ازدواج پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخهها
←ام حبیبه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
بعد از شهادت همسر [[ام سلمه]] و پایان یافتن عدّه [[امسلمه]]، [[رسول خدا]] {{صل}} به واسطه [[حاطب بن ابیبلتعه]]<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۶؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیة، ج۲، ص۴۴۷.</ref> از او خواستگاری کرد. وی پیش از این به خواستگاری [[ابوبکر]] و [[عمر]] جواب رد داده بود<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۶؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۴۴۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۱.</ref>؛ چون حضرت{{صل}} از او خواستگاری کرد، با کمال [[ادب]] گفت: "در من خصالی است که [[قادر]] نیستم همسرتان باشم: سن من بالا رفته است و از [[جوانی]] گذشتهام؛ افزون بر آن من زنی عیالوارم که باید برای تأمین معیشتشان تلاش کنم"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۱؛ ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۰-۲۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۱.</ref>. حضرت{{صل}} نیز در جوابش فرمود: "به لحاظ سن، من از تو مسنترم. پس بر [[زن]] [[عیب]] نیست که با مردی [[ازدواج]] کند که به لحاظ سن، از او مسنتر است؛ اما درباره عیال و فرزندانت، باید بگویم که آنها عیال [[خدا]] و [[رسول خدا]] {{صل}} هستند"<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۲-۷۳؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۴۴۷.</ref>. [[امسلمه]] به این [[ازدواج]] [[راضی]] شد. او هفت سال با آن حضرت [[زندگی]] کرد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۷.</ref>؛ اما از ایشان دارای فرزندی نشد<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۰.</ref>. وی پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}} نیز روزگاری دراز زنده بود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۱ ـ ۱۶۳.</ref>. | بعد از شهادت همسر [[ام سلمه]] و پایان یافتن عدّه [[امسلمه]]، [[رسول خدا]] {{صل}} به واسطه [[حاطب بن ابیبلتعه]]<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۶؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیة، ج۲، ص۴۴۷.</ref> از او خواستگاری کرد. وی پیش از این به خواستگاری [[ابوبکر]] و [[عمر]] جواب رد داده بود<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۶؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۴۴۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۱.</ref>؛ چون حضرت{{صل}} از او خواستگاری کرد، با کمال [[ادب]] گفت: "در من خصالی است که [[قادر]] نیستم همسرتان باشم: سن من بالا رفته است و از [[جوانی]] گذشتهام؛ افزون بر آن من زنی عیالوارم که باید برای تأمین معیشتشان تلاش کنم"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۱؛ ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۰-۲۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۱.</ref>. حضرت{{صل}} نیز در جوابش فرمود: "به لحاظ سن، من از تو مسنترم. پس بر [[زن]] [[عیب]] نیست که با مردی [[ازدواج]] کند که به لحاظ سن، از او مسنتر است؛ اما درباره عیال و فرزندانت، باید بگویم که آنها عیال [[خدا]] و [[رسول خدا]] {{صل}} هستند"<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۲-۷۳؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۴۴۷.</ref>. [[امسلمه]] به این [[ازدواج]] [[راضی]] شد. او هفت سال با آن حضرت [[زندگی]] کرد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۷.</ref>؛ اما از ایشان دارای فرزندی نشد<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۰.</ref>. وی پس از [[وفات پیامبر]] {{صل}} نیز روزگاری دراز زنده بود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۱ ـ ۱۶۳.</ref>. | ||
=== | === ازدواج با ام حبیبه === | ||
{{اصلی|ازدواج پیامبر خاتم با امحبیبه دختر ابوسفیان}} | |||
[[عبیدالله بن جحش اسدی]] شوهر اول [[امحبیبه]] در [[حبشه]] از [[مسلمانی]] برگشت و [[نصرانی]] شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۳، ص۱۶۵؛ علی بن الحسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳.</ref> و در همان [[آیین مسیحیت]] درگذشت<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۱۳۶.</ref>. [[امحبیبه]] بییار و [[یاور]] و تنها شده بود تا اینکه [[پیامبر]] {{صل}} در سال شش یا هفت [[هجری]]، [[عمرو بن امیه ضمری]] را همراه نامهای نزد [[نجاشی]] فرستاد و از او خواست تا [[امحبیبه]] را برایش خواستگاری کند و همراه دیگر [[مسلمانان]] به [[مدینه]] بازگرداند<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۲۹۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵-۶۰۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. [[عمرو بن امیه]] به [[وکالت]] از [[رسول خدا]] {{صل}} از [[امحبیبه]] خواستگاری کرد و [[نجاشی]] در این مجلس، [[خطبه]] خواند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵.</ref>. روزی که [[امحبیبه]] از حبشه به [[مدینه]] آمد سی و چند ساله بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸؛ خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۳۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام حبیبه ۱ (مقاله)|ام حبیبه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref> | |||
=== ازدواج با زینب === | === ازدواج با زینب === | ||