بحث:پیامبر: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۱۷۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ ژوئن ۲۰۱۸
خط ۵۷: خط ۵۷:
* حال که با معناى لغوى و اصطلاحى نبى و رسول آشنا شدیم و معلوم گردید که از نظر روایات مأمور به تبلیغ بودن در معناى نبى و رسول لحاظ نشده است، اگر چه رسول از نظر لغوى این جهت را نیز در بر دارد. در اینجا به نکته‌اى در این زمینه اشاره مى‌کنیم و آن اینکه در استعمال قرآن و روایات معصومان : نبى و رسول هر دو متعلّق «بعث» و «ارسال» قرار گرفته‌اند، خداى تعالى مى‌فرماید : هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِییِن رَسُولاً. (خدا اوست که در میان امّى‌ها رسولى فرستاد). وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِیٍّ. (رسول و نبیّى پیش از تو نفرستادیم). کانَ آلنّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ آلنَّبِـیِّینَ. (امّت یک دست بود پس خدا انبیاء را مبعوث کرد).  
* حال که با معناى لغوى و اصطلاحى نبى و رسول آشنا شدیم و معلوم گردید که از نظر روایات مأمور به تبلیغ بودن در معناى نبى و رسول لحاظ نشده است، اگر چه رسول از نظر لغوى این جهت را نیز در بر دارد. در اینجا به نکته‌اى در این زمینه اشاره مى‌کنیم و آن اینکه در استعمال قرآن و روایات معصومان : نبى و رسول هر دو متعلّق «بعث» و «ارسال» قرار گرفته‌اند، خداى تعالى مى‌فرماید : هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِییِن رَسُولاً. (خدا اوست که در میان امّى‌ها رسولى فرستاد). وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِیٍّ. (رسول و نبیّى پیش از تو نفرستادیم). کانَ آلنّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ آلنَّبِـیِّینَ. (امّت یک دست بود پس خدا انبیاء را مبعوث کرد).  
* از این امر استفاده مى‌شود که نبى و رسول هر دو در مواردى از سوى خداى تعالى براى ابلاغ امورى به مردم مأموریّت مى‌یابند ولى این نکته دلالت نمى‌کند که این معنا در خود معناى نبى و رسول لحاظ شده باشد پس با وجود این امر هم، نبى و رسول در همان معناى اصطلاحى خاصّ خود باقى است و این امرى جدا از معناى آن دو است که به واسطه فعل «بَعَثَ» و «اَرْسَلَ» از آن حکایت شده است.
* از این امر استفاده مى‌شود که نبى و رسول هر دو در مواردى از سوى خداى تعالى براى ابلاغ امورى به مردم مأموریّت مى‌یابند ولى این نکته دلالت نمى‌کند که این معنا در خود معناى نبى و رسول لحاظ شده باشد پس با وجود این امر هم، نبى و رسول در همان معناى اصطلاحى خاصّ خود باقى است و این امرى جدا از معناى آن دو است که به واسطه فعل «بَعَثَ» و «اَرْسَلَ» از آن حکایت شده است.
=== نفاق یا اقرار زبانى بدون اقرار قلبى===
* نکته مهمى که در باب ایمان و اسلام وجود دارد این است که در اثبات اسلام یک شخص پى بردن به تسلیم باطنى و درونى او لازم نیست، بلکه شهادت زبانى و ظاهرى او به توحید و نبوّت پیامبر ۶ و اعمال ظاهرى دیگر ـ از قبیل نماز، روزه، حج، زکات و…. ـ بر مسلمان بودن کفایت مى‌کند. الْإِسْلَامُ هُوَ الظَّاهِرُ الَّذِی عَلَیْهِ النَّاسُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ إِقَامُ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءُ الزَّکَاةِ وَ حِجُّ الْبَیْتِ وَ صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَهَذَا الْإِسْلَام. (اسلام امر ظاهر و آشکارى است که مردم همه بر آن هستند یعنى شهادت به اینکه خدایى جز الله نیست، یگانه است، شریکى ندارد، و اینکه محمّد بنده و رسول اوست، و بپا داشتن نماز و دادن زکات و حجّ خانه خدا و روزه ماه رمضان، پس اسلام همین است).
* از بررّسى روایات به دست مى‌آید که انسان‌ها در برابر شرایع الاهى سه گونه‌اند : مؤمن، کافر، منافق. منافق به ظاهر به توحید و رسالت پیامبر اسلام و پیامبران دیگر اقرار مى‌کند ولى اعتقاد درونى به این مسائل ندارد. البتّه چنین کسى به واقع مسلمان نیست ولى تا وقتى که نفاق درونى او معلوم نشود و اقرار زبانى و عمل ظاهرى داشته باشد در جامعه اسلامى مسلمان به شمار مى‌آید و احکام مسلمانان بر او جارى مى‌شود.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش