سیره اجتماعی پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۹: خط ۹:
از جمله '''سیره‌های [[اجتماعی]] [[پیامبر اکرم]]'''{{صل}} می‌توان به [[رفتار]] ایشان در [[مبارزه]] با نقاط [[ضعف]] [[مردم]] و رفتار ایشان با بردگان اشاره کرد.
از جمله '''سیره‌های [[اجتماعی]] [[پیامبر اکرم]]'''{{صل}} می‌توان به [[رفتار]] ایشان در [[مبارزه]] با نقاط [[ضعف]] [[مردم]] و رفتار ایشان با بردگان اشاره کرد.


==مقدمه==
== مقدمه ==
از جمله سیره‌های [[اجتماعی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌توان به دو مورد زیر اشاره کرد:
از جمله سیره‌های [[اجتماعی]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} می‌توان به دو مورد زیر اشاره کرد:
#'''[[مبارزه]] با نقاط [[ضعف]]:''' او از نقاط ضعف [[مردم]] و جهالت‌های آنان استفاده نمی‌کرد؛ برعکس، با آن نقاط ضعف مبارزه می‌کرد و مردم را به جهالتشان واقف می‌ساخت. روزی که [[ابراهیم]] پسر هیجده ماهه‌اش از [[دنیا]] رفت، از [[قضا]] آن [[روز]] [[خورشید]] گرفت. مردم گفتند: علت اینکه [[کسوف]] شد مصیبتی است که بر [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} وارد شد. او در مقابل این [[خیال]] جاهلانه مردم [[سکوت]] نکرد و از این نقطه ضعف استفاده نکرد، بلکه به [[منبر]] رفت و گفت: ای مردم، ماه و خورشید دو [[آیت]] از [[آیات خدا]] هستند و برای مردن کسی نمی‌گیرند.
# '''[[مبارزه]] با نقاط [[ضعف]]:''' او از نقاط ضعف [[مردم]] و جهالت‌های آنان استفاده نمی‌کرد؛ برعکس، با آن نقاط ضعف مبارزه می‌کرد و مردم را به جهالتشان واقف می‌ساخت. روزی که [[ابراهیم]] پسر هیجده ماهه‌اش از [[دنیا]] رفت، از [[قضا]] آن [[روز]] [[خورشید]] گرفت. مردم گفتند: علت اینکه [[کسوف]] شد مصیبتی است که بر [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} وارد شد. او در مقابل این [[خیال]] جاهلانه مردم [[سکوت]] نکرد و از این نقطه ضعف استفاده نکرد، بلکه به [[منبر]] رفت و گفت: ای مردم، ماه و خورشید دو [[آیت]] از [[آیات خدا]] هستند و برای مردن کسی نمی‌گیرند.
#'''با بردگان:''' نسبت به بردگان فوق‌العاده [[مهربان]] بود. به مردم می‌گفت: اینها [[برادران]] شمایند. از هر [[غذا]] که می‌خورید به آنها بخورانید و از هر نوع [[جامه]] که می‌پوشید آنها را بپوشانید. کار طاقت‌فرسا به آنها [[تحمیل]] مکنید، خودتان در [[کارها]] به آنها کمک کنید. می‌گفت: آنها را به‌عنوان [[بنده]] و یا [[کنیز]] "که مملوکیت را می‌رساند" خطاب نکنید؛ زیرا همه مملوک خداییم و مالک [[حقیقی]] [[خدا]] است، بلکه آنها را به‌عنوان "[[فتی]]" ([[جوانمرد]]) یا "فتاه" (جوانزن) خطاب کنید. در [[شریعت اسلام]] تمام تسهیلات ممکن برای [[آزادی بردگان]] که منتهی به [[آزادی]] کلی آنها می‌شد، فراهم شد. او [[شغل]] "نخاسی" یعنی برده‌فروشی را بدترین شغل‌ها می‌دانست و می‌گفت: بدترین مردم نزد خدا آدم‌فروشان‌اند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]،مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۴، ۲۵۵ و ۲۶۰</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، ص۴۵ تا ۷۳.</ref>
# '''با بردگان:''' نسبت به بردگان فوق‌العاده [[مهربان]] بود. به مردم می‌گفت: اینها [[برادران]] شمایند. از هر [[غذا]] که می‌خورید به آنها بخورانید و از هر نوع [[جامه]] که می‌پوشید آنها را بپوشانید. کار طاقت‌فرسا به آنها [[تحمیل]] مکنید، خودتان در [[کارها]] به آنها کمک کنید. می‌گفت: آنها را به‌عنوان [[بنده]] و یا [[کنیز]] "که مملوکیت را می‌رساند" خطاب نکنید؛ زیرا همه مملوک خداییم و مالک [[حقیقی]] [[خدا]] است، بلکه آنها را به‌عنوان "[[فتی]]" ([[جوانمرد]]) یا "فتاه" (جوانزن) خطاب کنید. در [[شریعت اسلام]] تمام تسهیلات ممکن برای [[آزادی بردگان]] که منتهی به [[آزادی]] کلی آنها می‌شد، فراهم شد. او [[شغل]] "نخاسی" یعنی برده‌فروشی را بدترین شغل‌ها می‌دانست و می‌گفت: بدترین مردم نزد خدا آدم‌فروشان‌اند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۴، ۲۵۵ و ۲۶۰</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، ص۴۵ تا ۷۳.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش