اعتقاد به امام مهدی

از امامت‌پدیا
(تغییرمسیر از اعتقاد به مهدی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • ما معتقدیم که سرانجام، اداره امور جهان در قبضه باکفایت صالح‌ترین افراد بشر قرار خواهد گرفت و او جهان را از تاریکی، فقر، جهل و ظلم رهایی می‌بخشد، و حکومت واحد جهانی را بر اساس مساوات و عدالت استوار می‌سازد. علی‌رغم اتفاق‌نظر در اصل "مصلح" و "منجی"، لکن در مصداق و تطبیق آن اختلاف دارند. روایات نقل شده درباره حضرت مهدی علیه السلام و بحث از نوّاب خاص آن حضرت که در طول هفتاد سال، واسطه میان شیعیان و حضرت بوده‌اند، این اعتقاد را از محدوده "ذهن" به دنیای "واقعیات" می‌آورد. یعنی او یک حقیقت فرضی و خیالی نیست بلکه یک موجود واقعی است. بنابراین موضوع مهدی، نه اندیشه چشم‌به‌راه نشستن کسی است که باید زاده شود و نه پیشگویی است که باید در انتظار مصداقش ماند. بلکه واقعیت استوار و فرد مشخصی است که در میان ما زندگی می‌کند، ما را می‌بیند و ما نیز او را می‌بینیم و در اندوه و شادی‌هامان شریک است. احادیث و نیز تاریخ غیبت صغری، این باور را در جان ما زنده می‌کند که مصداق آن مصلح و مهدی منتظر، کسی جز "محمد" امام دوازدهم شیعیان و پسر امام حسن عسکری علیه السلام نیست؛ که وجودش به تجربه تاریخی ثابت شده است.
  • آیت الله سید محمد باقر صدر می‌نویسد: اعتقاد به امام مهدی علیه السلام به‌عنوان یک قائد منتظر که جهان را به یک صورت برتر متحوّل می‌سازد، از اخبار پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم عموما و از احادیث ائمه اهل البیت علیهم السلام خصوصا سرچشمه گرفته است، و در نصوص بسیاری مورد تأیید و تأکید واقع شده، به‌طوری که اصلا مطلب قابل تردید نیست. در مجموع اخبار و احادیثی که در مورد امامت مهدی علیه السلام و غیبت و ظهور و اصلاح آینده جهان و خصوصیات شخصی او از طریق سنّی و شیعه وارد شده است، تمام آن‌ها نزدیک به شش هزار حدیث است و در مورد هیچ‌یک از موضوعات مسلّم و غیرقابل‌تردید اسلامی، این اندازه حدیث و روایت وارد نشده است[۱].
  • گذشته از قطعی بودن موضوع مهدی موعود علیه السلام از دیدگاه مدارک متقن اسلامی، اختصاص داشتن این شخصیت والا به امام دوازدهم شیعه، و پسر امام حسن عسکری علیه السلام، دلایل محکم و روشنی دارد که تمام آن دلایل را ممکن است در دو دلیل خلاصه کنیم:
  1. دلیل اسلامی: مهدی علیه السلام در صدها روایتی که از پیغمبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم و از ائمه علیهم السلام نقل شده، متمثّل است. روایاتی که مهدی علیه السلام را به اهل بیت علیهم السلام، نواده فاطمه زهراعلیهم السلام، ذرّیه امام حسین علیه السلام، و فرزند نهم آن حضرت نسبت داده است، و نیز آن سلسله از احادیثی که دلالت می‌کنند که جانشینان پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم دوازده نفرند، تمام این احادیث، آن فکر و عقیده عمومی مهدی علیه السلام را محدود می‌کنند و آن موضوع فکری کلّی را در امام دوازدهم از ائمه علیهم السلام مشخص می‌سازند. این حدیث نبوی شریف به این مضمون که "امامان پس از من یا خلفاء بعد از من، دوازده نفرند" با عبارات مختلف در بیش از دویست و هفتاد روایت از رسول اکرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده، که در حدیث سنی و شیعه مانند: صحیح بخاری، صحیح مسلم، صحیح ترمذی و سنن ابن داود و مسند احمد حنبل و مستدرک الصحیحین حاکم نیشابوری نقل شده است. در حالی که بخاری در زمان امام جواد و امام هادی و امام عسکری علیهم السلام می‌زیسته و کتاب صحیح بخاری را در آن زمان نوشته است که هنوز امامان به دوازده نرسیده بود. این خود دلالت می‌کند که این حدیث پیش از آن‌که فکر و عقیده دوازده‌امامی در مغزها تکمیل شود، از رسول اکرم صلى الله عليه وآله وسلم صادر شده است و جای تردید در این احادیث باقی نمی‌ماند. ایمان و عقیده شیعه دوازده‌امامی که می‌گوید: جانشینان پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم از علی علیه السلام شروع شده و به مهدی علیه السلام ختم می‌شود، قابل تطبیق با احادیث شریف نبوی است.
  2. دلیل علمی: دلیل علمی آن، تجربه‌ای است که شیعیان در طی هفتاد سال دوران غیبت صغری آموختند. از واقعه مسلّم تاریخ مهدی علیه السلام در دوران غیبت صغری، این نتیجه گرفته می‌شود که آن حضرت، بزرگ حقیقتی بود که ملّت شیعه مدّت هفتاد سال در تحت رهبری مستقیم وی زندگی کرده‌اند و با نمایندگان ویژه وی سروکار داشته‌اند، و در طول این هفتاد سال، کوچک‌ترین حادثه و جریانی پیش نیامد که باور و اعتقاد در آنان را نسبت به وجود و حقیقت امام‌شان متزلزل کند. نکته قابل‌توجه دیگر این است که تمام نامه‌هایی که به وسیله یکایک این چهار نفر از امام علیه السلام به دست مردم می‌رسید، همه یک خط‍‌ داشت و از نظر روش انشاء یکسان بود؛ بنابراین، در پس پرده، یک حقیقت ثابت و محقّق و یک موجود اصیلی وجود داشته است. محال است یک چنین جریانی دروغ باشد و در طی این هفتاد سال برای مردمی که آن را به‌عنوان یک حقیقت ثابت پذیرفته‌اند کشف نشود؛ بلکه اطمینان و باور آنان به این حقیقت ثابت، بیشتر و شدیدتر می‌گردد.
  • پس نتیجه می‌گیریم که تحلیل غیبت صغرای امام علیه السلام می‌تواند به صورت یک دلیل علمی، واقعیت و ثبوت و وجود امام مهدی علیه السلام و ولادت و زندگی و غیبت او را ثابت کند[۲][۳].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. بحث حول المهدی، محمد باقر صدر، ص ۷۲-۶۳.
  2. بحث حول المهدی، محمد باقر صدر، ص ۷۲-۶۳.
  3. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۰۹-۱۱۱.