شجاعت در سیره معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
==[[شجاعت]] و [[دلیری]]==
== [[شجاعت]] و [[دلیری]] ==
شجاعت یک [[امر قلبی]] است که در اعماق [[روح انسان]] ریشه دارد و در برابر آن، [[جبن]] یا ترسویی است که به فرموده [[امام علی]]{{ع}} از [[ناتوانی]] نفس و [[ضعف یقین]] ناشی می‌شود: {{متن حدیث|شِدَّةُ الْجُبْنِ‏ مِنْ‏ عَجْزِ النَّفْسِ‏ وَ ضَعْفِ‏ الْيَقِينِ}}<ref>«[[ترس]] زیاد از ناتوانی نفس و ضعف یقین، نشأت می‌گیرد.» عبدالواحد التمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۱۵۰.</ref>؛ برخی [[روایات]] بیان می‌کند که [[شجاعت]] با [[صبر]]- که یکی از بارزترین [[ویژگی‌های ائمه]] اطهار{{عم}} است - رابطه نزدیک دارد. به طوری که [[امیر مؤمنان علی]]{{عم}} در بیانی می‌فرماید: {{متن حدیث|الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ}}<ref>«صبر، شجاعت است.» نهج‎البلاغه، حکمت ۴.</ref>؛ صفت شجاعت همچون صبر، یکی از بارزترین [[صفات ائمه]]{{عم}} است که در همه حال به آن مزین بودند، زیرا لازمه [[هدایت مردم]] و [[نبرد]] بی‏امان با [[دشمنان اسلام]]، برخورداری از این صفت و [[روحیه]] است. [[دوست]] و [[دشمن]] به شجاعت و [[دلیری]] امام علی{{عم}} اعتراف داشتند. نبردهای قهرمانانه و پیروزمندانه ایشان در جنگ‌های [[عصر پیامبر]]{{صل}}، از شجاعت بیش از حد ایشان حکایت دارد. شجاعت آن [[حضرت]] جلوه‌ای از شجاعت و دلیری [[رسول خدا]]{{صل}} در برابر [[مشرکان]] و [[ایستادگی]] در برابر آنان بود. امام علی{{ع}} خود می‌فرمود: [[سوگند]] به [[خدا]]! اگر همه [[عرب]] برای نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، من پشت به آن نبرد نمی‌کنم<ref>البلاغه، نامه ۴۵.</ref>. ایشان در پاسخ آنان که تأخیر در شروع [[جنگ صفین]] را نشانه ترس او از [[مرگ]] می‌پنداشتند فرمود: اما اینکه می‌گویید آیا (تأخیردر شروع [[جنگ]]) از ترس مرگ است؟ سوگند به خدا باک ندارم به سوی مرگ بروم یا او به سوی من بیاید<ref>البلاغه، خطبه ۵۵.</ref>.
شجاعت یک [[امر قلبی]] است که در اعماق [[روح انسان]] ریشه دارد و در برابر آن، [[جبن]] یا ترسویی است که به فرموده [[امام علی]] {{ع}} از [[ناتوانی]] نفس و [[ضعف یقین]] ناشی می‌شود: {{متن حدیث|شِدَّةُ الْجُبْنِ‏ مِنْ‏ عَجْزِ النَّفْسِ‏ وَ ضَعْفِ‏ الْيَقِينِ}}<ref>«[[ترس]] زیاد از ناتوانی نفس و ضعف یقین، نشأت می‌گیرد.» عبدالواحد التمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۱۵۰.</ref>؛ برخی [[روایات]] بیان می‌کند که [[شجاعت]] با [[صبر]]- که یکی از بارزترین [[ویژگی‌های ائمه]] اطهار {{عم}} است - رابطه نزدیک دارد. به طوری که [[امیر مؤمنان علی]] {{عم}} در بیانی می‌فرماید: {{متن حدیث|الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ}}<ref>«صبر، شجاعت است.» نهج‎البلاغه، حکمت ۴.</ref>؛ صفت شجاعت همچون صبر، یکی از بارزترین [[صفات ائمه]] {{عم}} است که در همه حال به آن مزین بودند، زیرا لازمه [[هدایت مردم]] و [[نبرد]] بی‏امان با [[دشمنان اسلام]]، برخورداری از این صفت و [[روحیه]] است. [[دوست]] و [[دشمن]] به شجاعت و [[دلیری]] امام علی {{عم}} اعتراف داشتند. نبردهای قهرمانانه و پیروزمندانه ایشان در جنگ‌های [[عصر پیامبر]] {{صل}}، از شجاعت بیش از حد ایشان حکایت دارد. شجاعت آن [[حضرت]] جلوه‌ای از شجاعت و دلیری [[رسول خدا]] {{صل}} در برابر [[مشرکان]] و [[ایستادگی]] در برابر آنان بود. امام علی {{ع}} خود می‌فرمود: [[سوگند]] به [[خدا]]! اگر همه [[عرب]] برای نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، من پشت به آن نبرد نمی‌کنم<ref>البلاغه، نامه ۴۵.</ref>. ایشان در پاسخ آنان که تأخیر در شروع [[جنگ صفین]] را نشانه ترس او از [[مرگ]] می‌پنداشتند فرمود: اما اینکه می‌گویید آیا (تأخیردر شروع [[جنگ]]) از ترس مرگ است؟ سوگند به خدا باک ندارم به سوی مرگ بروم یا او به سوی من بیاید<ref>البلاغه، خطبه ۵۵.</ref>.


[[واقعه کربلا]] بارزترین جلوه شجاعت و دلیری [[خاندان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} است که جلوه‌ای از آن را به [[پیروان]] و [[محبان]] [[واقعی]] خود نیز انتقال داده بودند. فرزند آن حضرت [[امام سجاد]]{{ع}} در مجلس ابن‌زیاد که از [[غلبه]] ظاهری سپاهش سرمست بود و [[امام]] را به [[قتل]] [[تهدید]] می‌کرد، فرمود: آیا مرا به کشته شدن تهدید می‌کنی؟ مگر نمی‌دانی که کشته شدن، [[عادت]] ما و [[شهادت]]، [[کرامت]] ماست؟<ref>عزالدین ابی‌الحسن علی بن محمد ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۴؛ احمد ابن اعثم کوفی، الفتوح، تحقیق علی شیری، ج۵، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۲۴۳.</ref>
[[واقعه کربلا]] بارزترین جلوه شجاعت و دلیری [[خاندان]] [[اهل‌بیت]] {{عم}} است که جلوه‌ای از آن را به [[پیروان]] و [[محبان]] [[واقعی]] خود نیز انتقال داده بودند. فرزند آن حضرت [[امام سجاد]] {{ع}} در مجلس ابن‌زیاد که از [[غلبه]] ظاهری سپاهش سرمست بود و [[امام]] را به [[قتل]] [[تهدید]] می‌کرد، فرمود: آیا مرا به کشته شدن تهدید می‌کنی؟ مگر نمی‌دانی که کشته شدن، [[عادت]] ما و [[شهادت]]، [[کرامت]] ماست؟<ref>عزالدین ابی‌الحسن علی بن محمد ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۴؛ احمد ابن اعثم کوفی، الفتوح، تحقیق علی شیری، ج۵، ص۱۲۳.</ref>.<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۲۴۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش