خطبه ۱۲۱ نهج البلاغه
مقدمه
برای پی بردن به عمق محتوای خطبه، قبلا باید نگاهی به شأن ورود آن کرد. این سخن مربوط به جنگ صفین» است که امام(ع) مردم را از تسلیم در برابر قبول پیشنهاد «حکمیّت» نهی کرده بود و سپس آنها را به قبول آن دعوت کرد، ماجرا از این قرار بود، که «عمرو عاص» در آستانه شکست لشکر شام، حیلهای اندیشید و دستور داد قرآنها را بر سر نیزهها کنند و اصحاب و یاران علی(ع) را دعوت به «حکمیّت قرآن» کنند؛ گروه زیادی از ساده لوحان فریب خورده، دست از جنگ برداشتند، پیشنهاد شامیان را پذیرفتند و برای بررسی حکم قرآن درباره سرنوشت جنگ، اصرار نمودند که یک نفر از لشکر امام به عنوان «حکمیّت» پذیرفته شود و یک نفر از لشکر شام حتّی امام را تهدید کردند که: إن لم تفعل قتلناک کما قتلنا عثمان؛ اگر این پیشنهاد را عمل نکنی تو را میکشیم همانگونه که عثمان را کشتیم». امام(ع) که به خوبی میدانست این دام خطرناکی است که بر سر راه آنها گذاشته شده با این کار مخالف بود و اصرار بر ادامه نبرد داشت؛ ولی به حکم اجبار، تن به مسأله حکمیّت داد و همین امر سبب شد که بعضی از سادهلوحان به امام خرده گیرند که چرا یک روز ما را از این کار نهی کردی، و روزی به آن امر میکنی؟
این خطبه پاسخی است، به این ایراد. و برای تکمیل پاسخ، امام(ع) به چند نکته اشاره میکند.
- نخست میفرماید: این نتیجه کار خود شماست که از امام و پیشوایتان پیروی نکردید اگر به دستور من عمل میکردید و جهاد را ادامه میدادید، امروز در این تنگنا گرفتار نبودید.
- سپس امام(ع): نقطههای ضعف آنها را که منجر به این مشکل عظیم شده، بیان میکند.
- در مرحله سوّم، یاد گروهی از مسلمانان صدر اسلام را میکند که با نهایت شوق و قدرت ایمان از جهاد با دشمن استقبال میکردند و پیوسته پیروزی میآفرینند (اشاره به این که راه پیروزی آن است که آنها رفتند، نه آنکه شما دارید).
- در چهارمین نکته، باز آنها را اندرز میدهد که مراقب باشند و در دام شیطان گرفتار نشوند[۱].
منابع
پانویس
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۶، ص۷۹ ـ ۸۰.