همدان

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • "همدان" قبیله‌ای است که برگ‌های درخشانی را در تاریخ اسلام و در روزگار حکومت علی بن ابی طالب علیه السلام به خود اختصاص داده است. افراد این قبیله، وزیران و دولتمردان حکومت حضرت مهدی علیه السلام هستند[۱]. همدان، قبیله‌ای بزرگ در یمن است. آنان پس از جنگ تبوک، نمایندگانی را به حضور پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرستادند و حضرت در سال نهم، امیر مؤمنان علیه السلام را به یمن فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت کند. پس از قرائت پیام پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم همه آنان اسلام آوردند. علی علیه السلام در نامه‌ای خبر اسلام آوردن طایفه همدان را به پیامبر نوشت و در آن نامه، سه بار بر همدان درود فرستاد و پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم پس از خواندن نامه، به شکرانه این خبر، سجده شکر به‌جای آورد[۲]. علی علیه السلام در مدح آنان چنین سروده است: "همدانیان صاحبان دین و اخلاق نیکند. دین‌شان، شجاعت آنان و قهرشان بر دشمنان به هنگام رویارویی، آنان را زینت بخشیده است. اگر من دربان بهشت می‌بودم، به همدانیان می‌گفتم: به سلامت، به آن وارد شوید"[۳]. طایفه همدان یکی از سه طایفه‌ای بود که بالاترین تعداد رزمندگان لشکر حضرت علی علیه السلام را تشکیل می‌دادند[۴] و هنگامی که با برافراشتن قرآن‌ها بر نیزه در میان لشکریان حضرت علی علیه السلام اختلاف‌نظر پدید آمد، فرمانده این قبیله به حضرت گفت: ما هیچ اعتراضی نداریم و هردستوری بدهی، اجرا می‌کنیم[۵].
  • از حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم روایت است که فرمود: نیکو تیره‌ای است همدان؛ چه آنان سریع به یاری اسلام می‌شتابند و چه شکیبایند در مشکلات؛ و ابدال از این قبیله برمی‌خیزند و اوتاد در میان آنان است[۶][۷].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. عقد الدرر، ص ۹۷.
  2. کامل ابن اثیر، ج ۱، ص ۲۶ و ۲۹ و ۳۰.
  3. عقد الفرید، ج ۴، ص ۳۳۹.
  4. وقعة صفین، ص ۲۹۰.
  5. وقعة صفین، ص ۴۳۴، ۴۳۶، ۴۳۷ و ۵۲۰.
  6. کنز العمال، حدیث ۳۴۰۳۰.
  7. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص:۷۷۵.