شبح نوری امامان: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>این\sمدخل\sاز\sچند\sمنظر\sمتفاوت\،\sبررسی\sمیشود\:<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\...) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۴: | ||
در همین راستا توجه به دو نکته ضروری است: | در همین راستا توجه به دو نکته ضروری است: | ||
#روایاتی که [[گذشت]]، همگی بیانگر آن بود که [[روح]] [[امامان]]{{عم}} پیش از [[بدن]] آنها [[آفریده]] شده است. این مسئله با یکی از مسائل بحثبرانگیز [[فلسفی]]، یعنی زمان پیدایش [[روح]] و امکان تقدم [[روح]] بر [[بدن]] گره خورده است. دراینباره این سؤال مطرح است که آیا نفس، قدیم است یا حادث؟ اگر حادث است، حدوثش به حدوث [[بدن]] است یا آنکه نفس و [[روح]] پیش از [[بدن]] وجود داشتهاند؟<ref>دراینباره دستکم هشت دیدگاه وجود دارد. برای تفصیل بیشتر، ر.ک: غلامرضا فیاضی، علمالنفس فلسفی، ص ۲۹۸-۲۹۱.</ref> جمعی از [[حکما]] بر استحاله وجود [[ارواح]] پیش از ابدان پای فشرده و حدوث نفس را همراه حدوث [[بدن]]<ref>ابوعلی حسینبنعبداللهبنسينا، الشفاء (الطبیعیات)، المقالة الخامسة، ص ۱۹۸.</ref> و برخی دیگر نیز به عین حدوث [[بدن]] دانستهاند؛<ref>ملاصدرا با تأسیس نظريه جسمانيةالحدوث و روحانيةالبقاء درباره نفس از کسانی است که این نظریه را اختیار کرده است (صدرالدین محمدبنابراهیم شیرازی، الحكمة المتعالية فی الأسفار العقلية الأربعة، ج۶، ص۱۰۹). البته ملاصدرا در برخی آثار خود بر وجود ارواح پیش از ابدان تأکید کرده است (همو، المشاعر، ص۶۱).</ref> درحالیکه [[روایات]] پرشمار، بیانگر [[آفرینش]] [[ارواح]] پیش از اجساد است.<ref>برای نمونه، ر.ک: محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۸۷- ۹۰؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۳۸؛ محمدبن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، معانی الاخبار، ص ۱۰۸. برای آشنایی با تقسیمبندی آیات و روایات مربوط به وجود ارواح پیش از ابدان، ر.ک: غلامرضا فیاضی، علمالنفس فلسفی، ص۳۵۱-۴۲۴؛ محمدتقی یوسفی، رابطه نفس و بدن از دیدگاه ملاصدرا، کتاب و سنت (پایاننامه)، ص ۲۱۸-۱۹۳.</ref> [[روایات]] یادشده چنان پرشمارند که برخی محققان از [[فلاسفه]] نیز با اشاره به فراوانی این [[روایات]]، مدعی شدهاند که [[آفرینش]] [[ارواح]] پیش از اجساد، از [[ضروریات مذهب شیعه]] است.<ref>سیدجلالالدین آشتیانی، شرح بر زاد المسافر، ص۲۴۴.</ref> باری، اگر امکان تقدم نفس بر [[بدن]] و نیز تحقق این امر تأييد شود، بهراحتی میتوان گفت که [[ارواح]] تمام [[انسانها]]، از جمله [[امامان]]{{عم}} پیش از [[آفرینش]] اجساد، [[آفریده]] شده و [[ارواح]] [[امامان]]{{عم}} بهدلیل [[شرافت]] ویژهای که دارند، نخستین آفریدگان بودهاند. این [[ارواح]] پس از [[آفرینش]] اجساد، به [[بدن]] ملحق شدهاند. اما اگر [[اثبات]] شود که تقدم [[ارواح]] بر اجساد، استحاله [[عقلی]] دارد، [[سخن گفتن]] از وجود [[ارواح]] [[امامان]]{{عم}} در عالم [[انوار]] معنا نخواهد داشت و [[روایات]] یادشده [[نیازمند]] [[تأویل]] خواهند بود. ازهمینروست که برخی [[فلاسفه]] نیز با [[اذعان]] به وجود [[روایات]] پرشماری که بیانگر وجود [[ارواح]] پیش از ابداناند، بهدلیل وجود ادلهای که به [[گمان]] ایشان بر استحاله وجود [[ارواح]] پیش از ابدان دلالت دارد، [[روایات]] یادشده را تأويل کردهاند. برای نمونه برخی از ایشان مقصود از [[ارواح]] را «[[ارواح]] کلیه» یا همان [[عقول]] دانستهاند.<ref>ملاهادی سبزواری، شرح المنظومة، ج۵، ص۱۸۶.</ref> برخی دیگر نیز مقصود از «سال» را «سال [[ربوبی]] و الوهی» دانسته، و «هزار» را نیز به هزار [[اسم خداوند]] تأويل کردهاند.<ref>محقق سبزواری مینویسد: «و "الفين سنة" تأویلی دارد؛ سنه "ربوبیه" و سنه "الوهيه" مراد است و تعيين «ألف»، بهاعتبار هزار اسم حقتعالی است که در همه مراتب وجود، به همه اسماء حسنی متجلی است» همو، اسرار الحكم، ص ۳۵۱ و ۳۵۲.</ref> با وجود این، [[ادله]] استحاله [[عقلی]] وجود [[روح]] پیش از [[بدن]]، از سوی محققان مخدوش شده است.<ref>برای رعایت اختصار از نقل ادله و نقد آنها خودداری کرده، خوانندگان را به متون دیگر ارجاع میدهیم (ر.ک: غلامرضا فیاضی، علمالنفس فلسفی، ص۳۰۹- ۳۵۹).</ref> از سوی دیگر، اغلب این [[ادله]] مبتنی بر استحاله [[تناسخ]] است که کارآمدی [[ادله]] استحاله [[تناسخ]] نیز به چالش کشیده شده است.<ref>برای دیدن نقد ادله استحاله تناسخ، ر.ک: همان، ص ۴۵۴-۵۰۵؛ محمدتقی يوسفی، تناسخ از دیدگاه عقل و وحی، ص۱۱۸-۱۶۹.</ref> بنابراین نمیتوان [[تناسخ]] را بهطور [[قطع]] امری مردود دانست و آن را پایهای برای استحاله [[عقلی]] وجود [[روح]] پیش از [[بدن]] قرار داد. ازاینرو، میتوان با استناد به [[روایات]] پرشمار، نظريه وجود [[ارواح]] پیش از ابدان را برگزید که همان [[ارواح]] پس از حدوث [[بدن]]، به آن ملحق شدهاند. بنابراین، [[روح]] [[امامان]]{{عم}} نیز همان [[روح]] یا وجود نوری است؛ چنانکه صریح [[روایات]] نیز گویای همین امر است.<ref>برای نمونه، در روایات آمده که فردی خدمت [[امام علی]]{{ع}} رسید و مدعی شد که از محبان آن حضرت است. امام، سخن وی را تکذیب و بیان کردند که وقتی خداوند، ارواح را پیش از ابدان آفرید، ارواحی که میپذیرفتند، بر ما عرضه شد و روح تو را در آنجا ندیدم (محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۸۷). این روایت نشان از آن دارد که همان روح به این عالم منتقل شده؛ چراکه داوری و سخن حضرت، براساس اینهمانی مخاطب در آن دنیا و این دنیاست.</ref> | #روایاتی که [[گذشت]]، همگی بیانگر آن بود که [[روح]] [[امامان]]{{عم}} پیش از [[بدن]] آنها [[آفریده]] شده است. این مسئله با یکی از مسائل بحثبرانگیز [[فلسفی]]، یعنی زمان پیدایش [[روح]] و امکان تقدم [[روح]] بر [[بدن]] گره خورده است. دراینباره این سؤال مطرح است که آیا نفس، قدیم است یا حادث؟ اگر حادث است، حدوثش به حدوث [[بدن]] است یا آنکه نفس و [[روح]] پیش از [[بدن]] وجود داشتهاند؟<ref>دراینباره دستکم هشت دیدگاه وجود دارد. برای تفصیل بیشتر، ر.ک: غلامرضا فیاضی، علمالنفس فلسفی، ص ۲۹۸-۲۹۱.</ref> جمعی از [[حکما]] بر استحاله وجود [[ارواح]] پیش از ابدان پای فشرده و حدوث نفس را همراه حدوث [[بدن]]<ref>ابوعلی حسینبنعبداللهبنسينا، الشفاء (الطبیعیات)، المقالة الخامسة، ص ۱۹۸.</ref> و برخی دیگر نیز به عین حدوث [[بدن]] دانستهاند؛<ref>ملاصدرا با تأسیس نظريه جسمانيةالحدوث و روحانيةالبقاء درباره نفس از کسانی است که این نظریه را اختیار کرده است (صدرالدین محمدبنابراهیم شیرازی، الحكمة المتعالية فی الأسفار العقلية الأربعة، ج۶، ص۱۰۹). البته ملاصدرا در برخی آثار خود بر وجود ارواح پیش از ابدان تأکید کرده است (همو، المشاعر، ص۶۱).</ref> درحالیکه [[روایات]] پرشمار، بیانگر [[آفرینش]] [[ارواح]] پیش از اجساد است.<ref>برای نمونه، ر.ک: محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۸۷- ۹۰؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۳۸؛ محمدبن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، معانی الاخبار، ص ۱۰۸. برای آشنایی با تقسیمبندی آیات و روایات مربوط به وجود ارواح پیش از ابدان، ر.ک: غلامرضا فیاضی، علمالنفس فلسفی، ص۳۵۱-۴۲۴؛ محمدتقی یوسفی، رابطه نفس و بدن از دیدگاه ملاصدرا، کتاب و سنت (پایاننامه)، ص ۲۱۸-۱۹۳.</ref> [[روایات]] یادشده چنان پرشمارند که برخی محققان از [[فلاسفه]] نیز با اشاره به فراوانی این [[روایات]]، مدعی شدهاند که [[آفرینش]] [[ارواح]] پیش از اجساد، از [[ضروریات مذهب شیعه]] است.<ref>سیدجلالالدین آشتیانی، شرح بر زاد المسافر، ص۲۴۴.</ref> باری، اگر امکان تقدم نفس بر [[بدن]] و نیز تحقق این امر تأييد شود، بهراحتی میتوان گفت که [[ارواح]] تمام [[انسانها]]، از جمله [[امامان]]{{عم}} پیش از [[آفرینش]] اجساد، [[آفریده]] شده و [[ارواح]] [[امامان]]{{عم}} بهدلیل [[شرافت]] ویژهای که دارند، نخستین آفریدگان بودهاند. این [[ارواح]] پس از [[آفرینش]] اجساد، به [[بدن]] ملحق شدهاند. اما اگر [[اثبات]] شود که تقدم [[ارواح]] بر اجساد، استحاله [[عقلی]] دارد، [[سخن گفتن]] از وجود [[ارواح]] [[امامان]]{{عم}} در عالم [[انوار]] معنا نخواهد داشت و [[روایات]] یادشده [[نیازمند]] [[تأویل]] خواهند بود. ازهمینروست که برخی [[فلاسفه]] نیز با [[اذعان]] به وجود [[روایات]] پرشماری که بیانگر وجود [[ارواح]] پیش از ابداناند، بهدلیل وجود ادلهای که به [[گمان]] ایشان بر استحاله وجود [[ارواح]] پیش از ابدان دلالت دارد، [[روایات]] یادشده را تأويل کردهاند. برای نمونه برخی از ایشان مقصود از [[ارواح]] را «[[ارواح]] کلیه» یا همان [[عقول]] دانستهاند.<ref>ملاهادی سبزواری، شرح المنظومة، ج۵، ص۱۸۶.</ref> برخی دیگر نیز مقصود از «سال» را «سال [[ربوبی]] و الوهی» دانسته، و «هزار» را نیز به هزار [[اسم خداوند]] تأويل کردهاند.<ref>محقق سبزواری مینویسد: «و "الفين سنة" تأویلی دارد؛ سنه "ربوبیه" و سنه "الوهيه" مراد است و تعيين «ألف»، بهاعتبار هزار اسم حقتعالی است که در همه مراتب وجود، به همه اسماء حسنی متجلی است» همو، اسرار الحكم، ص ۳۵۱ و ۳۵۲.</ref> با وجود این، [[ادله]] استحاله [[عقلی]] وجود [[روح]] پیش از [[بدن]]، از سوی محققان مخدوش شده است.<ref>برای رعایت اختصار از نقل ادله و نقد آنها خودداری کرده، خوانندگان را به متون دیگر ارجاع میدهیم (ر.ک: غلامرضا فیاضی، علمالنفس فلسفی، ص۳۰۹- ۳۵۹).</ref> از سوی دیگر، اغلب این [[ادله]] مبتنی بر استحاله [[تناسخ]] است که کارآمدی [[ادله]] استحاله [[تناسخ]] نیز به چالش کشیده شده است.<ref>برای دیدن نقد ادله استحاله تناسخ، ر.ک: همان، ص ۴۵۴-۵۰۵؛ محمدتقی يوسفی، تناسخ از دیدگاه عقل و وحی، ص۱۱۸-۱۶۹.</ref> بنابراین نمیتوان [[تناسخ]] را بهطور [[قطع]] امری مردود دانست و آن را پایهای برای استحاله [[عقلی]] وجود [[روح]] پیش از [[بدن]] قرار داد. ازاینرو، میتوان با استناد به [[روایات]] پرشمار، نظريه وجود [[ارواح]] پیش از ابدان را برگزید که همان [[ارواح]] پس از حدوث [[بدن]]، به آن ملحق شدهاند. بنابراین، [[روح]] [[امامان]]{{عم}} نیز همان [[روح]] یا وجود نوری است؛ چنانکه صریح [[روایات]] نیز گویای همین امر است.<ref>برای نمونه، در روایات آمده که فردی خدمت [[امام علی]]{{ع}} رسید و مدعی شد که از محبان آن حضرت است. امام، سخن وی را تکذیب و بیان کردند که وقتی خداوند، ارواح را پیش از ابدان آفرید، ارواحی که میپذیرفتند، بر ما عرضه شد و روح تو را در آنجا ندیدم (محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۸۷). این روایت نشان از آن دارد که همان روح به این عالم منتقل شده؛ چراکه داوری و سخن حضرت، براساس اینهمانی مخاطب در آن دنیا و این دنیاست.</ref> | ||
#براساس [[روایات]] پیشین گفتیم که [[انوار]] [[پیامبر خاتم|رسولالله]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} نخستین مخلوقاتاند. البته در تعداد معدودی از [[روایات]] تأکید شده که [[نور]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} نخستین مخلوق بوده است.<ref>محمدبنعلیبنابیجمهور احسائی، عوالى اللئالی، ج ۴، ص ۹۹.</ref> این [[روایات]] معدود، اغلب مرسل و غیرمعتبرند و [[ارزش]] سندی ندارند؛ اگرچه از آنجاکه [[افضل]] بودن [[پیامبر خاتم|رسولالله]]{{صل}} بر همگان، امری مورد [[اجماع]] میان [[مسلمانان]] است، میتوان [[تصور]] کرد و پذیرفت که [[نور]] آن [[پیامبر]] بزرگ به لحاظ رتبی، مقدم بر [[نور]] [[امامان]]{{عم}} [[آفریده]] شده است. از سوی دیگر، در منابع مختلف این [[روایت]] دیده میشود که نخستین مخلوق، [[عقل]] است.<ref>برای نمونه، ر.ک: همان؛ محمد باقر میرداماد استرآبادی، التعليقة على اصول الکافی، ص۴۰؛ صدرالدین محمدبنابراهيم شیرازی، شرح اصول الکافی، ج۱، ص۲۱۶؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۹۷؛ همو، مرآة العقول، ج۲۵، ص۲۲۴-۲۲۶.</ref> البته گاه از اموری دیگر - مانند [[قلم ]]- نیز به عنوان نخستین مخلوق یاد میشود.<ref>علىبنابراهیم قمی، تفسير القمی، ج۲، ص۲۹۸.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | #براساس [[روایات]] پیشین گفتیم که [[انوار]] [[پیامبر خاتم|رسولالله]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} نخستین مخلوقاتاند. البته در تعداد معدودی از [[روایات]] تأکید شده که [[نور]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} نخستین مخلوق بوده است.<ref>محمدبنعلیبنابیجمهور احسائی، عوالى اللئالی، ج ۴، ص ۹۹.</ref> این [[روایات]] معدود، اغلب مرسل و غیرمعتبرند و [[ارزش]] سندی ندارند؛ اگرچه از آنجاکه [[افضل]] بودن [[پیامبر خاتم|رسولالله]]{{صل}} بر همگان، امری مورد [[اجماع]] میان [[مسلمانان]] است، میتوان [[تصور]] کرد و پذیرفت که [[نور]] آن [[پیامبر]] بزرگ به لحاظ رتبی، مقدم بر [[نور]] [[امامان]]{{عم}} [[آفریده]] شده است. از سوی دیگر، در منابع مختلف این [[روایت]] دیده میشود که نخستین مخلوق، [[عقل]] است.<ref>برای نمونه، ر.ک: همان؛ محمد باقر میرداماد استرآبادی، التعليقة على اصول الکافی، ص۴۰؛ صدرالدین محمدبنابراهيم شیرازی، شرح اصول الکافی، ج۱، ص۲۱۶؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۹۷؛ همو، مرآة العقول، ج۲۵، ص۲۲۴-۲۲۶.</ref> البته گاه از اموری دیگر - مانند [[قلم]]- نیز به عنوان نخستین مخلوق یاد میشود.<ref>علىبنابراهیم قمی، تفسير القمی، ج۲، ص۲۹۸.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | ||
*تتبع در متون [[حدیثی]] [[شیعی]]، نشان از این واقعیت دارد که روایاتی از این دست بسیار محدود و اغلب بهطور مرسل [[نقل]] شده تا آنجا که [[علامه مجلسی]]، [[محدث]] بزرگ [[شیعه]] تصریح میکند که این [[روایت]] را میان [[اخبار]] معتبر ندیده و از [[منابع اهل سنت]] گرفته شده است.<ref>محمد باقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱، ص۲۸.</ref> بزرگان [[شیعه]]، گاه با توجه به همین [[روایات]]، در [[اثبات]] این مدعا کوشیدهاند که [[نور]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[عقل]] از نظر مصداق یک چیزند.<ref>بیشتر دانشمندانی که به جمع میان روایات یادشده پرداختهاند، بر این اساس بوده که تقدم آفرینش عقل بر سایر موجودات را براساس حدیث جنود عقل و جهل پذیرفتهاند. این در حالی است که حدیث یادشده تصریحی به این معنا ندارد (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۰؛ احمدبنمحمدبنخالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۲). از آنجا که سایر روایاتی نیز که بیانگر آناند که عقل نخستین آفریده است، اعتبار حدیثی ندارند، ازاینرو از بررسی و جمع میان آنها چشمپوشی کرده، خوانندگان را به دیگر منابع ارجاع میدهیم (ر.ک: محمد باقر میرداماد استرآبادی، التعليقة على اصول الکافی، ص۴۰؛ صدرالدین محمدبنابراهيم شیرازی، شرح اصول الکافی، ج۱، ص۲۱۵-۲۱۸؛ ملامحمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۴۶۴).</ref> بدین بیان که تمام آنچه از ویژگیهای [[عقل]] در [[حدیث]] جنود [[عقل]] و [[جهل]] است، همگی در [[پیامبر خاتم|حضرت رسول اکرم]]{{صل}} وجود دارد. ازاینرو، [[عقل]] موجود اشرف است؛ چنانکه [[پیامبر]] نیز موجود اشرف است؛ پس این دو از نظر مصداق یک چیزند. در مجموع، بهنظر میرسد اولاً، روایاتی که میگفت نخستین مخلوق، [[عقل]] است، بسیار اندک و همگی مرسلاند؛ ثانیاً اگر این مدلول که [[عقل]]، نخستین مخلوق است، پذیرفته شود، وجه جمع یادشده با روایاتی که [[نور]] [[پیامبر]] را نخستين مخلوق میدانست، پذیرفتنی مینماید.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | *تتبع در متون [[حدیثی]] [[شیعی]]، نشان از این واقعیت دارد که روایاتی از این دست بسیار محدود و اغلب بهطور مرسل [[نقل]] شده تا آنجا که [[علامه مجلسی]]، [[محدث]] بزرگ [[شیعه]] تصریح میکند که این [[روایت]] را میان [[اخبار]] معتبر ندیده و از [[منابع اهل سنت]] گرفته شده است.<ref>محمد باقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱، ص۲۸.</ref> بزرگان [[شیعه]]، گاه با توجه به همین [[روایات]]، در [[اثبات]] این مدعا کوشیدهاند که [[نور]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[عقل]] از نظر مصداق یک چیزند.<ref>بیشتر دانشمندانی که به جمع میان روایات یادشده پرداختهاند، بر این اساس بوده که تقدم آفرینش عقل بر سایر موجودات را براساس حدیث جنود عقل و جهل پذیرفتهاند. این در حالی است که حدیث یادشده تصریحی به این معنا ندارد (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۰؛ احمدبنمحمدبنخالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۲). از آنجا که سایر روایاتی نیز که بیانگر آناند که عقل نخستین آفریده است، اعتبار حدیثی ندارند، ازاینرو از بررسی و جمع میان آنها چشمپوشی کرده، خوانندگان را به دیگر منابع ارجاع میدهیم (ر.ک: محمد باقر میرداماد استرآبادی، التعليقة على اصول الکافی، ص۴۰؛ صدرالدین محمدبنابراهيم شیرازی، شرح اصول الکافی، ج۱، ص۲۱۵-۲۱۸؛ ملامحمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۴۶۴).</ref> بدین بیان که تمام آنچه از ویژگیهای [[عقل]] در [[حدیث]] جنود [[عقل]] و [[جهل]] است، همگی در [[پیامبر خاتم|حضرت رسول اکرم]]{{صل}} وجود دارد. ازاینرو، [[عقل]] موجود اشرف است؛ چنانکه [[پیامبر]] نیز موجود اشرف است؛ پس این دو از نظر مصداق یک چیزند. در مجموع، بهنظر میرسد اولاً، روایاتی که میگفت نخستین مخلوق، [[عقل]] است، بسیار اندک و همگی مرسلاند؛ ثانیاً اگر این مدلول که [[عقل]]، نخستین مخلوق است، پذیرفته شود، وجه جمع یادشده با روایاتی که [[نور]] [[پیامبر]] را نخستين مخلوق میدانست، پذیرفتنی مینماید.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | ||