پرش به محتوا

آزادی فطری و ذاتی به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ظهور' به 'ظهور'
جز (جایگزینی متن - 'پرسش)|بانک جمع' به 'پرسش)|بانک جامع')
جز (جایگزینی متن - 'ظهور' به 'ظهور')
خط ۳۶: خط ۳۶:
نکته دیگر آنکه اگر [[آزادی]] امر نهادی در [[سرشت انسان]] است، نیازی به [[قرارداد اجتماعی]] ندارد، حقی است که با اوست و نیاز ندارد که کسی به او ببخشد و [[عطا]] کند، پس ستاندنی نیز نمی‌باشد، [[حکومت]] و [[قدرت]]، نباید و [[حق]] ندارند بر [[شهروندان]] خویش برای وجود و حضور [[جامعه]] آزاد، [[منت‌گذاری]] کند، بلکه یکی از [[وظایف]] عمده‌اش آن است که زمینه و بسترهای حضور آزادی را در جامعه فراهم کند و عملی گرداند.
نکته دیگر آنکه اگر [[آزادی]] امر نهادی در [[سرشت انسان]] است، نیازی به [[قرارداد اجتماعی]] ندارد، حقی است که با اوست و نیاز ندارد که کسی به او ببخشد و [[عطا]] کند، پس ستاندنی نیز نمی‌باشد، [[حکومت]] و [[قدرت]]، نباید و [[حق]] ندارند بر [[شهروندان]] خویش برای وجود و حضور [[جامعه]] آزاد، [[منت‌گذاری]] کند، بلکه یکی از [[وظایف]] عمده‌اش آن است که زمینه و بسترهای حضور آزادی را در جامعه فراهم کند و عملی گرداند.


نهایت آنکه آزادی سرشته و نهادینه شده در وجود انسان، به هنگام حضور و [[ظهور]] سیاسی- اجتماعی به وسیله [[حاکمان]] و قدرتمندان [[مستبد]] سلب می‌شود و او را از عمل آزادانه باز می‌دارد. به واقع، موانعی بیرونی، آزادی را سلب می‌کنند و البته [[پیامبران الهی]] می‌آیند تا آن گوهر سرشته و نهفته در وجود انسان را به او یادآور شوند و زمینه‌های [[رهایی]] از [[اسارت]] را برایش فراهم کنند و با پاره کردن بندهای [[طاغوت]] و [[خدایان دروغین]]، به [[حقیقت]] رهایی درونی و آزادی بیرونی در عرصه سیاسی- اجتماعی دست یابند. با این نگرش است که آزادی هم [[ارزش]] ذاتی دارد و “از بزرگ‌ترین [[ارزش‌های انسانی]] و مافوق [[ارزش مادی]] است”<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۵۰.</ref> و هم [[ارزش]] روشی. ارزش ذاتی دارد؛ زیرا همراه با [[آفرینش انسان]] است و روش است؛ زیرا که او را به سوی کمال و [[سعادت]] فردی و [[اجتماعی]] رهنمون می‌شود، “هدف [[انسان]] این نیست که [[آزاد]] باشد؛ ولی انسان باید آزاد باشد تا به [[کمالات]] خودش برسد، و انسان تنها موجودی است که خود باید [[راه]] خود را [[انتخاب]] کند”<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۳۴۷.</ref>»<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۸۲.</ref>
نهایت آنکه آزادی سرشته و نهادینه شده در وجود انسان، به هنگام حضور و ظهور سیاسی- اجتماعی به وسیله [[حاکمان]] و قدرتمندان [[مستبد]] سلب می‌شود و او را از عمل آزادانه باز می‌دارد. به واقع، موانعی بیرونی، آزادی را سلب می‌کنند و البته [[پیامبران الهی]] می‌آیند تا آن گوهر سرشته و نهفته در وجود انسان را به او یادآور شوند و زمینه‌های [[رهایی]] از [[اسارت]] را برایش فراهم کنند و با پاره کردن بندهای [[طاغوت]] و [[خدایان دروغین]]، به [[حقیقت]] رهایی درونی و آزادی بیرونی در عرصه سیاسی- اجتماعی دست یابند. با این نگرش است که آزادی هم [[ارزش]] ذاتی دارد و “از بزرگ‌ترین [[ارزش‌های انسانی]] و مافوق [[ارزش مادی]] است”<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۵۰.</ref> و هم [[ارزش]] روشی. ارزش ذاتی دارد؛ زیرا همراه با [[آفرینش انسان]] است و روش است؛ زیرا که او را به سوی کمال و [[سعادت]] فردی و [[اجتماعی]] رهنمون می‌شود، “هدف [[انسان]] این نیست که [[آزاد]] باشد؛ ولی انسان باید آزاد باشد تا به [[کمالات]] خودش برسد، و انسان تنها موجودی است که خود باید [[راه]] خود را [[انتخاب]] کند”<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۳۴۷.</ref>»<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۸۲.</ref>


== [[:رده:آثار فقه سیاسی|منبع‌شناسی جامع فقه سیاسی]] ==
== [[:رده:آثار فقه سیاسی|منبع‌شناسی جامع فقه سیاسی]] ==
۲۲۷٬۵۰۵

ویرایش