جز
جایگزینی متن - ']]' به ' [['
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
جز (جایگزینی متن - ']]' به ' [[') |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
#امر اطیعوا به صورت مطلق آمده است، یعنی [[خداوند]] [[دستور]] به [[تبعیت]] از [[رسول]] خود و اولوالامر داده است بدون آنکه این تبعیت مشروط به [[زمان]] یا مکان یا هر قید دیگر باشد. برای توضیح این مطلب باید گفت: خداوند در [[سوره عنکبوت]] دستور به تبعیت از [[پدر]] و [[مادر]] داده است و [[اطاعت]] از آن دو را مشروط به غیر [[کفر]] کرده است<ref>{{متن قرآن|وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}«و به آدمی سپردهایم به پدر و مادرش نکویی کند و اگر در تو کوشیدند تا چیزی را که دانشی درباره آن نداری شریک من سازی، از آن دو فرمان نبر! بازگشتتان به سوی من است آنگاه من شما را از آنچه انجام میدادید آگاه خواهم کرد» سوره عنکبوت، آیه ۸.</ref>؛ یعنی در صورتی که پدر و مادر، شما را امر کرده که به خداوند کفر بورزید و برای او [[شریک]] قرار بدهید شما موظف هستید نپذیرید، اما بقیه [[اوامر]] ایشان را انجام دهید. اما اطاعتی که در آیه مورد بحث آمده، هیچ قید و شرطی برای آن نیست و [[آیات]] دیگری نیز [[شاهد]] بر معنای فوق بوده و هر نوع [[نافرمانی]] از رسول{{صل}}، نافرمانی از خداوند تلقی شده<ref>سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> و هر نوع [[تبعیت از پیامبر]] [[خدا]]، [[اطاعت از خداوند]] تلقی شده است<ref>{{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>. البته نکته حائز اهمیت آن است که در آیه مذکور، اولوالامر بدون تکرار "اطیعوا" عطف بر رسول شده است و این گویای این مطلب است که [[اطاعت از اولوالامر]] هیچ تفاوتی با [[اطاعت از رسول]] ندارد و همان گونه که اطاعت از رسول بدون قید و شرط است،[[اطاعت]] از اولو الامر نیز بدون قید و شرط است<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۴۹۳.</ref><ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص۵۸.</ref> | #امر اطیعوا به صورت مطلق آمده است، یعنی [[خداوند]] [[دستور]] به [[تبعیت]] از [[رسول]] خود و اولوالامر داده است بدون آنکه این تبعیت مشروط به [[زمان]] یا مکان یا هر قید دیگر باشد. برای توضیح این مطلب باید گفت: خداوند در [[سوره عنکبوت]] دستور به تبعیت از [[پدر]] و [[مادر]] داده است و [[اطاعت]] از آن دو را مشروط به غیر [[کفر]] کرده است<ref>{{متن قرآن|وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}«و به آدمی سپردهایم به پدر و مادرش نکویی کند و اگر در تو کوشیدند تا چیزی را که دانشی درباره آن نداری شریک من سازی، از آن دو فرمان نبر! بازگشتتان به سوی من است آنگاه من شما را از آنچه انجام میدادید آگاه خواهم کرد» سوره عنکبوت، آیه ۸.</ref>؛ یعنی در صورتی که پدر و مادر، شما را امر کرده که به خداوند کفر بورزید و برای او [[شریک]] قرار بدهید شما موظف هستید نپذیرید، اما بقیه [[اوامر]] ایشان را انجام دهید. اما اطاعتی که در آیه مورد بحث آمده، هیچ قید و شرطی برای آن نیست و [[آیات]] دیگری نیز [[شاهد]] بر معنای فوق بوده و هر نوع [[نافرمانی]] از رسول{{صل}}، نافرمانی از خداوند تلقی شده<ref>سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> و هر نوع [[تبعیت از پیامبر]] [[خدا]]، [[اطاعت از خداوند]] تلقی شده است<ref>{{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>. البته نکته حائز اهمیت آن است که در آیه مذکور، اولوالامر بدون تکرار "اطیعوا" عطف بر رسول شده است و این گویای این مطلب است که [[اطاعت از اولوالامر]] هیچ تفاوتی با [[اطاعت از رسول]] ندارد و همان گونه که اطاعت از رسول بدون قید و شرط است،[[اطاعت]] از اولو الامر نیز بدون قید و شرط است<ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۴۹۳.</ref><ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص۵۸.</ref> | ||
#حال که باید در همه موارد بدون هیچ قیدی از [[اولوالامر]] [[تبعیت]] کنیم، اگر اولوالامر [[معصوم]] نباشند و احتمال [[گناه]] و [[خطا]] در ایشان برود لازمهاش این است که [[خداوند]][[امر]] به [[پیروی]] از [[خطاکار]] یا [[گناهکار]] کرده باشد. به عبارت دیگر اگر اولوالامر معصوم نباشند و به فعل حرامی امر کنند، میان دو [[فرمان خداوند]] [[تعارض]] پیش میآید؛ زیرا از سویی [[واجب]] است از اولوالامر اطاعت کنیم و فعل [[حرام]] انجام دهیم و از سوی دیگر آن فعل حرام است و خداوند هرگز به [[فحشا]] و گناه امر نمیکند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز میدارد؛ به شما اندرز میدهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref><ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۴۹۳.</ref><ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی| مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)| راه و راهنماشناسی]]، ص۲۰۶؛ [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص۲۱۲-۲۳۳.</ref> | #حال که باید در همه موارد بدون هیچ قیدی از [[اولوالامر]] [[تبعیت]] کنیم، اگر اولوالامر [[معصوم]] نباشند و احتمال [[گناه]] و [[خطا]] در ایشان برود لازمهاش این است که [[خداوند]] [[امر]] به [[پیروی]] از [[خطاکار]] یا [[گناهکار]] کرده باشد. به عبارت دیگر اگر اولوالامر معصوم نباشند و به فعل حرامی امر کنند، میان دو [[فرمان خداوند]] [[تعارض]] پیش میآید؛ زیرا از سویی [[واجب]] است از اولوالامر اطاعت کنیم و فعل [[حرام]] انجام دهیم و از سوی دیگر آن فعل حرام است و خداوند هرگز به [[فحشا]] و گناه امر نمیکند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز میدارد؛ به شما اندرز میدهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref><ref>علامه حلی، کشف المراد، ص۴۹۳.</ref><ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی| مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)| راه و راهنماشناسی]]، ص۲۰۶؛ [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]]، ص۲۱۲-۲۳۳.</ref> | ||
بنابراین لازمه [[اطاعت]] مطلق از شخصی، [[عصمت]] اوست. پس آنچه از [[آیه]] استفاده میشود عصمت اولو الامر است و این چنین مدعای [[شیعه]] ثابت میشود؛ چراکه در میان [[علمای اسلام]] فقط شیعه قائل به عصمت [[دوازده امام]] است، پس تنها مصداق اولوالامر [[امامان دوازده گانه]] شیعه هستند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان، ج۳، ص۱۰۰؛ مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدةالبیان، ص۶۸۷؛ طباطبائی، محمد بن حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۸۹ ـ ۳۹۱.</ref>. | بنابراین لازمه [[اطاعت]] مطلق از شخصی، [[عصمت]] اوست. پس آنچه از [[آیه]] استفاده میشود عصمت اولو الامر است و این چنین مدعای [[شیعه]] ثابت میشود؛ چراکه در میان [[علمای اسلام]] فقط شیعه قائل به عصمت [[دوازده امام]] است، پس تنها مصداق اولوالامر [[امامان دوازده گانه]] شیعه هستند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان، ج۳، ص۱۰۰؛ مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدةالبیان، ص۶۸۷؛ طباطبائی، محمد بن حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۸۹ ـ ۳۹۱.</ref>. | ||
اگرچه برخی از علمای [[اهل سنت]] عصمت اولوالامر را پذیرفتهاند، اما مصداق آن را [[اهل بیت]]{{ع}} نمیدانند. به عنوان نمونه [[فخر رازی]] در این زمینه اولوالامر را [[اجماع امت]] میداند و عصمت آن را چنین تقریر میکند: "کسی که [[خدا]] اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما باید [[معصوم]] باشد؛ زیرا اگر [[معصوم از خطا]] نباشد به هنگامی که مرتکب اشتباهی میشود، [[خداوند]][[اطاعت]] او را لازم شمرده و [[پیروی]] از او را در [[انجام خطا]] لازم دانسته و این خود یک نوع تضاد در [[حکم الهی]] ایجاد میکند؛ زیرا از یک طرف انجام آن [[عمل]][[ممنوع]] است و از طرف دیگر پیروی از "[[اولوا الامر]]" لازم است و این موجب [[اجتماع]]"[[امر]]" و" [[نهی]]" میشود<ref>فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۴، ص۱۱۳.</ref>. | اگرچه برخی از علمای [[اهل سنت]] عصمت اولوالامر را پذیرفتهاند، اما مصداق آن را [[اهل بیت]]{{ع}} نمیدانند. به عنوان نمونه [[فخر رازی]] در این زمینه اولوالامر را [[اجماع امت]] میداند و عصمت آن را چنین تقریر میکند: "کسی که [[خدا]] اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما باید [[معصوم]] باشد؛ زیرا اگر [[معصوم از خطا]] نباشد به هنگامی که مرتکب اشتباهی میشود، [[خداوند]] [[اطاعت]] او را لازم شمرده و [[پیروی]] از او را در [[انجام خطا]] لازم دانسته و این خود یک نوع تضاد در [[حکم الهی]] ایجاد میکند؛ زیرا از یک طرف انجام آن [[عمل]] [[ممنوع]] است و از طرف دیگر پیروی از "[[اولوا الامر]]" لازم است و این موجب [[اجتماع]]"[[امر]]" و" [[نهی]]" میشود<ref>فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۴، ص۱۱۳.</ref>. | ||
اگر چه در برخی از [[روایات اهل سنت]]، [[اهل بیت]]{{ع}} مصداق [[اولوالامر]] شمرده شده است، لکن کسی از [[مفسران اهل سنت]] بدان [[معتقد]] نیست<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی| مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)| راه و راهنماشناسی]]، ص۲۰۶؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۳۰؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص۵۴؛ [[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref>. | اگر چه در برخی از [[روایات اهل سنت]]، [[اهل بیت]]{{ع}} مصداق [[اولوالامر]] شمرده شده است، لکن کسی از [[مفسران اهل سنت]] بدان [[معتقد]] نیست<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی| مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[راه و راهنماشناسی (کتاب)| راه و راهنماشناسی]]، ص۲۰۶؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۳۰؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص۵۴؛ [[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref>. | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
#'''[[عصمت]]:''' این ویژگی در بحث [[اثبات]] نظریه [[شیعه]] به صورت کامل مورد بررسی قرار گرفت. | #'''[[عصمت]]:''' این ویژگی در بحث [[اثبات]] نظریه [[شیعه]] به صورت کامل مورد بررسی قرار گرفت. | ||
#'''[[زعامت]] و [[امامت]] [[اولوالامر]]:''' بر اساس [[آیه ۵۹ سوره نساء]]، [[تبعیت]] از اولوالامر که دارای ویژگی عصمت نیز هستند، ضروری است. اهمیت [[پیروی]] از اولوالامر به اندازهای است که در کنار تبعیت از [[رسول اکرم]]{{صل}} قرار گرفته است. این مطلب به دلالت[[امر]] در اطیعوا بر [[وجوب]] تبعیت است. | #'''[[زعامت]] و [[امامت]] [[اولوالامر]]:''' بر اساس [[آیه ۵۹ سوره نساء]]، [[تبعیت]] از اولوالامر که دارای ویژگی عصمت نیز هستند، ضروری است. اهمیت [[پیروی]] از اولوالامر به اندازهای است که در کنار تبعیت از [[رسول اکرم]]{{صل}} قرار گرفته است. این مطلب به دلالت[[امر]] در اطیعوا بر [[وجوب]] تبعیت است. | ||
#'''[[لزوم اطاعت]] از اولو الامر:''' یکی از وظایفی که [[امت]] در مقابل اولوالامر دارند، [[اطاعت محض]] از ایشان است. به استناد [[آیه]] ۵۹ [[سوره]] [[مبارکه]] [[نساء]]، [[مسلمانان]] بایستی از [[پیامبر]] و اولوالامر{{ع}}[[اطاعت]] کنند و این [[لزوم]]، از امر "اطیعوا" استفاده میشود. نکته حائز اهمیت آن است که در این آیه، [[دستور]] به [[اطاعت از پیامبر]] قرین دستور به [[اطاعت]] از خداست و دستور به اطاعت از پیامبر و اولو الامر با یک اطیعو آمده است و این نشان دهنده آن است، همان طور که اطاعت از پیامبر لازم است، به همان شیوه و اطلاق اطاعت از اولو الامر نیز [[واجب]] است. آنچه که روشن است [[اطاعت خدا]] بالذات یعنی به خاطر خود خداست (و ما در مقابل کسی که تمام وجودمان از اوست و بندۀ او هستیم باید [[خاضع]] و [[مطیع]] او باشیم)، [[ولی]] اطاعت از پیامبر{{صل}} مولود اطاعت از [[پروردگار]] است؛ چراکه پیامبر نیز از روی [[هوی و هوس]][[سخن]] نمیگوید و آنچه که [[خداوند]] فرموده را بیان میکند. بنابراین شاید تکرار اطیعوا اشاره به این مطلب باشد<ref>ر.ک: [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)| تفسیر نمونه]]، ج۳، ص۴۳۵.</ref>. | #'''[[لزوم اطاعت]] از اولو الامر:''' یکی از وظایفی که [[امت]] در مقابل اولوالامر دارند، [[اطاعت محض]] از ایشان است. به استناد [[آیه]] ۵۹ [[سوره]] [[مبارکه]] [[نساء]]، [[مسلمانان]] بایستی از [[پیامبر]] و اولوالامر{{ع}}[[اطاعت]] کنند و این [[لزوم]]، از امر "اطیعوا" استفاده میشود. نکته حائز اهمیت آن است که در این آیه، [[دستور]] به [[اطاعت از پیامبر]] قرین دستور به [[اطاعت]] از خداست و دستور به اطاعت از پیامبر و اولو الامر با یک اطیعو آمده است و این نشان دهنده آن است، همان طور که اطاعت از پیامبر لازم است، به همان شیوه و اطلاق اطاعت از اولو الامر نیز [[واجب]] است. آنچه که روشن است [[اطاعت خدا]] بالذات یعنی به خاطر خود خداست (و ما در مقابل کسی که تمام وجودمان از اوست و بندۀ او هستیم باید [[خاضع]] و [[مطیع]] او باشیم)، [[ولی]] اطاعت از پیامبر{{صل}} مولود اطاعت از [[پروردگار]] است؛ چراکه پیامبر نیز از روی [[هوی و هوس]] [[سخن]] نمیگوید و آنچه که [[خداوند]] فرموده را بیان میکند. بنابراین شاید تکرار اطیعوا اشاره به این مطلب باشد<ref>ر.ک: [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)| تفسیر نمونه]]، ج۳، ص۴۳۵.</ref>. | ||
#'''برخورداری از [[قدرت]] [[استنباط]] صحیح و [[حجیّت]] آن بر [[مسلمانان]]:''' در [[آیه]] ۸۳ [[سوره نساء]] بر [[لزوم]] ارجاع مسائل مهم داخلی و [[خارجی]] به [[پیامبر]] و اولو الامر تاکید شده است. [[دلیل]] این ارجاع،[[فهم]] و استنباط عمیق پیامبر و [[صاحبان امر]] از مسائل و [[فهم]] مسائل پشت پرده است. [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ}}. اگر چنانچه آن مسائل را به پیامبر و صاحبان امر بازگردانند، به تحقیق کسانی که قدرت استنباط و استخراج حقائق را دارند به این مسائل آگاهند. یکی از [[مفسرین]] ذیل آیه چنین میفرماید: "یستنبطونه" در اصل از ماده" نبط" (بر وزن فقط) است و به معنی نخستین آبی است که از [[چاه]] میکشند و از ریشههای [[زمین]] استخراج میگردد و به همین جهت استفاده کردن هر حقیقتی از دلائل و شواهد مختلف و استخراج کردن آن از مدارک موجود،" استنباط" نامیده میشود، خواه در مسائل [[فقهی]] باشد یا در مسائل [[فلسفی]] و [[سیاسی]] و [[علمی]]. منظور از أُولِی الْأَمْرِ ([[صاحبان فرمان]]) در اینجا کسانی هستند که قدرت تشخیص و احاطه [[کافی]] به مسائل مختلف دارند و میتوانند" [[حقایق]]" را از" [[شایعات]] بیاساس" و مطالب [[راستین]] را از نادرست برای [[مردم]] روشن سازند که در [[درجه]] اول [[پیغمبر]] {{صل}} و [[ائمه اهل بیت]] {{ع}} [[جانشینان]] او و در درجه بعد دانشمندانی هستند که در این گونه مسائل صاحبنظرند"<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)| تفسیر نمونه]]، ج۴، ص۳۱.</ref>. [[صاحب تفسیر المیزان]] مینویسد: "مراد از [[علم]] در "لعلمه" تمییز [[حق]] از [[باطل]] و [[صدق]] از [[کذب]] است"<ref>طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۳.</ref>. بنابراین پیامبر و [[اولوالامر]] قدرت تشخیص حق از باطل و صدق از کذب مسائل را دارند. | #'''برخورداری از [[قدرت]] [[استنباط]] صحیح و [[حجیّت]] آن بر [[مسلمانان]]:''' در [[آیه]] ۸۳ [[سوره نساء]] بر [[لزوم]] ارجاع مسائل مهم داخلی و [[خارجی]] به [[پیامبر]] و اولو الامر تاکید شده است. [[دلیل]] این ارجاع،[[فهم]] و استنباط عمیق پیامبر و [[صاحبان امر]] از مسائل و [[فهم]] مسائل پشت پرده است. [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ}}. اگر چنانچه آن مسائل را به پیامبر و صاحبان امر بازگردانند، به تحقیق کسانی که قدرت استنباط و استخراج حقائق را دارند به این مسائل آگاهند. یکی از [[مفسرین]] ذیل آیه چنین میفرماید: "یستنبطونه" در اصل از ماده" نبط" (بر وزن فقط) است و به معنی نخستین آبی است که از [[چاه]] میکشند و از ریشههای [[زمین]] استخراج میگردد و به همین جهت استفاده کردن هر حقیقتی از دلائل و شواهد مختلف و استخراج کردن آن از مدارک موجود،" استنباط" نامیده میشود، خواه در مسائل [[فقهی]] باشد یا در مسائل [[فلسفی]] و [[سیاسی]] و [[علمی]]. منظور از أُولِی الْأَمْرِ ([[صاحبان فرمان]]) در اینجا کسانی هستند که قدرت تشخیص و احاطه [[کافی]] به مسائل مختلف دارند و میتوانند" [[حقایق]]" را از" [[شایعات]] بیاساس" و مطالب [[راستین]] را از نادرست برای [[مردم]] روشن سازند که در [[درجه]] اول [[پیغمبر]] {{صل}} و [[ائمه اهل بیت]] {{ع}} [[جانشینان]] او و در درجه بعد دانشمندانی هستند که در این گونه مسائل صاحبنظرند"<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه (کتاب)| تفسیر نمونه]]، ج۴، ص۳۱.</ref>. [[صاحب تفسیر المیزان]] مینویسد: "مراد از [[علم]] در "لعلمه" تمییز [[حق]] از [[باطل]] و [[صدق]] از [[کذب]] است"<ref>طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۳.</ref>. بنابراین پیامبر و [[اولوالامر]] قدرت تشخیص حق از باطل و صدق از کذب مسائل را دارند. | ||
#'''علم [[جامع]] اولو الامر:''' زمانی که قدرت استنباط صحیح برای اولو الامر از [[آیه شریفه]][[ثابت]] شد، لازمهاش آن است که علم جامع فراگیر یا [[علم به غیب]] برای ایشان ثابت باشد؛ چراکه یکی از مقدمات [[استنباط]] درست، [[علم]] [[جامع]] و اشراف کامل به مسائل پیرامون موضوع خاص است و زمانی استنباط منجر به تحلیل درست و واقع میگردد که این شخص [[عالم]] به تمامی ابعاد مورد نظر باشد. بنابراین آنچه که از [[آیه]] استفاده میشود علم جامع به همه ابعاد موضوع است<ref>طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۳.</ref>. | #'''علم [[جامع]] اولو الامر:''' زمانی که قدرت استنباط صحیح برای اولو الامر از [[آیه شریفه]] [[ثابت]] شد، لازمهاش آن است که علم جامع فراگیر یا [[علم به غیب]] برای ایشان ثابت باشد؛ چراکه یکی از مقدمات [[استنباط]] درست، [[علم]] [[جامع]] و اشراف کامل به مسائل پیرامون موضوع خاص است و زمانی استنباط منجر به تحلیل درست و واقع میگردد که این شخص [[عالم]] به تمامی ابعاد مورد نظر باشد. بنابراین آنچه که از [[آیه]] استفاده میشود علم جامع به همه ابعاد موضوع است<ref>طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۳.</ref>. | ||
#'''[[وظیفه]] [[اولوالامر]] در برابر [[مردم]]:''' از آیه ۸۳ [[سوره]] [[مبارکه]] [[نساء]] استفاده میشود، لازم است [[اخبار]] [[امنیتی]] را برای تحلیل و حتی نشر آن ابتداء به [[پیامبر]] و اولوالامر{{ع}} ارجاع داد. در آیه مذکور ابتدا افراد [[ضعیف الایمان]] یا [[منافقان]] را [[نکوهش]] کرده و مسیر درست نشر اخبار را معین میکند و آن [[لزوم]] مراجعه به پیامبر و اولوالامر است، کسانی که [[صدق]] را از [[کذب]] و [[حق]] را از ناحق تشخیص داده و نسبت به مسائل تحلیل صحیح دارند. بنابراین آنان وظیفه دارند قبل از هر چیز با [[رهبران]] و [[پیشوایان]] خود اخبار را در میان بگذارند تا بدین سبب از انداختن [[رعب]] و [[وحشت]] در میان [[مسلمانان]] یا خوش خیالی از [[پیروزی]] کاذب جلوگیری شود<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۳۰.</ref>. آنچه که از آیه ۸۳ [[سوره نساء]] استفاده میشود این است که اخبار [[جبهه]] و [[اسرار]] [[نظامی]] باید به یک نقطه برسد و پس از ارزیابی و تشخیص به اندازۀ [[مصلحت]] منتشر گردد و اینکه عموم مردم بایستی به [[اهل]] استنباط ([[اهل بیت]]{{ع}})<ref>{{متن حدیث|عن أبی جعفر{{ع}} فی قوله: «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ» قال: هم الائمة}}؛ الحویزی، عبد علی، تفسیر نور اثقلین، ج۱، ص۵۲۳.</ref>مراجعه کند. بنابراین اولوالامر دو وظیفه در مقابل مراجعه عموم مردم بر عهده دارند: | #'''[[وظیفه]] [[اولوالامر]] در برابر [[مردم]]:''' از آیه ۸۳ [[سوره]] [[مبارکه]] [[نساء]] استفاده میشود، لازم است [[اخبار]] [[امنیتی]] را برای تحلیل و حتی نشر آن ابتداء به [[پیامبر]] و اولوالامر{{ع}} ارجاع داد. در آیه مذکور ابتدا افراد [[ضعیف الایمان]] یا [[منافقان]] را [[نکوهش]] کرده و مسیر درست نشر اخبار را معین میکند و آن [[لزوم]] مراجعه به پیامبر و اولوالامر است، کسانی که [[صدق]] را از [[کذب]] و [[حق]] را از ناحق تشخیص داده و نسبت به مسائل تحلیل صحیح دارند. بنابراین آنان وظیفه دارند قبل از هر چیز با [[رهبران]] و [[پیشوایان]] خود اخبار را در میان بگذارند تا بدین سبب از انداختن [[رعب]] و [[وحشت]] در میان [[مسلمانان]] یا خوش خیالی از [[پیروزی]] کاذب جلوگیری شود<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۳۰.</ref>. آنچه که از آیه ۸۳ [[سوره نساء]] استفاده میشود این است که اخبار [[جبهه]] و [[اسرار]] [[نظامی]] باید به یک نقطه برسد و پس از ارزیابی و تشخیص به اندازۀ [[مصلحت]] منتشر گردد و اینکه عموم مردم بایستی به [[اهل]] استنباط ([[اهل بیت]]{{ع}})<ref>{{متن حدیث|عن أبی جعفر{{ع}} فی قوله: «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ» قال: هم الائمة}}؛ الحویزی، عبد علی، تفسیر نور اثقلین، ج۱، ص۵۲۳.</ref>مراجعه کند. بنابراین اولوالامر دو وظیفه در مقابل مراجعه عموم مردم بر عهده دارند: | ||
##بررسی اخبار امنیتی و کنترل آنها و تشخیص درست از نادرست. | ##بررسی اخبار امنیتی و کنترل آنها و تشخیص درست از نادرست. | ||