پرش به محتوا

دار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۷۵۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ اکتبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان'
جز (جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان')
جز (جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان')
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۳۹: خط ۳۹:
بعد از وقوع این معجزه [[خداوند]] به صالح امر فرمود: «به این [[مردم]] بی‌بند بار بگو خداوند مقرر فرموده، که یک [[روز]] آب رودخانه شهر مخصوص شما باشد و یک روز [[خوراک]] شتر... ولی باز مردم [[تسلیم]] امر خدا نشدند و روزی، که نوبت [[نوشیدن آب]] ناقه بود، شخصی از آن [[قوم]] به نام قدار)، آن ناقه را موقع آب خوردن - [[نوشیدن]] - پی کرد... در این موقع [[حضرت صالح]] طبق مدلول نظریات مورخین درباره آیه مورد تحقیق، به آنها خبر داد: که [[عذاب]] بر شما نازل می‌شود و علامتش این است که فردا رنگ‌های شما زرد می‌شود، روز بعد سرخ می‌گردد، روز سوم سیاه خواهد شد... روز سوم صدای مهیبی بلند... و باد [[تندی]] سخت وزیدن گرفت و آنان را هلاک ساخت و تمام [[خانه‌ها]] و [[قصور]] و آثار و ابنیه آنها را با [[خاک]] ریزه یکسان شد»<ref>سند شماره ۱، ص۴ و ۲۶۳.</ref>.
بعد از وقوع این معجزه [[خداوند]] به صالح امر فرمود: «به این [[مردم]] بی‌بند بار بگو خداوند مقرر فرموده، که یک [[روز]] آب رودخانه شهر مخصوص شما باشد و یک روز [[خوراک]] شتر... ولی باز مردم [[تسلیم]] امر خدا نشدند و روزی، که نوبت [[نوشیدن آب]] ناقه بود، شخصی از آن [[قوم]] به نام قدار)، آن ناقه را موقع آب خوردن - [[نوشیدن]] - پی کرد... در این موقع [[حضرت صالح]] طبق مدلول نظریات مورخین درباره آیه مورد تحقیق، به آنها خبر داد: که [[عذاب]] بر شما نازل می‌شود و علامتش این است که فردا رنگ‌های شما زرد می‌شود، روز بعد سرخ می‌گردد، روز سوم سیاه خواهد شد... روز سوم صدای مهیبی بلند... و باد [[تندی]] سخت وزیدن گرفت و آنان را هلاک ساخت و تمام [[خانه‌ها]] و [[قصور]] و آثار و ابنیه آنها را با [[خاک]] ریزه یکسان شد»<ref>سند شماره ۱، ص۴ و ۲۶۳.</ref>.
به هر حال: «[[ثمود]] قومی از [[اعراب]] اصیل بودند، که در [[وادی القری]]، بین [[مدینه]] و [[شام]] سکونت داشتند. اینان از بشر‌های ماقبل تاریخ‌اند، که [[تاریخ]] به جز اندکی، از اخبارشان را نقل نکرده و [[روزگار]]، آثارشان را از بین برده»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه محمد جواد حجتی کرمانی، ج۲۰، ص۱۸۷.</ref>. و آثار اندکی که از آنها باقی مانده نشان می‌دهد؛ که خانه‌های خود را در منطقه وادی القرای، سنگی و با سقف کوتاه، با درهای کوچک می‌ساختند و سرانجام بر اثر [[عصیان]]، در برابر پیامبرشان، [[خداوند]] آنان و مساکن آنها را با [[صیحه آسمانی]] از بین برد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۲۶۰.</ref>
به هر حال: «[[ثمود]] قومی از [[اعراب]] اصیل بودند، که در [[وادی القری]]، بین [[مدینه]] و [[شام]] سکونت داشتند. اینان از بشر‌های ماقبل تاریخ‌اند، که [[تاریخ]] به جز اندکی، از اخبارشان را نقل نکرده و [[روزگار]]، آثارشان را از بین برده»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه محمد جواد حجتی کرمانی، ج۲۰، ص۱۸۷.</ref>. و آثار اندکی که از آنها باقی مانده نشان می‌دهد؛ که خانه‌های خود را در منطقه وادی القرای، سنگی و با سقف کوتاه، با درهای کوچک می‌ساختند و سرانجام بر اثر [[عصیان]]، در برابر پیامبرشان، [[خداوند]] آنان و مساکن آنها را با [[صیحه آسمانی]] از بین برد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۲۶۰.</ref>
==دار==
{{متن قرآن|فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ}}<ref>«آنگاه زمین‌لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه‌شان از پا در آمدند» سوره اعراف، آیه ۷۸.</ref>.
{{متن قرآن|فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ}}<ref>«پس او را دروغگو شمردند آنگاه زلزله آنان را فرو گرفت و در خانه‌شان از پا افتادند» سوره عنکبوت، آیه ۳۷.</ref>.
===مقصود از «دار» چیست؟===
«دار» واژه‌ای است که در دو [[آیه]] تکراری سوره‌های [[اعراف]] و عنکبوت آورده شده و بیانگر نام مکان و [[روح]] مطلب در هر دو است. با خواندن [[آیات]] قبلی مشخص می‌شود که بحث در این آیات از [[شعیب]] و [[قوم]] ایشان است. به هر تقدیر از [[تبلیغاتی]] که [[مخالفان]] شعیب در برابر [[تابعان]] او می‌کردند سخن به میان آورده... در آیه بعد وضع این [[امت]] را چنین توضیح می‌دهد: هنگامی که کارشان به اینجا رسید و علاوه بر [[گمراهی]] خویش در [[گمراه]] ساختن دیگران نیز [[اصرار]] ورزیدند و هیچ‌گونه امیدی به [[ایمان آوردن]] آنها نبود [[مجازات]] [[الهی]] به [[حکم]] [[قانون]] قطع ریشه [[فساد]]، به سراغ آنها آمد»<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۱۰.</ref>.
در [[سوره عنکبوت]] هم این اتفاق می‌افتد و «حکایت می‌کند که شعیب [[مردم]] را به [[عبادت خدا]]، یعنی [[توحید]] می‌خواند... و به طوری که برخی مورخین در [[تاریخ]] [[قوم مدین]] گفته‌اند فساد انگیزی آنان در [[زمین]] عبارت بوده از [[کم فروشی]] و [[خیانت]] در کیل و وزن»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۱۹۷.</ref>.
'''ختم [[کلام]]''': «[[مدین]] شهری است در جنوب [[غربی]] [[اردن]] که امروز به نام [[معان]] خوانده می‌شود، در [[شرق]] [[خلیج عقبه]] قرار گرفته و [[حضرت شعیب]]{{ع}} و قومش در آنجا می‌زیستند»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۲۸۵.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۶۷.</ref>
==دار==
{{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ...}}<ref>«امّا او را پی کردند، و (صالح) گفت: سه روز در خانه‌های خویش برخوردار گردید (تا عذابتان برسد)؛ این وعده‌ای بی‌دروغ است» سوره هود، آیه ۶۵.</ref>.
این [[آیه]] به سرگذشت [[قوم ثمود]] اشاره دارد.
«با تمام تأکیدات [[صالح]]، [[سرکشان]] [[قوم]] [[تصمیم]] گرفتند [[ناقه]] را از بین ببرند زیرا این شتر را عامل [[نفوذ]] [[دعوت]] صالح در بین [[مردم]] و از بین رفتن [[منافع]] خود می‌دانستند. پس یکی از آنها بر ناقه تاخت و او را از پای در آورد، اما چون سایرین [[رضایت]] [[باطنی]] از این کار داشتند لذا فرمود آنها شتر را از پای در آوردند. پس صالح به آنها [[اخطار]] کرد سه [[روز]] تمام در خانه‌های خود از هر نعمتی که می‌خواهید بهره‌مند شوید اما پس از آن [[مجازات]] [[الهی]] فرا می‌رسد»<ref>خلاصه تفاسیر، ص۵۸۱.</ref>.
===قوم ثمود در کجا [[زندگی]] می‌کردند؟===
«قوم ثمود در [[سرزمین]] «[[وادی القری]]» بین [[مدینه]] و [[شام]] زندگی می‌کردند و [[شغل]] آنان [[کشاورزی]] و باغ‌داری بود [[حضرت صالح]] [[پیامبر]] برای [[هدایت]] این قوم برانگیخته شد و برای آنان شتری به عنوان [[معجزه]] آورد که آن را کشتند و به همین سبب در اثر [[عذاب]] [[صیحه آسمانی]] از پای در آمدند و صالح و [[مؤمنان]] قوم ثمود [[نجات]] یافتند»<ref>تفسیر قرآن مهر، ج۱۴، ص۲۳۲.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۶۹.</ref>
==دار==
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ...}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>.
از دید جغرافیایی، [[شناخت]] دار در این [[آیه]] نیازمند شناخت تعریف {{متن قرآن|تَبَوَّءُوا}} می‌باشد. برخی از دانشمندان در این زمینه می‌فرمایند: {{متن قرآن|تَبَوَّءُوا}} از ماده «بواء» بر وزن دواء در اصل، به معنی [[مساوات]] اجزاء مکان است و به تعبیر دیگر صاف و مرتب کردن یک مکان را «بواء» می‌گویند»<ref>استاد مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۹، ص۵۲۵.</ref>.
===به دنبال یافتن دار آیه===
[[مشرکان مکه]] در [[سال سیزدهم بعثت]] عرصه را بر [[پیامبر]] و اطرافیانش تنگ کردند. [[اولین امام]] [[شیعیان حضرت علی]]{{ع}} در بستر او خوابید و پیامبر راهی [[مدینه]] شد. «با [[فداکاری]] و جانبازی‌های [[انصار]] و [[مهاجرین]]، پایه‌های [[حکومت دینی]] در این [[شهر]]، بنیان‌گذاری شد... شتر پیامبر بر زمینی زانو زد که محل کنونی [[مسجد]] [[نبوی]] است... [[رسول خدا]] نقشه مسجد را طوری ترسیم کردند که [[قبله]] آن، رو به [[بیت المقدس]] باشد، همچنین برای مسجد، سه در قرار دادند»<ref>محمد حسن خادمی، راهنمای حج عمره، ج۳، ص۱۵ و ۲۷.</ref>.
{{متن قرآن|تَبَوَّءُوا الدَّارَ}} «تعبیر کنایه لطیفی است از این معنی که [[جمعیت]] انصار مدینه، قبل از آنکه پیامبر و [[مهاجران]] وارد این شهر شوند، زمینه‌های [[هجرت]] را فراهم کردند»<ref>تفسیر نمونه، ج۲۹، ص۵۲۵.</ref>.
با جمع‌بندی مطالب بالا پی می‌بریم که «دار» «[[مدینه النبی]]» می‌باشد که به اختصار مدینه می‌خوانند.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۷۱.</ref>
==[[دار الایمان]]==
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ...}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>.
در این [[آیه]] از محیطی سخن به میان آمده است که [[انصار]] آن را تعمیر کرده‌اند و [[ایمان]] عطف بردار است.
«[[جمعیت]] انصار [[مدینه]] قبل از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} و [[مهاجران]] وارد [[شهر]] شوند، زمینه‌های [[هجرت]] را فراهم کردند و همان‌گونه که [[تاریخ]] می‌گوید آنها دو بار در [[عقبه]] (گردنه‌ای نزدیک [[مکه]]) آمده و مخفیانه با [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[بیعت]] کردند و به صورت مبلغانی به سوی مدینه بازگشتند وقتی یکی از [[مسلمانان]] مکه را به نام [[مصعب بن عمیر]] به عنوان مبلغ همراه خود به مدینه بردند تا [[افکار عمومی]] را برای [[هجرت پیامبر]] آماده سازند.
بنابراین نه تنها خانه‌های ظاهری را آماده [[پذیرایی]] مهاجران کردند که [[خانه]] [[دل]] و [[جان]] و محیط شهر خود را تا آنجا که می‌توانستند آماده ساختند»<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۵۲۵.</ref>.
===موقعیت جغرافیایی [[دارالایمان]]===
با توجه به شرحی که آمد دارالایمان یکی از اسامی مدینه می‌باشد و «مدینه» دومین [[شهر مقدس]] [[جهان اسلام]] و در [[غرب]] [[عربستان]] است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۷۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010435.jpg|22px]] [[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|'''دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید''']]
# [[پرونده:IM010435.jpg|22px]] [[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|'''دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید''']]
# [[پرونده:IM010430.jpg|22px]] [[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|'''اماکن جغرافیایی در قرآن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش