اکمال دین: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
اکمال به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شیء است، بهگونهای که آنچه غرض از شیء در آن است حاصل شود و '''اکمال دین'''، کامل کردن آن با افزودن فریضهای به آن است. موضوع اکمال دین، در [[آیه ۳ سوره مائده]] و بعد از آنکه [[پیامبر خاتم]] {{صل}}، [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را به [[جانشین]] معرفی کردند نازل شد و نتیجه آن [[ناامیدی]] [[کافران]] و [[ایمنی]] [[مؤمنان]] از آنان و [[راضی شدن]] [[خدا]] از [[دین]] بودن [[اسلام]] بود. | اکمال به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شیء است، بهگونهای که آنچه غرض از شیء در آن است حاصل شود و '''اکمال دین'''، کامل کردن آن با افزودن فریضهای به آن است. موضوع اکمال دین، در [[آیه ۳ سوره مائده]] و بعد از آنکه [[پیامبر خاتم]] {{صل}}، [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را به [[جانشین]] معرفی کردند نازل شد و نتیجه آن [[ناامیدی]] [[کافران]] و [[ایمنی]] [[مؤمنان]] از آنان و [[راضی شدن]] [[خدا]] از [[دین]] بودن [[اسلام]] بود. | ||
== | == معناشناسی == | ||
اکمال" و کمال در لغت به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شیء<ref>المصباح، ص ۵۴۱، "کمل".</ref> است، بهگونهای که آنچه غرض از شیء در آن است حاصل شود<ref>مفردات، ص ۷۲۶، "کمل".</ref>. غالب لغویان کمال را به معنای تمام دانستهاند<ref> لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۵۷؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۱۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۵، ص ۶۶۷، "کمل".</ref>، ولی میتوان گفت گرچه معنای کمال و تمام به هم نزدیک و هر دو به معنای تحقق همه اجزای چیزی هستند؛ اما تمام در جایی بهکار میرود که اجزای شیء به [[تنهایی]] اثری نداشته و اثر بر مجموع اجزای مترتب است؛ مانند یک [[روز]] [[روزه]] که اجزای آن همه یک روز را فرامیگیرد و اگر یک جزء آن مفقود شود یعنی شخص در بخشی از روز مرتکب مفطرات گردد، کل روزه [[باطل]] شده و بخشهای دیگر آن نیز بیاثر میشود و کمال در جایی بهکار میرود که هر یک از اجزا اثر خود را دارند و مجموع اجزا نیز اثر خود را دارد؛ مانند روزههای [[ماه رمضان]] که هریک از آنها و همچنین مجموع آنها، هر یک اثر ویژه خود را دارد<ref> المیزان، ج ۵، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۰؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۳۴۶.</ref>. | اکمال" و کمال در لغت به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شیء<ref>المصباح، ص ۵۴۱، "کمل".</ref> است، بهگونهای که آنچه غرض از شیء در آن است حاصل شود<ref>مفردات، ص ۷۲۶، "کمل".</ref>. غالب لغویان کمال را به معنای تمام دانستهاند<ref> لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۵۷؛ مقاییس اللغه، ج ۵، ص ۱۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۵، ص ۶۶۷، "کمل".</ref>، ولی میتوان گفت گرچه معنای کمال و تمام به هم نزدیک و هر دو به معنای تحقق همه اجزای چیزی هستند؛ اما تمام در جایی بهکار میرود که اجزای شیء به [[تنهایی]] اثری نداشته و اثر بر مجموع اجزای مترتب است؛ مانند یک [[روز]] [[روزه]] که اجزای آن همه یک روز را فرامیگیرد و اگر یک جزء آن مفقود شود یعنی شخص در بخشی از روز مرتکب مفطرات گردد، کل روزه [[باطل]] شده و بخشهای دیگر آن نیز بیاثر میشود و کمال در جایی بهکار میرود که هر یک از اجزا اثر خود را دارند و مجموع اجزا نیز اثر خود را دارد؛ مانند روزههای [[ماه رمضان]] که هریک از آنها و همچنین مجموع آنها، هر یک اثر ویژه خود را دارد<ref> المیزان، ج ۵، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۰؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۳۴۶.</ref>. | ||
"[[دین]]" در اصطلاح، جمیع آنچه [[خدا]] به [[قیام]] بر آن امر کرده<ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref> و مجموع [[عقاید]] و [[احکام]] [[تشریع]] شده از سوی [[خداوند]] است<ref>تفسیر المنار، ج ۶، ص ۱۶۶؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref> و "اکمال دین"، کامل کردن آن با افزودن فریضهای به آن است و مقتضای باب اِفعال آن است که این کامل کردن به صورت دفعی باشد؛ نه تدریجی<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref>. | "[[دین]]" در اصطلاح، جمیع آنچه [[خدا]] به [[قیام]] بر آن امر کرده<ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۴.</ref> و مجموع [[عقاید]] و [[احکام]] [[تشریع]] شده از سوی [[خداوند]] است<ref>تفسیر المنار، ج ۶، ص ۱۶۶؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref> و "اکمال دین"، کامل کردن آن با افزودن فریضهای به آن است و مقتضای باب اِفعال آن است که این کامل کردن به صورت دفعی باشد؛ نه تدریجی<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref>. | ||
== اکمال دین در قرآن == | |||
{{اصلی|آیه اکمال دین}} | |||
موضوع اکمال دین در [[قرآن]] تنها یک بار و در [[آیه]] {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref>«امروز دینتان را کامل بر شما تمام کردم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>. تصریح شده است، گرچه در [[آیات]] متعددی مانند: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و دیگر [[اهلبیت]] {{ع}} بیان شده است<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | موضوع اکمال دین در [[قرآن]] تنها یک بار و در [[آیه]] {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref>«امروز دینتان را کامل بر شما تمام کردم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>. تصریح شده است، گرچه در [[آیات]] متعددی مانند: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و دیگر [[اهلبیت]] {{ع}} بیان شده است<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۴: | ||
# در [[روز عرفه]] [[سال دهم هجری]]، با نزول این [[آیه]] کامل شدن [[دین]] اعلام گشت<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲.</ref>. این نظریه، قول بسیاری از [[مفسران اهل سنت]] است. آنان در بیان عامل [[اکمال دین]] اموری را ذکر کردهاند؛ مانند: نزول همه [[فرایض]] و [[حلال و حرام]] یا بخش عمده آن و تبیین [[قوانین]] [[قیاس]] و [[اجتهاد]]<ref> الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳.</ref>، کفایت امر [[دشمنان]] و [[غلبه]] [[مسلمانان]] بر آنان<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ التفسیرالکبیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref>، اکمال [[حج]] و [[خالص]] شدن [[مکه]] برای مسلمانان و بیرون رفتن مشرکان از آن<ref>جامعالبیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۷ـ۱۰۹؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص ۲۷۴.</ref>، داخل شدن عربها در اسلام<ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۶، ص ۱۰۵؛ روض الجنان، ج ۶، ص ۲۴۳.</ref> و... . | # در [[روز عرفه]] [[سال دهم هجری]]، با نزول این [[آیه]] کامل شدن [[دین]] اعلام گشت<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲.</ref>. این نظریه، قول بسیاری از [[مفسران اهل سنت]] است. آنان در بیان عامل [[اکمال دین]] اموری را ذکر کردهاند؛ مانند: نزول همه [[فرایض]] و [[حلال و حرام]] یا بخش عمده آن و تبیین [[قوانین]] [[قیاس]] و [[اجتهاد]]<ref> الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳.</ref>، کفایت امر [[دشمنان]] و [[غلبه]] [[مسلمانان]] بر آنان<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ التفسیرالکبیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref>، اکمال [[حج]] و [[خالص]] شدن [[مکه]] برای مسلمانان و بیرون رفتن مشرکان از آن<ref>جامعالبیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۷ـ۱۰۹؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص ۲۷۴.</ref>، داخل شدن عربها در اسلام<ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۶، ص ۱۰۵؛ روض الجنان، ج ۶، ص ۲۴۳.</ref> و... . | ||
برخی گفتهاند: [[دین خدا]] هیچ گاه ناقص نبود، بلکه همواره کامل بود؛ ولی چون در معرض [[نسخ]] و زیاد شدن بود، زمانی که دیگر احتمال نسخ و زیادی منتفی شد، میتوان آن را به کامل شدن وصف کرد<ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۵؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص ۲۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref>. برخی دیگر با پذیرش اینکه [[دین]] در ابتدا ناقص بوده و در پایان کامل شده است گفتهاند: این مطلب درست نیست که همواره [[نقص]]، [[عیب]] است، زیرا بسیاری از نقصها عیب نیست؛ مانند نقصان ماه، نقصان [[نماز]] مسافر، نقصان دوران حیض، نقصان دوران بارداری و...<ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲ ـ ۴۳.</ref><ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref> | برخی گفتهاند: [[دین خدا]] هیچ گاه ناقص نبود، بلکه همواره کامل بود؛ ولی چون در معرض [[نسخ]] و زیاد شدن بود، زمانی که دیگر احتمال نسخ و زیادی منتفی شد، میتوان آن را به کامل شدن وصف کرد<ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۵؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص ۲۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref>. برخی دیگر با پذیرش اینکه [[دین]] در ابتدا ناقص بوده و در پایان کامل شده است گفتهاند: این مطلب درست نیست که همواره [[نقص]]، [[عیب]] است، زیرا بسیاری از نقصها عیب نیست؛ مانند نقصان ماه، نقصان [[نماز]] مسافر، نقصان دوران حیض، نقصان دوران بارداری و...<ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲ ـ ۴۳.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref> | ||
== آثار اکمال دین == | == آثار اکمال دین == | ||
با توجه به تحلیل [[مفسران]]، میتوان دو اثر برای اکمال دین، از [[قرآن کریم]] استفاده کرد: | با توجه به تحلیل [[مفسران]]، میتوان دو اثر برای اکمال دین، از [[قرآن کریم]] استفاده کرد: | ||
# '''[[ناامیدی]] [[کافران]] و [[ایمنی]] [[مؤمنان]] از آنان:''' با اکمال دین و اعلام [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}}، کافران از نابود کردن [[اسلام]] [[ناامید]] شدند<ref>الکاشف، ج۳، ص۱۵؛ روضالجنان، ج۶، ص ۲۴۴؛ اطیب البیان، ج ۴، ص ۲۹۸.</ref> و [[مسلمانان]] از این ناحیه ایمن گشتند و دیگر هراسی از [[کید]] آنان نبود: {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ}}<ref>«امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید!» سوره مائده، آیه ۳.</ref>. شایان ذکر است که در این [[آیه شریفه]]، پس از اعلام مطلب فوق به مسلمانان [[فرمان]] داده شده تا از [[خدا]] بترسند و این بدان معناست که گرچه دیگر کافران نمیتوانند در دین مسلمانان رخنه کنند، خود مسلمانان ممکن است به این [[فریضه الهی]] یعنی ولایت امیرمؤمنان {{ع}} اهمیت نداده و در مورد این امر از خدا نترسند و در نتیجه در [[دین حق]] رخنه ایجاد شود و این تهدیدی برای مسلمانان و نوعی [[پیشگویی]] نسبت به [[آینده]] آنان و [[اعراض]] آنان از ولایت است<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷۷ ـ ۱۷۹؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۹۰۱، ۹۱۴، «امامت».</ref>. | # '''[[ناامیدی]] [[کافران]] و [[ایمنی]] [[مؤمنان]] از آنان:''' با اکمال دین و اعلام [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}}، کافران از نابود کردن [[اسلام]] [[ناامید]] شدند<ref>الکاشف، ج۳، ص۱۵؛ روضالجنان، ج۶، ص ۲۴۴؛ اطیب البیان، ج ۴، ص ۲۹۸.</ref> و [[مسلمانان]] از این ناحیه ایمن گشتند و دیگر هراسی از [[کید]] آنان نبود: {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ}}<ref>«امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید!» سوره مائده، آیه ۳.</ref>. شایان ذکر است که در این [[آیه شریفه]]، پس از اعلام مطلب فوق به مسلمانان [[فرمان]] داده شده تا از [[خدا]] بترسند و این بدان معناست که گرچه دیگر کافران نمیتوانند در دین مسلمانان رخنه کنند، خود مسلمانان ممکن است به این [[فریضه الهی]] یعنی ولایت امیرمؤمنان {{ع}} اهمیت نداده و در مورد این امر از خدا نترسند و در نتیجه در [[دین حق]] رخنه ایجاد شود و این تهدیدی برای مسلمانان و نوعی [[پیشگویی]] نسبت به [[آینده]] آنان و [[اعراض]] آنان از ولایت است<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷۷ ـ ۱۷۹؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۹۰۱، ۹۱۴، «امامت».</ref>. | ||
# '''[[راضی شدن]] خدا از دین بودن اسلام:''' آنگاه که [[دین الهی]] با اعلام [[ولایت امام علی]] {{ع}} کامل و [[نعمت]] [[حق]] تمام گشت، [[خداوند]] اسلام را به عنوان دین برای مسلمانان پسندید: {{متن قرآن|وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref><ref> المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲؛ من وحی القرآن، ج ۸، ص ۴۵ ـ ۴۶.</ref> واضح است که مقصود از [[آیه]] این نیست که اسلام همان اسلام سابق است، ولی نظر خدا دگرگون شده، بلکه مقصود این است که چون اکنون [[اسلام]] به حد کمال و حد تمام رسید، این همان [[دین]] مورد [[رضایت الهی]] است<ref>مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۰، «امامت».</ref><ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref> | # '''[[راضی شدن]] خدا از دین بودن اسلام:''' آنگاه که [[دین الهی]] با اعلام [[ولایت امام علی]] {{ع}} کامل و [[نعمت]] [[حق]] تمام گشت، [[خداوند]] اسلام را به عنوان دین برای مسلمانان پسندید: {{متن قرآن|وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref><ref> المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲؛ من وحی القرآن، ج ۸، ص ۴۵ ـ ۴۶.</ref> واضح است که مقصود از [[آیه]] این نیست که اسلام همان اسلام سابق است، ولی نظر خدا دگرگون شده، بلکه مقصود این است که چون اکنون [[اسلام]] به حد کمال و حد تمام رسید، این همان [[دین]] مورد [[رضایت الهی]] است<ref>مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۰، «امامت».</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||