جبیر بن مطعم بن عدی نوفلی: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر| عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[جبیر بن مطعم بن عدی نوفلی در رجال و تراجم]]| پرسش مرتبط  = }}
| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر
| عنوان مدخل  = جبیر بن مطعم بن عدی نوفلی
| مداخل مرتبط =
| پرسش مرتبط  =  
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
از [[قبیله]] [[بنی نوفل بن عبد مناف]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۱۶.</ref> کنیه‌اش ابومحمد و به قولی «ابوعدی»<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴.</ref> است. نام مادرش را به [[اختلاف]] «ام جمیل» یا «ام حبیب» دختر [[سعید بن عبدالله بن ابی‌قیس]] از تیره [[بنی عامر بن لؤی]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۱۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲، ص۱۱۱.</ref>، ذکر کرده‌اند که به خوبی نشان می‌دهد. [[مادر]] جبیر دو [[کنیه]] داشته و تصحیف در اسامی [[پدران]] او صورت گرفته است. جبیر بسیار بردبار و خویشتن‌دار و از بزرگان [[قریش]] و از آگاه‌ترین افراد به [[نسب]] آنان، بلکه به نسب [[عرب]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۵.</ref> بود. از این‌رو، [[عمر]] برای [[شناسایی]] نسب شخصی به نام نعمان از او نظرخواهی کرد<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۷۰.</ref> و در سرشماری [[مسلمانان]] در تدوین [[دیوان]] از او و چند نفر خواست نام [[مردم]] را به ترتیب [[منزلت]] آنان بنویسند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری ج۳، ص۲۲۴.</ref>. جبیر می‌گفت: [[علم]] انساب را از [[ابوبکر]] فرا گرفته است<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۶.</ref>.
[[جبیر بن مطعم بن عدی]] از [[قبیله]] [[بنی نوفل بن عبد مناف]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۱۶.</ref> کنیه‌اش ابومحمد و به قولی «ابوعدی»<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴.</ref> است. نام مادرش را به [[اختلاف]] «ام جمیل» یا «ام حبیب» دختر [[سعید بن عبدالله بن ابی‌قیس]] از تیره [[بنی عامر بن لؤی]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۱۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲، ص۱۱۱.</ref>، ذکر کرده‌اند که به خوبی نشان می‌دهد. [[مادر]] جبیر دو [[کنیه]] داشته و تصحیف در اسامی [[پدران]] او صورت گرفته است. جبیر بسیار بردبار و خویشتن‌دار و از بزرگان [[قریش]] و از آگاه‌ترین افراد به [[نسب]] آنان، بلکه به نسب [[عرب]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۵.</ref> بود. از این‌رو، [[عمر]] برای [[شناسایی]] نسب شخصی به نام نعمان از او نظرخواهی کرد<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۷۰.</ref> و در سرشماری [[مسلمانان]] در تدوین [[دیوان]] از او و چند نفر خواست نام [[مردم]] را به ترتیب [[منزلت]] آنان بنویسند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری ج۳، ص۲۲۴.</ref>. جبیر می‌گفت: [[علم]] انساب را از [[ابوبکر]] فرا گرفته است<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۶.</ref>.


