جهانشناسی
مقدمه
شناخت جهان هستی - که هم شامل امور مادی و هم امور غیبی و ماورای طبیعی میشود - از مدرکات عقل نظری بوده و بر احکام عقل عملی تقدم دارد و امور معقول و مجرد هرچند داخل در حس و تجربه نیستند؛ اما در قلمرو علم قرار میگیرند، بر خلاف مادیون که چون عالم هستی را منحصر در ماده میدانند، معیار شناخت در جهانبینی خویش را نیز تنها «حس» و تجربه میدانند که عقل خدمتگذار آن است[۱]. حقیقت آن است که وجود انسان، عصاره تمام عالَم و تمام موجودات است و وجودش بهمثابه نقشه کوچکی است که از روی نقشه بزرگ عالم کبیر برداشته شده است و لذا «من عرف نفسه فقد عرف ربه». هرکس خود را خوب بشناسد علت هستی و عالم هستی را نیز خوب میشناسد و البته این امر از راه علم حضوری امکانپذیر است و جهانشناختی از راه علم حصولی، تنها نقش زمینههای اعدادی را دارد[۲].[۳]
- ↑ امام خمینی، صحیفه نور، ص۲۲۱، ۲۲۲.
- ↑ امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۰۴.
- ↑ محمدی منفرد، بهروز، مقاله «جهانشناسی اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص ۲۰۶.