سقیفه بنی ساعده در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخهها
سقیفه بنی ساعده در معارف و سیره علوی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۰۳
، ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۲جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
عباس گفت: از کجا دانستی؟ | عباس گفت: از کجا دانستی؟ | ||
علی {{ع}} فرمود: به این دلیل که در این جمع) [[عثمان]] قرین و همطراز من شد، عمر در جمع (اعضای شورا) گفت: شماها باید طرفدار [[اکثریت]] باشید، اگر هردو تن از اعضا، یک تن را برگزیدند، به جمعی که [[عبد الرحمان بن عوف]] در آن است درآیید زیرا سعد با پسر عمویش [[عبد]] [[الرحمان]] [[مخالفت]] نمیکند و عبد الرحمان نیز داماد عثمان است و با یکدیگر اختلافی ندارند، با این | علی {{ع}} فرمود: به این دلیل که در این جمع) [[عثمان]] قرین و همطراز من شد، عمر در جمع (اعضای شورا) گفت: شماها باید طرفدار [[اکثریت]] باشید، اگر هردو تن از اعضا، یک تن را برگزیدند، به جمعی که [[عبد الرحمان بن عوف]] در آن است درآیید زیرا سعد با پسر عمویش [[عبد]] [[الرحمان]] [[مخالفت]] نمیکند و عبد الرحمان نیز داماد عثمان است و با یکدیگر اختلافی ندارند، با این وصف یا عبد الرحمان با عثمان [[بیعت]] میکند و خلافت را بدو میسپارد و یا بر عکس، (عمو جان) بنابراین اگر فرضا دو تن باقیمانده نیز با من موافق باشند، سودی به حال من نخواهد داشت<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۲۲۶.</ref>. | ||
امام {{ع}} به خوبی قضیه را دریافت و بدین ترتیب، با تبانی عثمان و عبد الرحمان، خلافت به عثمان رسید. نقل شده که: سعد وقاص، [[حق]] خویش را در شورا به پسر عمویش عبد الرحمان بخشید و [[طلحه]] نیز به عثمان [[تمایل]] نشان داد و حقش را به او واگذارد و تنها [[زبیر]] باقی مانده بود که به [[سود]] امام از حق خود گذشت در اینجا عبد الرحمان میبایست یا امام و یا عثمان را برگزیند؛ [[عمار]] به عبد الرحمان گفت: اگر میخواهی [[مسلمانان]] دچار [[اختلاف]] نشوند، با علی بیعت کن و [[ابن أبی سرح]] نیز به او یادآور شد اگر میخواهی [[قریش]] به اختلاف نیفتند، با عثمان بیعت نما و بدینسان، [[خلافت]] در مسیر ناصحیحی قرار گرفت و نشانههای [[انحراف]] که [[آتش]] [[تعصب]] و حزبگرایی، آنها را دامن میزد، پدیدار گشت. | امام {{ع}} به خوبی قضیه را دریافت و بدین ترتیب، با تبانی عثمان و عبد الرحمان، خلافت به عثمان رسید. نقل شده که: سعد وقاص، [[حق]] خویش را در شورا به پسر عمویش عبد الرحمان بخشید و [[طلحه]] نیز به عثمان [[تمایل]] نشان داد و حقش را به او واگذارد و تنها [[زبیر]] باقی مانده بود که به [[سود]] امام از حق خود گذشت در اینجا عبد الرحمان میبایست یا امام و یا عثمان را برگزیند؛ [[عمار]] به عبد الرحمان گفت: اگر میخواهی [[مسلمانان]] دچار [[اختلاف]] نشوند، با علی بیعت کن و [[ابن أبی سرح]] نیز به او یادآور شد اگر میخواهی [[قریش]] به اختلاف نیفتند، با عثمان بیعت نما و بدینسان، [[خلافت]] در مسیر ناصحیحی قرار گرفت و نشانههای [[انحراف]] که [[آتش]] [[تعصب]] و حزبگرایی، آنها را دامن میزد، پدیدار گشت. |