←مقدمه
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←مقدمه) |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام علی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | ||
'''لعن امام علی''' کینۀ دیرینۀ [[امویان]] با [[بنی هاشم]] و [[اسلام]]، پس از [[وفات]] [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} بیشتر بروز کرد و بخصوص نسبت به [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} این [[کینه]] و [[عداوت]] بیشتر بود. وقتی [[امویان]] به [[قدرت]] رسیدند، از جمله کارهایی که کردند، [[انتقامگیری]] از [[اسلام]] و [[اهل بیت]] [[پیامبر]] و هواداران آنان، بخصوص از [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} و [[شیعیان]] او بود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۰۵.</ref>. | '''لعن امام علی''' کینۀ دیرینۀ [[امویان]] با [[بنی هاشم]] و [[اسلام]]، پس از [[وفات]] [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} بیشتر بروز کرد و بخصوص نسبت به [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} این [[کینه]] و [[عداوت]] بیشتر بود. وقتی [[امویان]] به [[قدرت]] رسیدند، از جمله کارهایی که کردند، [[انتقامگیری]] از [[اسلام]] و [[اهل بیت]] [[پیامبر]] و هواداران آنان، بخصوص از [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} و [[شیعیان]] او بود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۰۵.</ref>. | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
بدگویی از علی {{ع}} و ترویج [[لعن]] و [[دشنام]] و [[سبّ]] نسبت به آن حضرت، یکی از جلوههای این [[دشمنی]] بود. این شیوۀ شوم، بیشتر به دست [[معاویه]] [[اعمال]] میشد، که اجداد و نیاکان وی در جنگهای صدر اسلام با تیغ [[مسلمانان]]، بهویژه [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} به [[هلاکت]] رسیده بودند. [[معاویه]]، همۀ عوامل [[تبلیغی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] را که در [[اختیار]] داشت، برای این [[انتقامگیری]] به کار گرفته بود. وقتی به [[قدرت]] رسید، به همۀ [[کارگزاران]] خویش نوشت از [[نقل]] [[فضایل علی]] {{ع}} جلوگیری کنند و دربارۀ [[فضایل]] [[عثمان]]، [[حدیث]] بگویند و بسازند. از [[کشته شدن عثمان]] نیز بهانهای برای [[کینهپراکنی]] در [[دلها]] و [[ترویج]] [[سب و لعن علی]] {{ع}} ساخت و [[خون]] او را به گردن [[امام علی|علی]] {{ع}} انداخت و حادثه را [[تحریف]] کرد و به تحریک [[احساسات]] علیه آن [[حضرت]] پرداخت و [[جنگ صفین]] را به راه انداخت و بذر [[دشمنی]] علیه [[امام]] را خارج از [[شام]]، در [[حجاز]] و [[عراق]] و به خصوص در [[کوفه]] پراکند. [[معاویه]]، [[ولید]]، [[حجّاج]]، [[مروان]]، [[زیاد]] و [[مغیره]] نیز از جمله فعالان این عرصه بودند. علاوهبر آنکه [[خطیبان]] وابسته بر [[منبرها]] [[امام علی|علی]] {{ع}} را [[لعن]] میکردند، هریک از [[شیعیان علی]] {{ع}} در سالهای بعد، توسّط [[معاویه]] و عمال او دستگیر میشد، تحت فشار قرار میگرفت که در ملأ عام، [[امام علی|علی]] {{ع}} را [[لعن]] کند و چه انسانهایی که [[جان]] خود را در راه [[محبّت علی]] {{ع}} و [[تسلیم]] نشدن به خواستۀ [[امویان]] باختند و به [[شهادت]] رسیدند. [[شهادت]] [[حجر بن عدی]] و یارانش یکی از نمونههاست. [[سیاست پلید معاویه]] سالهای سال ادامه یافت. وقتی به او [[اعتراض]] میکردند و خواستار [[قطع]] آن میشدند، میگفت: آنقدر ادامه میدهم تا بزرگان بر این روش بمیرند و [[کودکان]] بر این [[آیین]] بزرگ شوند.<ref>مناقب، ابنشهرآشوب، ج ۲ ص ۲۲۲</ref> در اوایل کار، کسانی [[مقاومت]] و [[امتناع]] میکردند، امّا [[تبلیغات سوء]] و بخشنامههای پیاپی و پیگیریهای مدام از سوی [[معاویه]]، به جایی رسید که [[ناسزاگویی به امام علی]] {{ع}} و [[لعن]] او در [[منابر]] و [[خطبهها]] و جلسات و همهجا، به عنوان یک [[وظیفۀ دینی]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]] و [[سنّت]] رایج، متداول گشت، تا آنکه [[عمر بن عبد العزیز]] جلوی آن را گرفت و به این [[بدعت]] شوم پایان داد.<ref>الغدیر، ج ۱۰، ص ۲۵۷ تا ۲۷۱</ref> وی دو سال [[حکومت]] یافت، از سال ۹۹ تا ۱۰۱ [[هجری]]، ولی پس از [[مرگ]] او دوباره آن برنامهها ادامه یافت. همۀ اینها در شرایطی بود که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}}، علاوهبر تأکید نسبت به [[حبّ علی]] {{ع}}، بارها [[بغض]] و [[دشمنی با علی]] {{ع}} را [[دشمنی با خدا]] و [[رسول]] دانسته بود: {{عربی|من أبغض علیّا فقد أبغضنی و من أبغضنی فقد أبغض اللّه}}<ref>موسوعة الامام امیر المؤمنین، ج ۱۱، ص ۲۵۳</ref> و از [[سبّ]] [[امام علی|علی]] {{ع}} [[نهی]] کرده بود: {{عربی|لا تسبّوا علیّا و لا تحسدوه، فإنّه ولیّ کلّ مؤمن و مؤمنة بعدی}}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۹، ص ۲۹۲</ref> و [[سبّ]] و [[ناسزا]] به [[امام علی|علی]] {{ع}} را [[دشنام]] به خویش و [[خدا]] معرفی کرده بود: {{عربی|من سبّ علیّا فقد سبّنی و من سبّنی فقد سبّ اللّه تعالی}}<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۲ ص ۶۷، احقاق الحق، ج ۶، ص ۴۲۳</ref> خود [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} میدانست و [[پیشگویی]] کرده بود که پس از او، وی را [[لعن]] و [[سبّ]] خواهد کرد و [[یاران]] او را هم به آن وادار خواهند نمود. به آنان فرموده بود: پس از من [[معاویه]] شما را به [[سبّ]] من وامیدارد و از شما میخواهد که از من [[تبرّی]] و [[بیزاری]] بجویید. امّا [[سبّ]]، (از روی [[تقیّه]]) مرا [[سبّ]] کنید، ولی از من [[تبرّی]] نجویید؛ چراکه من بر [[فطرت توحیدی]] زاده شدهام و در [[ایمان]] و [[هجرت]]، پیشتازم.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۷ مناقب، ج ۲ ص ۲۷۲</ref> اینگونه [[پیشگوییها]] را به کسانی همچون [[میثم تمّار]] هم فرموده بود.<ref>خصائص الأئمه، ص ۵۴</ref> از جملۀ این [[روایات]] به فرمودۀ [[امام صادق]] {{ع}} چنین است: {{عربی|...فإن أمروکم بسبّی فسبّونی، و إن أمروکم انّ تبرّؤا منّی فإنّی علی دین محمّد»}}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۹ ص ۳۲۶</ref> که از این [[حدیث]]، [[نهی]] از [[برائت]] هم فهمیده نمیشود. شاید اجازۀ [[امام]] به [[سبّ]] خود از سوی [[یاران]] تحت فشار، برای [[حفظ جان]] آنان بوده، چون [[امویان]] با این بهانه و برنامه، میخواستند [[شیعیان امیر المؤمنین]] {{ع}} را ریشهکن سازند. پایههای [[حکومت امویان]]، جز با درهم کوبیدن جناح [[طرفدار علی]] {{ع}} [[استوار]] نمیشد. وقتی [[امام سجاد]] {{ع}} به [[مروان حکم]] [[اعتراض]] کرد که با توجّه به [[دفاع امام علی از عثمان]]، چرا آن [[حضرت]] را در [[منبرها]] [[سبّ]] میکنند، وی پاسخ داد: {{عربی|لا یستقیم الأمر إلاّ بذلک}}<ref>ترجمة الامام امیر المؤمنین، (از: تاریخ دمشق)، ج ۳ ص ۱۲۷</ref>، [[حکومت]] جز بدین وسیله برپا نمیماند! و این نهایت [[کینه]] و [[خصومت]] آنان را با [[اهل بیت]] نشان میدهد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۰۵.</ref>. | |||
== [[مخالفت]] با دشنامگویی به او == | == [[مخالفت]] با دشنامگویی به او == | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
== برداشته شدنِ دشنامگویی به [[امام]] {{ع}}== | == برداشته شدنِ دشنامگویی به [[امام]] {{ع}}== | ||
[[بنی امیه]]، [[امیر مؤمنان]] ([[علی بن ابی طالب]] {{ع}}) را [[دشنام]] میگفتند، تا آنکه [[عمر بن عبد العزیز]]، [[خلافت]] را به دست گرفت. او این کار را ترک کرد و به همه کارگزارانش نوشت که آن را ترک کنند. دلیلِ این که وی [[علی]] {{ع}} را [[دوست]] داشت، این است که خود گفت: من در [[مدینه علم]] میآموختم و همراه ([[شاگرد]]) [[عبیدالله بن عبدالله بنعُتبة بن مسعود]] بودم. در این خصوص ([[بدگویی]] من از [[علی]])، خبری از من به وی رسیده بود. روزی پیشش آمدم و او در حال [[نماز]] بود. [[نماز]] را طولانی کرد. نشستم و [[منتظر]] شدم تا از [[نماز]]، بیرون آید. وقتی نمازش پایان یافت، به من رو کرد و گفت: کی فهمیدی که [[خداوند]]، پس از [[خشنودی]] از [[اهل | [[بنی امیه]]، [[امیر مؤمنان]] ([[علی بن ابی طالب]] {{ع}}) را [[دشنام]] میگفتند، تا آنکه [[عمر بن عبد العزیز]]، [[خلافت]] را به دست گرفت. او این کار را ترک کرد و به همه کارگزارانش نوشت که آن را ترک کنند. دلیلِ این که وی [[علی]] {{ع}} را [[دوست]] داشت، این است که خود گفت: من در [[مدینه علم]] میآموختم و همراه ([[شاگرد]]) [[عبیدالله بن عبدالله بنعُتبة بن مسعود]] بودم. در این خصوص ([[بدگویی]] من از [[علی]])، خبری از من به وی رسیده بود. روزی پیشش آمدم و او در حال [[نماز]] بود. [[نماز]] را طولانی کرد. نشستم و [[منتظر]] شدم تا از [[نماز]]، بیرون آید. وقتی نمازش پایان یافت، به من رو کرد و گفت: کی فهمیدی که [[خداوند]]، پس از [[خشنودی]] از [[اهل بدر]] و [[اهل]] [[بیعت رضوان]]، بر آنان [[خشم]] گرفته است؟ گفتم: این موضوع را نشنیدهام. گفت: پس، خبری که از تو درباره [[علی]] به من رسیده است، چیست؟ گفتم: از درگاه [[خداوند]] و تو عذرخواهی میکنم. [از همین الان] از روشی که داشتم، [[دست]] برداشتم. [[دلیل]] دیگر، این بود که] هر گاه پدرم [[سخنرانی]] میکرد و به [[علی]] [[ناسزا]] میگفت، زبانش سنگین میشد. گفتم: ای [[پدر]]! در سخنرانیات خوب پیش میروی؛ ولی هر گاه به یاد کردن از [[علی]] میرسی، در مییابم که [[ناتوان]] میشوی. گفت: آیا این مطلب را متوجه شدهای؟ گفتم: آری. گفت: ای پسرم! اگر این مردمی که در گِرد ما هستند، آنچه را ما از [[علی]] میدانیم، بدانند، از گِرد ما پراکنده میشوند و به سوی [[فرزندان]] وی میروند. وقتی [[عمر بن عبد العزیز]] به [[خلافت]] رسید، آن [[قدر]] به [[دنیا]] علاقه نداشت که برای آن، مرتکب این [گناه] بزرگ شود. پس [[بدگویی]] [[علی]] {{ع}} را ترک کرد و به کارگزارانش نوشت که آنان نیز آن را ترک کنند، و در عوض، این [[آیه]] را خواند: "به [[درستی]] که [[خداوند]] به [[دادگری]] و [[نیکوکاری]] و [[بخشش]] به [[خویشاوندان]]، [[فرمان]] میدهد و از کار [[زشت]] و [[ناپسند]] و [[ستم]]، باز میدارد. او به شما [[اندرز]] میدهد، باشد که [[پند]] گیرید"<ref>نحل، آیه ۹۰.</ref>. این کار، در نظر [[مردم]]، جایگاهی [[نیکو]] یافت و وی را به این خاطر، بسیار [[مدح]] کردند<ref>الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۲۵۵.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۷۹۹-۸۱۵.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:امام علی]] | ||
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | ||