ام‌سلمه (همسر پیامبر): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۹: خط ۲۹:
[[جبرئیل]] گفت: یا [[محمد]]! درباره خود و [[علی]] و [[فاطمه]] و [[حسن]] و [[حسین]] بخوان: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>الأمالی، شیخ مفید، ص۳۸؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۲۵، ص۲۱۴.</ref>.<ref>[[فرهاد علی‌زاده|علی‌زاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۸.</ref>
[[جبرئیل]] گفت: یا [[محمد]]! درباره خود و [[علی]] و [[فاطمه]] و [[حسن]] و [[حسین]] بخوان: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>الأمالی، شیخ مفید، ص۳۸؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۲۵، ص۲۱۴.</ref>.<ref>[[فرهاد علی‌زاده|علی‌زاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۸.</ref>


== [[حمایت]] از [[وصی]] [[رسول خدا]] {{صل}} ==
== حمایت از [[وصی]] [[رسول خدا]] {{صل}} ==
[[ام‌سلمه]] پس از [[خدیجه]] {{س}}، [[بهترین]] [[زنان پیامبر]] به شمار می‌آید. ایشان پس از [[وفات]] [[حضرت]] {{صل}} بر [[عهد]] خود باقی ماند و تغییر و تغیّری در او حاصل نشد و همان طور که [[خدا]] امر کرده بود در خانه‌اش به سر می‌برد<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۵۶؛ جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۵، ص۲۴۶.</ref>. او به [[وصی]] [[رسول خدا]] {{صل}} کمک و از مواضعش [[دفاع]] می‌کرد و دشمنانش را می‌راند<ref>شیخ صدوق، امالی، ص۳۸۰؛ شیخ طوسی، امالی، ص۴۲۵-۴۷۹.</ref>. او پیش و پس از [[جنگ جمل]]، احتجاجاتی [[قوی]] با [[عایشه]] کرد<ref>جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۵، ص۲۴۷؛ شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۶۶-۱۶۷.</ref>. وی در زمان [[جنگ جمل]] و راه‌اندازی [[خون‌خواهی عثمان]] در [[مکه]] بود و می‌گفت: "ای [[مردم]]! شما را به [[تقوای الهی]] [[امر]] می‌کنم. اگر از [[علی]] {{ع}} [[تبعیت]] کردید، پس بدان [[راضی]] خواهید شد. به [[خدا]] قسم کسی بهتر از او در زمان شما ندیدم"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۲۴.</ref>. ایشان پس از حرکت [[طلحه]] و [[زبیر]] و [[عایشه]] به سوی [[بصره]]، نامه‌ای به [[حضرت علی]] {{ع}} نوشت و در آن، خروجشان را به اطلاع [[حضرت]] رساند. در این [[نامه]] آمده است: ".. اما بعد [[طلحه]] و [[زبیر]] و [[عایشه]] قصد سوئی دارند. آنها همراه [[عبدالله بن عامر]] به سوی [[بصره]] خارج شدند و [[گمان]] می‌کنند [[عثمان]]، [[مظلوم]] کشته شده است و [[خون]] [[عثمان]] را طلب می‌کنند. [[خداوند]]، کار ایشان را از تو [[کفایت]] کند و شرشان را به خودشان برگرداند؛ ان شاء‌الله. به [[خدا]] قسم! اگر [[نهی]] [[خداوند]] در خروج [[زنان]] از خانه‌هاشان و [[وصیت]] [[رسول خدا]] {{صل}} در زمان وفاتش نبود، هر آینه شخصاً با تو می‌آمدم؛ ولی فرزندم [[عمرو بن ابی‌سلمه]] را که از [[بهترین]] [[مردم]] نزد [[رسول خدا]] {{صل}} بود نزد تو فرستادم<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۵۵-۴۵۶.</ref> تا در [[خدمت]] شما باشد". [[حضرت]] {{ع}} نیز [[ام‌سلمه]] را مورد [[ستایش]] قرار داد و عمل او را ستود<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۰۶.</ref>.
[[ام‌سلمه]] پس از [[خدیجه]] {{س}}، [[بهترین]] [[زنان پیامبر]] به شمار می‌آید. ایشان پس از [[وفات]] [[حضرت]] {{صل}} بر [[عهد]] خود باقی ماند و تغییر و تغیّری در او حاصل نشد و همان طور که [[خدا]] امر کرده بود در خانه‌اش به سر می‌برد<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۵۶؛ جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۵، ص۲۴۶.</ref>. او به [[وصی]] [[رسول خدا]] {{صل}} کمک و از مواضعش [[دفاع]] می‌کرد و دشمنانش را می‌راند<ref>شیخ صدوق، امالی، ص۳۸۰؛ شیخ طوسی، امالی، ص۴۲۵-۴۷۹.</ref>. او پیش و پس از [[جنگ جمل]]، احتجاجاتی [[قوی]] با [[عایشه]] کرد<ref>جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۵، ص۲۴۷؛ شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۶۶-۱۶۷.</ref>. وی در زمان [[جنگ جمل]] و راه‌اندازی [[خون‌خواهی عثمان]] در [[مکه]] بود و می‌گفت: "ای [[مردم]]! شما را به [[تقوای الهی]] [[امر]] می‌کنم. اگر از [[علی]] {{ع}} [[تبعیت]] کردید، پس بدان [[راضی]] خواهید شد. به [[خدا]] قسم کسی بهتر از او در زمان شما ندیدم"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۲۴.</ref>. ایشان پس از حرکت [[طلحه]] و [[زبیر]] و [[عایشه]] به سوی [[بصره]]، نامه‌ای به [[حضرت علی]] {{ع}} نوشت و در آن، خروجشان را به اطلاع [[حضرت]] رساند. در این [[نامه]] آمده است: ".. اما بعد [[طلحه]] و [[زبیر]] و [[عایشه]] قصد سوئی دارند. آنها همراه [[عبدالله بن عامر]] به سوی [[بصره]] خارج شدند و [[گمان]] می‌کنند [[عثمان]]، [[مظلوم]] کشته شده است و [[خون]] [[عثمان]] را طلب می‌کنند. [[خداوند]]، کار ایشان را از تو [[کفایت]] کند و شرشان را به خودشان برگرداند؛ ان شاء‌الله. به [[خدا]] قسم! اگر [[نهی]] [[خداوند]] در خروج [[زنان]] از خانه‌هاشان و [[وصیت]] [[رسول خدا]] {{صل}} در زمان وفاتش نبود، هر آینه شخصاً با تو می‌آمدم؛ ولی فرزندم [[عمرو بن ابی‌سلمه]] را که از [[بهترین]] [[مردم]] نزد [[رسول خدا]] {{صل}} بود نزد تو فرستادم<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۵۵-۴۵۶.</ref> تا در [[خدمت]] شما باشد". [[حضرت]] {{ع}} نیز [[ام‌سلمه]] را مورد [[ستایش]] قرار داد و عمل او را ستود<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۰۶.</ref>.


۱۳۲٬۳۰۹

ویرایش