جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[نصر بن قاموس در تراجم و رجال]] - [[نصر بن قاموس در تاریخ اسلامی]] - [[نصر بن قاموس در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[نصر بن قاموس در تراجم و رجال]] - [[نصر بن قاموس در تاریخ اسلامی]] - [[نصر بن قاموس در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[نصر بن قاموس لخمی قابوسی]]، از [[اصحاب]] و [[راویان حدیث]] از [[امام کاظم]]{{ع}} و [[حضرت رضا]]{{ع}} بوده، او را [[اهل]] [[علم]] و [[ورع]] و [[فقیه]] [[شیعه]] میدانند که نزد [[امام رضا]]{{ع}} منزلتی خاص داشت. او دارای [[کتابی]] است که [[محمد بن جعفر]] و [[احمد بن محمد بن سعید]] از او [[نقل روایت]] میکند<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۱۴۰-۱۴۱.</ref>. | [[نصر بن قاموس لخمی قابوسی]]، از [[اصحاب]] و [[راویان حدیث]] از [[امام کاظم]] {{ع}} و [[حضرت رضا]] {{ع}} بوده، او را [[اهل]] [[علم]] و [[ورع]] و [[فقیه]] [[شیعه]] میدانند که نزد [[امام رضا]] {{ع}} منزلتی خاص داشت. او دارای [[کتابی]] است که [[محمد بن جعفر]] و [[احمد بن محمد بن سعید]] از او [[نقل روایت]] میکند<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۱۴۰-۱۴۱.</ref>. | ||
نصر بن قاموس میگوید: «در [[منزل]] امام کاظم{{ع}} بودم. آن بزرگوار دست مرا گرفت و بر در اتاقی از [[خانه]] خود برد؛ با گشودن در، پسرش [[علی]] را [[مشاهده]] کردم که در دستش کتابی بود و مطالعه میکرد. امام کاظم{{ع}} به من فرمودند: او را میشناسی؟ عرض کردم: آری، این پسر شماست. فرمودند: ای نصرا میدانی این چه کتابی است که در آن نظر میکند؟ گفتم: نه! فرمودند: این [[جفر|جفری]] است که نظر نمیکند در آن مگر [[پیغمبر]]{{صل}} یا [[وصی]] پیغمبر{{صل}}»<ref>منتهی الامال، ج۲، ص۳۶۶.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۷۶۶.</ref> | نصر بن قاموس میگوید: «در [[منزل]] امام کاظم {{ع}} بودم. آن بزرگوار دست مرا گرفت و بر در اتاقی از [[خانه]] خود برد؛ با گشودن در، پسرش [[علی]] را [[مشاهده]] کردم که در دستش کتابی بود و مطالعه میکرد. امام کاظم {{ع}} به من فرمودند: او را میشناسی؟ عرض کردم: آری، این پسر شماست. فرمودند: ای نصرا میدانی این چه کتابی است که در آن نظر میکند؟ گفتم: نه! فرمودند: این [[جفر|جفری]] است که نظر نمیکند در آن مگر [[پیغمبر]] {{صل}} یا [[وصی]] پیغمبر {{صل}}»<ref>منتهی الامال، ج۲، ص۳۶۶.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۷۶۶.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||