پرش به محتوا

آزادی مسئولانه: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۰۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آزادی
| موضوع مرتبط = آزادی
| عنوان مدخل  = آزادی مسئولانه
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[آزادی مسئولانه در حدیث]] - [[آزادی مسئولانه در کلام اسلامی]] - [[آزادی مسئولانه در فقه سیاسی]]
| مداخل مرتبط = [[آزادی مسئولانه در فقه سیاسی]]
| پرسش مرتبط  = آزادی (پرسش)
| پرسش مرتبط  = آزادی (پرسش)
}}
}}
[[انسان]] بر اساس مبانی [[اسلام]] مسؤول آفریده شده است و در قبال [[رفتار]] و [[گفتار]] خویش باید پاسخگو باشد. همچنین در مقابل نعم [[الهی]] [[مسؤولیت]] دارد. از طرفی دیگر انسان [[آزاد]] آفریده شده ولی آزادی در چارچوب [[قانون]] و باید حدود آنرا بداند. '''آزادی مسئولانه'''، انسان را از [[تحریف]] [[حقیقت]]، [[فریب]] و تقلب، ارائه دیدگاه [[باطل]] و [[مدح]] ناشایستگان دور می‌سازد.


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۱۱: خط ۱۳:
آزادی بیان در دیدگاه [[اسلام]] همراه با سفارش‌ها و توصیه‌هایی است که از اینها [[کشف]] می‌شود هر [[آزادی بیان]] که به ضرر مادی یا [[معنوی]] انسانی، مورد بهره‌برداری قرار بگیرد، آزادی نامعقول خواهد بود<ref>محمدتقی جعفری، حقوق جهانی بشر، ص۴۰۸.</ref>، این نوع آزادی را می‌توان آزادی غیرمسئولانه نامید. [[آزادی سیاسی]] آن گاه که همراه با مسئولیت گردد، فرد به طور خودکار می‌پذیرد که [[رفتار]] و گفتار [[ناشایست]] نداشته باشد.
آزادی بیان در دیدگاه [[اسلام]] همراه با سفارش‌ها و توصیه‌هایی است که از اینها [[کشف]] می‌شود هر [[آزادی بیان]] که به ضرر مادی یا [[معنوی]] انسانی، مورد بهره‌برداری قرار بگیرد، آزادی نامعقول خواهد بود<ref>محمدتقی جعفری، حقوق جهانی بشر، ص۴۰۸.</ref>، این نوع آزادی را می‌توان آزادی غیرمسئولانه نامید. [[آزادی سیاسی]] آن گاه که همراه با مسئولیت گردد، فرد به طور خودکار می‌پذیرد که [[رفتار]] و گفتار [[ناشایست]] نداشته باشد.


به بیان [[شهید مطهری]]، با توجه به عنصر مسئولیت، انسان نمی‌تواند به بهانه آزادی در برابر جهالت‌سازی و اغراء به [[جهل]]، تثبیت [[جهالت]] مردم و [[تحکیم]] [[عقاید]] سخیف و [[خرافی]] نظیر بت‌فروشی و صلیب‌فروشی، ساکت و بی‌خیال بود. بعضی این [[کارها]] را به نام آزادی و [[احترام]] به [[عقیده]] [[تأیید]] می‌کنند و می‌گویند حیثیت ذاتی [[بشر]] او را لازم الاحترام کرده و لازمه احترام به بشر، احترام به [[عقاید]] و [[مقدسات]] اوست، هر چه باشد ولو [[بت]] باشد؛ اما در واقع، احترام به بشر و حیثیت ذاتی او ایجاب می‌کند تا این زنجیرها را که به دست خود بسته است، باز کنیم نه اینکه چون دست خود را بسته است، پس لازم الاحترام است؛ با این رویکرد است که [[قرآن کریم]]، عمل [[ابراهیم]] [[بت‌شکن]] و [[موسی]]{{ع}} که [[گوساله سامری]] را [[آتش]] زد، تأیید می‌کند، آن‌گاه که [[حضرت موسی]]{{ع}} خطاب به [[سامری]] فرمود: {{متن قرآن|قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا}}<ref>«(موسی) گفت: برو که تو را در زندگی (کیفر) این است که بگویی: (به من) دست نزنید! و تو را موعدی است که در آن با تو خلاف نمی‌ورزند و (اینک) در خدایت که پیوسته در خدمتش بودی بنگر که آن را می‌سوزانیم سپس (خاکستر) آن را در دریا به هر سو می‌پاشیم» سوره طه، آیه ۹۷.</ref>.
به بیان [[شهید مطهری]]، با توجه به عنصر مسئولیت، انسان نمی‌تواند به بهانه آزادی در برابر جهالت‌سازی و اغراء به [[جهل]]، تثبیت [[جهالت]] مردم و [[تحکیم]] [[عقاید]] سخیف و [[خرافی]] نظیر بت‌فروشی و صلیب‌فروشی، ساکت و بی‌خیال بود. بعضی این [[کارها]] را به نام آزادی و [[احترام]] به [[عقیده]] [[تأیید]] می‌کنند و می‌گویند حیثیت ذاتی [[بشر]] او را لازم الاحترام کرده و لازمه احترام به بشر، احترام به [[عقاید]] و [[مقدسات]] اوست، هر چه باشد ولو [[بت]] باشد؛ اما در واقع، احترام به بشر و حیثیت ذاتی او ایجاب می‌کند تا این زنجیرها را که به دست خود بسته است، باز کنیم نه اینکه چون دست خود را بسته است، پس لازم الاحترام است؛ با این رویکرد است که [[قرآن کریم]]، عمل [[ابراهیم]] [[بت‌شکن]] و [[موسی]] {{ع}} که [[گوساله سامری]] را [[آتش]] زد، تأیید می‌کند، آن‌گاه که [[حضرت موسی]] {{ع}} خطاب به [[سامری]] فرمود: {{متن قرآن|قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا}}<ref>«(موسی) گفت: برو که تو را در زندگی (کیفر) این است که بگویی: (به من) دست نزنید! و تو را موعدی است که در آن با تو خلاف نمی‌ورزند و (اینک) در خدایت که پیوسته در خدمتش بودی بنگر که آن را می‌سوزانیم سپس (خاکستر) آن را در دریا به هر سو می‌پاشیم» سوره طه، آیه ۹۷.</ref>.


یا آنکه عمل [[رسول خدا]]{{صل}} که [[بت‌ها]] را [[شکست]] و دور ریخت، تصویب می‌گردد، سپس ایشان به کارهایی اشاره می‌کند که برای نمونه گفته می‌شود [[ملکه]] [[انگلستان]] یا [[دولت]] [[انگلیس]]، به بت‌پرست‌ها اجازه [[بتخانه]] می‌دهد و نام آن را [[آزادی‌خواهی]] و [[دموکراسی]] می‌گذارد و بر این امر تأکید دارد که این امور از لحاظ [[سیاست]] به مفهوم امروز صحیح است، اما از لحاظ [[بشریت]]، غلط است<ref>ر. ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۰، ص۵۵۴.</ref> به نظر می‌رسد عامل اصلی همه این امور عدم توجه [[انسان]] به نقش مسئولیت‌دار اوست؛ اما اگر به معنی [[واقعی]] کلمه، دولت یا صاحب قدرتی، خود را در برابر [[اعمال]] دیگران، [[مسئول]] شناسد، چو می‌بیند که [[نابینا]] و [[چاه]] است، به نام [[آزادی]] [[منتظر]] نمی‌ماند تا فرد در [[چاه]] [[گمراهی]] [[سقوط]] کند.
یا آنکه عمل [[رسول خدا]] {{صل}} که [[بت‌ها]] را [[شکست]] و دور ریخت، تصویب می‌گردد، سپس ایشان به کارهایی اشاره می‌کند که برای نمونه گفته می‌شود [[ملکه]] [[انگلستان]] یا [[دولت]] [[انگلیس]]، به بت‌پرست‌ها اجازه [[بتخانه]] می‌دهد و نام آن را [[آزادی‌خواهی]] و [[دموکراسی]] می‌گذارد و بر این امر تأکید دارد که این امور از لحاظ [[سیاست]] به مفهوم امروز صحیح است، اما از لحاظ [[بشریت]]، غلط است<ref>ر. ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۰، ص۵۵۴.</ref> به نظر می‌رسد عامل اصلی همه این امور عدم توجه [[انسان]] به نقش مسئولیت‌دار اوست؛ اما اگر به معنی [[واقعی]] کلمه، دولت یا صاحب قدرتی، خود را در برابر [[اعمال]] دیگران، [[مسئول]] شناسد، چو می‌بیند که [[نابینا]] و [[چاه]] است، به نام [[آزادی]] [[منتظر]] نمی‌ماند تا فرد در [[چاه]] [[گمراهی]] [[سقوط]] کند.


همین مسئله درباره [[خرید و فروش]] [[کتب ضلال]] نیز مطرح است، در [[اسلام]] شکستن سکه تقلبی و از بین بردن کتاب تقلبی [[واجب]] است؛ البته خرید و فروش آنها برای کسانی که [[قدرت]] [[تفکر]] و تجزیه و تحلیل دارند مانعی ندارد، اما برای کسانی که فاقد این قدرتند صحیح نیست. امروز به نام [[آزادی عقیده]] و [[فکر]]، نشر هر [[کتابی]] و خرید و فروش هر کتابی را صحیح می‌دانند، اما اسلام این [[راه]] درآمد را به روی [[پیروان]] خود بسته است. اموری دیگر مانند تدلیس ماشِطه، نجش<ref>«نَجْش» در اصطلاح فقها آن است که کسی بدون قصد خرید، وارد معامله‌ای شود و با پیشنهاد قیمتی بالاتر، خریدار را بفریبد تا متاع را با قیمت گران‌تر بخرد، چه با فروشنده از پیش هماهنگ کرده باشد یا نکرده باشد (ر. ک: ناصر مکارم شیرازی، دایرة‌المعارف فقه مقارن، ج۲، ص۲۴۷).</ref>، [[مدح]] من لا یَستَحِقّ المدح و [[کهانت]] نیز از این قبیل است<ref>ر. ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۰، ص۵۵۴.</ref>؛ پس در کنار آزاداندیشی باید با توجه به [[مسئولیت انسان]]، [[حدود آزادی]] را نیز در نظر داشت.
همین مسئله درباره [[خرید و فروش]] [[کتب ضلال]] نیز مطرح است، در [[اسلام]] شکستن سکه تقلبی و از بین بردن کتاب تقلبی [[واجب]] است؛ البته خرید و فروش آنها برای کسانی که [[قدرت]] [[تفکر]] و تجزیه و تحلیل دارند مانعی ندارد، اما برای کسانی که فاقد این قدرتند صحیح نیست. امروز به نام [[آزادی عقیده]] و [[فکر]]، نشر هر [[کتابی]] و خرید و فروش هر کتابی را صحیح می‌دانند، اما اسلام این [[راه]] درآمد را به روی [[پیروان]] خود بسته است. اموری دیگر مانند تدلیس ماشِطه، نجش<ref>«نَجْش» در اصطلاح فقها آن است که کسی بدون قصد خرید، وارد معامله‌ای شود و با پیشنهاد قیمتی بالاتر، خریدار را بفریبد تا متاع را با قیمت گران‌تر بخرد، چه با فروشنده از پیش هماهنگ کرده باشد یا نکرده باشد (ر. ک: ناصر مکارم شیرازی، دایرة‌المعارف فقه مقارن، ج۲، ص۲۴۷).</ref>، [[مدح]] من لا یَستَحِقّ المدح و [[کهانت]] نیز از این قبیل است<ref>ر. ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۰، ص۵۵۴.</ref>؛ پس در کنار آزاداندیشی باید با توجه به [[مسئولیت انسان]]، [[حدود آزادی]] را نیز در نظر داشت.
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش