امدادهای غیبی
واژه شناسی لغوی
امداد غيبى تعبيرى مركب از دو واژه "امداد" و "غيب" است[۱].
ريشه "امداد" كلمه «م ـ د ـ د» است كه معناى انبساط و امتداد دارد[۲]. «مدّت» نيز كه براى زمان مستمر بهكار مىرود از همين باب است [۳]. اين واژه بر زياد شدن هم دلالت دارد، چنانكه زمان مدّ آب رودخانه، بر آب آن افزوده مىشود [۴]. «امداد» يارى كردن ديگرى است، و بيشتر در موارد دوستداشتنى بهكار مىرود، بر خلاف «مدّ» كه در موارد ناپسند استعمال مىشود[۵]. امداد منحصر به چيزهاى مادى نيست و در معنويات هم بهكار مىرود [۶][۷].
"غيب" چيزى است كه از انسان پوشيده و مخفى است، گرچه به معناى شك نيز بهكار رفته است [۸]، زيرا شك معمولا در امر مخفى حاصل مىشود. برخى واژهپژوهان آن را به معناى پوشيده از چشم گرفتهاند [۹][۱۰].
با توجه به معناى امداد و غيب معلوم مىشود كه امدادهاى غيبى به معناى مددهايى است كه از غيب سرچشمه مىگيرد، هر چند با عنايت به معناى لغوى واژه مزبور مىتوان جهان و نظم، حيات و نشاط و همه نعمتهاى موجود در آن را مدد گرفته از عالم غيب و از مصاديق امدادهاى غيبى دانست [۱۱]، چنانكه قرآن، اموال و فرزندان را از امدادهاى الهى دانسته است [۱۲]؛ ولى اين تركيب اصطلاحاً به معناى مددهاى غيبى ويژه در زندگى بشر است[۱۳][۱۴].
با توجه به اينكه كمكهاى ويژه الهى بهرغم غير عادى بودن، به اسباب طبيعى مستند است و از سوى ديگر معجزات و كرامات نيز مستند به سببهاى طبيعى غير عادى است [۱۵] مناسب است تفاوت آنها روشن شود. به نظر مىرسد مهمترين ويژگىِ جداكننده معجزات پيغمبران و كرامات اوليا از امدادهاى غيبى اين است كه گرچه هردو به اذن خدا و وساطت نيروهاى غيبى و اسباب طبيعى غير عادى انجام مىگيرد؛ ولى در معجزه و كرامت خود شخص نقش اصلى دارد؛ اما در امداد غيبى شخص چنين نقشى ندارد و در حالى كه اميدش از همهجا قطع شده مدد الهى از او دستگيرى مىكند[۱۶].
تعبير «امداد غيبى» در قرآن بهكار نرفته؛ ولى آيات متعددى به امدادهاى غيبى الهى اشاره كرده است؛ مانند: فرستادن سپاه نامرئى ﴿﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا﴾﴾[۱۷]، يارى با فرشتگان ﴿﴿ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ ﴾﴾[۱۸]، ايجاد آرامش در دلهاى مؤمنان ﴿﴿ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ﴾﴾[۱۹]، ايجاد هراس در دلهاى دشمنان ﴿﴿ سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ﴾﴾[۲۰]، فرستادن بادهاى ويرانگر ﴿﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا﴾﴾[۲۱]، كم جلوه دادن لشكر دشمن ﴿﴿ وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا ۗ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ﴾﴾[۲۲]، فرستادن لشكر پرندگان ﴿﴿ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ﴾﴾[۲۳]، برهم زدن نقشههاى دشمنان ﴿﴿ ذَٰلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ﴾﴾[۲۴] و ... [۲۵].
از مهمترين مصداقهاى امداد غيبى كمكهاى ويژه پنهانى است كه از طرف خدا در جنگهاى صدر اسلام به پيامبر اكرم(ص) و مؤمنان رسيده است، به طورى كه ۴۰ آيه بدان اختصاص يافته است [۲۶] آيات ديگرى نيز اين كمكها را در قالب «هدايتبخشى»، «حكمتافكنى»، «توفيقيابى»، «حفظ و نگهدارى از گناه» و غير آنها مطرح كرده است[۲۷].
سنت بودن امداد غيبى
گروهى از آيات قرآن كه به كمکهاى ويژه خدا اشاره كرده است به عنوان وعده تخلفناپذير الهى بر وقوع حتمى آنها تأكيد مىكند [۲۸]﴿﴿وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ﴾﴾[۲۹]. برخى گفتهاند: ظاهر آيه، يارى شدن مؤمنان در دنياست؛ ولى اين گفته صحيح نيست، زيرا: اولاً چيزى ظاهر آيه را مقيد نمىسازد. و ثانياً برخى از روايات عموميت آن را نسبت به دنيا و آخرت تأييد مىكند [۳۰] آيه ۵۱ غافر از حمايت مؤكد خدا از پيامبران خويش و پيروان آنها سخن مىگويد: ﴿﴿ إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ﴾﴾[۳۱] و خداوند در سوره صافّات يارى كردن رسولان از جانب خودش را قطعى دانسته: ﴿﴿ وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ ِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ﴾﴾[۳۲] و آن را به صورتهاى گوناگون تأكيد كرده است؛ مانند: ﴿﴿ كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي﴾﴾[۳۳][۳۴].
در اثبات امدادهاى غيبى و سنت بودن آن و پيروزى پيامبران توجه به انواع عذابهايى كه خدا بر مكذبان رسولانش در گذشته فرو فرستاده، كفايت مىكند [۳۵] :﴿﴿ ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لّا يُؤْمِنُونَ﴾﴾[۳۶][۳۷].
تقاضاى پيامبران الهى نسبت به اينگونه امدادها هم بر اهميت تأثير كمكهاى ويژه خدا گواهى مىدهد، و هم بر وجود آنها دلالت دارد. قرآن اين درخواست را از زبان نوح(ع)، لوط(ع) طالوت و يارانش و همچنين رسول اكرم(ص) و مؤمنان نقل مىكند. در سوره انفال، درخواست كمك از سوى پيامبر و مسلمانان در جنگ بدر را نقل مىكند: ﴿﴿ إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ﴾﴾[۳۸] در پارهاى از روايات آمده است كه پيامبر(ص) نيز با مسلمانان در يارى خواستن از خدا همصدا بود و مىگفت: پروردگارا! وعدهاى را كه به من دادهاى تحقق بخش. خدايا، اگر اين گروه مؤمنان نابود شوند، پرستش تو از زمين برچيده خواهد شد [۳۹]. در بقره اين درخواست را روش مستمر تاريخى پيغمبران الهى و امتهاى آنان مىشناساند: ﴿﴿ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ﴾﴾[۴۰] گويا اين يك سنت الهى و رمز تربيت و تكامل است كه همه امتها بايد در كوره سخت حوادث قرار گرفته و آبديده شوند و همچون فولاد از كوره به درآيند، و براى حوادث مهمتر و دشوارتر آماده شوند [۴۱]مشكلات، چنان امتهاى پيامبران پيشين را احاطه مىكرده كه پيامبران با آنها همصدا شده، مىگفتند: پس يارى خدا كجاست؟![۴۲]. جمله ﴿﴿أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ﴾﴾ سخن خدا [۴۳]و بدين معناست كه خدا به وعدهاش جامه عمل مىپوشاند و آنها را از كمكهاى ويژه خويش بهرهمند مىسازد، چنانكه خواسته پيامبر اكرم(ص) و مسلمانان را در جنگ بدر اجابت كرد و فرشتگان امدادگر را به ياريشان فرستاد[۴۴].
