مکر و فریبکاری در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
سخن ما در اینجا امّا، بر سر [[حیله]]گری معمول یعنی حیلهگری [[ناپسند]] است؛ از اینرو بدون تردید حیلهگری را در شمار بدترین مهالک دانسته، اجتناب از آن را در شمار [[واجبات]] میدانیم. | سخن ما در اینجا امّا، بر سر [[حیله]]گری معمول یعنی حیلهگری [[ناپسند]] است؛ از اینرو بدون تردید حیلهگری را در شمار بدترین مهالک دانسته، اجتناب از آن را در شمار [[واجبات]] میدانیم. | ||
[[محقق نراقی]] چه [[نیکو]] در این زمینه فرموده است: {{عربی|ثم المکر من المهلکات العظیمة، لأنه أظهر صفات الشیطان، و المتصف به أعظم جنوده. و معصیته أشد من معصیة إصابة المکروه إلی الغیر فی العلانیة؛ إذ المطلع بإرادة الغیر ایذائه یحتاط و یحافظ نفسه عنه، فربما دفع اذیته؛ و أما الغافل فلیس فی [[مقام]] الاحتیاط، لظنه ان هذا المکار المحیل [[محب]] و ناصح له، فیصل الیه ضره و کیده فی [[لباس]] الصداقه و المحبة}}<ref>جامع السَّعادات، ج ۱، ص ۳۲۸.</ref>؛ ایشان در این عبارات، نخست به اینکه حقّهبازی در شمار بدترین مهالک قرار دارد، اشاره و علّت آن را در این جستجو میکند که حیلهگری، نخستین و بارزترین صفت [[شیطان]] است؛ از اینرو هرکس به این صفت آلوده شود، در شمار [[برترین]] [[یاران]] او قرار میگیرد؛ آنگاه اشاره میکند که [[گناه]] خدعه، بالاتر از گناه ضرر رساندن به دیگران بهصورت | [[محقق نراقی]] چه [[نیکو]] در این زمینه فرموده است: {{عربی|ثم المکر من المهلکات العظیمة، لأنه أظهر صفات الشیطان، و المتصف به أعظم جنوده. و معصیته أشد من معصیة إصابة المکروه إلی الغیر فی العلانیة؛ إذ المطلع بإرادة الغیر ایذائه یحتاط و یحافظ نفسه عنه، فربما دفع اذیته؛ و أما الغافل فلیس فی [[مقام]] الاحتیاط، لظنه ان هذا المکار المحیل [[محب]] و ناصح له، فیصل الیه ضره و کیده فی [[لباس]] الصداقه و المحبة}}<ref>جامع السَّعادات، ج ۱، ص ۳۲۸.</ref>؛ ایشان در این عبارات، نخست به اینکه حقّهبازی در شمار بدترین مهالک قرار دارد، اشاره و علّت آن را در این جستجو میکند که حیلهگری، نخستین و بارزترین صفت [[شیطان]] است؛ از اینرو هرکس به این صفت آلوده شود، در شمار [[برترین]] [[یاران]] او قرار میگیرد؛ آنگاه اشاره میکند که [[گناه]] خدعه، بالاتر از گناه ضرر رساندن به دیگران بهصورت آشکار است؛ چه به هنگام خدعهورزی چه بسا فردْ بدون آنکه از [[نیّت]] سوء [[حیله]]گران [[آگاه]] باشد، به آنان [[اعتماد]] نموده [[فریب]] خواهد خورد. در دیگر ضرررسانیها امّا، نه چنان است؛ چه هوشیاریِ افراد دستخوش بازی نشده ممکن است آنان را از چنین دامهائی رهائی بخشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹۳.</ref>. | ||
[[حضرت حق]] در این زمنیه میفرماید: {{متن قرآن|يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}}<ref>«با خداوند و با کسانی که ایمان دارند فریب میورزند در حالی که جز خود را نمیفریبند و در نمییابند به دل بیمارییی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود؛ و برای دروغی که میگفتند عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۹-۱۰.</ref>. | [[حضرت حق]] در این زمنیه میفرماید: {{متن قرآن|يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}}<ref>«با خداوند و با کسانی که ایمان دارند فریب میورزند در حالی که جز خود را نمیفریبند و در نمییابند به دل بیمارییی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود؛ و برای دروغی که میگفتند عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۹-۱۰.</ref>. | ||
خدعهورزی در شمار [[افعال]] منافقانه نیز قرار میگیرد؛ از اینرو [[گناه]] آن بزرگتر از عملی است که بدون [[حیله]]گری بهصورت | خدعهورزی در شمار [[افعال]] منافقانه نیز قرار میگیرد؛ از اینرو [[گناه]] آن بزرگتر از عملی است که بدون [[حیله]]گری بهصورت آشکار انجام میشود. از اینرو اگر بی گناهی را آشکارا به خوردن سَم وادار نمایند، [[گناه]] [[قتل]] [[نفس]] متحقّق شده است؛ امّا اگر کسی را بدون آنکه خود بداند، [[فریب]] داده به خوردن ظرفی از سَم وادار نمایند، هم [[قتل]] [[نفس]] انجام شده و هم [[نفاق]] صورت پذیرفته است! آنچه خلفای ناشایست بنیعبّاس در [[حق]] ائمّه هدی {{عم}} و برخی از [[اولیاء]] [[حضرت حق]] انجام میدادند، در همین شمار بود؛ اینان [[قاتلان]] [[منافق]] صفت بودند و [[نفاق]] در پستترین مراتب [[آتش]] قرار دارد! از اینرو میتوان گفت: مکرورزی و خدعهبازی در شمار پستترین [[رذائل اخلاقی]] قرار دارد و آنکس که خود را به این صفات آلوده باشد در صف [[منافقان]] نشسته است. در ابتدای سوره [[مبارکه]] بقره به این موضوع اینگونه اشاره شده است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا }}<ref>«و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند با خداوند و با کسانی که ایمان دارند فریب میورزند در حالی که جز خود را نمیفریبند و در نمییابند» سوره بقره، آیه ۸-۹.</ref> و در سوره [[منافقین]] نیز به وضوح امر شده تا از آنان دوری گزیده اجتناب شود: {{متن قرآن|فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«از آنها دوری گزین! خدایشان لعنت کناد! چگونه (از حق) بازگر» سوره منافقون، آیه ۴.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹۴.</ref> | ||
از اینروست که [[خداوند]]، مردانی که پس از [[طلاق]]، مکّارانه به [[همسر]] خویش [[رجوع]] مینمایند تا او را از مَهر خویش بازدارند را، بگونهای ترسیم مینمایند که گوئی آنان [[آیات]] [[خداوند]] را به [[استهزاء]] و تمسخر گرفتهاند: {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خدا» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>. | از اینروست که [[خداوند]]، مردانی که پس از [[طلاق]]، مکّارانه به [[همسر]] خویش [[رجوع]] مینمایند تا او را از مَهر خویش بازدارند را، بگونهای ترسیم مینمایند که گوئی آنان [[آیات]] [[خداوند]] را به [[استهزاء]] و تمسخر گرفتهاند: {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خدا» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>. | ||