آخر الزمان
آخر الزمان: آخر به بخش پايانى هر مجموعه گفته،[۱] و زمان در لغت بر وقت كم يا زياد اطلاق مىشود [۲] و مقصود از آن در اينجا روزگار و عمر جهان است.
"آخرالزمان" تركيبى اضافى و به معناى بخش پايانى حيات دنيا است. واژه آخرالزمان در قرآن به كار نرفته؛ اما مطالب گوناگونى درباره اين موضوع از آيات قابل استفاده است.
قرآن به طور كلى، جهانيان را به دو بخش ﴿﴿ الأَوَّلِينَ ﴾﴾[۳] و ﴿﴿الآخِرِينَ﴾﴾[۴]، ﴿﴿ الْمُسْتَأْخِرِينَ ﴾﴾[۵]افزون بر آن، آياتى در قرآن از ميراثبرى زمين به وسيله صالحان و مستضعفان، پيروزى نهايى حق بر باطل و گسترش اسلام در سرتاسر جهان سخن مىگويد كه پس از وقوع بلاها و فتنههاى بسيار محقّق مىشود. ﴿﴿ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴾﴾[۶] ﴿﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴾﴾[۷] ﴿﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ﴾﴾[۸] ﴿﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا ﴾﴾[۹] و ... اين آيات با دوره پايانى دنيا ارتباط دارند[۱۰] و برخى از نشانههاى قيامت كه از آن به "اَشْراط الساعة" تعبير شده [۱۱] نيز در اين بخش واقعند.
در روايات و تفاسير، بسيارى از نشانههاى آخرالزمان از اشراط الساعة نيز شمرده شده است؛[۱۲] از اين رو براى جدايى اين دو موضوع مقاله آخرالزمان به حوادث و تحولات اجتماعى در واپسين دوره حيات بشرى اختصاص يافته كه معمولا در كتابهايى تحت عنوان "الْمَلاحِمُ والْفِتَن" [۱۳] و كتابهاى مربوط به غيبت امام زمان(ع) [۱۴] بررسى مىشوند و اشراط الساعة به حوادث طبيعى و دگرگونىهاى كيهانى در آستانه قيامت، مانند: طلوع خورشيد از مغرب، پوشيده شدن آسمان از دود، تاريك شدن خورشيد و ماه و ستارگان، متلاشى شدن كوهها و... محدود شده است[۱۵].
تعبير "اليومالأخر" كه در قرآن فراوان به كار رفته، با جهان آخرت مرادف و ناظر به اين واقعيت است كه زندگانى آن جهان، در پى حيات دنيايى، سرانجامِ نهايى آن است [۱۶]؛ در نتيجه، اين اصطلاح نيز به بحث "آخرالزمان" مربوط نمىشود. از آنجا كه مفهوم "آخر" نسبى است و در تاريخ انقراض دنيا اختلاف فراوانى وجود دارد [۱۷] و قرآن نيز از تعيين وقتى مشخص براى آن پرهيز كرده ﴿﴿إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ﴾﴾[۱۸]؛ ﴿﴿إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا ﴾﴾[۱۹]؛ ﴿﴿وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴾﴾[۲۰] محدوده آخرالزمان به دقت قابل اندازهگيرى نيست؛ با اين حال، با استفاده از روايات [۲۱] مىتوان بعثت پيامبر خاتم را سرآغاز دوره "آخرالزمان" دانست[۲۲]؛ البته در بيشتر روايات، آخرالزمان به دوره پايانى كه با ظهور مهدى (ع) مقارن است، اطلاق شده است. بشر به مقتضاى حبّ ذات و طبيعت جست و جو گر خود، همواره به سرانجام دنيا مىانديشيده است [۲۳] همه اديان الهى و بيشتر مكاتب بشرى، درباره پايان تاريخ، اظهار نظر كردهاند[۲۴] در همه پيشگويىهاى مربوط به آخرالزمان، خبرهاى وحشتناك و نگرانكنندهاى وجود دارد؛[۲۵] ولى اغلب بر اين امر اتفاق نظر است كه پايان كار بشر، روشن و سعادتآميز است[۲۶]. در تمام فرقهها و مذاهب اسلامى، كم و بيش سرانجام سعادتمند بشر پيشبينى شده است[۲۷].
در متون زرتشتى "از آيينهاى باستان" به صراحت از دوره طلايى بشر در پايان جهان ياد شده كه به آشوبها و بلاهاى بسيار مسبوق خواهد بود و با ظهور واپسين منجى "سوشيانس" محقّق مىشود[۲۸].
در آيين هندوان نيز هر دوره انسانى به چهار قسمت تقسيم شده كه قسمت چهارم آن، مظهر غروب و افول تدريجى معنويت اوليه است و از آن، به عصر ظلمت (Kali Yuga) تعبير مىشود؛ سپس منجى بشر ظاهر و با فروپاشى جوامع انسانى و ازبين رفتن شرارتها، دورهاى نو آغاز مىگردد[۲۹].
در متون بودايى نيز از اين دوره، سخن به ميان آمده است[۳۰].
در اديان ابراهيمى، بيش از آيينها و مكاتب ديگر بر دوره طلايى بشر در پايان تاريخ، تأكيد شده است. در عهد عتيق، برقرارى سعادت و عدالت در سرتاسر جهان پيشبينى شده كه به وسيله "مشيح" محقّق مىشود[۳۱] در عهد جديد نيز به اين مطلب پرداخته شده [۳۲] و مكاشفه يوحنا به طور كامل به حوادث ناگوار آخرالزمان، اختصاص يافته و در پايان آن، به برقرارى صلح و آرامش جهان تحت حاكميت مؤمنان اشاره شده است [۳۳].
در ميان مكاتب بشرى، پيشبينى "ماركس" از مدينه كمونيستى همراه با كمون نهايى ايجاد شده، تصويرى از جامعه بىطبقه و بىنياز از دولت را ارائه مىدهد[۳۴] پيشبينىهاى "رنهگنون" "عبدالواحد يحيى" از افول و فروپاشى تمدن مادى غرب و ظهور مجدد حق و حقيقت كه با نظر به دادههاى آيينهاى باستان و اديان ابراهيمى ارائه شده خبر مىدهد [۳۵] نظريه پايان تاريخ "فوكوياما" پيروزى نهايى نظام غربى و حاكميت ابدى آن بر سرتاسر جهان را پيشبينى كرده است [۳۶] و نظريه "برخورد تمدنها" از "هانتنگتون" جنگ جهانى تمدنها و نظم جهانىنوى براساس مرزهاى تمدنى را در پايان اين دوره از جهان، پيشبينى مىكند[۳۷].
مباحث فرعی
- ديدگاه كلى قرآن درباره پايان تاريخ؛
- نشانهها و رخدادهاى مهم آخرالزمان؛
- بحران معنويت:
- وقوع اختلافها و درگيرىهاى بسيار:
- ظهور دجّال:
- وقوع مصائب:
- خروج سفيانى:
- نداى آسمانى:
- ظهور منجى بزرگ بشر:
- نزول عيسى(ع)
- خروج جنبندهاى از زمين:
- هجوم يأجوج و مأجوج:
- رجعت:
- صلح و آرامش پايدار در سرتاسر جهان:
پانویس
- ↑ الكليات، ج۱، ص۸۳.
- ↑ لسانالعرب، ج ۶، ص ۸۶، «زمن».۸۳.
- ↑ پيشينيان؛ سوره واقعه، آیه ۱۳.
- ↑ پسينيان؛ سوره واقعه، آیه ۳۹.
- ↑ پيشينيان ؛ سوره حجر، آیه ۲۴.
- ↑ موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بیگمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث میدهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۸.
- ↑ خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بیگمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار میدارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر میگرداند؛ (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند؛ سوره اعراف، آیه ۱۲۸.
- ↑ و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم؛ سوره قصص، آیه ۵.
- ↑ اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد و خداوند، گواه بس؛ سوره فتح، آیه ۲۸.
- ↑ قيام وانقلاب مهدى، ص۵ و ۶.
- ↑ ﴿﴿فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ ﴾﴾؛ پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا میرسد؟ و به راستی نشانههای آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یادکردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟؛ سوره محمد، آیه ۱۸.
- ↑ روحالمعانى، مج۱۴، ج۲۶، ص۸۰ ـ۸۲؛ نمونه، ج۲۱، ص۴۴۹ ـ ۴۵۱.
- ↑ الفتن والملاحم فى آخرالزمان، ابنكثير؛ الملاحم والفتن، ابنطاووس.
- ↑ الغيبه، طوسى.
- ↑ الكشاف الموضوعى، ج۱، ص۹۷ ـ ۱۰۲.
- ↑ التحقيق، ج۱، ص۴۶، «أخر».
- ↑ هزاره گرايى، ص۲۱.
- ↑ بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.
- ↑ خداوند کافران را لعنت و برای آنان آتش (دوزخ) را آماده کرده است؛ سوره احزاب، آیه ۶۴.
- ↑ و بزرگوار است آن که فرمانفرمایی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست او راست و دانش رستخیز، تنها نزد اوست و به سوی او بازگردانده میشوید؛ سوره زخرف، آیه ۸۵.
- ↑ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۱۷۷؛ ج۲، ص۸۷؛ ج۹، ص۳۱۹؛ ج۱۲، ص۲۸۲؛ ج۱۴، ص۸۳ و ۸۴؛ ج۱۵، ص۲۰۳؛ ج۱۶، ص۱۸ ـ ۲۱؛ ج۲۰، ص۲۲۲؛ ج۲۱، ص۳۱۷ و ۳۵۱.
- ↑ التحرير والتنوير، ج۲۶، ص۱۰۴.
- ↑ تاريخ ابنخلدون، ج۱، ص۳۰۳.
- ↑ نجات بخشى در اديان، ص۱۳ و ۱۴؛ على و پايان تاريخ، ص۱۵و۲۵.
- ↑ هزاره گرايى، ص۲۵.
- ↑ نجاتبخشى در اديان، ص۱۳ و ۱۴.
- ↑ قيام و انقلاب مهدى، ص۵.
- ↑ اوستا، گاهان، يسنه ۴۶، ب۳ و يَشتها، ارديبهشت، ب۱۰ ـ ۱۷ و فروردين، ب۱۲۹؛ نجاتبخشى در اديان، ص۳ ـ ۷۱.
- ↑ بحران دنياى متجدّد، ص۱ و اوپانيشاد، ص۷۷۲ ـ ۷۷۴ و ۷۳۷.
- ↑ بودا، ص۵۱۸ و ۵۱۹؛ على و پايان تاريخ، ص۲۳.
- ↑ كتاب مقدس، اشعياء ۱۱ و ۱۲، يوئيل ۳ و ۴، زكريا ۹، دانيال ۲: ۴۴، و۷: ۱۳ و ۲۷.
- ↑ كتاب مقدس، متى ۲۴: ۱۵ ـ ۴۴، ورسل ۲: ۱۷ ـ ۲۱.
- ↑ كتاب مقدس، مكاشفه يوحنا ۴ ـ ۲۲؛ نجات بخشى در اديان، ص۱۱۳ ۱۳۳.
- ↑ ماركس و ماركسيسم، ص۹۱ ـ ۹۴.
- ↑ بحران دنياى متجدّد، ص۲، ۲۰، ۵۵، ۱۰۵، ۱۵۴ و ۱۸۶؛ علائم آخرالزمان، ص۱۸۸ ـ ۱۹۹، ۲۰۰ و ۳۱۸.
- ↑ «پايان تاريخ و آخرين انسانها» مجله اطلاعات سياسى و اقتصادى، ص۲۲.
- ↑ برخورد تمدنها و بازسازى نظم جهانى، ص۴۸۵ و ۵۱۶.