او نخستین شخصی بود که در [[مدینه]] «طَیلَسان» (نوعی رداء) پوشید<ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۵۵۴.</ref>. جبیر در [[اجتماع]] بزرگان قریش در [[دارالندوه]] که به [[قتل]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[تصمیم]] گرفتند، شرکت داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵.</ref>. او پس از [[جنگ بدر]]، با عده‌ای از [[سران قریش]] برای [[آزادی]] [[اسیران]] این [[نبرد]] به مدینه آمد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۳۰.</ref>. وقتی به مدینه رسید، رسول خدا{{صل}} در [[نماز]] [[سوره طور]] را می‌خواند که جبیر [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ}}<ref>«که عذاب پروردگارت روی‌دادنی است» سوره طور، آیه ۷.</ref>. و به قولی آیه{{متن قرآن|أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ}}<ref>«آیا از هیچشان آفریده‌اند یا خود آفریننده (خویش) اند؟» سوره طور، آیه ۳۵.</ref> را از پشت دیوار شنید و بعد از شنیدن آن گفت: نخستین بار است که [[ایمان]] در [[قلب]] من راه می‌یابد<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴.</ref>، ولی باز [[مسلمان]] نشد. جبیر فدیه سه نفر از [[اسیران]] [[بنی نوفل بن عبد مناف]] را پرداخت<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} به او فرمود: «اگر پدرت «مطعم» زنده بود و از اسیران [[شفاعت]] می‌کرد، همه آنان را به او می‌بخشیدم»<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۲۰؛ ابوداود، سلیمان بن اشعث سجستانی، سنن، ج۱، ص۸۰۸.</ref>. او بعد از [[آزادی]] اسیران [[بدر]] و بازگشت به [[مکه]]، جزء کسانی بود که نزد [[ابوسفیان]] رفتند و از او خواستند [[مال التجاره]] [[نجات یافته]] از [[بدر]] را صرف سپاهی بر [[ضد]] رسول خدا{{صل}} کند<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹.</ref>.
او نخستین شخصی بود که در [[مدینه]] «طَیلَسان» (نوعی رداء) پوشید<ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۵۵۴.</ref>. جبیر در [[اجتماع]] بزرگان قریش در [[دارالندوه]] که به [[قتل]] [[رسول خدا]] {{صل}} [[تصمیم]] گرفتند، شرکت داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵.</ref>. او پس از [[جنگ بدر]]، با عده‌ای از [[سران قریش]] برای [[آزادی]] [[اسیران]] این [[نبرد]] به مدینه آمد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۳۰.</ref>. وقتی به مدینه رسید، رسول خدا {{صل}} در [[نماز]] [[سوره طور]] را می‌خواند که جبیر [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ}}<ref>«که عذاب پروردگارت روی‌دادنی است» سوره طور، آیه ۷.</ref>. و به قولی آیه{{متن قرآن|أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ}}<ref>«آیا از هیچشان آفریده‌اند یا خود آفریننده (خویش) اند؟» سوره طور، آیه ۳۵.</ref> را از پشت دیوار شنید و بعد از شنیدن آن گفت: نخستین بار است که [[ایمان]] در [[قلب]] من راه می‌یابد<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴.</ref>، ولی باز [[مسلمان]] نشد. جبیر فدیه سه نفر از [[اسیران]] [[بنی نوفل بن عبد مناف]] را پرداخت<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. [[رسول خدا]] {{صل}} به او فرمود: «اگر پدرت «مطعم» زنده بود و از اسیران [[شفاعت]] می‌کرد، همه آنان را به او می‌بخشیدم»<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۲۰؛ ابوداود، سلیمان بن اشعث سجستانی، سنن، ج۱، ص۸۰۸.</ref>. او بعد از [[آزادی]] اسیران [[بدر]] و بازگشت به [[مکه]]، جزء کسانی بود که نزد [[ابوسفیان]] رفتند و از او خواستند [[مال التجاره]] [[نجات یافته]] از [[بدر]] را صرف سپاهی بر [[ضد]] رسول خدا {{صل}} کند<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹.</ref>.


[[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۶.</ref> این [[قدردانی]] رسول خدا{{صل}} را از مطعم به دو دلیل دانسته است: یکی به دلیل [[نقض]] [[صحیفه]] [[قریش]] در [[تحریم]] [[بنی هاشم]] که گفته‌اند مطعم نخستین کسی بود که [[نقض پیمان]] [[قریش]] را بر ضد بنی‌هاشم پذیرفت و دیگر، جوار دادن مطعم به آن [[حضرت]] هنگام بازگشت رسول خدا{{صل}} از [[طائف]] بود. البته [[جعفر مرتضی عاملی]]<ref>جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۳، ص۲۶۹.</ref> در جوار دادن مطعم به رسول خدا{{صل}} [[تردید]] کرده و آن را با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref> تکیه بر [[ستمگران]] و خلاف مشی رسول خدا{{صل}} دانسته است.
[[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۶.</ref> این [[قدردانی]] رسول خدا {{صل}} را از مطعم به دو دلیل دانسته است: یکی به دلیل [[نقض]] [[صحیفه]] [[قریش]] در [[تحریم]] [[بنی هاشم]] که گفته‌اند مطعم نخستین کسی بود که [[نقض پیمان]] [[قریش]] را بر ضد بنی‌هاشم پذیرفت و دیگر، جوار دادن مطعم به آن [[حضرت]] هنگام بازگشت رسول خدا {{صل}} از [[طائف]] بود. البته [[جعفر مرتضی عاملی]]<ref>جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۳، ص۲۶۹.</ref> در جوار دادن مطعم به رسول خدا {{صل}} [[تردید]] کرده و آن را با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref> تکیه بر [[ستمگران]] و خلاف مشی رسول خدا {{صل}} دانسته است.


جبیر در آستانه [[جنگ احد]] توانست «ابوعزه» شاعر را به [[تبلیغ]] بر ضد رسول خدا{{صل}} وادارد، در حالی که دیگر [[سران قریش]] نتوانستند ابوعزه را به این کار [[راضی]] کنند. ابوعزه می‌‌گفت: در بدر رسول خدا{{صل}} بر من [[منت]] نهاد و بدون گرفتن فدیه آزادم کرد <ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۱.</ref>. جبیر هماهنگ با دیگر سران قریش، از هیچ اقدامی بر ضد رسول خدا{{صل}} دریغ نکرد. [[وحشی]]، برده [[جبیر بن مطعم]]<ref>و به قولی برد، طعیمة بن عدی؛ مناوی، محمد عبدالرؤوف، فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۹۷.</ref>، [[حمزه]] [[عموی رسول خدا]]{{صل}} را به درخواست جبیر و به [[خونخواهی]] عموی او [[طعیمة بن عدی]] به [[شهادت]] رساند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۵؛ احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۳، ص۵۰۱؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۳۷.</ref>. به نقل واقدی<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۸۵.</ref>، جبیر بن مطعم پس از [[اطمینان]] از [[شهادت حمزه]] به دست [[وحشی]] به او گفت: [[اندوه]] زن‌های ما را از یاد آنان بردی و [[آتش]] دل‌های ما را فرونشاندی.
جبیر در آستانه [[جنگ احد]] توانست «ابوعزه» شاعر را به [[تبلیغ]] بر ضد رسول خدا {{صل}} وادارد، در حالی که دیگر [[سران قریش]] نتوانستند ابوعزه را به این کار [[راضی]] کنند. ابوعزه می‌‌گفت: در بدر رسول خدا {{صل}} بر من [[منت]] نهاد و بدون گرفتن فدیه آزادم کرد <ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۱.</ref>. جبیر هماهنگ با دیگر سران قریش، از هیچ اقدامی بر ضد رسول خدا {{صل}} دریغ نکرد. [[وحشی]]، برده [[جبیر بن مطعم]]<ref>و به قولی برد، طعیمة بن عدی؛ مناوی، محمد عبدالرؤوف، فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۹۷.</ref>، [[حمزه]] [[عموی رسول خدا]] {{صل}} را به درخواست جبیر و به [[خونخواهی]] عموی او [[طعیمة بن عدی]] به [[شهادت]] رساند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۵؛ احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۳، ص۵۰۱؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۳۷.</ref>. به نقل واقدی<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۸۵.</ref>، جبیر بن مطعم پس از [[اطمینان]] از [[شهادت حمزه]] به دست [[وحشی]] به او گفت: [[اندوه]] زن‌های ما را از یاد آنان بردی و [[آتش]] دل‌های ما را فرونشاندی.


[[زمان]] [[مسلمان]] شدن [[جبیر]] را پس از [[فتح خیبر]]، بین [[صلح حدیبیه]] و [[فتح مکه]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۵.</ref> و برخی <ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۱۹۷.</ref> در فتح مکه آورده و او را از {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} دانسته‌اند<ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۳۴۲.</ref>. [[بغوی]]<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۱، ص۵۱۶.</ref> می‌گوید: او پیش از فتح مکه مسلمان شد. مؤید سخن بغوی، گزارشی است که در آن [[سعید بن مسیب]] می‌گوید: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} سهم [[ذوی القربی]] را از درآمد قلعه کتیبه، پس از فتح خیبر<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۹۶.</ref> به [[بنی هاشم]] و [[بنی عبدالمطلب]] داد، جبیر و [[عثمان]] [[خدمت]] رسول خدا{{صل}} رسیدند و گفتند: ای رسول خدا، [[برتری]] و [[قرابت]] بنی هاشم را به شما می‌دانیم و منکر فضل و برتری [[بنی مطلب]] نیستیم. [[خداوند متعال]] شما را از ایشان برگزید، ولی ما و بنی المطلب در قرابت و نسبت به شما، مانند هم هستیم! رسول خدا{{صل}} نپذیرفت و فرمود: «بنی المطلب در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] از من جدا نشدند و با ما به شعب آمدند. افزون بر این، بنی مطلب و بنی هاشم یکی هستند»<ref>مزنی، اسماعیل، مختصر، ص۱۵۰؛ یحیی بن الحسین (م ۲۹۸)، الاحکام، ج۲، ص۴۸۷؛ ابن ماجه، محمد بن یزید (م۲۷۵)، سنن، ج۲، ص۹۶۲؛ بیهقی، احمد بن الحسین، السنن ج۲، ص۱۴۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref>. مسلمان شدن جبیر پیش از فتح مکه، با {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}}. بودن او منافات ندارد. ممکن است او پیش از فتح مکه مسلمان شده باشد و رسول خدا{{صل}} نیز برای [[تألیف قلوب]] از [[غنایم]] [[هوازن]] به او داده باشد.
[[زمان]] [[مسلمان]] شدن [[جبیر]] را پس از [[فتح خیبر]]، بین [[صلح حدیبیه]] و [[فتح مکه]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۵.</ref> و برخی <ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۱۹۷.</ref> در فتح مکه آورده و او را از {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} دانسته‌اند<ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۳۴۲.</ref>. [[بغوی]]<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۱، ص۵۱۶.</ref> می‌گوید: او پیش از فتح مکه مسلمان شد. مؤید سخن بغوی، گزارشی است که در آن [[سعید بن مسیب]] می‌گوید: هنگامی که [[رسول خدا]] {{صل}} سهم [[ذوی القربی]] را از درآمد قلعه کتیبه، پس از فتح خیبر<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۹۶.</ref> به [[بنی هاشم]] و [[بنی عبدالمطلب]] داد، جبیر و [[عثمان]] [[خدمت]] رسول خدا {{صل}} رسیدند و گفتند: ای رسول خدا، [[برتری]] و [[قرابت]] بنی هاشم را به شما می‌دانیم و منکر فضل و برتری [[بنی مطلب]] نیستیم. [[خداوند متعال]] شما را از ایشان برگزید، ولی ما و بنی المطلب در قرابت و نسبت به شما، مانند هم هستیم! رسول خدا {{صل}} نپذیرفت و فرمود: «بنی المطلب در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] از من جدا نشدند و با ما به شعب آمدند. افزون بر این، بنی مطلب و بنی هاشم یکی هستند»<ref>مزنی، اسماعیل، مختصر، ص۱۵۰؛ یحیی بن الحسین (م ۲۹۸)، الاحکام، ج۲، ص۴۸۷؛ ابن ماجه، محمد بن یزید (م۲۷۵)، سنن، ج۲، ص۹۶۲؛ بیهقی، احمد بن الحسین، السنن ج۲، ص۱۴۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref>. مسلمان شدن جبیر پیش از فتح مکه، با {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}}. بودن او منافات ندارد. ممکن است او پیش از فتح مکه مسلمان شده باشد و رسول خدا {{صل}} نیز برای [[تألیف قلوب]] از [[غنایم]] [[هوازن]] به او داده باشد.


جبیر می‌گوید: در [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} در حَجُون [[خیمه]] زد و برای [[نماز]] به [[مسجدالحرام]] می‌آمد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۹.</ref>. همو می‌گوید: [[رسول]] خدا پس از برگشت از جعرانه، به [[مسجد]] آمد و آنجا نشسته بود که [[هبّار بن أسود]]<ref>که به دلیل هجو رسول خدا{{صل}} مهدورالدم بود.</ref> وارد شد. [[یاران]] آن [[حضرت]] خواستند او را بکشند، ولی حضرت مانع شد تاهبار نزد آن حضرت آمد و از خطاها و گذشته [[شرک]] آلود خود [[توبه]] کرد. حضرت نیز طبق روش همیشگی، که اگر کسی [[مسلمان]] می‌‌شد او را می‌بخشید، هبار را بخشید <ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۵۸.</ref>. جبیر در [[جنگ حنین]] شرکت داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۹۱؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۵۸.</ref>. او [[شاهد]] آخرین [[حج]] رسول خدا{{صل}} و [[خطبه]] آن حضرت در [[روز عرفه]] بود و خطبه آن حضرت را نقل کرده است که در آن [[روز]] فرمود: {{متن حدیث |فرُبَّ حامِلِ فِقهٍ غيرُ فَقيهٍ، و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إلى مَن هُو أفْقَهُ مِنهُ }}؛ چه بسا حامل [[فقهی]] که خود [[فقیه]] نیست و چه بسا رساننده فقهی به کسی که او از رساننده داناتر است»<ref>ابن ماجه، محمد بن یزید (م۲۷۵)، سنن، ج۲، ص۱۰۱۶.</ref>. همچنین او [[حدیث غدیر]] را نیز نقل کرده است<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۱، ص۲۲.</ref>.
جبیر می‌گوید: در [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]] {{صل}} در حَجُون [[خیمه]] زد و برای [[نماز]] به [[مسجدالحرام]] می‌آمد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۹.</ref>. همو می‌گوید: [[رسول]] خدا پس از برگشت از جعرانه، به [[مسجد]] آمد و آنجا نشسته بود که [[هبّار بن أسود]]<ref>که به دلیل هجو رسول خدا {{صل}} مهدورالدم بود.</ref> وارد شد. [[یاران]] آن [[حضرت]] خواستند او را بکشند، ولی حضرت مانع شد تاهبار نزد آن حضرت آمد و از خطاها و گذشته [[شرک]] آلود خود [[توبه]] کرد. حضرت نیز طبق روش همیشگی، که اگر کسی [[مسلمان]] می‌‌شد او را می‌بخشید، هبار را بخشید <ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۵۸.</ref>. جبیر در [[جنگ حنین]] شرکت داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۹۱؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۵۸.</ref>. او [[شاهد]] آخرین [[حج]] رسول خدا {{صل}} و [[خطبه]] آن حضرت در [[روز عرفه]] بود و خطبه آن حضرت را نقل کرده است که در آن [[روز]] فرمود: {{متن حدیث |فرُبَّ حامِلِ فِقهٍ غيرُ فَقيهٍ، و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إلى مَن هُو أفْقَهُ مِنهُ }}؛ چه بسا حامل [[فقهی]] که خود [[فقیه]] نیست و چه بسا رساننده فقهی به کسی که او از رساننده داناتر است»<ref>ابن ماجه، محمد بن یزید (م۲۷۵)، سنن، ج۲، ص۱۰۱۶.</ref>. همچنین او [[حدیث غدیر]] را نیز نقل کرده است<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۱، ص۲۲.</ref>.


در منابع اطلاعی از [[زندگی]] او در [[دوران خلفا]] در دسترس نیست. او پس از [[کشته شدن عثمان]]، بر جنازه او نماز خواند و پیش از [[مغیرة بن شعبه]]، از طرف [[معاویه]]، [[حاکم کوفه]] شد<ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۱۹۷.</ref>.
در منابع اطلاعی از [[زندگی]] او در [[دوران خلفا]] در دسترس نیست. او پس از [[کشته شدن عثمان]]، بر جنازه او نماز خواند و پیش از [[مغیرة بن شعبه]]، از طرف [[معاویه]]، [[حاکم کوفه]] شد<ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۱۹۷.</ref>.


درگذشت او را سال‌های ۵۷، ۵۸ و ۵۹ و به [[روزگار]] [[خلافت]] معاویه گفته‌اند<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴ و ۵۱۶.</ref>. [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref>، [[سال]] ۵۹ را توهم و [[اشتباه]] دانسته است، ولی [[ابن ابی عاصم]]<ref>ابن ابی عاصم، الآحاد و المثانی، ج۱، ص۳۵۳.</ref> سال درگذشت او را سال ۵۹ ذکر کرده است. در مجامع [[روایی]] [[شیعه]] و [[سنی]]، روایاتی بسیار از جبیر نقل شده است<ref>ر.ک: احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۱، ص۵۱۸ و ج۴، ص۸۰-۸۲؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۲، ص۱۷۵؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۱۷۸؛ بیهقی، احمد بن الحسین، السنن ج۲، ص۴۱۶.</ref>. برخی از [[روایات]] او در [[تجسیم]] (سکونت [[خدا]] در [[آسمان]] و ناله [[عرش]] از سنگینی خدا در عرش) است<ref>ابن ابی عاصم ضحاک، کتاب السنه، ص۲۵۲؛ ابوداود، سلیمان بن اشعث سجستانی، سنن، ج۲، ص۴۱۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲، ص۱۲۹.</ref>. [[سلیمان بن صرد خزاعی]] و [[عبدالرحمن بن أزهر]] از او [[روایت]] دارند<ref>مزی، تهذیب الکمال، ج۴، ص۵۰۷.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جبیر بن مطعم بن عدی نوفلی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۷۰ -۳۷۲.</ref>
درگذشت او را سال‌های ۵۷، ۵۸ و ۵۹ و به [[روزگار]] [[خلافت]] معاویه گفته‌اند<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴ و ۵۱۶.</ref>. [[ابونعیم]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref>، [[سال]] ۵۹ را توهم و [[اشتباه]] دانسته است، ولی [[ابن ابی عاصم]]<ref>ابن ابی عاصم، الآحاد و المثانی، ج۱، ص۳۵۳.</ref> سال درگذشت او را سال ۵۹ ذکر کرده است. در مجامع [[روایی]] [[شیعه]] و [[سنی]]، روایاتی بسیار از جبیر نقل شده است<ref>ر. ک: احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۱، ص۵۱۸ و ج۴، ص۸۰-۸۲؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۲، ص۱۷۵؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۱۷۸؛ بیهقی، احمد بن الحسین، السنن ج۲، ص۴۱۶.</ref>. برخی از [[روایات]] او در [[تجسیم]] (سکونت [[خدا]] در [[آسمان]] و ناله [[عرش]] از سنگینی خدا در عرش) است<ref>ابن ابی عاصم ضحاک، کتاب السنه، ص۲۵۲؛ ابوداود، سلیمان بن اشعث سجستانی، سنن، ج۲، ص۴۱۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲، ص۱۲۹.</ref>. [[سلیمان بن صرد خزاعی]] و [[عبدالرحمن بن أزهر]] از او [[روایت]] دارند<ref>مزی، تهذیب الکمال، ج۴، ص۵۰۷.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جبیر بن مطعم بن عدی نوفلی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۷۰ -۳۷۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[بنی نوفل بن عبد مناف]] (قبیله)
* [[بنی نوفل بن عبد مناف]] (قبیله)
* [[نافع بن جبیر بن مطعم]] (فرزند)
* [[مطعم بن عدی نوفلی]] (پدر)
* [[محمد بن جبیر بن مطعم]] (فرزند)
* [[ابوسلیمان بن جبیر بن مطعم]] (فرزند)
{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}


۲۲۷٬۴۰۲

ویرایش