گستره عصمت امامان چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'خداوند متعالی' به 'خداوند متعال'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'خداوند متعالی' به 'خداوند متعال') |
||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
بیان این نکته نیز خالی از [[لطف]] نیست که [[شیخ صدوق]] و استادش به سبب [[اطمینان]] کامل به صدور این [[روایتها]]، بر آناند که اگر جایز باشد [[روایات]] موجود در این باب را رد کنیم و به بطلان آنها قایل شویم، رد کردن تمام روایات موجود در این باره نیز جایز است، که خود به از میان رفتن [[شریعت]] و [[دین]] میانجامد<ref>{{متن حدیث|وَ لَوْ جَازَ أَنْ تُرَدَّ الْأَخْبَارُ الْوَارِدَةُ فِي هَذَا الْمَعْنَى لَجَازَ أَنْ تُرَدَّ جَمِيعُ الْأَخْبَارِ وَ فِي رَدِّهَا إِبْطَالُ الدِّينِ وَ الشَّرِيعَةِ وَ أَنَا أَحْتَسِبُ الْأَجْرَ فِي تَصْنِيفِ كِتَابٍ مُنْفَرِدٍ فِي إِثْبَاتِ سَهْوِ النَّبِيِّ{{صل}} وَ الرَّدِّ عَلَى مُنْكِرِيهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى}}؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰)</ref>. | بیان این نکته نیز خالی از [[لطف]] نیست که [[شیخ صدوق]] و استادش به سبب [[اطمینان]] کامل به صدور این [[روایتها]]، بر آناند که اگر جایز باشد [[روایات]] موجود در این باب را رد کنیم و به بطلان آنها قایل شویم، رد کردن تمام روایات موجود در این باره نیز جایز است، که خود به از میان رفتن [[شریعت]] و [[دین]] میانجامد<ref>{{متن حدیث|وَ لَوْ جَازَ أَنْ تُرَدَّ الْأَخْبَارُ الْوَارِدَةُ فِي هَذَا الْمَعْنَى لَجَازَ أَنْ تُرَدَّ جَمِيعُ الْأَخْبَارِ وَ فِي رَدِّهَا إِبْطَالُ الدِّينِ وَ الشَّرِيعَةِ وَ أَنَا أَحْتَسِبُ الْأَجْرَ فِي تَصْنِيفِ كِتَابٍ مُنْفَرِدٍ فِي إِثْبَاتِ سَهْوِ النَّبِيِّ{{صل}} وَ الرَّدِّ عَلَى مُنْكِرِيهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى}}؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰)</ref>. | ||
البته لازم است روایات مورد نظر شیخ صدوق و تحلیل وی از آنها را با دقت بیشتری پیگیری کنیم. به این [[روایت]] از [[امام صادق]]{{ع}} دقت کنید: «[[خداوند]] | البته لازم است روایات مورد نظر شیخ صدوق و تحلیل وی از آنها را با دقت بیشتری پیگیری کنیم. به این [[روایت]] از [[امام صادق]]{{ع}} دقت کنید: «[[خداوند متعال]] [[خواب]] را بر پیامبرش چیره ساخت تا [[آفتاب]] طلوع کرد. آنگاه برخاست و دو رکعت پیش از [[نماز صبح]] خواند، سپس نماز صبح را خواند، و خداوند او را به سهو انداخت»<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰. روایاتی شبیه به روایت مزبور، در منابع اهل سنت نیز وجود دارند (ر.ک: مسلم نیسابوری، صحیح مسلم ج۲، ص۸۸؛ عزالدین علی بن محمد ابن اثیر الجزری، اسد الغابة، ج۳، ص۴۰۳).</ref>. | ||
[[امام]]{{ع}} در این عبارت، [[سهو پیامبر]] را به [[خدا]] نسبت میدهد و در ادامه [[روایت]] معروف «[[ذوالشمالین]]» (این روایت بیانگر چگونگی [[سهو پیامبر]] در [[نماز]] است) را بیان میکند و [[حکمت]] کار خدا را در این باره چنین تبیین میفرماید که به [[سهو]] انداختن [[پیامبر]]، رحمتی برای [[امت اسلام]] است؛ بدین معنا که اگر [[نماز صبح]] کسی فوت شد یا در نماز مرتکب سهو شد، با وجود سهو پیامبر، دیگر وی ملامت نمیشود<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّمَا فَعَلَ ذَلِكَ بِهِ رَحْمَةً لِهَذِهِ الْأُمَّةِ لِئَلَّا يُعَيَّرَ الرَّجُلُ الْمُسْلِمُ إِذَا هُوَ نَامَ عَنْ صَلَاتِهِ أَوْ سَهَا فِيهَا فَيُقَالُ قَدْ أَصَابَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}}}}؛ محمدبن علی بن حسین (شیخ صدوق) من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰).</ref>. | [[امام]]{{ع}} در این عبارت، [[سهو پیامبر]] را به [[خدا]] نسبت میدهد و در ادامه [[روایت]] معروف «[[ذوالشمالین]]» (این روایت بیانگر چگونگی [[سهو پیامبر]] در [[نماز]] است) را بیان میکند و [[حکمت]] کار خدا را در این باره چنین تبیین میفرماید که به [[سهو]] انداختن [[پیامبر]]، رحمتی برای [[امت اسلام]] است؛ بدین معنا که اگر [[نماز صبح]] کسی فوت شد یا در نماز مرتکب سهو شد، با وجود سهو پیامبر، دیگر وی ملامت نمیشود<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّمَا فَعَلَ ذَلِكَ بِهِ رَحْمَةً لِهَذِهِ الْأُمَّةِ لِئَلَّا يُعَيَّرَ الرَّجُلُ الْمُسْلِمُ إِذَا هُوَ نَامَ عَنْ صَلَاتِهِ أَوْ سَهَا فِيهَا فَيُقَالُ قَدْ أَصَابَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}}}}؛ محمدبن علی بن حسین (شیخ صدوق) من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۸-۳۶۰).</ref>. | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
ثانیاً، اشتباه و سهو پیامبر از ناحیه [[خداوند]] است؛ ولی سهو ما از طرف [[شیطان]] است، و دلیل اینکه خداوند پیامبر را به سهو میاندازد، این است که [[مردم]] او را [[معبود]] ندانند، و از این راه، با [[حکم]] [[سهو]] نیز آشنا شوند؛ | ثانیاً، اشتباه و سهو پیامبر از ناحیه [[خداوند]] است؛ ولی سهو ما از طرف [[شیطان]] است، و دلیل اینکه خداوند پیامبر را به سهو میاندازد، این است که [[مردم]] او را [[معبود]] ندانند، و از این راه، با [[حکم]] [[سهو]] نیز آشنا شوند؛ | ||
ثالثاً، ذوالیدینی که در [[روایت]] [[سهوالنبی]]{{صل}} است، همان [[محمد بن عمیر بن عبد عمرو]] است که [[راوی]] معروفی بوده است و [[شیعه]] و [[سنی]] از او روایت نقل کردهاند<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۹.</ref>. | ثالثاً، ذوالیدینی که در [[روایت]] [[سهوالنبی]]{{صل}} است، همان [[محمد بن عمیر بن عبد عمرو]] است که [[راوی]] معروفی بوده است و [[شیعه]] و [[سنی]] از او روایت نقل کردهاند<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵۹.</ref>. | ||
با توجه به نکته دوم معلوم میشود که [[مرحوم صدوق]] در پی [[اثبات]] [[نظریه]] سهوالنبی{{صل}} به طور مطلق نیست، بلکه در [[مقام اثبات]] آن است که صدور سهو از [[پیامبر]] در [[حقیقت]] همان «[[اسهاء]]» است؛ بدین معنا که اگر [[سهوی]] از پیامبر صادر شد، باید آن را مستند به [[خداوند]] | با توجه به نکته دوم معلوم میشود که [[مرحوم صدوق]] در پی [[اثبات]] [[نظریه]] سهوالنبی{{صل}} به طور مطلق نیست، بلکه در [[مقام اثبات]] آن است که صدور سهو از [[پیامبر]] در [[حقیقت]] همان «[[اسهاء]]» است؛ بدین معنا که اگر [[سهوی]] از پیامبر صادر شد، باید آن را مستند به [[خداوند متعال]] و [[حکیم]] و با توجه به حکمتی ویژه بدانیم<ref>تفاوت سهو با اسهاء آن است که «سهو» در جایی است که فرد به دلیل دل مشغولی به مسائل دنیوی از حال عبادت و واجب شرعی خارج و دچار اشتباه میشود؛ اما در نظریه اسهاء، صاحب نظریه بر این باور است که فرد مسهی به دلیل فعل خدا که ناشی از حکمت اوست، دچار اشتباه میشود. به دیگر بیان، ممکن است کسی هرگز دچار سهو در عبادت نشود؛ اما خداوند به مصلحتی او را به سهو بیندازد.</ref>. | ||
چنان که گفته شد، یکی دیگر از مصداقهای [[اشتباه]] در ادای [[تکالیف شرعی]]، [[قضا شدن نماز]] است. مرحوم [[شیخ صدوق]] در آثار خود به طور گذرا به مسئله [[خواب ماندن پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} از [[نماز]] پرداخته است. تنها عبارتی که از ایشان در این باره به ما رسیده، همان [[کلام]] مطرح شده در بحث [[سهو النبی]]{{صل}} در نماز است. بر اساس آن، مرحوم صدوق که به [[صراحت]] خواب ماندن پیامبر از نماز را [[باور]] دارد، [[استدلال]] میکند که نماز، عبادتی مشترک میان او و سایر [[بندگان]] است، و با [[خواب]] ماندن او از نماز، [[ربوبیت]]، ویژه خداوند میشود، و دیگر کسی نمیتواند پیامبر را تا حد خدایی بالا ببرد<ref>{{متن حدیث|وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يَقَعَ عَلَيْهِ فِي التَّبْلِيغِ مَا يَقَعُ عَلَيْهِ فِي الصَّلَاةِ لِأَنَّهَا عِبَادَةٌ مَخْصُوصَةٌ وَ الصَّلَاةُ عِبَادَةٌ مُشْتَرَكَةٌ وَ بِهَا تَثْبُتُ لَهُ الْعُبُودِيَّةُ وَ بِإِثْبَاتِ النَّوْمِ لَهُ عَنْ خِدْمَةِ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَيْرِ إِرَادَةٍ لَهُ وَ قَصْدٍ مِنْهُ إِلَيْهِ نُفِيَ الرُّبُوبِيَّةُ عَنْهُ لِأَنَّ الَّذِي {{متن قرآن|لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ}} هُوَ اللَّهُ الْحَيُّ الْقَيُّومُ}}؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، ج۱، ح۱۰۳۱).</ref>. | چنان که گفته شد، یکی دیگر از مصداقهای [[اشتباه]] در ادای [[تکالیف شرعی]]، [[قضا شدن نماز]] است. مرحوم [[شیخ صدوق]] در آثار خود به طور گذرا به مسئله [[خواب ماندن پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} از [[نماز]] پرداخته است. تنها عبارتی که از ایشان در این باره به ما رسیده، همان [[کلام]] مطرح شده در بحث [[سهو النبی]]{{صل}} در نماز است. بر اساس آن، مرحوم صدوق که به [[صراحت]] خواب ماندن پیامبر از نماز را [[باور]] دارد، [[استدلال]] میکند که نماز، عبادتی مشترک میان او و سایر [[بندگان]] است، و با [[خواب]] ماندن او از نماز، [[ربوبیت]]، ویژه خداوند میشود، و دیگر کسی نمیتواند پیامبر را تا حد خدایی بالا ببرد<ref>{{متن حدیث|وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يَقَعَ عَلَيْهِ فِي التَّبْلِيغِ مَا يَقَعُ عَلَيْهِ فِي الصَّلَاةِ لِأَنَّهَا عِبَادَةٌ مَخْصُوصَةٌ وَ الصَّلَاةُ عِبَادَةٌ مُشْتَرَكَةٌ وَ بِهَا تَثْبُتُ لَهُ الْعُبُودِيَّةُ وَ بِإِثْبَاتِ النَّوْمِ لَهُ عَنْ خِدْمَةِ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَيْرِ إِرَادَةٍ لَهُ وَ قَصْدٍ مِنْهُ إِلَيْهِ نُفِيَ الرُّبُوبِيَّةُ عَنْهُ لِأَنَّ الَّذِي {{متن قرآن|لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ}} هُوَ اللَّهُ الْحَيُّ الْقَيُّومُ}}؛ (محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، ج۱، ح۱۰۳۱).</ref>. | ||
| خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
حال آیا میتوان مدعی شد که مرحوم شیخ صدوق بر اساس این روایات، به [[عصمت]] نداشتن [[امام]] در مسائل عادی [[زندگی]] قایل بوده است؟ | حال آیا میتوان مدعی شد که مرحوم شیخ صدوق بر اساس این روایات، به [[عصمت]] نداشتن [[امام]] در مسائل عادی [[زندگی]] قایل بوده است؟ | ||
ظاهراً نمیتوان به این [[پرسش]] پاسخ روشنی داد؛ زیرا میتوان گفت ممکن است [[شیخ صدوق]] بر آن باشد که در مواردی که امام بخواهد در معرض [[اشتباه]] قرار بگیرد، [[خداوند]] | ظاهراً نمیتوان به این [[پرسش]] پاسخ روشنی داد؛ زیرا میتوان گفت ممکن است [[شیخ صدوق]] بر آن باشد که در مواردی که امام بخواهد در معرض [[اشتباه]] قرار بگیرد، [[خداوند متعال]] از وقوع آن مانع میشود. | ||
با وجود این، نظریه معروف «[[سهوالنبی]]» حکایت دیگری دارد و بر چنین تحلیلهایی [[حاکم]] است؛ زیرا شیخ صدوق در آنجا بر آن شد که در امور بیارتباط با [[تبلیغ دین]] و مشترک میان [[مردم]] و [[پیامبر]]، خداوند میتواند [[نبی]] خود را بر اساس حکمتی ویژه، به اشتباه بیندازد؛ چنان که درباره [[نماز]] چنین کاری کرده است. حال اگر شیخ صدوق در مسئلهای مانند نماز چنین نظری دارد، ظاهراً به طریق اولی باید در مسائل مربوط به امور عادی نیز همان دیدگاه را داشته باشد. | با وجود این، نظریه معروف «[[سهوالنبی]]» حکایت دیگری دارد و بر چنین تحلیلهایی [[حاکم]] است؛ زیرا شیخ صدوق در آنجا بر آن شد که در امور بیارتباط با [[تبلیغ دین]] و مشترک میان [[مردم]] و [[پیامبر]]، خداوند میتواند [[نبی]] خود را بر اساس حکمتی ویژه، به اشتباه بیندازد؛ چنان که درباره [[نماز]] چنین کاری کرده است. حال اگر شیخ صدوق در مسئلهای مانند نماز چنین نظری دارد، ظاهراً به طریق اولی باید در مسائل مربوط به امور عادی نیز همان دیدگاه را داشته باشد. | ||