پرش به محتوا

بنی‌ساج: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۷ ژوئن ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - 'ه. ق)' به 'ﻫ.ق)'
جز (جایگزینی متن - 'ه. ق)' به 'ﻫ.ق)')
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۶: خط ۲۶:
در [[سال ۲۵۱ق]]. ابوساج به [[کاخ]] ابن‌هبیره، تختگاه عاملان و راهداران در ۱۲ فرسخی [[بغداد]]، رفت.
در [[سال ۲۵۱ق]]. ابوساج به [[کاخ]] ابن‌هبیره، تختگاه عاملان و راهداران در ۱۲ فرسخی [[بغداد]]، رفت.


ساجیان به دنبال خدماتشان به [[دستگاه خلافت عباسی]]، از سال ۲۷۶ تا ۳۱۹ه. ق و بنا به قول دیگر، از سال ۲۷۹ تا ۳۱۷ه. ق، در [[آذربایجان]]، اران و گاه ارمنستان و حدود [[ری]] [[حکومت]] کردند.<ref>اران از دوران باستان، ص۴۴٢؛ ر. ک: تاریخ ادبیات در ایران، ج١، ص٢١٧.</ref> ساجیان به‌صورت ظاهری، تابع و [[مطیع]] دستگاه خلافت بودند، اما آنها را از قدرتمندترین سلسله‌های [[ایرانی]] می‌توان به‌شمار آورد که در مقابل [[خلفا]] [[علم]] [[استقلال]] برافراشتند<ref>ر. ک: فرهنگ جامع تاریخ ایران، ج١، ص۴٣٩.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنی‌ساج (مقاله)|مقاله «بنی‌ساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref>
ساجیان به دنبال خدماتشان به [[دستگاه خلافت عباسی]]، از سال ۲۷۶ تا ۳۱۹ه‍.ق و بنا به قول دیگر، از سال ۲۷۹ تا ۳۱۷ه. ق، در [[آذربایجان]]، اران و گاه ارمنستان و حدود [[ری]] [[حکومت]] کردند.<ref>اران از دوران باستان، ص۴۴٢؛ ر. ک: تاریخ ادبیات در ایران، ج١، ص٢١٧.</ref> ساجیان به‌صورت ظاهری، تابع و [[مطیع]] دستگاه خلافت بودند، اما آنها را از قدرتمندترین سلسله‌های [[ایرانی]] می‌توان به‌شمار آورد که در مقابل [[خلفا]] [[علم]] [[استقلال]] برافراشتند<ref>ر. ک: فرهنگ جامع تاریخ ایران، ج١، ص۴٣٩.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنی‌ساج (مقاله)|مقاله «بنی‌ساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref>


== [[ارتباط]] ساجیان با [[حجاز]] ==
== [[ارتباط]] ساجیان با [[حجاز]] ==
خط ۳۳: خط ۳۳:
منزلگاه فید ([[منزل]] ۱۵ از ۳۱ منزل) که تقریباً در وسط این راه قرار گرفته بود، به‌سبب داشتن موقعیت نظامی مناسب، [[بازار]] و امکانات رفاهی برای [[حاجیان]]، به‌عنوان مرکزیتی برای راهداران [[انتخاب]] شده بود و حاجیان، وسایل و کالاهایشان را در این [[شهر]] به [[امانت]] می‌گذاشتند.<ref>ر. ک: احسن التقاسیم، ص٢۵۴؛ الاعلاق النفیسه، صص١٧۴-١٨٢؛ الملامح الجغرافیه، ص٣١.</ref> از گزارش‌ها برمی‌آید که ساجیان و [[سپاه]] زیرنظر آنها [[پاسداری]] از منزلگاه‌ها و راه‌ها و بدرقه [[حاجیان]] و کاروان [[عراق]] و رفت و آمدهای این مسیر طولانی را برعهده داشتند؛
منزلگاه فید ([[منزل]] ۱۵ از ۳۱ منزل) که تقریباً در وسط این راه قرار گرفته بود، به‌سبب داشتن موقعیت نظامی مناسب، [[بازار]] و امکانات رفاهی برای [[حاجیان]]، به‌عنوان مرکزیتی برای راهداران [[انتخاب]] شده بود و حاجیان، وسایل و کالاهایشان را در این [[شهر]] به [[امانت]] می‌گذاشتند.<ref>ر. ک: احسن التقاسیم، ص٢۵۴؛ الاعلاق النفیسه، صص١٧۴-١٨٢؛ الملامح الجغرافیه، ص٣١.</ref> از گزارش‌ها برمی‌آید که ساجیان و [[سپاه]] زیرنظر آنها [[پاسداری]] از منزلگاه‌ها و راه‌ها و بدرقه [[حاجیان]] و کاروان [[عراق]] و رفت و آمدهای این مسیر طولانی را برعهده داشتند؛


ابوساج در سال ۲۵۱ه. ق در قصر ابن هبیره در ١٢ فرسخی [[بغداد]] مستقر شد که تختگاه راهداران محسوب می‌شد<ref> البلدان، ص۱۴۵؛ امراء الکوفه، ص۶۴٩-۶۵١.</ref> و با سپاه زیر نظرش به [[مراقبت]] و [[نگهبانی]] از این مسیر طولانی [[راه]] [[حج]] مشغول گردید. ابوساج در همین سال چند بار با تُرک‌ها جنگید و سرکرده آنها، بایکباک، را که مایه [[ناامنی]] شده بود، همراه گروهی از [[ترک‌ها]] کشت و شماری را [[اسیر]] کرد<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۳۲۷-۳۳۳؛ تجارب الامم، ج۴، ص۳۵۳؛ الکامل، ج۷، ص۱۵۷.</ref> و باقیمانده ترک‌ها و [[مغربیان]] را از عراق بیرون راند<ref> تجارب الامم، ج۴، ص۳۵۴؛ الکامل، ج۷، ص۱۶۸.</ref> گویا در همین سال در بازگشت از [[مکه]]، ۳۶ نفر از [[اعراب]] [[راهزن]] را که مزاحم [[امنیت]] حاجیان شده بودند، دستگیر کرد و آنها را روانه [[زندان]] بغداد کرد<ref>امراء الکوفه، ص۶۴۹.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنی‌ساج (مقاله)|مقاله «بنی‌ساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref>
ابوساج در سال ۲۵۱ه‍.ق در قصر ابن هبیره در ١٢ فرسخی [[بغداد]] مستقر شد که تختگاه راهداران محسوب می‌شد<ref> البلدان، ص۱۴۵؛ امراء الکوفه، ص۶۴٩-۶۵١.</ref> و با سپاه زیر نظرش به [[مراقبت]] و [[نگهبانی]] از این مسیر طولانی [[راه]] [[حج]] مشغول گردید. ابوساج در همین سال چند بار با تُرک‌ها جنگید و سرکرده آنها، بایکباک، را که مایه [[ناامنی]] شده بود، همراه گروهی از [[ترک‌ها]] کشت و شماری را [[اسیر]] کرد<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۳۲۷-۳۳۳؛ تجارب الامم، ج۴، ص۳۵۳؛ الکامل، ج۷، ص۱۵۷.</ref> و باقیمانده ترک‌ها و [[مغربیان]] را از عراق بیرون راند<ref> تجارب الامم، ج۴، ص۳۵۴؛ الکامل، ج۷، ص۱۶۸.</ref> گویا در همین سال در بازگشت از [[مکه]]، ۳۶ نفر از [[اعراب]] [[راهزن]] را که مزاحم [[امنیت]] حاجیان شده بودند، دستگیر کرد و آنها را روانه [[زندان]] بغداد کرد<ref>امراء الکوفه، ص۶۴۹.</ref><ref>[[علی احمدی میرآقا|احمدی میرآقا، علی]]، [[بنی‌ساج (مقاله)|مقاله «بنی‌ساج»]]، [[دانشنامه حج و حرمین شریفین ج۴ (کتاب)|دانشنامه حج و حرمین شریفین]]، ج۴.</ref>


== پاسداری از راه [[کوفه]] تا [[حجاز]] ==
== پاسداری از راه [[کوفه]] تا [[حجاز]] ==
خط ۴۲: خط ۴۲:


== حکمرانی [[محمد بن ساج]] ==
== حکمرانی [[محمد بن ساج]] ==
در سال ۲۶۶ق. حکمرانی حرمین و راهداری مکه ([[منصب]] عمل الحرمینی) پس از ابوساج، با نظر وی<ref>اتحاف الوری، ج٢، ص٣۵۵.</ref> یا از سوی امیر صفاری، [[عمرو]] بن لیث (۲۶۵- ٢٨٧ه. ق) که آن را از [[خلیفه عباسی]] گرفته بود، به فرزند ابوساج به نام ابوالمسافر محمد بن ابوساج دیوداد ملقب به افشین واگذار شد.<ref>تاریخ ابن خلدون، ج٣، ص۴٢٧؛ العقد الثمین، ج۲، ص۱۸۰؛ غایة المرام، ج١، ص۴۵۶ و ۴۵٧.</ref>محمد بن ابوساج آن‌گاه که به مکه رسید، با ابن‌مخزومی که مدعی همین [[مقام]] بود، جنگید و او را [[شکست]] داد<ref>العقد الثمین، ج۲، ص۳۳۲.</ref>
در سال ۲۶۶ق. حکمرانی حرمین و راهداری مکه ([[منصب]] عمل الحرمینی) پس از ابوساج، با نظر وی<ref>اتحاف الوری، ج٢، ص٣۵۵.</ref> یا از سوی امیر صفاری، [[عمرو]] بن لیث (۲۶۵- ٢٨٧ﻫ.ق) که آن را از [[خلیفه عباسی]] گرفته بود، به فرزند ابوساج به نام ابوالمسافر محمد بن ابوساج دیوداد ملقب به افشین واگذار شد.<ref>تاریخ ابن خلدون، ج٣، ص۴٢٧؛ العقد الثمین، ج۲، ص۱۸۰؛ غایة المرام، ج١، ص۴۵۶ و ۴۵٧.</ref>محمد بن ابوساج آن‌گاه که به مکه رسید، با ابن‌مخزومی که مدعی همین [[مقام]] بود، جنگید و او را [[شکست]] داد<ref>العقد الثمین، ج۲، ص۳۳۲.</ref>


در گزارش دیگر آورده‌اند که به سال ۲۶۶ق. پس از [[غارت]] کَسوه [[کعبه]] از سوی گروهی از [[اعراب]]، [[محمد بن ابوساج]] به مکه آمد و پس از [[سلطه]] بر ابن‌ مخزومی که امیر مکه بود، از جانب [[خلیفه]]، [[حکم]] حکمرانی حرمین را دریافت نمود<ref>البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۳۹.</ref> به‌روایت ابن‌فهد [[مکی]](م. ۹۲۲ق.) عمرو بن لیث [[ولایت]] مکه را از [[خلیفه]] گرفت و به [[محمد]] بن ابوساج واگذار نمود<ref>غایة المرام، ج۱، ص۴۵۶-۴۵۷.</ref>
در گزارش دیگر آورده‌اند که به سال ۲۶۶ق. پس از [[غارت]] کَسوه [[کعبه]] از سوی گروهی از [[اعراب]]، [[محمد بن ابوساج]] به مکه آمد و پس از [[سلطه]] بر ابن‌ مخزومی که امیر مکه بود، از جانب [[خلیفه]]، [[حکم]] حکمرانی حرمین را دریافت نمود<ref>البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۳۹.</ref> به‌روایت ابن‌فهد [[مکی]](م. ۹۲۲ق.) عمرو بن لیث [[ولایت]] مکه را از [[خلیفه]] گرفت و به [[محمد]] بن ابوساج واگذار نمود<ref>غایة المرام، ج۱، ص۴۵۶-۴۵۷.</ref>
خط ۴۸: خط ۴۸:
گزارش [[تاریخ]] سیستان در اعطای [[ولایت]] سرزمین‌هایی بسیار از [[بغداد]] و [[ایران]] تا [[هند]] و [[سند]] و [[منصب]] عمل الحرمین به [[عمرو]] از سوی خلیفه<ref>تاریخ سیستان، ص۲۳۴-۲۳۵.</ref> این نظر را [[تأیید]] می‌کند. به‌نظر می‌رسد [[امارت]] وی بر راه‌های [[حج]]، ولایت [[عقد]] و [[شرف]] بوده نه ولایت مستقیم؛ یعنی از طریق [[عمرو بن لیث]] این منصب را عهده‌دار بوده است. [[محمد بن ابوساج]] تا ۲۶۹ق. [[قبایل]] [[بدوی]] را که در مسیر کاروان‌های [[حاجیان]] راهزنی می‌کردند، [[سرکوب]] نمود و رَحبه و قِرقِیسیا را [[تصرف]] کرد و عامل [[انبار]] و [[راه]] [[فرات]] شد.<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۵۴۹؛ تاریخ طبری، ج۹، ص۵۵۳؛ تاریخ طبری، ج۹، ص۵۹۰؛ تاریخ طبری، ج۹، ص۶۱۳-۶۲۱؛ تاریخ طبری، ج۹، ص۶۲۸؛ الکامل، ج۷، ص۳۳۳.</ref>
گزارش [[تاریخ]] سیستان در اعطای [[ولایت]] سرزمین‌هایی بسیار از [[بغداد]] و [[ایران]] تا [[هند]] و [[سند]] و [[منصب]] عمل الحرمین به [[عمرو]] از سوی خلیفه<ref>تاریخ سیستان، ص۲۳۴-۲۳۵.</ref> این نظر را [[تأیید]] می‌کند. به‌نظر می‌رسد [[امارت]] وی بر راه‌های [[حج]]، ولایت [[عقد]] و [[شرف]] بوده نه ولایت مستقیم؛ یعنی از طریق [[عمرو بن لیث]] این منصب را عهده‌دار بوده است. [[محمد بن ابوساج]] تا ۲۶۹ق. [[قبایل]] [[بدوی]] را که در مسیر کاروان‌های [[حاجیان]] راهزنی می‌کردند، [[سرکوب]] نمود و رَحبه و قِرقِیسیا را [[تصرف]] کرد و عامل [[انبار]] و [[راه]] [[فرات]] شد.<ref>تاریخ طبری، ج۹، ص۵۴۹؛ تاریخ طبری، ج۹، ص۵۵۳؛ تاریخ طبری، ج۹، ص۵۹۰؛ تاریخ طبری، ج۹، ص۶۱۳-۶۲۱؛ تاریخ طبری، ج۹، ص۶۲۸؛ الکامل، ج۷، ص۳۳۳.</ref>


[[محمد بن ابوساج]] در ۲۷۳ق. با کمک [[خُمارویه بن طولون]] [[حاکم مصر]]، بر جزیره از شهرهای [[عراق]] و [[موصل]] [[تسلط]] یافت<ref>تاریخ موصل، ج۲، ص۱۲۱؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۴۱۵؛ البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۵۱.</ref> اندکی بعد، دچار [[اختلاف]] شدند و در ۲۷۵ق. در [[نبرد]] میان آن دو، محمد [[شکست]] خورد<ref>تجارب الامم، ج۴، ص۴۸۳؛ الکامل، ج۷، ص۴۲۸.</ref> در ۲۷۶ق. محمد بن ابوساج برای سرکوب [[علویان]] از [[معتمد عباسی]] [[فرمان]] یافت و راهی آنجا شد<ref>تاریخ طبری، ج۱۰، ص۱۶.</ref> همچنین او به [[حکمرانی]] [[آذربایجان]] [[دست]] یافت<ref>البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۵۶.</ref> سپس بر [[عبدالله بن حسن]] [[همدانی]]، [[حاکم]] [[مراغه]] که سر به [[شورش]] برداشته بود، چیره شد و تا ۲۸۰ق. آذربایجان و اران را به تصرف خود درآورد<ref>الکامل، ج۷، ص۴۹۱؛ النجوم الزاهره، ص۱۱۵-۱۱۶.</ref>
[[محمد بن ابوساج]] در ۲۷۳ق. با کمک [[خُمارویه بن طولون]] [[حاکم مصر]]، بر جزیره از شهرهای [[عراق]] و [[موصل]] [[تسلط]] یافت<ref>تاریخ موصل، ج۲، ص۱۲۱؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۴۱۵؛ البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۵۱.</ref> اندکی بعد، دچار [[اختلاف]] شدند و در ۲۷۵ق. در [[نبرد]] میان آن دو، محمد [[شکست]] خورد<ref>تجارب الامم، ج۴، ص۴۸۳؛ الکامل، ج۷، ص۴۲۸.</ref> در ۲۷۶ق. محمد بن ابوساج برای سرکوب [[علویان]] از [[معتمد عباسی]] [[فرمان]] یافت و راهی آنجا شد<ref>تاریخ طبری، ج۱۰، ص۱۶.</ref> همچنین او به [[حکمرانی]] [[آذربایجان]] دست یافت<ref>البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۵۶.</ref> سپس بر [[عبدالله بن حسن]] [[همدانی]]، [[حاکم]] [[مراغه]] که سر به [[شورش]] برداشته بود، چیره شد و تا ۲۸۰ق. آذربایجان و اران را به تصرف خود درآورد<ref>الکامل، ج۷، ص۴۹۱؛ النجوم الزاهره، ص۱۱۵-۱۱۶.</ref>


او در ۲۸۵ق. از فرمان خلیفه سر باز زد و به نام افشین ([[لقب]] [[پادشاهان]] اسروشنه) در آذربایجان ادعای استقلال کرد<ref>الکامل، ج۷، ص۴۹۱.</ref> در گزارشی دیگر آمده است که در ۲۸۸ق. که‌ [[هارون بن محمد هاشمی]] [[امیر]] حاج بود، محمد بن ابوساج [[فرماندهی]] راه‌ها و منزلگاه‌ها را برعهده داشت و پس از موسم حج، [[سپاه]] خود را به‌سوی [[جده]] رهسپار کرد<ref>العقد الثمین، ج۲، ص۳۳۲.</ref>
او در ۲۸۵ق. از فرمان خلیفه سر باز زد و به نام افشین ([[لقب]] [[پادشاهان]] اسروشنه) در آذربایجان ادعای استقلال کرد<ref>الکامل، ج۷، ص۴۹۱.</ref> در گزارشی دیگر آمده است که در ۲۸۸ق. که‌ [[هارون بن محمد هاشمی]] [[امیر]] حاج بود، محمد بن ابوساج [[فرماندهی]] راه‌ها و منزلگاه‌ها را برعهده داشت و پس از موسم حج، [[سپاه]] خود را به‌سوی [[جده]] رهسپار کرد<ref>العقد الثمین، ج۲، ص۳۳۲.</ref>
خط ۵۴: خط ۵۴:
در [[سال ۲۸۸ق]]. بیماری وبا [[آذربایجان]] را فراگرفت<ref>الکامل، ج۷، ص۵۰۹؛ تاریخ الموصل، ج۲، ص۱۶۰.</ref> و [[محمد بن ابوساج]] و ۷۰۰ تن از یارانش را به کام [[مرگ]] فرستاد<ref>تاریخ الاسلام، ج۲۱، ص۳۲؛ تاریخ الموصل، ج۲، ص۱۶۰.</ref>
در [[سال ۲۸۸ق]]. بیماری وبا [[آذربایجان]] را فراگرفت<ref>الکامل، ج۷، ص۵۰۹؛ تاریخ الموصل، ج۲، ص۱۶۰.</ref> و [[محمد بن ابوساج]] و ۷۰۰ تن از یارانش را به کام [[مرگ]] فرستاد<ref>تاریخ الاسلام، ج۲۱، ص۳۲؛ تاریخ الموصل، ج۲، ص۱۶۰.</ref>


پس از او فرزندش دیوداد به حکمرانی آذربایجان [[برگزیده]] شد؛ اما عمویش [[ابوالقاسم یوسف بن ابوساج]] با او [[مخالفت]] کرد و به جنگش برخاست و شکستش داد و به [[حکومت]] رسید. دیوداد ناچار شد به [[بغداد]] برود. او بعدها به [[خدمت]] [[حامد]] بن [[عباس]]، [[وزیر]] [[مقتدر]] [[عباسی]]، درآمد<ref>تاریخ طبری، ج۱۰، ص۸۴؛ تجارب الامم، ج۵، ص۱۷، ۱۲۹.</ref>
پس از او فرزندش دیوداد به حکمرانی آذربایجان [[برگزیده]] شد؛ اما عمویش [[ابوالقاسم یوسف بن ابوساج]] با او [[مخالفت]] کرد و به جنگش برخاست و شکستش داد و به [[حکومت]] رسید. دیوداد ناچار شد به [[بغداد]] برود. او بعدها به [[خدمت]] [[حامد]] بن [[عباس]]، [[وزیر]] [[مقتدر عباسی]]، درآمد<ref>تاریخ طبری، ج۱۰، ص۸۴؛ تجارب الامم، ج۵، ص۱۷، ۱۲۹.</ref>


یوسف بن ابوساج در ۲۷۱ق. در دوران [[خلافت]] [[معتمد عباسی]] [[ولایت]] [[مکه]] یافت. در این سال، [[احمد]] طایی که [[حاکم]] [[مدینه]] و راهدار منازل مدینه تا مکه بود، غلامش [[بدر]] را به [[امارت]] [[حج]] برگزیده بود. یوسف بن ابوساج نزدیک درهای [[مسجدالحرام]] با [[امیر]] حاج درگیر شد. در این میان، [[حاجیان]] جانبدار بدر شدند و یوسف بن ابوساج را دستگیر و روانه [[زندان]] بغداد کردند<ref>تاریخ طبری، ج۱۰، ص۸؛ المنتظم، ج۱۲، ص۲۴۴.</ref> پس از چندی [[خلیفه عباسی]] یوسف بن ابوساج را حکمرانی آذربایجان داد. یوسف پایتخت خود را از [[مراغه]] به [[اردبیل]] انتقال داد و حصار مراغه را ویران کرد<ref>صورة الارض، ص۳۳۵.</ref> چندی بعد از [[اطاعت]] مقتدر عباسی سر باز زد و بی‌اجازه [[خلیفه]]، سَمباط [[پادشاه]] ارمنستان را کشت و [[ری]] و [[قزوین]] و زنجان و [[ابهر]] را گرفت و [[لشکر]] خلیفه را [[شکست]] داد<ref>نظری به تاریخ آذربایجان، ص۱۳۳.</ref> سپس [[سپاه]] خلیفه توانست یوسف بن ابوساج را شکست دهد.
یوسف بن ابوساج در ۲۷۱ق. در دوران [[خلافت]] [[معتمد عباسی]] [[ولایت]] [[مکه]] یافت. در این سال، [[احمد]] طایی که [[حاکم]] [[مدینه]] و راهدار منازل مدینه تا مکه بود، غلامش [[بدر]] را به [[امارت]] [[حج]] برگزیده بود. یوسف بن ابوساج نزدیک درهای [[مسجدالحرام]] با [[امیر]] حاج درگیر شد. در این میان، [[حاجیان]] جانبدار بدر شدند و یوسف بن ابوساج را دستگیر و روانه [[زندان]] بغداد کردند<ref>تاریخ طبری، ج۱۰، ص۸؛ المنتظم، ج۱۲، ص۲۴۴.</ref> پس از چندی [[خلیفه عباسی]] یوسف بن ابوساج را حکمرانی آذربایجان داد. یوسف پایتخت خود را از [[مراغه]] به [[اردبیل]] انتقال داد و حصار مراغه را ویران کرد<ref>صورة الارض، ص۳۳۵.</ref> چندی بعد از [[اطاعت]] مقتدر عباسی سر باز زد و بی‌اجازه [[خلیفه]]، سَمباط [[پادشاه]] ارمنستان را کشت و [[ری]] و [[قزوین]] و زنجان و [[ابهر]] را گرفت و [[لشکر]] خلیفه را [[شکست]] داد<ref>نظری به تاریخ آذربایجان، ص۱۳۳.</ref> سپس [[سپاه]] خلیفه توانست یوسف بن ابوساج را شکست دهد.
۲۲۶٬۶۹۶

ویرایش