دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۰۶
، ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲←پاسخ نخست
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
[[پرونده:11917.jpg|بندانگشتی|راست|100px|[[احمد حسین شریفی]]]] | [[پرونده:11917.jpg|بندانگشتی|راست|100px|[[احمد حسین شریفی]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[احمد حسین شریفی|شریفی]]''' و آقای دکتر '''[[حسن یوسفیان|یوسفیان]]''' در کتاب ''«[[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]»'' در اینباره گفتهاند: | حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[احمد حسین شریفی|شریفی]]''' و آقای دکتر '''[[حسن یوسفیان|یوسفیان]]''' در کتاب ''«[[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
«'''[[مخلَصین]]''': دستهای از [[آیات قرآن کریم]]، گروهی از [[بندگان]] [[خداوند]] را بهعنوان "مخلَصین" معرفی میکنند. این [[آیات]] جزو صریحترین و متقّنترین آیاتی هستند که [[عصمت انبیا]] را [[اثبات]] مینمایند. برای [[تبیین]] دلالت این آیات بر [[عصمت]]، نخست توضیحی درباره واژه [[مخلَص]] داده، سپس خصوصیات مخلَصین در [[قرآن]] را بیان میکنیم. | |||
[[قرآن کریم]]، بعضی از [[انسانها]] را مُخلِص - به صیغه اسم فاعل - خوانده است<ref>ر.ک: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} «اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲؛ {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}} «بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}} «ما این کتاب را به حقّ به سوی تو فرو فرستادهایم، از این روی خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میداری بپرست. ترجمه قرآن ۴۹۸» سوره زمر، آیه ۲؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}} «بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میدارم بپرستم» سوره زمر، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي}} «بگو: خداوند را در حالی که دینم را برای او ناب میدارم، میپرستم» سوره زمر، آیه ۱۴.</ref> و برخی دیگر را با عنوان "[[مخلَص]]" - به صیغه اسم مفعول - مورد [[مدح]] و [[ستایش]] قرار میدهد. | [[قرآن کریم]]، بعضی از [[انسانها]] را مُخلِص - به صیغه اسم فاعل - خوانده است<ref>ر.ک: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} «اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲؛ {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}} «بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}} «ما این کتاب را به حقّ به سوی تو فرو فرستادهایم، از این روی خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میداری بپرست. ترجمه قرآن ۴۹۸» سوره زمر، آیه ۲؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}} «بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میدارم بپرستم» سوره زمر، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي}} «بگو: خداوند را در حالی که دینم را برای او ناب میدارم، میپرستم» سوره زمر، آیه ۱۴.</ref> و برخی دیگر را با عنوان "[[مخلَص]]" - به صیغه اسم مفعول - مورد [[مدح]] و [[ستایش]] قرار میدهد. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۶: | ||
در این [[آیه شریفه]]، [[دلیل]] اعطای [[الطاف]] خاص [[الهی]] به [[حضرت یوسف]] مخلَص بودن ایشان دانسته شده است<ref>ر.ک: المیزان، ج۱۱، ص۱۲۹-۱۳۰. </ref>. یعنی، از آنجا که [[یوسف]] از [[بندگان]] [[مخلَص]] [[خداوند]] بود، توانست از آن شرایط استثنایی [[پاک]] و [[طاهر]] بیرون آید و حتی برای یک لحظه هم [[فکر گناه]] را در سر نپروراند. پس "[[مخلَصین]]" - که [[قدر]] [[متقین]] از آنها انبیای عظامند - افرادی هستند که خداوند آنها را برای خود پاک و [[پاکیزه]] گردانیده است؛ از این رو، [[شیطان]] هیچگونه تسلّطی در [[گمراه]] ساختن آنان ندارد. | در این [[آیه شریفه]]، [[دلیل]] اعطای [[الطاف]] خاص [[الهی]] به [[حضرت یوسف]] مخلَص بودن ایشان دانسته شده است<ref>ر.ک: المیزان، ج۱۱، ص۱۲۹-۱۳۰. </ref>. یعنی، از آنجا که [[یوسف]] از [[بندگان]] [[مخلَص]] [[خداوند]] بود، توانست از آن شرایط استثنایی [[پاک]] و [[طاهر]] بیرون آید و حتی برای یک لحظه هم [[فکر گناه]] را در سر نپروراند. پس "[[مخلَصین]]" - که [[قدر]] [[متقین]] از آنها انبیای عظامند - افرادی هستند که خداوند آنها را برای خود پاک و [[پاکیزه]] گردانیده است؛ از این رو، [[شیطان]] هیچگونه تسلّطی در [[گمراه]] ساختن آنان ندارد. | ||
'''مطهَّرین''': دستهای دیگر از [[آیات قرآنی]] که بر [[عصمت عملی]] [[انبیا]] دلالت دارند، آیاتی هستند که گروهی از [[انسانها]] را بهعنوان "[[مطهرین]]" معرفی کرده و ویژگیهایی برای آنان بیان نمودهاند. از جمله اینکه مطهرین افرادی هستند که با [[حقیقت]] و [[روح]] [[قرآن]] در تماس و با [[لوح محفوظ]] در ارتباطند: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که این قرآنی ارجمند است * در نوشتهای فرو پوشیده * که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۷-۷۹.</ref>. [[قرآن کریم]]، [[حضرت مریم]]{{س}} را به این صفت ستوده، میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۴۲.</ref> | |||
همچنین در [[سوره احزاب]]، درباره [[اهلبیت]]{{عم}} میخوانیم: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> | همچنین در [[سوره احزاب]]، درباره [[اهلبیت]]{{عم}} میخوانیم: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۵: | ||
# نه تنها [[تطهیر]] یاد شده در [[آیه]]، مقیّد و منحصر به مورد خاصی نشده، بلکه با "مفعول مطلق تأکیدی" (تطهیراً) تأکید شده است. بنابراین {{متن قرآن|يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} به معنای آن است که [[خداوند]] ایشان را از هرگونه [[آلودگی]] و [[پلیدی]] پیراسته است، پس میتوان نتیجه گرفت که "مطهَرین" همان "[[معصومین]]" میباشند؛ زیرا منظور از [[عصمت]]، [[عنایت ویژه]] [[الهی]] به [[تطهیر]] و [[پاکی]] گروهی از انسانهاست. (البته به گونهای که [[اختیار]] از آنها سلب نمیشود)<ref>راهنماشناسی، ص۱۰۹-۱۱۱.</ref>. | # نه تنها [[تطهیر]] یاد شده در [[آیه]]، مقیّد و منحصر به مورد خاصی نشده، بلکه با "مفعول مطلق تأکیدی" (تطهیراً) تأکید شده است. بنابراین {{متن قرآن|يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} به معنای آن است که [[خداوند]] ایشان را از هرگونه [[آلودگی]] و [[پلیدی]] پیراسته است، پس میتوان نتیجه گرفت که "مطهَرین" همان "[[معصومین]]" میباشند؛ زیرا منظور از [[عصمت]]، [[عنایت ویژه]] [[الهی]] به [[تطهیر]] و [[پاکی]] گروهی از انسانهاست. (البته به گونهای که [[اختیار]] از آنها سلب نمیشود)<ref>راهنماشناسی، ص۱۰۹-۱۱۱.</ref>. | ||
# هر چند [[آیه تطهیر]] از بین [[پیامبران]]، فقط [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را به "دلالت مطابقی" شامل است<ref>زیرا، چنانکه خواهد آمد، منظور از اهل بیت، پیامبر گرامی اسلام، علی، فاطمه، حسن و حسین{{عم}} میباشد. </ref>، اما با توجه به اینکه در این جهت، تفاوتی بین [[انبیا]] نیست - و کسی هم قائل به فرق نشده است - میتوان دلالت این آیه را بر عصمت تمام انبیا پذیرفت<ref>از این دلیل در بحث مربوط به عصمت اهلبیت به تفصیل سخن خواهد رفت. </ref>. | # هر چند [[آیه تطهیر]] از بین [[پیامبران]]، فقط [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را به "دلالت مطابقی" شامل است<ref>زیرا، چنانکه خواهد آمد، منظور از اهل بیت، پیامبر گرامی اسلام، علی، فاطمه، حسن و حسین{{عم}} میباشد. </ref>، اما با توجه به اینکه در این جهت، تفاوتی بین [[انبیا]] نیست - و کسی هم قائل به فرق نشده است - میتوان دلالت این آیه را بر عصمت تمام انبیا پذیرفت<ref>از این دلیل در بحث مربوط به عصمت اهلبیت به تفصیل سخن خواهد رفت. </ref>. | ||
'''[[عهد الهی]]''': در فصل پیشین برای [[اثبات عصمت]] [[اعتقادی]] انبیا، به آیهای از [[سوره بقره]] [[استدلال]] نمودیم که میفرماید: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. | |||
در آنجا گفتیم با توجه به اینکه [[قرآن]]، [[مشرک]] را "[[ظالم]]" مینامد، چنین شخصی [[شایستگی]] عهدهدار شدن [[منصب]] [[نبوت]] را ندارد. از این آیه میتوان [[عصمت عملی پیامبران]] را نیز استفاده نمود. این استدلال بر پایه چند مقدمه [[استوار]] است: | در آنجا گفتیم با توجه به اینکه [[قرآن]]، [[مشرک]] را "[[ظالم]]" مینامد، چنین شخصی [[شایستگی]] عهدهدار شدن [[منصب]] [[نبوت]] را ندارد. از این آیه میتوان [[عصمت عملی پیامبران]] را نیز استفاده نمود. این استدلال بر پایه چند مقدمه [[استوار]] است: | ||
# همچنان که پیشتر یادآور شدیم، منظور از "عهد الهی" منصبها و سمتهایی است که از [[ناحیه]] خداوند برای اغراض خاصی به پارهای از [[بندگان]] [[شایسته]] عطا میشود. بنابراین، عهد الهی یک عنوان کلی و فراگیر است که دامنهای فراتر از نبوت و [[امامت]] دارد؛ هر چند [[قدر]] متّیقن از آن، [[مقام]] [[پیامبری]] و [[جانشینی پیامبر]] است. | # همچنان که پیشتر یادآور شدیم، منظور از "عهد الهی" منصبها و سمتهایی است که از [[ناحیه]] خداوند برای اغراض خاصی به پارهای از [[بندگان]] [[شایسته]] عطا میشود. بنابراین، عهد الهی یک عنوان کلی و فراگیر است که دامنهای فراتر از نبوت و [[امامت]] دارد؛ هر چند [[قدر]] متّیقن از آن، [[مقام]] [[پیامبری]] و [[جانشینی پیامبر]] است. | ||
# استعمال قرآنیِ واژه "[[ظلم]]" و مشتقات آن به مراتب گستردهتر از کاربرد عرفی و لغوی آن میباشد. این لغت در کاربردهای عرفی، بیشتر در مواردی که شخصی به حقوقِ انسانهای دیگر و یا حیوانات [[تجاوز]] نماید، استعمال میشود. امّا در استعمالات [[قرآنی]]، هم در مورد [[ظلم به خویشتن]] و و هم در مورد [[ظلم]] به [[حقوق]] دیگران و هم در مورد [[ظلم به خداوند]] - که [[شرک]] بارزترین مصداق آن میباشد- به کار رفته است<ref>برای نمونه ر.ک: {{متن قرآن|وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که با موسی چهل شب وعده نهادیم سپس در نبودن او گوساله را (به پرستش) گرفتید در حالی که ستمکار بودید» سوره بقره، آیه ۵۱؛ {{متن قرآن|تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «اینها احکام خداوند است از آنها تجاوز نکنید و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «ای مؤمنان! از آنچه روزی شما کردهایم، هزینه کنید پیش از آنکه روزی در رسد که در آن نه سودا است و نه دوستی و نه میانجیگری و کافرانند که ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۵۴؛ {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «پس کسانی که بعد از آن بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا}} «خداوند همسنگ ذرّهای ستم نمیورزد و اگر (آن ذرّه) کاری نیک باشد آن را دو چندان میکند و از سوی خود پاداشی سترگ میدهد» سوره نساء، آیه ۴۰؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}} «از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است» سوره نساء، آیه ۹۷؛ {{متن قرآن|قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بیگمان از زیانکاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۲۳؛ {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ}} «گفت: پناه بر خداوند که جز آن کس را بگیریم که کالای خویش را نزد او یافتهایم زیرا آنگاه ستمگر خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref>. بهطور کلی میتوان معنای این واژه را در [[قرآن]]، مساوی با "[[عصیان]]" و "[[ارتکاب گناه]]" دانست. از این رو "[[ظالم]]" در اصطلاح و کاربرد قرآن به معنای "[[گناهکار]]" است<ref>راهنماشناسی، ص۱۱۳-۱۱۴. </ref>. | # استعمال قرآنیِ واژه "[[ظلم]]" و مشتقات آن به مراتب گستردهتر از کاربرد عرفی و لغوی آن میباشد. این لغت در کاربردهای عرفی، بیشتر در مواردی که شخصی به حقوقِ انسانهای دیگر و یا حیوانات [[تجاوز]] نماید، استعمال میشود. امّا در استعمالات [[قرآنی]]، هم در مورد [[ظلم به خویشتن]] و و هم در مورد [[ظلم]] به [[حقوق]] دیگران و هم در مورد [[ظلم به خداوند]] - که [[شرک]] بارزترین مصداق آن میباشد- به کار رفته است<ref>برای نمونه ر.ک: {{متن قرآن|وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که با موسی چهل شب وعده نهادیم سپس در نبودن او گوساله را (به پرستش) گرفتید در حالی که ستمکار بودید» سوره بقره، آیه ۵۱؛ {{متن قرآن|تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «اینها احکام خداوند است از آنها تجاوز نکنید و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «ای مؤمنان! از آنچه روزی شما کردهایم، هزینه کنید پیش از آنکه روزی در رسد که در آن نه سودا است و نه دوستی و نه میانجیگری و کافرانند که ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۵۴؛ {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}} «پس کسانی که بعد از آن بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا}} «خداوند همسنگ ذرّهای ستم نمیورزد و اگر (آن ذرّه) کاری نیک باشد آن را دو چندان میکند و از سوی خود پاداشی سترگ میدهد» سوره نساء، آیه ۴۰؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}} «از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است» سوره نساء، آیه ۹۷؛ {{متن قرآن|قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بیگمان از زیانکاران خواهیم بود» سوره اعراف، آیه ۲۳؛ {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ}} «گفت: پناه بر خداوند که جز آن کس را بگیریم که کالای خویش را نزد او یافتهایم زیرا آنگاه ستمگر خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref>. بهطور کلی میتوان معنای این واژه را در [[قرآن]]، مساوی با "[[عصیان]]" و "[[ارتکاب گناه]]" دانست. از این رو "[[ظالم]]" در اصطلاح و کاربرد قرآن به معنای "[[گناهکار]]" است<ref>راهنماشناسی، ص۱۱۳-۱۱۴. </ref>. | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۵: | ||
بنابراین، [[پیامبران]] پیش و پس از [[تصدی]] [[مقام نبوت]]، نباید به گناهی ([[صغیره]] یا [[کبیره]]) آلوده باشند. | بنابراین، [[پیامبران]] پیش و پس از [[تصدی]] [[مقام نبوت]]، نباید به گناهی ([[صغیره]] یا [[کبیره]]) آلوده باشند. | ||
'''[[اطاعت]] و [[عصمت]]''': [[قرآن مجید]] [[هدف]] از [[برانگیختن]] پیامبران را [[فرمانبرداری]] [[مردم]] از آنان میداند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref> | |||
از این [[آیه]] - که اطاعت مطلق از پیامبران را بر مردم لازم میشمارد - بسیاری از [[مراتب عصمت]] [[انبیا]] استفاده میشود. پیشتر چگونگی دلالت آیه را بر عصمت در [[مقام]] تلقی و [[ابلاغ]] باز گفتیم. اینک نحوه دلالت آن را بر عصمت از [[معاصی]] با ذکر چند مقدمه، بیان میکنیم<ref>ر.ک: المیزان، ج۲، ص۱۳۷؛ ج۴، ص۴۰۴؛ امامشناسی، ج۱، ص۱۰۴-۱۰۵؛ راهنماشناسی، ص۱۱۱-۱۱۲. </ref>: | از این [[آیه]] - که اطاعت مطلق از پیامبران را بر مردم لازم میشمارد - بسیاری از [[مراتب عصمت]] [[انبیا]] استفاده میشود. پیشتر چگونگی دلالت آیه را بر عصمت در [[مقام]] تلقی و [[ابلاغ]] باز گفتیم. اینک نحوه دلالت آن را بر عصمت از [[معاصی]] با ذکر چند مقدمه، بیان میکنیم<ref>ر.ک: المیزان، ج۲، ص۱۳۷؛ ج۴، ص۴۰۴؛ امامشناسی، ج۱، ص۱۰۴-۱۰۵؛ راهنماشناسی، ص۱۱۱-۱۱۲. </ref>: | ||
| خط ۶۵: | خط ۷۰: | ||
# در آیهای دیگر، سرانجام سخت و دردناکِ کسانی را که از پیامبر [[پیروی]] نکردهاند، باز چنین میگوید: {{متن قرآن|وَمَنْ يُشَاقِقِ<ref>لغت «مشاقه» از ریشه «شقّ» گرفته شده است که قسمت جدا شده از یک چیز را میگویند، بنابراین «مشاقّه» و «شقاق» با کسی، یعنی در مسیری غیر او واقع شدن. و این، کنایه از مخالفت و تبعیت نکردن از او میباشد. پس «مشاقة الرسول» یعنی مخالفت با پیامبر. ر.ک: المیزان، ج۵، ص۸۲. </ref> الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref>«و هر کس پس از آنکه به روشنی رهنمود یافت با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند وی را با آنچه بدان روی آورده است وامینهیم و وی را به دوزخ میافکنیم و این بد پایانهای است!» سوره نساء، آیه ۱۱۵.</ref> | # در آیهای دیگر، سرانجام سخت و دردناکِ کسانی را که از پیامبر [[پیروی]] نکردهاند، باز چنین میگوید: {{متن قرآن|وَمَنْ يُشَاقِقِ<ref>لغت «مشاقه» از ریشه «شقّ» گرفته شده است که قسمت جدا شده از یک چیز را میگویند، بنابراین «مشاقّه» و «شقاق» با کسی، یعنی در مسیری غیر او واقع شدن. و این، کنایه از مخالفت و تبعیت نکردن از او میباشد. پس «مشاقة الرسول» یعنی مخالفت با پیامبر. ر.ک: المیزان، ج۵، ص۸۲. </ref> الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref>«و هر کس پس از آنکه به روشنی رهنمود یافت با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند وی را با آنچه بدان روی آورده است وامینهیم و وی را به دوزخ میافکنیم و این بد پایانهای است!» سوره نساء، آیه ۱۱۵.</ref> | ||
# {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>. در [[آیه شریفه]]، [[اطاعت خداوند]] در [[اطاعت از پیامبر]] دانسته شده است؛ چنانکه خود [[حضرت]] -طبق روایتی در [[الدرالمنثور]] - به این [[آیه]] اشاره کرده و بر [[وجوب اطاعت]] از خود و [[امامان]]، چنین [[احتجاج]] نمودند: {{متن حدیث|فَقَالَ: يَا هَؤُلَاءِ ألستم تعلمُونَ أَنِّي رَسُول الله إِلَيْكُم قَالُوا: بلَى قَالَ: ألستم تعلمُونَ أَن الله أنزل فِي كِتَابه أَنه من أَطَاعَنِي فقد أطَاع الله قَالُوا: بلَى نشْهد أَنه من أطاعك فقد أطَاع الله وَإِن من طَاعَته طَاعَتك قَالَ: فَإِن من طَاعَة الله أَن تطيعوني وَإِن من طَاعَتي أَن تطيعوا أئمتكم وَإِن صلوا قعُودا فصلوا قعُودا أَجْمَعِينَ}}<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷-۱۸. </ref>؛ | # {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>. در [[آیه شریفه]]، [[اطاعت خداوند]] در [[اطاعت از پیامبر]] دانسته شده است؛ چنانکه خود [[حضرت]] -طبق روایتی در [[الدرالمنثور]] - به این [[آیه]] اشاره کرده و بر [[وجوب اطاعت]] از خود و [[امامان]]، چنین [[احتجاج]] نمودند: {{متن حدیث|فَقَالَ: يَا هَؤُلَاءِ ألستم تعلمُونَ أَنِّي رَسُول الله إِلَيْكُم قَالُوا: بلَى قَالَ: ألستم تعلمُونَ أَن الله أنزل فِي كِتَابه أَنه من أَطَاعَنِي فقد أطَاع الله قَالُوا: بلَى نشْهد أَنه من أطاعك فقد أطَاع الله وَإِن من طَاعَته طَاعَتك قَالَ: فَإِن من طَاعَة الله أَن تطيعوني وَإِن من طَاعَتي أَن تطيعوا أئمتكم وَإِن صلوا قعُودا فصلوا قعُودا أَجْمَعِينَ}}<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷-۱۸. </ref>؛ | ||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}}] فرمود: ای [[مردم]]! آیا نمیدانید که من [[فرستاده خدا]] به سوی شمایم؟ گفتند: آری. فرمود: آیا خبر دارید که [[خداوند]] در کتاب خود مقرر فرموده که هرکس مرا [[اطاعت]] کند [[خدا]] را اطاعت نموده است؟ گفتند: آری. [[گواهی]] میدهیم که هر کس که [[فرمان]] تو را برد، خدای را اطاعت کرده است، و اینکه از [لوازم] [[اطاعت خدا]]، اطاعت از شماست. [[[پیامبر]]{{صل}}] فرمود: [آری] از [لوازم] [[اطاعت خدا]] این است که از من [[فرمانبرداری]] کنید. و از [لوازم][[اطاعت]] من این است که از پیشوایانتان [[فرمان]] ببرید. [به نحوی که] اگر نشسته [[نماز]] خواندند، همه نشسته بخوانید. | |||
مرحوم [[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل روایت]] میفرمایند: این [[سخن پیامبر]] که "اگر نشسته نماز خواندند..." کنایه از این است که باید [[تبعیت]] کامل از آنها داشته باشید<ref>المیزان، ج۵، ص۱۸. </ref>. | مرحوم [[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل روایت]] میفرمایند: این [[سخن پیامبر]] که "اگر نشسته نماز خواندند..." کنایه از این است که باید [[تبعیت]] کامل از آنها داشته باشید<ref>المیزان، ج۵، ص۱۸. </ref>. | ||
'''[[هدایت]] و [[عصمت]]''': پارهای از بزرگان با پیوست آیاتی چند از [[قرآن]]، برآنند که هدایتیافتگی [[انبیا]] را [[دلیل عصمت]] آنان شمارند<ref>ر.ک: المیزان، ج۲، ص۱۳۵-۱۳۶؛ الالهیات، ج۳، ص۱۷۸-۱۷۹؛ امامشناسی، ج۱، ۶۷-۶۸. </ref>. به این بیان که: [[خداوند متعال]] در [[سوره انعام]] بعد از آنکه نام هجده تن از انبیا را ذکر میکند، آنان را بهعنوان بهرهمندان از [[هدایت الهی]]، مورد [[مدح]] و [[ستایش]] قرار داده، میفرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ...}}<ref>«این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون میشود» سوره انعام، آیه ۸۸.</ref>. | |||
سپس [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را مورد خطاب قرار داده، میفرماید: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن!» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref> | سپس [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را مورد خطاب قرار داده، میفرماید: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن!» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref> | ||