امید در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==امیدواری به خداوند== | == امیدواری به خداوند == | ||
[[خدای متعال]] به قدری [[آمرزنده]]، [[مهربان]] و [[رئوف]] است که [[انسان]] به ویژه [[جوان]] هر قدر [[گناه]] کار و [[مجرم]] باشد، نباید از [[رحمت]] او [[نومید]] شود؛ چه آنکه [[ناامیدی از رحمت الهی]]، از [[گناهان بزرگ]] است. [[خداوند]] [[رحمان]] در [[قرآن]] میفرماید: | [[خدای متعال]] به قدری [[آمرزنده]]، [[مهربان]] و [[رئوف]] است که [[انسان]] به ویژه [[جوان]] هر قدر [[گناه]] کار و [[مجرم]] باشد، نباید از [[رحمت]] او [[نومید]] شود؛ چه آنکه [[ناامیدی از رحمت الهی]]، از [[گناهان بزرگ]] است. [[خداوند]] [[رحمان]] در [[قرآن]] میفرماید: | ||
{{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref>«بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است» سوره زمر، آیه ۵۳.</ref>. | {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}<ref>«بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است» سوره زمر، آیه ۵۳.</ref>. | ||
در واقع، [[نومیدی]] از مهر و [[عفو]] [[خدا]] نوعی [[بدگمانی]] به [[پروردگار]] [[بخشنده]] است. ازاین رو، لازم است که جوان همواره امیدش به خداوند باشد و به غیر او [[امید]] نبندد. در روایتی آموزنده از [[امام صادق]]{{ع}} به نقل از [[پیامبر]] آمده است: | در واقع، [[نومیدی]] از مهر و [[عفو]] [[خدا]] نوعی [[بدگمانی]] به [[پروردگار]] [[بخشنده]] است. ازاین رو، لازم است که جوان همواره امیدش به خداوند باشد و به غیر او [[امید]] نبندد. در روایتی آموزنده از [[امام صادق]] {{ع}} به نقل از [[پیامبر]] آمده است: | ||
خداوند به برخی از پیامبرانش فرمود: به [[شأن]] و شکوه و [[عزت]] و [[عظمت]] خودم [[سوگند]] که هر کس به جز من امید بندد، نومیدش میکنم، بر او [[لباس]] [[خواری]] میپوشانم، از درگاه خویش میرانمش و از وصال و [[تقرب]] خویش دور میدارمش. آیا رواست که او در [[سختیها]] به دیگری امید بندد و در [[خانه]] دیگری را بکوبد با اینکه کلید همه درهای بسته به دست من است و تنها در خانه من است که هماره به روی همگان باز است؟ آیا شده کسی در [[گشایش]] کارش تنها به من روی آورده باشد و من کارش را حل نکرده باشم و گرهاش نگشوده باشم؟ [[بندگان]] مرا چه شده است؟ آرزوهای همه را نزد خویش نگه داشتهام تا اگر از من خواستند، آنها را برآورم و [[آسمان]] هایم را از فرشتگانی که هرگز از [[تسبیح]] و [[فرمانبری]] من خسته نمیشوند، انباشتهام و آنان را [[فرمان]] دادهام تا هرگز میان من و بندگان من پردهای نکشند و دری را به روی آنان نبندند. گویا بندگان من سخنم را [[باور]] ندارند؟ آیا بندهای که بلایی بدو روی میآورد، نمیداند که جز من کسی نمیتواند آن [[بلا]] را از او بگرداند؟ آیا چنین میپندارد که من که بیدعا و درخواست، این همه [[نعمت]] بدو بخشیدهام، اگر چیزی به [[دعا]] از من بخواهد، بدو نخواهم بخشید؟ مگر من بخیلم که بندگانم به من چنین [[گمان]] برند؟ مگر [[بخشنده]] و بخشایشگر نیستم و هر [[بخشش]] و بخشایشی در دست من نیست که بندگانم در دعا و درخواست از من کوتاهی میکنند؟ آیا [[بندگان]] من نمیترسند و [[شرم]] ندارند که به جز من [[امید]] بندند؟ مگر نمیدانند که اگر همه [[آسمانیان]] و زمینیان از من [[آرزو]] خواهند و من آرزوی همه را برآورم، هرگز از [[ملک]] و [[قدرت]] من چیزی کاسته نمیشود؟ مگر میشود [[مُلک]] و قدرتی که از من میجوشد و من [[قیّم]] و برپا دارنده آنم، کاهش پذیرد؟ پس وای بر آنان که از درگاه من، از [[رحمت]] من، از [[بخشایش]] من، از داد و [[دهش]] من امید [[بریده]] و فرمانم را زیر پا نهاده و حقّم را پاس نداشتهاند<ref>سلوک عارفان، ترجمه المراقبات: سید محمد راستگو، ص۱۱۸.</ref>. | خداوند به برخی از پیامبرانش فرمود: به [[شأن]] و شکوه و [[عزت]] و [[عظمت]] خودم [[سوگند]] که هر کس به جز من امید بندد، نومیدش میکنم، بر او [[لباس]] [[خواری]] میپوشانم، از درگاه خویش میرانمش و از وصال و [[تقرب]] خویش دور میدارمش. آیا رواست که او در [[سختیها]] به دیگری امید بندد و در [[خانه]] دیگری را بکوبد با اینکه کلید همه درهای بسته به دست من است و تنها در خانه من است که هماره به روی همگان باز است؟ آیا شده کسی در [[گشایش]] کارش تنها به من روی آورده باشد و من کارش را حل نکرده باشم و گرهاش نگشوده باشم؟ [[بندگان]] مرا چه شده است؟ آرزوهای همه را نزد خویش نگه داشتهام تا اگر از من خواستند، آنها را برآورم و [[آسمان]] هایم را از فرشتگانی که هرگز از [[تسبیح]] و [[فرمانبری]] من خسته نمیشوند، انباشتهام و آنان را [[فرمان]] دادهام تا هرگز میان من و بندگان من پردهای نکشند و دری را به روی آنان نبندند. گویا بندگان من سخنم را [[باور]] ندارند؟ آیا بندهای که بلایی بدو روی میآورد، نمیداند که جز من کسی نمیتواند آن [[بلا]] را از او بگرداند؟ آیا چنین میپندارد که من که بیدعا و درخواست، این همه [[نعمت]] بدو بخشیدهام، اگر چیزی به [[دعا]] از من بخواهد، بدو نخواهم بخشید؟ مگر من بخیلم که بندگانم به من چنین [[گمان]] برند؟ مگر [[بخشنده]] و بخشایشگر نیستم و هر [[بخشش]] و بخشایشی در دست من نیست که بندگانم در دعا و درخواست از من کوتاهی میکنند؟ آیا [[بندگان]] من نمیترسند و [[شرم]] ندارند که به جز من [[امید]] بندند؟ مگر نمیدانند که اگر همه [[آسمانیان]] و زمینیان از من [[آرزو]] خواهند و من آرزوی همه را برآورم، هرگز از [[ملک]] و [[قدرت]] من چیزی کاسته نمیشود؟ مگر میشود [[مُلک]] و قدرتی که از من میجوشد و من [[قیّم]] و برپا دارنده آنم، کاهش پذیرد؟ پس وای بر آنان که از درگاه من، از [[رحمت]] من، از [[بخشایش]] من، از داد و [[دهش]] من امید [[بریده]] و فرمانم را زیر پا نهاده و حقّم را پاس نداشتهاند<ref>سلوک عارفان، ترجمه المراقبات: سید محمد راستگو، ص۱۱۸.</ref>. | ||