جعفر بن علی بن نجیح

آشنایی اجمالی

جعفر بن علی بن نجیح کندی[۱] از راویان شیعه‌مذهب طبقه هفتم یا هشتم در اواخر قرن سوم هجری است[۲] که افزون بر اخذ حدیث از محدثانی چون حسن بن حسین و اسماعیل بن صبیح[۳]، دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان احمد بن محمد بن سعید (ابن عقده) و فرات کوفی می‌باشند[۴].

نام وی در کتب رجالی قدما ذکر نشده و از راویان مهمل به شمار می‌رود[۵]، اما به قرینه نقل حدیث ابن عقده[۶] از وی و اتقان مضامین روایاتش، وثاقت یا دست‌کم حسن حال او استظهار شده است[۷].

منابع

پانویس

  1. ر.ک: تنقیح المقال، ج۱۵، ص۲۴۰، ش۳۹۳۴؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۱۷۴، ش۲۶۶۷.
    الکندی بکسر الکاف و سکون النون و فی آخرها الدال المهملة، هذه النسبة الی کندة، و هی قبیلة مشهورة من الیمن تفرقت فی البلاد. سمعانی، الانساب، ج۵، ص۱۰۴.
    ... عن جعفر بن علی بن نجیح الکندی. ر.ک: طوسی، الامالی، ص۲۷۲، ح۵۱۰؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۲۸؛ بر این پایه، وی به قبیله‌ای یمنی موسوم به الکنده انتساب دارد.
  2. ر.ک رجال النجاشی، ص۹۵، ش۲۳۳؛ الموسوعة الرجالیه، طبقات رجال الکافی، ص۵۵؛ الموسوعة الرجالیه، طبقات رجال من لا یحضره الفقیه، ص۱۹۲.
  3. ر.ک: تفسیر فرات الکوفی، ص۴۹، ح۶؛ فضائل أمیرالمؤمنین(ع)، ص۲۱۳، ح۲۲۳؛ راوندی، قصص الأنبیاء، ص۳۱۴، ح۳۹۲؛ الأغانی، ج۷، ص۱۸۷.
  4. ر.ک: فضائل أمیرالمؤمنین(ع)، ص۱۸۵، ح۱۸۲؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۴۸۹، ح۶۳۴؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۱۹، ح۴۴۵؛ راوندی، قصص الأنبیاء، ص۳۱۴، ح۳۹۲؛ تأویل الآیات الظاهره، ص۸۱۵؛ بحار الأنوار، ج۳۵، ص۴۲۶، ذیل ح۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱، ص۲۹۷.
  5. ر.ک: تنقیح المقال، ج۱۵، ص۲۴۰، ش۳۹۳۴؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۱۷۴، ش۲۶۶۷.
  6. نجاشی: هذا رجل جلیل فی أصحاب الحدیث، مشهور بالحفظ، و الحکایات تختلف عنه فی الحفظ و عظمه، و کان کوفیا زیدیا جارودیا علی ذلک حتی مات، و ذکره أصحابنا لاختلاطه بهم و مداخلته إیاهم و عظم محله و ثقته و أمانته. رجال النجاشی، ص۹۴، ش۲۳۳.
    شیخ طوسی: جلیل القدر، عظیم المنزلة، له تصانیف کثیره، ذکرناها فی کتاب الفهرست، و کان زیدیا جارودیا، إلا أنه روی جمیع کتب أصحابنا و صنف لهم و ذکر أصولهم، و کان حفظة، سمعت جماعة یحکون أنه قال: احفظ مائة و عشرین ألف حدیث بأسانیدها و أذاکر بثلاثمائة ألف حدیث، روی عنه التلعکبری من شیوخنا. رجال الطوسی، ص۴۰۹، ش۵۹۴۹.
  7. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۵، ص۴۵۷-۴۶۱.