پرش به محتوا

امام جواد علیه‌السلام: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۱۴: خط ۱۴:
| کنیه = ابوجعفر • ابوعلی
| کنیه = ابوجعفر • ابوعلی
| زادروز = [[۱۰ رجب]]، سال ۱۹۵ ق
| زادروز = [[۱۰ رجب]]، سال ۱۹۵ ق
| زادگاه = [[مدینه]]
| زادگاه = [[مدینه]]
| مدت امامت = ۱۷ سال (۲۰۳-۲۲۰ ق)
| مدت امامت = ۱۷ سال (۲۰۳-۲۲۰ ق)
| شهادت = آخر ذی‌القعده، ۲۲۰ ق
| شهادت = آخر ذی‌القعده، ۲۲۰ ق
| مدفن = [[کاظمین]]، عراق
| مدفن = [[کاظمین]]، عراق
| محل زندگی = [[مدینه]]، بغداد
| محل زندگی = [[مدینه]]، بغداد
| القاب = جواد • تقی
| القاب = جواد • تقی
| پدر = [[امام رضا علیه السلام]]
| پدر = [[امام رضا علیه السلام]]
خط ۲۶: خط ۲۶:
| طول عمر = ۲۵ سال
| طول عمر = ۲۵ سال
}}
}}
'''محمد بن علی بن موسی''' مشهور به '''امام جواد''' و '''امام محمدِ تقی''' (زاده ۱۰ رجب ۱۹۵ق در مدینه - شهادت ۲۲۰ق در بغداد) نهمین امام و پیشوای مسلمانان است. پدرشان [[امام رضا]] {{ع}} و مادرش خیزران (سَبیکه) بود. جواد و تقی از القاب ایشان است. حضرت در ۸ سالگی به [[امامت]] رسید و مدت امامت او ۱۷ سال بوده است. دوران امامت حضرت مصادف با [[خلافت]] مامون و معتصم عباسی بود و در این دوران با استفاده از مناظرات حقانیت اهل بیت را به اثبات می‌رساندند. سرانجام معتصم، همسر امام را تحریک کرد تا [[حضرت جواد]]{{ع}} را مسموم کند. ایشان که جوان‌ترین امام [[شیعه]] بود روز آخر ذی قعده سال ۲۲۰ هجری به [[شهادت]] رسید.
'''محمد بن علی بن موسی''' مشهور به '''امام جواد''' و '''امام محمدِ تقی''' (زاده ۱۰ رجب ۱۹۵ق در مدینه - شهادت ۲۲۰ق در بغداد) نهمین امام و پیشوای مسلمانان است. پدرشان [[امام رضا]] {{ع}} و مادرش خیزران (سَبیکه) بود. جواد و تقی از القاب ایشان است. حضرت در ۸ سالگی به [[امامت]] رسید و مدت امامت او ۱۷ سال بوده است. دوران امامت حضرت مصادف با [[خلافت]] مامون و معتصم عباسی بود و در این دوران با استفاده از مناظرات حقانیت اهل بیت را به اثبات می‌رساندند. سرانجام معتصم، همسر امام را تحریک کرد تا [[حضرت جواد]] {{ع}} را مسموم کند. ایشان که جوان‌ترین امام [[شیعه]] بود روز آخر ذی قعده سال ۲۲۰ هجری به [[شهادت]] رسید.


==ولادت==
== ولادت ==
[[امام جواد]]{{ع}} [[محمد بن علی بن موسی]] {{عم}}، نهمین پیشوای [[مسلمانان]] در سال ۱۹۵ هجری در [[شهر]] [[مدینه]] دیده به [[جهان]] گشود<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۹۲؛ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ص۲۹۵؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۰.</ref>. در مورد روز ولادت ایشان اختلاف وجود دارد، برخی آن را پانزدهم [[رمضان]]<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۴۹۲.</ref> می‌دانند و شیخ طوسی ١٠ رجب ذکر کرده است<ref>طوسی، محمد بن حسنف مصباح المتهجد، ص۸۰۵.</ref>.
[[امام جواد]] {{ع}} [[محمد بن علی بن موسی]] {{عم}}، نهمین پیشوای [[مسلمانان]] در سال ۱۹۵ هجری در [[شهر]] [[مدینه]] دیده به [[جهان]] گشود<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۹۲؛ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ص۲۹۵؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۰.</ref>. در مورد روز ولادت ایشان اختلاف وجود دارد، برخی آن را پانزدهم [[رمضان]]<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۴۹۲.</ref> می‌دانند و شیخ طوسی ١٠ رجب ذکر کرده است<ref>طوسی، محمد بن حسنف مصباح المتهجد، ص۸۰۵.</ref>.


==نسب==
== نسب ==
{{اصلی|امام رضا علیه‌السلام|حضرت خیزران}}
{{اصلی|امام رضا علیه‌السلام|حضرت خیزران}}
پدر ارجمندش [[امام رضا]] {{ع}} [[هشتمین امام]] [[معصوم]] و مادرش [[خیزران سبیکه]] بود که از نظر [[فضایل اخلاقی]] در درجه والایی قرار داشت و از [[برترین]] [[زنان]] زمان خود بوده<ref>مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیة، ص۲۰۹.</ref> و [[امام رضا]]{{ع}} او را بانوی منزه و پاکدامن و با [[فضیلت]] نامیده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۹۲؛ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ص۳۱۶.</ref>.
پدر ارجمندش [[امام رضا]] {{ع}} [[هشتمین امام]] [[معصوم]] و مادرش [[خیزران سبیکه]] بود که از نظر [[فضایل اخلاقی]] در درجه والایی قرار داشت و از [[برترین]] [[زنان]] زمان خود بوده<ref>مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیة، ص۲۰۹.</ref> و [[امام رضا]] {{ع}} او را بانوی منزه و پاکدامن و با [[فضیلت]] نامیده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۹۲؛ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ص۳۱۶.</ref>.


[[مادر]] آن [[حضرت]] کنیزی به نام [[سبیکه نوبیه]] یا خَیزران است.
[[مادر]] آن [[حضرت]] کنیزی به نام [[سبیکه نوبیه]] یا خَیزران است.
برخی نوشته‌اند: [[خیزران]] از [[قبیله]] و [[خاندان]] [[ماریه قبطیه]]، مادر ابراهیم و [[همسر رسول خدا]]{{صل}} است<ref>کافی، ج۱، ص۴۹۲، س ۹.</ref>. برخی نام‌های دیگر مانند: دُرّه<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۷۹.</ref>، [[ریحانه]] و [[سکینه]] نیز برای او ذکر کرده‌اند<ref>دلائل الامامة، ص۳۹۶، س ۹.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۴۷.</ref>
برخی نوشته‌اند: [[خیزران]] از [[قبیله]] و [[خاندان]] [[ماریه قبطیه]]، مادر ابراهیم و [[همسر رسول خدا]] {{صل}} است<ref>کافی، ج۱، ص۴۹۲، س ۹.</ref>. برخی نام‌های دیگر مانند: دُرّه<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۷۹.</ref>، [[ریحانه]] و [[سکینه]] نیز برای او ذکر کرده‌اند<ref>دلائل الامامة، ص۳۹۶، س ۹.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۴۷.</ref>


===[[کنیز]] خریداری شده در [[شهر مکه]]===
=== [[کنیز]] خریداری شده در [[شهر مکه]] ===
[[یزید بن سلیط]] از [[پیروان]] [[مکتب]] زید، می‌گوید: به قصد [[زیارت]] [[بیت الله]] و به جای آوردن [[اعمال]] [[عمره]] به راه افتادم. در میانه راه با [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} [[ملاقات]] نمودم و عرض کردم: در همین مکان به همراه پدرم محضر [[پدر]] بزرگوارت، [[حضرت صادق]]{{ع}} رسیدیم در حالی که شما و دیگر برادران‌تان در کنار وی بودید.
[[یزید بن سلیط]] از [[پیروان]] [[مکتب]] زید، می‌گوید: به قصد [[زیارت]] [[بیت الله]] و به جای آوردن [[اعمال]] [[عمره]] به راه افتادم. در میانه راه با [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} [[ملاقات]] نمودم و عرض کردم: در همین مکان به همراه پدرم محضر [[پدر]] بزرگوارت، [[حضرت صادق]] {{ع}} رسیدیم در حالی که شما و دیگر برادران‌تان در کنار وی بودید.
پدرم عرض کرد: شما [[اولاد رسول خدا]]{{صل}} [[پاک]] و [[پاکیزه]] هستید و از [[مرگ]] هم نمی‌توان فرار کرد؛ چنان چه حادثه‌ای برای شما پیش آید، به چه کسی مراجعه کنم؟
پدرم عرض کرد: شما [[اولاد رسول خدا]] {{صل}} [[پاک]] و [[پاکیزه]] هستید و از [[مرگ]] هم نمی‌توان فرار کرد؛ چنان چه حادثه‌ای برای شما پیش آید، به چه کسی مراجعه کنم؟
پدر بزرگوارتان فرمود: اینها همه [[فرزندان]] من هستند؛ ولی [[علم]]، [[دانش]]، [[حکمت]]، [[جود]]، سخاء و [[آگاهی]] از احتیاجات [[مردم]] در وجود فرزندم [[موسی]] جمع است. بدان که نطفه امامی در صلب او قرار دارد که [[پناهگاه]] [[درماندگان]] و مشکل‌گشای دردمندان خواهد بود.
پدر بزرگوارتان فرمود: اینها همه [[فرزندان]] من هستند؛ ولی [[علم]]، [[دانش]]، [[حکمت]]، [[جود]]، سخاء و [[آگاهی]] از احتیاجات [[مردم]] در وجود فرزندم [[موسی]] جمع است. بدان که نطفه امامی در صلب او قرار دارد که [[پناهگاه]] [[درماندگان]] و مشکل‌گشای دردمندان خواهد بود.
سپس فرمود: ای یزید، در آینده‌ای نه چندان دور در همین مکان با او ملاقات خواهی نمود. به او [[بشارت]] ده که [[خداوند]] از دامن کنیزی پاکدامن و از خاندان ماریه قبطیه، مادر ابراهیم و فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} [[فرزندی]] [[امین]] و [[مبارک]] به او [[عنایت]] خواهد فرمود و [[سلام]] مرا به او برسان.
سپس فرمود: ای یزید، در آینده‌ای نه چندان دور در همین مکان با او ملاقات خواهی نمود. به او [[بشارت]] ده که [[خداوند]] از دامن کنیزی پاکدامن و از خاندان ماریه قبطیه، مادر ابراهیم و فرزند [[رسول خدا]] {{صل}} [[فرزندی]] [[امین]] و [[مبارک]] به او [[عنایت]] خواهد فرمود و [[سلام]] مرا به او برسان.
یزید بن سلیط می‌گوید: پس از [[شهادت]] حضرت موسی بن جعفر{{ع}} به [[زیارت امام رضا]]{{ع}} رفتم، فرمود: آیا میل داری برای انجام اعمال عمره به [[مکه]] برویم؟
یزید بن سلیط می‌گوید: پس از [[شهادت]] حضرت موسی بن جعفر {{ع}} به [[زیارت امام رضا]] {{ع}} رفتم، فرمود: آیا میل داری برای انجام اعمال عمره به [[مکه]] برویم؟
گفتم: [[نفقه]] و مخارج [[سفر]] برای من سنگین است.
گفتم: [[نفقه]] و مخارج [[سفر]] برای من سنگین است.


خط ۴۹: خط ۴۹:
با [[اشتیاق]] فراوان پیشنهاد حضرت را قبول نمودم و به طرف [[سرزمین]] و دیار [[محبوب]] حرکت کردیم. در میان راه به سرزمینی رسیدیم که پیش‌تر [[پدر]] و جد وی را در همان‌جا [[ملاقات]] کرده بودم.
با [[اشتیاق]] فراوان پیشنهاد حضرت را قبول نمودم و به طرف [[سرزمین]] و دیار [[محبوب]] حرکت کردیم. در میان راه به سرزمینی رسیدیم که پیش‌تر [[پدر]] و جد وی را در همان‌جا [[ملاقات]] کرده بودم.
فرمود: در این مکان افراد زیادی را ملاقات کرده‌ای!
فرمود: در این مکان افراد زیادی را ملاقات کرده‌ای!
عرض کردم: آری و سپس ایشان را از [[ملاقات‌ها]] و خبردادن [[حضرت کاظم]]{{ع}} از ولادت [[فرزندی]] برای [[حضرت رضا]]{{ع}}، و نام مادرش خبر دادم.
عرض کردم: آری و سپس ایشان را از [[ملاقات‌ها]] و خبردادن [[حضرت کاظم]] {{ع}} از ولادت [[فرزندی]] برای [[حضرت رضا]] {{ع}}، و نام مادرش خبر دادم.
وقتی به [[شهر مکه]] وارد شدیم، [[حضرت]] آن [[کنیز]] را خرید و فرزندش، [[امام جواد]]{{ع}} از همان کنیز به [[دنیا]] آمد<ref>{{متن حدیث|عَنْ يَزِيدَ بْنِ سَلِيطٍ قَالَ: لَقِيتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ{{ع}} وَ نَحْنُ نُرِيدُ الْعُمْرَةَ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ... ثُمَّ قَالَ لِي أَبُو إِبْرَاهِيمَ{{ع}}: إِنِّي أُوخَذُ فِي هَذِهِ السَّنَةِ وَ الْأَمْرُ هُوَ إِلَى ابْنِي عَلِيٍّ{{ع}}....
وقتی به [[شهر مکه]] وارد شدیم، [[حضرت]] آن [[کنیز]] را خرید و فرزندش، [[امام جواد]] {{ع}} از همان کنیز به [[دنیا]] آمد<ref>{{متن حدیث|عَنْ يَزِيدَ بْنِ سَلِيطٍ قَالَ: لَقِيتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ {{ع}} وَ نَحْنُ نُرِيدُ الْعُمْرَةَ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ... ثُمَّ قَالَ لِي أَبُو إِبْرَاهِيمَ {{ع}}: إِنِّي أُوخَذُ فِي هَذِهِ السَّنَةِ وَ الْأَمْرُ هُوَ إِلَى ابْنِي عَلِيٍّ {{ع}}....
ثُمَّ قَالَ لِي يَا يَزِيدُ وَ إِذَا مَرَرْتَ بِهَذَا الْمَوْضِعِ وَ لَقِيتَهُ وَ سَتَلْقَاهُ فَبَشِّرْهُ أَنَّهُ سَيُولَدُ لَهُ غُلَامٌ أَمِينٌ مَأْمُونٌ مُبَارَكٌ وَ سَيُعْلِمُكَ أَنَّكَ قَدْ لَقِيتَنِي فَأَخْبِرْهُ عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَارِيَةَ الَّتِي يَكُونُ مِنْهَا هَذَا الْغُلَامُ جَارِيَةٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مَارِيَةَ جَارِيَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أُمِّ إِبْرَاهِيمَ فَإِنْ قَدَرْتَ أَنْ تُبَلِّغَهَا مِنِّي السَّلَامَ فَافْعَلْ.
ثُمَّ قَالَ لِي يَا يَزِيدُ وَ إِذَا مَرَرْتَ بِهَذَا الْمَوْضِعِ وَ لَقِيتَهُ وَ سَتَلْقَاهُ فَبَشِّرْهُ أَنَّهُ سَيُولَدُ لَهُ غُلَامٌ أَمِينٌ مَأْمُونٌ مُبَارَكٌ وَ سَيُعْلِمُكَ أَنَّكَ قَدْ لَقِيتَنِي فَأَخْبِرْهُ عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَارِيَةَ الَّتِي يَكُونُ مِنْهَا هَذَا الْغُلَامُ جَارِيَةٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مَارِيَةَ جَارِيَةِ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} أُمِّ إِبْرَاهِيمَ فَإِنْ قَدَرْتَ أَنْ تُبَلِّغَهَا مِنِّي السَّلَامَ فَافْعَلْ.
قَالَ يَزِيدُ فَلَقِيتُ بَعْدَ مُضِيِّ أَبِي إِبْرَاهِيمَ{{ع}} عَلِيّاً{{ع}} فَبَدَأَنِي فَقَالَ لِي يَا يَزِيدُ مَا تَقُولُ فِي الْعُمْرَةِ؟
قَالَ يَزِيدُ فَلَقِيتُ بَعْدَ مُضِيِّ أَبِي إِبْرَاهِيمَ {{ع}} عَلِيّاً {{ع}} فَبَدَأَنِي فَقَالَ لِي يَا يَزِيدُ مَا تَقُولُ فِي الْعُمْرَةِ؟
فَقُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي ذَلِكَ إِلَيْكَ وَ مَا عِنْدِي نَفَقَةٌ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ مَا كُنَّا نُكَلِّفُكَ وَ لَا نَكْفِيكَ.
فَقُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي ذَلِكَ إِلَيْكَ وَ مَا عِنْدِي نَفَقَةٌ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ مَا كُنَّا نُكَلِّفُكَ وَ لَا نَكْفِيكَ.
فَخَرَجْنَا حَتَّى انْتَهَيْنَا إِلَى ذَلِكَ الْمَوْضِعِ فَابْتَدَأَنِي فَقَالَ يَا يَزِيدُ إِنَّ هَذَا الْمَوْضِعَ كَثِيراً مَا لَقِيتَ فِيهِ جِيرَتَكَ وَ عُمُومَتَكَ.
فَخَرَجْنَا حَتَّى انْتَهَيْنَا إِلَى ذَلِكَ الْمَوْضِعِ فَابْتَدَأَنِي فَقَالَ يَا يَزِيدُ إِنَّ هَذَا الْمَوْضِعَ كَثِيراً مَا لَقِيتَ فِيهِ جِيرَتَكَ وَ عُمُومَتَكَ.
خط ۵۸: خط ۵۸:
فَانْطَلَقْنَا إِلَى مَكَّةَ فَاشْتَرَاهَا فِي تِلْكَ السَّنَةِ فَلَمْ تَلْبَثْ إِلَّا قَلِيلًا حَتَّى حَمَلَتْ فَوَلَدَتْ ذَلِكَ الْغُلَامَ...}}؛ (کافی، ج۱، ص۳۱۳، ح۱۴).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۴۸.</ref>
فَانْطَلَقْنَا إِلَى مَكَّةَ فَاشْتَرَاهَا فِي تِلْكَ السَّنَةِ فَلَمْ تَلْبَثْ إِلَّا قَلِيلًا حَتَّى حَمَلَتْ فَوَلَدَتْ ذَلِكَ الْغُلَامَ...}}؛ (کافی، ج۱، ص۳۱۳، ح۱۴).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۴۸.</ref>


==ویژگی‌های ظاهری امام==
== ویژگی‌های ظاهری امام ==
چهره [[امام]]{{ع}} [[زیبا]]، گندمگون و پوست [[بدن]] وی سفید روشن<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَسْكَرٍ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا{{ع}}، قَالَ:... قُلْتُ فِي نَفْسِي: يَا سُبْحَانَ اللَّهِ، مَا أَشَدَّ سُمْرَةَ مَوْلَايَ‌، وَ أَضْوَى جَسَدَهُ!}}؛ (دلائل الامامة، ص۴۰۴، ح۳۶۵).</ref> و موهای سرش سیاه رنگ<ref>{{متن حدیث|حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ، قَالَ: رَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا{{ع}} وَ لَهُ شَعْرَةٌ- أَوْ قَالَ وَفْرَةٌ- مِثْلُ حَلَكِ الْغُرَابِ}}؛ (دلائل الامامة، ص۳۹۷، ح۳۴۶).</ref> و مجعَّد، یعنی پیچ در پیچ توصیف شده است. آن [[حضرت]]، از جهت صورت بسیار شبیه [[پدر]] بزرگوارش، [[امام رضا]]{{ع}} بوده است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الصَّلْتِ الْهَرَوِيِّ قَالَ:... دَخَلَ عَلَيَّ شَابٌّ حَسَنُ الْوَجْهِ قَطَطُ الشَّعْرِ أَشْبَهُ النَّاسِ بِالرِّضَا{{ع}}... فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ أَنْتَ فَقَالَ لِي أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْكَ يَا أَبَا الصَّلْتِ أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ!...}}؛ (عیون أخبارالرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۴۲، ح۱).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۴۵.</ref>
چهره [[امام]] {{ع}} [[زیبا]]، گندمگون و پوست [[بدن]] وی سفید روشن<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَسْكَرٍ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا {{ع}}، قَالَ:... قُلْتُ فِي نَفْسِي: يَا سُبْحَانَ اللَّهِ، مَا أَشَدَّ سُمْرَةَ مَوْلَايَ‌، وَ أَضْوَى جَسَدَهُ!}}؛ (دلائل الامامة، ص۴۰۴، ح۳۶۵).</ref> و موهای سرش سیاه رنگ<ref>{{متن حدیث|حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ، قَالَ: رَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا {{ع}} وَ لَهُ شَعْرَةٌ- أَوْ قَالَ وَفْرَةٌ- مِثْلُ حَلَكِ الْغُرَابِ}}؛ (دلائل الامامة، ص۳۹۷، ح۳۴۶).</ref> و مجعَّد، یعنی پیچ در پیچ توصیف شده است. آن [[حضرت]]، از جهت صورت بسیار شبیه [[پدر]] بزرگوارش، [[امام رضا]] {{ع}} بوده است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الصَّلْتِ الْهَرَوِيِّ قَالَ:... دَخَلَ عَلَيَّ شَابٌّ حَسَنُ الْوَجْهِ قَطَطُ الشَّعْرِ أَشْبَهُ النَّاسِ بِالرِّضَا {{ع}}... فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ أَنْتَ فَقَالَ لِي أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْكَ يَا أَبَا الصَّلْتِ أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ!...}}؛ (عیون أخبارالرضا {{ع}}، ج۲، ص۲۴۲، ح۱).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۴۵.</ref>


==القاب امام==
== القاب امام ==
{{اصلی|القاب امام جواد}}
{{اصلی|القاب امام جواد}}
از القاب مشهور امام نهم{{ع}}: جواد و [[تقی]] و [[کنیه]] گرامی‌اش [[ابو جعفر ثانی]] است<ref>شیخ مفید، محمد بن نعمان، مصنفات الشیخ المفید، ج۱۱، ص۲۷۳؛ شیخ عباس قمی، الانوار البهیة، ص۲۲۵.</ref><ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[امامت امام جواد (مقاله)|امامت امام جواد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۲۳-۴۲۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۱۸؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۷۷.</ref>
از القاب مشهور امام نهم {{ع}}: جواد و [[تقی]] و [[کنیه]] گرامی‌اش [[ابو جعفر ثانی]] است<ref>شیخ مفید، محمد بن نعمان، مصنفات الشیخ المفید، ج۱۱، ص۲۷۳؛ شیخ عباس قمی، الانوار البهیة، ص۲۲۵.</ref><ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[امامت امام جواد (مقاله)|امامت امام جواد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۲۳-۴۲۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۱۸؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۷۷.</ref>


==[[فضائل]] و [[مناقب]]==
== [[فضائل]] و [[مناقب]] ==
[[امام محمد تقی]] {{ع}} همانند دیگر [[امامان معصوم]] {{عم}} در [[خصال نیک]] و [[اخلاق پسندیده]] همچون جد خویش، [[پیامبر اسلام]] {{صل}} بود. در [[عبادت]] و [[طاعت]] شهرتی تمام داشت و بیش‌تر روزها در [[روزه]] بود و شب‌ها به [[عبادت]] و [[راز]] و نیاز. پیوسته این [[حدیث]] [[پیامبر]] {{صل}} را بر زبان داشت که "هر کس [[نماز شب]] بخواند، چهره‌اش در روز زیبا و [[نورانی]] می‌گردد"<ref>شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع‌، ج۲، ص۳۶۳.</ref>. [[فروتنی]] [[امام محمد تقی]] {{ع}} از صفات برجسته او است.
[[امام محمد تقی]] {{ع}} همانند دیگر [[امامان معصوم]] {{عم}} در [[خصال نیک]] و [[اخلاق پسندیده]] همچون جد خویش، [[پیامبر اسلام]] {{صل}} بود. در [[عبادت]] و [[طاعت]] شهرتی تمام داشت و بیش‌تر روزها در [[روزه]] بود و شب‌ها به [[عبادت]] و [[راز]] و نیاز. پیوسته این [[حدیث]] [[پیامبر]] {{صل}} را بر زبان داشت که "هر کس [[نماز شب]] بخواند، چهره‌اش در روز زیبا و [[نورانی]] می‌گردد"<ref>شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع‌، ج۲، ص۳۶۳.</ref>. [[فروتنی]] [[امام محمد تقی]] {{ع}} از صفات برجسته او است.


در [[برخورد با مردم]] بسیار [[متواضع]] و [[مهربان]] بود و می‌فرمود: "[[فروتنی]]، زینت و [[شرافت]] حسب و [[نسب]] است"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۷۷، ص۱۳۳.</ref>. [[جود]] و [[بخشش]] او زبانزد همه بود و امروزه نیز آن [[امام]] {{ع}} را بدین صفت می‌شناسند و بدین روی از [[القاب]] مشهورش "[[جواد الائمه]]" است. هر کس نیازی به او می‌آورد، [[حاجت]] روا بازمی‌گشت<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۰۲ و ۱۰۳.</ref>. آنچه از موقوفات [[بنی‌هاشم]] و [[پدران]] معصومش به دست می‌آورد، میان [[نیازمندان]] تقسیم می‌کرد<ref>قزوینی، سید محمد کاظم، زندگانی امام جواد، ص۴۴.</ref>.
در [[برخورد با مردم]] بسیار [[متواضع]] و [[مهربان]] بود و می‌فرمود: "[[فروتنی]]، زینت و [[شرافت]] حسب و [[نسب]] است"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۷۷، ص۱۳۳.</ref>. [[جود]] و [[بخشش]] او زبانزد همه بود و امروزه نیز آن [[امام]] {{ع}} را بدین صفت می‌شناسند و بدین روی از [[القاب]] مشهورش "[[جواد الائمه]]" است. هر کس نیازی به او می‌آورد، [[حاجت]] روا بازمی‌گشت<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۰۲ و ۱۰۳.</ref>. آنچه از موقوفات [[بنی‌هاشم]] و [[پدران]] معصومش به دست می‌آورد، میان [[نیازمندان]] تقسیم می‌کرد<ref>قزوینی، سید محمد کاظم، زندگانی امام جواد، ص۴۴.</ref>.


[[علم]] و [[فضیلت]] [[جوادالائمه]]{{ع}} نیز همچون پدرش، فراوان بود و در مجالس بحثی که [[خلیفه]] ترتیب می‌‌داد تا از موقعیت [[اجتماعی]] او بکاهد، [[حضرت جواد]]{{ع}} با آنکه کم سن و سال و [[جوان]] بود، ولی همه را مغلوب می‌‌کرد و در همه [[علوم]] و [[فنون]]، سرآمد بود.
[[علم]] و [[فضیلت]] [[جوادالائمه]] {{ع}} نیز همچون پدرش، فراوان بود و در مجالس بحثی که [[خلیفه]] ترتیب می‌‌داد تا از موقعیت [[اجتماعی]] او بکاهد، [[حضرت جواد]] {{ع}} با آنکه کم سن و سال و [[جوان]] بود، ولی همه را مغلوب می‌‌کرد و در همه [[علوم]] و [[فنون]]، سرآمد بود.


[[ابو هاشم جعفری]] گوید: "در [[مسجد]] مسیّب به [[امامت]] حضرت [[نماز]] گزاردیم...، آن‌گاه یادآور شد که در [[مسجد]] درخت سدر خشک و بی‌برگ و بار بود، حضرت زیر آن درخت وضو گرفت، پس آن درخت تازه شد و برگ در آورد و در همان سال میوه داد"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۴۱۳.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۱۰۶؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۰۳.</ref>
[[ابو هاشم جعفری]] گوید: "در [[مسجد]] مسیّب به [[امامت]] حضرت [[نماز]] گزاردیم... ، آن‌گاه یادآور شد که در [[مسجد]] درخت سدر خشک و بی‌برگ و بار بود، حضرت زیر آن درخت وضو گرفت، پس آن درخت تازه شد و برگ در آورد و در همان سال میوه داد"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۴۱۳.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۱۰۶؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۰۳.</ref>


==[[امامت امام جواد]]==
== [[امامت امام جواد]] ==
{{اصلی|امامت امام جواد}}
{{اصلی|امامت امام جواد}}


[[امام جواد]]{{ع}} در ۸ سالگی به [[امامت]] رسید و مدت [[امامت]] او حدود ۱۷ سال بوده است. [[شیخ مفید]] نوشته است: "[[حضرت رضا]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت و سراغ نداریم فرزندی از او مانده باشد جز پسر ارجمندش، ابوجعفر محمد {{ع}} که پس از او [[امامت]] را به دست گرفت<ref>شیخ مفید، محمد بن نعمان، مصنفات الشیخ المفید، ج۱۱، ص۲۷۱.</ref>. همچنین از [[امام رضا]] {{ع}} نقل شده است که به صراحت [[فرزند]] گرامی خویش [[حضرت محمد تقی]] {{ع}} را به [[وصایت]] و [[امامت]] خوانده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی‌، ج۱، ص۳۲۲؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۴۲.</ref>. افزون بر این، [[برتری]] آشکار [[امام محمد تقی]] {{ع}} بر [[مردم]] روزگار خویش دلیلی دیگر بر [[امامت]] اوست<ref>طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری‌، ص۳۳۵.</ref><ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[امامت امام جواد (مقاله)|امامت امام جواد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۲۳-۴۲۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۹.</ref>
[[امام جواد]] {{ع}} در ۸ سالگی به [[امامت]] رسید و مدت [[امامت]] او حدود ۱۷ سال بوده است. [[شیخ مفید]] نوشته است: "[[حضرت رضا]] {{ع}} از [[دنیا]] رفت و سراغ نداریم فرزندی از او مانده باشد جز پسر ارجمندش، ابوجعفر محمد {{ع}} که پس از او [[امامت]] را به دست گرفت<ref>شیخ مفید، محمد بن نعمان، مصنفات الشیخ المفید، ج۱۱، ص۲۷۱.</ref>. همچنین از [[امام رضا]] {{ع}} نقل شده است که به صراحت [[فرزند]] گرامی خویش [[حضرت محمد تقی]] {{ع}} را به [[وصایت]] و [[امامت]] خوانده است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی‌، ج۱، ص۳۲۲؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۴۲.</ref>. افزون بر این، [[برتری]] آشکار [[امام محمد تقی]] {{ع}} بر [[مردم]] روزگار خویش دلیلی دیگر بر [[امامت]] اوست<ref>طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری‌، ص۳۳۵.</ref><ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[امامت امام جواد (مقاله)|امامت امام جواد]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۲۳-۴۲۴؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۹.</ref>


===دوران امامت===
=== دوران امامت ===
[[امام محمد تقی]] {{ع}} از سال ۲۰۳ تا ۲۲۰ ه. [[امامت]] کرد. خلفای معاصر آن [[امام همام]] {{ع}} عبارت‌اند از: [[مأمون]] و [[معتصم]]<ref>امین، سید محسن، اعیان الشیعه‌، ج۲، ص۳۲.</ref>. [[مأمون]]، [[خلیفه عباسی]] چون از نفوذ باطنی و [[معنوی]] او در میان [[مردم]] بیمناک بود، آن حضرت را تحت [[مراقبت]] خویش گرفت و از همین رو دخترش را به ازدواج [[حضرت جواد]]{{ع}} درآورد، تا یک مراقب دائمی و خانگی نسبت به او داشته باشد.
[[امام محمد تقی]] {{ع}} از سال ۲۰۳ تا ۲۲۰ ه. [[امامت]] کرد. خلفای معاصر آن [[امام همام]] {{ع}} عبارت‌اند از: [[مأمون]] و [[معتصم]]<ref>امین، سید محسن، اعیان الشیعه‌، ج۲، ص۳۲.</ref>. [[مأمون]]، [[خلیفه عباسی]] چون از نفوذ باطنی و [[معنوی]] او در میان [[مردم]] بیمناک بود، آن حضرت را تحت [[مراقبت]] خویش گرفت و از همین رو دخترش را به ازدواج [[حضرت جواد]] {{ع}} درآورد، تا یک مراقب دائمی و خانگی نسبت به او داشته باشد.


در دوران [[امامت امام رضا]]{{ع}} [[شیعه]] [[توانایی]] تجربه [[قدرت سیاسی]] را به دست آورده بود و همین امر [[مأمون]] را مجبور کرد که حضرت را به [[اجبار]] وارد دستگاه [[حکومت]] کند؛ ولی موفّق نشد و [[رفتار]] [[امام]] طوری بود که حتّی برگزاری یک [[نماز]] از سوی حضرت را برنتافت؛ از این پس این موضع [[قدرت]] توسّط [[ائمه]] بعدی [[حفظ]] شد. [[امام محمد جواد]]{{ع}} مواضع پدر خود را ادامه داد. [[مأمون]] نیز [[توطئه]] خود را برای از بین بردن [[شیعه]] همچنان ادامه داد. او می‌خواست [[امام]] را از پایگاه‌های مردمی خود جدا کند و این [[توطئه]] را به‌گونه‌ای [[اجرا]] کند که [[مردم]] تحریک نشوند.
در دوران [[امامت امام رضا]] {{ع}} [[شیعه]] [[توانایی]] تجربه [[قدرت سیاسی]] را به دست آورده بود و همین امر [[مأمون]] را مجبور کرد که حضرت را به [[اجبار]] وارد دستگاه [[حکومت]] کند؛ ولی موفّق نشد و [[رفتار]] [[امام]] طوری بود که حتّی برگزاری یک [[نماز]] از سوی حضرت را برنتافت؛ از این پس این موضع [[قدرت]] توسّط [[ائمه]] بعدی [[حفظ]] شد. [[امام محمد جواد]] {{ع}} مواضع پدر خود را ادامه داد. [[مأمون]] نیز [[توطئه]] خود را برای از بین بردن [[شیعه]] همچنان ادامه داد. او می‌خواست [[امام]] را از پایگاه‌های مردمی خود جدا کند و این [[توطئه]] را به‌گونه‌ای [[اجرا]] کند که [[مردم]] تحریک نشوند.


مهم‌ترین برنامه [[امامت]] [[امام محمد تقی]] {{ع}} ادامه راه پدر و پیگیری برنامه‌های ایشان برای گسترش [[مذهب تشیع]] و [[هدایت]] [[امت]] بود. نخستین گام [[امام]] {{ع}} در این راه آن بود که پایتخت [[عباسیان]] را ترک کرد و به [[مدینه]] رفت. این کار به معنای رد مشروعیت حکومت عباسی و نوعی مقابله با آن تلقی می‌گشت. با حضور امام {{ع}} در [[مدینه]]، [[فقیهان]] و [[عالمان]] بسیاری پیرامونشان گرد آمدند و از محضر ایشان کسب فیض کردند. [[امام]] {{ع}} برای پیگیری برنامه‌های خود، دانشمندانی را به [بلاد اسلامی گسیل کرد که با عنوان "ثقات" مشهورند. آنان وظیفه داشتند [[مردم]] را از [[علوم آل محمد]] {{ع}} بهره‌مند سازند و [[تعالیم]] اصیل [[دینی]] را گسترش دهند<ref>عطاردی، شیخ عزیزالله، مسند الامام الجواد، ص۴۳، ۸۸ و ۸۹.</ref>.
مهم‌ترین برنامه [[امامت]] [[امام محمد تقی]] {{ع}} ادامه راه پدر و پیگیری برنامه‌های ایشان برای گسترش [[مذهب تشیع]] و [[هدایت]] [[امت]] بود. نخستین گام [[امام]] {{ع}} در این راه آن بود که پایتخت [[عباسیان]] را ترک کرد و به [[مدینه]] رفت. این کار به معنای رد مشروعیت حکومت عباسی و نوعی مقابله با آن تلقی می‌گشت. با حضور امام {{ع}} در [[مدینه]]، [[فقیهان]] و [[عالمان]] بسیاری پیرامونشان گرد آمدند و از محضر ایشان کسب فیض کردند. [[امام]] {{ع}} برای پیگیری برنامه‌های خود، دانشمندانی را به [بلاد اسلامی گسیل کرد که با عنوان "ثقات" مشهورند. آنان وظیفه داشتند [[مردم]] را از [[علوم آل محمد]] {{ع}} بهره‌مند سازند و [[تعالیم]] اصیل [[دینی]] را گسترش دهند<ref>عطاردی، شیخ عزیزالله، مسند الامام الجواد، ص۴۳، ۸۸ و ۸۹.</ref>.


در [[آغاز امامت]] [[حضرت جواد]]{{ع}}، [[مأمون]] تشکیل مجالس [[مناظره]] را ـ که در دوره [[امام رضا]] {{ع}} همگی به نفع [[اهل بیت]] تمام شد ـ دوباره تجربه کرد، به این [[دلیل]] که [[امام نهم]] خردسال است و تجربه [[پدر]] را ندارد بلکه بتواند به موقعیّت [[علمی]] او لطمه وارد کند؛ ولی نتیجه برعکس شد. در [[مجلسی]] که بزرگان علمای [[اهل سنت]] از جمله [[یحیی بن اکثم]] ـ قاضی القضاة ـ حضور داشتند، [[امام جواد]] را به [[مناظره]] فرا خواند؛ امّا [[شکست]] و [[انقطاع]] همگی، باعث ناکامی [[مأمون]] شد. به نقل مجلسی در فصل [[حجّ]] [[فقیهان]] [[بغداد]] و شهرهای دیگر و سایر [[دانشمندان]] بلاد که هشتاد تن بودند، به [[حجّ]] رفتند و سپس برای [[دیدار با امام]] راهی [[مدینه]] شدند<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۵، ص۱۰.</ref>.
در [[آغاز امامت]] [[حضرت جواد]] {{ع}}، [[مأمون]] تشکیل مجالس [[مناظره]] را ـ که در دوره [[امام رضا]] {{ع}} همگی به نفع [[اهل بیت]] تمام شد ـ دوباره تجربه کرد، به این [[دلیل]] که [[امام نهم]] خردسال است و تجربه [[پدر]] را ندارد بلکه بتواند به موقعیّت [[علمی]] او لطمه وارد کند؛ ولی نتیجه برعکس شد. در [[مجلسی]] که بزرگان علمای [[اهل سنت]] از جمله [[یحیی بن اکثم]] ـ قاضی القضاة ـ حضور داشتند، [[امام جواد]] را به [[مناظره]] فرا خواند؛ امّا [[شکست]] و [[انقطاع]] همگی، باعث ناکامی [[مأمون]] شد. به نقل مجلسی در فصل [[حجّ]] [[فقیهان]] [[بغداد]] و شهرهای دیگر و سایر [[دانشمندان]] بلاد که هشتاد تن بودند، به [[حجّ]] رفتند و سپس برای [[دیدار با امام]] راهی [[مدینه]] شدند<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۵، ص۱۰.</ref>.


[[شاگردان]] و [[اصحاب]] عظیم الشأنی همچون: [[ابن ابی عمیر بغدادی]]، [[ابوجعفر محمد بن سنان زاهری]]، [[احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی]]، [[ابوتمام حبیب بن اوس طائی]]، [[علی بن مهزیار اهوازی]] و [[فضل بن شاذان نیشابوری]] از جمله دست پروردگان حضرت [[ابوجعفر]] [[امام جواد]]{{ع}} هستند. این [[شاگردان]] نیز همچون [[امام]] خود تحت تعقیب و گرفتاری بودند.
[[شاگردان]] و [[اصحاب]] عظیم الشأنی همچون: [[ابن ابی عمیر بغدادی]]، [[ابوجعفر محمد بن سنان زاهری]]، [[احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی]]، [[ابوتمام حبیب بن اوس طائی]]، [[علی بن مهزیار اهوازی]] و [[فضل بن شاذان نیشابوری]] از جمله دست پروردگان حضرت [[ابوجعفر]] [[امام جواد]] {{ع}} هستند. این [[شاگردان]] نیز همچون [[امام]] خود تحت تعقیب و گرفتاری بودند.


علاوه بر موضع علنی، حضرت در بُعد [[سیاسی]] نیز به [[مبارزات]] خود ادامه می‌داد و طرح [[مأمون]] برای سکونت در [[بغداد]] و دربار در جهت [[مشروعیّت]] بخشیدن به [[حکومت]] خود را نپذیرفت و این [[توطئه]] را خنثی نمود<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۱۴۶-۱۴۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۲۰؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۰۳.</ref>.
علاوه بر موضع علنی، حضرت در بُعد [[سیاسی]] نیز به [[مبارزات]] خود ادامه می‌داد و طرح [[مأمون]] برای سکونت در [[بغداد]] و دربار در جهت [[مشروعیّت]] بخشیدن به [[حکومت]] خود را نپذیرفت و این [[توطئه]] را خنثی نمود<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۱۴۶-۱۴۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۲۰؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۰۳.</ref>.


==کرامات امام جواد {{ع}}==
== کرامات امام جواد {{ع}} ==
{{اصلی|کرامات امام جواد}}
{{اصلی|کرامات امام جواد}}
از [[امام جواد]] {{ع}} کرامت‌ها و امور خارق العاده‌ای دیده شده که هر یک می‌تواند به عنوان نشانه و علامت مقام و [[منصب الهی]] آن حضرت باشد مانند اینکه "ابن حجر هیتمی" [[کرامت]] عجیبی را از [[امام جواد]] {{ع}} [[نقل]] کرده است: مأمون بازهای شکاری داشت و هنگامی که از شهر خارج شد یکی از آنها را برای شکار فرستاد و باز از چشم‌ها دور شد و از هوا برگشت در حالی که در منقارش ماهی کوچکی بود که هنوز زنده بود. مأمون بسیار تعجب کرد و به سمت شهر برگشت و بچه‌ها هنوز مشغول بازی بودند و [[امام جواد]] {{ع}} نیز نزد آنها بود و باز هم بچه‌ها فرار کردند جز [[امام جواد]] {{ع}}. مأمون به او نزدیک شد و گفت: در دستت چیست؟ [[امام]] فرمود: [[خداوند متعال]] در دریای [[قدرت]] خود، ماهیان کوچکی را آفریده است که بازهای شکاری [[پادشاهان]] و [[خلفا]] آنها را شکار می‌کند و به وسیله این ماهی‌ها سلاله [[اهل بیت]] [[رسول خدا]] {{صل}} را [[آزمایش]] می‌کنند. مأمون گفت: {{عربی|"أَنْتَ ابْنُ الرِّضَا حَقّاً"}}؛ تو به‌راستی که [[فرزند]] [[علی بن موسی الرضا]] هستی!<ref>الصواعق المحرقة علی أهل الرفض و الضلال و الزندقة، ج ۲، ص ۵۹۷.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۸۰.</ref>
از [[امام جواد]] {{ع}} کرامت‌ها و امور خارق العاده‌ای دیده شده که هر یک می‌تواند به عنوان نشانه و علامت مقام و [[منصب الهی]] آن حضرت باشد مانند اینکه "ابن حجر هیتمی" [[کرامت]] عجیبی را از [[امام جواد]] {{ع}} [[نقل]] کرده است: مأمون بازهای شکاری داشت و هنگامی که از شهر خارج شد یکی از آنها را برای شکار فرستاد و باز از چشم‌ها دور شد و از هوا برگشت در حالی که در منقارش ماهی کوچکی بود که هنوز زنده بود. مأمون بسیار تعجب کرد و به سمت شهر برگشت و بچه‌ها هنوز مشغول بازی بودند و [[امام جواد]] {{ع}} نیز نزد آنها بود و باز هم بچه‌ها فرار کردند جز [[امام جواد]] {{ع}}. مأمون به او نزدیک شد و گفت: در دستت چیست؟ [[امام]] فرمود: [[خداوند متعال]] در دریای [[قدرت]] خود، ماهیان کوچکی را آفریده است که بازهای شکاری [[پادشاهان]] و [[خلفا]] آنها را شکار می‌کند و به وسیله این ماهی‌ها سلاله [[اهل بیت]] [[رسول خدا]] {{صل}} را [[آزمایش]] می‌کنند. مأمون گفت: {{عربی|"أَنْتَ ابْنُ الرِّضَا حَقّاً"}}؛ تو به‌راستی که [[فرزند]] [[علی بن موسی الرضا]] هستی!<ref>الصواعق المحرقة علی أهل الرفض و الضلال و الزندقة، ج ۲، ص ۵۹۷.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۸۰.</ref>


==افضلیت امام جواد {{ع}}==
== افضلیت امام جواد {{ع}} ==
{{اصلی|افضلیت امام جواد}}
{{اصلی|افضلیت امام جواد}}


[[برتری]] و تقدیم [[امام جواد]] {{ع}} بر دیگران در کمالاتی که لازمه [[امامت]] است مستند به سخنان [[امام رضا]] {{ع}} و اعتراف دیگران است. در این زمینه صنعانی می‌گوید: خدمت [[امام رضا]] {{ع}} بودم که پسر کودکش [[ابی جعفر]] {{ع}} را آوردند فرمود: این همان مولودی است که مولودی پربرکت‌تر از او نسبت به [[شیعیان]] ما متولد نشده است<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِي لَمْ يُولَدْ فِينَا مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَكَةً عَلَى شِيعَتِنَا مِنْهُ}}؛ کافی، ج ۱، ص ۳۲۱.</ref>.
[[برتری]] و تقدیم [[امام جواد]] {{ع}} بر دیگران در کمالاتی که لازمه [[امامت]] است مستند به سخنان [[امام رضا]] {{ع}} و اعتراف دیگران است. در این زمینه صنعانی می‌گوید: خدمت [[امام رضا]] {{ع}} بودم که پسر کودکش [[ابی جعفر]] {{ع}} را آوردند فرمود: این همان مولودی است که مولودی پربرکت‌تر از او نسبت به [[شیعیان]] ما متولد نشده است<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِي لَمْ يُولَدْ فِينَا مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَكَةً عَلَى شِيعَتِنَا مِنْهُ}}؛ کافی، ج ۱، ص ۳۲۱.</ref>.


همچنین [[ابن حجر]] هیتمی درباره [[امام جواد]] {{ع}} جریان برخورد زیرکانه آن حضرت در سن کودکی با مأمون را [[نقل]] می‌کند: پس از [[شهادت امام رضا]] {{ع}}، روزی مأمون از یکی از کوچه‌های [[بغداد]] عبور می‌کرد و [[امام جواد]] که کودک ۹ ساله بود، [[ایستاده]] بود و دیگر بچه‌ها بازی می‌کردند. همین که مأمون رسید غیر از [[امام جواد]] {{ع}} دیگر کودکان فرار کردند ولی او همچنان باقی بود مامون از او پرسید تو چرا فرار نکردی؟ [[امام]] به سرعت جواب داد: راه تنگ نبود تا برای شما راه باز می‌کردم و جرمی مرتکب نشده بودم تا از شما می‌ترسیدم و در [[حق]] شما نیز [[حسن ظن]] داشتم که به کسی که جرمی ندارد آسیبی نمی‌رسانید. مأمون از سخنان و صورت زیبای او خیلی خوشش آمد و از او پرسید: اسمت چیست و [[فرزند]] چه کسی هستی؟ [[امام]] جواب داد: من [[محمد بن علی بن موسی الرضا]] {{ع}} هستم. مأمون برای [[علی بن موسی الرضا]] {{ع}} از [[خداوند]] طلب [[مغفرت]] کرد و به راه خود ادامه داد<ref>ر.ک: الصواعق، ج ۲، ص ۵۳۱.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۷۷-۷۹.</ref>
همچنین [[ابن حجر]] هیتمی درباره [[امام جواد]] {{ع}} جریان برخورد زیرکانه آن حضرت در سن کودکی با مأمون را [[نقل]] می‌کند: پس از [[شهادت امام رضا]] {{ع}}، روزی مأمون از یکی از کوچه‌های [[بغداد]] عبور می‌کرد و [[امام جواد]] که کودک ۹ ساله بود، [[ایستاده]] بود و دیگر بچه‌ها بازی می‌کردند. همین که مأمون رسید غیر از [[امام جواد]] {{ع}} دیگر کودکان فرار کردند ولی او همچنان باقی بود مامون از او پرسید تو چرا فرار نکردی؟ [[امام]] به سرعت جواب داد: راه تنگ نبود تا برای شما راه باز می‌کردم و جرمی مرتکب نشده بودم تا از شما می‌ترسیدم و در [[حق]] شما نیز [[حسن ظن]] داشتم که به کسی که جرمی ندارد آسیبی نمی‌رسانید. مأمون از سخنان و صورت زیبای او خیلی خوشش آمد و از او پرسید: اسمت چیست و [[فرزند]] چه کسی هستی؟ [[امام]] جواب داد: من [[محمد بن علی بن موسی الرضا]] {{ع}} هستم. مأمون برای [[علی بن موسی الرضا]] {{ع}} از [[خداوند]] طلب [[مغفرت]] کرد و به راه خود ادامه داد<ref>ر. ک: الصواعق، ج ۲، ص ۵۳۱.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۷۷-۷۹.</ref>


==[[شبهه]] خردسالی [[امام]]==
== [[شبهه]] خردسالی [[امام]] ==
امام جواد{{ع}} نخستین [[امام]] از [[دوازده امام]] [[شیعه]] بود که در خردسالی به [[امامت]] رسید. پس از ایشان، [[امام هادی]] {{ع}} و [[امام مهدی]] {{ع}} نیز در خردسالی به [[امامت]] رسیدند. برخی این موضوع را به عنوان [[شبهه]] مطرح ساخته و کوشیده‌اند مسئله [[امامت]] ایشان را به ابهام بکشانند. هر چند در [[تاریخ]]، کسانی را می‌توان یافت که در [[کودکی]] از نبوغ ذاتی فوق‌العاده‌ای بهره‌مند بوده‌اند و بدین ترتیب، نمی‌توان خردسالی [[امام]] {{ع}} را دلیلی بر رد [[امامت]] ایشان به شمار آورد، اما [[شیعیان]] دلایل دیگری نیز بیان کرده‌اند:
امام جواد {{ع}} نخستین [[امام]] از [[دوازده امام]] [[شیعه]] بود که در خردسالی به [[امامت]] رسید. پس از ایشان، [[امام هادی]] {{ع}} و [[امام مهدی]] {{ع}} نیز در خردسالی به [[امامت]] رسیدند. برخی این موضوع را به عنوان [[شبهه]] مطرح ساخته و کوشیده‌اند مسئله [[امامت]] ایشان را به ابهام بکشانند. هر چند در [[تاریخ]]، کسانی را می‌توان یافت که در [[کودکی]] از نبوغ ذاتی فوق‌العاده‌ای بهره‌مند بوده‌اند و بدین ترتیب، نمی‌توان خردسالی [[امام]] {{ع}} را دلیلی بر رد [[امامت]] ایشان به شمار آورد، اما [[شیعیان]] دلایل دیگری نیز بیان کرده‌اند:
# [[ایمان به خدا]] مستلزم آن است که [[آدمی]] به این نیز [[ایمان]] آوَرَد که همه [[افعال خداوند]] از روی [[مصلحت]] است و باید بی چون و چرا به آن تن در داد. [[خداوند]]، [[قادر]] و [[حکیم]] است و بنابر [[مصلحت]]، بنده برگزیده خویش را در خردسالی به [[امامت]] رسانده است و این هیچ تناقضی در پی ندارد و امر محالی با خود نمی‌آورد.
# [[ایمان به خدا]] مستلزم آن است که [[آدمی]] به این نیز [[ایمان]] آوَرَد که همه [[افعال خداوند]] از روی [[مصلحت]] است و باید بی چون و چرا به آن تن در داد. [[خداوند]]، [[قادر]] و [[حکیم]] است و بنابر [[مصلحت]]، بنده برگزیده خویش را در خردسالی به [[امامت]] رسانده است و این هیچ تناقضی در پی ندارد و امر محالی با خود نمی‌آورد.
#بنابر [[نص]] [[قرآن]]، [[حضرت عیسی]] {{ع}} و یحیی {{ع}} در خردسالی به [[نبوت]] رسیده‌اند<ref>{{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}؛ سوره مریم؛ آیه ۳۰، {{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}؛ سوره مریم؛ آیه ۱۲.</ref>.
# بنابر [[نص]] [[قرآن]]، [[حضرت عیسی]] {{ع}} و یحیی {{ع}} در خردسالی به [[نبوت]] رسیده‌اند<ref>{{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}؛ سوره مریم؛ آیه ۳۰، {{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}؛ سوره مریم؛ آیه ۱۲.</ref>.
#در [[تاریخ اسلام]]، نمونه‌هایی در دست است که مسئولیت‌هایی بزرگ و کارهایی سترگ به خردسالان سپرده شده است؛ مانند [[بیعت]] [[امام علی]] {{ع}} با [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در [[کودکی]]، نقش داشتن [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} در ماجرای [[مباهله]] و نیز [[گواهی]] آنان در ماجرای [[فدک]] نزد [[خلیفه اول]].
# در [[تاریخ اسلام]]، نمونه‌هایی در دست است که مسئولیت‌هایی بزرگ و کارهایی سترگ به خردسالان سپرده شده است؛ مانند [[بیعت]] [[امام علی]] {{ع}} با [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در [[کودکی]]، نقش داشتن [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} در ماجرای [[مباهله]] و نیز [[گواهی]] آنان در ماجرای [[فدک]] نزد [[خلیفه اول]].
# [[امامت]] [[حضرت جواد]] {{ع}} در خردسالی، ذهن [[مسلمانان]] را برای پذیرفتن [[امامت حضرت مهدی]] {{ع}} و [[غیبت]] ایشان در خردسالی آماده ساخت.  
# [[امامت]] [[حضرت جواد]] {{ع}} در خردسالی، ذهن [[مسلمانان]] را برای پذیرفتن [[امامت حضرت مهدی]] {{ع}} و [[غیبت]] ایشان در خردسالی آماده ساخت.  
#چنان که‌ از [[تاریخ]] نیز برمی‌آید، [[امامت]] [[حضرت جواد]] {{ع}} در خردسالی آزمایشی سخت برای [[شیعیان]] بود تا [[مؤمنان راستین]] خویش را نشان دهند و به مقامی والاتر رسند. در این ماجرا، برخی کسان ـ که [[سست ایمان]] و مردد بودند ـ از راه به در رفتند و بازشناخته گشتند<ref>شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل‌، ج۱، ص۱۶۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۲۰-۱۲۱.</ref>
# چنان که‌ از [[تاریخ]] نیز برمی‌آید، [[امامت]] [[حضرت جواد]] {{ع}} در خردسالی آزمایشی سخت برای [[شیعیان]] بود تا [[مؤمنان راستین]] خویش را نشان دهند و به مقامی والاتر رسند. در این ماجرا، برخی کسان ـ که [[سست ایمان]] و مردد بودند ـ از راه به در رفتند و بازشناخته گشتند<ref>شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل‌، ج۱، ص۱۶۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۲۰-۱۲۱.</ref>


==[[همسران امام جواد]]{{ع}}==
== [[همسران امام جواد]] {{ع}} ==
===ام الفضل===
=== ام الفضل ===
{{اصلی|ام الفضل دختر مأمون}}
{{اصلی|ام الفضل دختر مأمون}}
===«سمانه مغربیه» یا «جمانه»===
===«سمانه مغربیه» یا «جمانه» ===
{{اصلی|سمانه مغربیه}}
{{اصلی|سمانه مغربیه}}


==[[فرزندان امام جواد]]{{ع}}==
== [[فرزندان امام جواد]] {{ع}} ==
درباره نام و تعداد فرزندان امام جواد{{ع}} اختلافی شدید پدید آمده است. برخی چهار فرزند برای آن [[حضرت]] برشمرده‌اند: دو پسر به نام‌های علی و [[موسی]] و دو دختر به نام‌های [[فاطمه]] و أمامه<ref>ارشاد مفید، ص۳۲۷؛ فصول المهمة (ابن صباغ)، ص۲۷۶؛ نورالابصار، ص۳۳۰.</ref>.
درباره نام و تعداد فرزندان امام جواد {{ع}} اختلافی شدید پدید آمده است. برخی چهار فرزند برای آن [[حضرت]] برشمرده‌اند: دو پسر به نام‌های علی و [[موسی]] و دو دختر به نام‌های [[فاطمه]] و أمامه<ref>ارشاد مفید، ص۳۲۷؛ فصول المهمة (ابن صباغ)، ص۲۷۶؛ نورالابصار، ص۳۳۰.</ref>.
برخی نیز برای وی پنج فرزند برشمرده‌اند: دو پسر به نام‌های علی و موسی و سه دختر به نام‌های [[خدیجه]]، [[حکیمه]] و [[ام کلثوم]]<ref>تاریخ قم، ص۲۰۱؛ دلائل الامامة، ص۳۹۷.</ref>.
برخی نیز برای وی پنج فرزند برشمرده‌اند: دو پسر به نام‌های علی و موسی و سه دختر به نام‌های [[خدیجه]]، [[حکیمه]] و [[ام کلثوم]]<ref>تاریخ قم، ص۲۰۱؛ دلائل الامامة، ص۳۹۷.</ref>.
برخی شمار [[فرزندان]] آن حضرت را هفت تن<ref>تاج الموالید، ص۱۳.</ref> دانسته‌اند و برخی دیگر هم هشت فرزند: سه پسر به نام‌های علی، موسی، [[یحیی]]، و پنج دختر به نام‌های فاطمه، بهجت، صاحب الروایة، بریهه، حکیمه و خدیجه<ref>الشجرة المبارکه (فخر رازی)، ص۷۸.</ref><ref>لازم به یادآوری است که در مصدر اصلی یعنی کتاب الشجرة المبارکة به پنج دختر از امام{{ع}} اشاره کرده است، ولی در مقام نام بردن، از شش دختر نام می‌برد همان‌گونه که در اینجا آمده است - لذا با حفظ امانت در نقل، متذکر می‌شویم که احتمال دارد یکی از نام‌ها لقب برای دیگری باشد. چنان‌که (صاحب الروایة) می‌تواند لقب یکی از فرزندان باشد.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۵۵.</ref>
برخی شمار [[فرزندان]] آن حضرت را هفت تن<ref>تاج الموالید، ص۱۳.</ref> دانسته‌اند و برخی دیگر هم هشت فرزند: سه پسر به نام‌های علی، موسی، [[یحیی]]، و پنج دختر به نام‌های فاطمه، بهجت، صاحب الروایة، بریهه، حکیمه و خدیجه<ref>الشجرة المبارکه (فخر رازی)، ص۷۸.</ref><ref>لازم به یادآوری است که در مصدر اصلی یعنی کتاب الشجرة المبارکة به پنج دختر از امام {{ع}} اشاره کرده است، ولی در مقام نام بردن، از شش دختر نام می‌برد همان‌گونه که در اینجا آمده است - لذا با حفظ امانت در نقل، متذکر می‌شویم که احتمال دارد یکی از نام‌ها لقب برای دیگری باشد. چنان‌که (صاحب الروایة) می‌تواند لقب یکی از فرزندان باشد.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۵۵.</ref>


==[[شهادت]]==
== [[شهادت]] ==
{{همچنین|معتصم|ام الفضل دختر مأمون}}
{{همچنین|معتصم|ام الفضل دختر مأمون}}
پس از [[مأمون]]، [[معتصم]] [[خلیفه]] شد و [[همسر]] [[امام]] را تحریک کرد تا [[حضرت جواد]]{{ع}} را [[مسموم]] کند. [[همسر]] [[امام]]، [[ام الفضل]]، با وسوسه او شوهر جوانش را با انگور مسموم کرده و به [[شهادت]] رساند. [[حضرت جواد]]{{ع}} جوان‌ترین [[امام]] [[شیعه]] بود و هنگام [[شهادت]] ۲۵ سال داشت. روز آخر [[ذی قعده]] سال ۲۲۰ هجری، روز [[شهادت]] اوست. [[قبر]] مطهرش در [[کاظمین]]، از شهرهای [[عراق]]، [[زیارتگاه]] [[شیعیان]] است<ref>ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۱۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۹۷؛ نوبختی، ابومحمد حسن بن موسی، فرق الشیعة، ص۱۰۰.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۲۱؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۰۳؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۷۷.</ref>
پس از [[مأمون]]، [[معتصم]] [[خلیفه]] شد و [[همسر]] [[امام]] را تحریک کرد تا [[حضرت جواد]] {{ع}} را [[مسموم]] کند. [[همسر]] [[امام]]، [[ام الفضل]]، با وسوسه او شوهر جوانش را با انگور مسموم کرده و به [[شهادت]] رساند. [[حضرت جواد]] {{ع}} جوان‌ترین [[امام]] [[شیعه]] بود و هنگام [[شهادت]] ۲۵ سال داشت. روز آخر [[ذی قعده]] سال ۲۲۰ هجری، روز [[شهادت]] اوست. [[قبر]] مطهرش در [[کاظمین]]، از شهرهای [[عراق]]، [[زیارتگاه]] [[شیعیان]] است<ref>ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۱۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۹۷؛ نوبختی، ابومحمد حسن بن موسی، فرق الشیعة، ص۱۰۰.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۲۱؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۰۳؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۷۷.</ref>
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش