حقیقت دین)
- ملائکه هم متدین به دین اسلامند
- شرافت انسان به قابلیتش در پذیرفتن دین است
- بالاترین نعمت در کلام امیرالمومنین علیه السلام دین است و الا به نعمت دیگری احتجاج مینمودند
- تکریم انسان به دیانت نشانه عنایت ویژه خداوند متعال و توجه باری تعالی
- انسان اگر بفهمد مورد توجه خداوند است دیدارش را دوست میدارد
حدیث دوازدهم
التوحيد الْهَمْدَانِيُّ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع مِثْلَهُ
حدیث سیزدهم
الخصال الْخَلِيلُ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ السَّرَّاجِ عَنْ قُتَيْبَةَ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي عَمْرٍو عَنْ عَاصِمِ بْنِ عُمَرَ بْنِ قَتَادَةَ عَنْ مَحْمُودِ بْنِ لَبِيدٍ
«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: شَيْئَانِ يَكْرَهُهُمَا ابْنُ آدَمَ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ الْمَوْتُ رَاحَةٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الْفِتْنَةِ وَ يَكْرَهُ قِلَّةَ الْمَالِ وَ قِلَّةُ الْمَالِ أَقَلُّ لِلْحِسَابِ.» [۲۷]
واسطی
نمایههای اصلی
- کراهت انسان از مرگ
- مرگ آرامش مؤمن از فتنه
- کراهت انسان از کمی مال
- کمی مال سبب کاهش حساب
- تعارض خواست انسان با مصلحت واقعی
نمایههای فرعی
- ماهیت فتنه در زندگی دنیا
- رابطه مال با حساب اخروی
- حکمت الهی در ناخوشایندها
- معیارهای ارزیابی دنیوی و اخروی
انزابی
- انسان/ خلق و خوی/ کراهت و رضایت/ جهل به حقیقت امور عامل کراهت از آنها
- معاد/موت/ استقبال از موت/کراهت مومن از موت به سبب جهل از نتیجه موت مومن
نمایه ها:
- جهل به حقیقت امور عامل کراهت از آنها
- کراهت مومن از موت به سبب جهل از نتیجه موت مومن
فرقانی
- کراهت انسان از مرگ و کمی مال دنیا
- قلت مال سبب کاهش حساب در آخرت
- آثار مرگ برای مومن: راحتی از فتنه
لیاقتی
- ناپسند بودن مرگ برای همه انسانها (نوع انسانها)
- ناپسند بودن فقر برای همه انسانها (نوع انسانها)
- فایده نجات از فتنه ها (فتنه محل آزمایشهای سخت و مضطرب کننده است) از فواید مرگ
- مرگ راحت و آسایش مومن
- ارتباط بهره مندی از مال با سهولت حساب
- توجه خداوند به بندگان در میزان بهره مندی از دنیا و جبران آن در آخرت
حدیث چهاردهم
الخصال أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْأَصْبَهَانِيِّ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَحَبَّ الْحَيَاةَ ذَلَّ.» [۲۸]
متن کامل حدیث
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ قَالَ أَخْبَرَنِي غَيْرُ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَكْتُوبٌ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ ع لَا يَظْعَنُ الرَّجُلُ إِلَّا فِي ثَلَاثٍ زَادٍ لِمَعَادٍ أَوْ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ ثُمَّ قَالَ مَنْ أَحَبَّ الْحَيَاةَ ذَلَّ.»[۲۹]
واسطی
نمایههای اصلی
- رابطه دنیادوستی و ذلت
- آثار دلبستگی به حیات دنیوی
نمایههای فرعی
- معیارهای ارزشگذاری زندگی
- تقابل حب دنیا و عزت نفس
- عزت و ذلت معنوی
- رابطه نوع نگاه به دنیا و شخصیت انسان
- معیار سنجش ارزش وجودی انسان
انزابی
- انسان/ خصائص الهی انسان/ عزت و کرامت/ موانع و عوامل سلب عزت و کرامت انسان/ ذلت آور بودن حب حیات دنیوی
- انسان/ حالات و خصائص قلبی و معنوی/ حب و بغض ها/ نکوهش حب زندگی دنیوی
- معاد/ موت/ توجه به موت/ نکوهش وابستگی قلبی به حیات دنیوی = (مفهوم) ترغیب به حب موت - ترغیب حب حیات اخروی
نمایه ها:
- ذلت آور بودن حب حیات دنیوی
- نکوهش وابستگی قلبی به حیات دنیوی = (مفهوم) ترغیب به حب موت - ترغیب حب حیات اخروی
فرقانی
- رابطه حب دنیا با ذلت
لیاقتی
- دوست داشتن زندگی دنیا عامل تلاش های انسان برای بقاء به هر قیمتی است
- ذلت در دوست داشتن زندگی دنیا منحصر به آخرت نیست
حدیث پانزدهم
عيون أخبار الرضا عليه السلام الْمُفَسِّرُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْحُسَيْنِيِّ
«عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الصَّادِقِ ع فَقَالَ قَدْ سَئِمْتُ الدُّنْيَا فَأَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ الْمَوْتَ فَقَالَ تَمَنَّ الْحَيَاةَ لِتُطِيعَ لَا لِتَعْصِيَ فَلَأَنْ تَعِيشَ فَتُطِيعَ خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ تَمُوتَ فَلَا تَعْصِيَ وَ لَا تُطِيعَ.» [۳۰]
واسطی
نمایههای اصلی
- آرزوی مرگ از سر خستگی دنیوی
- فلسفه حیات در نگاه اهل بیت
- ارزش زندگی طاعتمحور
- برتری حیات مطیعانه بر موت بیعصیان
نمایههای فرعی
- معیار ارزشگذاری زندگی و مرگ
- اصلاح نگرش به دنیا
- رویکرد ابزاری به حیات دنیوی
- طاعت خدا غایت خلقت انسان
- نقش اختیار در ارزشمندی حیات
انزابی
- معاد/ موت/ آرزوی موت/ نکوهش آرزوی موت برای رهایی از معصیت بجای بقاء در دنیا و اشتغال به اطاعت الهی
- انسان/ طول عمردنیوی/استفاده از فرصت عمر برای اطاعت
- ایمان و کفر/ بندگی خداوند/ مهلت بندگی و اطاعت/ نعمت بودن حیات دنیوی برای اطاعت خداوند
- معاد/ موت/ برتری یا عدم برتری موت و حیات اخروی بر حیات دنیوی/ حیات دنیوی با اطاعت الهی بهتر از موت که نه اطاعت دارد نه معصیت
- معاد/ موت/ آرزوی موت / شرط حسُن آرزوی مرگ
نمایه ها:
- نکوهش آرزوی موت برای رهایی از معصیت بجای بقاء در دنیا و اشتغال به اطاعت الهی
- نعمت حیات دنیوی برای اطاعت خداوند
- استفاده از فرصت عمر برای اطاعت
- حیات دنیوی با اطاعت الهی بهتر از موت که نه اطاعت دارد نه معصیت
- شرط حسُن آرزوی مرگ
فرقانی
- فلسفه حیات، اطاعت و بندگی خدا
- تشویق امام به آرزو کردن زندگی مونانه (اطاعت از خدا) در دنیا
لیاقتی
- طلب مرگ برای فرار از سختی دنیا مزیتی ندارد
- اصلاح اندیشه نادرست توسط ائمه علیهم السلام
- ارتباط عمل انسان با مطالبه حیات و زندگی دنیا طولانی
- آرزوی زندگی برای بندگی خدا آرزویی پسندیده
- مرگ پایان فرصت عمل و اطاعت و نافرمانی
- حیات و زندگی انسان تنها فرصت عمل و کردار نیک و بد
حدیث شانزدهم
الأمالي للشيخ الطوسي ابْنُ مَخْلَدٍ عَنْ أَبِي عَمْرٍو عَنِ الْحَارِثِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَاقِدِيِّ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الزُّهْرِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ الْهَادِ عَنْ هِنْدٍ بِنْتِ الْحَارِثِ الْفِرَاسِيَّةِ [۳۱]
«عَنْ أُمِّ الْفَضْلِ [۳۲] قَالَتْ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى رَجُلٍ يَعُودُهُ وَ هُوَ شَاكٍ فَتَمَنَّى الْمَوْتَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ فَإِنَّكَ إِنْ تَكُ مُحْسِناً تَزْدَدْ إِحْسَاناً إِلَى إِحْسَانِكَ وَ إِنْ كُنْتَ مُسِيئاً [۳۳] فَتُؤَخَّرُ لِتَسْتَعْتِبَ فَلَا تَمَنَّوُا الْمَوْتَ.» [۳۴]
واسطی
نمایههای اصلی
- نهی پیامبر از آرزوی مرگ
- عیادت پیامبر از بیمار
- ارزش حیات برای نیکوکاران
- ارزش مهلت زندگی برای گناهکاران
- فرصت ازدیاد احسان در حیات
نمایههای فرعی
- استعتاب و فرصت توبه
- فلسفه تأخیر اجل
- ناامیدی بیماران و آرزوی مرگ
- تفاوت ارزش حیات برای محسن و مسیء
انزابی
- معاد/ موت/ آرزوی مرگ/نکوهش آرزوی مرگ (به جهت شکایت و فرار از سختی های دنیا)
- انسان/ عمر دنیوی/ حکمت فرصت زندگی و عمر دنیوی/ فرصت عمر برای افزودن بر حسنات یا جبران بدی ها
- انبیاء/ نبی اکرم ص/ سیره اجتماعی/ عیادت از مریض
نمایه ها:
- نکوهش آرزوی مرگ (به جهت شکایت از سختی های دنیا)
- فرصت عمر برای افزودن بر حسنات یا جبران بدی ها
فرقانی
- نهی از آروز کردن مرگ
- حیات فرصتی برای افزودن نیکوکاران به نیکیها و گنه کاران برای توبه
لیاقتی
- عیادت مریض مسلمان از سنت های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
- اصلاح اندیشه نادرست توسط پیامبراکرم صلی الله علیه و آله
- حیات و زندگی دنیا فرصت برای انسان
- طولانی شدن حیات انسان و مزیت تکثیر عمل صالح برای مومن
- طولانی شدن حیات انسان وفرصت توبه و جبران برای بنده بدکردار
حدیث هفدهم
معاني الأخبار ابْنُ الْوَلِيدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ ابْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ وَ مَنْ أَبْغَضَ لِقَاءَ اللَّهِ أَبْغَضَ اللَّهُ لِقَاءَهُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَوَ اللَّهِ إِنَّا لَنَكْرَهُ الْمَوْتَ فَقَالَ لَيْسَ ذَاكَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ الْمُعَايَنَةِ إِذَا رَأَى مَا يُحِبُّ فَلَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ أَنْ يَتَقَدَّمَ وَ اللَّهُ يُحِبُّ لِقَاءَهُ وَ هُوَ يُحِبُّ لِقَاءَ اللَّهِ حِينَئِذٍ وَ إِذَا رَأَى مَا يَكْرَهُ فَلَيْسَ شَيْءٌ أَبْغَضَ إِلَيْهِ مِنْ لِقَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ لِقَاءَهُ.»[۳۵]
كتاب حسين بن سعيد و النوادر القاسم بن محمد مثله.
ترجمه فارسی حدیث
عبد الصّمد بن بشير از يكى از ياران خود نقل كرده كه گفت: به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم: خدا توفيقت دهد، آيا چنين است كه هر فردى ملاقات با خدا را دوست بدارد خدا هم ملاقات با او را دوست مى دارد، و هر كس كه ديدار خدا را دوست نداشته باشد خدا هم ميل به ديدار او ندارد؟ فرمود: آرى، گفتم: به خدا قسم ما مرگ را دوست نداريم. فرمود: آن چنان نيست كه تو گمان برده اى، قطعا هنگام رو در رو شدن با مرگ اگر با صحنه اى مقابل گردد و آن را آنچنان دوست بدارد كه چيزى برايش محبوب تر از آن نباشد بگونه اى كه خود استقبال نمايد پس خداوند هم لقاى او را دوست مى دارد، و او در اين هنگام دوست خواهد داشت لقاى پروردگار را و اگر آن هنگام صحنه اى را بيند كه او را خوش نيايد پس چيزى برايش دشمن تر از مرگ نخواهد بود و خداوند هم ديدار او را دوست نمى دارد.[۳۶]
واسطی
نمایههای اصلی
- حقیقت حب لقاء الله
- کراهت طبیعی مرگ
- معاینه در لحظه احتضار
- تأثیر مشاهده بشارت یا انذار
- رابطه متقابل بنده و پروردگار در لقاء
نمایههای فرعی
- تفاوت کراهت مرگ با بغض لقاء الله
- بشارت مؤمن هنگام احتضار
- نذارت کافر هنگام احتضار
- تقدم و پیشروی به سوی خداوند
- مراحل مختلف مواجهه با مرگ
- اثر مشاهده حقایق بر محبت یا بغض
انزابی
- انسان/ رابطه انسان با خداوند/ حب لقاء متقابل بنده با خداوند
- معاد/موت/ علت کراهت مومن از موت/ علت کراهت مومن از موت و لقاءالله و کراهت متقابل خداوند از لقاء او
- معاد/ موت/ احوال افراد به هنگام موت/ تجسم و تمثل اعمال و ملکات به صورت نیکو یا ناپسند به هنگام مرگ
- معاد/ موت/ آمادگی برای موت و لقاءالله/ (دلالت ضمنی) تشویق به مراقبت از اعمال و ملکات برای استقبال از موت و لقاء الله
- معاد/ موت/ رغبت یا عدم رغبت به دنیا/ راه کار علاقه مندی به موت و لقاءالله
نمایه ها:
- حب لقاء متقابل بنده با خداوند
- علت کراهت مومن از موت و لقاءالله و کراهت متقابل خداوند از لقاء او
- تجسم و تمثل اعمال و ملکات به صورت نیکو یا ناپسند به هنگام مرگ
- (دلالت ضمنی) تشویق به مراقبت از اعمال و ملکات برای استقبال از موت و لقاء الله
- راه کار علاقه مندی به موت و لقاءالله
فرقانی
- نسبی بودن حب لقاء الله و کراهت از مرگ برای مومن و کافر
- ارتباط کراهت انسان از مرگ با کراهت دیدار خدا با او
- ارتباط علاقه مومن به دیدار با خدا و علاقه خدا به دیدار با مومن
- معاینات انسان از لحظه مرگ
لیاقتی
- ارتباط متقابل محبت بین انسانها و خداوند متعال
- ارتباط متقابل بغض بین انسانها و خداوند متعال
- ناپسند بودن مرگ در نگاه نوع انسانها
- مواجهه با مرگ، لحظه تعیین کننده پسند یا ناپسند بودن مرگ
- دیدن آنچه که مرگ را پسندیده کند یا ناپسند توسط محتضر
- لقاء الله با توجه به مواجهه برای محتضر پسندیده یا ناپسند میشود.
حدیث هجدهم
معاني الأخبار مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُونُسَ الْمُعَاذِيِّ عَنْ أَحْمَدَ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْأَشْعَثِ عَنْ مُوسَى بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ
«عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: كَانَ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا صَدِيقٌ وَ كَانَ مَاجِناً[۳۷] فَتَبَاطَى عَلَيْهِ أَيَّاماً فَجَاءَهُ يَوْماً فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ ع كَيْفَ أَصْبَحْتَ فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَصْبَحْتُ بِخِلَافِ مَا أُحِبُّ وَ يُحِبُّ اللَّهُ وَ يُحِبُّ الشَّيْطَانُ فَضَحِكَ الْحَسَنُ ع ثُمَّ قَالَ وَ كَيْفَ ذَاكَ قَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ أَنْ أُطِيعَهُ وَ لَا أَعْصِيَهُ وَ لَسْتُ كَذَلِكَ وَ الشَّيْطَانُ يُحِبُّ أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ وَ لَا أُطِيعَهُ وَ لَسْتُ كَذَلِكَ وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ لَا أَمُوتَ وَ لَسْتُ كَذَلِكَ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا بَالُنَا نَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ لَا نُحِبُّهُ قَالَ فَقَالَ الْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ وَ عَمَرْتُمْ دُنْيَاكُمْ فَأَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النُّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرَانِ إِلَى الْخَرَابِ.»
واسطی
نمایههای اصلی
- کراهت مرگ و علل آن
- تقابل آبادانی دنیوی و خرابی اخروی
- تضاد خواستههای انسان با خدا و شیطان
- مرگ به مثابه انتقال وجودی
- اولویتبندی معکوس در آبادسازی
- بیزاری از انتقال از آبادانی به خرابی
نمایههای فرعی
- دلبستگی دنیوی عامل ترس از مرگ
- معیار آبادانی و خرابی حقیقی
- ناهمخوانی خواسته انسان با تقدیر الهی
- نقش اعمال در ساخت آخرت
انزابی
- امام معصوم/سیره اجتماعی /تعامل با دوستان و اصحاب/تعامل امام با صدیق لاابالی
- امام معصوم/سیره اجتماعی/ تعامل با دوستان و اصحاب /عدم قطع رابطه امام با صدیق لاابالی و پیگیری احوال او
- معاد/موت/اعتقاد به موت/ وجدانی و مسلّم بودن عاقبت موت برای همگان
- معاد/موت/ رغبت یا کراهت از موت/علت کراهت عموم مردم از موت
- انسان/خصائص ذاتی / کمال و زیبایی جویی فطری و ذاتی /کراهت ذاتی انسان از انتقال از نشئه آباد به نشئه خراب
- معاد/موت/حقیقت موت/موت انتقال از دنیا به آخرت است.(النقلة من العمران ...)
- معاد/موت/رغبت یا کراهت از موت/(مفهوم) اشتیاق به موت و زندگی اخروی درصورت آباد کردن آخرت در دنیا
نمایه ها:
- نحوه تعامل با صدیق لاابالی
- عدم قطع رابطه امام به صدیق لاابالی و پیگیری احوال او
- وجدانی و مسلّم بودن عاقبت موت برای همگان
- علت کراهت عموم مردم از موت
- کراهت ذاتی انسان از انتقال از نشئه آباد به نشئه خراب
- موت انتقال از دنیا به آخرت است.(النقلة من العمران ...)
- (مفهوم) اشتیاق به موت و زندگی اخروی درصورت آباد کردن آخرت در دنیا
فرقانی
- خراب کردن آخرت در قبال آبادانی دنیا، فلسفه کراهت انسان گنه کار از مرگ
حدیث نوزدهم
معاني الأخبار أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِيِّ [۳۸]
«قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع شَيْءٌ يُرْوَى عَنْ أَبِي ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ ثَلَاثَةٌ يُبْغِضُهَا النَّاسُ وَ أَنَا أُحِبُّهَا أُحِبُّ الْمَوْتَ وَ أُحِبُّ الْفَقْرَ وَ أُحِبُّ الْبَلَاءَ فَقَالَ إِنَّ هَذَا لَيْسَ عَلَى مَا تَرْوُونَ [۳۹] إِنَّمَا عَنَى الْمَوْتُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الْحَيَاةِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَ الْفَقْرُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الْغِنَى فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَ الْبَلَاءُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الصِّحَّةِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ.»[۴۰]
المجالس للمفيد أحمد بن الوليد عن أبيه عن الصفار عن ابن معروف عن ابن مهزيار عن ابن فضال مثله.
واسطی
نمایههای اصلی
- برتری طاعت بر ظواهر مطلوب
- معیار محبت به مرگ و فقر و بلا
- تقابل طاعت و معصیت در ارزشگذاری
نمایههای فرعی
- نسبی بودن ارزشهای دنیوی
- طاعت معیار فضیلت
- ترجیح مرگ طاعتمحور
- ترجیح فقر طاعتمحور
- ترجیح بلای طاعتمحور
انزابی
- امام / اصحاب و دوستان/ تایید یا رد اعتقادات، سخنان یا رفتار اصحاب/تایید و تصحیحِ نقل کلام ابوذر توسط امام معصوم
- ایمان و کفر/مومن/خصائص ایمانی مومن/ حب و بغض مومن/ملاک حب و بغض مومن/ محبوبیت هر امر به جهت طاعت الهی بودن آن امر
- معاد/موت/ رجحان یا عدم رجحان موت بر بقاء در دنیا/ملاک رجحان/ رجحان موت در طاعت الهی بر حیات در معصیت
- ایمان و کفر/ رجحان ملاک طاعت الهی در موت و بقاء، فقر و غنی ، بلاء و صحت
نمایه ها:
- تایید و تصحیحِ نقل کلام ابوذر توسط امام معصوم
- محبوبیت هر امر به جهت طاعت الهی بودن آن امر
- رجحان موت در طاعت الهی بر حیات در معصیت
- رجحان ملاک طاعت الهی در موت و بقاء، فقر و غنی ، بلاء و صحت
فرقانی
- خصائص ابوذر
- رجحان مرگ در راه اطاعت خدا بر زندگی در معصیت خدا
- رجحان فقر در راه اطاعت خدا بر توانگری و ثروت در معصیت خدا
- رحجان بلا در راه اطاعت خدا بر صحت و سلامتی در معصیت خدا
حدیث بیستم
معاني الأخبار أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْحَسَنِ الطَّحَّانِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ
«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا يَبْلُغُ أَحَدُكُمْ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ يَكُونُ الْمَوْتُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الْحَيَاةِ وَ الْفَقْرُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنَى وَ الْمَرَضُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الصِّحَّةِ قُلْنَا وَ مَنْ يَكُونُ كَذَلِكَ قَالَ كُلُّكُمْ ثُمَّ قَالَ أَيُّمَا أَحَبُّ إِلَى أَحَدِكُمْ يَمُوتُ فِي حُبِّنَا أَوْ يَعِيشُ فِي بُغْضِنَا فَقُلْتُ نَمُوتُ وَ اللَّهِ فِي حُبِّكُمْ أَحَبُّ إِلَيْنَا قَالَ وَ كَذَلِكَ الْفَقْرُ وَ الْغِنَى وَ الْمَرَضُ وَ الصِّحَّةُ قُلْتُ إِي وَ اللَّهِ.»[۴۱]
واسطی
نمایههای اصلی
- حقیقت ایمان و شاخصهای آن
- ترجیحات مؤمن واقعی
- محوریت ولایت در نگرش به مرگ و زندگی
- تقدم ارزشهای معنوی بر مادی
- ترجیح موت در محبت بر حیات در بغض
نمایههای فرعی
- معیارهای سنجش ایمان حقیقی
- ترجیح فقر در مسیر ولایت
- ترجیح مرض در مسیر ولایت
- ارزشگذاری پدیدهها براساس ولایت
- خصلتهای مؤمن
انزابی
- ایمان و کفر/حقیقت ایمان/نیل به حقیقت ایمان/ راه نیل به حقیقت ایمان/محبوب بودن و رحجان موت و فقر و بلاء در حب اهل بیت ع
- معاد/موت/ رجحان یا عدم موت بر بقاء/ ملاک رجحان/ حب و بغض اهل بیت علیهم السلام
- امام/ رابطه امام با امت و امت با امام/ اهمیت و ملاک بودن حب اهل بیت علیهم السلام در رجحان موت بر بقاء، فقر بر غنی و بلاء بر صحت
نمایه ها:
- محبوب بودن و رحجان موت و فقر و بلاء در حب اهل بیت ع
- حب و بغض اهل بیت علیهم السلام
- اهمیت و ملاک بودن حب اهل بیت علیهم السلام در رجحان موت بر بقاء، فقر بر غنی و بلاء بر صحت
فرقانی
- حقیقت ایمان در زندگی با حب اهل بیت
حدیث بیست و یکم
الأمالي للصدوق
«عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَكْيَسُ النَّاسِ مَنْ كَانَ أَشَدَّ ذِكْراً لِلْمَوْتِ.» [۴۲]
واسطی
نمایههای اصلی
- زیرکی و یاد مرگ
- معیار سنجش کیاست
- فضیلت ذکر موت
نمایههای فرعی
- غفلتزدایی
- آمادگی برای آخرت
- عبرت از فناپذیری
- تأثیر ذکر موت بر سلوک
- معیار خردمندی
- مراتب بصیرت انسانی
انزابی
شرح این فرمایش نیازمند این مقدمه است که یاد موت به این جهت مطلوب است که موجب لقاء الهی و آغاز زندگی اخروی مطلوب برای مومن می باشد وگرنه اگر آرزو و یاد مرگ به جهت خودکشی و نتیجه پوچ گرایی و پایان دادن به زندگی و فرار از سختی های دنیوی و در اثر القائات شیطانی باشد مطلوب نبوده بلکه گاه معصیت شرعی هم به حساب می آید.
- یاد مرگ، نشانه زیرکی
- (مفهوم) عدم دلبستگی به زندگی دنیوی و اشتیاق و یاد منزلگاه ابدی نشانه تیزهوشی (فطانت) و زیرکی است.
- انسان/ اصول حیات معقول /زندگی هدفمند/ توجه به نشئه زندگی جاودان، اساس هدفگذاری انسان زیرک در زندگی دنیوی
- نیازمندی انسان به کثرت ذکر موت به جهت جلوگیری از فراموشی و غفلت در اثر اشتغالات روزمره زندگی
نمایه ها:
- یاد مرگ، نشانه زیرکی
- (مفهوم) عدم دلبستگی به زندگی دنیوی و اشتیاق و یاد منزلگاه ابدی نشانه تیزهوشی (فطانت) و زیرکی است.
- توجه به نشئه زندگی جاودان، اساس هدفگذاری انسان زیرک در زندگی دنیوی
- نیازمندی انسان به کثرت ذکر موت به جهت جلوگیری از فراموشی و غفلت در اثر اشتغالات روزمره زندگی
فرقانی
- کثرت یاد مرگ، معیار زیرکی انسان
- آثار و فواید باور به مرگ یاد مرگ
- اهمیت کثرت یاد مرگ
- موضوعیت داشتن کثرت در یاد مرگ
حدیث بیست و دوم
الأمالي للصدوق ابْنُ الْمُغِيرَةِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ السَّكُونِيِّ
«عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ مَا أَنْزَلَ الْمَوْتَ حَقَّ مَنْزِلَتِهِ مَنْ عَدَّ غَداً مِنْ أَجَلِهِ.»[۴۳]
ترجمه فارسی حدیث
امام صادق عَلَيْهِ السَّلاَمُ به نقل از امام علیّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فرمود:كسی كه فردا از عمرش حساب کند مرگ را در جایگاه حقیقی آن قرار نداده است.
واسطی
نمایههای اصلی
- جایگاه حقیقی مرگ
- غفلت از قطعیت مرگ
- اطمینان به آینده زندگی
نمایههای فرعی
- آمادگی برای مرگ
- دنیاگرایی و غفلت
- آثار تربیتی یاد مرگ
- رابطه امید به آینده و غفلت از مرگ
انزابی
- معرفت شناسی/خطای معرفتی/عوامل خطای معرفتی/تاثیر تلقیات غیر قطعی در فهم صحیح حقایق/خطای معرفتی نسبت به مرگ با توهم داشتن طول عمر
- معاد/موت/حقیقت موت/موانع درک صحیح از حقیقت موت/ تلقی طول عمر
نمایه ها:
خطای معرفتی نسبت به مرگ با توهم داشتن طول عمر
فرقانی
- نامعلوم بودن مدت زمان عمر
حدیث بیست و سوم
كتاب حسين بن سعيد و النوادر حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ
رَفَعَهُ إِلَى سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ: لَوْ لَا السُّجُودُ لِلَّهِ وَ مُجَالَسَةُ قَوْمٍ يَتَلَفَّظُونَ طَيِّبَ الْكَلَامِ كَمَا يُتَلَفَّظُ طَيِّبُ التَّمْرِ لَتَمَنَّيْتُ الْمَوْتَ. [۴۴]
واسطی
نمایههای اصلی
- ارزش سجده الهی در معنابخشی زندگی
- اهمیت همنشینی با صالحان
- کلام طیب همچون خرمای شیرین
- عوامل بازدارنده از آرزوی مرگ
نمایههای فرعی
- مؤانست با اهل معرفت
- تسلای روحی در برابر سختیهای زندگی
- نقش عبادت و مصاحبت در معناداری حیات
انزابی
- ایمان و کفر/ بندگی خدا/ دنیا محل عبادت و بندگی / ارزش عبادت و سجده برای خدا جهت تحمل بقاء در دنیا
- دنیا/ خصائص دنیا/ مطلوبیت یا عدم مطلوبیت بقاء دردنیا/ بقاء در دنیا فقط به شرط عبادت خدا و مجالست با مومنان (بی ارزشی دنیا برای بقاء مگر برای عبادت خدا و مجالست با مومنان)
- معاد/موت/ مطلوبیت یا عدم مطلوبیت دعا و آرزوی برای موت/ شرط مطلوب بودن آرزوی موت
نمایه ها:
- ارزش عبادت و سجده برای خدا جهت تحمل بقاء در دنیا
- بقاء در دنیا فقط به شرط عبادت خدا و مجالست با مومنان (بی ارزشی دنیا برای بقاء مگر برای عبادت خدا و مجالست با مومنان)
- شرط مطلوب بودن آرزوی موت
حدیث بیست و چهارم
الأمالي للصدوق مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ عَمِّهِ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَبْدِيِّ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ عَبَايَةَ بْنِ رِبْعِيٍّ [۴۵]
قَالَ: إِنَّ شَابّاً مِنَ الْأَنْصَارِ كَانَ يَأْتِي عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْعَبَّاسِ وَ كَانَ عَبْدُ اللَّهِ يُكْرِمُهُ وَ يدينه [۴۶] [يُدْنِيهِ] فَقِيلَ لَهُ إِنَّكَ تُكْرِمُ هَذَا الشَّابَّ وَ تدينه [تُدْنِيهِ] وَ هُوَ شَابُّ سَوْءٍ يَأْتِي الْقُبُورَ فَيَنْبُشُهَا بِاللَّيَالِي فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْعَبَّاسِ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَأَعْلِمُونِي قَالَ فَخَرَجَ الشَّابُّ فِي بَعْضِ اللَّيَالِي يَتَخَلَّلُ الْقُبُورَ فَأُعْلِمَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْعَبَّاسِ بِذَلِكَ فَخَرَجَ لِيَنْظُرَ مَا يَكُونُ مِنْ أَمْرِهِ وَ وَقَفَ نَاحِيَةً يَنْظُرُ إِلَيْهِ مِنْ حَيْثُ لَا يَرَاهُ الشَّابُّ قَالَ فَدَخَلَ قَبْراً قَدْ حَفَرَ ثُمَّ اضْطَجَعَ فِي اللَّحْدِ وَ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَا وَيْحِي إِذَا دَخَلْتُ لَحْدِي وَحْدِي وَ نَطَقَتِ الْأَرْضُ مِنْ تَحْتِي فَقَالَتْ لَا مَرْحَباً بِكَ وَ لَا أَهْلًا قَدْ كُنْتُ أُبْغِضُكَ وَ أَنْتَ عَلَى ظَهْرِي فَكَيْفَ وَ قَدْ صِرْتَ فِي بَطْنِي بَلْ وَيْحِي إِذَا نَظَرْتُ إِلَى الْأَنْبِيَاءِ وُقُوفاً وَ الْمَلَائِكَةِ صُفُوفاً فَمِنْ عَدْلِكَ غَداً مَنْ يُخَلِّصُنِي وَ مِنَ الْمَظْلُومِينَ مَنْ يَسْتَنْقِذُنِي وَ مِنْ عَذَابِ النَّارِ مَنْ يُجِيرُنِي عَصَيْتُ مَنْ لَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُعْصَى عَاهَدْتُ رَبِّي مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى فَلَمْ يَجِدْ عِنْدِي صِدْقاً وَ لَا وَفَاءً وَ جَعَلَ يُرَدِّدُ هَذَا الْكَلَامَ وَ يَبْكِي فَلَمَّا خَرَجَ مِنَ الْقَبْرِ الْتَزَمَهُ ابْنُ عَبَّاسٍ وَ عَانَقَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ نِعْمَ النَّبَّاشُ نِعْمَ النَّبَّاشُ مَا أَنْبَشَكَ لِلذُّنُوبِ وَ الْخَطَايَا ثُمَّ تَفَرَّقَا. [۴۷]
واسطی
نمایههای اصلی
- تفکر در وحشت قبر
- سوءظن نسبت به مؤمن
- روشهای خودسازی پنهان
- تمثل مجسم قیامت
- محاسبه نفس
نمایههای فرعی
- روشهای تزکیه نفس
- خشیت از ملاقات پروردگار
- وحشت از آتش قیامت
- ادب مؤمن با خالق
- اعتراف به گناه
- شکستن غرور با تذکر مرگ
انزابی
- معاد/ موت/ آمادگی برای موت/ توصییه ها و سریه برخی اصحاب و مومنان/ انس با قبر و یاد معاصی و خطاها و توبه از آنها
- مومن/ قبح سوء ظن و قضاوت بدون اطلاع از حقیقت امر مومن (لزوم تحقیق در اخبار)
- معاد/ موت/ قبر/ عتاب قبر بر بنده خطا کار
نمایه ها:
- انس با قبر و یاد معاصی و خطاها و توبه از آنها
- قبح سوء ظن و قضاوت بدون اطلاع از حقیقت امر مومن (لزوم تحقیق در اخبار)
- عتاب قبر بر بنده خطا کار
حدیث بیست و پنجم
قرب الإسناد الْيَقْطِينِيُّ عَنِ الْقَدَّاحِ
«عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص اسْتَحْيُوا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَيَاءِ قَالُوا وَ مَا نَفْعَلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ فَإِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ فَلَا يَبِيتَنَّ أَحَدُكُمْ إِلَّا وَ أَجَلُهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ لْيَحْفَظِ الرَّأْسَ وَ مَا وَعَى وَ الْبَطْنَ وَ مَا حَوَى وَ لْيَذْكُرِ الْقَبْرَ وَ الْبِلَى وَ مَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ فَلْيَدَعْ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا.»
بیان الحدیث
بيان: و ما وعى أي و ليحفظ ما وعاه الرأس من البصر و السمع و اللسان و غيرها من المشاعر عن ارتكاب ما يسخط الله و ليحفظ البطن و ما حواه من الطعام و الشراب أن يكونا من حرام و يمكن أن يعمّ البطن بحيث يشمل الفرج أيضا.
واسطی
نمایههای اصلی
- حقیقت حیاء از خداوند
- یاد مرگ به عنوان نشانه حیاء
- مراقبت از اندیشه و خوراک
- توجه به فناپذیری و قبر
- ترک زینت دنیا برای آخرت
نمایههای فرعی
- ارتباط حیاء و مرگاندیشی
- مدیریت افکار و خوراک
- تأثیر یاد قبر بر سلوک
- نقش حیاء در تربیت اسلامی
- تقابل دنیا و آخرت
- روشهای عملی تقوا
انزابی
- انسان/ رابطه با خدا/ بندگی/ حیاء از خداوند/ مواضع حیاء از خدا دراعال و افعال و در استفاده از قوای بدن
- انسان/ رابطه با خدا/ بندگی / حیاءاز خداوند / راهکار حفظ حریم حیاء از خداوند/ لزوم مدنظر بودن موت و قبر و آخرت در تمام اعمال و افعال
- انسان/ اخلاق/ مراقبت لزوم مراقبت از قوای ادراکی و تحریکی (سر و چشم و دست و پا و زبان و شکم و ...) / عامل و نیت مراقبت/ حیاء از خداوند سبحان
- معاد/موت/یاد مرگ/ یاد مرگ عامل ایجاد ملکه حیاء از خداوند و مراقبت از اعمال
- معاد/ موت/آمادگی برای موت و زندگی اخروی / راهکارها/ بی اعتنایی و رها کردن زینت های دنیا
نمایه ها:
- مواضع حیاء از خدا دراعال و افعال و در استفاده از قوای بدن
- لزوم مدنظر بودن موت و قبر و آخرت در تمام اعمال و افعال
- لزوم حیاء از خداوند سبحان
- یاد مرگ عامل ایجاد ملکه حیاء از خداوند و مراقبت از اعمال
- بی اعتنایی و رها کردن زینت های دنیا
حدیث بیست و ششم
الخصال الْأَرْبَعُمِائَةِ
«قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَكْثِرُوا ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ يَوْمِ خُرُوجِكُمْ مِنَ الْقُبُورِ وَ قِيَامِكُمْ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تُهَوَّنْ عَلَيْكُمُ الْمَصَائِبُ.»[۴۸]
واسطی
نمایههای اصلی
- فضیلت ذکر موت
- یاد قیامت و حشر
- وقوف در پیشگاه الهی
- آسانسازی مصائب
نمایههای فرعی
- ارتباط ذکر موت و صبر
- اثرات تربیتی یاد معاد
- عوامل تقویت صبر
- راهکارهای تحمل سختی
====واسطی====
نمایههای اصلی
- فضیلت یادکرد موت
- یاد روز خروج از قبور
- قیام در پیشگاه الهی
- تخفیف مصائب دنیوی
نمایههای فرعی
- آثار تربیتی یاد معاد
- رابطه یاد مرگ و تحمل سختی
- تقویت صبر با مرگاندیشی
انزابی
- معاد/موت/یاد مرگ/سفارش به ذکر موت و روز بعث
- انسان/اخلاق -روانشناسی / تربیت روحی و روانی/ تقویت قدرت تحمل مشکلات/ اثر روانی ذکر موت و روز بعث / آسان شدن (افزایش قدرت) تحمل مصیبت های دنیوی
- انسان/ تربیت روحی روانی(شرح صدر)/ ارتباط معرفت حقیقی با ایجاد ظرفیت و شرح صدر
نمایه ها:
- سفارش به ذکر موت و روز بعث
- آسان شدن (افزایش قدرت) تحمل مصیبت های دنیوی
- ارتباط معرفت حقیقی با ایجاد ظرفیت و شرح صدر
حدیث بیست و هفتم
عيون أخبار الرضا عليه السلام الْمُفَسِّرُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْحُسَيْنِيِّ
«عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كَمْ مِنْ غَافِلٍ يَنْسِجُ ثَوْباً لِيَلْبَسَهُ وَ إِنَّمَا هُوَ كَفَنُهُ وَ يَبْنِي بَيْتاً لِيَسْكُنَهُ وَ إِنَّمَا هُوَ مَوْضِعُ قَبْرِهِ.»[۴۹]
واسطی
نمایههای اصلی
- غفلت از مرگ
- تناقض برنامهریزی دنیوی با سرنوشت نهایی
- تبدیل اموال به لوازم مرگ
- کوتاهاندیشی دنیاطلبان
نمایههای فرعی
- لباس دنیا به مثابه کفن
- خانه دنیا به مثابه قبر
- ناپایداری برنامهریزیهای زندگی
- عاقبتنگری در تلاش دنیوی
- ضرورت آخرتاندیشی
انزابی
- انسان/زندگی دنیوی/ بایدهای معرفتی در جای جای زندگی دنیوی/غفلت زدایی از فانی بودن امور دنیوی - و غفلت زدایی از عدم توجه دائمی به مرگ و ارتحال از دنیا
- معاد/موت/یاد مرگ/ضرورت اخلاقی تداوم یاد مرگ /غفلت زدایی از عدم توجه دائمی به مرگ و ارتحال از دنیا
- انسان/اختیار/محدوده اختیار انسان و رابطه اش با مقدرات و امور تکوینی/ توجه به اینکه در دنیا مسائل همواره مطابق آنچه ما می خواهیم پیش نمیرود.
نمایه ها:
- غفلت زدایی از فانی بودن امور دنیوی
- غفلت زدایی از عدم توجه دائمی به مرگ و ارتحال از دنیا
- توجه به اینکه در دنیا مسائل همواره مطابق آنچه ما می خواهیم پیش نمیرود
حدیث بیست و هشتم
عيون أخبار الرضا عليه السلام بِالْإِسْنَادِ إِلَى دَارِمٍ
«عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَكْثِرُوا مِنْ ذِكْرِ هَادِمِ اللَّذَّاتِ.»[۵۰]
واسطی
نمایههای اصلی
- فضیلت یادکرد مرگ
- مرگ به عنوان نابودکننده لذتها
- کثرت یادآوری مرگ
نمایههای فرعی
- آثار تربیتی یاد مرگ
- نقش مرگاندیشی در کنترل نفس
- زهد در دنیا
- راهکارهای پرهیز از دنیاگرایی
انزابی
- معاد/موت/یاد مرگ/آثار روحی روانی یا. مرگ ذکر موت، از بین برنده لذت های فانی
- انسان/تربیت روحی و روانی/ راهکار معرفتی جلوگیری از لذت گرایی دنیوی / ذکر موت از بین برنده لذت های دنیوی
نمایه ها:
- آثار روحی روانی یا. مرگ ذکر موت، از بین برنده لذت های فانی
حدیث بیست و نهم
الأمالي للشيخ الطوسي
«فِيمَا أَوْصَى بِهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع عِنْدَ وَفَاتِهِ قَصِّرِ الْأَمَلَ وَ اذْكُرِ الْمَوْتَ وَ ازْهَدْ فِي الدُّنْيَا فَإِنَّكَ رَهْنُ مَوْتٍ وَ غَرَضُ بَلَاءٍ وَ صَرِيعُ سُقْمٍ.[۵۱]» [۵۲]
واسطی
نمایههای اصلی
- کوتاه کردن آرزوها
- یادکرد مرگ
- زهد در دنیا
- انسان در گرو مرگ
- آسیبپذیری ذاتی بشر
نمایههای فرعی
- ابتلائات دنیوی
- بیماریهای جسمانی
- حقیقت انسان هدف بلا
- آمادگی برای مرگ
- ناپایداری حیات دنیوی
- وصایای امام علی
- حکمتهای وداع امیرالمؤمنین
انزابی
- امام/وصایای اواخر عمر (چون مهمترین امور در نظر شخص مورد وصیت واقع می شود)/ وصیت به دل نبستن به دنیا(کوتاه کردن آرزوی دنیوی-یاد مرگ-زهد نسبت به دنیا)
- معاد/موت/یاد مرگ/ اهمیت یاد مرگ/ وصیت امام معصوم به یاد مرگ
- دنیا/خصوصیات دنیا/ عدم قابلیت تحقق آرزوهای طولانی- فانی بودن و فراگیر بودن موت- لزوم اعراض و زهد از دنیا
- دنیا/ دلبستگی به دنیا/حکمت نهی از دلبستگی به دنیا/ در گرو موت بودن- هدف بلاها بودن- مانعیت امراض و گرفتاری ها
نمایه ها:
- وصیت به دل نبستن به دنیا(کوتاه کردن آرزوی دنیوی-یاد مرگ-زهد نسبت به دنیا)
- وصیت امام معصوم به یاد مرگ
- خصوصیات دنیا: عدم قابلیت تحقق آرزوهای طولانی- فانی بودن و فراگیر بودن موت- لزوم اعراض و زهد از دنیا
- حکمت نهی از دلبستگی به دنیا/ در گرو موت بودن- هدف بلاها بودن- مانعیت امراض و گرفتاری ها
حدیث سی ام
الأمالي للشيخ الطوسي
«فِيمَا كَتَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لِمُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ الْمَوْتَ لَيْسَ مِنْهُ[۵۳] فَوْتٌ فَاحْذَرُوا قَبْلَ وُقُوعِهِ وَ أَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ فَإِنَّكُمْ طَرْدُ الْمَوْتِ إِنْ أَقَمْتُمْ لَهُ أَخَذَكُمْ وَ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُ أَدْرَكَكُمْ وَ هُوَ أَلْزَمُ لَكُمْ مِنْ ظِلِّكُمْ الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَوَاصِيكُمْ وَ الدُّنْيَا تُطْوَى خَلْفَكُمْ فَأَكْثِرُوا ذِكْرَ الْمَوْتِ عِنْدَ مَا تُنَازِعُكُمْ إِلَيْهِ أَنْفُسُكُمْ مِنَ الشَّهَوَاتِ وَ كَفَى بِالْمَوْتِ وَاعِظاً وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص كَثِيراً مَا يُوصِي أَصْحَابَهُ بِذِكْرِ الْمَوْتِ فَيَقُولُ أَكْثِرُوا ذِكْرَ الْمَوْتِ فَإِنَّهُ هَادِمُ اللَّذَّاتِ حَائِلٌ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الشَّهَوَاتِ.»[۵۴]
واسطی
نمایههای اصلی
- حتمیت مرگ
- آمادگی برای مرگ
- ملازمت مرگ با انسان
- کثرت یادکرد موت
- نابودکنندگی مرگ برای لذتها
- ممانعت مرگ از شهوات
نمایههای فرعی
- بیاثری گریز از مرگ
- مرگ فراتر از سایه
- پیوند مرگ با سرنوشت
- ناپایداری دنیا
- مرگ واعظ بیزبان
- توصیه امام علی به محمد بن ابیبکر
انزابی
- معاد/موت/قطعی و فراگیر بودن مرگ برای همگان/مرگ گریز پذیر نیست
- معاد/موت/لزوم آمادگی و احتیاط برای مرگ
عدم امکان فرار از موت
- معاد/موت/یاد مرگ/تشبیه پیوسته بودن موت با انسان به شخص و سایه او
- انسان/زندگی دنیوی/ شناخت صحیح از زندگی دنیوی/تشبیه پیوسته بودن موت با انسان به شخص و سایه او
- انسان/اخلاق/ تربیت اخلاقی/کثرت یاد مرگ، راهکار مقابله با شهوات و گرفتاری های دنیوی
- معاد/موت/یاد مرگ/ کارکرد یاد مرگ /کثرت یاد مرگ، راهکار مقابله با شهوات و گرفتاری های دنیوی
- معاد/موت/یاد مرگ/ کارکرد یاد مرگ/موعظه گر بودن یاد مرگ
نمایه ها:
- مرگ گریز پذیر نیست
- لزوم آمادگی و احتیاط برای مرگ
- عدم امکان فرار از موت
- تشبیه پیوسته بودن موت با انسان به شخص و سایه او
- کارکرد یاد مرگ:کثرت یاد مرگ، راهکار مقابله با شهوات و گرفتاری های دنیوی
- کارکرد یاد مرگ:موعظه گر بودن یاد مرگ
حدیث سی و یکم
الأمالي للشيخ الطوسي جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ بَشِيرٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ عَبَّادٍ الْمِنْقَرِيِّ [۵۵]
«عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ أَنَّ الْبَهَائِمَ يَعْلَمُونَ مِنَ الْمَوْتِ مَا تَعْلَمُونَ أَنْتُمْ مَا أَكَلْتُمْ مِنْهَا سَمِيناً.» [۵۶]
بیان الحدیث
بيان: لا ينافي هذا الخبر ما سيأتي من الأخبار في أن الموت مما لم تبهم عنه البهائم إذ المعنى فيه لو علموا كما تعلمون من خصوصيات الموت و شدائده فلا ينافي علمهم بأصل الموت أو المراد أنهم لو كانوا مكلفين و علموا ما أوعد الله من العقاب لما كانوا غافلين كغفلتكم و لذا قال ص من الموت.
واسطی
نمایههای اصلی
- تفاوت آگاهی انسان و حیوان از مرگ
- تأثیر مرگآگاهی بر رفتار موجودات
- غفلت انسان از حقیقت مرگ
- ارتباط آگاهی مرگ با سبک زندگی
نمایههای فرعی
- آگاهی حیوانات از اصل مرگ
- عدم آگاهی حیوانات از شدائد مرگ
- مقایسه واکنش انسان و حیوان
- تأثیر معرفت مرگ بر تغذیه
- غفلت انسان علیرغم آگاهی
- مسئولیت انسان در قبال آگاهی
انزابی
- معاد/موت/شناخت حقیقت موت/تاثیر روانی آگاهی و شناخت از موت
- معرفت/سطح معرفتی انسان و حیوانات/حد معرفتی انسان نسبت به بهائم در مورد موت
- معاد/موت/یاد مرگ/توبیخ عدم تأثّر از یاد مرگ
- معرفت/آثار عملی و روانی معرفت/قابلیت تاثیر گذاری یاد مرگ در زهد از دنیا
نمایه ها:
- تاثیر روانی آگاهی و شناخت از موت
- حد معرفتی انسان نسبت به بهائم در مورد موت
- توبیخ عدم تأثّر از یاد مرگ
- قابلیت تاثیر گذاری یاد مرگ در زهد از دنیا
حدیث سی و دوم
مصباح الشريعة
«قَالَ الصَّادِقُ ع ذِكْرُ الْمَوْتِ يُمِيتُ الشَّهَوَاتِ فِي النَّفْسِ وَ يَقْلَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَةِ وَ يُقَوِّي الْقَلْبَ بِمَوَاعِدِ اللَّهِ وَ يُرِقُّ الطَّبْعَ وَ يَكْسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَى وَ يُطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ وَ يُحَقِّرُ الدُّنْيَا وَ هُوَ مَعْنَى مَا قَالَ النَّبِيُّ ص فِكْرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ وَ ذَلِكَ عِنْدَ مَا يَحُلُّ أَطْنَابَ خِيَامِ الدُّنْيَا وَ يَشُدُّهَا فِي الْآخِرَةِ وَ لَا يُشَكُّ بِنُزُولِ الرَّحْمَةِ عَلَى ذَاكِرِ الْمَوْتِ بِهَذِهِ الصِّفَةِ وَ مَنْ لَا يَعْتَبِرُ بِالْمَوْتِ وَ قِلَّةِ حِيلَتِهِ وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ وَ طُولِ مُقَامِهِ فِي الْقَبْرِ وَ تَحَيُّرِهِ فِي الْقِيَامَةِ فَلَا خَيْرَ فِيهِ.[۵۷] قَالَ النَّبِيُّ ص اذْكُرُوا هَادِمَ اللَّذَّاتِ فَقِيلَ وَ مَا هُوَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ الْمَوْتُ فَمَا ذَكَرَهُ عَبْدٌ عَلَى الْحَقِيقَةِ فِي سَعَةٍ إِلَّا ضَاقَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا وَ لَا فِي شِدَّةٍ إِلَّا اتَّسَعَتْ عَلَيْهِ وَ الْمَوْتُ أَوَّلُ مَنْزِلٍ مِنْ مَنَازِلِ الْآخِرَةِ وَ آخِرُ مَنْزِلٍ مِنْ مَنَازِلِ الدُّنْيَا فَطُوبَى لِمَنْ أُكْرِمَ عِنْدَ النُّزُولِ بِأَوَّلِهَا وَ طُوبَى لِمَنْ أُحْسِنَ مُشَايَعَتُهُ فِي آخِرِهَا وَ الْمَوْتُ أَقْرَبُ الْأَشْيَاءِ مِنْ بَنِي آدَمَ وَ هُوَ يَعُدُّهُ أَبْعَدَ فَمَا أَجْرَأَ الْإِنْسَانَ عَلَى نَفْسِهِ وَ مَا أَضْعَفَهُ مِنْ خَلْقٍ وَ فِي الْمَوْتِ نَجَاةُ الْمُخْلِصِينَ وَ هَلَاكُ الْمُجْرِمِينَ وَ لِذَلِكَ اشْتَاقَ مَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْمَوْتِ وَ كَرِهَ مَنْ كَرِهَ:. قَالَ النَّبِيُّ ص مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ وَ مَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ.»[۵۸]
بیان
بيان: قوله ع و ذلك أي فكر الساعة الذي هو خير من عبادة سنة و حلّ أطناب خيام الدنيا كناية عن قطع العلائق عنها و عن شهواتها و كذا شدها في الآخرة عبارة عن جعل ما يأخذه و يدعه في الدنيا لتحصيل الآخرة.
ترجمه فارسی حدیث
ترجمه برای تمام حدیث است
حضرت امام صادق عليه السّلام میفرمايد كه:يادكردن موت و به ياد موت بودن، میميراند و بر طرف میكند شهوتها و خواهشهای نفس را،و قلع میكند.هر چه را كه مورث غفلت است.و قوّت میدهد ميل به جانب خدا را،و دل را نرم میكند،و آثار و علامات هوا و هوس را درهم میشكند،و آتش حرص را خاموش میكند، و دنيا را در نظر او بیقدر و بیاعتبار میكند. و هو معنی ما قال النّبیّ صلّی اللّٰه عليه و آله: فكر ساعة خير من عبادة سنة،و ذلك عند ما يحلّ اطناب خيام الدّنيا،و يشدّها في الآخرة. و همين معنی است تفسير كلام حضرت رسالت پناه صلّی اللّٰه عليه و آله،كه فرموده است:«فكر ساعة خير من عبادة سنة»،يعنی:فكر كردن يك ساعت،بهتر و فاضلتر است از عبادت يك سال.امّا فكری كه از برای آخرت و از برای بیاعتباری دنيا باشد و فكر مردن و فكر كوچ كردن از دنيا،و واكردن طنابهای خيمههای دنيا و زدن خيمه در آخرت باشد،نه فكر ديگر.و معلوم است كه هر كه فكر مردن میكند و مردن نصب العين او است و از مردن غافل نيست،گفتار و كردارش البتّه نيكو خواهد بود و پيرامون بدی نخواهد گشت. و لا يشكّ بنزول الرّحمة علی ذكر الموت بهذه الصّفة،و من لا يعتبر بالموت،و قلّة حيلته،و كثرة عجزه،و طول مقامه في القبر،و تحيّره في القيامة،فلا خير فيه. و هر كه مردن را به خاطر بيارد و به نحوی كه مذكور شد،او را ملاحظه كند تا او در اين فكر است،بلا شكّ رحمت الهی بر او نازل میشود و غرق رحمت الهی است.و هر كه از مردن عبرت نمیگيرد و بيچارگی و عاجزی خود را در وقت مردن و بعد از مردن به خاطر نمیآرد و توقّف بسيار در قبر و حيرانی روز قيامت را ملاحظه نمیكند،پس اميد خير و خوبی در او نيست. قال النّبیّ صلّی اللّٰه عليه و آله: اكثروا ذكر هاذم الذّات،قيل:و ما هو يا رسول اللّٰه؟فقال: الموت . حضرت پيغمبر صلّی اللّٰه عليه و آله میفرمايد كه:بسيار به خاطر بياوريد،محوكنندۀ لذّتها را. پرسيدند كه:چه چيز است آن؟فرمود:مردن. فما ذكره عبد علی الحقيقة في سعة إلاّ ضاقت عليه الدّنيا،و لا في شدّة إلاّ اتّسعت عليه. میفرمايد كه:به خاطر نمیآرد مردن را كسی در حال وسعت و فراخی عيش، مگر آنكه آن عيش به او تنگ میشود،و به خاطر نمیآرد او را كسی در حال تنگی،مگر آنكه آن تنگی بر او فراخ میگردد.چه،در اوّل هر گاه در عين عيش و عشرت باشد و به خاطر بياورد كه وقتی خواهد آمد كه همۀ اينها را بايد گذاشت و در قبر پر وحشت و تاريك تنها خوابيد،و هر چه كرده است و گفته است از زمان تكليف تا زمان فوت،همه را بايد به حسيب لطيف خبير،عرض كرد و حساب داد. جميع لذّات و تنعّمات بر او منغّص و ناگوار میشود،و در ثانی هر گاه در عين تنگی و تلاطم هموم و غموم باشد و به خاطرش بگذرد،موت و ملايمات موت، تنگی و غم،به وسعت و شادی مبدّل میشود و به خود خواهد گفتن كه:هر گاه آخر حيات و زندگی،اين چنين شدايد و سختيها باشد،اگر چند روزی به سختی بگذرد سهل است و به خود آسان میكند. و الموت اوّل منزل من منازل الآخرة و آخر منزل من منازل الدّنيا، فطوبی لمن كان اكرم عند النّزول باوّلها،و طوبی لمن احسن مشايعته في اخرها. میفرمايد كه:موت،اوّل منزلی است از منزلهای آخرت،و آخر منزلی است از منزلهای دنيا.خوشا حال كسی كه در وقت نزول موت،اوّل منزل آخرت به او سبك باشد،بلكه خوشتر از دنيا باشد،و خوشا حال كسی كه مشايعت برادر مؤمن را بعد از موت آن مؤمن،كه آخر منزل از منازل دنيای او است،خوب بجا بيارد و رعايت حقّ ايمان را فراموش نكند.بنا بر اين،تفسير ضمير«مشايعته»راجع است به موت،و مراد از«موت»ميّت.يا آنكه مفاد عبارت دوم نيز،مفاد فقرۀ اوّل باشد و تعبير مختلف.و حاصلش اين باشد كه:خوشا حال كسی كه آخر منزل از منازل دنيا از برای او نيكوتر باشد،از منزلهای پيشتر.يعنی:قبر او وحشت و ظلمت نداشته باشد و حساب و سؤال منكر و نكير و ساير أهوال قيامت به او آسان گذرد. و الموت اقرب الأشياء من ولد آدم،و هو يعدّه أبعد،فما اجرا الانسان علی نفسه،و ما اضعفه من خلق. میفرمايد كه:موت نزديكترين چيزها است به آدمی و او،او را دورتر از همه چيز قياس میكند.و چه جرأت عظيمی است كه انسان دارد بر نفس خود،با وجود ضعف بنيه و خلقت،و فكر عاقبت نمیكند. و في الموت نجاة المخلصين،و هلاك المجرمين،و لذلك اشتاق من اشتاق إلی الموت ،و كره من كره. میفرمايد كه:موت باعث نجات مخلصان است از زحمت دنيا،و موجب هلاكت و عذاب گناهكاران است.و از اين جهت است كه زهّاد و عبّاد و مخلصين، مشتاق موت هستند،و آرزوی موت میكنند،و گناهكاران از موت میترسند و از موت كراهت دارند. قال النّبیّ صلّی اللّٰه عليه و آله: من احبّ لقاء اللّٰه،احبّ اللّٰه لقاءه،و من كره لقاء اللّٰه كره اللّٰه لقاءه. حضرت پيغمبر صلّی اللّٰه عليه و آله میفرمايد:هر كه دوست میدارد لقای رحمت پروردگار را،حضرت پروردگار نيز دوست میدارد لقای او را،و رحمت خود را شامل حال او میكند.و هر كه كراهت دارد ملاقات موت و ملاقات رحمت الهی را،او نيز ملاقات او را كراهت دارد و از رحمت او بینصيب خواهد بود.
واسطی
نمایههای اصلی
- یاد مرگ
- میراندن شهوات با یاد مرگ
- ریشهکنی غفلت با یاد مرگ
- تقویت قلب با وعدههای الهی
- نرم کردن طبیعت با یاد مرگ
- شکستن علائم هوای نفس با یاد مرگ
- خاموش کردن آتش حرص با یاد مرگ
- خوار شمردن دنیا با یاد مرگ
- برتری اندیشه یک ساعت بر عبادت یکسال
- حل کردن طنابهای خیمههای دنیا
- بستن طنابها در آخرت
- نزول رحمت بر یادآور مرگ
- نابودکنندگی مرگ برای لذتها
- معرفی مرگ به عنوان ویرانگر لذتها
- آثار یاد مرگ در حالت وسعت
- آثار یاد مرگ در حالت تنگنا
- مرگ اولین منزل آخرت
- مرگ آخرین منزل دنیا
- نزدیکی مرگ به انسان
- نجات مخلصان در مرگ
- هلاک مجرمان در مرگ
- محبت متقابل در ملاقات خدا
نمایههای فرعی
- تهذیب نفس
- بیداری روحی
- زهد عملی
- توجه به آخرت
- خودشناسی انسان
- آمادگی برای مرگ
- تربیت اخلاقی با تفکر
انزابی
- آثار یاد مرگ
- یاد مرگ از مصادیق تفکری که عبادت است
- کیفیت تفکری که عبادت است
- یاد مرگ، از راههای میراندن شهوات
- یاد مرگ، از راههای برکندن خواهشهای نفسانی
- یاد مرگ، برطرف کننده غفلت
- یاد مرگ، تقویت کننده میل به جانب خدا
- یاد مرگ، نرم کننده دلها
- یاد مرگ ،درهم شکننده آثار. علامات هوا و هوس
- یاد مرگ، خاموش کننده آتش حرص
- یاد مرگ ، دنیا را در نظرش بی اعتبار می کند.
نمایه ها:
حدیث سی و سوم
33- شي، تفسير العياشي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنِ الْكَافِرِ الْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ أَمِ الْحَيَاةُ فَقَالَ الْمَوْتُ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ وَ الْكَافِرِ قُلْتُ وَ لِمَ قَالَ لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ وَ يَقُولُ وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ.
واسطی
نمایههای اصلی
- برتری مرگ بر زندگی برای مؤمن و کافر
- خیر بودن آنچه نزد خداست برای ابرار
- مهلت دادن الهی به کافران
- ازدیاد گناه کافران با مهلت یافتن
- عذاب مهین برای کافران
- عدم خیر بودن مهلت برای کافران
نمایههای فرعی
- حکمت الهی در مرگ و حیات
- تفاوت عاقبت مؤمن و کافر
- نقش زمان در انحطاط اخلاقی
- عدالت الهی در جزا و کیفر
حدیث سی و چهارم
34- سر، السرائر مِنْ كِتَابِ أَبِي الْقَاسِمِ بْنِ قُولَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع بَلَغَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع مَوْتُ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ ثُمَّ جَاءَ خَبَرٌ آخَرُ أَنَّهُ لَمْ يَمُتْ فَكَتَبَ إِلَيْهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ قَدْ كَانَ أَتَانَا خَبَرٌ ارْتَاعَ لَهُ إِخْوَانُكَ «1» ثُمَّ جَاءَ تَكْذِيبُ الْخَبَرِ الْأَوَّلِ فَأَنْعَمَ ذَلِكَ أَنْ سُرِرْنَا وَ إِنَّ السُّرُورَ وَشِيكُ الِانْقِطَاعِ «2» يَبْلُغُهُ عَمَّا قَلِيلٍ تَصْدِيقُ الْخَبَرِ الْأَوَّلِ فَهَلْ أَنْتَ كَائِنٌ كَرَجُلٍ قَدْ ذَاقَ الْمَوْتَ ثُمَّ عَاشَ بَعْدَهُ فَسَأَلَ الرَّجْعَةَ «3» فَأُسْعِفَ بِطَلِبَتِهِ فَهُوَ مُتَأَهِّبٌ بِنَقْلِ مَا سَرَّهُ مِنْ مَالِهِ إِلَى دَارِ قَرَارِهِ لَا يَرَى أَنَّ لَهُ مَالًا غَيْرَهُ وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ دَائِبَانِ «4» فِي نَقْصِ الْأَعْمَارِ وَ إِنْفَادِ الْأَمْوَالِ وَ طَيِّ الْآجَالِ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ قَدْ صَبَّحَا عاداً وَ ثَمُودَ ... وَ قُرُوناً بَيْنَ ذلِكَ كَثِيراً فَأَصْبَحُوا قَدْ وَرَدُوا عَلَى رَبِّهِمْ وَ قَدِمُوا عَلَى أَعْمَالِهِمْ وَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ غَضَّانِ جَدِيدَانِ لَا يُبْلِيهِمَا مَا مَرَّا بِهِ يَسْتَعِدَّانِ لِمَنْ بَقِيَ بِمِثْلِ مَا أَصَابَا مَنْ مَضَى «5» وَ اعْلَمْ أَنَّمَا أَنْتَ نَظِيرُ إِخْوَانِكَ وَ أَشْبَاهِكَ مَثَلُكَ كَمَثَلِ الْجَسَدِ قَدْ نُزِعَتْ قُوَّتُهُ فَلَمْ يَبْقَ إِلَّا حُشَاشَةُ نَفْسِهِ يَنْتَظِرُ الدَّاعِيَ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِمَّا نَعِظُ بِهِ ثُمَّ نَقْصُرُ عَنْهُ.
__________________________________________________
(1) ارتاع منه و له: فزع و تفزع.
(2) أي سريع الانقطاع و قريبه.
(3) في السرائر المطبوع: قد ذاق الموت و عاين ما بعده يسأل الرجعة.
(4) دأب في العمل: جد و تعب و استمر عليه فهو دائب. و في السرائر المطبوع: و اعلم أن الليل و النهار لم يزالا دائبين في قصر (نقص خ ل) الاعمار.
(5) في نسخة: يستعدان لمن بقى أن يصيباه ما أصابا من مضى.
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 135
بيان:
فأنعم ذلك أي أقر عيون إخوانك يقال نعم الله بك عينا و أنعم الله بك عينا و أنعم صباحا و يقال ما أنعمنا بك أي ما أقدمك فسررنا بلقائك و أنعمت على فلان أي أصرت إليه نعمة و الحشاش و الحشاشة بضمهما بقية الروح في الجسد في المرض.
واسطی
نمایههای اصلی
- زودگذری شادیها و غمهای دنیوی
- حتمی بودن مرگ برای همگان
- آمادگی عملی برای مرگ و آخرت
- نقش زمان در فرسایش زندگی انسان
- فناپذیری ملتها و تمدنها در تاریخ
- ضعف و ناتوانی انسان در مقابل مرگ
- ضرورت انتقال مال دنیوی به آخرت
- عبرتگیری از سرنوشت اقوام گذشته
- تناقض میان دانستن و عمل کردن
- جاودانگی زمان در مقابل فنای انسان
نمایههای فرعی
- تأثیرات روانی اخبار مرگ بر جامعه
- اهمیت توشهاندوزی برای آخرت
- فلسفه وجودی مرگ در زندگی
- آموزش مدیریت احساسات در برابر مرگ
- حکمت الهی در هشدارهای مرگ
حدیث سی و پنجم
35- ضه، روضة الواعظين قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَكْيَسُ النَّاسِ مَنْ كَانَ أَشَدَّ ذِكْراً لِلْمَوْتِ.
واسطی
نمایههای اصلی
- معیار عاقلترین انسان
- رابطه عقل و یاد مرگ
نمایههای فرعی
- اهمیت تأمل درباره مرگ
- معیارهای عقلانیت
حدیث سی و ششم
36- وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي خُطْبَتِهِ فَإِنَّ الْغَايَةَ أَمَامَكُمْ وَ إِنَّ وَرَاءَكُمْ السَّاعَةَ تَحْدُوكُمْ تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا فَإِنَّمَا يُنْتَظَرُ بِأَوَّلِكُمْ آخِرُكُمْ «1».
__________________________________________________
(1) قال السيّد في نهج البلاغة بعد ايراده هذا الكلام: إن هذا الكلام لو وزن بعد كلام اللّه سبحانه و بعد كلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بكل كلام لمال به راجحا و برز عليه سابقا، فأما قوله عليه السلام: «تخففوا تلحقوا» فما سمع كلام أقل منه مسموعا و لا أكثر محصولا و ما أبعد غورها من كلمة!، و أنقع نطفتها من حكمة!، و قد نبهنا في كتاب الخصائص على عظم قدرها و شرف جوهرها انتهى. منه أقول: و قال بعض الشارحين: الغاية: الثواب و العقاب، و النعيم و الشقاء، فعليكم أن تعدوا للغاية ما يصل بكم إليها، و لا تستبطئوها فان الساعة التي تصيبونها فيها- و هي القيامة- آزفة إليكم فكأنها في تقربها نحوكم و تقليل المسافة بينها و بينكم بمنزلة سائق يسوقكم إلى ما تسيرون إليه، سبق السابقون بأعمالهم إلى الحسنى فمن أراد اللحاق بهم فعليه أن يتخفف من أثقال الشهوات و أوزار العناء في تحصيل اللذات، و يحفز بنفسه عن هذه الفانيات فيلحق بالذين فازوا بعقبى الدار، و أصله الرجل يسعى و هو غير مثقل بما يحمله يكون أجدر أن يلحق الذين سبقوه. قال ابن ميثم: كون الساعة وراءهم فلان الإنسان لما كان بطبعه ينفر من الموت و يفر منه و كانت العادة في الهارب من الشيء أن يكون وراءه المهروب منه و كانت الموت متأخرا عن وجود الإنسان و لاحقا تأخرا و لحوقا عقليا أشبه المهروب منه المتأخر اللاحق هربا و تأخرا و لحوقا حسيا فلا جرم استعير لفظ المحسوسة و هي الوراء. و أمّا كونهم تحدوهم فلان الحادي لما كان من شأنه سوق الإبل بالحداء و كان تذكر الموت و سماع نوادبه مزعجا للنفوس إلى الاستعداد للامور الآخرة و الاهبة للقاء اللّه سبحانه فهو يحملها على قطع عقبات طريق الآخرة، كما يحمل الحادي الإبل على قطع الطريق البعيدة الوعرة لا جرم أشبه الحادي فاسند الحداء إليه. قوله: «تخففوا تلحقوا» لما نبههم بكون الغاية أمامهم و أن الساعة تحدوهم في سفر واجب و كان السابق إلى الغاية من ذلك السفر هو الفائز برضوان اللّه و قد علم أن التخفيف و قطع العلائق في الاسفار سبب للسبق و الفوز بلحوق السابقين لا جرم أمرهم.
واسطی
نمایههای اصلی
- هدف نهایی انسان
- نزدیکی قیامت
- ترک تعلقات دنیوی
- اجتماع همه انسانها در آخرت
نمایههای فرعی
- آمادگی برای آخرت
- شتاب در ترک دنیا
- وحدت سرنوشت انسانها
- زهد عملی
حدیث سی و هفتم
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 136
37- وَ قَالَ أَيْضاً فِي خُطْبَتِهِ فَمَا يَنْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ يَخَافُهُ وَ لَا يُعْطَى الْبَقَاءَ مَنْ أَحَبَّهُ وَ مَنْ جَرَى فِي عِنَانِ أَمَلِهِ عَثَرَ بِهِ أَجَلُهُ وَ إِذَا كُنْتَ فِي إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِي إِقْبَالٍ فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى الْحَذَرَ الْحَذَرَ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى كَأَنَّهُ غَفَرَ.
واسطی
نمایههای اصلی
- عدم نجات ترسندگان از مرگ
- عدم بقا برای دوستداران زندگی
- لغزش آرزومندان به دست اجل
- فرار انسان و تعقیب مرگ
- سرعت ملاقات با مرگ
- هشدار از مرگ
- مهلتهای الهی طولانی
نمایههای فرعی
- حتمیت مرگ
- بیهودگی ترس از مرگ
- بیهودگی تعلق به دنیا
- ضرورت آمادگی برای مرگ
حدیث سی و هشتم
38 وَ تَبِعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ جِنَازَةً فَسَمِعَ رَجُلًا يَضْحَكُ فَقَالَ كَأَنَّ الْمَوْتَ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا كُتِبَ وَ كَأَنَّ الْحَقَّ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا وَجَبَ وَ كَأَنَّ الَّذِي نَرَى مِنَ الْأَمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِيلٍ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ نُبَوِّئُهُمْ أَجْدَاثَهُمْ وَ نَأْكُلُ تُرَاثَهُمْ قَدْ نَسِينَا كُلَّ وَاعِظٍ وَ وَاعِظَةٍ وَ رُمِينَا بِكُلِّ جَائِحَةٍ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى الْمَوْتَ وَ مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ الْمَوْتِ رَضِيَ مِنَ الدُّنْيَا بِالْيَسِيرِ «1».
واسطی
نمایههای اصلی
- خندیدن هنگام تشییع جنازه
- تصور عدم شمول مرگ به خود
- تصور عدم شمول مسئولیت به خود
- تصور بازگشت مردگان
- دفن کردن مردگان
- خوردن میراث مردگان
- فراموشی تمام واعظان
- ابتلا به همه بلاها
- تعجب از فراموشکنندگان مرگ
- قناعت با کم از طریق یاد مرگ
نمایههای فرعی
- غفلت از مرگ
- خودفریبی انسان
- بیاعتنایی به عبرتها
- تأثیر یاد مرگ بر زهد
حدیث سی و نهم
39- قَالَ الصَّادِقُ ع مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ نُحْنَا لَكُمْ فَلَمْ تَبْكُوا وَ شَوَّقْنَاكُمْ فَلَمْ تَشْتَاقُوا أَعْلِمِ الْقَتَّالِينَ أَنَّ لِلَّهِ سَيْفاً لَا يَنَامُ وَ هُوَ جَهَنَّمُ أَبْنَاءَ الْأَرْبَعِينَ أَوْفُوا لِلْحِسَابِ أَبْنَاءَ الْخَمْسِينَ زَرْعٌ قَدْ دَنَا حَصَادُهُ أَبْنَاءَ السِّتِّينَ مَا ذَا قَدَّمْتُمْ وَ مَا ذَا أَخَّرْتُمْ أَبْنَاءَ السَّبْعِينَ عُدُّوا أَنْفُسَكُمْ فِي الْمَوْتَى أَبْنَاءَ الثَّمَانِينَ تُكْتَبُ لَكُمُ الْحَسَنَاتُ وَ لَا تُكْتَبُ عَلَيْكُمُ السَّيِّئَاتُ أَبْنَاءَ التِّسْعِينَ أَنْتُمْ أُسَرَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ مَا يَقُولُ كَرِيمٌ أَسَرَ رَجُلًا مَا ذَا يَصْنَعُ بِهِ قُلْتُ يُطْعِمُهُ وَ يَسْقِيهِ وَ يَفْعَلُ بِهِ فَقَالَ مَا تَرَى اللَّهَ صَانِعاً بِأَسِيرِهِ. بيان الغاية الموت أو الجنة و النار قوله ع ينتظر بأولكم أي إنما ينتظر ببعث الأولين و نشرهم مجيء الآخرين و موتهم لقد ستر أي الذنوب حتى __________________________________________________ بالتخفيف لغاية اللحوق في كلمتين فالاولى منهما قوله: «تخففوا» و كنى بهذا الامر عن الزهد الحقيقي الذي هو أقوى أسباب السلوك إلى اللّه سبحانه، و هو عبارة عن حذف كل شاغل عن التوجه إلى القبلة الحقيقية، و الاعراض عن متاع الدنيا و طيباتها، فان ذلك تخفيف للاوزار المانعة عن الصعود في درجات الابرار، و الموجبة لحلول دار البوار، و هي كناية باللفظ المستعار و هذا الامر في معنى الشرط. و الثانية قوله: «تلحقوا» و هو جزاء الشرط، أي إن تتخففوا تلحقوا. إلى آخر كلامه و من شاء فليراجعه.
(1) أورده السيّد في نهج البلاغة في باب المختار من حكم أمير المؤمنين عليه السلام. و السفر بفتح السين و سكون الفاء: مسافرون. نبوّئهم أي ننزلهم. فى أجداثهم أي قبورهم. الجائحة: الآفة تهلك الأصل و الفرع.
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 137
كأنه قد غفرها فاحذروا عقاب ما ستره و اشكروه على هذا الستر و يحتمل على بعد أن يكون المعنى ستر الموت عن الخلائق بحيث يظنون أنه رفع عنهم لكثرة غفلتهم عنه قوله أوفوا أي أكملوا و سلموا ما طلب منكم من الأعمال لأنكم تحاسبون عليها قوله زرع أي أنتم أو أعمالكم.
واسطی
نمایههای اصلی
- بیتأثیری مواعظ الهی بر مردم
- هشدار به قاتلان
- جهنم به عنوان عذاب همیشگی
- آمادگی چهل سالهها برای حساب
- نزدیکی مرگ پنجاه سالهها
- بازبینی اعمال شصت سالهها
- شمردن هفتاد سالهها در مردگان
- ثبت فقط نیکیها برای هشتاد سالهها
- اسیر بودن نود سالهها نزد خدا
- کرم خدا با اسیرانش
نمایههای فرعی
- تقسیمبندی سنی مسئولیتها
- تدریجی شدن آمادگی برای مرگ
- رحمت خاص به سالمندان
- مقایسه کرم انسانی و الهی
حدیث چهلم
40- تم، فلاح السائل فِي كِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْأَشْعَثِ بِإِسْنَادِهِ أَنَّ مَوْلَانَا عَلِيّاً ع قَالَ: مَا رَأَيْتُ إِيمَاناً مَعَ يَقِينٍ أَشْبَهَ مِنْهُ بِشَكٍّ عَلَى هَذَا الْإِنْسَانِ إِنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ يُوَدِّعُ إِلَى الْقُبُورِ وَ يُشَيِّعُ وَ إِلَى غُرُورِ الدُّنْيَا يَرْجِعُ وَ عَنِ الشَّهْوَةِ وَ الذُّنُوبِ لَا يُقْلِعُ فَلَوْ لَمْ يَكُنْ لِابْنِ آدَمَ الْمِسْكِينِ ذَنْبٌ يَتَوَكَّفُهُ وَ لَا حِسَابٌ يَقِفُ عَلَيْهِ إِلَّا مَوْتٌ يُبَدِّدُ شَمْلَهُ وَ يُفَرِّقُ جَمْعَهُ وَ يؤتم [يُوتِمُ] وُلْدَهُ لَكَانَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُحَاذِرَ مَا هُوَ فِيهِ بِأَشَدِّ النُّصُبِ وَ التَّعَبِ وَ لَقَدْ غَفَلْنَا عَنِ الْمَوْتِ غَفْلَةَ أَقْوَامٍ غَيْرِ نَازِلٍ بِهِمْ وَ رَكَنَّا إِلَى الدُّنْيَا وَ شَهَوَاتِهَا رُكُونَ أَقْوَامٍ قَدْ أَيْقَنُوا بِالْمُقَامِ وَ غَفَلْنَا عَنِ الْمَعَاصِي وَ الذُّنُوبِ غَفْلَةَ أَقْوَامٍ لَا يَرْجُونَ حِسَاباً وَ لَا يَخَافُونَ عِقَاباً.
بيان: لعل الضمير في قوله ع منه راجع إلى الموت المتقدم ذكره في الرواية أو المعلوم بقرينة المقام و قوله على الإنسان متعلق بقوله أشبه و الظاهر أنه سقط منه شيء و التوكف التوقع أي يتوقع و ينتظر عقابه.
واسطی
نمایههای اصلی
- بیتوجهی به درس مرگ
- تداوم گناه با مشاهده مرگ
- آثار مخرب مرگ بر خانواده
- فراموشی جمعی مرگ
- دلبستگی به دنیای ناپایدار
- غفلت از پیامد گناهان
نمایههای فرعی
- تناقض ایمان و عمل
- ضرورت هماهنگی باور و رفتار
- ماهیت زودگذر زندگی
- آمادگی برای مرگ
- خودفریبی انسان
حدیث چهل و یکم
41- جع، جامع الأخبار قَالَ النَّبِيُّ ص أَفْضَلُ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ أَفْضَلُ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْمَوْتِ فَمَنْ أَثْقَلَهُ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ.
واسطی
نمایههای اصلی
- یاد مرگ برترین زهد
- یاد مرگ برترین عبادت
- یاد مرگ برترین تفکر
- تبدیل قبر به باغ بهشت
نمایههای فرعی
- اهمیت یاد مرگ
- تأثیر یاد مرگ بر قبر
- پاداش اخروی یاد مرگ
- سنگینی یاد مرگ
- رابطه زهد و یادآوری مرگ
حدیث چهل و دوم
42 وَ قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ مَا لَنَا نَكْرَهُ الْمَوْتَ قَالَ لِأَنَّكُمْ عَمَّرْتُمُ الدُّنْيَا وَ خَرَّبْتُمُ الْآخِرَةَ فَتَكْرَهُونَ أَنْ تَنْتَقِلُوا مِنْ عُمْرَانٍ إِلَى خَرَابٍ قِيلَ لَهُ فَكَيْفَ تَرَى قُدُومَنَا عَلَى اللَّهِ قَالَ أَمَّا الْمُحْسِنُ فَكَالْغَائِبِ يَقْدَمُ عَلَى أَهْلِهِ وَ أَمَّا الْمُسِيءُ فَكَالْآبِقِ يَقْدَمُ عَلَى مَوْلَاهُ قِيلَ فَكَيْفَ تَرَى حَالَنَا عِنْدَ اللَّهِ قَالَ أَعْرِضُوا أَعْمَالَكُمْ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ قَالَ الرَّجُلُ فَأَيْنَ رَحْمَةُ اللَّهِ قَالَ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ.
واسطی
نمایههای اصلی
- علت کراهت مرگ
- آبادسازی دنیا تخریب آخرت
- تشبیه نیکوکار به مسافر
- تشبیه گناهکار به برده فراری
- سنجش اعمال با قرآن
- پاداش نیکان کیفر بدکاران
- نزدیکی رحمت الهی به نیکوکاران
نمایههای فرعی
- دنیاگرایی سبب ترس مرگ
- تأثیر اعمال بر تجربه مرگ
- خودارزیابی با معیار قرآن
- تعادل عدالت رحمت الهی
- نیکوکاری شرط رحمت الهی
حدیث چهل و سوم
43- كِتَابُ الدُّرَّةِ الْبَاهِرَةِ، قِيلَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع مَا الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 138
فَقَالَ أَدَاءُ الْفَرَائِضِ وَ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ الِاشْتِمَالُ عَلَى الْمَكَارِمِ ثُمَّ لَا يُبَالِي أَ وَقَعَ عَلَى الْمَوْتِ أَوْ وَقَعَ الْمَوْتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا يُبَالِي ابْنُ أَبِي طَالِبٍ أَ وَقَعَ عَلَى الْمَوْتِ أَمْ وَقَعَ الْمَوْتُ عَلَيْهِ.
واسطی
نمایههای اصلی
- آمادگی برای مرگ با انجام واجبات
- آمادگی برای مرگ با پرهیز از گناهان
- آمادگی برای مرگ با اخلاق نیکو
- بیاعتنایی به زمان مرگ
نمایههای فرعی
- شجاعت برابر مرگ
- آرامش ناشی از عمل صالح
حدیث چهل و چهارم
44 دَعَوَاتُ الرَّاوَنْدِيِّ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يَتَمَنَيَنَّ أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ لِفَتْرٍ نَزَلَ بِهِ.
واسطی
نمایههای اصلی
- نهی از آرزوی مرگ
نمایههای فرعی
- سختیها عامل آرزوی مرگ
- ارزشمندی زندگی
- لزوم صبر در برابر مشکلات
- نگرش صحیح به مرگ
- گذرا بودن سختیها
حدیث چهل و پنجم
45- وَ قَالَ: لَا تَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ فَإِنَّ هَوْلَ الْمُطَّلَعِ شَدِيدٌ وَ إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَطُولَ عُمُرُهُ وَ يَرْزُقَهُ اللَّهُ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ.
واسطی
نمایههای اصلی
- نهی از آرزوی مرگ
- شدت هول مرگ
- طول عمر عامل سعادت
- توفیق توبه عامل سعادت
نمایههای فرعی
- ارزش حیات انسان
- فرصت توبه در زندگی
- آمادگی برای مرگ
- رابطه عمر و سعادت
- بازگشت به سوی خدا
حدیث چهل و ششم
46- وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بَقِيَّةُ عُمُرِ الْمَرْءِ لَا قِيمَةَ لَهُ يُدْرِكُ بِهَا مَا قَدْ فَاتَ وَ يُحْيِي مَا مَاتَ.
واسطی
نمایههای اصلی
- کمارزشی باقیمانده عمر
- ناتوانی در جبران گذشته
- ناممکن بودن احیای فرصتها
نمایههای فرعی
- ارزش زمان از دست رفته
- حسرت فرصتهای گذشته
- اهمیت استفاده به موقع از عمر
- ناتوانی انسان در بازگشت زمان
- غیرقابل جبران بودن گذشته
جمعبندی باب
أقول: سيأتي أخبار الاستعداد للموت في باب موضوع له في كتاب المكارم. تحقيق مقام لرفع شكوك و أوهام ربما يتوهم التنافي بين الآيات و الأخبار الدالة على حبّ لقاء الله و بين ما يدل على ذم طلب الموت و ما ورد في الأدعية من استدعاء طول العمر و بقاء الحياة و ما روي من كراهة الموت عن كثير من الأنبياء و الأولياء و يمكن الجواب عنه بوجوه الأول ما ذكره الشهيد رحمه الله في الذكرى من أن حب لقاء الله غير مقيد بوقت فيحمل على حال الاحتضار و معاينة ما يحب و استشهد لذلك بما مر من خبر عبد الصمد بن بشير «1». الثاني أن الموت ليس نفس لقاء الله فكراهته من حيث الألم الحاصل منه لا يستلزم كراهة لقاء الله و هذا لا ينفع في كثير من الأخبار. الثالث أن ما ورد في ذم كراهة الموت فهي محمولة على ما إذا كرهه لحب الدنيا و شهواتها و التعلق بملاذها و ما ورد بخلاف ذلك على ما إذا كرهه لطاعة الله تعالى و تحصيل مرضاته و توفير ما يوجب سعادة النشأة الأخرى و يؤيده خبر سلمان «2». الرابع أن كراهة الموت إنما تذم إذا كانت مانعة من تحصيل السعادات الأخروية بأن يترك الجهاد و الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر و هجران الظالمين لحب الحياة __________________________________________________
(1) الواقع تحت رقم 17.
(2) الواقع تحت رقم 23.
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 139
و البقاء و الحاصل أن حب الحياة الفانية الدنيوية إنما يذم إذا آثرها على ما يوجب الحياة الباقية الأخروية و يدل عليه خبر شعيب العقرقوفي و فضيل بن يسار «1» و هذا الوجه قريب من الوجه الثالث. الخامس أن العبد يلزم أن يكون في مقام الرضا بقضاء الله فإذا اختار الله له الحياة فيلزمه الرضا بها و الشكر عليها فلو كره الحياة و الحال هذه فقد سخط ما ارتضاه الله له و علم صلاحه فيه و هذا مما لا يجوز و إذا اختار الله تعالى له الموت يجب أن يرضى بذلك و يعلم أن صلاحه فيما اختاره الله له فلو كره ذلك كان مذموما و أما الدعاء لطلب الحياة و البقاء لأمره تعالى بذلك فلا ينافي الرضاء بالقضاء و كذا في الصحة و المرض و الغنى و الفقر و سائر الأحوال المتضادة يلزم الرضا بكل منها في وقته و أمرنا بالدعاء لطلب خير الأمرين عندنا فما ورد في حب الموت إنما هو إذا أحب الله تعالى ذلك لنا و أما الاقتراح عليه في ذلك و طلب الموت فهو كفر لنعمة الحياة غير ممدوح عقلا و شرعا كطلب المرض و الفقر و أشباه ذلك و هذا وجه قريب و يؤيده كثير من الآيات و الأخبار و الله تعالى يعلم.
پانویس
- ↑ سوره بقره، آیات 94، 95 و 96
- ↑ صفوی، محمدرضا، ترجمه قرآن بر اساس المیزان
- ↑ سوره آل عمران، آیه 143
- ↑ صفوی، محمدرضا،ترجمه قرآن بر اساس المیزان
- ↑ ترجمه قرآن موسوی گرمارودی
- ↑ سوره آل عمران، آیه 168
- ↑ صفوی، محمدرضا، ترجمه قرآن براساس المیزان
- ↑ أنّ الأصل الواحد في مادّة «شید»: هو الإحكام مع الرفع، سواء كان في بناء أو في كلام و خطاب أو في نسبة و حكم، فالمعاني المذكورة كلّها من مصاديق الأصل. ﴿أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ﴾ أي الأبنية المتظاهرة الجالبة المحكمة العالية الّتي قد بولغ في إحكامها. إشارة الى أنّ تحكيم مباني الحياة الدنيويّة و تثبيت المستقرّ و المسكن لا يمنع عن زوالها و فنائها.مصطفوی، حسن،التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج6، ص: 165
- ↑ سوره نساء، آیه 78
- ↑ سوره یونس، آیات 7و8
- ↑ سوره احزاب، آیه 16
- ↑ سوره جمعه، آیات 6،7 و 8
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 125 حدیث 1
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 125 حدیث 2
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 125 حدیث 3
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 125 حدیث 4
- ↑ صالحی، عبدالله،زاهد كيست؟ وظيفه اش چيست؟،ص: 175
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 125 حدیث 5
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 125 حدیث 6
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 125 حدیث 7
- ↑ و قوله عليه السلام: و الهرب منه موافاته من حمل اللازم على الملزوم، فان الإنسان ما دام يهرب من موته بحركات و تصرفات يفنى عمره فيها فكان الهرب منه موافاته و المعنى: أنه إذا قدر زوال عمر أو دولة فكل ما يدبره الإنسان لرفع ما يهرب منه يصير سببا لحصوله، إذ تأثير الأدوية و الأسباب باذنه تعالى، مع أنّه عند حلول الأجل يصير أحذق الاطباء أجهلهم و يغفل عما ينفع المريض و هكذا في سائر الأمور انتهى.
- ↑ قال رضي اللّه عنه هناك: قوله: كل امرئ لاق في فراره أي من الأمور المقدرة الحتمية كالموت، قال اللّه تعالى: «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ» و إنّما قال عليه السلام: فى فراره، لان كل أحد يفر دائما من الموت و إن كان تبعدا، و المساق مصدر ميمى، فيحتمل أن يكون المراد بالاجل منتهى العمر و المساق ما يساق إليه، و أن يكون المراد به المدة فالمساق زمان السوق.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 127 حدیث 8
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 126 حدیث 9
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 126 حدیث 10
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 126 حدیث 11
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 128 حدیث 13
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 128 حدیث 14
- ↑ الخصال، ج1، ص: 120 حدیث 110
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 128 حدیث 15
- ↑ بكسر الفاء و تخفيف الراء بعدها مهملة. و يقال: القرشية، أوردها ابن حجر في فصل النساء من التقريب، و وثقها.
- ↑ اسمها لبابة بتخفيف الباء، بنت الحارث بن حزن بن بجير بن الهزم الهلالية، زوج العباس ابن عبد المطلب، و اخت ميمونة زوج النبيّ صلّى اللّه عليه و آله، عدها الشيخ في رجاله من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله. و قيل: إنها أول امرأة أسلمت بعد خديجة؛ حكى عن ابن حبان أنّها ماتت بعد العباس في خلافة عثمان، و أوردها النسابة البغداديّ محمّد بن حبيب ابن أميّة بن عمرو الهاشمى المتوفّى سنة 245 في كتابه المحبر في فصل المنجبات من النساء فقال: ولدت الفضل: الردف، و عبد اللّه الحبر، و عبيد اللّه الجواد، و معبدا- شهيدا بافريقية- و عبد الرحمن- شهيدا بافريقية- و قثم- شهيدا بسمرقند- بني العباس بن عبد المطلب، مات الفضل بالشام في طاعون عمواس، و عبد اللّه بالطائف، و عبيد اللّه بالمدينة. انتهى.
- ↑ في المصدر: و ان تك.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 128 حدیث 16
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 129 حدیث17
- ↑ معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج2، ص: 86
- ↑ الماجن: مَن لا يبالي قولا و فعلا.
- ↑ بالعين المهملة و القاف المثناة المفتوحتين، ثمّ الراء المهملة الساكنة، ثمّ القاف و الواو، ثمّ الفاء الموحدة، ثمّ الياء، نسبة إلى عقرقوف، و هو على ما حكى عن مراصد الاطلاع قرية من نواحي نهر عيسى، بينها و بين بغداد أربع فراسخ، إلى جانبها تل عظيم يرى من خمسة فراسخ أو اكثر، و في وسطه بناء باللبن و القصب؛ و الرجل هو شعيب بن يعقوب ابن اخت يحيى بن القاسم أبي بصير، روى عن أبي عبد اللّه و أبى الحسن عليهما السلام، ثقة، عين، له كتاب يرويه حماد بن عيسى و غيره.
- ↑ في نسخة: على ما يرون.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 130 حدیث 19
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 131 حدیث 20
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 131 حدیث 21
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 131 حدیث 22
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 131 حدیث 23
- ↑ عباية بفتح العين و تخفيف الباء و فتح الياء، و ربعى بكسر الراء و سكون الباء و العين المهملة المكسورة ثمّ الياء هو عباية بن عمرو بن ربعى، عده الشيخ في رجاله من أصحاب أمير المؤمنين و الحسن عليهما السلام، و عده البرقي- على ما حكى- من خواص عليّ عليه السلام.
- ↑ أي يحسن إليه.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 131 حدیث 24
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 132 حدیث 26
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 132 حدیث 27
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 132 حدیث 28
- ↑ قوله: «رهن موت» شبه عليه السلام الموت للزومه الإنسان و عدم انفكاك الإنسان منه بالرهن في يد المرتهن. و الغرض: الهدف. و الصريع بمعنى مصروع أي المطروح على الأرض و الساقط عليها، لان طبيعة الإنسان دائما يصارع المرض و السقم و يدافعه حتّى تضعف و يغلب عليه المرض و السقم فيصرعها و يطرحها على الأرض، فهو إمّا زمن مقعد على فراشه، و إمّا راكب على سريره و نعشه.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 132 حدیث 29
- ↑ في نسخة: فيه.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 132 حدیث 30
- ↑ نسبة إلى منقر وزان منبر؛ أبى بطن من سعد و هو منقر بن عبيد بن مقاعس.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 132 حدیث 31
- ↑ (1) يحتمل أن يكون ذلك و الحديث الآتي بعده من بقية كلام الإمام الصّادق عليه السلام استشهد بهما على ما قال أولا من الترغيب في ذكر الموت، أو يكونان خبرين مرسلين من جامع المصباح و الظاهر من المصنّف الأول.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج6، ص: 134 حدیث 32