←ولایت در اصطلاح
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
*بر این اساس، واژه [[مولی]] در [[روایت]] مشهور و [[متواتر]] [[نبوی]]{{صل}} در [[غدیر خم]]: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} که اعلام رسمی [[نصب حضرت علی]]{{ع}} به [[امامت]] و [[جانشینی]] [[بلافصل]] [[رسول خدا]]{{صل}} از سوی خداست، از ریشه "[[ولی]]" و به معنای [[سرپرستی]] است که توضیح بیشتر آن در جای خودش خواهد آمد. | *بر این اساس، واژه [[مولی]] در [[روایت]] مشهور و [[متواتر]] [[نبوی]]{{صل}} در [[غدیر خم]]: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} که اعلام رسمی [[نصب حضرت علی]]{{ع}} به [[امامت]] و [[جانشینی]] [[بلافصل]] [[رسول خدا]]{{صل}} از سوی خداست، از ریشه "[[ولی]]" و به معنای [[سرپرستی]] است که توضیح بیشتر آن در جای خودش خواهد آمد. | ||
*از آنچه در معنای لغوی [[امام]] و ولی و [[قرابت]] معنایی این دو واژه آورده شد، بیاعتباری سخن برخی [[مخالفان]] [[شیعه]] [[آشکار]] میشود که گفتهاند، [[مولی]] به لحاظ لغت، ربطی به [[امام]] "مفترض الطاعة" مورد ادعای [[شیعه]] ندارد. این ادعای بدون [[دلیل]] و [[سند]] آنان بود که موجب شد تا [[شیخ مفید]]، رسالهای<ref>رسالة فی معنی المولی، شیخ مفید، نسخه خطی، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، قم، مجموعه شماره ۲۴۳.</ref> در ردّ دیدگاه آنها بنویسد و با استناد به سرودههای [[شاعران]] مُخضرم (شعرایی که دوره [[جاهلیت]] و [[اسلام]] را [[درک]] کردهاند)، نظیر اخطل، کمیت، [[قیس بن سعد بن عباده]] و [[حسان بن ثابت]]، ثابت کند که معنای ولی در [[حدیث]] یادشده، فقط [[امام]] است<ref>به نقل از امامتپژوهی، محمود یزدی مطلق و جمعی دیگر، ج۴۸.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۶-۱۷.</ref>. | *از آنچه در معنای لغوی [[امام]] و ولی و [[قرابت]] معنایی این دو واژه آورده شد، بیاعتباری سخن برخی [[مخالفان]] [[شیعه]] [[آشکار]] میشود که گفتهاند، [[مولی]] به لحاظ لغت، ربطی به [[امام]] "مفترض الطاعة" مورد ادعای [[شیعه]] ندارد. این ادعای بدون [[دلیل]] و [[سند]] آنان بود که موجب شد تا [[شیخ مفید]]، رسالهای<ref>رسالة فی معنی المولی، شیخ مفید، نسخه خطی، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، قم، مجموعه شماره ۲۴۳.</ref> در ردّ دیدگاه آنها بنویسد و با استناد به سرودههای [[شاعران]] مُخضرم (شعرایی که دوره [[جاهلیت]] و [[اسلام]] را [[درک]] کردهاند)، نظیر اخطل، کمیت، [[قیس بن سعد بن عباده]] و [[حسان بن ثابت]]، ثابت کند که معنای ولی در [[حدیث]] یادشده، فقط [[امام]] است<ref>به نقل از امامتپژوهی، محمود یزدی مطلق و جمعی دیگر، ج۴۸.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۶-۱۷.</ref>. | ||
==اصل معنای لغوی== | |||
*اصل معنای این واژه، شدّت [[قرب]] و نزدیکی دو شیء یا بیشتر به یکدیگر است<ref>معجم مقاییس اللغه (ط. مکتب الاعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ج۶، ص۱۴۱.</ref>؛ به گونهای که هیچ حدّ فاصلی میان آنان نباشد<ref>المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی (مؤسسه دارالهجره، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. از اینجا روشن میشود، که سایر معانی در باب ولایت، از قبیل [[دوستی]]، رابطه نَسَبی، [[یاری]] و همکیشی، معنای لازم و استعاری [[قرب]] است. | *اصل معنای این واژه، شدّت [[قرب]] و نزدیکی دو شیء یا بیشتر به یکدیگر است<ref>معجم مقاییس اللغه (ط. مکتب الاعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ج۶، ص۱۴۱.</ref>؛ به گونهای که هیچ حدّ فاصلی میان آنان نباشد<ref>المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی (مؤسسه دارالهجره، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. از اینجا روشن میشود، که سایر معانی در باب ولایت، از قبیل [[دوستی]]، رابطه نَسَبی، [[یاری]] و همکیشی، معنای لازم و استعاری [[قرب]] است. | ||
*بنابراین، سایر معانی که در واژه ولایت گفته شده، با توجّه به معنای اصلی، یعنی شدّت [[قرابت]] و نزدیکی، باید ترجمه شود<ref>مفردات الفاظ القرآن (ط. دارالقلم - الدار الشامیه، ۱۴۱۲ ه.ق.)، ص۸۸۵.</ref>. هنگامی که این واژه درباره [[روابط]] [[انسانی]] و [[امور اجتماعی]] به کار میرود، بیانگر [[تدبیر]] و ولایت [[ولی امر]] بر مولَّیعلیه خود است. چنانکه ابناثیر، معنای اصلی ولایت را مقیّد به سه قید مینماید که اگر با هم جمع نشوند، معنای ولایت محقّق نمیگردد؛ آن سه شرط عبارتنداز: [[تدبیر]]، [[قدرت]] بر [[اعمال]] [[تدبیر]] و فعلیّت آن<ref>النهایه فی غریب الحدیث و الاثر (ط. مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۳۶۷ ه.ش.)، ج۵، ص۲۲۷.</ref>. به همین [[دلیل]] است که [[ابنمنظور]] "[[ولیّ]]" را به معنای مدبّر و [[متصرّف]] درامور عالم میداند و میگوید: {{عربی|الْوَلِيُّ؛ المُتَوَلِّي لأُمورِ العالَمِ و الخلائق، القائمُ بها، و من أسمائه عزّ و جلّ: الوَالِي: و هو مالِكُ الأَشْياءِ جَمِيعها المُتَصَرِّفُ فيها}}<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع - دار صادر، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۱۵، ص۴۰۷.</ref>. | *بنابراین، سایر معانی که در واژه ولایت گفته شده، با توجّه به معنای اصلی، یعنی شدّت [[قرابت]] و نزدیکی، باید ترجمه شود<ref>مفردات الفاظ القرآن (ط. دارالقلم - الدار الشامیه، ۱۴۱۲ ه.ق.)، ص۸۸۵.</ref>. هنگامی که این واژه درباره [[روابط]] [[انسانی]] و [[امور اجتماعی]] به کار میرود، بیانگر [[تدبیر]] و ولایت [[ولی امر]] بر مولَّیعلیه خود است. چنانکه ابناثیر، معنای اصلی ولایت را مقیّد به سه قید مینماید که اگر با هم جمع نشوند، معنای ولایت محقّق نمیگردد؛ آن سه شرط عبارتنداز: [[تدبیر]]، [[قدرت]] بر [[اعمال]] [[تدبیر]] و فعلیّت آن<ref>النهایه فی غریب الحدیث و الاثر (ط. مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۳۶۷ ه.ش.)، ج۵، ص۲۲۷.</ref>. به همین [[دلیل]] است که [[ابنمنظور]] "[[ولیّ]]" را به معنای مدبّر و [[متصرّف]] درامور عالم میداند و میگوید: {{عربی|الْوَلِيُّ؛ المُتَوَلِّي لأُمورِ العالَمِ و الخلائق، القائمُ بها، و من أسمائه عزّ و جلّ: الوَالِي: و هو مالِكُ الأَشْياءِ جَمِيعها المُتَصَرِّفُ فيها}}<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع - دار صادر، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۱۵، ص۴۰۷.</ref>. | ||
*نتیجه آنکه: واژه ولایت، با وجود معانی فراوانی که برای آن ذکر شده، یک معنای اصلی دارد که سایر معانی به آن باز میگردد و آن "شدّت [[قرابت]]" میان دوشیء است؛ به گونهای که چیزی میان آن دو حائل نباشد؛ و الا او ولی خواهد بود<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق)، ج۱۰، صص ۸۸ و ۸۹ و ج۱۳، صص ۳۱۷ و ۳۱۸.</ref>. سایر معانی ولایت، با قرائن دیگر بر آن میشود؛ از جمله: [[ولاء]] [[حبّ]]، [[ولاء]] عتق، [[نصرت]]، [[قرابت]]، [[سلطنت]] و [[تدبیر]]<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۴۵۲.</ref>. | *نتیجه آنکه: واژه ولایت، با وجود معانی فراوانی که برای آن ذکر شده، یک معنای اصلی دارد که سایر معانی به آن باز میگردد و آن "شدّت [[قرابت]]" میان دوشیء است؛ به گونهای که چیزی میان آن دو حائل نباشد؛ و الا او ولی خواهد بود<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق)، ج۱۰، صص ۸۸ و ۸۹ و ج۱۳، صص ۳۱۷ و ۳۱۸.</ref>. سایر معانی ولایت، با قرائن دیگر بر آن میشود؛ از جمله: [[ولاء]] [[حبّ]]، [[ولاء]] عتق، [[نصرت]]، [[قرابت]]، [[سلطنت]] و [[تدبیر]]<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۴۵۲.</ref>. | ||
==[[جایگاه]] ولایت در [[نظام تکوین]]== | ==[[جایگاه]] ولایت در [[نظام تکوین]]== | ||
*در [[نظام تکوین]]، چنین [[قربی]]، به [[ارتباط]] وجودی میان علّت و معلول ختم میشود و چون [[خداوند]] [[خالق]] هستی است و هرگز مخلوق از [[خالق]] خود جدا نیست، بنابراین [[خداوند]] [[ولیّ]] همه موجودات در [[نظام آفرینش]] است و اقرب به آنها نسبت به خودشان است. در [[آیات]] مختلف [[قرآن]]، ضمن اشاره به این [[مقام]]، به [[دلیل]] آن نیز اشاره شده است. در [[سوره]] [[مبارکه]] [[نساء]]، [[مقام]] [[مالکیّت]] و فرمانروایی [[الهی]]، دیل بر شدّت [[قرابت]] [[پروردگار]] بیان شده: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا}}<ref>«و آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداوند است و خداوند به هر چیزی، نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۲۶.</ref> | *در [[نظام تکوین]]، چنین [[قربی]]، به [[ارتباط]] وجودی میان علّت و معلول ختم میشود و چون [[خداوند]] [[خالق]] هستی است و هرگز مخلوق از [[خالق]] خود جدا نیست، بنابراین [[خداوند]] [[ولیّ]] همه موجودات در [[نظام آفرینش]] است و اقرب به آنها نسبت به خودشان است. در [[آیات]] مختلف [[قرآن]]، ضمن اشاره به این [[مقام]]، به [[دلیل]] آن نیز اشاره شده است. در [[سوره]] [[مبارکه]] [[نساء]]، [[مقام]] [[مالکیّت]] و فرمانروایی [[الهی]]، دیل بر شدّت [[قرابت]] [[پروردگار]] بیان شده: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا}}<ref>«و آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداوند است و خداوند به هر چیزی، نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۲۶.</ref> | ||