گروههای مختلف یاران امام مهدی کدامند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۴:۴۸
، ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲وظیفهٔ شمارهٔ ۳
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۳) |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات پرسش | {{جعبه اطلاعات پرسش | ||
| موضوع اصلی | | موضوع اصلی = [[مهدویت (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت]] | ||
| موضوع فرعی | | موضوع فرعی = گروههای مختلف [[یاران امام مهدی]]{{ع}} کدامند؟ | ||
| تصویر | | تصویر = 7626626268.jpg | ||
| اندازه تصویر | | اندازه تصویر = 200px | ||
| مدخل بالاتر | | مدخل بالاتر = [[مهدویت]] / [[عصر ظهور امام مهدی]] / [[یاران امام مهدی]] | ||
| مدخل اصلی | | مدخل اصلی = [[؟]] | ||
| مدخل وابسته | | مدخل وابسته = | ||
| پاسخدهنده | | پاسخدهنده = | ||
| پاسخدهندگان | | پاسخدهندگان = ۲ پاسخ | ||
}} | }} | ||
'''گروههای مختلف [[یاران امام مهدی]]{{ع}} کدامند؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[مهدویت (پرسش)|مهدویت]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[مهدویت]]''' مراجعه شود. | '''گروههای مختلف [[یاران امام مهدی]]{{ع}} کدامند؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[مهدویت (پرسش)|مهدویت]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[مهدویت]]''' مراجعه شود. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
«[[یاران امام مهدی]] {{ع}} در دوران [[غیبت]] همه در یک سطح نیستند و به گروههای مختلفی تقسیم میشوند. در این اجمال هر یک از این گروهها را بررسی میکنیم: | «[[یاران امام مهدی]] {{ع}} در دوران [[غیبت]] همه در یک سطح نیستند و به گروههای مختلفی تقسیم میشوند. در این اجمال هر یک از این گروهها را بررسی میکنیم: | ||
#[[اوتاد]]: "[[اوتاد]]" جمع "وَتِد" یا "وَتَد" و در اصل به معنای تکه چوب یا فلزی بوده است که برای بستن طناب [[خیمه]] در [[زمین]] فرو میکردهاند و موجب [[پایداری]] و [[استواری]] آن میشده است، با توجه به این معنا، در زبان [[عرب]] به هر چیز که مایه [[پایداری]] و [[استواری]] چیز دیگری میشود، او تاد گفته میشود. چنان که کوهها را [[اوتاد]] [[زمین]]، دندانها را [[اوتاد]] دهان و رؤسا و بزرگان را [[اوتاد]] [[شهرها]] مینامند<ref>ر.ک: محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، چاپ اول: بیروت، دار احیاء التراث العربی و مؤسسة التاریخ العربی، ۱۴۱۶ ه . ق، ج ۱۵، ص ۲۰۴؛ محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ اول: بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ه.ق، ج ۵، ص ۲۹۱، ماده "وند"؛ فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ه.ق، ج ۳، صص ۱۵۳ و ۱۵۴، ماده "وند"؛ علی اکبر دهخدا، لغت نامه، چاپ اول از دوره جدید: تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، ج ۳، ص ۳۶۲۰، ماده "اوتاد"؛ سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف: دایره المعارف جامع اسلامی، چاپ سوم: تهران، مؤسسه فرهنگی آرایه، ۱۳۷۹، ج ۲، ص ۶۳۷</ref>. در دائره المعارف بزرگ اسلامی، [[اوتاد]] این گونه معرفی شدهاند: [[اوتاد]] در لغت به معنی میخهاست، در [[قرآن کریم]] از کوهها به عنوان [[اوتاد]] ارض یاد شده است که در کتب [[روایات]] آن را به گروههای مختلف [[اولیا]] تعبیر و [[تفسیر]] کردهاند، در [[روایات]] [[شیعه]] واژه [[اوتاد]] گاه به [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] [[دوازدهگانه]] {{عم}} و گاه به گروهی از [[اولیا]] اطلاق شده است که در سلسله مراتب [[ابدال]] و عباد و سیاح قرار دارند و از محبوبترین [[بندگان خدا]] هستند... در [[روایات]] صوفیه [[اهل سنت]] [[اوتاد]] گروهی از [[اولیا]] شمرده شدهاند که شمار آنها چهار یا هفت و یا [[چهل]] تن هستند که بر خلق [[حضرت موسی|موسی]] {{ع}} و یا بر [[قلب]] [[جبرئیل]] خلق شدهاند و یا دارای یقینی همچون [[یقین]] [[حضرت ابراهیم|ابراهیم]] {{ع}} هستند که به [[برکت]] ایشان [[باران]] میبارد و بلا از [[زمین]] دور میشود و [[مردم]] به واسطه ایشان روزی مییابند.[[ابن عربی]] گاهی [[حضرت الیاس|الیاس]]، [[حضرت عیسی|عیسی]]، [[حضرت ادریس|ادریس]] و [[حضرت خضر|خضر]] {{عم}} را از [[اوتاد]] معرفی میکند که با جسم خود در [[دنیا]] حضور دارند<ref>دائره المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۰، ج ۱۰، .</ref>. در مورد ویژگیهای [[اوتاد]]، مطالب گوناگونی در [[روایات]] و سخنان بزرگان [[نقل]] شده است که از جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: در قسمتی از "[[حدیث معراج]]" [[خدای متعال]]، خطاب به [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] میفرماید: ای [[احمد]]! میدانی به خاطر چه چیز تو را بر دیگر [[پیامبران]] [[برتری]] دادم؟" [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] عرض میکند: به [[خدا]] [[سوگند]]، نه. پس [[خداوند]] میفرماید: "به خاطر [نوع] [[آفرینش]]، خوش خلقی، [[بخشندگی]] و [[مهربانی]] نسبت به مردمان. این چنین هستند [[اوتاد]] [[زمین]] و کسی از جمله [[اوتاد]] نمیشود مگر به واسطه وجود این صفات"<ref>شیخ حر عاملی، الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة، قم، مکتبة المفید، ص ۲۰۰</ref>. [[امام علی]] {{ع}} در یکی از خطبههای خود در [[وصف]] [[اوتاد]] میفرماید: "ای [[بندگان خدا]]، [[دوست]] داشتنیترین [[بندگان خدا]] بندهای است که [[خداوند]] وی را علیه [[نفس]] [[یاری]] دهد. پس [[اندوه]] را شعار خود سازد و [[خوف]] از [[عذاب]] را تنپوش خویش، از اینرو [[چراغ هدایت]] در دلش افروخته و برای [[روز قیامت]] خود توشهای مهیا کرده، مرگی را که دیگران دورش میپندارند نزدیکش انگاشته، تن به سختیها سپرده) نگریسته و نیکو نگریسته، [[خدا]] را یاد کرده و فراوان یاد کرده... به مرحلهای از [[یقین]] رسید که چهره [[یقین]] را که چون [[آفتاب]] تابان بود مشاهده کرد. خود را وقف [[برترین]] کارها یعنی [[فرمان خدا]] کرد تا هر [[وظیفه]] که بر عهده اوست به انجام رساند و هر فرعی را به اصلش باز گرداند.... او یکی از معادن [[دین]] و [[اوتاد]] [[زمین]] است. خود را ملزم ساخته به داد [[رفتار]] کند و نخستین گام در این راه نفی [[هواهای نفسانی]] است از خود..."<ref>نهج البلاغه، ترجمه: محمد مهدی فولادوند، چاپ سوم: تهران، صائب، ۱۳۸۴، خطبه ۸۶، صص۹۸ و ۹۹.</ref>. [[شیخ کفعمی]] نیز [[اوتاد]] را اینگونه توصیف میکند: آنها گروهی هستند که یک چشم بر هم زدن هم از پروردگارشان غافل نمیشوند و از [[مال]] [[دنیا]] مگر به اندازه لازم و ضروری جمع نمیکنند و لغزشهای بشری از آنها سر نمیزند در آنها [[عصمت]] شرط نشده، ولی در [[قطب]] شده است<ref>المصباح، ص ۵۳۴؛ همچنین ر.ک: بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۳۰۱.</ref>. | # [[اوتاد]]: "[[اوتاد]]" جمع "وَتِد" یا "وَتَد" و در اصل به معنای تکه چوب یا فلزی بوده است که برای بستن طناب [[خیمه]] در [[زمین]] فرو میکردهاند و موجب [[پایداری]] و [[استواری]] آن میشده است، با توجه به این معنا، در زبان [[عرب]] به هر چیز که مایه [[پایداری]] و [[استواری]] چیز دیگری میشود، او تاد گفته میشود. چنان که کوهها را [[اوتاد]] [[زمین]]، دندانها را [[اوتاد]] دهان و رؤسا و بزرگان را [[اوتاد]] [[شهرها]] مینامند<ref>ر.ک: محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، چاپ اول: بیروت، دار احیاء التراث العربی و مؤسسة التاریخ العربی، ۱۴۱۶ ه . ق، ج ۱۵، ص ۲۰۴؛ محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ اول: بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ه.ق، ج ۵، ص ۲۹۱، ماده "وند"؛ فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ه.ق، ج ۳، صص ۱۵۳ و ۱۵۴، ماده "وند"؛ علی اکبر دهخدا، لغت نامه، چاپ اول از دوره جدید: تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، ج ۳، ص ۳۶۲۰، ماده "اوتاد"؛ سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف: دایره المعارف جامع اسلامی، چاپ سوم: تهران، مؤسسه فرهنگی آرایه، ۱۳۷۹، ج ۲، ص ۶۳۷</ref>. در دائره المعارف بزرگ اسلامی، [[اوتاد]] این گونه معرفی شدهاند: [[اوتاد]] در لغت به معنی میخهاست، در [[قرآن کریم]] از کوهها به عنوان [[اوتاد]] ارض یاد شده است که در کتب [[روایات]] آن را به گروههای مختلف [[اولیا]] تعبیر و [[تفسیر]] کردهاند، در [[روایات]] [[شیعه]] واژه [[اوتاد]] گاه به [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] [[دوازدهگانه]] {{عم}} و گاه به گروهی از [[اولیا]] اطلاق شده است که در سلسله مراتب [[ابدال]] و عباد و سیاح قرار دارند و از محبوبترین [[بندگان خدا]] هستند... در [[روایات]] صوفیه [[اهل سنت]] [[اوتاد]] گروهی از [[اولیا]] شمرده شدهاند که شمار آنها چهار یا هفت و یا [[چهل]] تن هستند که بر خلق [[حضرت موسی|موسی]] {{ع}} و یا بر [[قلب]] [[جبرئیل]] خلق شدهاند و یا دارای یقینی همچون [[یقین]] [[حضرت ابراهیم|ابراهیم]] {{ع}} هستند که به [[برکت]] ایشان [[باران]] میبارد و بلا از [[زمین]] دور میشود و [[مردم]] به واسطه ایشان روزی مییابند.[[ابن عربی]] گاهی [[حضرت الیاس|الیاس]]، [[حضرت عیسی|عیسی]]، [[حضرت ادریس|ادریس]] و [[حضرت خضر|خضر]] {{عم}} را از [[اوتاد]] معرفی میکند که با جسم خود در [[دنیا]] حضور دارند<ref>دائره المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۰، ج ۱۰، .</ref>. در مورد ویژگیهای [[اوتاد]]، مطالب گوناگونی در [[روایات]] و سخنان بزرگان [[نقل]] شده است که از جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: در قسمتی از "[[حدیث معراج]]" [[خدای متعال]]، خطاب به [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] میفرماید: ای [[احمد]]! میدانی به خاطر چه چیز تو را بر دیگر [[پیامبران]] [[برتری]] دادم؟" [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] عرض میکند: به [[خدا]] [[سوگند]]، نه. پس [[خداوند]] میفرماید: "به خاطر [نوع] [[آفرینش]]، خوش خلقی، [[بخشندگی]] و [[مهربانی]] نسبت به مردمان. این چنین هستند [[اوتاد]] [[زمین]] و کسی از جمله [[اوتاد]] نمیشود مگر به واسطه وجود این صفات"<ref>شیخ حر عاملی، الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة، قم، مکتبة المفید، ص ۲۰۰</ref>. [[امام علی]] {{ع}} در یکی از خطبههای خود در [[وصف]] [[اوتاد]] میفرماید: "ای [[بندگان خدا]]، [[دوست]] داشتنیترین [[بندگان خدا]] بندهای است که [[خداوند]] وی را علیه [[نفس]] [[یاری]] دهد. پس [[اندوه]] را شعار خود سازد و [[خوف]] از [[عذاب]] را تنپوش خویش، از اینرو [[چراغ هدایت]] در دلش افروخته و برای [[روز قیامت]] خود توشهای مهیا کرده، مرگی را که دیگران دورش میپندارند نزدیکش انگاشته، تن به سختیها سپرده) نگریسته و نیکو نگریسته، [[خدا]] را یاد کرده و فراوان یاد کرده... به مرحلهای از [[یقین]] رسید که چهره [[یقین]] را که چون [[آفتاب]] تابان بود مشاهده کرد. خود را وقف [[برترین]] کارها یعنی [[فرمان خدا]] کرد تا هر [[وظیفه]] که بر عهده اوست به انجام رساند و هر فرعی را به اصلش باز گرداند.... او یکی از معادن [[دین]] و [[اوتاد]] [[زمین]] است. خود را ملزم ساخته به داد [[رفتار]] کند و نخستین گام در این راه نفی [[هواهای نفسانی]] است از خود..."<ref>نهج البلاغه، ترجمه: محمد مهدی فولادوند، چاپ سوم: تهران، صائب، ۱۳۸۴، خطبه ۸۶، صص۹۸ و ۹۹.</ref>. [[شیخ کفعمی]] نیز [[اوتاد]] را اینگونه توصیف میکند: آنها گروهی هستند که یک چشم بر هم زدن هم از پروردگارشان غافل نمیشوند و از [[مال]] [[دنیا]] مگر به اندازه لازم و ضروری جمع نمیکنند و لغزشهای بشری از آنها سر نمیزند در آنها [[عصمت]] شرط نشده، ولی در [[قطب]] شده است<ref>المصباح، ص ۵۳۴؛ همچنین ر.ک: بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۳۰۱.</ref>. | ||
#'''[[ابدال]]:''' "[[ابدال]]" از نظر لغوی جمع "بدل"، "بدل" یا "بدیل" به معنای [[جانشین]] و نیز به معنای کریم و شریف است<ref>ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج ۱، ص ۳۴۴؛ تاج العروس من جواهر القاموس، ج ۱۴، ص ماده "بدل"</ref>. [[علامه]] [[فخرالدینی طریحی]] (م ۱۰۸۵ق) درباره معنای اصطلاحی "[[ابدال]]" مینویسد: [[ابدال]] گروهی از [[صالحان]] هستند که هرگز [[جهان]] از وجود آنها خالی نمیماند، هر گاه یکی از آنها بمیرد، [[خداوند]] فرد دیگری را به جای او قرار میدهد. در [کتاب] قاموس آمده است: "[[ابدال]] گروهی هستند که [[خداوند]] به وسیله آنان [[زمین]] را برپا میدارد. آنها هفتاد نفرند؛ [[چهل]] نفر در [[شام]] و سی نفر در دیگر سرزمینها. یکی از آنها نمیمیرد مگر اینکه فرد دیگری از [[مردم]] جای گزین او میشود<ref>مجمع البحرین، ج ۵، ص ۳۱۹، ماده "بدل"</ref>. در برخی منابع در معرفی [[ابدال]] چنین آمده است: این اسم بر جمعی از [[بندگان]] خاص [[خدا]] اطلاق میشود که در میان [[اولیا]] دارای مرتبتی مخصوص بودهاند. تعداد [[ابدال]] ثابت و معین است و هر گاه [[عمر]] یکی از آنان به پایان رسد، فرد دیگری از طبقه فروتر [[اولیا]] جایگزین او میگردد. درباره وجه تسمیه این گروه به [[ابدال]] [[اختلاف]] است. به موجب برخی از [[روایات]] [[شیعه]] اینان از آن رو که [[جانشینان]] [[انبیا]] شمرده میشوند، [[ابدال]] نامیده شدهاند. بعضی گفتهاند که چون تعداد [[ابدال]] ثابت است و به محض در گذشت یکی از آنان، فرد دیگری [[جانشین]] او میگردد، چنین نامیده شدهاند. گاه نیز گفته شده است که چون آنان میتوانند به هنگام [[ضرورت]] صورتی مثالی و یا شخصی [[روحانی]] را به عنوان بدل به جای بگذارند و [[جایگاه]] خود را ترک کنند، [[ابدال]] خوانده شدهاند... در [[روایات]] و [[ادعیه]] [[شیعه]] این کلمه گاه بر اوصیای [[پیامبر اسلام]] {{صل}} یا که [[خداوند]] آنان را بدل و [[جانشین]] [[انبیا]] قرار داده، اطلاق شده است و گاه مراد از آن [[اصحاب خاص]] [[ائمه]] بر بوده است. [[اهل سنت]] نیز روایاتی [[نقل]] کردهاند که در آنها ویژگیهایی برای [[ابدال]] به دست دادهاند. از [[امام علی|علی]] {{ع}} [[نقل]] کردهاند که گفت: "[[ابدال]]، که شماره آنان [[چهل]] نفر است در [[شام]] هستند، هر گاه یکی از آنان [[وفات]] کند، [[خداوند]] یک تن دیگر را جایگزین او میکند". [[خداوند]] به [[برکت]] وجود آنان [[باران]] بر [[زمین]] میباراند و به سبب آنان [[مسلمانان]] بر [[دشمنان]] پیروز میگردند و [[عذاب الهی]] از [[اهل شام]] برداشته شود<ref>دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲، ص ۳۸۴؛ همچنین ر.ک: لغت نامه (دهخدا)، ج ۱، ص ۲۸۹، ماده "ابدال".</ref>. برخی اهل تحقیق نیز [[ابدال]] را اینگونه تعریف کردهاند: "در [[نظام]] صوفیه یکی از طبقات [[اولیا]] و خاصان [[خدا]] که [[مردم]] آنها را نمیشناسند و به همین جهت [[رجال]] الغیب نیز خوانده میشوند"<ref>غلامحسین مصاحب، دائره المعارف فارسی، چاپ دوم: تهران، امیرکبیر، کتابهای جیبی، ج ۱،ص ۵، "[[ابدال]]"</ref>. در روایاتی که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نقل]] شده، ویژگیهای متعددی برای [[ابدال]] برشمرده شده است که از آن جمله میتوان به [[راضی]] بودن به قضای [[خداوند]]، [[صبر]] بر [[محارم]] [[خدا]]، خشمگین شدن برای [[خدا]]، [[بخشش]] و گذشت، [[احسان]] به کسانی که در [[حق]] آنها بد کردهاند، [[مواسات]]، [[جود]] و سخا و خیرخواهی اشاره کرد<ref>رک: فردوس الاخبار، ج ۲، ص ۸۴؛ حلیة الاولیاء، ج ۵، ص ۸؛ المعجم الکبیر، ج ۱۰، ص ۲۲۴، به نقل از: محمد جواد مروجی طبسی، "ابدال یا پیشکاران امام زمان {{ع}}"، موعود، سال دوازدهم، ش۸۶، فروردین ۱۳۸۷</ref>. در یکی از این [[روایات]] [[ابن مسعود]] از [[پیامبر خاتم|پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} چنین [[نقل]] میکند: پیوسته [[چهل]] نفر از [[امت]] من هستند که قلبهایشان همانند [[قلب]] [[حضرت ابراهیم]] است. [[خداوند]] به وسیله آنها بلاها را از اهل [[زمین]] دور میگرداند که به آنان [[ابدال]] گفته میشود. سپس [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] فرمود: بدانید که اینان هرگز این [[مقام]] را از [[خواندن نماز]] و گرفتن [[روزه]] و پرداخت [[صدقه]] به دست نیاوردند. عرض کردند: ای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! پس به چه چیز به این [[مقام]] رسیدند؟ [[پیامبر خاتم|پیامبر]] فرمود: به وسیله [[جود]] و [[بخشش]] و خیرخواهی برای [[مسلمانان]]<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۰، ص ۲۲۴.</ref>. در مورد [[جایگاه]] و مرتبه [[ابدال]] گفتهاند: [[ابدال]] از نظر [[مراقبه]]، در مرتبهای پایینتر از [[اوتاد]] قرار دارند و گاه از آنان [[غفلت]] سر میزند، ولی با یاد کردن از [[خدا]] آن را جبران میکنند و عمداً از آنها گناهی سر نمیزند<ref>ر.ک: بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۰۳.</ref>. گفتنی است در مورد تعداد [[ابدال]] [[روایات]] متفاوتی [[نقل]] شده است. حداقل تعداد [[نقل]] شده در [[روایات]] سی نفر و حداکثر آنها هشتاد نفر است<ref>ر.ک: "[[ابدال]] یا پیشکاران [[امام زمان]] {{ع}} ".</ref>. | #'''[[ابدال]]:''' "[[ابدال]]" از نظر لغوی جمع "بدل"، "بدل" یا "بدیل" به معنای [[جانشین]] و نیز به معنای کریم و شریف است<ref>ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج ۱، ص ۳۴۴؛ تاج العروس من جواهر القاموس، ج ۱۴، ص ماده "بدل"</ref>. [[علامه]] [[فخرالدینی طریحی]] (م ۱۰۸۵ق) درباره معنای اصطلاحی "[[ابدال]]" مینویسد: [[ابدال]] گروهی از [[صالحان]] هستند که هرگز [[جهان]] از وجود آنها خالی نمیماند، هر گاه یکی از آنها بمیرد، [[خداوند]] فرد دیگری را به جای او قرار میدهد. در [کتاب] قاموس آمده است: "[[ابدال]] گروهی هستند که [[خداوند]] به وسیله آنان [[زمین]] را برپا میدارد. آنها هفتاد نفرند؛ [[چهل]] نفر در [[شام]] و سی نفر در دیگر سرزمینها. یکی از آنها نمیمیرد مگر اینکه فرد دیگری از [[مردم]] جای گزین او میشود<ref>مجمع البحرین، ج ۵، ص ۳۱۹، ماده "بدل"</ref>. در برخی منابع در معرفی [[ابدال]] چنین آمده است: این اسم بر جمعی از [[بندگان]] خاص [[خدا]] اطلاق میشود که در میان [[اولیا]] دارای مرتبتی مخصوص بودهاند. تعداد [[ابدال]] ثابت و معین است و هر گاه [[عمر]] یکی از آنان به پایان رسد، فرد دیگری از طبقه فروتر [[اولیا]] جایگزین او میگردد. درباره وجه تسمیه این گروه به [[ابدال]] [[اختلاف]] است. به موجب برخی از [[روایات]] [[شیعه]] اینان از آن رو که [[جانشینان]] [[انبیا]] شمرده میشوند، [[ابدال]] نامیده شدهاند. بعضی گفتهاند که چون تعداد [[ابدال]] ثابت است و به محض در گذشت یکی از آنان، فرد دیگری [[جانشین]] او میگردد، چنین نامیده شدهاند. گاه نیز گفته شده است که چون آنان میتوانند به هنگام [[ضرورت]] صورتی مثالی و یا شخصی [[روحانی]] را به عنوان بدل به جای بگذارند و [[جایگاه]] خود را ترک کنند، [[ابدال]] خوانده شدهاند... در [[روایات]] و [[ادعیه]] [[شیعه]] این کلمه گاه بر اوصیای [[پیامبر اسلام]] {{صل}} یا که [[خداوند]] آنان را بدل و [[جانشین]] [[انبیا]] قرار داده، اطلاق شده است و گاه مراد از آن [[اصحاب خاص]] [[ائمه]] بر بوده است. [[اهل سنت]] نیز روایاتی [[نقل]] کردهاند که در آنها ویژگیهایی برای [[ابدال]] به دست دادهاند. از [[امام علی|علی]] {{ع}} [[نقل]] کردهاند که گفت: "[[ابدال]]، که شماره آنان [[چهل]] نفر است در [[شام]] هستند، هر گاه یکی از آنان [[وفات]] کند، [[خداوند]] یک تن دیگر را جایگزین او میکند". [[خداوند]] به [[برکت]] وجود آنان [[باران]] بر [[زمین]] میباراند و به سبب آنان [[مسلمانان]] بر [[دشمنان]] پیروز میگردند و [[عذاب الهی]] از [[اهل شام]] برداشته شود<ref>دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲، ص ۳۸۴؛ همچنین ر.ک: لغت نامه (دهخدا)، ج ۱، ص ۲۸۹، ماده "ابدال".</ref>. برخی اهل تحقیق نیز [[ابدال]] را اینگونه تعریف کردهاند: "در [[نظام]] صوفیه یکی از طبقات [[اولیا]] و خاصان [[خدا]] که [[مردم]] آنها را نمیشناسند و به همین جهت [[رجال]] الغیب نیز خوانده میشوند"<ref>غلامحسین مصاحب، دائره المعارف فارسی، چاپ دوم: تهران، امیرکبیر، کتابهای جیبی، ج ۱،ص ۵، "[[ابدال]]"</ref>. در روایاتی که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نقل]] شده، ویژگیهای متعددی برای [[ابدال]] برشمرده شده است که از آن جمله میتوان به [[راضی]] بودن به قضای [[خداوند]]، [[صبر]] بر [[محارم]] [[خدا]]، خشمگین شدن برای [[خدا]]، [[بخشش]] و گذشت، [[احسان]] به کسانی که در [[حق]] آنها بد کردهاند، [[مواسات]]، [[جود]] و سخا و خیرخواهی اشاره کرد<ref>رک: فردوس الاخبار، ج ۲، ص ۸۴؛ حلیة الاولیاء، ج ۵، ص ۸؛ المعجم الکبیر، ج ۱۰، ص ۲۲۴، به نقل از: محمد جواد مروجی طبسی، "ابدال یا پیشکاران امام زمان {{ع}}"، موعود، سال دوازدهم، ش۸۶، فروردین ۱۳۸۷</ref>. در یکی از این [[روایات]] [[ابن مسعود]] از [[پیامبر خاتم|پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} چنین [[نقل]] میکند: پیوسته [[چهل]] نفر از [[امت]] من هستند که قلبهایشان همانند [[قلب]] [[حضرت ابراهیم]] است. [[خداوند]] به وسیله آنها بلاها را از اهل [[زمین]] دور میگرداند که به آنان [[ابدال]] گفته میشود. سپس [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] فرمود: بدانید که اینان هرگز این [[مقام]] را از [[خواندن نماز]] و گرفتن [[روزه]] و پرداخت [[صدقه]] به دست نیاوردند. عرض کردند: ای [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]! پس به چه چیز به این [[مقام]] رسیدند؟ [[پیامبر خاتم|پیامبر]] فرمود: به وسیله [[جود]] و [[بخشش]] و خیرخواهی برای [[مسلمانان]]<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۰، ص ۲۲۴.</ref>. در مورد [[جایگاه]] و مرتبه [[ابدال]] گفتهاند: [[ابدال]] از نظر [[مراقبه]]، در مرتبهای پایینتر از [[اوتاد]] قرار دارند و گاه از آنان [[غفلت]] سر میزند، ولی با یاد کردن از [[خدا]] آن را جبران میکنند و عمداً از آنها گناهی سر نمیزند<ref>ر.ک: بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۰۳.</ref>. گفتنی است در مورد تعداد [[ابدال]] [[روایات]] متفاوتی [[نقل]] شده است. حداقل تعداد [[نقل]] شده در [[روایات]] سی نفر و حداکثر آنها هشتاد نفر است<ref>ر.ک: "[[ابدال]] یا پیشکاران [[امام زمان]] {{ع}} ".</ref>. | ||
#'''[[نجبا]]:''' "[[نجبا]]" جمع "نجیب" و در لغت به معنای مردمان نجیب و اصیل و بزرگزاده و گرامی گوهر است و در اصطلاح صوفیه بر [[چهل]] مرد که [[مأمور]] [[اصلاح]] احوال [[مردم]] و حمل اثقال آنها و متصرف در [[حقوق]] خلق هستند، اطلاق میشود<ref>ر.ک: لسان العرب، ج ۱۴، ص ۴۱؛ لغتنامه (دهخدا)، ج ۱۴، ص ۲۲۳۴۵.</ref>. در [[فرهنگ]] [[معارف اسلامی]]<ref>سید جعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، چاپ سوم: تهران، کومش، ۱۳۷۳، ج ۳، ص ۱۹۹۰</ref> و دایرة المعارف [[معارف]] و معاریف<ref>معارف و معاریف، ج ۱۰، ص ۷۸ ۷</ref> نیز بر همین معنا تأکید شده است. [[نجبا]] از نظر [[جایگاه]] و مرتبه معنوی در درجهای پایینتر از [[ابدال]] قرار دارند<ref>ر.ک: بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۳۰۱.</ref>. | #'''[[نجبا]]:''' "[[نجبا]]" جمع "نجیب" و در لغت به معنای مردمان نجیب و اصیل و بزرگزاده و گرامی گوهر است و در اصطلاح صوفیه بر [[چهل]] مرد که [[مأمور]] [[اصلاح]] احوال [[مردم]] و حمل اثقال آنها و متصرف در [[حقوق]] خلق هستند، اطلاق میشود<ref>ر.ک: لسان العرب، ج ۱۴، ص ۴۱؛ لغتنامه (دهخدا)، ج ۱۴، ص ۲۲۳۴۵.</ref>. در [[فرهنگ]] [[معارف اسلامی]]<ref>سید جعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، چاپ سوم: تهران، کومش، ۱۳۷۳، ج ۳، ص ۱۹۹۰</ref> و دایرة المعارف [[معارف]] و معاریف<ref>معارف و معاریف، ج ۱۰، ص ۷۸ ۷</ref> نیز بر همین معنا تأکید شده است. [[نجبا]] از نظر [[جایگاه]] و مرتبه معنوی در درجهای پایینتر از [[ابدال]] قرار دارند<ref>ر.ک: بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۳۰۱.</ref>. | ||
#'''صلحا ([[صالحان]]):''' "صلحا"، جمع "صلیح"، به معنای [[صالح]] است<ref>لغتنامه (دهخدا)، ج ۱۰، ص ۱۵۰۲۶.</ref>. این واژه دربرگیرنده عموم انسانهای شایستهای است که به [[وظایف]] و [[تکالیف]] شرعی خود عمل و از [[گناهان]] پرهیز میکنند. [[شیخ کفعمی]] در باره این گروه مینویسد: [[صالحان]]، مردمان پرهیز کاری هستند که به صفت [[عدالت]] آراسته شدهاند، گاه از آنان [[گناه]] سر میزند، ولی با طلب [[آمرزش]] و پشیمانی آن را جبران میکنند. [[خدای تعالی]] میفرماید: "در [[حقیقت]]، کسانی که از [[خدا]] ] پروا دارند، چون وسوسهای از جانب [[شیطان]] بدیشان برسد [[خدا]] را به یاد آورند و به ناگاه بینا شوند<ref>سوره اعراف، آیه ۲۰۱؛ المصباح، ص ۵۳۵؛ همچنین ر.ک: بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۳۰۱</ref>. گفتنی است، [[شیخ کفعمی]] از پس از بیان مراتب چهارگانه یاد شده، اضافه میکند: گفته شده است: هر گاه یکی از [[اوتاد]] چهارگانه کم شود، یک نفر از گروه [[چهل]] نفره ([[ابدال]]) [[جانشین]] او میشود. و هنگامی که یک نفر از گروه [[چهل]] نفره کاسته شود، فرد دیگری از گروه هفتاد نفره ([[نجبا]]) به جای او قرار میگیرد. و اگر یکی از گروه هفتاد نفره از دست برود، به جای او کسی از گروه سیصد و شصت نفره ([[صالحان]]) گذاشته میشود. در صورتی که یکی از این گروه سیصد و شصت نفره کم شود، شخصی از سایر [[مردم]] جایگزین او میشود<ref>بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۳۰۱.</ref>. افزون بر گروههای چهارگانه یاد شده، در کلمات برخی بزرگان به عناوین دیگری برای گروههای مختلف [[یاران]] [[امام زمان]] {{ع}} با اشاره شده است که به نظر میرسد با گروههای قبلی همپوشانی داشته باشد. عناوین این گروهها به قرار زیر است: | #'''صلحا ([[صالحان]]):''' "صلحا"، جمع "صلیح"، به معنای [[صالح]] است<ref>لغتنامه (دهخدا)، ج ۱۰، ص ۱۵۰۲۶.</ref>. این واژه دربرگیرنده عموم انسانهای شایستهای است که به [[وظایف]] و [[تکالیف]] شرعی خود عمل و از [[گناهان]] پرهیز میکنند. [[شیخ کفعمی]] در باره این گروه مینویسد: [[صالحان]]، مردمان پرهیز کاری هستند که به صفت [[عدالت]] آراسته شدهاند، گاه از آنان [[گناه]] سر میزند، ولی با طلب [[آمرزش]] و پشیمانی آن را جبران میکنند. [[خدای تعالی]] میفرماید: "در [[حقیقت]]، کسانی که از [[خدا]]] پروا دارند، چون وسوسهای از جانب [[شیطان]] بدیشان برسد [[خدا]] را به یاد آورند و به ناگاه بینا شوند<ref>سوره اعراف، آیه ۲۰۱؛ المصباح، ص ۵۳۵؛ همچنین ر.ک: بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۳۰۱</ref>. گفتنی است، [[شیخ کفعمی]] از پس از بیان مراتب چهارگانه یاد شده، اضافه میکند: گفته شده است: هر گاه یکی از [[اوتاد]] چهارگانه کم شود، یک نفر از گروه [[چهل]] نفره ([[ابدال]]) [[جانشین]] او میشود. و هنگامی که یک نفر از گروه [[چهل]] نفره کاسته شود، فرد دیگری از گروه هفتاد نفره ([[نجبا]]) به جای او قرار میگیرد. و اگر یکی از گروه هفتاد نفره از دست برود، به جای او کسی از گروه سیصد و شصت نفره ([[صالحان]]) گذاشته میشود. در صورتی که یکی از این گروه سیصد و شصت نفره کم شود، شخصی از سایر [[مردم]] جایگزین او میشود<ref>بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۳۰۱.</ref>. افزون بر گروههای چهارگانه یاد شده، در کلمات برخی بزرگان به عناوین دیگری برای گروههای مختلف [[یاران]] [[امام زمان]] {{ع}} با اشاره شده است که به نظر میرسد با گروههای قبلی همپوشانی داشته باشد. عناوین این گروهها به قرار زیر است: | ||
#'''نقبا (نقیبان):''' "نقبا"، از نظر لغوی، جمع "نقیب" به معنای سالار، [[پیشوا]]، رئیس، [[سرپرست]] گروه، سردسته، بزرگتر و کسی است که [[معرفت]] به احوال [[مردم]] داشته باشد<ref>لغتنامه (دهخدا)، ج ۱۴، ص ۲۲۶۸۱، ماده "نقیب"، همچنین ر.ک: معارف و معاریف، ج ۱۱۰، صص ۱۹۶ و ۱۹۷.</ref>. در لغتنامه دهخدا در بیان معنای اصطلاحی نقبا چنین آمده است: نقبا، در اصطلاح صوفیه، کسانی هستند که بر خفایای [[باطن]] [[مردم]] اشراف دارند و خفایای ضمایر [[مردم]] بر ایشان [[آشکار]] است، چه پردهها از برابر چشم [[باطن]] ایشان برداشته شده است و ایشان سیصد تن هستند. آنها از اصناف [[اولیا]] و [[رجال]] الغیب باشند که [[مأمور]] دستگیری [[بندگان]] خدایند<ref>لغتنامه (دهخدا)، ص ۲۲۶۵۴، ماده "نقبا".</ref>. | #'''نقبا (نقیبان):''' "نقبا"، از نظر لغوی، جمع "نقیب" به معنای سالار، [[پیشوا]]، رئیس، [[سرپرست]] گروه، سردسته، بزرگتر و کسی است که [[معرفت]] به احوال [[مردم]] داشته باشد<ref>لغتنامه (دهخدا)، ج ۱۴، ص ۲۲۶۸۱، ماده "نقیب"، همچنین ر.ک: معارف و معاریف، ج ۱۱۰، صص ۱۹۶ و ۱۹۷.</ref>. در لغتنامه دهخدا در بیان معنای اصطلاحی نقبا چنین آمده است: نقبا، در اصطلاح صوفیه، کسانی هستند که بر خفایای [[باطن]] [[مردم]] اشراف دارند و خفایای ضمایر [[مردم]] بر ایشان [[آشکار]] است، چه پردهها از برابر چشم [[باطن]] ایشان برداشته شده است و ایشان سیصد تن هستند. آنها از اصناف [[اولیا]] و [[رجال]] الغیب باشند که [[مأمور]] دستگیری [[بندگان]] خدایند<ref>لغتنامه (دهخدا)، ص ۲۲۶۵۴، ماده "نقبا".</ref>. | ||
#'''[[رجال]] الغیب:''' برخی علمای لغت، "[[رجال]] الغیب" را اینگونه معنا کردهاند: "گروهی از مردان [[خدا]] که از نظر [[مردم]] [[دنیا]] پوشیدهاند و [[جهان]] به وجود ایشان قوام دارد"<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، چاپ هشتم: تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱، ج ۲، ص ۱۶۳۹</ref>. نویسنده کتاب [[معارف]] و معاریف نیز در تعریف این واژه مینویسد: [[رجال]] الغیب یا [[نجبا]] هفت تناند که در عالم پراکنده و از دید همگان پنهاناند"<ref>معارف و معاریف، ج ۵، ۶۲۸، همچنین ر.ک: لغتنامه (دهخدا)، ج ۸ ص ۱۱۹۲۸، ماده "الرجال الغیب"؛ فرهنگ معارف اسلامی، ج ۲، صص ۹۰۳ و ۹۰۴</ref>. با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان گفت که [[رجال]] الغیب همان [[ابدال]] یا [[نجبا]] هستند»<ref>[[ابراهیم شفیعی سروستانی|شفیعی سروستانی؛ ابراهیم]]، [[پرسش از موعود (کتاب)|پرسش از موعود]]، ص ۵۶-۶۳.</ref>. | #'''[[رجال]] الغیب:''' برخی علمای لغت، "[[رجال]] الغیب" را اینگونه معنا کردهاند: "گروهی از مردان [[خدا]] که از نظر [[مردم]] [[دنیا]] پوشیدهاند و [[جهان]] به وجود ایشان قوام دارد"<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، چاپ هشتم: تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱، ج ۲، ص ۱۶۳۹</ref>. نویسنده کتاب [[معارف]] و معاریف نیز در تعریف این واژه مینویسد: [[رجال]] الغیب یا [[نجبا]] هفت تناند که در عالم پراکنده و از دید همگان پنهاناند"<ref>معارف و معاریف، ج ۵، ۶۲۸، همچنین ر.ک: لغتنامه (دهخدا)، ج ۸ ص ۱۱۹۲۸، ماده "الرجال الغیب"؛ فرهنگ معارف اسلامی، ج ۲، صص ۹۰۳ و ۹۰۴</ref>. با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان گفت که [[رجال]] الغیب همان [[ابدال]] یا [[نجبا]] هستند»<ref>[[ابراهیم شفیعی سروستانی|شفیعی سروستانی؛ ابراهیم]]، [[پرسش از موعود (کتاب)|پرسش از موعود]]، ص ۵۶-۶۳.</ref>. | ||