گفتنى است كه گرچه امدادهاى غيبى سنتى الهى است، ولى سنّت ديگر خدا بر جريان داشتن كارها براساس علل و اسباب طبيعى عادى است: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَاب»؛ همچنين سنّت خدا بر اين قرار گرفته كه جز در موارد استثنايى و خاص، عوامل غير عادى را جايگزين اسباب عادى نكند. مؤمنان رزمنده بدون بهرهمندى از تجهيزات نظامى و بدون جنگيدن در ميدان نبرد پيروز نمىشوند: ﴿﴿ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ﴾﴾[۴۵]؛ ولى در عين حال ممكن است عوامل مادى و عادى نتواند چنان كه بايد كارساز شود، يا به تنهايى براى شكست جبهه باطل كافى نباشند، و پيروزى دشمن هم براى دين و مسلمانان خطرات جدّى و فراوان داشته باشد. در چنين مواردى معمولاً امدادهاى غيبى بهره آدميان مىشود[۴۶]. بر اساس آيه ۲۱۴ سوره بقره جمعى مىپنداشتند عامل اصلىِ ورود به بهشت فقط اظهار ايمان به خداست، آن هم بدون رنج و ناراحتى و دشمنان را هم خدا نابود خواهد ساخت: ﴿﴿ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ﴾﴾[۴۷] قرآن در برابر اين پندار باطل به سنّت دائمى خدا اشاره كرده است كه پيشينيان نيز به سختيهاى فراوانى دچار شدند، به طورى كه پيامبر و آنها كه بدو گرويده بودند گفتند: پس يارى خدا كى خواهد رسيد؟ جمله ﴿﴿ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ ﴾﴾ از سوى پيامبران و گروندگان به آنها زمانى گفته مىشد كه سختيها به آخرين درجه مىرسيد، و به معناى اعتراض يا ترديد درباره كمك الهى نيست، بلكه تقاضا و انتظار است، ازاينرو به دنبال آن خداوند به آنها بشارت مىداد كه: ﴿﴿إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ﴾﴾[۴۸][۴۹].
افزون بر اين، معمولا هنگامِ هجوم سختيها و يورش دشمنان است كه مؤمنان آزموده مىشوند. "خبّاب بن ارت" گويد: از آزار مشركان به پيامبر شكايت بردم. فرمود: امّتهايى كه پيش از شما بودند، در فشار انواع گرفتاريها قرار مىگرفتند، تا آنجا كه بعضى از آنها را با ارّه دو نيم مىكردند؛ ولى اين فشارها هرگز آنها را از دين خدا منصرف نمىكرد[۵۰] براساس آيهاى ديگر آنقدر گروههاى سركش مخالفت خود با پيامبرانشان را ادامه مىدادند كه از ايمان آوردن آنها نوميد مىگشتند، حتى گمان مىكردند كه گروه اندك مؤمنان نيز به آنها دروغ گفتهاند، و چنين احساسى بدانها دست مىداد كه در مسير دعوتشان تنها هستند[۵۱]: ﴿﴿ حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ﴾﴾[۵۲] در اين هنگام كه اميدشان از همه جا بريده مىشد يارى خدا و پيروزى فرا مىرسيد[۵۳].
مصاديق امداد غيبى
بسيارى از آيات قرآن بيانگر اين مطلب است كه امدادهاى غيبى بيشتر در جنگ ظهور و تجلى كرده است. در قرآن به مصاديق گوناگونى از امداد غيبى اشاره شده است[۵۴].:
فرستادن سپاه ديده نشدنى
قرآن در سه مورد از فرستادن لشكرهايى نامرئى ياد مىكند و آنها را يارى دهندگان سپاه توحيد مىداند﴿﴿ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا﴾﴾[۵۵] [۵۶][۵۷].
تعبير قرآن در دو مورد ﴿﴿جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا﴾﴾و در يك مورد ﴿﴿بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا ﴾﴾ است. جنود جمع "جند" به معناى "گروه و جمع فشرده و سخت" است، كه از "جَنَد" به معناى زمين سختِ داراى سنگ گرفته شده و سپاه را به سبب فشرده بودن "جُند" گفتهاند [۵۸]. برخى هم گفتهاند كه بر تجمّع و يارى دلالت دارد [۵۹][۶۰].
آيه ۴۰ توبه به وضع مخاطرهآميز پيامبر در غار ثور كه دشمن در يك قدمى او بود اشاره كرده و يارى وى را با سپاه ديده نشدنى يادآور شده است: ﴿﴿ إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا ﴾﴾[۶۱] برخى از مفسران سپاه ديده نشدنى را در اين آيه "فرشتگان" دانستهاند [۶۲]؛ ولى در تعيين مصداق فرشتگان بين آنها اختلاف است؛ برخى آنها را فرشتگان مأمور نگهدارى از آن حضرت در سفر هجرت دانستهاند [۶۳] . برخى ديگر گفتهاند: منظور فرشتگان يارى دهنده پيامبر و مسلمانان در جنگهاى پس از هجرت است [۶۴] طبرسى نيز از بعضى نقل كرده كه آنها، فرشتگانِ مأمور به دعا براى حضرت بودهاند [۶۵][۶۶].
بعضى سپاه ديده نشدنى را شامل غير فرشتگان نيز دانسته، و نيروهايى را كه از حسّ بشر بيرون است به آن افزودهاند [۶۷][۶۸].
در روايتى آمده است: به فرمان خداوند درختى در دهانه غار روييد، به طورى كه چهره رسولاكرم(ص) را پوشانيد. عنكبوتى نيز مأمور شد تا در جلو دَرِ غار تارهايى بدواند و سرانجام، كبوترانى وحشى بر تخم گذاردن در قسمت جلوى غار مأمور شدند[۶۹]. مجموع اين عوامل، دشمن را كه در يك قدمى دستگيرى حضرت بود، از ورود به غار منصرف كرد، با آنكه مطمئن بودند كه تا آنجا آمده و به جاى ديگرى نرفته است[۷۰].
در جنگ احزاب دشمنان اسلام اعم از مشركان، يهود و ساير نيروها يك ماه شهر مدينه را محاصره كردند، به طورى كه مسلمانان ناچار به ماندن در شهر و كندن خندق در اطراف آن شدند. تعبير قرآن از اين موقعيّت خطرناک و آزمون دشوار ابتلا و تزلزل شديد است: ﴿﴿ هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالا شَدِيدًا﴾﴾[۷۱] در چنين حالى كه چشمهاى رزمندگان مسلمان خيره و جانشان به گلوگاه رسيده و گمانهاى خاصى درباره خدا پيدا كرده بودند، رسولاكرم(ص) از خداوند كمك خواست [۷۲] در پى آن امدادهاى غيبى به يارى آنان آمد كه از مهمترين آنها لشكرهاى نامرئى بود: ﴿﴿فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا﴾﴾[۷۳][۷۴].
در جنگ حنين دشمن به پيروزى موقّت رسيده و مسلمانان جنگجو از گرد پيامبر پراكنده شدند، و نزديك بود كه دستاوردهاى چند ساله نبى اكرم(ص) و مسلمانان بر باد رود؛ ليكن باز هم امدادهاى غيبى و از جمله آنها سپاه نامرئى، آنان را نجات بخشيد [۷۵]: ﴿﴿ ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ ﴾﴾[۷۶][۷۷].
يارى با فرشتگان
روشنترين و مهمترين مصداق كمكهاى ويژه الهى آمدن فرشتگان امدادگر به يارى پيامبر و مسلمانان در جنگهاى صدر اسلام است. گرچه خدا در جنگهاى فراوانى مسلمانان را يارى كرد: ﴿﴿ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ﴾﴾[۷۸]؛ ولى در آياتى به حضور فرشتگان امدادگر تصريح كرده است و اگر در مورد عبارت ﴿﴿جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا﴾﴾ جاى تفسير آن به همه نيروهاى پنهان هستى باشد؛ ليكن مراد از ﴿﴿مَلـئِكَةِ﴾﴾ بىترديد فقط فرشتگان است. به گفته بيشتر مفسران، يارى فرشتگان كه در آيات آمده، مربوط به بدر و اُحُد است؛ ليكن اگر آيات مربوط به لشكرهاى نامرئى را هم به آنها بيفزاييم، نبردهاى احزاب، حنين و جنگ با يهود بنىقريظه را نيز در برمىگيرد[۷۹].
آيات ۱۲۳ ـ ۱۲۵ آلعمران به نصرت سپاهيان اسلام در نبرد بدر به وسيله فرشتگان تصريح كرده است:﴿﴿ وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاثَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ﴾﴾[۸۰] اين آيات پس از شكستِ مسلمانان در اُحُد نازل شد. آنجا كه دشمن مشرك خواست با تهاجمى دوباره اساس حكومت پيامبر(ص) در مدينه را ويران كند [۸۱]. در آن لحظات سخت با نزول آيات فوق و ابتكار بىنظير رسول اكرم(ص)«فرمان عمومى به آماده شدن همه نيروها حتى مجروحان براى پيكار با دشمن و حركت از مدينه» [۸۲] مسلمانان روحيه و نيرويى تازه گرفته و مجدّداً آماده پيكار با مشركان شدند. دشمنان نيز با مشاهده اين حركت به وحشت افتاده و به تصور اينكه لشكرى تازهنفس از مدينه عازم جنگ شده وادار به عقبنشينى و بازگشت به شهر خود شدند[۸۳]. آيات سوره آلعمران اصل ماجرا را بيان كرده؛ ليكن چگونگى و شرح فرود آمدن فرشتگان يارىبخش را آيات ۷ ـ ۱۵ سوره انفال عهدهدار است. آيه نهم اين سوره استغاثه به خداوند و اجابت آن را از سوى خدا به صورت امداد فرشتگان در جنگ بدر يادآور شده است: ﴿﴿ إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ﴾﴾[۸۴] اين درگيرى، اولين درگيرى مسلمانان با كافران بود و به سبب عواملى مانند عدم توازن نيروها و چند برابر بودن دشمن، اصرار آنان بر نجات، اموالى كه در كاروان ابوسفيان داشتند و كينههاى عميق آنان نسبت به پيامبر و اسلام، مرحله سختى پيش آمده بود، ازاينرو در آيه بالا لفظ «استغاثه» بهكار رفته است . اين واژه معمولا در جايى بهكار مىرود كه خطرِ گرفتار شدن در چنگ دشمن احساس شود. پيامبر دست به دعا برداشت و گفت: خدايا اگر مسلمانان كشته شوند كسى كه در زمين تو را بندگى كند نخواهد ماند [۸۵]. در اين هنگام خداوند دعاى آن حضرت را مستجاب كرده و فرمود: شما را به ۱۰۰۰ فرشته يارى مىكنم؛ فرشتگانى كه به وصف «مُرْدِف» از آنها ياد مىكند. آنها فرشتگانى بودند كه فرشتگان ديگر را در رديف خويش سوار كرده بودند [۸۶]. براى اين وصف معانى ديگرى نيز در تفاسير آمده است: فرشتههايى كه پى در پى به يارى مسلمانان شتافتند [۸۷] يا فرشتگانى كه فرمانده و فرمانبر بودند كه فرماندهان را «مُرْدِف» و فرمانبرداران را «مُرْدَف» گويند. البته ظاهر لفظ «مردف» همان معناى نخست است كه بسيارى از مفسران[۸۸] و نيز اهل لغت آوردهاند [۸۹] و براساس آن، به اين پرسش نيز پاسخ داده مىشود كه چرا در سوره آلعمران شمار فرشتگان امدادگر ۳۰۰۰ ولى در اين آيات ۱۰۰۰ نفر آمده است، زيرا مردِفين ۱۰۰۰ نفر بودند و ۲۰۰۰ فرشته ديگر پشت سر آنان قرار داشتند[۹۰].
برخى معتقدند كه اين فرشتگان همراه پيامبر در جنگ شركت داشتهاند [۹۱]؛ ولى به نظر مىرسد كه آنان فقط براى تقويت روحى مسلمانان و تضعيف مشركان آمده بودند [۹۲]، زيرا اولا از آيات قرآن نيز همين نظر استفاده مىشود: ﴿﴿ وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ﴾﴾[۹۳] ثانياً اگر فرشتگان، جنگاوران دشمن را كشته باشند فضيلتى براى لشكر اسلام در اين باره نمىماند. ثالثاً كتب تاريخى شمار كشتههاى بدر و كشندگان آنها را ثبت كرده و هيچ نامى از كشنده ناشناختهاى نيامده است. اين حقيقت وقتى آشكارتر مىگردد كه به قدرت فرشتهها نيز توجه كنيم و بدانيم كه يكى از آنان براى نابود كردن دنيا كفايت مىكند، چنانكه جبرئيل(ع) با پرى از بالهاى خويش شهرهاى قوم لوط را نابود كرد [۹۴][۹۵].
آرام كردن دلهاى مؤمنان
واژه "سكينه" در آرامش قلب بهكار مى رود و بر عدم اضطراب و تشويشِ انسان در كارها و ايستادگى در برابر حوادث پيچيده و مشكل دلالت دارد[۹۶] سكينه يك حالت فوق العاده روحى و موهبتى الهى است، كه انسان در پرتو آن مشكلترين حوادث را هضم، و با وجود مشكلات، در خود احساس آرامش مىكند. اين آرامش ممكن است جنبه عقيدتى داشته و تزلزل اعتقاد را برطرف سازد يا جنبه عملى داشته باشد و به انسان شكيبايى و ثبات قدم بخشد[۹۷]. خداوند در لحظات حساس جنگ ﴿﴿ ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ﴾﴾[۹۸] يا زمان مخفى شدن رسول اكرم(ص) در غار و احتمال برخورد وى با دشمنانى كه به قصد كشتن وى آمده و تا مرز دستگيرى او پيش رفته بودند و بدين جهت نيز همراه يا همراهان وى به شدّت دچار هراس شده بودند، با ايجاد آرامش كامل در قلب آن حضرت، او را يارى كرد. نه تنها پيامبر اسلام، بلكه همه پيغمبران خدا از اين موهبت الهى برخوردار بودهاند [۹۹][۱۰۰].
مؤمنان نيز، به لحاظ بهرهمندى از گوهر ايمان در ميدانهاى پرخطرى همچون صحنههاى كارزار بدان يارى مىشدند ﴿﴿ لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا﴾﴾[۱۰۱]، ﴿﴿ ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ﴾﴾[۱۰۲]، ﴿﴿ إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا﴾﴾[۱۰۳] و بالاتر اينكه قرآن سبب پيروزى اهل ايمان و شكست دشمنان را فرستادن آرامش بر قلب آنها دانسته است [۱۰۴]، چنانكه در بنىاسرائيل تابوت را وسيله سكينه و آرامش آنها قرار داده و همراه داشتن آن را در جنگها سبب غلبه آنان بر دشمنانشان دانسته است: ﴿﴿ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ﴾﴾[۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷].
از مهمترين ميدانهاى كارزار كه مسلمانان در آن تا آستانه شكست پيش رفتند و خطر بزرگى متوجه آنان شد، جنگ حنين بود كه جز اندكى ساير مجاهدان از گِرد آن حضرت پراكنده شدند و از ميدان گريختند. در اين برهه خطرناك بود كه خداوند با ايجاد آرامش در قلب پيامبر و مؤمنان، بدانان روحيهاى دوباره بخشيد و آنان را نجات داد: ﴿﴿ ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ﴾﴾[۱۰۸] [۱۰۹][۱۱۰].
خواب كوتاه و سبک
برخى از آيات قرآن امدادهاى غيبى الهى را در قالب خوابهاى كوتاهمدت و سبك بيان مىكند: ﴿﴿ إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ﴾﴾[۱۱۱] برخى مفسران گفتهاند: قرآن كريم ضمن بيان اينگونه امدادها آن را سبب امن و آسايش و از بين رفتن ترس مسلمانان مىداند، زيرا تا هنگامى كه در خواب هستند اثر ترس از ايشان منتفى است و چون بيدار شوند شادابى و نشاطى دارند كه به صاحبش شجاعت بخشيده و فكر ترس را از سر وى بيرون مىكند. آيه مذكور بيانگر اين امداد الهى در جنگ بدر است كه شامل حال همه مسلمانان شده است [۱۱۲] همين امداد در جنگ احد نيز درباره برخى از ياران پيامبر(ص) آمده است: ﴿﴿ ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِّنكُمْ﴾﴾[۱۱۳][۱۱۴].
برخى گفتهاند: گرچه هر خوابى از جانب خداست؛ ولى تفاوت اين خواب و تأكيد بر آن بدين جهت است كه از يك سو مسلمانان از جهات گوناگونى از جمله كمى شمار آنان و فراوانى دشمن، ابزار و ادوات جنگى گسترده مشركان، تشنگى زياد و ... دچار ترس شده بودند و از سويى ديگر هرگز خواب به چشمان انسان هراسناك نمىآيد؛ ولى اگر بخوابد ترس او از بين مىرود، بنابراين، خداوند اين خواب را بر مسلمانان غالب كرد تا ترس آنان از بين رفته و اطمينان قلب يابند، به ويژه اينكه اين خواب يكباره و براى همه مسلمانان حاصل شده كه نشان خارق العاده بودن آن است و همين از عوامل پيروزى مسلمانان در جنگ بدر شد [۱۱۵][۱۱۶].
نزول باران
از ديگر امدادهاى غيبى الهى كه در جنگ بدر به يارى مسلمانان آمد نزول باران بود: ﴿﴿ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ﴾﴾[۱۱۷] به گفته مفسران در جنگ بدر لشكر قريش قبل از مسلمانان به چاههاى بدر رسيده، آنجا را تصرف كردند، به طورى كه مسلمانان ناگزير شدند در سرزمينى خشك فرود آيند كه شنهاى روان مانع از حركت آنان مىشد. در چنين حالى از يك سو ترس از كثرت دشمنان و فراوانى ادوات و تجهيزات جنگى آنان و از سوى ديگر مشكلات حركت در چنين سرزمينى همراه با گرد و غبارهايى كه ازآن ايجاد مىشد و نيز تشنگى باعث شده بود كه مسلمانان در تنگنا قرار بگيرند. شيطان نيز در فرصت پيش آمده به وسوسه آنان پرداخته، آنان را بيم نابودى داد. در اين هنگام امدادهاى الهى به سراغشان آمد و با نزول باران راه نفوذ وسوسههاى شيطان بسته شد. از بركات باران اين بود كه شنهاى روان در زير پاى آنان محكم شده و بركههاى آب پديد آمد كه با آن رفع تشنگى و تطهير كردند. از ديگر بركاتش اين بود كه دلهاى مؤمنان را به همديگر پيوند داد و آنها را به يكديگر نزديك ساخت و ثابت قدم گردانيد[۱۱۸][۱۱۹].
ايجاد هراس در دلهاى دشمنان
ايجاد هراس و رعب در دل دشمنان از كمكهاى ويژه خداست كه ۴ بار در قرآن از آن ياد شده است و همه آنها درباره شرايط دشوار جنگ و جهاد است. منظور از رعب اين است كه بر اثر شدت ترس، انسان نااميد شود و احساس كند كه راه رهايى از گرفتارى كه به آن دچار گشته وجود ندارد [۱۲۰]ز برخى نيز رعب را حالتى دانستهاند كه بر اثر آن آرامش به طور كلّى از انسان گرفته مىشود [۱۲۱] قرآن در بيان نجات معجزهگونه مسلمانان پس از شكست آنها در احد از افكندن رعب در دل كافران خبر داده است: ﴿﴿ سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ﴾﴾[۱۲۲] اگر در آن شرايط دشوار اين هراس بر دل دشمنان افكنده نمىشد، آنها به مدينه هجوم آورده، نظام اسلامى را با خطرى جدّى روبهرو مىكردند؛ ليكن در حالى كه چنين تصميمى داشتند، ناگهان هراس عجيبى در دلهايشان افتاد كه باعث شد به صورت لشكرى شكست خورده به مكه باز گردند [۱۲۳]. به عقيده برخى مفاد اين آيه وعدهاى نيكو از جانب خداست به اينكه مسلمانان را با لشكر ترس يارى مىكند[۱۲۴] و خدا اين وعده را قطعى ساخته، بدان جامه عمل پوشانيد [۱۲۵][۱۲۶].
در جنگ بدر نيز خداوند براساس وعده خويش سپاه ترس را يك باره و ناگهانى بر قلب دشمن چيره ساخت [۱۲۷]:﴿﴿ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ﴾﴾[۱۲۸]، بهگونهاى كه ارتش انبوه و نيرومند قريش روحيه خويش را باخته و گروهى از آنان از درگيرى با مسلمانان وحشت داشتند. بىترديد اين هراسافكنى در دل دشمن از اسباب مهم پيروزى سپاه اسلام بود[۱۲۹]. همين امر در جنگ با يهود بنىقريظه نيز باعث تسليم و شكست آنها شد: ﴿﴿ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ﴾﴾[۱۳۰] [۱۳۱] در جنگ با يهود بنىنضير نيز خداوند چنان ترسى بر قلبهاى دشمنان افكند كه فرصت هرگونه حركت را از آنان گرفت و خانههاى خود را با دست خود ويران مىكردند [۱۳۲]: ﴿﴿ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ﴾﴾[۱۳۳] آنان از رسول اكرم(ص) مىخواستند كه به دور ساختن آنها از وطن اكتفا كند و آنان را نكشد. بدون شك اين، امدادى الهى براى پيامبر و مؤمنان رزمنده بود [۱۳۴][۱۳۵].
در رواياتى پيامبر اكرم(ص) براى خود چند ويژگى برشمرده كه از جمله آنها يارى شدن به وسيله هراسافكنى خدا در دل دشمنان است [۱۳۶][۱۳۷].
فرستادن بادهاى ويرانگر
برخى از آيات قرآن به بادهايى اشاره دارد كه در بعضى جنگها، مؤمنان به آن يارى شده و در شكست دشمنان مؤثر افتاده است. آيه ۹ سوره احزاب ضمن برشمردن باد به عنوان امدادگر ويژه غيبى، به مؤمنان فرمان مىدهد كه به ياد نعمتهاى خدا باشند: ﴿﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا﴾﴾[۱۳۸] اين آيه درباره برهه حسّاس جنگ خندق است كه طوفانى سهمگين و ناگهانى به يارى مسلمانان شتافت و خيمه و خرگاه دشمن را درهم ريخت [۱۳۹][۱۴۰].
سرعت اين باد به اندازهاى بود كه ديگهاى غذايشان را سرنگون و طنابهاى خيمهها را پاره مىكرد. برخى مفسران از اين باد ويرانگر كه خدا به كمك لشكر اسلام فرستاد، به "باد صبا" تعبير كردهاند[۱۴۱][۱۴۲]. به نقلى پيامبر فرمودند: " نُصِرت بالصبا ..."[۱۴۳]. نكتهاى كه به خوبى ثابت مىكند كه وزيدن اين باد مانند بادهاى عادى نبوده، بلكه امداد غيبى محسوب مىشود، اين است كه در محل وزيدن آن لشكر اسلام نيز حضور داشت، و بين آنها و لشكر دشمن به جز يك خندق فاصلهاى نبود، با اين حال، طوفان فقط به لشكر احزاب لطمه وارد ساخت و كمترين آسيبى به مسلمانان وارد نشد. شدّت و سرعت باد به قدرى بود كه ترس بر دشمن چيره شد و وادار به فرار شدند [۱۴۴]. پس از وزش اين باد سركرده مشركان، ابوسفيان به آنها گفت: اين باد هيچ چيزى را براى ما نمىگذارد [۱۴۵][۱۴۶]. طوفانى كه در جنگ احزاب به يارى مسلمانان آمد، هم تند بود و هم سرد، آن هم در شبى سرد و هوايى زمستانى، و بدين جهت نه اسباب جنگ آنها باقى ماند، و نه خود مىتوانستند در آنجا بمانند[۱۴۷][۱۴۸]. برخى گفتهاند كه بادهاى ويرانگرى كه در اين آيه آمده، قسمتى از لشكر خداست كه ديده مىشود، چنانكه لشكرهايى نيز دارد كه ديده نمىشود و ازاينرو در آيه، ﴿﴿ جُنودًا لَم تَرَوها﴾﴾ را بر جمله ﴿﴿فَاَرسَلنا عَلَيهِم ريحـًا﴾﴾ عطف كرده است [۱۴۹][۱۵۰].
كم جلوه دادن لشكر دشمن
از چيزهايى كه در تقويت روحى جنگجويان در ميدان جنگ اثر به سزايى دارد، احساس كمشمار بودن نيروى دشمن است. در اولين جهاد تهاجمى مسلمانان در جنگ بدر همين عامل، به يارى مسلمانان آمد و آنها كه شمارشان فقط ۳۱۳ نفر بود و از ابزار و آلات جنگى محدودى برخوردار بودند، توانستند با روحيهاى بالا بر دشمن انبوه خويش بتازند و آنان را شكست دهند. آيات ۴۳ ـ ۴۴ سوره انفال به اين مهم پرداخته و از اين كمك ويژه الهى خبر مىدهد. در آغاز خداوند در عالم رؤيا دشمنان را به پيامبر(ص) كم نشان داد: ﴿﴿ إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ﴾﴾[۱۵۱] بهگونهاى كه اگر آنها را با همان شمار فراوان براى آن حضرت جلوهگر مىساخت، سپاه اسلام به سستى و سپس اختلاف مىگراييد: ﴿﴿ وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴾﴾ پيامبر اسلام اين رؤيا را براى لشكر باز گفت و اين كار باعث بالا رفتن روحيه آنها شد [۱۵۲] اين رؤيا نعمتى الهى بود تا هراس مسلمانان را بزدايد و آنان را در برابر دشمن شجاع گرداند [۱۵۳][۱۵۴].
برخى بر اين اعتقادند كه نه در خواب بلكه در بيدارى دشمن را در ديدگاه پيامبر كم نشان داد؛ ولى حق آن است كه هم در خواب و هم در بيدارى آنان را كم جلوهگر ساخت [۱۵۵]، زيرا آيه بعد به كم جلوه دادن به هنگام درگيرى تصريح كرده است: ﴿﴿ وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً﴾﴾ و اين مسئله سبب تجديد روحيه مسلمانان و آمادگى بيشتر آنها براى كارزار شد[۱۵۶]. نشانههايى وجود دارد كه دستكم گروهى از مسلمانان، اگر از كم و كيف واقعى دشمن باخبر بودند، تن به درگيرى نمىدادند؛ ولى چون خدا اراده كرده بود تا اين جهاد رقم بخورد و مسلمانان به پيروزى رسند، دشمن را در خواب و بيدارى به رسول اكرم(ص) و مسلمانان كم نشان داد [۱۵۷] از سوى ديگر، دشمن كه با تصرف خداوند، مسلمانان را كمشمار مىديد و از روحيه بالا و ايمان آنان آگاه نبود لشكر اسلام را دستكم گرفت، چنانكه ابوجهل مىگفت: ياران محمد(ص) به اندازه خوراك يك شترند، بدين جهت نه از مكه كمك خواستند و نه از همه نيروى خويش براى رويارويى با مسلمانان بهره بردند: ﴿﴿ وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً ﴾﴾ پايان اين ماجرا نيز جز پيروزى مسلمانان و شكست و فرار مشركان نبود [۱۵۸][۱۵۹].
فرستادن لشكر پرندگان
قصه اصحاب فيل كه در قرآن سورهاى را به خود اختصاص داده، بيانگر مصداق ديگرى از كمكهاى ويژه الهى در قالب لشكرى از پرندگان است كه با سنگريزههايى كه با خود حمل مىكردند سپاه بزرگ ابرهه را نابود ساختند. آنگاه كه ارتش ابرهه با فيل سواران خود، به قصد نابودى كعبه به مكه آمدند، عبدالمطلب دست در حلقه خانه كعبه برد و از خداى خانه در برابر هجوم آنان يارى طلبيد و در حالى كه مردم مكه از ترس به كوهها پناه برده بودند ناگهان فرزندش به وى نزديك شده و گفت: ابرى سياه از سوى درياى سرخ به سوى مكه مىآيد. عبدالمطلب با خرسندى گفت: اى قريشيان، به خانههاى خويش باز گرديد كه يارى خدا بهره شما شده است. در اين هنگام پرندگانى همانند پرستو به طرف مكه آمده و با سنگريزهها لشكر بزرگ ابرهه را نابود ساختند و خانه خدا از آسيب آنها در امان ماند: ﴿﴿ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ﴾﴾[۱۶۰] بر اثر اهميت اين حادثه سال وقوع آن را "سال فيل" ناميدند و سرآغازِ تاريخ عرب شناخته شد[۱۶۱][۱۶۲].
بازداشتن از گناه
امداد غيبى خدا گاهى به شكل نجات انسان از ورطه گناه، محقق مىشود، آن هم در لحظات حساسى كه همه زمينهها و اسباب [۱۶۳] براى گرفتار آمدن در دام گناه فراهم شده است، چنانكه اين امداد درباره حضرت يوسف(ع) تحقق يافت: ﴿﴿ وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ ﴾﴾[۱۶۴] برهان رب در آيه چندگونه تفسير شده است؛ از جمله اينكه مقصود از آن يك نوع كمك خدايى بود كه در پاسخ به شايستگيهاى آن حضرت بهره وى شد و او را از گناه رهايى بخشيد [۱۶۵]. پس از اين آيه باز هم خداوند نجات يوسف(ع) را از گناهكارى، به خويش نسبت مىدهد: ﴿﴿ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ﴾﴾[۱۶۶] عبارت ﴿﴿ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ﴾﴾[۱۶۷] بيانگر اين است كه اينگونه كمكهاى ويژه الهى كه در لحظات طوفانى گناه بهره انسانها مىشود، ويژه يوسف(ع) نيست و هركس كه در زمره بندگان خالص خدا قرار گيرد شايسته چنين لطف و موهبتى خواهد بود [۱۶۸] [۱۶۹].
تقويت دل
هنگامى كه جاسوسان فرعون در پى يافتن نوزاد مادر موسى(ع) و كشتن او بودند، و او مأموريت يافت تا آن طفل شيرخوار را به امواج نيل سپارد، در بحرانى روحى هر لحظه بيم آن مىرفت كه فريادى زند، و آنان را از وجود موسى(ع) خبردارسازد، ليكن خداوند دل وى را محكم ساخت: ﴿﴿ لَوْلا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ﴾﴾[۱۷۰][۱۷۱].
منظور از ربط قلب در اين آيه، تقويت دل مادر موسى(ع)است تا به وحى الهى ايمان داشته و اين حادثه بزرگ را تحمل كند، و بداند كه وعده خدا در زمينه نگهدارى و بازگرداندن موسى(ع) به وى حق است [۱۷۲][۱۷۳]. اين تعبير درباره اصحاب كهف نيز آمده است. آنان در جامعهاى مىزيستند كه بر ابراز عقايد توحيدى خود قادر نبودند: ﴿﴿ وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ﴾﴾[۱۷۴] خداوند دلهايشان را استحكام بخشيد، و در نتيجه با قدرت و شهامت برپا خاستند و نداى توحيد سر دادند. [۱۷۵] در شرايط دشوار جنگ بدر نيز خداوند با فرستادن باران در زمانى كه لشكر اسلام سخت به آن نياز داشت، دلهاى آنان را محكم ساخت: ﴿﴿ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ﴾﴾[۱۷۶] [۱۷۷][۱۷۸].
منابع
پانویس
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹
- ↑ التحقيق، ج ۱۱، ص ۵۲، «مدّ».
- ↑ مفردات، ص ۷۶۳، «مدّ».
- ↑ النهايه،ج۴،ص۳۰۷؛ لسانالعرب، ج۱۳، ص۵۰ـ۵۱، «مدد»؛ قاموس قرآن، ج ۶، ص ۲۴۲.
- ↑ مفردات، ص ۷۶۳، «مدّ».
- ↑ التحقيق، ج ۱۱، ص ۵۲ ، «مدّ».
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹
- ↑ لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۵۱، «غيب».
- ↑ مقائيس اللغه، ج ۴، ص ۴۰۳، «غيب».
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹
- ↑ مجموعه آثار، ج ۳، ص ۳۴۴، «امدادهاى غيبى در زندگى بشر».
- ↑ (وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ)
- ↑ مجموعه آثار، ج ۳، ص ۳۴۴، «امدادهاى غيبى در زندگى بشر».
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹
- ↑ الميزان، ج ۱، ص ۸۲.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹
- ↑ ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر سر آنان بادی و نیز سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست؛ سوره احزاب، آیه ۹.
- ↑ یاد کن آنگاه را که به مؤمنان میگفتی: آیا بسندهتان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟ چرا؛ بیگمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۴ - ۱۲۵.
- ↑ آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار میدهند که خداوند حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد جایگاهی است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.
- ↑ ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر سر آنان بادی و نیز سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست؛ سوره احزاب، آیه ۹.
- ↑ و آنگاه را یاد کن که آنان را- چون رویاروی شدید- به چشمتان اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد تا خداوند کاری انجام یافتنی را به پایان برد و کارها به خداوند باز گردانده میشود؛ سوره انفال، آیه ۴۴.
- ↑ و بر سر ایشان پرندگانی دستهدسته فرستاد؛ سوره فیل، آیه ۳.
- ↑ چنین است؛ و خداوند نیرنگ کافران را بیرنگ میکند؛ سوره انفال، آیه ۱۸.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹
- ↑ جهاد در قرآن، ص ۱۲۹.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۹۹
- ↑ مجمعالبيان، ج ۸ ، ص ۴۸۴؛ تفسير قرطبى، ج ۱۴، ص ۴۳؛ نمونه، ج ۱۶، ص ۴۶۷ ـ ۴۶۸.
- ↑ و یاری مؤمنان بر ما واجب است؛ سوره روم، آیه ۴۷.
- ↑ روح المعانى، مج ۱۲، ج ۲۱، ص ۷۹.
- ↑ ما پیامبران خویش و مؤمنان را در زندگی این جهان و در روزی که گواهان (به گواهی) برخیزند یاری میکنیم؛ سوره غافر، آیه ۵۱.
- ↑ و درباره بندگانی که فرستادهایم، از سوی ما از پیش سخن رفته است که آنان یاری شدهاند؛ سوره صافات، آیه ۱۷۱-۱۷۲.
- ↑ خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ سوره مجادله، آیه ۲۱.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۰
- ↑ الميزان، ج ۱۵، ص ۳۴.
- ↑ سپس پیامبران خویش را پیدرپی فرستادیم، هر گاه که پیامبری برای امتی آمد او را دروغگو شمردند آنگاه آنان را در پی یکدیگر به هلاکت آوردیم و با نابود کردنشان آنها را موضوع افسانهها گرداندیم پس بر گروهی که ایمان نمیآورند نفرین باد!؛ سوره مومنون، آیه ۴۴.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۰
- ↑ یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی میکردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.
- ↑ مجمع البيان، ج ۴، ص ۸۰۷ ؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۰۳.
- ↑ آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی میگفتند: یاری خداوند کی در میرسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.
- ↑ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲.
- ↑ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲.
- ↑ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۰ - ۳۰۱
- ↑ و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید؛ سوره انفال، آیه ۶۰.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۱
- ↑ آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما در گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی میگفتند: یاری خداوند کی در میرسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نزدیک است؛ سوره بقره، آیه ۲۱۴.
- ↑ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۱.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۱ - ۳۰۲
- ↑ التفسير الكبير، ج ۶ ، ص ۲۰؛ الدر المنثور، ج ۱، ص ۵۸۴ ؛ نمونه، ج ۲، ص ۱۰۲.
- ↑ نمونه، ج ۱۰، ص ۹۸.
- ↑ تا آنجا که پیامبران به آستانه نومیدی رسیدند و پنداشتند که مردم در وعده پشتیبانی به آنان دروغ گفتهاند، ناگهان یاری ما به آنان رسید و هر کس را که میخواستیم رهایی یافت و عذاب ما از گروه گنهکاران بازگردانده نمیشود؛ سوره یوسف، آیه ۱۱۰.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۲
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۲
- ↑ و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد؛ سوره توبه، آیه ۲۶ و ۴۰؛ سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ المعجم الاحصائى، ج ۱، ص ۳۳۹.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۲
- ↑ مفردات، ص ۲۰۷؛ التحقيق، ج ۲، ص ۱۲۰، "جند".
- ↑ مقائيس اللغه، ج ۱، ص ۴۸۵، «جند».
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۲
- ↑ اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمیدیدید پشتیبانی کرد؛ فرود آورد؛ سوره توبه، آیه ۴۰.
- ↑ جامع البيان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۷۷؛ تفسر قرطبى، ج ۸ ، ص ۹۵.
- ↑ روح المعانى، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۴۲.
- ↑ نمونه، ج ۷، ص ۴۲۰.
- ↑ مجمع البيان، ج ۵ ، ص ۴۹.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۲ - ۳۰۳
- ↑ من وحى القرآن، ج ۱۱، ص ۱۱۸.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۳
- ↑ الميزان، ج ۹، ص ۲۹۲.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۳
- ↑ در آنجا مؤمنان را آزمودند و سخت لرزاندند؛ سوره احزاب، آیه ۱۱.
- ↑ نورالثقلين، ج ۴، ص ۲۵۴.
- ↑ و ما بر سر آنان بادی و نیز سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم؛ سوره احزاب، آیه ۹.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۳
- ↑ تفسير ابن كثير، ج ۲، ص ۳۵۷.
- ↑ آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۳ - ۳۰۴
- ↑ بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز جنگ شما را یاری کرده است ؛ سوره توبه، آیه ۲۵.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۴
- ↑ و بیگمان خداوند در بدر شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید یاد کن آنگاه را که به مؤمنان میگفتی: آیا بسندهتان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده از سوی خود شما را یاری رساند؟ چرا؛ بیگمان بسنده است و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۳- ۱۲۵.
- ↑ نمونه، ج ۳، ص ۷۸.
- ↑ فروغ ابديت، ج ۲، ص ۷۷؛ تاريخ پيامبر اسلام، ص ۳۱۸؛ نبردهاى محمد۹، ص ۱۳۴.
- ↑ نمونه، ج ۳، ص ۷۸.
- ↑ یاد کن آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی میکردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود؛ سوره انفال، آیه ۹.
- ↑ الميزان، ج ۹، ص ۲۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۹۸.
- ↑ روح المعانى، مج۶، ج۹، ص۲۵۱.
- ↑ الميزان، ج۹،ص۲۰ـ۲۱؛ نمونه، ج۷، ص۱۰۳ـ۱۰۴.
- ↑ جوامع الجامع، ج ۲، ص ۶ ؛ الميزان، ج ۹، ص ۲۰؛ راهنما، ج ۶ ، ص ۴۲۸.
- ↑ مفردات، ص ۳۴۹، «ردف».
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۳ - ۳۰۵
- ↑ تفسير قرطبى، ج ۴، ص ۱۲۴.
- ↑ التفسير الكبير، ج ۱۵، ص ۱۳۰؛ پرتوى از قرآن، ج ۳، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۳، ص ۸۰ .
- ↑ و خداوند آن را جز مژدهای برای شما قرار نداد و آنان را فرستاد تا دلهاتان بدان آرام یابد؛ سوره آل عمران، آیه ۱۲۶ و سوره انفال آیه ۱۰.
- ↑ التفسير الكبير، ج ۱۵، ص ۱۳۰.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۵
- ↑ الميزان، ج ۲، ص ۲۸۹.
- ↑ نمونه، ج ۲۲، ص ۲۷.
- ↑ آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ البرهان، ج ۲، ص ۷۵۶.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۵ - ۳۰۶
- ↑ به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد؛ سوره فتح، آیه ۱۸.
- ↑ آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ یاد کن آنگاه را که کافران به ننگ دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه ۲۶.
- ↑ جهاد در قرآن، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.
- ↑ نشانه پادشاهی او این است که تابوت عهد نزدتان خواهد آمد که در آن آرامشی از سوی پروردگارتان نهفته است ؛ سوره بقره، آیه ۲۴۸.
- ↑ جامع البيان، مج ۲، ج ۲، ص ۸۲۲ ؛ مجمع البيان، ج ۲، ص ۱۴۴؛ زادالمسير، ج ۱، ص ۲۵۸.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۶
- ↑ آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه ۲۶.
- ↑ نمونه، ج ۷، ص ۳۴۶ ـ ۳۴۷.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۶
- ↑ یاد کن آنگاه را که خداوند خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی برای شما باشد ؛ سوره انفال، آیه ۱۱.
- ↑ التفسير الكبير، ج ۱۵، ص۱۳۲؛ التحرير والتنوير، ج۹، ص ۲۷۸؛ تفسير المنار، ج ۹، ص ۶۱۰ .
- ↑ آنگاه، خداوند پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی دیگر که در اندیشه جان خود بودند؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۶
- ↑ التفسير الكبير، ج ۱۵، ص ۱۳۲.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۷
- ↑ و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامهایتان را بدان استوار دارد؛ سوره انفال، آیه ۱۱.
- ↑ التحرير والتنوير، ج ۹، ص ۲۸۰.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۷
- ↑ مفردات، ص ۳۵۶، «رعب»؛ قاموس قرآن، ج ۳، ص ۱۰۵.
- ↑ التحقيق، ج ۴، ص ۱۳۸، «رعب».
- ↑ به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار میدهند که (خداوند) حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد (جایگاهی) است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.
- ↑ نمونه، ج ۳، ص ۱۲۵.
- ↑ الميزان، ج ۴، ص ۴۳.
- ↑ تفسير المنار، ج ۴، ص ۱۷۸.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۷ - ۳۰۸
- ↑ تفسير المنار،، ج ۹، ص ۶۱۲ .
- ↑ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، با شمشیر بر فراز گردنهاشان بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه ۱۲.
- ↑ نمونه، ج ۷، ص ۱۰۷.
- ↑ و در دلهاشان هراس افکند؛ سوره احزاب، آیه ۲۶.
- ↑ البصائر، ج ۳۲، ص ۲۸۴.
- ↑ نمونه، ج ۲۳، ص ۴۸۹ ـ ۴۹۰.
- ↑ و در دلهایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانههای خویش را ویران میکردند؛ پس ای دیدهوران پند بگیرید!؛ سوره حشر، آیه ۲.
- ↑ الفرقان، ج ۲۷، ص ۲۳۰.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۸
- ↑ الامالى، ص ۲۸۵؛ بحار الانوار، ج ۸ ، ص ۳۸؛ ج ۱۶، ص ۳۱۳.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۸
- ↑ ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر سر آنان بادی و نیز سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست؛ سوره احزاب، آیه ۹.
- ↑ نمونه، ج ۷، ص ۲۱۶ ـ ۲۲۲.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹
- ↑ جامع البيان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۴.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹
- ↑ تفسير قرطبى، ج ۱۴، ص ۹۵.
- ↑ تفسير قرطبى، ج ۱۴، ص ۹۵.
- ↑ مجمع البيان، ج ۸ ، ص ۵۴۰ .
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹
- ↑ من وحى القرآن، ج ۱۸، ص ۲۷۱.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹
- ↑ غزوة الاحزاب فى ضوء القرآن، ص ۱۶۳.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹
- ↑ یاد کن آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت اندک نشان داد و اگر آنان را بسیار نشان داده بود سست میشدید و در کار جنگ اختلاف مییافتید ولی خداوند شما را در امان داشت که او به اندیشهها داناست و آنگاه را یاد کن که آنان را چون رویاروی شدید به چشمتان اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد تا خداوند کاری انجام یافتنی را به پایان برد و کارها به خداوند باز گردانده میشود؛ سوره انفال، آیه ۴۳ - ۴۴.
- ↑ نمونه، ج ۷، ص ۱۸۹ ـ ۱۹۰.
- ↑ جامع البيان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۸؛ روح المعانى، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۲.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹
- ↑ جامع البيان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۸؛ الميزان، ج ۹، ص ۹۳.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۰
- ↑ نمونه، ج ۷، ص ۱۸۹.
- ↑ روح المعانى، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۱۳؛ نمونه، ج ۷، ص ۱۹۱.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹
- ↑ و بر سر ایشان پرندگانی دستهدسته فرستاد که بر آنان سنگریزههایی از گلسنگ فرو میافکندند پس خداوند آنها را چون کاهبرگی نیم جویده کرد؛ سوره فیل، آیه ۳ - ۵.
- ↑ السيرة النبويه، ج ۱، ص ۳۸ ـ ۶۲ ؛ بحارالانوار، ج ۱۵، ص۱۳۰.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۰۹
- ↑ الميزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.
- ↑ و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد ؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.
- ↑ فى ظلال القرآن، ج ۴، ص ۱۹۸۱؛ الميزان، ج ۱۱، ص ۱۲۶ ـ ۱۳۰.
- ↑ بدین گونه بر آن بودیم تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.
- ↑ او از بندگان ناب ما بود ؛ سوره یوسف، آیه ۲۴.
- ↑ نمونه، ج ۹، ص ۳۷۳ ـ ۳۷۸.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱
- ↑ اگر دلش را استوار نمیداشتیم تا از باورکنندگان باشد به راستی نزدیک بود که آن راز را فاش کند؛ سوره قصص، آیه ۱۰.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱
- ↑ نمونه، ج ۱۶، ص ۳۲ ـ ۳۳.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱
- ↑ و دلهایشان را استوار داشتیم؛ سوره کهف، آیه ۱۴.
- ↑ نمونه، ج ۱۶، ص ۳۲ ـ ۳۳.
- ↑ و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها یتان را بدان استوار دارد؛ سوره انفال، آیه ۱۱.
- ↑ نمونه، ج ۱۲، ص ۳۶۱.
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۳۱۱